←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) |
||
| (۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۷۹: | خط ۷۹: | ||
او [[ریحانه]]، گل خوشبوی [[حضرت حق]] است.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص۱۸۰.</ref> | او [[ریحانه]]، گل خوشبوی [[حضرت حق]] است.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص۱۸۰.</ref> | ||
==کنیه== | ==[[کنیه]]== | ||
کنیه اسمی است که بر شخص به جهت [[تعظیم]] و بزرگ داشتن او اطلاق میشود. | کنیه اسمی است که بر شخص به جهت [[تعظیم]] و بزرگ داشتن او اطلاق میشود. | ||
فاطمه{{س}} دارای کنیههای بیشماری است: [[امالحسن]]، [[امالحسین]]، | فاطمه{{س}} دارای کنیههای بیشماری است: [[امالحسن]]، [[امالحسین]]، [[امالحسنین]]، [[امالکتاب]]، [[امالائمه]]، [[امالفضائل]]، [[امابیها]]، [[امالمؤمنین]]، [[امالسبطین]]، [[امالنورین]]، [[امالعطیه]]، [[امالبدربین]]، [[امالأسماء]]، [[امالعلوم]]، [[امالاخیار]]، [[امالازهار]]، [[امالابرار]]، [[ام السادةالنجباء]]، [[امالرأفة]] و... که هر یک گویای یکی از صفات برجسته و ویژگیهای ارزنده و بزرگ او بوده است<ref>مناقب ابن مغازلی، ص۳۴۰؛ اسد الغابه، ج۵، ص۵۲۰؛ المعجم الکبیر، ج۲۲، ص۳۹۷؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۹؛ مناقب آل ابیطالب، ج۳، ص۴۰۶؛ کامل الزیارات، ص۲۳۰؛ عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۲۶۸؛ مقاتل الطالبیین، ص۵۷؛ مجمع الزوائد، ج۹، ص۲۱۱؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۳۸۰.</ref>. | ||
امالکتاب نام دیگر [[سوره فاتحه]] است و این [[سوره]] کوچک دربرگیرنده تمام [[قرآن]] است و قرآن کثیر در امالکتاب جمع شده است. حال | امالکتاب نام دیگر [[سوره فاتحه]] است و این [[سوره]] کوچک دربرگیرنده تمام [[قرآن]] است و قرآن کثیر در امالکتاب جمع شده است. حال فاطمه امالکتاب است چون عصاره همه [[کلماتالله]] که [[ائمه معصومین]]{{عم}} میباشند، است. [[وجود مقدس]] [[حضرت فاطمه]]{{س}}، اصل و منبع این [[انوار الهی]] است. | ||
امابیها نیز نه تنها به علت این است که برای پدرش [[مادری]] کرد، بلکه به این جهت است که او ثمره و نتیجه عصاره [[شخصیت]] [[رسول الله]]{{صل}} که علت غایی هستی و همه موجودات است. نمونه بهترینها، عصاره و ثمره بهترینها از طریق رسول الله{{صل}}، وجود مقدس فاطمه{{س}} را شکل میدهد که او هم امابیها و هم امالائمه است.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص۱۸۵.</ref> | امابیها نیز نه تنها به علت این است که برای پدرش [[مادری]] کرد، بلکه به این جهت است که او ثمره و نتیجه عصاره [[شخصیت]] [[رسول الله]]{{صل}} که علت غایی هستی و همه موجودات است. نمونه بهترینها، عصاره و ثمره بهترینها از طریق رسول الله{{صل}}، وجود مقدس فاطمه{{س}} را شکل میدهد که او هم امابیها و هم امالائمه است.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص۱۸۵.</ref> | ||
| خط ۱۰۷: | خط ۱۰۷: | ||
==ازدواج== | ==ازدواج== | ||
{{اصلی|ازدواج حضرت فاطمه}} | |||
مسلم است که فاطمه{{س}} خواهان بسیاری داشته است. [[یعقوبی]] نوشته است: گروهی از مهاجران فاطمه را از پدرش [[خواستگاری]] کردند<ref>تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۱۰.</ref>، در میان آنان نام عمر و [[ابوبکر]] دیده میشود. آنان چون خواست خود را با پیامبر اکرم{{صل}} در میان نهادند، [[پیامبر]] فرمود: منتظر [[فرمان الهی]] هستم<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۱.</ref> و یا میفرمود: فاطمه [[خردسال]] است و چون علی{{ع}} از او خواستگاری نمود، پیامبر پذیرفت<ref>سنن نسائی، ج۶، ص۶۲.</ref>. درباره [[خواستگاری فاطمه]]{{س}} و [[زناشویی]] او با [[امام علی]]{{ع}} سخن بسیار گفتهاند و در [[روایات]] موجود است. | مسلم است که فاطمه{{س}} خواهان بسیاری داشته است. [[یعقوبی]] نوشته است: گروهی از مهاجران فاطمه را از پدرش [[خواستگاری]] کردند<ref>تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۱۰.</ref>، در میان آنان نام عمر و [[ابوبکر]] دیده میشود. آنان چون خواست خود را با پیامبر اکرم{{صل}} در میان نهادند، [[پیامبر]] فرمود: منتظر [[فرمان الهی]] هستم<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۱.</ref> و یا میفرمود: فاطمه [[خردسال]] است و چون علی{{ع}} از او خواستگاری نمود، پیامبر پذیرفت<ref>سنن نسائی، ج۶، ص۶۲.</ref>. درباره [[خواستگاری فاطمه]]{{س}} و [[زناشویی]] او با [[امام علی]]{{ع}} سخن بسیار گفتهاند و در [[روایات]] موجود است. | ||
امام علی{{ع}} [[زره]] خود را فروخت و آن را کابین فاطمه{{س}} قرار داد. نقل شده چهارصد یا پانصد درهم بوده است. پیامبر مقدا[[ری]] از این [[پول]] را به [[بلال]] داد تا [[عطر]] بخرد، مقداری به ابوبکر داد تا [[جهیزیه]] فاطمه{{س}} خریداری شود، [[سلمان]] و [[عمار]] را هم با او فرستاد و مقداری نیز نزد خود برای [[عروسی]] نهاد<ref>کشف الغمه فی معرفة الائمه، ج۱، ص۳۴۸.</ref>. | امام علی{{ع}} [[زره]] خود را فروخت و آن را کابین فاطمه{{س}} قرار داد. نقل شده چهارصد یا پانصد درهم بوده است. پیامبر مقدا[[ری]] از این [[پول]] را به [[بلال]] داد تا [[عطر]] بخرد، مقداری به ابوبکر داد تا [[جهیزیه]] فاطمه{{س}} خریداری شود، [[سلمان]] و [[عمار]] را هم با او فرستاد و مقداری نیز نزد خود برای [[عروسی]] نهاد<ref>کشف الغمه فی معرفة الائمه، ج۱، ص۳۴۸.</ref>. | ||
| خط ۱۲۳: | خط ۱۲۴: | ||
==فرزندان فاطمه{{س}}== | ==فرزندان فاطمه{{س}}== | ||
{{اصلی|فرزندان حضرت فاطمه}} | |||
در [[رمضان]] [[سال سوم هجرت]]، اولین فرزند آنان متولد میشود. ولادت او خاطره شیرین پیروزیهای [[مسلمانان]] در [[غزوه بدر]] و سریههای بعد از آن را شیرینتر میسازد. [[رسولالله]]{{صل}} او را حسن نامید و در گوش راست او [[اذان]] و در گوش چپ او اقامه گفت و در [[روز]] هفتم، گوسفندی برای او [[عقیقه]] کرد و سرش را تراشید و هموزن موی سرش [[نقره]] [[صدقه]] داد. هنوز یک سال از تولد او نگذشته بود که حسین{{ع}} در [[سوم شعبان]] [[سال چهارم هجرت]] متولد شد. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} او را حسین نامید. برای او هم اذان و اقامه گفت، عقیقه نمود و صدقه داد. سومین فرزند آنان [[زینب]] در [[سال پنجم هجرت]] متولد شد و به دنبال او [[امکلثوم]] به [[دنیا]] آمد. | در [[رمضان]] [[سال سوم هجرت]]، اولین فرزند آنان متولد میشود. ولادت او خاطره شیرین پیروزیهای [[مسلمانان]] در [[غزوه بدر]] و سریههای بعد از آن را شیرینتر میسازد. [[رسولالله]]{{صل}} او را حسن نامید و در گوش راست او [[اذان]] و در گوش چپ او اقامه گفت و در [[روز]] هفتم، گوسفندی برای او [[عقیقه]] کرد و سرش را تراشید و هموزن موی سرش [[نقره]] [[صدقه]] داد. هنوز یک سال از تولد او نگذشته بود که حسین{{ع}} در [[سوم شعبان]] [[سال چهارم هجرت]] متولد شد. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} او را حسین نامید. برای او هم اذان و اقامه گفت، عقیقه نمود و صدقه داد. سومین فرزند آنان [[زینب]] در [[سال پنجم هجرت]] متولد شد و به دنبال او [[امکلثوم]] به [[دنیا]] آمد. | ||
دختر گرامی پیامبر اکرم{{صل}} بیشترین نقش را در [[تربیت فرزندان]] خویش داشت. او پیوسته حوادث و رشادتهای پدر و [[همسر]] خویش را برای فرزندانش جلوه میداد؛ زیرا در آیندهای نه چندان دور آنان باید قافلهسالار [[حق]] و [[حقیقت]] باشند و همانند جدّ و پدرشان [[رهبری]] [[انسانها]] را عهدهدار گردند. | دختر گرامی پیامبر اکرم{{صل}} بیشترین نقش را در [[تربیت فرزندان]] خویش داشت. او پیوسته حوادث و رشادتهای پدر و [[همسر]] خویش را برای فرزندانش جلوه میداد؛ زیرا در آیندهای نه چندان دور آنان باید قافلهسالار [[حق]] و [[حقیقت]] باشند و همانند جدّ و پدرشان [[رهبری]] [[انسانها]] را عهدهدار گردند. | ||
| خط ۱۳۹: | خط ۱۴۱: | ||
==عابدی نمونه== | ==عابدی نمونه== | ||
{{اصلی|عبادت حضرت فاطمه}} | |||
فاطمه{{س}} در [[اطاعت]] [[پروردگار]] نمونه است. او هنگامی که از کارهای [[خانه]] [[فراغت]] مییافت، به [[عبادت]] میپرداخت. [[نماز]] و [[دعا برای دیگران]] و [[تضرع]] و [[زاری]] به درگاه [[خداوند]]. او آنقدر بر پاهایش به عبادت میایستاد که پاهایش تاول میزد. او در نماز از [[خشیت]] خداوند میلرزید و نفسش به شماره میافتاد و [[فرزندان]] خردسالش شاهدی بر [[اعمال]] مادر خویش بودند که در هنگام [[دعا]]، هیچکس را از دعای خود بینصیب نمیکرد مگر خودش را. [[امام حسن]]{{ع}} درباره عبادت مادرش میفرمود: مادرم را میدیدم که [[شبهای جمعه]] در [[محراب]] عبادتش ایستاده و تا [[طلوع صبح]] به [[رکوع]] و [[سجود]] به سر میبرد. خود میشنیدم که او برای مردان و [[زنان]] [[مؤمن]] دعا میکند و حتی آنان را نام میبرد و جهت برطرف شدن [[گرفتاری]] و برآورده شدن خواستههایشان بسیار دعا میکرد و برای خویش سخنی نمیگفت و دعایی نمیکرد، عرض کردم: مادرم چرا برای خود همانند دیگران دعا نمیکنی؟ [[جواب]] داد: {{متن حدیث|يَا بُنَيَّ الْجَارَ ثُمَّ الدَّارَ}} فرزندم! اول [[همسایه]] را مقدم دار و سپس خود و [[اهل]] خانه را<ref>بحارالانوار، ج۴۳، ص۸۱.</ref>. | فاطمه{{س}} در [[اطاعت]] [[پروردگار]] نمونه است. او هنگامی که از کارهای [[خانه]] [[فراغت]] مییافت، به [[عبادت]] میپرداخت. [[نماز]] و [[دعا برای دیگران]] و [[تضرع]] و [[زاری]] به درگاه [[خداوند]]. او آنقدر بر پاهایش به عبادت میایستاد که پاهایش تاول میزد. او در نماز از [[خشیت]] خداوند میلرزید و نفسش به شماره میافتاد و [[فرزندان]] خردسالش شاهدی بر [[اعمال]] مادر خویش بودند که در هنگام [[دعا]]، هیچکس را از دعای خود بینصیب نمیکرد مگر خودش را. [[امام حسن]]{{ع}} درباره عبادت مادرش میفرمود: مادرم را میدیدم که [[شبهای جمعه]] در [[محراب]] عبادتش ایستاده و تا [[طلوع صبح]] به [[رکوع]] و [[سجود]] به سر میبرد. خود میشنیدم که او برای مردان و [[زنان]] [[مؤمن]] دعا میکند و حتی آنان را نام میبرد و جهت برطرف شدن [[گرفتاری]] و برآورده شدن خواستههایشان بسیار دعا میکرد و برای خویش سخنی نمیگفت و دعایی نمیکرد، عرض کردم: مادرم چرا برای خود همانند دیگران دعا نمیکنی؟ [[جواب]] داد: {{متن حدیث|يَا بُنَيَّ الْجَارَ ثُمَّ الدَّارَ}} فرزندم! اول [[همسایه]] را مقدم دار و سپس خود و [[اهل]] خانه را<ref>بحارالانوار، ج۴۳، ص۸۱.</ref>. | ||
بدین ترتیب فاطمه{{س}} [[نوعدوستی]] و [[احترام]] به [[همسایگان]] را به فرزندش عملاً یاد میداد. فاطمه{{س}} [[ایثار]] محض بود و [[زیباترین]] [[سرمشق]] [[بخشش]] و اینها درسهایی است که بیش از همه [[حسنین]] و زینبین{{عم}} از آنها بهرهمند میشدند. | بدین ترتیب فاطمه{{س}} [[نوعدوستی]] و [[احترام]] به [[همسایگان]] را به فرزندش عملاً یاد میداد. فاطمه{{س}} [[ایثار]] محض بود و [[زیباترین]] [[سرمشق]] [[بخشش]] و اینها درسهایی است که بیش از همه [[حسنین]] و زینبین{{عم}} از آنها بهرهمند میشدند. | ||
| خط ۲۶۳: | خط ۲۶۶: | ||
==فدک== | ==فدک== | ||
{{اصلی|فدک}} | |||
هنوز چندی از این جریان نگذشته بود که حادثه دیگری رخ داد. قطعه [[زمین]] فدک که با [[نیروی نظامی]] گرفته نشده بود و خالصه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به [[حساب]] میآمد و رسولالله{{صل}} آن را به دخترش داده بود<ref>تفسیر الدر المنثور، ج۴، ص۱۷۷.</ref>، با تشخیص [[خلیفه]] که فدک [[ملک]] شخصی نیست و نباید در دست [[دختر پیامبر]] بماند، از فاطمه گرفته شد و عاملان او را از فدک بیرون راندند. امام علی{{ع}} بعدها در نامهای به [[عثمان بن حنیف]] مینویسد: {{متن حدیث|بَلَى كَانَتْ فِي أَيْدِينَا فَدَكٌ مِنْ كُلِّ مَا أَظَلَّتْهُ السَّمَاءُ}} آری از همه آنچه [[آسمان]] بر آن [[سایه]] انداخت، تنها فدک در دست ما بود. | هنوز چندی از این جریان نگذشته بود که حادثه دیگری رخ داد. قطعه [[زمین]] فدک که با [[نیروی نظامی]] گرفته نشده بود و خالصه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به [[حساب]] میآمد و رسولالله{{صل}} آن را به دخترش داده بود<ref>تفسیر الدر المنثور، ج۴، ص۱۷۷.</ref>، با تشخیص [[خلیفه]] که فدک [[ملک]] شخصی نیست و نباید در دست [[دختر پیامبر]] بماند، از فاطمه گرفته شد و عاملان او را از فدک بیرون راندند. امام علی{{ع}} بعدها در نامهای به [[عثمان بن حنیف]] مینویسد: {{متن حدیث|بَلَى كَانَتْ فِي أَيْدِينَا فَدَكٌ مِنْ كُلِّ مَا أَظَلَّتْهُ السَّمَاءُ}} آری از همه آنچه [[آسمان]] بر آن [[سایه]] انداخت، تنها فدک در دست ما بود. | ||
فاطمه{{س}} امام علی{{ع}} و [[امایمن]] را به عنوان [[شاهد]] به خلیفه معرفی کرد که فدک را پدرم به من بخشید، اما خلیفه [[گواهان]] او را نپذیرفت و فدک را به [[تصرف]] [[حکومت]] درآورد. | فاطمه{{س}} امام علی{{ع}} و [[امایمن]] را به عنوان [[شاهد]] به خلیفه معرفی کرد که فدک را پدرم به من بخشید، اما خلیفه [[گواهان]] او را نپذیرفت و فدک را به [[تصرف]] [[حکومت]] درآورد. | ||
| خط ۳۳۵: | خط ۳۳۹: | ||
فاطمه{{س}} در واپسین روزهای [[زندگی]] [[اسماء دختر عمیس]] راطلبید و گفت: من خوش نمیدارم بر جسد [[زن]] جامهای بیفکنند و [[اندام]] او از زیر [[جامه]] نمایان باشد. [[اسماء]] گفت: من در [[حبشه]] چیزی دیدم اکنون صورت آن را به شما نشان میدهم. سپس چند شاخهتر خواست، شاخهها را خم کرد، پارچهای بر روی آن کشید. فاطمه [[لبخند]] زد و فرمود: چه چیز خوبی است، نعش زن از نعش مرد مشخص نمیشود. سپس به اسماء [[وصیت]] کرد که پس از [[مرگ]] او را [[غسل]] دهد و کسی بر جنازهاش نیاید<ref>بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۸۹؛ روضة الواعظین، ص۱۵۱.</ref>. | فاطمه{{س}} در واپسین روزهای [[زندگی]] [[اسماء دختر عمیس]] راطلبید و گفت: من خوش نمیدارم بر جسد [[زن]] جامهای بیفکنند و [[اندام]] او از زیر [[جامه]] نمایان باشد. [[اسماء]] گفت: من در [[حبشه]] چیزی دیدم اکنون صورت آن را به شما نشان میدهم. سپس چند شاخهتر خواست، شاخهها را خم کرد، پارچهای بر روی آن کشید. فاطمه [[لبخند]] زد و فرمود: چه چیز خوبی است، نعش زن از نعش مرد مشخص نمیشود. سپس به اسماء [[وصیت]] کرد که پس از [[مرگ]] او را [[غسل]] دهد و کسی بر جنازهاش نیاید<ref>بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۸۹؛ روضة الواعظین، ص۱۵۱.</ref>. | ||
[[ابن عبدالبر]] نوشته است نخستین کس از [[زنان]] که در [[اسلام]] برای او بدینسان [[تابوت]] ساختند، فاطمه{{س}} بود<ref>بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۹۰.</ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص۲۰۶-۲۱۴.</ref> | [[ابن عبدالبر]] نوشته است نخستین کس از [[زنان]] که در [[اسلام]] برای او بدینسان [[تابوت]] ساختند، فاطمه{{س}} بود<ref>بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۹۰.</ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص۲۰۶-۲۱۴.</ref> | ||
==شهادت جانگداز فاطمه{{س}}== | |||
فاطمه{{س}} بعد از [[رحلت]] [[رسولالله]]{{صل}}، [[انحراف]] اسلام از مسیر اصلی، [[مظلوم]] شدن [[همسر]]، [[هجوم]] به [[خانه]]، شکستن حرمتش، [[غصب فدک]]، از دست رفتن [[حق]] و دیدن آن همه [[بیحرمتی]] از [[اصحاب]] رسولالله{{صل}} و بالاتر از همه دگرگونیهایی که پس از [[رسول خدا]] به فاصلهای اندک در [[سنت]] [[مسلمانی]] پدید آمد، [[روح]] و سپس جسمش سخت آزرده شد و نالان در بستر [[بیماری]] افتاد. هرکدام از این پیشامدها به [[تنهایی]] برای از پای انداختن هر زنی کفایت میکند. چنانکه [[تاریخ]] نشان میدهد او پیش از مرگ پدر، [[بیماری جسمی]] نداشته و چهار فرزند سالم و [[رشید]] به [[دنیا]] آورده است. | |||
در اینکه زهرا{{س}} چند [[روز]] در بستر بیماری به سر برده، معلوم نیست اما دو هفته مانده به شهادت، حال حضرت بسیار وخیم بود. تاریخ شهادتش هفتاد و پنج یا نود و پنج روز و یا به قولی شش ماه بعد از رحلت رسولالله{{صل}} بود. از [[حضرت صادق]]{{ع}} [[روایت]] شده که فاطمه{{س}} در سوم [[جمادیالآخر]] [[سال یازدهم هجری]] [[وفات]] نمود. | |||
در روز وفات، سلمی همسر [[ابورافع]] در [[خانه فاطمه]]{{س}} مشغول [[خدمت]] بود. او میگوید: فاطمه{{س}} آن روز حالش بهتر شده بود بهنحوی که این بهبودی [[خیال]] اطرافیان را راحت نمود. در آن روز تب و سردردی عارض نشد. همسرش امیرالمؤمنین علی{{ع}} که در این ایام بیشتر در کنار او به سر میبرد، برای [[امرار معاش]] [[خانواده]] از خانه بیرون رفت. ممکن است آن حضرت به قصد [[عبادت]] در [[مسجدالنبی]] از خانه خارج شده باشد. | |||
[[فاطمه]]{{س}} دخترانش را به خانه یکی از زنان [[بنیهاشم]] و پسرانش را برای [[زیارت]] [[مرقد مطهر]] رسولالله{{صل}} از خانه بیرون فرستاد. آنگاه از سلمی خواست تا آبی حاضر کند و [[غسل]] نماید. آن روز به بهترین وجه غسل کرد و جامههای تازه پوشید و فرمود: بسترم را در وسط [[اتاق]] بیفکن؛ و بعد از دو رکعت [[نماز]] در بستر به سوی [[قبله]] دراز کشید و دست راست خود را زیر گونه خود نهاد و چهره خود را با گوشه [[عبا]] پوشانید و به من فرمود: قدری [[استراحت]] میکنم. مدتی که گذشت سه بار مرا صدا بزن اگر جوابی نشنیدی بدان که [[جان]] به جانآفرین [[تسلیم]] نمودهام. سلمی امر فاطمه{{س}} را [[اطاعت]] نمود. پس از اینکه فاطمه{{س}} را صدا زد و صدایی نشنید، دانست که او [[رحلت]] فرموده است. | |||
[[زمان]] [[رحلت فاطمه]]{{س}} بین [[نماز عصر]] و [[مغرب]] بود و در روز [[وفات]] بین هیچکدام از [[مورخین]] اختلافی دیده نمیشود و همگی روز سهشنبه را بیان کردهاند. سلمی گوید در این [[وقت]] [[حسنین]] به خانه آمدند و سراغ مادر را گرفتند. من به آنان گفتم به نزد پدر بروید و او را از [[مرگ]] مادر باخبر سازید. امیرالمؤمنین علی{{ع}} پیکر [[پاک]] فاطمه{{س}} را با کمک [[اسماء بنت عمیس]] که در هنگام [[بیماری]] فاطمه{{س}} دائماً به خانه او رفت و آمد داشت، غسل داد و [[کفن]] نمود. سپس بر او نماز خواند و دستها را بر [[آسمان]] بالا برد و عرض کرد: بارالها! این دختر پیامبرت فاطمه است که او را از [[ظلمات]] به سوی [[نور]] بالا بردی. آنگاه از فرزندانش خواست تا با مادر [[وداع]] کنند<ref>کشف الغمه فی معرفة الائمه، ج۲، ص۶۳.</ref>. | |||
[[ابن عبدالبر]] نوشته است چون [[دختر پیامبر]] زندگانی را بدرود گفت، [[عایشه]] قصد حضور در خانه بر بالین او را داشت اما [[اسماء]] مانع حضور او شد و طبق [[وصیت]] او را راه نداد. عایشه [[شکایت]] به پدر برد که: | |||
این [[زن]] خثعمیه<ref>خثعم از قحطانیان و از عربهای جنوبی بوده است و این سرزنشی است که عدنانیان و از جمله قریش به قحطانیان میکردند.</ref> میان من و دختر [[رسولالله]]{{صل}} درآمده است و نمیگذارد من نزد جسد او بروم. [[ابوبکر]] به در [[حجره]] دختر [[پیغمبر]] آمد و گفت: | |||
اسماء! چرا نمیگذاری عایشه نزد دختر رسولالله{{صل}} برود؟ | |||
این وصیت [[فاطمه]] است و او چنین خواسته است. | |||
حال که چنین است هرچه به تو گفته چنان کن!<ref>الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۷۵۱.</ref> | |||
عایشه که در زمان بیماری فاطمه{{س}} هیچگاه به ملاقاتش نیامده بود، از [[افتخار]] حضور بر پیکر مقدسش نیز [[محروم]] شد<ref>بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۸۹.</ref>. | |||
[[مردم مدینه]] نزد [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} میآمدند و او را [[تسلیت]] میگفتند و [[منتظر]] [[تشییع جنازه]] فاطمه{{س}} بودند؛ اما [[ابوذر]] بیرون آمد و گفت: ای [[مردم]]! به خانههاتان بازگردید، [[مراسم تشییع]] عقب افتاده است. با شنیدن این سخن و اینکه شب نیز فرا رسیده بود، همگی به خانههای خود بازگشتند و فقط [[بنیهاشم]] و [[اصحاب خاص امیرالمؤمنین]] علی{{ع}} حضور داشتند. | |||
سرانجام علی{{ع}} به همراه [[فرزندان]] و تعدادی اندک از [[نزدیکان]] و یارانش در [[تاریکی]] شب [[بدن مطهر]] فاطمه{{س}} را [[تشییع]] و مخفیانه او را [[تدفین]] نمودند<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۸.</ref> و با چشمان اشکبار و دلهای سوزان با او [[وداع]] کردند و مادر، غریبانه در [[دل]] شب به خاک سپرده شد. گویا [[طفلان]] هم [[رخصت]] نداشتند بانگ شیون را بلند کنند، مبادا [[همسایگان]] بشنوند و خبر [[دفن]] زهرا{{س}} پخش شود. بنا بر وصیت فاطمه{{س}} هیچکس از آنان که مورد [[خشم]] آن حضرت بودند، در تشییع جنازه او حضور پیدا نکردند. فاطمه{{س}} از اطرافیانش خواسته بود بهنحوی [[برنامهریزی]] کنند که افراد خاصی حضور داشته باشند و آنانی که به او [[جفا]] کردهاند، حتماً در [[مراسم]] حضور نیابند. امیرالمؤمنین علی{{ع}} به وصیت همسرش عمل فرمود و سفارش دختر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} عملی شد<ref>ر.ک: الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۸؛ انساب الاشراف، ج۲، ص۴۰۵.</ref>. | |||
[[بخاری]] مینویسد: «همسرش او را شبانه به خاک سپرد و [[اجازه]] نداد تا [[ابوبکر]] بر جنازه او حاضر شود»<ref>صحیح بخاری، ج۵، ص۱۷۷.</ref>. | |||
[[اسماء دختر عمیس]] [[خثعمی]] گوید: در [[نماز]] بر پیکر [[پاک]] فاطمه{{س}}، امیرالمؤمنین علی{{ع}}، [[حسنین]]، [[عمار]]، [[مقداد]]، [[عقیل]]، [[زبیر]]، ابوذر، [[سلمان]]، بریده، سلمی، [[امسلمه]]، من و گروهی شرکت داشتند و او را در دل شب طبق وصیتش دفن کردند. | |||
[[امام]] پس از دفن [[فاطمه]]{{س}} رو به [[مزار]] پیامبر اکرم{{صل}} کرد و گفت: «ای [[پیغمبر]] [[خدا]]! از من و از دخترت که به دیدن تو آمده و در کنار تو زیر خاک خفته است، بر تو [[درود]] باد! خدا چنین خواست که او زودتر از دیگران به تو بپیوندد. پس از او [[شکیبایی]] من به پایان رسیده و [[خویشتنداری]] من از دست رفته، اما آنچنانکه در جدایی تو [[صبر]] را پیشه کردم، در [[مرگ]] دخترت نیز جز صبر چاره ندارم که شکیبایی بر [[مصیبت]] [[سنت]] است. | |||
ای پیغمبر خدا! تو بر روی سینه من [[جان]] دادی! تو را به دست خود در دل خاک سپردم، [[قرآن]] خبر داده است که [[پایان زندگی]] همه بازگشت به سوی خداست. اکنون [[امانت]] به صاحبش رسید، [[زهرا]] از دست من رفت و نزد تو آرمید. | |||
ای پیغمبر خدا! از او [[آسمان]] و [[زمین]] [[زشت]] مینماید و هیچگاه [[اندوه]] دلم نمیگشاید. چشمانم بیخواب و دل از سوز [[غم]] کباب است تا خدا مرا در جوار تو ساکن گرداند. مرگ زهرا ضربتی بود که دل را خسته و غصهام را پیوسته گردانید و چه زود جمع ما را به [[پریشانی]] کشانید. [[شکایت]] خود را به خدا میبرم و دخترت را به تو میسپارم. خواهد گفت که امتت پس از تو با وی چه [[ستمها]] کردند. آنچه خواهی از او بجو و هرچه خواهی بدو بگو تا سرّ دل بر تو گشاید و خونی که خورده است، بیرون آید و خدا که بهترین [[داور]] است میان او و [[ستمکاران]] [[داوری]] نماید. | |||
سلامی که به تو میدهم نه از ملامت و از روی [[شوق]] است نه کسالت. اگر میروم نه ملول و خستهجانم و اگر میمانم نه به [[وعده خدا]] بدگمانم و چون [[شکیبایان]] را [[وعده]] داده است در [[انتظار]] [[پاداش]] او میمانم که هرچه هست از اوست و شکیبایی نیکوست. اگر [[بیم]] [[چیرگی]] ستمکاران نبود برای همیشه در کنار قبرت میماندم و در این مصیبت بزرگ چون فرزندمرده جوی [[اشک]] از دیدگانم میراندم. | |||
[[خدا]] [[گواه]] است که دخترت پنهانی به خاک میرود. هنوز روزی چند از مرگ تو نگذشته و نام تو از زبانها نرفته، [[حق]] او را بردند و [[میراث]] او را خوردند، [[درد دل]] را با تو در میان میگذارم و [[دل]] را با یاد تو خوش میدارم که [[درود خدا]] بر تو باد و [[سلام]] و [[رضوان خدا]] بر [[فاطمه]]<ref>الکافی، ج۱، ص۴۵۸-۴۵۹.</ref>. | |||
فقدان دختر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} علی را سخت آزرده ساخت. در سندهای دیرین دو [[بیت]] را به او نسبت دادهاند که نشاندهنده سوز درونی او است. [[پیام]] [[حاکم]] بر این دو بیت [[نفی]] [[حب]] و [[دلبستگی]] به دنیاست و اینکه هیچ عُلقه و [[دوستی]] و محبتی [[پایدار]] نیست<ref>ر.ک: دیوان امام علی{{ع}}، ص۴۱۶.</ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص۲۱۴.</ref> | |||
==محل دفن فاطمه{{س}}== | |||
زهرا{{س}} میخواست دور از چشم ناسپاسان و حقناشناسان به خاک سپرده شود و نشانی او هم دور از چشم آنان باشد. | |||
درباره [[مزار]] دختر [[رسولخدا]]{{صل}} در [[تاریخ]] سه قول آمده است: | |||
#او را در خانهاش [[دفن]] کردند<ref>الکافی، ج۱، ص۴۶۱.</ref>. | |||
#در [[خانه]] [[عقیل]] [[برادر]] [[حضرت علی]]{{ع}} به خاک سپرده شد. خانه عقیل ظاهراً میان [[بقیع]] و [[حرم]] [[رسولالله]]{{صل}} است<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۰.</ref>. | |||
#در [[قبرستان بقیع]] مدفون گردید<ref>بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۷۱.</ref>. | |||
درباره قول سوم با توجه به [[بیرغبتی]] فاطمه{{س}} که نمیخواست گروه حاکمه در [[مراسم]] او شرکت داشته باشند و اگر جنازه تا بقیع حمل میشد، آنها متوجه میشدند، پس این قول از اعتبار کمتری برخوردار است. | |||
اما قول اول و دوم قابلقبولتر هستند و هرکدام را بپذیریم در جریان [[توسعه]] حرم، [[قبر]] فاطمه{{س}} در محدوده حرم قرار گرفته است. به نظر میآید [[حدیثی]] از رسولالله{{صل}} که فرمودهاند: میان [[منبر]] و قبر من روضهای از روضات [[بهشت]] است، به قبر فاطمه{{س}} نظر دارد. [[ابنشهرآشوب]] از گفته [[شیخ طوسی]] مینویسد: آنچه درستتر مینماید اینکه او را در خانهاش یا در [[روضه]] [[پیامبر]] به خاک سپردند<ref>مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۳۶۵.</ref>. | |||
اما گفته شده که [[امام علی]]{{ع}} برای پنهان داشتن قبر فاطمه{{س}} صورت هفت قبر و به روایتی چهل قبر ساخت<ref>بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۷۱.</ref> و این قرینهای است که قبر در داخل خانه نبوده است. علاوه بر آن [[امام]] قبر فاطمه{{س}} را در جایی قرار نمیداد که فرزندانش دائماً آن را بنگرند. با این [[حساب]] قول دوم از اعتبار بیشتری برخوردار خواهد بود. | |||
به هر حال از پنهان داشتن قبر [[فاطمه]]{{س}} پیداست که او میخواسته با این کار [[ناخشنودی]] خود را برای همیشه آشکار سازد. | |||
پس از [[شهادت]] آن حضرت نیز [[عمر بن خطاب]] سهم او را به فرزندانش نداد. گفته شده به [[روزگار]] رسولخدا{{صل}} و مدت [[خلافت ابوبکر]] هر کس از سهامداران که میمرد یا کشته میشد، سهمش به [[وارثان]] او میرسید. چون عمر بن خطاب به [[خلافت]] رسید، سهم هر کس را که مرده بود، میگرفت و به [[وراث]] او نمیداد، چنانکه سهم [[زید بن حارثه]] و [[جعفر بن ابیطالب]] را [[تصرف]] کرد و با آنکه [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} در این مورد با او صحبت کرد، نپذیرفت. عمر سهم فاطمه{{س}} را هم پرداخت نکرد و با وجود آنکه در این مورد با او [[مذاکره]] شد، او نپذیرفت؛ فقط نسبت به وراث [[همسران]] [[رسولالله]]{{صل}} [[اجازه]] میداد که هر کاری میخواهند بکنند، بفروشند یا به دیگری ببخشند<ref>مغازی واقدی، ج۲، ص۵۳۲.</ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص۲۱۸.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده: | # [[پرونده:IM011013.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|'''زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||