بحث:مسجد النبی: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۸۰۳ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۶ اکتبر ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۶۲: خط ۶۲:


==[[مسجد النبی]]{{صل}}==
==[[مسجد النبی]]{{صل}}==
[[مسجد]] [[تاریخی]] [[مدینه]] است که در قسمت شرقی (و در وسط) [[شهر مدینه]] بنا شده است. شریف‌ترین مسجد پس از [[مسجدالحرام]]، [[مسجد پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} در [[مدینه منوره]] است. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: یک [[نماز]] در مسجد من ثوابش برابر با هزار نماز در دیگر [[مساجد]] است، مگر مسجدالحرام<ref>کافی، ج۴، ص۵۵۶.</ref>.
[[فضایل]] مسجد؛ [[افضل]] مساجد [[جهان]] (بعد از مسجدالحرام) است. طبق [[روایت]] نماز در آن معادل ده هزار نماز در جای دیگر است در بر دارنده [[روضة النبی]] در [[دل]] خود است که [[باغی]] از باغ‌های [[بهشت]] است.
[[آداب]] مسجد؛ [[غسل]] (ورود و [[زیارت]]) کردن، [[عطر]] و [[بوی خوش]] استعمال نمودن، با [[لباس تمیز]] عازم [[حرم]] [[نبوی]] شدن، با قدم‌های کوتاه و سر به زیر رفتن، از باب [[نساء]] وارد شدن ([[زنان]])، از باب [[جبرئیل]] وارد شدن (مردان)، [[اذن دخول]] به حرم نبوی را خواندن، در ورود با [[صلوات]] پای راست را مقدم داشتن، دو رکعت نماز [[تحیت]] مسجد نبوی را به جای آوردن، نمازهای [[فریضه]] را در وقت خود به جای آوردن، در [[محراب]] پیامبر اکرم{{صل}} [[نماز خواندن]]، نزد [[منبر]] نبوی رفتن و آن منبر [[محترم]] را لمس کردن، نزد [[مقام جبرئیل]] (و نیز برخی ستون‌های خاص) رفتن، نزد [[مزار]] [[رسول اکرم]]{{صل}} [[دعا]] و [[حمد]] [[خدا]] نمودن، از جانب [[والدین]] و [[دوستان]] خود به [[رسول خدا]]{{صل}} [[سلام دادن]]، زیارت [[حضرت فاطمه]]{{س}} را به جای آوردن، در تمام مراحل زیارت [[حضور قلب]] داشتن و [[استغفار]] نمودن، هنگام خروج از مسجد به رسول خدا{{صل}} صلوات فرستادن.
اجزاء و اماکن مسجد؛ باب‌ها، حجره‌ها، روضة النبی، ستون‌ها، صفه، [[قبه]]، محراب‌ها، [[مقام]] [[بلال]]، مقام جبرئیل، مکان، جنائز، مناره‌ها، منبر نبوی، مزوله و....
پیامبر اکرم{{صل}} از [[روز]] [[دوشنبه]] [[دوازدهم ربیع الاول]] تا [[روز جمعه]] شانزدهم همان ماه در [[قریه]] [[قبا]] مانده و پس از پایان بنای مسجد رهسپار مدینه شدند<ref>سیرة النبویه، ابن هشام، ج۱، ص۴۹۴؛ بعضی گفته‌اند: چهارده شب در قبا مانده‌اند. (بحارالانوار مجلسی، ج۱۹، ص۱۰۶).</ref>. تقریباً در فاصله یک کیلومتری [[مسجد قبا]] به سمت [[مدینه]]، آن حضرت در [[ظهر]] [[جمعه]] به محل سکونت [[قبیله]] «[[بنی سالم بن عوف]]» رسیده و [[نماز جمعه]] را در [[مسجد]] آنان اقامه فرمودند که آن مسجد بعد از این [[نماز]] به «[[مسجد جمعه]]» اشتهار یافت. برخی می‌گویند این نخستین نماز جمعه‌ای بود که در مدینه خوانده شد. «[[عتبان بن مالک]]» و «[[عباس بن عباده]]» از [[بنی سالم]] تقاضا کردند آن حضرت در میان قبیله آنان بماند، ایشان نیز می‌فرمودند راه شتر را بازگذارید که او [[مأمور]] است. [[رسول خدا]]{{صل}} این مسافت کوتاه تا داخل [[شهر]] با تقاضاهای [[زیاد]] [[قبایل]] «[[بنی‌بیاضه]]»، «[[بنی‌ساعده]]»، «[[بنی‌حارث بن خزرج]]» و «[[بنی عدی بن نجار]]»، روبه‌رو شده و در [[پاسخ‌گویی]] به این همه [[شور]] و [[اشتیاق]] [[انتخاب]] را ناچار به [[تقدیر الهی]] سپرده و فرمودند: {{متن حدیث|خَلُّوا سَبِيلَهَا فَإِنَّهَا مَأْمُورَةٌ}} راه شتر را بازگزارید که او مأمور است.
