|
|
| خط ۶: |
خط ۶: |
| }} | | }} |
|
| |
|
| ==جغرافیای [[ام القری]]، در سورههای [[مبارکه]] انعام و [[شوری]]== | | == جغرافیای ام القری، در سورههای مبارکه انعام و شوری == |
| #{{متن قرآن|وَهَذَا كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ}}<ref>«و این کتاب خجستهای است که آن را فرو فرستادهایم، آنچه را پیش از آن بوده است راست میشمارد و تا (مردم) «مادر شهر» (مکّه) و مردم پیرامون آن را بیمدهی و مؤمنان به جهان واپسین، بدان ایمان میآورند و بر نماز خویش، نگهداشت دارند» سوره انعام، آیه ۹۲.</ref>. | | # {{متن قرآن|وَهَذَا كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ}}<ref>«و این کتاب خجستهای است که آن را فرو فرستادهایم، آنچه را پیش از آن بوده است راست میشمارد و تا (مردم) «مادر شهر» (مکّه) و مردم پیرامون آن را بیمدهی و مؤمنان به جهان واپسین، بدان ایمان میآورند و بر نماز خویش، نگهداشت دارند» سوره انعام، آیه ۹۲.</ref>. |
| #{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ}}<ref>«و بدینگونه ما به تو قرآنی عربی وحی کردیم تا (مردم) امّ القری و پیرامون آن را بیم دهی و (نیز) از روز گرد آمدن (همگان در رستخیز) که تردیدی در آن نیست بیم دهی» سوره شوری، آیه ۷.</ref>. | | # {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ}}<ref>«و بدینگونه ما به تو قرآنی عربی وحی کردیم تا (مردم) امّ القری و پیرامون آن را بیم دهی و (نیز) از روز گرد آمدن (همگان در رستخیز) که تردیدی در آن نیست بیم دهی» سوره شوری، آیه ۷.</ref>. |
| | |
| | واژه {{متن قرآن|أُمَّ الْقُرَى}}، دو بار در [[قرآن]]، در [[آیه]] ۹۲ [[سوره مبارکه انعام]] و آیه ۷ [[سوره شوری]] بیان شده است. |
|
| |
|
| واژه {{متن قرآن|أُمَّ الْقُرَى}}، دو بار در [[قرآن]]، در [[آیه]] ۹۲ [[سوره مبارکه انعام]] و آیه ۷ [[سوره شوری]] بیان شده است. ما قصد داریم، در این گفتار، با استفاده از منابع مهم [[تفسیری]] و [[تاریخی]]، روشن نماییم، که منظور از این واژه مرکب، که به معنی [[مادر]] روستاها است؛ چه مکانی است و سپس به بیان وضع جغرافیای آن بپردازیم.
| |
| ابتدا به توضیح و تبیین این ترکیب {{متن قرآن|أُمَّ الْقُرَى}} با استفاده از [[قاموس قرآن]] میپردازیم: | | ابتدا به توضیح و تبیین این ترکیب {{متن قرآن|أُمَّ الْقُرَى}} با استفاده از [[قاموس قرآن]] میپردازیم: |
