تدوین سیره نبوی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط =سیره نبوی | عنوان مدخل = تدوین سیره نبوی| مداخل مرتبط = تدوین سیره نبوی در تاریخ اسلامی| پرسش مرتبط = }} == تدوین سیره نبوی و تاریخ اسلام‌== در مورد تاریخ اسلام و سیره رسول اکرم{{صل}} تا پایان ایام خلافت خلفا...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۲: خط ۲:


== تدوین [[سیره نبوی]] و [[تاریخ]] اسلام‌==
== تدوین [[سیره نبوی]] و [[تاریخ]] اسلام‌==
در مورد [[تاریخ اسلام]] و [[سیره رسول اکرم]]{{صل}} تا پایان ایام [[خلافت]] [[خلفا]] چیزی نگاشته نشد. در این مدت چیزی به غیر از [[قرآن کریم]] و روش اعراب‌گذاری آن بر طبق مبادی [[علم نحو]] به دست [[ابو الاسود دئلی]] و به املای [[امیر المؤمنین علی]] ابن [[ابی طالب]]، تدوین نشد و این بدان دلیل بود که [[رسول خدا]]{{صل}} [[مسلمانان]] را به [[کتابت قرآن]] [[کریم]] [[تشویق]] می‌کرد اما [[اختلاط]] [[اعراب]] با [[اقوام]] دیگر و رواج لغت‌های غیر [[عربی]] در میان آنها باعث شد که ابو الاسود دئلی [[خدمت]] علی{{ع}} برسد و به [[راهنمایی]] او برای [[حفظ]] [[زبان عرب]]، علم نحو را تدوین کند.
در مورد [[تاریخ اسلام]] و [[سیره رسول اکرم]]{{صل}} تا پایان ایام [[خلافت]] [[خلفا]] چیزی نگاشته نشد. در این مدت چیزی به غیر از [[قرآن کریم]] و روش اعراب‌گذاری آن بر طبق مبادی [[علم نحو]] به دست [[ابو الاسود دئلی]] و به املای [[امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب]]، تدوین نشد و این بدان دلیل بود که [[رسول خدا]]{{صل}} [[مسلمانان]] را به [[کتابت]] [[قرآن کریم]] [[تشویق]] می‌کرد اما [[اختلاط]] [[اعراب]] با [[اقوام]] دیگر و رواج لغت‌های غیر [[عربی]] در میان آنها باعث شد که [[ابو الاسود دئلی]] [[خدمت]] [[علی]]{{ع}} برسد و به [[راهنمایی]] او برای [[حفظ]] [[زبان عرب]]، علم نحو را تدوین کند.


در نتیجه گسترش [[قلمرو اسلامی]] و اختلاط با اقوام دیگر داستان‌هایی از [[پادشاهان]] فارس و [[بنی اسرائیل]] رواج یافت، و آمده است که معاویه علاقه‌مند شد تا کتابی در تاریخ قدیم نگاشته شود برای همین عبید بن شریه که پیرمردی صد و بیست‌ساله بود از [[صنعای یمن]] به خدمت او در آمد و کتابی در مورد [[اخبار]] گذشتگان و پادشاهان [[عرب]] و فارس و [[حبشه]] و غیره نوشت و این اولین متن مدوّن بعد از قرآن کریم می‌باشد<ref>نک: مروج الذهب، ج۲، ص۶۰-۶۲ و ۲۵۱.</ref>.
در نتیجه گسترش [[قلمرو اسلامی]] و اختلاط با اقوام دیگر داستان‌هایی از [[پادشاهان]] فارس و [[بنی اسرائیل]] رواج یافت، و آمده است که [[معاویه]] علاقه‌مند شد تا کتابی در تاریخ قدیم نگاشته شود برای همین [[عبید بن شریه]] که پیرمردی صد و بیست‌ساله بود از [[صنعای یمن]] به خدمت او در آمد و کتابی در مورد [[اخبار]] گذشتگان و پادشاهان [[عرب]] و فارس و [[حبشه]] و غیره نوشت و این اولین متن مدوّن بعد از قرآن کریم می‌باشد<ref>نک: مروج الذهب، ج۲، ص۶۰-۶۲ و ۲۵۱.</ref>.


با وجودی که مسلمانان بسیار علاقه‌مند بودند آثار مربوط به [[رسول اللّه]]{{صل}} را برای همیشه نگه دارند و این حکایت از تعلق خاطری می‌کرد که به آن حضرت{{صل}} داشتند؛ ولی با کمال [[تأسف]] [[خلفای سه‌گانه]] از تدوین [[سیره]] آن حضرت{{صل}} و [[احادیث]] جلوگیری می‌کردند و علّت آن هم به [[گمان]] خودشان این بود که احادیث با قرآن کریم مخلوط می‌شود. در این میان تنها امیر المؤمنین علی{{ع}} زیر بار این ممانعت نرفت و آن را [[تأیید]] ننمود؛ بلکه علم نحو را به کاتب خودش ابو الاسود دئلی [[املا]] کرد، و نیز کتاب‌هایی را در [[فقه]] و [[حدیث]] نوشت و به کاتب همیشگی خودش، [[عبید الله بن ابی رافع]] دستور داد که [[قضاوت]] مهمّ و [[احکام]] صادره از او را درباره [[وضو]] و [[نماز]] و سایر ابواب بنویسد<ref>نک: رجال نجاشی، ص۴-۷.</ref>.
با وجودی که مسلمانان بسیار علاقه‌مند بودند آثار مربوط به [[رسول اللّه]]{{صل}} را برای همیشه نگه دارند و این حکایت از تعلق خاطری می‌کرد که به آن حضرت{{صل}} داشتند؛ ولی با کمال [[تأسف]] [[خلفای سه‌گانه]] از تدوین [[سیره]] آن حضرت{{صل}} و [[احادیث]] جلوگیری می‌کردند و علّت آن هم به [[گمان]] خودشان این بود که احادیث با قرآن کریم مخلوط می‌شود. در این میان تنها امیر المؤمنین علی{{ع}} زیر بار این ممانعت نرفت و آن را [[تأیید]] ننمود؛ بلکه علم نحو را به کاتب خودش ابو الاسود دئلی [[املا]] کرد، و نیز کتاب‌هایی را در [[فقه]] و [[حدیث]] نوشت و به کاتب همیشگی خودش، [[عبید الله بن ابی رافع]] دستور داد که [[قضاوت]] مهمّ و [[احکام]] صادره از او را درباره [[وضو]] و [[نماز]] و سایر ابواب بنویسد<ref>نک: رجال نجاشی، ص۴-۷.</ref>.

نسخهٔ ‏۱ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۳:۴۵

تدوین سیره نبوی و تاریخ اسلام‌

در مورد تاریخ اسلام و سیره رسول اکرم(ص) تا پایان ایام خلافت خلفا چیزی نگاشته نشد. در این مدت چیزی به غیر از قرآن کریم و روش اعراب‌گذاری آن بر طبق مبادی علم نحو به دست ابو الاسود دئلی و به املای امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب، تدوین نشد و این بدان دلیل بود که رسول خدا(ص) مسلمانان را به کتابت قرآن کریم تشویق می‌کرد اما اختلاط اعراب با اقوام دیگر و رواج لغت‌های غیر عربی در میان آنها باعث شد که ابو الاسود دئلی خدمت علی(ع) برسد و به راهنمایی او برای حفظ زبان عرب، علم نحو را تدوین کند.

در نتیجه گسترش قلمرو اسلامی و اختلاط با اقوام دیگر داستان‌هایی از پادشاهان فارس و بنی اسرائیل رواج یافت، و آمده است که معاویه علاقه‌مند شد تا کتابی در تاریخ قدیم نگاشته شود برای همین عبید بن شریه که پیرمردی صد و بیست‌ساله بود از صنعای یمن به خدمت او در آمد و کتابی در مورد اخبار گذشتگان و پادشاهان عرب و فارس و حبشه و غیره نوشت و این اولین متن مدوّن بعد از قرآن کریم می‌باشد[۱].

با وجودی که مسلمانان بسیار علاقه‌مند بودند آثار مربوط به رسول اللّه(ص) را برای همیشه نگه دارند و این حکایت از تعلق خاطری می‌کرد که به آن حضرت(ص) داشتند؛ ولی با کمال تأسف خلفای سه‌گانه از تدوین سیره آن حضرت(ص) و احادیث جلوگیری می‌کردند و علّت آن هم به گمان خودشان این بود که احادیث با قرآن کریم مخلوط می‌شود. در این میان تنها امیر المؤمنین علی(ع) زیر بار این ممانعت نرفت و آن را تأیید ننمود؛ بلکه علم نحو را به کاتب خودش ابو الاسود دئلی املا کرد، و نیز کتاب‌هایی را در فقه و حدیث نوشت و به کاتب همیشگی خودش، عبید الله بن ابی رافع دستور داد که قضاوت مهمّ و احکام صادره از او را درباره وضو و نماز و سایر ابواب بنویسد[۲].

با این اقدام درست امیر المؤمنین(ع) و با اظهار علاقه مسلمانان به احادیث پیامبرشان، افرادی در میان مسلمانان ظاهر شدند که حامل احادیث بودند و از علما و فقها به شمار می‌رفتند اما از آنجا که ممنوعیت نوشتن احادیث به صورت رسمی از سوی خلفای بعد از حضرت علی و فرزندش امام حسن(ع) تا زمان عمر بن عبد العزیز ادامه یافت در این مدت حاملان فقه فقط محدّث و بازگو کننده روایات بودند و چیزی را در فقه یا حدیث تدوین نکردند امّا به نوشتن نکاتی از سیره پیامبر(ص) اقدام نمودند.

ممنوعیت نقل و کتابت حدیث نزدیک به صد سال طول کشید و این یکی از بزرگترین خسارت‌ها برای تاریخ صدر اسلام است که هرگز جبران نخواهد شد.[۳]

منابع

پانویس

  1. نک: مروج الذهب، ج۲، ص۶۰-۶۲ و ۲۵۱.
  2. نک: رجال نجاشی، ص۴-۷.
  3. یوسفی غروی، محمد هادی، تاریخ تحقیقی اسلام، ج۱، ص۲۰-۲۱.