پیامبر اکرم{{صل}} از [[روز]] [[دوشنبه]] [[دوازدهم ربیع الاول]] تا [[روز جمعه]] شانزدهم همان ماه در [[قریه]] [[قبا]] مانده و پس از پایان بنای مسجد رهسپار مدینه شدند<ref>سیرة النبویه، ابن هشام، ج۱، ص۴۹۴؛ بعضی گفته‌اند: چهارده شب در قبا مانده‌اند. (بحارالانوار مجلسی، ج۱۹، ص۱۰۶).</ref>. تقریباً در فاصله یک کیلومتری [[مسجد قبا]] به سمت [[مدینه]]، آن حضرت در [[ظهر]] [[جمعه]] به محل سکونت [[قبیله]] «[[بنی سالم بن عوف]]» رسیده و [[نماز جمعه]] را در [[مسجد]] آنان اقامه فرمودند که آن مسجد بعد از این [[نماز]] به «[[مسجد جمعه]]» اشتهار یافت. برخی می‌گویند این نخستین نماز جمعه‌ای بود که در مدینه خوانده شد. «[[عتبان بن مالک]]» و «[[عباس بن عباده]]» از [[بنی سالم]] تقاضا کردند آن حضرت در میان قبیله آنان بماند، ایشان نیز می‌فرمودند راه شتر را بازگذارید که او [[مأمور]] است. [[رسول خدا]]{{صل}} این مسافت کوتاه تا داخل [[شهر]] با تقاضاهای [[زیاد]] [[قبایل]] «[[بنی‌بیاضه]]»، «[[بنی‌ساعده]]»، «[[بنی‌حارث بن خزرج]]» و «[[بنی عدی بن نجار]]»، روبه‌رو شده و در [[پاسخ‌گویی]] به این همه [[شور]] و [[اشتیاق]] [[انتخاب]] را ناچار به [[تقدیر الهی]] سپرده و فرمودند: {{متن حدیث|خَلُّوا سَبِيلَهَا فَإِنَّهَا مَأْمُورَةٌ}} راه شتر را بازگزارید که او مأمور است.
سرانجام «القصوه» پس از عبور از بین قبایل مختلف، در میان خانه‌های «[[بنی مالک بن نجار]]» و کنار [[خانه]] «[[ابوایوب انصاری]]» زانو زد و این [[سعادت]] بزرگ نصیب این [[مرد]] [[الهی]] شد. زمینی را که شتر در آن زانو زد، متصل به خانه [[ابو ایوب انصاری]] بود که به عنوان «مربد» و محل خشکانیدن خرما مورد استفاده واقع شده و متعلق به دو [[یتیم]] از قبیله «[[بنی نجار]]» به نام‌های «سهل و [[سهیل]]» [[فرزندان]] عمرو بود. این دو در [[پناه]] و [[حمایت]] «[[معاذ بن عفراء]]» قرار داشتند<ref>سیرة النبویه، ابن هشام، ج۱، ص۴۹۵؛ اخبار مدینة الرسول، ابن نجار، ص۲۵.</ref>. آن حضرت این [[زمین]] را به رغم [[اصرار]] صاحبان آنکه از [[جان]] و [[دل]] بر [[پیامبر]]{{صل}} هبه می‌نمودند به ده دینار خریدند<ref>طبقات الکبری، ابن سعد، ج۱، ص۲۳۹.</ref> و مسجدی را پایه‌گذاری کردند که نه تنها در [[زمان]] [[حیات]] ایشان [[شاهد]] حوادث مهم و سرنوشت‌ساز بود، بلکه در طول قرن‌های متمادی، کانون وقایع تعیین کننده فراوانی در [[جهان اسلام]] بوده است.
سرانجام «القصوه» پس از عبور از بین قبایل مختلف، در میان خانه‌های «[[بنی مالک بن نجار]]» و کنار [[خانه]] «[[ابوایوب انصاری]]» زانو زد و این [[سعادت]] بزرگ نصیب این [[مرد]] [[الهی]] شد. زمینی را که شتر در آن زانو زد، متصل به خانه [[ابو ایوب انصاری]] بود که به عنوان «مربد» و محل خشکانیدن خرما مورد استفاده واقع شده و متعلق به دو [[یتیم]] از قبیله «[[بنی نجار]]» به نام‌های «سهل و [[سهیل]]» [[فرزندان]] عمرو بود. این دو در [[پناه]] و [[حمایت]] «[[معاذ بن عفراء]]» قرار داشتند<ref>سیرة النبویه، ابن هشام، ج۱، ص۴۹۵؛ اخبار مدینة الرسول، ابن نجار، ص۲۵.</ref>. آن حضرت این [[زمین]] را به رغم [[اصرار]] صاحبان آنکه از [[جان]] و [[دل]] بر [[پیامبر]]{{صل}} هبه می‌نمودند به ده دینار خریدند<ref>طبقات الکبری، ابن سعد، ج۱، ص۲۳۹.</ref> و مسجدی را پایه‌گذاری کردند که نه تنها در [[زمان]] [[حیات]] ایشان [[شاهد]] حوادث مهم و سرنوشت‌ساز بود، بلکه در طول قرن‌های متمادی، کانون وقایع تعیین کننده فراوانی در [[جهان اسلام]] بوده است.
خط ۹۵: خط ۹۰:
از جمله رویدادهای مهم دیگری که [[مسجدالنبی]]{{صل}} در آن سال‌ها [[شاهد]] آن بود، «[[اعلان]] [[بسیج عمومی]]» [[مسلمانان]] برای [[دفاع از اسلام]] نوپای آن روز و [[پاسخ‌گویی]] به [[آزار]] و [[ایذاء]] و [[ظلم و ستم]] وارده از سوی [[مشرکان]] بود. [[خداوند تبارک و تعالی]] با [[نزول]] آیاتی، [[کارزار]] با مشرکان را که پیامبرش را به ترک [[خانه]] و کاشانه خود وادار کرده و هر روز بر آزار و [[اذیت]] پیروانش می‌افزودند تجویز فرمود. [[مسجد النبی]]{{صل}} در پی این [[فرمان الهی]]، پایگاه [[فرماندهی]] و [[بسیج]] نیرو و تسلیح [[مجاهدان فی سبیل الله]] برای [[نبرد]] سرنوشت‌ساز «[[بدر]]» گردید. سرانجام نیز به رغم عِدّه و عُدّه [[برتر]] [[دشمن]] و کمی ساز و برگ [[جنگی]] و نیروی رزمی مسلمانان، به مصداق [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ}}<ref>«بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است» سوره بقره، آیه ۲۴۹.</ref>، [[سپاهیان اسلام]] با [[پیروزی]] [[قطعی]] بازگشته و در همین مسجد با [[اقامه نماز]]، در آستان [[ربوبی]] به [[شکر]] و [[سپاس]] ایستادند. در سال‌های بعد نیز این مسجد بارها شاهد بسیج عمومی [[رزمندگان]] [[اسلام]] برای نبرد با [[کفار]] و مشرکان بوده است. در همین مسجد «وفود» و گروه‌های مختلف برای [[پذیرش اسلام]] به [[خدمت]] پیامبر{{صل}} رسیده و ده‌ها حادثه دیگر که ذکر آنها در گنجایش این مختصر نیست<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، ص۲۳۶.</ref>. در [[حال]] حاضر نرده‌های فلزی طلایی رنگ که در جنوب مسجد - سمت [[قبله]] - قرار دارد و از شرق تا غرب [[مسجد]] است، حد جنوبی مسجد [[زمان رسول خدا]]{{صل}} است؛ چنان که ستون‌های [[نصب]] شده توسط [[سلطان]] عبدالمجید [[عثمانی]] در انتهای [[رواق]] نخست مسجد که مشرف بر حیاط اول است، حد شمالی [[مسجد النبی]] می‌باشد. این ستون‌ها در برابر باب النساء قرار دارد. حد شرقی مسجد در سمت [[مدفن]] [[پیامبر]]{{صل}} پنجمین ستون در سمت چپ [[منبر]] و به قدر چهار ذرع، داخل در محلی است که شبکه‌های فلزی دور آن کشیده شده و مدفن پیامبر{{صل}} است. در واقع، بخش کوچکی از [[زمین]] مسجد اصلی، در سمت شرق، داخل در محدوده [[حجره]] شریفه قرار گرفته است. اما حد [[غربی]] مسجد، پنجمین ستون راست منبر در سمت غرب است که در [[حال]] حاضر روی ستون‌های آن قسمت نوشته شده است: {{عربی|حد مسجد النبي}}. در شمال نیز حد آن ابتدای حیاط نخست مسجد می‌باشد. در مجموع مقدار ده ستون در ده ستون حد [[مسجدالنبی]] است. ستون‌های مزبور سه رنگ است. در قسمت اصلی رنگ ستون‌ها، محدوده [[روضه]] را از دیدگاه [[اهل سنت]] نشان می‌دهد. نوعی دیگر از ستون‌ها که متفاوت با دسته نخست است، حد مسجد را تا سال هفتم معین می‌کند و تا ده ستون حد مسجد تا [[سال دهم هجرت]] را مشخص می‌سازد. یکی از بناهایی که همزمان با ساختن مسجد احداث شد، دو حجره - یا به تعبیر امروزین، [[خانه]] - در دیواره شرقی مسجد بود. این دو حجره برای سکونت [[رسول خدا]]{{صل}} و همسرانش [[سوده]] و [[عایشه]] ساخته شده بود. بعدها بر تعداد این [[حجرات]] افزودند. [[اصحاب]] دیگر نیز هر کدام که [[توانایی]] داشتند، حجرهای در کنار مسجد ساختند. آنها درهایی به مسجد داشتند و در وقت [[نماز]] از همان در وارد می‌شدند. اما در سال سوم دستور داده شد تا این درها بسته شود، مگر در [[خانه امام علی]]{{ع}}<ref>آثار اسلامی مکه و مدینه، رسول جعفریان، ص۲۰۵.</ref>.
از جمله رویدادهای مهم دیگری که [[مسجدالنبی]]{{صل}} در آن سال‌ها [[شاهد]] آن بود، «[[اعلان]] [[بسیج عمومی]]» [[مسلمانان]] برای [[دفاع از اسلام]] نوپای آن روز و [[پاسخ‌گویی]] به [[آزار]] و [[ایذاء]] و [[ظلم و ستم]] وارده از سوی [[مشرکان]] بود. [[خداوند تبارک و تعالی]] با [[نزول]] آیاتی، [[کارزار]] با مشرکان را که پیامبرش را به ترک [[خانه]] و کاشانه خود وادار کرده و هر روز بر آزار و [[اذیت]] پیروانش می‌افزودند تجویز فرمود. [[مسجد النبی]]{{صل}} در پی این [[فرمان الهی]]، پایگاه [[فرماندهی]] و [[بسیج]] نیرو و تسلیح [[مجاهدان فی سبیل الله]] برای [[نبرد]] سرنوشت‌ساز «[[بدر]]» گردید. سرانجام نیز به رغم عِدّه و عُدّه [[برتر]] [[دشمن]] و کمی ساز و برگ [[جنگی]] و نیروی رزمی مسلمانان، به مصداق [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ}}<ref>«بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است» سوره بقره، آیه ۲۴۹.</ref>، [[سپاهیان اسلام]] با [[پیروزی]] [[قطعی]] بازگشته و در همین مسجد با [[اقامه نماز]]، در آستان [[ربوبی]] به [[شکر]] و [[سپاس]] ایستادند. در سال‌های بعد نیز این مسجد بارها شاهد بسیج عمومی [[رزمندگان]] [[اسلام]] برای نبرد با [[کفار]] و مشرکان بوده است. در همین مسجد «وفود» و گروه‌های مختلف برای [[پذیرش اسلام]] به [[خدمت]] پیامبر{{صل}} رسیده و ده‌ها حادثه دیگر که ذکر آنها در گنجایش این مختصر نیست<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، ص۲۳۶.</ref>. در [[حال]] حاضر نرده‌های فلزی طلایی رنگ که در جنوب مسجد - سمت [[قبله]] - قرار دارد و از شرق تا غرب [[مسجد]] است، حد جنوبی مسجد [[زمان رسول خدا]]{{صل}} است؛ چنان که ستون‌های [[نصب]] شده توسط [[سلطان]] عبدالمجید [[عثمانی]] در انتهای [[رواق]] نخست مسجد که مشرف بر حیاط اول است، حد شمالی [[مسجد النبی]] می‌باشد. این ستون‌ها در برابر باب النساء قرار دارد. حد شرقی مسجد در سمت [[مدفن]] [[پیامبر]]{{صل}} پنجمین ستون در سمت چپ [[منبر]] و به قدر چهار ذرع، داخل در محلی است که شبکه‌های فلزی دور آن کشیده شده و مدفن پیامبر{{صل}} است. در واقع، بخش کوچکی از [[زمین]] مسجد اصلی، در سمت شرق، داخل در محدوده [[حجره]] شریفه قرار گرفته است. اما حد [[غربی]] مسجد، پنجمین ستون راست منبر در سمت غرب است که در [[حال]] حاضر روی ستون‌های آن قسمت نوشته شده است: {{عربی|حد مسجد النبي}}. در شمال نیز حد آن ابتدای حیاط نخست مسجد می‌باشد. در مجموع مقدار ده ستون در ده ستون حد [[مسجدالنبی]] است. ستون‌های مزبور سه رنگ است. در قسمت اصلی رنگ ستون‌ها، محدوده [[روضه]] را از دیدگاه [[اهل سنت]] نشان می‌دهد. نوعی دیگر از ستون‌ها که متفاوت با دسته نخست است، حد مسجد را تا سال هفتم معین می‌کند و تا ده ستون حد مسجد تا [[سال دهم هجرت]] را مشخص می‌سازد. یکی از بناهایی که همزمان با ساختن مسجد احداث شد، دو حجره - یا به تعبیر امروزین، [[خانه]] - در دیواره شرقی مسجد بود. این دو حجره برای سکونت [[رسول خدا]]{{صل}} و همسرانش [[سوده]] و [[عایشه]] ساخته شده بود. بعدها بر تعداد این [[حجرات]] افزودند. [[اصحاب]] دیگر نیز هر کدام که [[توانایی]] داشتند، حجرهای در کنار مسجد ساختند. آنها درهایی به مسجد داشتند و در وقت [[نماز]] از همان در وارد می‌شدند. اما در سال سوم دستور داده شد تا این درها بسته شود، مگر در [[خانه امام علی]]{{ع}}<ref>آثار اسلامی مکه و مدینه، رسول جعفریان، ص۲۰۵.</ref>.


و اما درهایی که به مسجدالنبی{{صل}} بسته شد؛ خانه‌های اصحاب که اطراف [[مسجد]] ساخته شده بود، برای هر کدام دری بود (به سوی مسجد) که برای [[نماز]] وارد می‌شدند و پس از ادای [[فریضه]]، به منازل خویش باز می‌گشتند، تا آنکه [[امر الهی]] نازل شد که باید درها مسدود گردد مگر [[خانه علی]]{{ع}} که از این [[فرمان]] مستثنی است. [[راوی]] می‌گوید: ما در مسجد نشسته بودیم ناگهان گوینده‌ای از طرف [[پیغمبر]]{{صل}} ندا داد: {{عربی|أيها الناس! سدوا أبوابكم}}؛ «ای [[مردمان]]! درهای خانه‌هاتان را ببندید». از این ندا هیجانی عجیب در [[مردم]] پیدا شد و به یکدیگر نگاه می‌کردند و در [[حیرت]] بودند، ولی کسی برنخاست. دوباره منادی [[اعلان]] داد و کسی برنخاست، سومین بار فریاد زد: درهای خانه‌های خود را از طرف مسجد ببندید، قبل از آنکه [[عذاب]] بر شما نازل گردد. مردم از مسجد بیرون رفتند، [[حمزة بن عبدالمطلب]]<ref>حمزه در سال سوم هجرت به شهادت رسید و سد ابواب مسجد بنا به نقل اکثر مورخین در سال هفتم هجرت بوده است. شاید حمزه اشتباهاً به جای «عباس» ضبط شده باشد.</ref> از مسجد خارج شد، در حالی که ردایش به [[زمین]] کشیده می‌شد، [[ابوبکر]] و [[عمر]] و [[عثمان]] و سایر [[صحابه]]، دهشت‌زده به نظر می‌رسیدند علی{{ع}} [[خدمت]] پیغمبر{{صل}} رسید تا استفسار کند، پیغمبر فرمود: [[یا علی]]! تو به [[خانه]] برگرد و راجع به انسداد خانه او چیزی نفرمود، همهمه‌ای میان [[اصحاب]] راه افتاد، یکی می‌گفت: علی از همه ما کوچک‌تر است، ولی [[پیامبر]]{{صل}} در خانه او را نبست، دیگری می‌گفت: این امتیاز به خاطر دخترش [[فاطمه]] است. دیگری می‌گفت: اگر به منظور [[صله رحم]] باشد، عمویش عباس از همه مقدم‌تر است. هر کس سخنی می‌گفت. این حرف‌ها به [[گوش]] پیغمبر{{صل}} رسید، وی با چهره برافروخته بیرون آمد، بعد از [[حمد]] و ثنای [[پروردگار]] فرمود: ای مردم! [[خداوند]] به من [[وحی]] فرستاد تا مسجدی برای خود اتخاذ کنم و جز خودم در آن ساکن نشود، مگر پسر عمم علی و [[فرزندان]] او، و من کاری نمی‌کنم مگر آن‌چه [[خدا]] امر نماید. [[قسم به خدا]]! من درها را نبستم و علی را سکنی ندادم، مگر به [[امر خدا]] شما دیدید که در هنگام ورود به [[مدینه]] هر دسته از [[انصار]]، مهار [[ناقه]] مرا به سوی خود می‌کشید و من گفتم: ناقه را رها کنید، او هر کجا خدا امر کند فرود می‌آید. «[[عبدالله بن عمر]]» گوید: [[خداوند]] سه [[فضیلت]] به علی{{ع}} داده که هر یک از آنها نزد من بهتر است از قطارهای شتری که در [[راه خدا]] بیرون روند: ۱-[[ازدواج]] با [[فاطمه]]{{س}} ۲- بازگذاشتن در [[خانه]] او به سوی [[مسجد]] با این که درهای خانه‌های دیگران به سوی مسجد مسدود شد. ۳- دادن [[پرچم]] به [[دس]] به دست او در [[جنگ خیبر]]، بعد از آنکه [[پیامبر]]{{صل}} فرمود که فردا پرچم را به دست کسی می‌دهم که خدا و رسولش را [[دوست]] بدارد و خدا و [[رسول]] هم او را دوست دارند<ref>وفاء الوفاء، سمهودی ج۱، ص۴۷۵.</ref>. نظر «عبدالله [[عمر]]» این است که با این [[فضایل]]، بدیهی است که علی{{ع}} [[افضل]] همه [[صحابه]] است<ref>راهنمای حرمین شریفین ج۴، ص۵۵.</ref>..<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۸۴۴.</ref>.
و اما درهایی که به مسجدالنبی{{صل}} بسته شد؛ خانه‌های اصحاب که اطراف [[مسجد]] ساخته شده بود، برای هر کدام دری بود (به سوی مسجد) که برای [[نماز]] وارد می‌شدند و پس از ادای [[فریضه]]، به منازل خویش باز می‌گشتند، تا آنکه [[امر الهی]] نازل شد که باید درها مسدود گردد مگر [[خانه علی]]{{ع}} که از این [[فرمان]] مستثنی است. [[راوی]] می‌گوید: ما در مسجد نشسته بودیم ناگهان گوینده‌ای از طرف [[پیغمبر]]{{صل}} ندا داد: {{عربی|أيها الناس! سدوا أبوابكم}}؛ «ای [[مردمان]]! درهای خانه‌هاتان را ببندید». از این ندا هیجانی عجیب در [[مردم]] پیدا شد و به یکدیگر نگاه می‌کردند و در [[حیرت]] بودند، ولی کسی برنخاست. دوباره منادی [[اعلان]] داد و کسی برنخاست، سومین بار فریاد زد: درهای خانه‌های خود را از طرف مسجد ببندید، قبل از آنکه [[عذاب]] بر شما نازل گردد. مردم از مسجد بیرون رفتند، [[حمزة بن عبدالمطلب]]<ref>حمزه در سال سوم هجرت به شهادت رسید و سد ابواب مسجد بنا به نقل اکثر مورخین در سال هفتم هجرت بوده است. شاید حمزه اشتباهاً به جای «عباس» ضبط شده باشد.</ref> از مسجد خارج شد، در حالی که ردایش به [[زمین]] کشیده می‌شد، [[ابوبکر]] و [[عمر]] و [[عثمان]] و سایر [[صحابه]]، دهشت‌زده به نظر می‌رسیدند علی{{ع}} [[خدمت]] پیغمبر{{صل}} رسید تا استفسار کند، پیغمبر فرمود: [[یا علی]]! تو به [[خانه]] برگرد و راجع به انسداد خانه او چیزی نفرمود، همهمه‌ای میان [[اصحاب]] راه افتاد، یکی می‌گفت: علی از همه ما کوچک‌تر است، ولی [[پیامبر]]{{صل}} در خانه او را نبست، دیگری می‌گفت: این امتیاز به خاطر دخترش [[فاطمه]] است. دیگری می‌گفت: اگر به منظور [[صله رحم]] باشد، عمویش عباس از همه مقدم‌تر است. هر کس سخنی می‌گفت. این حرف‌ها به [[گوش]] پیغمبر{{صل}} رسید، وی با چهره برافروخته بیرون آمد، بعد از [[حمد]] و ثنای [[پروردگار]] فرمود: ای مردم! [[خداوند]] به من [[وحی]] فرستاد تا مسجدی برای خود اتخاذ کنم و جز خودم در آن ساکن نشود، مگر پسر عمم علی و [[فرزندان]] او، و من کاری نمی‌کنم مگر آن‌چه [[خدا]] امر نماید. [[قسم به خدا]]! من درها را نبستم و علی را سکنی ندادم، مگر به [[امر خدا]] شما دیدید که در هنگام ورود به [[مدینه]] هر دسته از [[انصار]]، مهار [[ناقه]] مرا به سوی خود می‌کشید و من گفتم: ناقه را رها کنید، او هر کجا خدا امر کند فرود می‌آید. «[[عبدالله بن عمر]]» گوید: [[خداوند]] سه [[فضیلت]] به علی{{ع}} داده که هر یک از آنها نزد من بهتر است از قطارهای شتری که در [[راه خدا]] بیرون روند: ۱-[[ازدواج]] با [[فاطمه]]{{س}} ۲- بازگذاشتن در [[خانه]] او به سوی [[مسجد]] با این که درهای خانه‌های دیگران به سوی مسجد مسدود شد. ۳- دادن [[پرچم]] به [[دس]] به دست او در [[جنگ خیبر]]، بعد از آنکه [[پیامبر]]{{صل}} فرمود که فردا پرچم را به دست کسی می‌دهم که خدا و رسولش را [[دوست]] بدارد و خدا و [[رسول]] هم او را دوست دارند<ref>وفاء الوفاء، سمهودی ج۱، ص۴۷۵.</ref>. نظر «عبدالله عمر» این است که با این [[فضایل]]، بدیهی است که علی{{ع}} [[افضل]] همه [[صحابه]] است<ref>راهنمای حرمین شریفین ج۴، ص۵۵.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۸۴۴.</ref>.
 
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:IM010703.jpg|22px]] [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|'''محمدنامه''']]
{{پایان منابع}}


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
۱۳۰٬۳۱۴

ویرایش