| #اُم، به معنی مادر و پایه هر چیز، که چیزهای دیگر، به آن منضم شود. معظم چیزها مانند {{عربی|اُم النجوم}}، یعنی کهکشان - قاموس، مفردات - در [[حدیث]] آمده، از خمر بپرهیزید که، {{عربی|اُم الخبائث}}است. نهایه. به جرئت میتوان گفت، که {{عربی|اُم}} مشترک [[معنوی]] است و معنی جامع آن، همان اصل و پایه است، النهایه استعمال آن، در مادر [[حقیقی]] به قدری [[شهرت]] دارد، که احتمال داده میشود، در واژه مادر، [[حقیقت]] و در معانی دیگر مجاز است. | | # اُم، به معنی مادر و پایه هر چیز، که چیزهای دیگر، به آن منضم شود. معظم چیزها مانند {{عربی|اُم النجوم}}، یعنی کهکشان - قاموس، مفردات - در [[حدیث]] آمده، از خمر بپرهیزید که، {{عربی|اُم الخبائث}} است. نهایه. به جرئت میتوان گفت، که {{عربی|اُم}} مشترک [[معنوی]] است و معنی جامع آن، همان اصل و پایه است، النهایه استعمال آن، در مادر [[حقیقی]] به قدری [[شهرت]] دارد، که احتمال داده میشود، در واژه مادر، [[حقیقت]] و در معانی دیگر مجاز است. |
| #در ترجمه مفردات راغب اصفهانی، نیز در معنی ام<ref>ترجمه مفردات راغب اصفهانی، ج۱، ص۸۰.</ref> مینویسد: | | # در ترجمه مفردات راغب اصفهانی، نیز در معنی ام<ref>ترجمه مفردات راغب اصفهانی، ج۱، ص۸۰.</ref> مینویسد: |
| «الاُم، [[مادر]]، برابر آب یعنی [[پدر]]. اُم، به مادر [[واقعی]] و نسبی و همین طور، به مادر بزرگ، در گذشته دُور، هم اطلاق میشده، از این رو /[[حوا]] گر چه بین ما و او قرنهای دور فاصله است، او را مادر خطاب میکنند و همچنین، به هر چه که اصل و ریشه چیزی باشد، یا او را [[تربیت]] و [[اصلاح]] کرده باشد، یا مبدأ و سرآغاز چیزی باشد: ام گویند. | | «الاُم، مادر، برابر آب یعنی پدر. اُم، به مادر واقعی و نسبی و همین طور، به مادر بزرگ، در گذشته دُور، هم اطلاق میشده، از این رو /[[حوا]] گر چه بین ما و او قرنهای دور فاصله است، او را مادر خطاب میکنند و همچنین، به هر چه که اصل و ریشه چیزی باشد، یا او را [[تربیت]] و [[اصلاح]] کرده باشد، یا مبدأ و سرآغاز چیزی باشد: ام گویند. |
| [[خلیل بن احمد]] گوید: به هر چیزی که ضمائم و پیوستههای بعدی و آیندهاش، به او مربوط باشد و به آن منضم شود؛ ام گویند».<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۰۷.</ref>
| |
|
| |
|
| ==موارد کاربرد ام، در [[کلام خداوند]]==
| | [[خلیل بن احمد]] گوید: به هر چیزی که ضمائم و پیوستههای بعدی و آیندهاش، به او مربوط باشد و به آن منضم شود؛ ام گویند»<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۰۷.</ref>. |
| #اُم به معنای معظم شیء و مرکز آن، مثل [[آیه مبارکه]] {{متن قرآن|أُمَّ الْقُرَى}} که به [[مکه معظمه]] گفته میشود: {{متن قرآن|لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا}} [[آیه]] ۹۲ [[سوره مبارکه انعام]]، که مورد بحث این گفتار است.
| |
| #به معنی مادر [[حقیقی]]، نظیر آیه ۷ [[سوره مبارکه قصص]]، که میفرماید: {{متن قرآن|وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ}}<ref>«و به مادر موسی الهام کردیم که به او شیر بده» سوره قصص، آیه ۷.</ref> و در پایان ام به معنی اصل و پایه، که در زیر، به آن اشاره میشود.
| |
| #ام به معنی اصل و پایه هر چیز {{متن قرآن|أُمُّ الْكِتَابِ}} در آیه ۷ [[سوره آل عمران]]: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ...}}<ref>«اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات «محکم» (استوار یک رویه)اند، که بنیاد این کتاباند» سوره آل عمران، آیه ۷.</ref>.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۰۸.</ref>
| |
|
| |
|
| ==[[القری]]، یعنی چه؟== | | == موارد کاربرد ام، در [[کلام خداوند]] == |
| | # اُم به معنای معظم شیء و مرکز آن، مثل [[آیه مبارکه]] {{متن قرآن|أُمَّ الْقُرَى}} که به [[مکه معظمه]] گفته میشود: {{متن قرآن|لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا}} [[آیه]] ۹۲ [[سوره مبارکه انعام]]، که مورد بحث این گفتار است. |
| | # به معنی مادر [[حقیقی]]، نظیر آیه ۷ [[سوره مبارکه قصص]]، که میفرماید: {{متن قرآن|وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ}}<ref>«و به مادر موسی الهام کردیم که به او شیر بده» سوره قصص، آیه ۷.</ref> و در پایان ام به معنی اصل و پایه، که در زیر، به آن اشاره میشود. |
| | # ام به معنی اصل و پایه هر چیز {{متن قرآن|أُمُّ الْكِتَابِ}} در آیه ۷ [[سوره آل عمران]]: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ...}}<ref>«اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات «محکم» (استوار یک رویه)اند، که بنیاد این کتاباند» سوره آل عمران، آیه ۷.</ref>.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۰۸.</ref> |
| | |
| | == القری، یعنی چه؟ == |
| در واژه مرکب مورد تحقیق، دو کلمه مفرد وجود دارد؛ که ما بخش اول آن را، که ام/ باشد توضیح دادیم، اکنون ببینیم بخش دوم آن، که القری است، به چه مفهومی است. | | در واژه مرکب مورد تحقیق، دو کلمه مفرد وجود دارد؛ که ما بخش اول آن را، که ام/ باشد توضیح دادیم، اکنون ببینیم بخش دوم آن، که القری است، به چه مفهومی است. |
| برخی از [[پژوهشگران]]، در توضیح [[قری]] مرقوم داشته، این واژه جمع قریه است و به معنی دهها و [[شهرها]] است، اما از آنجا، که قریه یک واژه [[عربی]] و بهویژه، در بحث ما، یک واژه [[قرآنی]] است؛ لازم است، به معنی و کاربرد آن کلمه، از دیدگاه [[فرهنگ قرآنی]]، توجه نماییم؛ لذا به منظور رسیدن، به این [[هدف]]، به [[قاموس قرآن]]، جهت معنی و کاربرد قرآنی آن، به این کتاب [[رجوع]] میکنیم، تا به نتیجه مطلوب برسیم. | | |
| | برخی از پژوهشگران، در توضیح [[قری]] مرقوم داشته، این واژه جمع قریه است و به معنی دهها و [[شهرها]] است، اما از آنجا، که قریه یک واژه عربی و بهویژه، در بحث ما، یک واژه [[قرآنی]] است؛ لازم است، به معنی و کاربرد آن کلمه، از دیدگاه فرهنگ قرآنی، توجه نماییم؛ لذا به منظور رسیدن، به این [[هدف]]، به [[قاموس قرآن]]، جهت معنی و کاربرد قرآنی آن، به این کتاب رجوع میکنیم، تا به نتیجه مطلوب برسیم. |
| | |
| قاموس، در توضیح واژه قریه، به راغب اصفهانی، استناد نموده و مینویسد: «قریه نام مکانی است، که [[مردم]]، در آنجا جمع شوند، به مردم نیز، قریه میگویند و در هر دو معنی استعمال میشود و درباره {{متن قرآن|وَاسْأَلِ الْقَرْيَةَ}}<ref>«و از (مردم) شهری که در آن بودیم و از کاروانیانی که با آنها (به اینجا) روی آوردهایم بپرس و بیگمان ما راستگوییم» سوره یوسف، آیه ۸۲.</ref>. | | قاموس، در توضیح واژه قریه، به راغب اصفهانی، استناد نموده و مینویسد: «قریه نام مکانی است، که [[مردم]]، در آنجا جمع شوند، به مردم نیز، قریه میگویند و در هر دو معنی استعمال میشود و درباره {{متن قرآن|وَاسْأَلِ الْقَرْيَةَ}}<ref>«و از (مردم) شهری که در آن بودیم و از کاروانیانی که با آنها (به اینجا) روی آوردهایم بپرس و بیگمان ما راستگوییم» سوره یوسف، آیه ۸۲.</ref>. |
| بسیاری از [[مفسرین]] گفتهاند: مراد، از قریه و [[قری]] مردمانند و از [[علی بن الحسین]]{{ع}} نقل کردهاند که فرمود: غرض از [[القری]] [[رجال]] قصد شده است. المنار، قول راغب را نقل کرده و رد نمیکند».
