عبدالله بن ربیعة بن دراج: تفاوت میان نسخهها
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
==آشنایی اجمالی== | ==آشنایی اجمالی== | ||
عبدالله | عبدالله - همچنانکه در باره پدرش [[ربیعة بن درّاج]] گفتهاند - از تیره [[بنی حذافة بن جمح]]، از [[بنیهصیص بن کعب]]، از [[قریش]] بود<ref>ابن حزم، جمهره انساب العرب، ص۱۶۲.</ref>. البته برخی درباره اینکه نسب پدرش «[[مخزومی]]» یا «[[جمحی]]» بودن وی [[اختلاف]] دارند<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۸، ص۶۳.</ref> اما بیشتر با نسبت جمحی او را معرفی کردهاند. [[ابن ابیحاتم]]<ref>ابن ابیحاتم، الجرح واتعدیل، ج۳، ص۴۷۳.</ref>، در ذیل نام «[[ربیعة بن سلمه یمامی]]» میگوید: وی را «[[ابندراج]]» هم گفتهاند. اما به ظاهر او نمیتواند با «ربیعة بن دراج» یکی باشد؛ چون «ربیعة بن سلمه» قطعاً از [[تابعین]] بوده و از عثمان و [[امام علی]]{{ع}} درباره اشیای گمشده [[روایت]] دارد<ref>ر.ک: بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۲۸۲؛ ابن ابیحاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۴۷۳؛ ابن حبان، کتاب الثقات، ج۴، ص۲۲۹.</ref>. | ||
پدرش ربیعه را [[فلسطینی]]<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۸، ص۶۴.</ref> یا از [[اهل دمشق]] شمرده و گفتهاند در آنجا [[خانه]] داشته است<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۶۶، ص۲۵۲.</ref>. [[واقدی]]<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۴۲.</ref> وی را از [[اسیران]] مشرکی دانسته است که در [[جنگ بدر]] به [[اسارت]] [[مسلمانان]] درآمد و [[مالی]] نداشت؛ اما چیزی از او گرفته و او را [[آزاد]] کردند<ref>نیز ر.ک: بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۰، ص۲۶۸.</ref>. از میان [[صحابهنگاران]] تنها [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۶۸.</ref>، در بخش نخست [[الاصابه]] ([[صحابه]]) از وی یاد کرده و پس از اشاره به همین خبر واقدی میگوید: به ظاهر وی از کسانی است که در [[فتح مکه]] [[مسلمان]] شدند؛ زیرا تا [[زمان]] [[حجةالوداع]] کسی از قریش [[غیر مسلمان]] باقی نماند. به گفته ابن حجر<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۶۸.</ref> [[ابوزرعه دمشقی]] و [[ابن سمیع]] وی را از طبقه نخست تابعین شمردهاند<ref>نیز ر.ک: ابن حبان، کتاب الثقات، ج۳، ص۲۲۹.</ref>. | |||
عبدالله بن ربیعة بن دراج در [[جنگ جمل]] کشته شد<ref>مفید، الجمل، ص۳۹۳؛ ابن حزم، جمهره انساب العرب، ص۱۶۲.</ref> و هنگامی که [[امام علی]]{{ع}} بر کشتههای [[جنگ جمل]] گذشت وی را دید و فرمود: «این بیچاره را چه چیزی برای [[جنگ]] بیرون آورد؟ [[دینداری]] یا [[یاری]] عثمان؟ به [[خدا]] [[سوگند]] عثمان درباره وی و پدرش نظر خوبی نداشت»<ref>مفید، الجمل، ص۳۹۳.</ref>. | |||
نسخهٔ ۱۷ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۳:۳۲
آشنایی اجمالی
عبدالله - همچنانکه در باره پدرش ربیعة بن درّاج گفتهاند - از تیره بنی حذافة بن جمح، از بنیهصیص بن کعب، از قریش بود[۱]. البته برخی درباره اینکه نسب پدرش «مخزومی» یا «جمحی» بودن وی اختلاف دارند[۲] اما بیشتر با نسبت جمحی او را معرفی کردهاند. ابن ابیحاتم[۳]، در ذیل نام «ربیعة بن سلمه یمامی» میگوید: وی را «ابندراج» هم گفتهاند. اما به ظاهر او نمیتواند با «ربیعة بن دراج» یکی باشد؛ چون «ربیعة بن سلمه» قطعاً از تابعین بوده و از عثمان و امام علی(ع) درباره اشیای گمشده روایت دارد[۴].
پدرش ربیعه را فلسطینی[۵] یا از اهل دمشق شمرده و گفتهاند در آنجا خانه داشته است[۶]. واقدی[۷] وی را از اسیران مشرکی دانسته است که در جنگ بدر به اسارت مسلمانان درآمد و مالی نداشت؛ اما چیزی از او گرفته و او را آزاد کردند[۸]. از میان صحابهنگاران تنها ابن حجر[۹]، در بخش نخست الاصابه (صحابه) از وی یاد کرده و پس از اشاره به همین خبر واقدی میگوید: به ظاهر وی از کسانی است که در فتح مکه مسلمان شدند؛ زیرا تا زمان حجةالوداع کسی از قریش غیر مسلمان باقی نماند. به گفته ابن حجر[۱۰] ابوزرعه دمشقی و ابن سمیع وی را از طبقه نخست تابعین شمردهاند[۱۱].
عبدالله بن ربیعة بن دراج در جنگ جمل کشته شد[۱۲] و هنگامی که امام علی(ع) بر کشتههای جنگ جمل گذشت وی را دید و فرمود: «این بیچاره را چه چیزی برای جنگ بیرون آورد؟ دینداری یا یاری عثمان؟ به خدا سوگند عثمان درباره وی و پدرش نظر خوبی نداشت»[۱۳].
- ↑ ابن حزم، جمهره انساب العرب، ص۱۶۲.
- ↑ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۸، ص۶۳.
- ↑ ابن ابیحاتم، الجرح واتعدیل، ج۳، ص۴۷۳.
- ↑ ر.ک: بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۲۸۲؛ ابن ابیحاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۴۷۳؛ ابن حبان، کتاب الثقات، ج۴، ص۲۲۹.
- ↑ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۸، ص۶۴.
- ↑ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۶۶، ص۲۵۲.
- ↑ واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۴۲.
- ↑ نیز ر.ک: بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۰، ص۲۶۸.
- ↑ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۶۸.
- ↑ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۶۸.
- ↑ نیز ر.ک: ابن حبان، کتاب الثقات، ج۳، ص۲۲۹.
- ↑ مفید، الجمل، ص۳۹۳؛ ابن حزم، جمهره انساب العرب، ص۱۶۲.
- ↑ مفید، الجمل، ص۳۹۳.