←ملاک و گستره دروغ
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۵۲: | خط ۵۲: | ||
*با توجه به ملاکهای یاد شده برای [[دروغ]]، برخی [[مبالغه]] در [[کلام]]، استعاره، کنایه و مَثَل را [[دروغ]] نمیشمرند<ref>شرح اصول کافی، ج۵، ص۲۶۸؛ گناهان کبیره، ج۱، ص۲۸۶-۲۸۸؛ دروغ، ص۲۴۰-۲۵۰.</ref>، زیرا در این موارد مدلول مطابقی سخن مراد گوینده نیست، تا گفتار خلاف واقع باشد، بلکه مدلول التزامی مقصود آنهاست؛ اما درباره توریه آرای متفاوتی هست: برخی آن را [[دروغ]]<ref>حاشیة المکاسب، ج۱، ص۱۲۲.</ref> یا [[دروغ]] جایز<ref>الروضة البهیه، ج۴، ص۲۳۵؛ ریاض المسائل، ج۹، ص۱۶۲.</ref> دانسته؛ ولی بسیاری [[دروغ]] بودن آن را نفی کردهاند <ref>الحدائق، ج۲۵، ص۳۸۷-۳۸۸؛ کتاب البیع، ص۳۸۵؛ کتاب القضاء، ص۲۲۵. </ref><ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دروغ (مقاله)|دروغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۲.</ref>. | *با توجه به ملاکهای یاد شده برای [[دروغ]]، برخی [[مبالغه]] در [[کلام]]، استعاره، کنایه و مَثَل را [[دروغ]] نمیشمرند<ref>شرح اصول کافی، ج۵، ص۲۶۸؛ گناهان کبیره، ج۱، ص۲۸۶-۲۸۸؛ دروغ، ص۲۴۰-۲۵۰.</ref>، زیرا در این موارد مدلول مطابقی سخن مراد گوینده نیست، تا گفتار خلاف واقع باشد، بلکه مدلول التزامی مقصود آنهاست؛ اما درباره توریه آرای متفاوتی هست: برخی آن را [[دروغ]]<ref>حاشیة المکاسب، ج۱، ص۱۲۲.</ref> یا [[دروغ]] جایز<ref>الروضة البهیه، ج۴، ص۲۳۵؛ ریاض المسائل، ج۹، ص۱۶۲.</ref> دانسته؛ ولی بسیاری [[دروغ]] بودن آن را نفی کردهاند <ref>الحدائق، ج۲۵، ص۳۸۷-۳۸۸؛ کتاب البیع، ص۳۸۵؛ کتاب القضاء، ص۲۲۵. </ref><ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دروغ (مقاله)|دروغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۲.</ref>. | ||
==ذاتی بودن [[قبح]] [[دروغ]]== | |||
*در نگاه همگان،[[ دروغ]] امری [[قبیح]] به شمار میرود<ref>فیض القدیر، ج۱،ص ۵۵۷.</ref> و افزون بر [[عقل]]<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۹۷؛ شرح نهج البلاغه، ج۱۳، ص۴۷؛ المکاسب، انصاری، ج۲، ص۲۴.</ref>، [[آیات]] و [[روایات]] بسیاری این را [[تأیید]] میکنند؛ مانند: | |||
:* آیاتی که [[دروغ]] را [[ظلم]] میدانند: {{متن قرآن|فَمَنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ... فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}}<ref>«پس کسانی که بر خداوند دروغ بندند ستمکارند» سوره آل عمران، آیه ۹۴.</ref> | |||
:* و [[گناه]]<ref>{{متن قرآن|انْظُرْ كَيْفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ}} «در نگر که چگونه بر خداوند دروغ میبافند» سوره نساء، آیه ۵۰.</ref> | |||
:* و مایه عدم [[رستگاری]]<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَذَا حَلَالٌ وَهَذَا حَرَامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لَا يُفْلِحُونَ}} «و بر هر چه زبانتان به دروغ وصف میکند، نگویید: "این حلال است و آن حرام" تا بر خداوند دروغ بندید زیرا آنان که بر خداوند دروغ میبندند رستگار نمیگردند» سوره نحل، آیه ۱۱۶.</ref> | |||
:* و [[دروغگویان]] را سزاوار [[عذاب]]: {{متن قرآن|وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ}}<ref>«و برای دروغی که میگفتند عذابی دردناک خواهند داشت» سوره بقره، آیه ۱۰.</ref>؛ نیز مانند روایاتی که خاستگاه [[دروغ]] را [[پستی]] و [[حقارت]] نفس میدانند<ref>الاختصاص، ص۲۳۲؛ بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۶۲؛ مستدرک الوسائل، ج۹، ص۸۴-۸۵.</ref> و در مواردی از [[گناهان]] کبیر<ref>جامع المقاصد، ج۵، ص۱۵۳؛ کشف اللثام، ج۲، ص۳۷۱.</ref> و کلید همه [[بدیها]]<ref>بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۶۳؛ المکاسب، انصاری، ج۲، ص۱۲.</ref> و بدتر از شراب<ref>الکافی، ج۲، ص۳۳۹؛ وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۲۴۴؛ بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۳۷.</ref>. | |||
*'''آیا [[قبح]] [[دروغ]] ذاتی است یا به جهت آثار و نتایج آن است؟''' | |||
*دیدگاههای متفاوتی در میان [[علمای اسلامی]] و غیر [[اسلامی]] هست: به [[باور]] برخی، ملاک [[حسن و قبح افعال]]، همچون [[دروغ]]، نتایج آنهاست؛ اگر زیانبخش بود [[قبیح]] است، و گرنه قبحی ندارد. در [[تأیید]] این نظریه گفتهاند موضوع واقعی در گزارههای خوب بودن [[راستگویی]] یا بد بودن [[دروغگویی]]، [[صدق]] و [[کذب]] مطلق نیست، بلکه موضوع [[حقیقی]]، [[مقید]] به "سودمندی" و "زیانبخشی" است، از این رو در حفظ [[مصلحت]] [[اجتماعی]] حتی [[دروغ]] گفتن خوب است و هر جا [[مفسده]] [[اجتماعی]] باشد، حتی راست گفتن بد است<ref>احیاء علوم الدین، مج ۳، ص۱۵۹۴-۱۵۹۵؛ الاذکار النوویه، ص۳۷۸؛ الذریعه، ص۲۷۲-۲۷۳.</ref>. | |||
*[[اشاعره]] معتقدند تنها آنچه را [[خدا]] [[زشت]] میشمارد [[قبیح]] است<ref>محاضرات فی اصول الفقه، ج۲، ص۱۰۱؛ المباحث الاصولیه، ج۳، ص۱۷۰.</ref>. بر این پایه نیز تنها دروغی [[قبیح]] است که در [[شرع]] نکوهیده باشد؛ اما در مواردی همچون [[ضرورت]]،[[ دروغ]] [[قبیح]] نیست. | |||
*در مقابل، بسیاری [[قبح]] [[دروغ]] را ذاتی دانسته و معتقدند [[دروغ]] بدان جهت که [[دروغ]] است، [[قبیح]] است<ref>نک: بنیاد ما بعدالطبیعه، ص۲۸؛ مجمع البیان، ج۸، ص۳۱۷.</ref>. اطلاق [[آیات]] و [[روایات اسلامی]] نیز مؤید همین نظریهاند؛ مانند: آیاتی که به شکل مطلق [[دروغگویان]] را گرفتار [[لعن]] [[الهی]] میخوانند: {{متن قرآن|لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ}}<ref>«لعنت خداوند بر دروغگویان» سوره آل عمران، آیه ۶۱.</ref> و [[انسانها]] را از سخن [[دروغ]] [[نهی]] میکنند: {{متن قرآن|وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ}}<ref>«از گفتار دروغ بپرهیزید» سوره حج، آیه ۳۰.</ref>؛ نیز مانند برخی [[روایات]] که [[فطرت انسان]] را با [[راستی]] عجین شمرده و [[دروغگویی]] را [[بیگانه]] از [[فطرت انسانی]] میدانند<ref>مصباح الشریعه، ص۳۱۴؛ بحارالانوار، ج۶۸، ص۱۰.</ref> و همگان را از [[دروغ کوچک]] و بزرگ و جدی و [[شوخی]] برحذر میدارند<ref>مکارم الاخلاق، ص۵۱؛ کنز العمال، ج۳، ص۳۴۴-۳۴۵؛ بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۶۲.</ref> و نظیر روایتی که طبق آن هیچ گاه از دهان [[علی]]{{ع}} دروغی خارج نشد <ref>الکافی، ج۸، ص۷۹؛ دعائم الاسلام، ج۲، ص۳۴۷؛ من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۱۸۸.</ref>. | |||
*در مواردی مانند [[اصلاح]] میان متخاصمان [[دروغ مجاز]] است<ref>مسند احمد، ج۶، ص۴۰۴؛ سنن ابی داود، ج۲، ص۴۶۰؛ بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۴۲-۲۴۳، ۲۵۳.</ref>؛ ولی به سبب [[قبیح]] نبودن [[دروغ]] در برخی موارد نیست، بلکه بر پایه دفع افسد به [[فاسد]] و امر قبیحتر با امر [[قبیح]] است<ref>کشف المراد، ص۳۲۹؛ رسالة فی التحسین و التقبیح، ص۶۶.</ref>؛ یا به گفته برخی، مراد از [[دروغ]] در این گونه موارد توریه و به کار بردن تعریضهاست نه [[دروغ]] صریح<ref>شرح السیر الکبیر، ج۱، ص۱۱۹؛ روح المعانی، ج۱۱، ص۴۵؛ دروغ مصلحتآمیز، ص۱۱۷.</ref>. شاید بتوان گفت [[روایات]] دیگری که عنوان [[دروغ]] را از این موارد نفی میکنند<ref>الکافی، ج۲، ص۲۱۰؛ وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۲۵۵؛ بحارالانوار، ج۷۳، ص۴۶.</ref>، یا روایاتی نیز که در موارد ناچاری، [[انسانها]] را به توریه [[فرمان]] میدهند<ref>مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۲۶۳؛ بحارالانوار، ج۶۸، ص۱۲.</ref>، مؤید همین نظریهاند، زیرا اگر [[دروغ]] [[قبح]] ذاتی نمیداشت، نفی [[دروغ]] از چنین سخنانی یا سفارش به توریه در این گونه موارد ضرورتی نداشت<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دروغ (مقاله)|دروغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۲.</ref>. | |||