| |
|
| |
|
| [[زمخشری]]، در مجمع فرماید: قریه زمینی است، دارای [[خانه]] بسیار، اصل آن، از قری، به معنی جمع است: {{عربی|قربت الماء فی الحوض}} یعنی آب را در [[حوض]] جمع کردم و نیز گفته: قریه، بلده و [[مدینه]]، نظیر هماند.
| | بسیاری از [[مفسرین]] گفتهاند: مراد، از قریه و [[قری]] مردمانند و از [[علی بن الحسین]]{{ع}} نقل کردهاند که فرمود: غرض از القری رجال قصد شده است. المنار، قول راغب را نقل کرده و رد نمیکند». |
| برخی از علما<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۵، ص۳۴۵.</ref> در معنی قریه مینویسند: در [[زبان قرآن]]، قریه، به معنی هر گونه [[آبادی]] است، اعم از این که [[شهر]] بزرگ باشد، یا کوچک و یا روستا، مثلاً در [[سوره یوسف]]، از زبان [[برادران]] و در مقابل [[پدر]]، چنین میخوانیم: {{متن قرآن|وَاسْأَلِ الْقَرْيَةَ الَّتِي كُنَّا فِيهَا}}<ref>«و از (مردم) شهری که در آن بودیم و از کاروانیانی که با آنها (به اینجا) روی آوردهایم بپرس و بیگمان ما راستگوییم» سوره یوسف، آیه ۸۲.</ref> و میدانیم، این که، این سخن را پس از بازگشت، از پایتخت [[مصر]] و ماجرای توقیف [[برادر]] آنها، «[[بنیامین]]» از طرف دستگاه [[عزیز مصر]] بوده است و همچنین، در [[آیه]] ۹۶ [[سوره اعراف]] میخوانیم: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ}}<ref>«و اگر مردم آن شهرها ایمان میآوردند و پرهیزگاری میورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکتهایی میگشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه میکردند آنان را فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۶.</ref>.
| |
| [[بدیهی]] است؛ منظور در اینجا خصوص روستاها نیست، بلکه همه نقاط مسکونی [[جهان]] را شامل میشود.
| |
|
| |
| با توجه به آنچه ملاحظه فرمودید؛ واژه قریه ممکن است به معنی روستا، [[شهر]] و [[مردم]] در یک مکان باشد: علی هذا، باید با قرینه فهمید که آیا منظور، از قریه در یک عبارت، یا [[آیه]]، مراد شهر است، یا ده؟<ref>قاموس قرآن.</ref>.
| |
| در، [[تفسیر نمونه]]، {{متن قرآن|أُمَّ الْقُرَى}} را در آیه مورد [[پژوهش]]، [[مکه]] ترجمه نموده است، حال این سوال پیش میآید، که چرا مکه را {{متن قرآن|أُمَّ الْقُرَى}} میگویند؟
| |
|
| |
|
| از [[علما]]، همین پاسخ را، در تفسیر نمونه<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۳۵۷.</ref>، به خوبی بیان فرمودهاند:
| | [[زمخشری]]، در مجمع فرماید: قریه زمینی است، دارای [[خانه]] بسیار، اصل آن، از قری، به معنی جمع است: {{عربی|قربت الماء فی الحوض}} یعنی آب را در حوض جمع کردم و نیز گفته: قریه، بلده و [[مدینه]]، نظیر هماند. |
| «[[ام القری]]، که یکی از نامهای مکه است، از دو واژه ترکیب یافتهام که در اصل به معنی اساس و ابتدا و آغاز هر چیزی است و [[قری]] که جمع قریه است و به معنی هر گونه [[آبادی]] در شهر است. اعم از شهرهای بزرگ و کوچک، یا روستاها و شواهد زیادی نیز در [[قرآن]] بر این معنی وجود دارد».
| |
| اکنون ببینیم چرا مکه را ام القری نامیدهاند؟ یعنی [[مادر]] و اصل همه آبادیها.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۰۸.</ref>
| |
|
| |
|
| ==[[دحوالارض]] چیست؟==
| | برخی از علما<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۵، ص۳۴۵.</ref> در معنی قریه مینویسند: در [[زبان قرآن]]، قریه، به معنی هر گونه آبادی است، اعم از این که [[شهر]] بزرگ باشد، یا کوچک و یا روستا، مثلاً در [[سوره یوسف]]، از زبان [[برادران]] و در مقابل پدر، چنین میخوانیم: {{متن قرآن|وَاسْأَلِ الْقَرْيَةَ الَّتِي كُنَّا فِيهَا}}<ref>«و از (مردم) شهری که در آن بودیم و از کاروانیانی که با آنها (به اینجا) روی آوردهایم بپرس و بیگمان ما راستگوییم» سوره یوسف، آیه ۸۲.</ref> و میدانیم، این که، این سخن را پس از بازگشت، از پایتخت [[مصر]] و ماجرای توقیف [[برادر]] آنها، «[[بنیامین]]» از طرف دستگاه عزیز مصر بوده است و همچنین، در [[آیه]] ۹۶ [[سوره اعراف]] میخوانیم: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ}}<ref>«و اگر مردم آن شهرها ایمان میآوردند و پرهیزگاری میورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکتهایی میگشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه میکردند آنان را فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۶.</ref>. |
| [[روایات اسلامی]]، تصریح میکنند؛ که همه [[زمین]]، نخست زیر آب [[غرق]] بود و خشکیها تدریجاً، سر از آب بیرون آوردند - [[علم]] امروزه نیز این معنی را پذیرفته است - این [[روایات]] میگویند: نخستین نقطهای که از زیر آب سر برآورد [[کعبه]] بود و سپس خشکیهای دیگر زمین، از آن گسترش یافت، که از آن به عنوان دحوالارض - [[گسترش زمین]] - یاد شده است. | |
|
| |
|
| با توجه به این تاریخچه، روشن میشود که مکه اصل و اساس و آغاز همه آبادیهای روی زمین است؛ بنابراین هر گاه گفته شود {{متن قرآن|أُمَّ الْقُرَى}} پیدا است، که منظور از آن، [[شهر مکه]] میباشد<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۳۵۹.</ref>.
| | بدیهی است؛ منظور در اینجا خصوص روستاها نیست، بلکه همه نقاط مسکونی [[جهان]] را شامل میشود. |
| با استدلالی، که در مورد [[ام القری]] در [[آیه]] قبل شد؛ میتوان به این نتیجه رسید، که منظور از ام القری در آیه ۷ [[سوره مبارکه شوری]]، نیز [[شهر]] [[مکه مکرمه]] است، که ما به خواست [[خدای سبحان]]، به جغرافیای آن، زیر عنوان [[مکه]] اشاره خواهیم نمود.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۱۰.</ref> | | |
| | | با توجه به آنچه ملاحظه فرمودید؛ واژه قریه ممکن است به معنی روستا، [[شهر]] و [[مردم]] در یک مکان باشد: علی هذا، باید با قرینه فهمید که آیا منظور، از قریه در یک عبارت، یا [[آیه]]، مراد شهر است، یا ده؟<ref>قاموس قرآن.</ref>. |
| ==[[ام القری]]==
| | در، [[تفسیر نمونه]]، {{متن قرآن|أُمَّ الْقُرَى}} را در آیه مورد پژوهش، [[مکه]] ترجمه نموده است، حال این سوال پیش میآید، که چرا مکه را {{متن قرآن|أُمَّ الْقُرَى}} میگویند؟ |
| #{{متن قرآن|وَهَذَا كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ}}<ref>«و این کتاب خجستهای است که آن را فرو فرستادهایم، آنچه را پیش از آن بوده است راست میشمارد و تا (مردم) «مادر شهر» (مکّه) و مردم پیرامون آن را بیمدهی و مؤمنان به جهان واپسین، بدان ایمان میآورند و بر نماز خویش، نگهداشت دارند» سوره انعام، آیه ۹۲.</ref>.
| |
| #{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا...}}<ref>«و بدینگونه ما به تو قرآنی عربی وحی کردیم تا (مردم) امّ القری و پیرامون آن را بیم دهی و (نیز) از روز گرد آمدن (همگان در رستخیز) که تردیدی در آن نیست بیم دهی» سوره شوری، آیه ۷.</ref>.
| |
| ام القری «مرکز و [[مادر]] همه بناهای [[جهان]] است»<ref>اطلاعات قرآنی، ص۱۱۷؛ فرهنگ المنجد، ص۳۲.</ref> «در [[حجاز]] نزدیک [[بحر احمر]] ([[دریای سرخ]]) واقع است و به وسیله بندر [[جده]] به آن دریا پیوند دارد... ام القری در لغت به معنی مادر [[شهر]] و شهر بزرگ است که صفت [[مکه]] است. در نفایس الفنون آمده است: «مکه را ام القری خوانند؛ زیرا گویند اصل [[زمین]] آنجاست.»..<ref>اطلاعات قرآنی، ص۵۲۱.</ref>.
| |
| «ام در لغت به اصل و اساسی گفته میشود که چیزی از آن [[تکوین]] مییابد... در هر سرزمینی بزرگترین و پرجمعیتترین شهر آن منطقه را «ام» (مادر آن [[سرزمین]]) و یا ام القری میگویند، مثل [[بصره]] که آن را ام العراق و یا «[[مرو]]» که آن را «ام [[خراسان]]» میگفتهاند. «ام» (مادر) هر چیز اصل آن چیز است. بدین جهت به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز «[[امی]]» گفته شده زیرا او به مکه «ام القری» منسوب بوده است و نیز گفته شده منسوب به [[عرب]] که اصل (و [[نسب]]) آنهاست، میباشد»<ref>دانشنامه قرآن و قرآنپژوهی، ص۳۰۱.</ref>.
| |
| «در لغت: ام به معنی مادر، اصل، جای و بهتر از هر چیز<ref>نثر طوبی، ج۱، ص۳۷.</ref>. امّ: از ریشه «امم»: والده و گفتهاند اصل آن (امهه) بوده است. جمع آن برای [[انسانها]]: اُمهات و برای بهائم: اُمات میباشد و [[ابن عباس]] گفته: {{عربی|ام الکتاب القرآن من اولی الی آخر، و نیز گفتهاند: ام الکتاب: اصل الکتاب}}<ref>لسان العرب.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۶۴.</ref>
| |
|
| |
|
| ===معانی «ام» در [[قرآن کریم]]===
| | از [[علما]]، همین پاسخ را، در تفسیر نمونه<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۳۵۷.</ref>، به خوبی بیان فرمودهاند: «[[ام القری]]، که یکی از نامهای مکه است، از دو واژه ترکیب یافتهام که در اصل به معنی اساس و ابتدا و آغاز هر چیزی است و [[قری]] که جمع قریه است و به معنی هر گونه آبادی در شهر است. اعم از شهرهای بزرگ و کوچک، یا روستاها و شواهد زیادی نیز در [[قرآن]] بر این معنی وجود دارد»<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۰۸.</ref>. |
| # [[مادر]] صلبی: {{متن قرآن|فَإِنْ كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ}}<ref>«خداوند درباره (ارث) فرزندانتان به شما سفارش میکند که بهره پسر برابر با بهره دو دختر است و اگر (همه وارثان)، دختر و بیش از دو تن باشند تنها دو سوم آنچه بر جای نهاده، از آن ایشان است و اگر (تنها) یک دختر باشد، نصف از آن اوست. و برای هر یک از پدر و مادر شخص در گذشته اگر فرزند داشته باشد، یک ششم از آنچه بر جای نهاده، خواهد بود و اگر فرزندی نداشته باشد و پدر و مادرش ارثبر اویند، مادرش یک سوم خواهد برد؛ اگر برادرانی (یا خواهرانی یا برادران و خواهرانی) داشته باشد، برای مادرش یک ششم است. (این تقسیمها) پس از (انجام) آن وصیّتی است که میکند یا (پرداختن) وامی (که دارد)؛ شما در نمییابید کدامیک از پدرانتان و فرزندانتان برای شما سودمندترند؛ (این احکام) فریضهای است از سوی خداوند بیگمان خداوند دانایی حکیم است» سوره نساء، آیه ۱۱.</ref><ref>نیز: نساء، ۲۳؛ مائده، ۱۷۰ و ۷۵ و ۱۱۶؛ اعراف، ۱۵۰؛ مریم، ۲۸؛ طه، ۳۸ و ۴۰ و ۹۴؛ مؤمنون، ۵۰؛ نور، ۶۱؛ قصص، ۷ و ۱۳؛ لقمان، ۱۴؛ احزاب، ۴؛ زمر، ۶؛ احقاف، ۱۵؛ نجم، ۳۲؛ عبس، ۳۵۰.</ref>
| |
| # مادر [[دینی]] [[مؤمنان]] (که مراد داشتن [[حرمت]] است): {{متن قرآن|النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ}}<ref>«پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او، مادران ایشانند و خویشاوندان نسبت به یکدیگر در کتاب خداوند از مؤمنان و مهاجران (به ارث) سزاوارترند مگر آنکه بخواهید به وابستگان خود، نیکی ورزید، این (حکم) در کتاب (خداوند) نگاشته است» سوره احزاب، آیه ۶.</ref>.
| |
| #به صورت ترکیب اضافی ([[ام القری]]) به معنی [[شهر مکه]] یا اصل آن: {{متن قرآن|لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا}}<ref>«و این کتاب خجستهای است که آن را فرو فرستادهایم، آنچه را پیش از آن بوده است راست میشمارد و تا (مردم) «مادر شهر» (مکّه) و مردم پیرامون آن را بیمدهی و مؤمنان به جهان واپسین، بدان ایمان میآورند و بر نماز خویش، نگهداشت دارند» سوره انعام، آیه ۹۲.</ref><ref>کلمات القرآن، مخلوف؛ مجمع البیان؛ المفردات.</ref>.
| |
| #جای جایگاه: {{متن قرآن|وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ * فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ}}<ref>«و هر که ترازوهایش (در کار نیک) سبک آید،» سوره قارعة، آیه ۸-۹.</ref><ref>نثر طوبی، ج۱، ص۳۷؛ المفردات.</ref>.
| |
| # [[لوح محفوظ]]: {{متن قرآن|وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ}}<ref>«و بیگمان آن نزد ما در اصل کتاب، فرازمندی فرزانه است» سوره زخرف، آیه ۴.</ref><ref>المفردات؛ مجمع البیان؛ کلمات القرآن.</ref>.
| |
| #اصل، مرکز، [[مادر]] و اصل هر چیز: {{متن قرآن|مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ}}<ref>«اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات «محکم» (/ استوار/ یک رویه)اند، که بنیاد این کتاباند و برخی دیگر (آیات) «متشابه» (/ چند رویه)اند؛ اما آنهایی که در دل کژی دارند، از سر آشوب و تأویل جویی، از آیات متشابه آن، پیروی میکنند در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمیداند و استواران در دانش، میگویند: ما بدان ایمان داریم، تمام آن از نزد پروردگار ماست و جز خردمندان، کسی در یاد نمیگیرد» سوره آل عمران، آیه ۷.</ref><ref>نثر طوبی، آیات روشن و واضح که اصل و اهم مطالب قرآن است.</ref><ref>نثر طوبی، ص۲۸۳.</ref>.
| |
| «به [[جرأت]] میتوان گفت که «ام» مشترک [[معنوی]] است و معنی جامع آن همان اصل و پایه است»<ref>قاموس قرآن، ج۱ – ۲، ص۱۱۳.</ref>.
| |
| [[ام القری]] یکی از نامهای [[شهر]] «[[مکه]]» است.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۶۶.</ref>
| |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |