پرش به محتوا

مسجد النبی: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۳۸۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۶ اکتبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۲: خط ۲:


'''مسجدالنبی''' در [[شهر مدینه]] و در مکانی که محل اسکان موقت [[پیامبر]] {{صل}} در [[منزل]] [[ابوایوب انصاری]] بود، بنا شده است. این [[مسجد]] محل [[عبادت]] و جلسات [[قرآن]] بود. همچنین تصمیمات مهم در این مسجد گرفته می‌‌شد و محل [[مشورت]] حضرت با [[اصحاب]] بوده است. [[پیمان برادری]] و [[اخوت]] نیز در این مسجد منعقد شد. [[قانون]] [[شهروندی]] نیز در مسجد النبی تدوین و [[ابلاغ]] گردید که [[اسلام]] و [[مسلمین]] را به سمت [[امت واحده]] حرکت می‌داد.
'''مسجدالنبی''' در [[شهر مدینه]] و در مکانی که محل اسکان موقت [[پیامبر]] {{صل}} در [[منزل]] [[ابوایوب انصاری]] بود، بنا شده است. این [[مسجد]] محل [[عبادت]] و جلسات [[قرآن]] بود. همچنین تصمیمات مهم در این مسجد گرفته می‌‌شد و محل [[مشورت]] حضرت با [[اصحاب]] بوده است. [[پیمان برادری]] و [[اخوت]] نیز در این مسجد منعقد شد. [[قانون]] [[شهروندی]] نیز در مسجد النبی تدوین و [[ابلاغ]] گردید که [[اسلام]] و [[مسلمین]] را به سمت [[امت واحده]] حرکت می‌داد.
== مقدمه ==
[[مسجد]] [[تاریخی]] [[مدینه]] است که در قسمت شرقی (و در وسط) [[شهر مدینه]] بنا شده است. شریف‌ترین مسجد پس از [[مسجدالحرام]]، مسجد پیامبر اکرم{{صل}} در [[مدینه منوره]] است. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: یک [[نماز]] در مسجد من ثوابش برابر با هزار نماز در دیگر [[مساجد]] است، مگر مسجدالحرام<ref>کافی، ج۴، ص۵۵۶.</ref>.
'''[[فضایل]] مسجد:''' [[افضل]] مساجد [[جهان]] (بعد از مسجدالحرام) است. طبق [[روایت]] نماز در آن معادل ده هزار نماز در جای دیگر است در بر دارنده [[روضة النبی]] در [[دل]] خود است که [[باغی]] از باغ‌های [[بهشت]] است.
'''[[آداب]] مسجد:''' [[غسل]] (ورود و [[زیارت]]) کردن، عطر و بوی خوش استعمال نمودن، با لباس تمیز عازم [[حرم]] [[نبوی]] شدن، با قدم‌های کوتاه و سر به زیر رفتن، از باب [[نساء]] وارد شدن ([[زنان]])، از باب [[جبرئیل]] وارد شدن (مردان)، [[اذن دخول]] به حرم نبوی را خواندن، در ورود با [[صلوات]] پای راست را مقدم داشتن، دو رکعت نماز [[تحیت]] مسجد نبوی را به جای آوردن، نمازهای [[فریضه]] را در وقت خود به جای آوردن، در [[محراب]] پیامبر اکرم{{صل}} [[نماز خواندن]]، نزد [[منبر]] نبوی رفتن و آن منبر [[محترم]] را لمس کردن، نزد مقام جبرئیل (و نیز برخی ستون‌های خاص) رفتن، نزد مزار [[رسول اکرم]]{{صل}} [[دعا]] و [[حمد]] [[خدا]] نمودن، از جانب والدین و [[دوستان]] خود به [[رسول خدا]]{{صل}} سلام دادن، زیارت [[حضرت فاطمه]]{{س}} را به جای آوردن، در تمام مراحل زیارت حضور قلب داشتن و [[استغفار]] نمودن، هنگام خروج از مسجد به رسول خدا{{صل}} صلوات فرستادن<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۸۴۴.</ref>.


== تأسیس مسجد النبی ==
== تأسیس مسجد النبی ==
خط ۴۶: خط ۵۳:


== درهای مسجد النبی ==
== درهای مسجد النبی ==
# باب الجمعه: در گذشته برای تأمین امنیت [[مدینه]]، شش دروازه برای حصار داخلی [[شهر]] ساخته بودند که یکی از آن‎ها در پشت [[بقیع]] قرار داشت. این دروازه به «باب الجمعه» یا «باب [[البقیع]]» معروف بود<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، قائدان، ص۴۰۵.</ref>.
# '''باب الجمعه:''' در گذشته برای تأمین امنیت [[مدینه]]، شش دروازه برای حصار داخلی [[شهر]] ساخته بودند که یکی از آن‎ها در پشت [[بقیع]] قرار داشت. این دروازه به «باب الجمعه» یا «باب [[البقیع]]» معروف بود<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، قائدان، ص۴۰۵.</ref>.
# باب الحمام: در گذشته برای تأمین امنیت مدینه، شش دروازه برای حصار داخلی شهر ساخته بودند که یکی از آن‎ها «باب حمام» نام داشت<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، قائدان، ص۴۰۵.</ref>.
# '''باب الحمام:''' در گذشته برای تأمین امنیت مدینه، شش دروازه برای حصار داخلی شهر ساخته بودند که یکی از آن‎ها «باب حمام» نام داشت<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، قائدان، ص۴۰۵.</ref>.
# باب الشامی: در گذشته برای تأمین امنیت [[مدینه]] شش دروازه در حصار داخلی [[شهر]] ساخته بودند که یکی از آنها «باب الشامی» نام داشت<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، قائدان، ص۴۰۵.</ref>. این باب در شرق قلعه شامی قرار گرفته بود.
# '''باب الشامی:''' در گذشته برای تأمین امنیت [[مدینه]] شش دروازه در حصار داخلی [[شهر]] ساخته بودند که یکی از آنها «باب الشامی» نام داشت<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، قائدان، ص۴۰۵.</ref>. این باب در شرق قلعه شامی قرار گرفته بود.
# باب الصدقات: یکی از پنج دروازه حصار خارجی [[شهر مدینه]] است. در گذشته برای تأمین امنیت شهر مدینه دو حصار داخلی و خارجی با دروازه‌های متعدد ساخته بودند. «باب الصدقات» در شرق شهر مدینه قرار داشت.
# '''باب الصدقات:''' یکی از پنج دروازه حصار خارجی [[شهر مدینه]] است. در گذشته برای تأمین امنیت شهر مدینه دو حصار داخلی و خارجی با دروازه‌های متعدد ساخته بودند. «باب الصدقات» در شرق شهر مدینه قرار داشت.
# باب العنبریه: در گذشته برای تأمین امنیت شهر مدینه، حصاری داخلی و خارجی پیرامون آن ساخته بودند. حصار خارجی این شهر، پنج دروازه داشت که یکی از آن‎ها «باب العنبریه» بود. این باب، مدخل غربی شهر مدینه بود. پس از [[توسعه]] مدینه، همه حصارها و دروازه‌ها برداشته شد و امروزه از آن‎ها تنها یک دروازه به نام «باب العنبریه» بر جا مانده است<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، قائدان، ص۴۰۵.</ref>.
# '''باب العنبریه:''' در گذشته برای تأمین امنیت شهر مدینه، حصاری داخلی و خارجی پیرامون آن ساخته بودند. حصار خارجی این شهر، پنج دروازه داشت که یکی از آن‎ها «باب العنبریه» بود. این باب، مدخل غربی شهر مدینه بود. پس از [[توسعه]] مدینه، همه حصارها و دروازه‌ها برداشته شد و امروزه از آن‎ها تنها یک دروازه به نام «باب العنبریه» بر جا مانده است<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، قائدان، ص۴۰۵.</ref>.
# باب العوالی: در گذشته برای تأمین امنیت شهر مدینه، دیواری داخلی و خارجی آن را محاصره می‌کرد. حصار خارجی شهر مدینه، پنج دروازه داشت که یکی از آن‎ها به «باب العوالی» معروف بود. این باب، متصل به دیوار جنوبی [[بقیع]] بود<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، قائدان، ص۴۰۵.</ref>.
# '''باب العوالی:''' در گذشته برای تأمین امنیت شهر مدینه، دیواری داخلی و خارجی آن را محاصره می‌کرد. حصار خارجی شهر مدینه، پنج دروازه داشت که یکی از آن‎ها به «باب العوالی» معروف بود. این باب، متصل به دیوار جنوبی [[بقیع]] بود<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، قائدان، ص۴۰۵.</ref>.
# باب القباء: حصار خارجی [[شهر مدینه]]، پنج دروازه داشت که یکی از آن‎ها به «باب القباء» معروف بود. این باب نزدیک [[مسجد]] [[عمر بن خطاب]] قرار داشت<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، قائدان، ص۴۰۵.</ref>.
# '''باب القباء:''' حصار خارجی [[شهر مدینه]]، پنج دروازه داشت که یکی از آن‎ها به «باب القباء» معروف بود. این باب نزدیک [[مسجد]] [[عمر بن خطاب]] قرار داشت<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، قائدان، ص۴۰۵.</ref>.
# باب [[البقیع]]: از درهای [[مسجدالنبی]] در قسمت شرقی است که جدیداً گشوده‌اند<ref>سیری در اماکن سرزمین وحی، حسنی، ص۲۸.</ref>. ابن [[جبیر]] در سفرنامه‌اش می‌نویسد: از [[شهر مدینه]] دروازه‌ای به سوی [[بقیع غرقد]] گشوده می‌شود که به باب البقیع [[شهرت]] دارد<ref>سفرنامه ابن جبیر، ص۲۴۴.</ref>.
# '''باب [[البقیع]]:''' از درهای [[مسجدالنبی]] در قسمت شرقی است که جدیداً گشوده‌اند<ref>سیری در اماکن سرزمین وحی، حسنی، ص۲۸.</ref>. ابن [[جبیر]] در سفرنامه‌اش می‌نویسد: از [[شهر مدینه]] دروازه‌ای به سوی [[بقیع غرقد]] گشوده می‌شود که به باب البقیع [[شهرت]] دارد<ref>سفرنامه ابن جبیر، ص۲۴۴.</ref>.
# باب الکومه: یکی از دروازه‌های حصار خارجی [[شهر مدینه]] «باب الکومه» یا «باب الجبل» نام داشت. این باب در غرب قلعه شامی قرار داشت<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، قائدان، ص۴۰۵.</ref>. در گذشته برای تأمین امنیت شهر مدینه دو حصار داخلی و خارجی طراحی کرده بودند و هر حصار، دروازه‌های متعددی داشت.
# '''باب الکومه:''' یکی از دروازه‌های حصار خارجی [[شهر مدینه]] «باب الکومه» یا «باب الجبل» نام داشت. این باب در غرب قلعه شامی قرار داشت<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، قائدان، ص۴۰۵.</ref>. در گذشته برای تأمین امنیت شهر مدینه دو حصار داخلی و خارجی طراحی کرده بودند و هر حصار، دروازه‌های متعددی داشت.
# باب المجیدی: در گذشته برای تأمین امنیت [[مدینه]] شش دروازه در حصار داخلی [[شهر]] ساخته بودند که یکی از آن‎ها «باب المجیدی» نام داشت. این باب در کنار حرم مطهر قرار گرفته بود<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، قائدان، ص۴۰۵.</ref>.
# '''باب المجیدی:''' در گذشته برای تأمین امنیت [[مدینه]] شش دروازه در حصار داخلی [[شهر]] ساخته بودند که یکی از آن‎ها «باب المجیدی» نام داشت. این باب در کنار حرم مطهر قرار گرفته بود<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، قائدان، ص۴۰۵.</ref>.
# باب المصری: در گذشته برای حفاظت از مدینه، شش دروازه برای حصار داخلی شهر تعبیه کرده بودند که یکی از آن‎ها «باب المصری» نام داشت<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، قائدان، ص۴۰۵.</ref>.
# '''باب المصری:''' در گذشته برای حفاظت از مدینه، شش دروازه برای حصار داخلی شهر تعبیه کرده بودند که یکی از آن‎ها «باب المصری» نام داشت<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، قائدان، ص۴۰۵.</ref>.
# باب النبی: دری است که از [[منزل]] [[رسول اکرم]]{{صل}} به درون [[مسجدالنبی]] باز می‌شد<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، قائدان، ص۲۳۲.</ref>.
# '''باب النبی:''' دری است که از [[منزل]] [[رسول اکرم]]{{صل}} به درون [[مسجدالنبی]] باز می‌شد<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، قائدان، ص۲۳۲.</ref>.
# باب النساء: از درهای مسجدالنبی است که کنار باب جبرئیل قرار دارد.
# '''باب النساء:''' از درهای مسجدالنبی است که کنار باب جبرئیل قرار دارد.
# باب [[جبرئیل]]: از مهم‌ترین درهای [[مسجدالنبی]] است واقع در سمت شرق و از درهای اصلی زمان [[رسول خدا]]{{صل}} است که در توسعه‌های بعد از [[غزوه خیبر]] و زمان عثمان و دوران عثمانی از مکان اصلی خود عقب‌تر رفته است. این باب به جهاتی به نام‌هایی موسوم است:
# '''باب [[جبرئیل]]:''' از مهم‌ترین درهای [[مسجدالنبی]] است واقع در سمت شرق و از درهای اصلی زمان [[رسول خدا]]{{صل}} است که در توسعه‌های بعد از [[غزوه خیبر]] و زمان عثمان و دوران عثمانی از مکان اصلی خود عقب‌تر رفته است. این باب به جهاتی به نام‌هایی موسوم است:
## باب جبرئیل؛ از آن جهت که آن [[مأمور]] [[وحی]] از این راه به حضور حضرت شرفیاب می‌شد و نزول وحی می‌نمود.
## باب جبرئیل؛ از آن جهت که آن [[مأمور]] [[وحی]] از این راه به حضور حضرت شرفیاب می‌شد و نزول وحی می‌نمود.
## باب جنائز؛ از آن جهت که پس از اقامه نماز بر میت، وی را از این در خارج می‌ساختند.
## باب جنائز؛ از آن جهت که پس از اقامه نماز بر میت، وی را از این در خارج می‌ساختند.
## باب جبر؛ از آن جهت که [[خاندان]] میت مجبور بودند، مرده خود را از این در خارج سازند<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، قائدان، ص۲۳۱.</ref>.
## باب جبر؛ از آن جهت که [[خاندان]] میت مجبور بودند، مرده خود را از این در خارج سازند<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، قائدان، ص۲۳۱.</ref>.
# باب جنائز: نام دیگر باب جبرئیل در مسجدالنبی است. همچنین نام بابی در طرف شرق [[مسجدالحرام]] است که جنازه‌ها را به طرف قبرستان از آن‌ جا خارج می‌کردند<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۲۴.</ref>.
# '''باب جنائز:''' نام دیگر باب جبرئیل در مسجدالنبی است. همچنین نام بابی در طرف شرق [[مسجدالحرام]] است که جنازه‌ها را به طرف قبرستان از آن‌ جا خارج می‌کردند<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۲۴.</ref>.
# باب [[حجره]] طاهره: [[ضریح]] [[مقدس]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} دارای چهار در است: باب [[تهجد]] در شمال؛ باب [[فاطمه]] در شرق؛ باب وفود در غرب؛ باب [[توبه]] در جنوب<ref>فلسفه و اسرار حج، ابوالقاسم سحاب، ص۱۹۴.</ref>.
# '''باب [[حجره]] طاهره:''' [[ضریح]] [[مقدس]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} دارای چهار در است: باب [[تهجد]] در شمال؛ باب [[فاطمه]] در شرق؛ باب وفود در غرب؛ باب [[توبه]] در جنوب<ref>فلسفه و اسرار حج، ابوالقاسم سحاب، ص۱۹۴.</ref>.
# باب صبری پاشا: در گذشته برای تأمین امنیت [[مدینه]]، شش دروازه برای حصار داخلی [[شهر]] برپا کرده بودند که یکی از آنها به «باب صبری پاشا» معروف بود<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، قائدان، ص۴۰۵.</ref>.
# '''باب صبری پاشا:''' در گذشته برای تأمین امنیت [[مدینه]]، شش دروازه برای حصار داخلی [[شهر]] برپا کرده بودند که یکی از آنها به «باب صبری پاشا» معروف بود<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، قائدان، ص۴۰۵.</ref>.
# باب عاتکه: از درهای مسجدالنبی است به جهت آنکه مقابل [[خانه]] زنی به نام عاتکه قرار داشت. این در، در قسمت غرب [[مسجد]] واقع بود و همان باب الرحمه است. برخی گفته‌اند این در، در دیوار جنوبی بود و [[رسول اکرم]]{{صل}} هنگام [[تغییر قبله]] به سوی [[مکه]] آن را مسدود ساخت<ref>تاریخ جغرافیایی مکه و مدینه قائدان، ص۲۳۱.</ref>.
# '''باب عاتکه:''' از درهای مسجدالنبی است به جهت آنکه مقابل [[خانه]] زنی به نام عاتکه قرار داشت. این در، در قسمت غرب [[مسجد]] واقع بود و همان باب الرحمه است. برخی گفته‌اند این در، در دیوار جنوبی بود و [[رسول اکرم]]{{صل}} هنگام [[تغییر قبله]] به سوی [[مکه]] آن را مسدود ساخت<ref>تاریخ جغرافیایی مکه و مدینه قائدان، ص۲۳۱.</ref>.
# باب [[قبله]]: از درهای مسجدالنبی بود که رو به [[بیت المقدس]] قرار داشت. بعدها که [[کعبه]] قبله شد، این باب را مسدود کردند<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۵، ص۵۷.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص۱۶۱ ـ ۱۷۰.</ref>
# '''باب [[قبله]]:''' از درهای مسجدالنبی بود که رو به [[بیت المقدس]] قرار داشت. بعدها که [[کعبه]] قبله شد، این باب را مسدود کردند<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۵، ص۵۷.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص۱۶۱ ـ ۱۷۰.</ref>


== ستون‌های مسجد النبی ==
== ستون‌های مسجد النبی ==
خط ۷۶: خط ۸۳:
از ستون‌های مهم و بافضیلت مسجدالنبی{{صل}} است که سابقه‌ای درخشان در تاریخ صدر اسلام دارد و به سبب این ستون و حادثه‌ای که بر آن اتفاق افتاد، [[خداوند]] آیاتی مبنی بر پذیرش توبه [[گناهکاران]] نازل فرمود. این رخداد چنین بود که «[[ابولبابه]] بن عبدالمنذر» یکی از بزرگان [[اوس]]، هنگام [[غزوه]] «[[بنی قریظه]]»<ref>پیامبر{{صل}} پس از جنگ خندق که طی آن یهودیان پیمان خود را با مسلمانان شکسته و به پیامبر{{صل}} خیانت کردند، از سوی خداوند مأموریت یافت تا به تنبیه و نابودی خیانتکاران یهود بنی قریظه پرداخته (سیره ابن هشام، ج۴، ص۳۲-۲۳) و شر آنان را از سر اسلام کوتاه سازد؛ لذا آن حضرت ایشان را محاصره کرد و نماینده‌ای فرستاد که یا اسلام آورید و همچنان در خانه‌های خود بمانید و یا از مدینه همراه زنان و فرزندانتان خارج شوید. یهودیان بنی قریظه به علت ارتباط و دوستی که با ابی لبابه داشتند از پیامبر{{صل}} خواستند تا وی را برای مشورت به نزد آنان فرستد و آن حضرت نیز پذیرفتند.</ref> به درخواست [[یهودیان]] به عنوان [[مشاور]] نزد آنان رفت تا هشدار [[رسول خدا]]{{صل}} را مبنی بر [[تسلیم]] و [[اخراج]] ایشان از [[مدینه]] به علت [[پیمان‌شکنی]] به اطلاع آنان برساند. ابولبابه در مجلس مشاروه، پس از مشاهده [[گریه و زاری]] [[زنان]] و کودکان [[یهود]]، به رقت آمده و خودسرانه با اشاره دست به گلوی خود به آنان فهماند که اگر تسلیم شوید، [[مسلمانان]] همه شما را خواهند کشت. وی بی‌درنگ از این اقدام پشیمان شد و در بازگشت [[سوگند]] خورد که هرگز در سرزمینی که در آن به [[پیامبر]]{{صل}} [[خیانت]] کرده است دیده نشود.
از ستون‌های مهم و بافضیلت مسجدالنبی{{صل}} است که سابقه‌ای درخشان در تاریخ صدر اسلام دارد و به سبب این ستون و حادثه‌ای که بر آن اتفاق افتاد، [[خداوند]] آیاتی مبنی بر پذیرش توبه [[گناهکاران]] نازل فرمود. این رخداد چنین بود که «[[ابولبابه]] بن عبدالمنذر» یکی از بزرگان [[اوس]]، هنگام [[غزوه]] «[[بنی قریظه]]»<ref>پیامبر{{صل}} پس از جنگ خندق که طی آن یهودیان پیمان خود را با مسلمانان شکسته و به پیامبر{{صل}} خیانت کردند، از سوی خداوند مأموریت یافت تا به تنبیه و نابودی خیانتکاران یهود بنی قریظه پرداخته (سیره ابن هشام، ج۴، ص۳۲-۲۳) و شر آنان را از سر اسلام کوتاه سازد؛ لذا آن حضرت ایشان را محاصره کرد و نماینده‌ای فرستاد که یا اسلام آورید و همچنان در خانه‌های خود بمانید و یا از مدینه همراه زنان و فرزندانتان خارج شوید. یهودیان بنی قریظه به علت ارتباط و دوستی که با ابی لبابه داشتند از پیامبر{{صل}} خواستند تا وی را برای مشورت به نزد آنان فرستد و آن حضرت نیز پذیرفتند.</ref> به درخواست [[یهودیان]] به عنوان [[مشاور]] نزد آنان رفت تا هشدار [[رسول خدا]]{{صل}} را مبنی بر [[تسلیم]] و [[اخراج]] ایشان از [[مدینه]] به علت [[پیمان‌شکنی]] به اطلاع آنان برساند. ابولبابه در مجلس مشاروه، پس از مشاهده [[گریه و زاری]] [[زنان]] و کودکان [[یهود]]، به رقت آمده و خودسرانه با اشاره دست به گلوی خود به آنان فهماند که اگر تسلیم شوید، [[مسلمانان]] همه شما را خواهند کشت. وی بی‌درنگ از این اقدام پشیمان شد و در بازگشت [[سوگند]] خورد که هرگز در سرزمینی که در آن به [[پیامبر]]{{صل}} [[خیانت]] کرده است دیده نشود.


ابولبابه یکسره به [[مسجد النبی]]{{صل}} آمده و خود را به یکی از ستون‌های [[مسجد]] بست تا شاید خداوند از کردار زشت او بگذرد و یا [[مرگ]] او را برساند<ref>به مناسبت خیانت ابولبابه، این آیات بر پیامبر{{صل}} نازل شد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِكُمْ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ}} «ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر خیانت نکنید و در امانت‌های خود دانسته خیانت نورزید» سوره انفال، آیه ۲۷.</ref>. او در مجموع شش شبانه [[روز]] به آن ستون بسته شده بود. در این مدت تنها [[همسر]] او برای اقامه نماز، دستان وی را باز می‌کرد تا نمازگزارد و دوباره او را به ستون می‌بست. [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} نزد آن حضرت رفته و از او خواستند تا از [[گناه]] [[ابولبابه]] در گذرد. [[رسول خدا]]{{صل}} نیز فرمود: «اگر او پیش من می‌آمد از [[خداوند]] برای او [[طلب آمرزش]] می‌کردم، اما اکنون مستقیماً به خداوند [[پناه]] جسته است و باید از جانب او مورد [[عفو]] و [[بخشش]] قرار گیرد».
ابولبابه یکسره به مسجد النبی{{صل}} آمده و خود را به یکی از ستون‌های [[مسجد]] بست تا شاید خداوند از کردار زشت او بگذرد و یا [[مرگ]] او را برساند<ref>به مناسبت خیانت ابولبابه، این آیات بر پیامبر{{صل}} نازل شد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِكُمْ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ}} «ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر خیانت نکنید و در امانت‌های خود دانسته خیانت نورزید» سوره انفال، آیه ۲۷.</ref>. او در مجموع شش شبانه [[روز]] به آن ستون بسته شده بود. در این مدت تنها [[همسر]] او برای اقامه نماز، دستان وی را باز می‌کرد تا نمازگزارد و دوباره او را به ستون می‌بست. [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} نزد آن حضرت رفته و از او خواستند تا از [[گناه]] [[ابولبابه]] در گذرد. [[رسول خدا]]{{صل}} نیز فرمود: «اگر او پیش من می‌آمد از [[خداوند]] برای او [[طلب آمرزش]] می‌کردم، اما اکنون مستقیماً به خداوند پناه جسته است و باید از جانب او مورد [[عفو]] و [[بخشش]] قرار گیرد».


سرانجام به هنگام [[سحر]]، خداوند [[توبه]] [[ابی لبابه]] را با [[نزول]] این [[آیات]] پذیرفت: {{متن قرآن|وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و دیگرانی هستند که به گناه خویش اعتراف دارند؛ کردار پسندیده‌ای را با کار ناپسندی دیگر آمیخته‌اند باشد که خداوند از آنان در گذرد که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۱۰۲.</ref>.
سرانجام به هنگام [[سحر]]، خداوند [[توبه]] [[ابی لبابه]] را با نزول این [[آیات]] پذیرفت: {{متن قرآن|وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و دیگرانی هستند که به گناه خویش اعتراف دارند؛ کردار پسندیده‌ای را با کار ناپسندی دیگر آمیخته‌اند باشد که خداوند از آنان در گذرد که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۱۰۲.</ref>.


[[پیامبر]]{{صل}} آن شب خندان و شاداب بر پا خاست؛ [[ام سلمه]] همسر ایشان از علت [[شادمانی]] آن حضرت پرسید، جواب شنید توبه ابولبابه قبول شد. وقتی خبر آن به [[گوش]] [[مسلمانان]] رسید، سوی [[مسجد]] شتافتند تا وی را [[آزاد]] سازند، ولی او [[اجازه]] نداد و گفت: باید رسول خدا{{صل}} با دست‌های خود مرا باز کند. پیامبر{{صل}} نیز به مسجد آمده و او را باز فرمودند<ref>سیرة النبویه، ابن هشام، ج۲، ص۲۳۶ و ۲۳۸.</ref> از آن روز این ستون به «توبه» یا «ابی لبابه» مشهور گردید.
[[پیامبر]]{{صل}} آن شب خندان و شاداب بر پا خاست؛ [[ام سلمه]] همسر ایشان از علت [[شادمانی]] آن حضرت پرسید، جواب شنید توبه ابولبابه قبول شد. وقتی خبر آن به [[گوش]] [[مسلمانان]] رسید، سوی [[مسجد]] شتافتند تا وی را [[آزاد]] سازند، ولی او [[اجازه]] نداد و گفت: باید رسول خدا{{صل}} با دست‌های خود مرا باز کند. پیامبر{{صل}} نیز به مسجد آمده و او را باز فرمودند<ref>سیرة النبویه، ابن هشام، ج۲، ص۲۳۶ و ۲۳۸.</ref> از آن روز این ستون به «توبه» یا «ابی لبابه» مشهور گردید.


بعضی دیگر از مورخان، ماجرای ابولبابه را به «[[غزوه تبوک]]» مربوط دانسته و می‌گویند: وی همراه چهار تن از [[یاران]] خود به نام‌های «[[مرداس]]، [[اوس بن حزام]]، [[ثعلبه بن ودیعه]]، [[کعب بن مالک]]» به علت [[حرص]] و [[آزمندی]] به موقع در [[جنگ تبوک]] که در خارج از [[مرزهای اسلامی]] صورت می‌پذیرفت حضور نیافتند، ولی بلافاصله او و دو تن دیگر به نام‌های «اوس بن حزام و [[ثعلبة بن ودیعه]]» از کرده خود پشیمان شده و گفتند: چگونه ما، در [[وطن]] و [[خانه]] خود [[آسوده]] باشیم و [[پیامبر]]{{صل}} و سایر [[مسلمانان]] در گرمای سوزان به نبرد با [[کفار]] بپردازند؟! آن‌گاه از این کوتاهی و [[قصور]] [[توبه]] کرده و خود را به یکی از ستون‌های [[مسجد]] بستند؛ لذا [[آیه]] {{متن قرآن|وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ}}<ref>«و دیگرانی هستند که به گناه خویش اعتراف دارند» سوره توبه، آیه ۱۰۲.</ref> در [[شأن]] این سه تن و آخر آیه {{متن قرآن|وَآخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ}}<ref>«و دیگرانی هستند که وانهاده به فرمان خداوندند» سوره توبه، آیه ۱۰۶.</ref> نیز در شأن دو نفری که توبه نکرده بودند نازل شد<ref>لباب النقول فی اسباب النزول، سیوطی، ص۱۱۰ و ۱۱۱.</ref>.
بعضی دیگر از مورخان، ماجرای ابولبابه را به «[[غزوه تبوک]]» مربوط دانسته و می‌گویند: وی همراه چهار تن از [[یاران]] خود به نام‌های «[[مرداس]]، [[اوس بن حزام]]، [[ثعلبه بن ودیعه]]، [[کعب بن مالک]]» به علت [[حرص]] و [[آزمندی]] به موقع در [[جنگ تبوک]] که در خارج از مرزهای اسلامی صورت می‌پذیرفت حضور نیافتند، ولی بلافاصله او و دو تن دیگر به نام‌های «اوس بن حزام و [[ثعلبة بن ودیعه]]» از کرده خود پشیمان شده و گفتند: چگونه ما، در [[وطن]] و [[خانه]] خود آسوده باشیم و [[پیامبر]]{{صل}} و سایر [[مسلمانان]] در گرمای سوزان به نبرد با [[کفار]] بپردازند؟! آن‌گاه از این کوتاهی و [[قصور]] [[توبه]] کرده و خود را به یکی از ستون‌های [[مسجد]] بستند؛ لذا [[آیه]] {{متن قرآن|وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ}}<ref>«و دیگرانی هستند که به گناه خویش اعتراف دارند» سوره توبه، آیه ۱۰۲.</ref> در [[شأن]] این سه تن و آخر آیه {{متن قرآن|وَآخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ}}<ref>«و دیگرانی هستند که وانهاده به فرمان خداوندند» سوره توبه، آیه ۱۰۶.</ref> نیز در شأن دو نفری که توبه نکرده بودند نازل شد<ref>لباب النقول فی اسباب النزول، سیوطی، ص۱۱۰ و ۱۱۱.</ref>.


تسمیه این ستون هر چه باشد از عظمت آن نمی‌کاهد. [[رسول]] گرامی [[نوافل]] خود را کنار این ستون به جا آورده و گاهی نزد آن [[اعتکاف]] می‌جستند. [[روایات]] وارده حاکی است که اقامه نماز، [[عبادت]] و [[دعا]] نزد این ستون بسیار [[مستحب]] است<ref>من لا یحضره الفقیه، صدوق، ج۲، ص۳۴۰.</ref>. ستون توبه دومین ستون از [[حجره]] و [[مرقد پیامبر]]{{صل}} و به موازات «ستون سریر» در شرق و «ستون [[عایشه]]» در غرب واقع است. به عبارت دیگر چهارمین ستون از منبر پیامبر{{صل}} و سومین ستون از سمت [[قبله]] و پنجمین ستون از صحن کنونی بوده و جزو ستون‌های [[روضه]] النبی{{صل}} است. اکنون نام «اسطوانة التوبه» [[زینت]] بخش آن است. در غربی خانه رسول الله{{صل}} که به داخل مسجد باز می‌شد، در مقابل این ستون قرار داشت که آن را «باب التوبه» نام نهاده‌اند<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۵۴۸.</ref>.
تسمیه این ستون هر چه باشد از عظمت آن نمی‌کاهد. [[رسول]] گرامی [[نوافل]] خود را کنار این ستون به جا آورده و گاهی نزد آن [[اعتکاف]] می‌جستند. [[روایات]] وارده حاکی است که اقامه نماز، [[عبادت]] و [[دعا]] نزد این ستون بسیار [[مستحب]] است<ref>من لا یحضره الفقیه، صدوق، ج۲، ص۳۴۰.</ref>. ستون توبه دومین ستون از [[حجره]] و [[مرقد پیامبر]]{{صل}} و به موازات «ستون سریر» در شرق و «ستون [[عایشه]]» در غرب واقع است. به عبارت دیگر چهارمین ستون از منبر پیامبر{{صل}} و سومین ستون از سمت [[قبله]] و پنجمین ستون از صحن کنونی بوده و جزو ستون‌های [[روضه]] النبی{{صل}} است. اکنون نام «اسطوانة التوبه» [[زینت]] بخش آن است. در غربی خانه رسول الله{{صل}} که به داخل مسجد باز می‌شد، در مقابل این ستون قرار داشت که آن را «باب التوبه» نام نهاده‌اند<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۵۴۸.</ref>.
خط ۱۲۳: خط ۱۳۰:


و اما در باره [[ملاقات]] پیامبر{{صل}} با سران [[قبایل]] و ارباب ادیان، نکاتی را یادآور می‌شویم:
و اما در باره [[ملاقات]] پیامبر{{صل}} با سران [[قبایل]] و ارباب ادیان، نکاتی را یادآور می‌شویم:
# به نظر می‌رسد مجالس گفتگو و [[احتجاج]] با ارباب ادیان، از همان آغازین روزهای اقامت پیامبر{{صل}} در [[مدینه]] شکل گرفت؛ چراکه ظهور [[دین اسلام]] و جاذبه‌های [[معنوی]] آن، سبب شد که [[اهل کتاب]] و به ویژه [[یهود]]، [[آیین]] خود را در مخاطره دیده و به منظور [[تضعیف]] اسلام با ترفندهای مختلفی، سعی در زیر سوال بردن [[پیامبر گرامی]] و [[تعالیم]] مورد نظر ایشان نمودند. در همین رابطه [[امام باقر]]{{ع}} می‌فرمایند: [[پیامبر خدا]]{{صل}} آن هنگام که به [[مدینه]] وارد شدند، آثار [[صداقت]] نشانه‌های [[حقانیت]] و [[دلایل نبوت]] آن [[بزرگوار]] موجب گردید، [[یهود]] به [[مکر]] و [[حیله]] دست بزنند و برای خاموش کردن [[نور الهی]] و حجت‌های بالغه [[پروردگار]]، [[تصمیمات]] ناخوشایندی اتخاذ کنند؛ لذا به [[تکذیب]] و [[انکار]] آن حضرت پرداختند و بزرگان آنان، چون [[مالک بن الصیف]]، [[کعب بن اشرف]]، [[حیی بن اخطب]]، [[حدی بن اخطب]] و [[ابو یاسر بن اخطب]] از [[پیشگامان]] این [[حرکت]] خزنده بودند<ref>بحارالانوار، مجلسی، ج۹، ص۱۷۴.</ref>.
# به نظر می‌رسد مجالس گفتگو و [[احتجاج]] با ارباب ادیان، از همان آغازین روزهای اقامت پیامبر{{صل}} در [[مدینه]] شکل گرفت؛ چراکه ظهور [[دین اسلام]] و جاذبه‌های [[معنوی]] آن، سبب شد که [[اهل کتاب]] و به ویژه [[یهود]]، [[آیین]] خود را در مخاطره دیده و به منظور تضعیف اسلام با ترفندهای مختلفی، سعی در زیر سوال بردن [[پیامبر گرامی]] و تعالیم مورد نظر ایشان نمودند. در همین رابطه [[امام باقر]]{{ع}} می‌فرمایند: [[پیامبر خدا]]{{صل}} آن هنگام که به [[مدینه]] وارد شدند، آثار [[صداقت]] نشانه‌های حقانیت و دلایل نبوت آن [[بزرگوار]] موجب گردید، [[یهود]] به [[مکر]] و [[حیله]] دست بزنند و برای خاموش کردن [[نور الهی]] و حجت‌های بالغه [[پروردگار]]، تصمیمات ناخوشایندی اتخاذ کنند؛ لذا به [[تکذیب]] و [[انکار]] آن حضرت پرداختند و بزرگان آنان، چون [[مالک بن الصیف]]، [[کعب بن اشرف]]، [[حیی بن اخطب]]، [[حدی بن اخطب]] و [[ابو یاسر بن اخطب]] از [[پیشگامان]] این حرکت خزنده بودند<ref>بحارالانوار، مجلسی، ج۹، ص۱۷۴.</ref>.
# اوج ملاقات‌های هیأت‌های [[نمایندگی]]، پس از بازگشت [[پیامبر اسلام]] و [[رزمندگان]] [[مسلمان]] از منطقه [[تبوک]] بود و نخستین [[وفد]] در این سال، که به «سال وفد» معروف گردید، وفد ثقیف است که پس از حضور و [[اسلام آوردن]] این هیأت، [[قبایل]] مختلف، از دور و نزدیک مدینه، با [[انتخاب]] هیأت‌های نمایندگی از سوی خود به [[زیارت پیامبر]] شتافتند و در محضرش با [[اسلام]] آشنا شده، [[ایمان]] آوردند. این وفود به ترتیب عبارتند از: [[وفد بنی تمیم]]، [[وفد بهر]]، [[وفد بنی البکاء]]، [[وفد بنی فزازه]]، [[وفد عدی بن حاتم]]، [[وفد ثعلبه بن سعد]]، [[وفد سعید هذیم]]، [[وفد بنی سعد]]، [[وفد بنی‌الحرث]]، [[وفد غسان]]، وفد عامر، وفد ازدجش، [[وفد عبدالقیس]]، [[وفد بنی حنیفه]]، [[وفد کنده]]، [[وفد کنانه]]، [[وفد وائل بن حجر]]، [[وفد محارب]]، [[وفد الرهامن]]، [[وفد نجران]]، [[وفد صدف]]، [[وفد عبس]]، [[وفد عامر بن صعصعه]]، وفد طی<ref>بحارالانوار، ج۲۱، ص۳۷۵.</ref>. در برخی نقل‌ها، وفود دیگری نیز اضافه شده‌اند؛ مانند وفد سلامان، وفد ازت، وفد زبید، وفد بجیله، وفد خولان و وفد حمیر، که با [[احتساب]] این وفود، هیأت‌های نمایندگی به ۳۱ هیأت می‌رسید.
# اوج ملاقات‌های هیأت‌های نمایندگی، پس از بازگشت [[پیامبر اسلام]] و [[رزمندگان]] [[مسلمان]] از منطقه [[تبوک]] بود و نخستین وفد در این سال، که به «سال وفد» معروف گردید، وفد ثقیف است که پس از حضور و اسلام آوردن این هیأت، [[قبایل]] مختلف، از دور و نزدیک مدینه، با [[انتخاب]] هیأت‌های نمایندگی از سوی خود به [[زیارت پیامبر]] شتافتند و در محضرش با [[اسلام]] آشنا شده، [[ایمان]] آوردند. این وفود به ترتیب عبارتند از: [[وفد بنی تمیم]]، [[وفد بهر]]، [[وفد بنی البکاء]]، [[وفد بنی فزازه]]، [[وفد عدی بن حاتم]]، [[وفد ثعلبه بن سعد]]، [[وفد سعید هذیم]]، [[وفد بنی سعد]]، [[وفد بنی‌الحرث]]، [[وفد غسان]]، وفد عامر، وفد ازدجش، [[وفد عبدالقیس]]، [[وفد بنی حنیفه]]، [[وفد کنده]]، [[وفد کنانه]]، [[وفد وائل بن حجر]]، [[وفد محارب]]، [[وفد الرهامن]]، [[وفد نجران]]، [[وفد صدف]]، [[وفد عبس]]، [[وفد عامر بن صعصعه]]، وفد طی<ref>بحارالانوار، ج۲۱، ص۳۷۵.</ref>. در برخی نقل‌ها، وفود دیگری نیز اضافه شده‌اند؛ مانند وفد سلامان، وفد ازت، وفد زبید، وفد بجیله، وفد خولان و وفد حمیر، که با احتساب این وفود، هیأت‌های نمایندگی به ۳۱ هیأت می‌رسید.
# پیامبر خدا{{صل}} [[مقید]] بودند که به محض اطلاع از ورود وفدی به مدینه، آنها را با [[احترام]] می‌پذیرفتند و به هنگام خروج هیأت‌ها از مدینه، به ایشان هدیه‌ای می‌دادند و نیازهای آنان را برای بازگشت به [[وطن]] خویش برآورده می‌کردند. این موضوع آن‌قدر مورد تأکید [[پیامبر اسلام]]{{صل}} بود که در زمره سه [[وصیت]] خود در بستر [[احتضار]]، توصیه به اهدای جوایز و [[هدایا]] به هیأت‌های نمایندگی را یادآور شده و بر آن [[اصرار]] ورزیدند، تا آنکه این [[سنت]] که موجب [[تألیف قلوب]] و [[تکریم]] بزرگان و [[اقوام]] و [[ملل]] بود، پس از آن حضرت نیز ادامه یابد.
# پیامبر خدا{{صل}} مقید بودند که به محض اطلاع از ورود وفدی به مدینه، آنها را با [[احترام]] می‌پذیرفتند و به هنگام خروج هیأت‌ها از مدینه، به ایشان هدیه‌ای می‌دادند و نیازهای آنان را برای بازگشت به [[وطن]] خویش برآورده می‌کردند. این موضوع آن‌قدر مورد تأکید [[پیامبر اسلام]]{{صل}} بود که در زمره سه [[وصیت]] خود در بستر [[احتضار]]، توصیه به اهدای جوایز و [[هدایا]] به هیأت‌های نمایندگی را یادآور شده و بر آن اصرار ورزیدند، تا آنکه این [[سنت]] که موجب [[تألیف قلوب]] و [[تکریم]] بزرگان و [[اقوام]] و [[ملل]] بود، پس از آن حضرت نیز ادامه یابد.
# [[سیره]] پیامبر اسلام{{صل}} در مواجهه با افرادی که ایشان را [[ملاقات]] می‌کردند، در توصیفی که توسط علی‌{{ع}} در پاسخ به سوال فرزندش [[امام حسین]]{{ع}} عنوان می‌نماید، چنین است: «کسانی را که به مجلس‌شان شرفیاب می‌شدند، با چهره‌ای گشاده، برخوردی [[نیکو]]، خلقی نرم و به دور از [[خشونت]] می‌پذیرفتند. در هنگام [[مذاکره]] با [[مردم]] و طالبان [[حقیقت]]، [[زیاده‌گویی]] نمی‌کردند و از سخنان [[بیهوده]] دور بودند و [[جدال و مراء]] به کار نمی‌بستند»<ref>معانی الاخبار، ص۸۱.</ref>. این [[سنت پیامبر]]{{صل}} و [[پرهیز]] آن [[بزرگوار]] از [[مراء]] و [[جدال]] و تأکید به دوری از آن در [[احادیث نبوی]]، سبب شد که گروهی [[گمان]] کنند بحث در مورد مساول [[اعتقادی]] با مخالفان مطلقاً صحیح نیست و مورد [[رضایت]] [[پیامبر]] نمی‌باشد؛ لذا [[امام صادق]]{{ع}} در این زمینه به [[روشنگری]] پرداخته و منهی بودن جدال در [[دین]] را که یکی از یاران‌شان به [[رسول اسلام]] نسبت می‌داد، نادرست دانسته و فرمودند: «آن‌چه که [[نهی]] گردیده جدال غیر احسن است»<ref>بحارالانوار، ج۹، ص۲۵۵ و ۲۵۶.</ref>. بدیهی است تمامی مذاکراتی که [[پیامبران]] [[اسلام]] با [[اهل کتاب]] داشته‌اند و منجر به اسلام عده‌ای از ایشان گردید، از نوع [[جدال احسن]] بوده است.
# [[سیره]] پیامبر اسلام{{صل}} در مواجهه با افرادی که ایشان را [[ملاقات]] می‌کردند، در توصیفی که توسط علی‌{{ع}} در پاسخ به سوال فرزندش [[امام حسین]]{{ع}} عنوان می‌نماید، چنین است: «کسانی را که به مجلس‌شان شرفیاب می‌شدند، با چهره‌ای گشاده، برخوردی [[نیکو]]، خلقی نرم و به دور از [[خشونت]] می‌پذیرفتند. در هنگام [[مذاکره]] با [[مردم]] و طالبان [[حقیقت]]، زیاده‌گویی نمی‌کردند و از سخنان [[بیهوده]] دور بودند و [[جدال و مراء]] به کار نمی‌بستند»<ref>معانی الاخبار، ص۸۱.</ref>. این [[سنت پیامبر]]{{صل}} و پرهیز آن [[بزرگوار]] از مراء و [[جدال]] و تأکید به دوری از آن در [[احادیث نبوی]]، سبب شد که گروهی [[گمان]] کنند بحث در مورد مساول [[اعتقادی]] با مخالفان مطلقاً صحیح نیست و مورد [[رضایت]] [[پیامبر]] نمی‌باشد؛ لذا [[امام صادق]]{{ع}} در این زمینه به روشنگری پرداخته و منهی بودن جدال در [[دین]] را که یکی از یاران‌شان به [[رسول اسلام]] نسبت می‌داد، نادرست دانسته و فرمودند: «آن‌چه که [[نهی]] گردیده جدال غیر احسن است»<ref>بحارالانوار، ج۹، ص۲۵۵ و ۲۵۶.</ref>. بدیهی است تمامی مذاکراتی که [[پیامبران]] [[اسلام]] با [[اهل کتاب]] داشته‌اند و منجر به اسلام عده‌ای از ایشان گردید، از نوع [[جدال احسن]] بوده است.
# اختصاص مکانی ویژه به منظور ملاقات وفود از [[نظم]] و [[تدبیر]] [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} حکایت دارد؛ چراکه مکانی مخصوص در [[مسجد]] برای ملاقات کنندگان تعیین می‌کرد و آنان را به مکانی ویژه و مشخص رهنمون می‌ساخت و از سردرگمی افراد در محیط باز مسجد جلوگیری می‌کرد و هم [[حفاظت]] و [[امنیت جانی]] پیامبر را برای [[اصحاب]]، به ویژه [[حضرت علی]]{{ع}} امکان‌پذیر می‌نمود.
# اختصاص مکانی ویژه به منظور ملاقات وفود از [[نظم]] و [[تدبیر]] [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} حکایت دارد؛ چراکه مکانی مخصوص در [[مسجد]] برای ملاقات کنندگان تعیین می‌کرد و آنان را به مکانی ویژه و مشخص رهنمون می‌ساخت و از سردرگمی افراد در محیط باز مسجد جلوگیری می‌کرد و هم حفاظت و [[امنیت جانی]] پیامبر را برای [[اصحاب]]، به ویژه [[حضرت علی]]{{ع}} امکان‌پذیر می‌نمود.
# حضور [[پیامبر اسلام]] در محل [[ملاقات]]، در کنار استوانه، به احتمال بسیار [[قوی]] در زمانی مشخص صورت می‌پذیرفته است؛ زیرا به [[شهادت]] [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و اگر آنها شکیبایی می‌ورزیدند تا تو خود به نزد آنان برون آیی برای آنها بهتر می‌بود و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره حجرات، آیه ۵.</ref> آن حضرت خود در زمانی مشخص از [[حجرات]] خارج شده و به [[مسجد]] می‌آمدند و این [[انضباط]] [[پیامبر]]{{صل}} موجب گردید که به [[مردم]] توصیه شود در خارج زمان‌های مورد نظر پیامبر، حضور نیابند و برای آن حضرت مزاحمت ایجاد نکنند، و [[اجازه]] دهند پیامبر اسلام طبق زمانبندی مورد نظر خود، برای ملاقات با دیگران از حجرات خارج شوند.
# حضور [[پیامبر اسلام]] در محل [[ملاقات]]، در کنار استوانه، به احتمال بسیار [[قوی]] در زمانی مشخص صورت می‌پذیرفته است؛ زیرا به [[شهادت]] [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و اگر آنها شکیبایی می‌ورزیدند تا تو خود به نزد آنان برون آیی برای آنها بهتر می‌بود و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره حجرات، آیه ۵.</ref> آن حضرت خود در زمانی مشخص از [[حجرات]] خارج شده و به [[مسجد]] می‌آمدند و این [[انضباط]] [[پیامبر]]{{صل}} موجب گردید که به [[مردم]] توصیه شود در خارج زمان‌های مورد نظر پیامبر، حضور نیابند و برای آن حضرت مزاحمت ایجاد نکنند، و [[اجازه]] دهند پیامبر اسلام طبق زمانبندی مورد نظر خود، برای ملاقات با دیگران از حجرات خارج شوند.


در میان وفود یاد شده، برخی [[سبب نزول]] سور و [[آیات قرآنی]] هستند که به آنها اشاره می‌کنیم:
در میان وفود یاد شده، برخی [[سبب نزول]] سور و [[آیات قرآنی]] هستند که به آنها اشاره می‌کنیم:
# در مورد [[شأن نزول]] [[سوره حجرات]] گفته‌اند<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۱۲۹.</ref>: [[وفد]] [[قبیله بنی تمیم]] که از [[عطارد بن حاجب]] و [[اقرع بن حابس]] و [[زبرقان بن بدر]] و عمرو بن الاهتم و [[قیس بن عاصم]] و گروه زیادی تشکیل می‌شد داخل [[مسجد پیامبر]] شدند و با صدای بلند فریاد زدند: ای محمد، بیرون آی. پیامبر{{صل}} در حالی که به منظور [[استراحت]] در یکی از حجرات همسرانشان به سر می‌بردند، از این [[رفتار]] آنان ناراحت شده، از [[حجره]] بیرون آمدند. آنها گفتند: آمده‌ایم به تو [[فخر]] بفروشیم و از [[نسب]] و [[شرف]] خود که بر تو [[برتری]] دارد، سخن بگوییم. آیا اجازه می‌دهی؟ پیامبر{{صل}} اجازه دادند و [[شاعر]] ایشان عطارد بن حاجب و سپس [[زبرقان]] شروع کردند به خواندن اشعاری که از برتری [[قبیله]] ایشان حکایت می‌کرد. پیامبر نیز به [[حسان بن ثابت]] [[اذن]] دادند که با اشعارش، [[فضیلت]] [[اسلام]] و [[پیامبر خدا]]{{صل}} را یادآور شود. در [[تاریخ]] آمده است، وقتی اشعار [[حسان]] پایان یافت، [[اقرع]] گفت: [[سخنوران]] و شعرای این [[مرد]] ([[پیامبر اسلام]])، از سخنرانان و [[شاعران]] ما قوی‌ترند و ما مغلوب شدیم. سرانجام آن [[وفد]] همگی در [[مسجد]]، [[اسلام]] آوردند و همراه با [[هدایا]] و جوایزی که [[پیامبر]] به ایشان پیشکش نمودند، به میان قبیله‌شان بازگشتند و [[آیات]] آغازین [[سوره حجرات]] نازل گردید.
# در مورد [[شأن نزول]] [[سوره حجرات]] گفته‌اند<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۱۲۹.</ref>: وفد [[قبیله بنی تمیم]] که از [[عطارد بن حاجب]] و [[اقرع بن حابس]] و [[زبرقان بن بدر]] و عمرو بن الاهتم و [[قیس بن عاصم]] و گروه زیادی تشکیل می‌شد داخل [[مسجد پیامبر]] شدند و با صدای بلند فریاد زدند: ای محمد، بیرون آی. پیامبر{{صل}} در حالی که به منظور استراحت در یکی از حجرات همسرانشان به سر می‌بردند، از این [[رفتار]] آنان ناراحت شده، از [[حجره]] بیرون آمدند. آنها گفتند: آمده‌ایم به تو فخر بفروشیم و از نسب و [[شرف]] خود که بر تو [[برتری]] دارد، سخن بگوییم. آیا اجازه می‌دهی؟ پیامبر{{صل}} اجازه دادند و [[شاعر]] ایشان عطارد بن حاجب و سپس زبرقان شروع کردند به خواندن اشعاری که از برتری [[قبیله]] ایشان حکایت می‌کرد. پیامبر نیز به [[حسان بن ثابت]] [[اذن]] دادند که با اشعارش، [[فضیلت]] [[اسلام]] و [[پیامبر خدا]]{{صل}} را یادآور شود. در [[تاریخ]] آمده است، وقتی اشعار [[حسان]] پایان یافت، اقرع گفت: سخنوران و شعرای این [[مرد]] ([[پیامبر اسلام]])، از سخنرانان و [[شاعران]] ما قوی‌ترند و ما مغلوب شدیم. سرانجام آن وفد همگی در [[مسجد]]، [[اسلام]] آوردند و همراه با [[هدایا]] و جوایزی که [[پیامبر]] به ایشان پیشکش نمودند، به میان قبیله‌شان بازگشتند و [[آیات]] آغازین [[سوره حجرات]] نازل گردید.
# [[شأن نزول]] سه [[آیه]] از [[آیات قرآن]] را به وفد [[نجران]] مرتبط دانسته‌اند. هیأت نجرات از چهل تن از بزرگان [[مسیحیت]] نجران چون [[سید]]، عاقب، قیس، حارث و عبدالمسیح [[اسقف نجران]] تشکیل یافته بود که پس از [[نماز صبح]] به محضر پیامبر آمده و [[اسقف]] ایشان پرسش‌هایی مطرح می‌کند و حضرت پاسخ می‌دهند. ای ابوالقاسم، پدر [[موسی]] که بود؟ [[عمران]]. پدر یوسف که بود؟ [[یعقوب]]. پدر تو کیست؟ عبدالله فرزند [[عبدالمطلب]]. [[پدر عیسی]] کیست؟ پیامبر روی بر می‌گرداند و این آیه نازل می‌شود: {{متن قرآن|إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ}}<ref>«داستان عیسی نزد خداوند چون داستان آدم است که او را از خاک آفرید و سپس فرمود: باش! و بی‌درنگ موجود شد» سوره آل عمران، آیه ۵۹.</ref>. (بنابراین، ولادت [[مسیح]] بدون پدر، هرگز دلیل بر [[الوهیت]] او نیست).  
# [[شأن نزول]] سه [[آیه]] از [[آیات قرآن]] را به وفد [[نجران]] مرتبط دانسته‌اند. هیأت نجرات از چهل تن از بزرگان [[مسیحیت]] نجران چون [[سید]]، عاقب، قیس، حارث و عبدالمسیح [[اسقف نجران]] تشکیل یافته بود که پس از نماز صبح به محضر پیامبر آمده و اسقف ایشان پرسش‌هایی مطرح می‌کند و حضرت پاسخ می‌دهند. ای ابوالقاسم، پدر [[موسی]] که بود؟ [[عمران]]. پدر یوسف که بود؟ [[یعقوب]]. پدر تو کیست؟ عبدالله فرزند [[عبدالمطلب]]. پدر عیسی کیست؟ پیامبر روی بر می‌گرداند و این آیه نازل می‌شود: {{متن قرآن|إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ}}<ref>«داستان عیسی نزد خداوند چون داستان آدم است که او را از خاک آفرید و سپس فرمود: باش! و بی‌درنگ موجود شد» سوره آل عمران، آیه ۵۹.</ref>. (بنابراین، ولادت [[مسیح]] بدون پدر، هرگز دلیل بر الوهیت او نیست).  


پیامبر{{صل}} آیات را [[تلاوت]] می‌کنند و از [[هوش]] می‌روند. وقتی به هوش می‌آیند [[مسیحیان]] می‌گویند، آیا [[گمان]] کردی [[فرشته وحی]] به تو نازل شد و این سخنان خداست؟ آیه‌ای دیگر نازل می‌شود: {{متن قرآن|فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ}}<ref>«بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودی‌های خویش و خودی‌های شما را فرا خوانیم آنگاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم» سوره آل عمران، آیه ۶۱.</ref>.
پیامبر{{صل}} آیات را [[تلاوت]] می‌کنند و از هوش می‌روند. وقتی به هوش می‌آیند [[مسیحیان]] می‌گویند، آیا [[گمان]] کردی [[فرشته وحی]] به تو نازل شد و این سخنان خداست؟ آیه‌ای دیگر نازل می‌شود: {{متن قرآن|فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ}}<ref>«بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودی‌های خویش و خودی‌های شما را فرا خوانیم آنگاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم» سوره آل عمران، آیه ۶۱.</ref>.


پیامبر{{صل}} پیشنهاد [[مباهله]] می‌کنند و قرار می‌گذارند که فردای آن [[روز]] [[مباهله]] صورت بگیرد. طبق آن‌چه در برخی کتب [[شیعی]] وجود دارد، مکان مباهله همان [[مسجد]] بنی‌معاویه بوده است. این مسجد به [[اجابت]] نیز [[شهرت]] یافته و بسیاری از [[شیعیان]] اکنون آن را به مسجد مباهله می‌شناسند که در فاصله ۴۰۰ متری شمال شرقی [[بقیع]] در کنار [[شارع]] ستین واقع است.
پیامبر{{صل}} پیشنهاد [[مباهله]] می‌کنند و قرار می‌گذارند که فردای آن [[روز]] [[مباهله]] صورت بگیرد. طبق آن‌چه در برخی کتب [[شیعی]] وجود دارد، مکان مباهله همان [[مسجد]] بنی‌معاویه بوده است. این مسجد به [[اجابت]] نیز [[شهرت]] یافته و بسیاری از [[شیعیان]] اکنون آن را به مسجد مباهله می‌شناسند که در فاصله ۴۰۰ متری شمال شرقی [[بقیع]] در کنار [[شارع]] ستین واقع است.


هیأت [[نجران]] در [[اندیشه]] شد که فردا چه واقعه‌ای به وقوع خواهد پیوست. [[اسقف]] ایشان گفت: اگر محمد تنها با [[فرزندان]] و خاندانش به مباهله آید، باید از آن [[پرهیز]] کرد و اگر با [[اصحاب]] و جمعیتی انبوه آمد، [[دروغگو]] است! و با او مباهله می‌کنیم. روز [[موعود]] فرا رسید و [[پیامبر اعظم]]، در حالی که ایشان را [[حضرت زهرا]]{{س}}، علی، [[امام حسن]]، [[امام حسین]]{{عم}} [[همراهی]] می‌کردند، به محل مباهله وارد شدند. چهره‌های آسمانی و برافروخته شدن ایشان آن چنان وحشتی در هیأت نجران افکند که [[راضی]] شدند [[صلح]] کنند، به شرط آنکه آن بزرگواران زبان به [[نفرین]] ایشان نگشایند. [[پیامبر]]{{صل}} پذیرفت و برای [[مسیحیان نجران]] جزیه‌ای تعیین کرد.
هیأت [[نجران]] در [[اندیشه]] شد که فردا چه واقعه‌ای به وقوع خواهد پیوست. اسقف ایشان گفت: اگر محمد تنها با [[فرزندان]] و خاندانش به مباهله آید، باید از آن پرهیز کرد و اگر با [[اصحاب]] و جمعیتی انبوه آمد، [[دروغگو]] است! و با او مباهله می‌کنیم. روز [[موعود]] فرا رسید و [[پیامبر اعظم]]، در حالی که ایشان را [[حضرت زهرا]]{{س}}، علی، [[امام حسن]]، [[امام حسین]]{{عم}} [[همراهی]] می‌کردند، به محل مباهله وارد شدند. چهره‌های آسمانی و برافروخته شدن ایشان آن چنان وحشتی در هیأت نجران افکند که [[راضی]] شدند [[صلح]] کنند، به شرط آنکه آن بزرگواران زبان به [[نفرین]] ایشان نگشایند. [[پیامبر]]{{صل}} پذیرفت و برای [[مسیحیان نجران]] جزیه‌ای تعیین کرد.


در [[شأن نزول آیه]] شریفه {{متن قرآن|وَقَالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصَارَى عَلَى شَيْءٍ وَقَالَتِ النَّصَارَى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلَى شَيْءٍ}}<ref>«و یهودیان گفتند: مسیحیان هیچ بر حق نیستند و مسیحیان گفتند: یهودیان هیچ بر حق نیستند» سوره بقره، آیه ۱۱۳.</ref> از [[ابن عباس]] نقل شده<ref>بحار الانوار، ج۹، ص۶۷ و ۶۸.</ref> که وقتی وفد نجران خدمت [[رسول اسلام]] رسیدند، بزرگان [[یهود]] مطلع شدند و آنها نیز به مجلس وارد شده، در محضر پیامبر{{صل}} با [[مسیحیان]] [[منازعه]] کردند. رافعه بن [[حرمله]] به آنها گفت: {{عربی|ما أنتم على شيء}} شما مسیحیان در میان [[ادیان]] جایگاهی ندارید و [[نبوت]] [[عیسی]] پذیرفته نیست و [[انجیل]] [[کتاب آسمانی]] نمی‌باشد. در مقابل او، مردی از مسیحیان نیز [[تورات]] و [[دین یهود]] را [[انکار]] می‌کرد و [[آیه]] مذکور نازل گردید.
در [[شأن نزول آیه]] شریفه {{متن قرآن|وَقَالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصَارَى عَلَى شَيْءٍ وَقَالَتِ النَّصَارَى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلَى شَيْءٍ}}<ref>«و یهودیان گفتند: مسیحیان هیچ بر حق نیستند و مسیحیان گفتند: یهودیان هیچ بر حق نیستند» سوره بقره، آیه ۱۱۳.</ref> از [[ابن عباس]] نقل شده<ref>بحار الانوار، ج۹، ص۶۷ و ۶۸.</ref> که وقتی وفد نجران خدمت [[رسول اسلام]] رسیدند، بزرگان [[یهود]] مطلع شدند و آنها نیز به مجلس وارد شده، در محضر پیامبر{{صل}} با [[مسیحیان]] [[منازعه]] کردند. رافعه بن [[حرمله]] به آنها گفت: {{عربی|ما أنتم على شيء}} شما مسیحیان در میان [[ادیان]] جایگاهی ندارید و [[نبوت]] [[عیسی]] پذیرفته نیست و [[انجیل]] [[کتاب آسمانی]] نمی‌باشد. در مقابل او، مردی از مسیحیان نیز [[تورات]] و [[دین یهود]] را [[انکار]] می‌کرد و [[آیه]] مذکور نازل گردید.
خط ۱۶۴: خط ۱۷۱:


ابن زباله طول مناره‌ها را چنین ذکر کرده است: مناره شرقی و غربی ۵۵ ذراع (۲۵) متر)، مناره غربی ۵۳ ذراع (۲۴متر)، همچنین عرض و پهنای مناره‌ها سه متر بوده است<ref>وفاء الوفاء باخبار دارالمصطفی، سمهودی، ج۱، ص۵۲۴ – ۵۲۵.</ref>. این مناره‌ها در چند دوره مورد تعمیر و بازسازی قرار گرفته‌اند. در دوران عثمانی تعداد آنها به پنج عدد رسید که اکنون با اندکی بازسازی همچنان موجود است، آنان عبارت‌اند از:
ابن زباله طول مناره‌ها را چنین ذکر کرده است: مناره شرقی و غربی ۵۵ ذراع (۲۵) متر)، مناره غربی ۵۳ ذراع (۲۴متر)، همچنین عرض و پهنای مناره‌ها سه متر بوده است<ref>وفاء الوفاء باخبار دارالمصطفی، سمهودی، ج۱، ص۵۲۴ – ۵۲۵.</ref>. این مناره‌ها در چند دوره مورد تعمیر و بازسازی قرار گرفته‌اند. در دوران عثمانی تعداد آنها به پنج عدد رسید که اکنون با اندکی بازسازی همچنان موجود است، آنان عبارت‌اند از:
# مناره رئیسیّه: در ضلع شرقی دیوار مسجد ساخته و از آثار [[سلطان]] [[اشرف]] قایتبای (۸۸۶ق) است. این مناره با شصت متر ارتفاع در کنار «قبة الخضراء» «[[گنبد سبز]]» قرار دارد. وجه تسمیه آن این است که [[رییس]] مؤذنین بر آن اذان می‌گفت.
# مناره رئیسیّه: در ضلع شرقی دیوار مسجد ساخته و از آثار [[سلطان]] [[اشرف]] قایتبای (۸۸۶ق) است. این مناره با شصت متر ارتفاع در کنار «قبة الخضراء» «گنبد سبز» قرار دارد. وجه تسمیه آن این است که [[رییس]] مؤذنین بر آن اذان می‌گفت.
# منارة باب السَّلام: در ضلع غربی دیوار مسجد قرار گرفته است. این مناره توسط عمر بن عبدالعزیز بنا شد و به علت اشراف بر [[منزل]] [[مروان]] تخریب و در سال (۷۰۶ق) دوباره آن را ساختند. مناره باب السلام اکنون در مجاورت آن باب واقع است.
# منارة باب السَّلام: در ضلع غربی دیوار مسجد قرار گرفته است. این مناره توسط عمر بن عبدالعزیز بنا شد و به علت اشراف بر [[منزل]] [[مروان]] تخریب و در سال (۷۰۶ق) دوباره آن را ساختند. مناره باب السلام اکنون در مجاورت آن باب واقع است.
# مناره شکیبیه: در ضلع شمال شرقی واقع است. این مناره هفتاد متر ارتفاع دارد.
# مناره شکیبیه: در ضلع شمال شرقی واقع است. این مناره هفتاد متر ارتفاع دارد.
# مناره سلیمانیه (عزیزیه): در ضلع شمال غربی بنا گردید. این مناره نیز هفتاد متر ارتفاع و هفده متر پی و اساس دارد.
# مناره سلیمانیه (عزیزیه): در ضلع شمال غربی بنا گردید. این مناره نیز هفتاد متر ارتفاع و هفده متر پی و اساس دارد.


در دوران سعودی شش مناره جدید به این صورت ساخته شد: دو مناره در ضلع شمال غربی و جنوب غربی، دو مناره در میانه دیوار شمالی و دو مناره در ضلع شمال شرقی و جنوب شرقی. با این ترتیب اکنون ده مناره موجود بر فراز [[مسجد النبی]]{{صل}} آن را از مسافتی دور در دید [[مشتاقان]] و زایران قرار می‌دهد<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، اصغر قائدان، مشعر، ص۲۷۲.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۹۸۹.</ref>
در دوران سعودی شش مناره جدید به این صورت ساخته شد: دو مناره در ضلع شمال غربی و جنوب غربی، دو مناره در میانه دیوار شمالی و دو مناره در ضلع شمال شرقی و جنوب شرقی. با این ترتیب اکنون ده مناره موجود بر فراز مسجد النبی{{صل}} آن را از مسافتی دور در دید [[مشتاقان]] و زایران قرار می‌دهد<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، اصغر قائدان، مشعر، ص۲۷۲.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۹۸۹.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش