حذیفة بن اسید غفاری: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233)...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸: خط ۸:


==مقدمه==
==مقدمه==
*نام کامل او [[حذیقه بن أسید بن الأعوس بن عدنان]] است<ref>المعجم الکبیر، طبرانی، ج۳، ص۱۷۰.</ref> و برخی نام پدرش را [[امیه]] و نام جدش را اسید گفته‌اند<ref>تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، ج۱۲، ص۲۵۳.</ref>. کنیه‌اش، [[ابوسریحه]] و در برخی منابع، ابوسرعه<ref>رجال ابن داود، ابن داوود، ص۷۰.</ref> و لقبش، غفاری، [[نقل]] شده<ref>المعجم الکبیر، طبرانی، ج۳، ص۱۷۰؛ رجال الطوسی، طوسی، ص۳۵.</ref> و [[شیخ طوسی]] او را از [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} و [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} دانسته است. همچنین درباره او گفته‌اند که او صاحب النبی{{صل}} بوده است<ref>رجال الطوسی، طوسی، ص۳۵ و ۹۳.</ref>.
*حذیفه بن اسید معروف به کنیه‌اش [[ابوسریحه]] از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} بود که در تحت [[شجر]] ([[بیعت رضوان]]) با آن [[حضرت]] [[بیعت]] کرد و در [[صلح حدیبیه]] حضور داشت<ref>اسد الغابه، ج۱، ص۳۸۸ و اعیان الشیعه، ج۴، ص۵۸۸.</ref>.
*[[برقی]] او را از [[اصحاب امام حسن]]{{ع}} و [[حواریون]] ایشان برشمرده است<ref>رجال البرقی، برقی، ص۷.</ref>. [[کشی]] در روایتی که [[حواریون]] و [[اصحاب خاص]] هر [[امام]] را می‌شمارد، [[حذیفة بن اسید الغفاری|حذیفه بن اسید]] را در شمار [[حواریون]] و [[اصحاب خاص]] [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} دانسته است<ref>رجال الکشی، کشی، جزء اول، ص۱۰؛ الإختصاص، شیخ مفید، ص۶۱.</ref>. همچنین [[کشی]]، ضمن نام بردن [[اصحاب پیامبر]] نام [[حذیفه]] را نیز آورده و درباره او گفته است او "صاحب النبی{{صل}}" است؛ لذا [[محقق شوشتری]] اقوالی درباره "صاحب" بیان کرده که به اختصار چنین است: اگر منظور از صاحب این باشد که [[حذیفه]] از [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} بوده است، با این مشکل روبه‌رو می‌شویم که وقتی [[شیخ طوسی]] نام او را ذیل [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} آورده، دیگر چه نیازی هست که دوباره نام او را تکرار کند و اگر منظور از "صاحب" این است که [[حذیفه]] از [[اصحاب خاص]] آن [[حضرت]] است، دلیلی بر این مدعا وجود ندارد. این سخنان [[محقق شوشتری]] نیز ابهام موجود درباره کلمه "صاحب" را برطرف نمی‌کند.
*وی از [[رسول خدا]]{{صل}} و [[ابوذر غفاری]] روایاتی [[نقل]] کرده؛ از جمله این [[حدیث]] معروف که [[اهل بیت]]{{ع}} مانند [[سفینه]] نوح‌اند. او می‌گوید: [[ابوذر]] حلقه درب [[خانه خدا]] ([[کعبه]]) را گرفته بود و خود را معرفی کرد که من جندب [[فرزند]] جناده‌ام، هرکس مرا می‌شناسد، که می‌شناسد و هرکس نمی‌شاسد، بداند من ابوذرم، من از [[رسول خدا]]{{صل}} شنیدم که می‌فرمود: "همانا مثل و شباهت [[اهل بیت]] من در این [[امت]] مثل [[سفینه نوح]] در دریای متلاطم است، هرکس بر آن سوار شود، [[نجات]] یابد و هرکس از آن [[تخلف]] کند، [[غرق]] خواهد شد، آیا به شما [[ابلاغ]] نکردم....."<ref>{{متن حدیث|إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي فِي هَذِهِ الْأُمَّةِ مَثَلُ سَفِينَةِ نُوحٍ فِي لُجَّةِ الْبَحْرِ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ أَلاَ هَلْ بَلَّغْتُ...؟}}رجال کشی، شرح حال ابوذر، ص۲۶، ح۵۲ و اعیان الشیعه، ج۴، ص۵۸۸.</ref>؛
*اشکال دیگری که به نظر [[محقق شوشتری]] می‌رسد، این است که [[شیخ طوسی]] او را "ابن [[امیه]]" نامیده است.[[محقق شوشتری]] در این باره نیز بحث [[زیبایی]] مطرح کرده و گفته است که در [[سلسله]] آباء [[حذیفه]] کسی به این نام وجود ندارد، لذا ممکن است اشتباهی صورت گرفته باشد و قول [[علامه حلی]] را در این باره یاد آور می‌شود که شاید "ابن [[آمنه]]" صحیح است و منظور این است که نام مادرش، [[آمنه]] بوده است. اما [[محقق شوشتری]] در جواب گفته است که بر این مدعا نیز دلیلی وجود ندارد<ref>قاموس الرجال، ج۳، ص۱۳۵.</ref>.
*[[حذیفه]] این [[صحابی]] بزرگ، پس از [[وفات رسول خدا]]{{صل}} به [[کوفه]] آمد و در آنجا ساکن شد و در شمار [[اصحاب]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و سپس از [[اصحاب امام حسن مجتبی]]{{ع}} گردید و در سال ۴۲ [[هجری]] در [[کوفه]] درگذشت و [[زید بن ارقم]] بر او [[نماز]] گزارد<ref>اعیان الشیعه، ج۴، ص۵۸۸.</ref>. [[حذیفه]] از [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} [[نقل حدیث]] کرده<ref>اعیان الشیعه، ج۴، ص۵۸۸.</ref> و طبق [[حدیثی]] از [[موسی بن جعفر]]{{ع}} وی در [[قیامت]] از [[حواریون]] [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} است<ref>اعیان الشیعه، ج۴، ص۵۸۸، رجال کشی، شرح حال سلمان، ص۹، ح۲۰.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۴۱۷-۴۱۸.</ref>
*در برخی از منابع او را از [[اصحاب]] [[شجره]] برشمرده و گفته‌اند که او در [[حدیبیه]] حضور داشته است <ref>تقریب التهذیب، ج۱، ص۱۹۲.</ref>. علاوه بر این، او [[فتح دمشق]] به دست [[خالد بن ولید]] را [[شاهد]] بوده است<ref>تاریخ مدینة دمشق، ج۱۲، ص۲۵۳.</ref>.
*هر چند از [[زندگی]] او اطلاع چندانی در دست نیست ولی روایاتی از او به ما رسیده که نشان دهنده [[افکار]] و [[مذهب]] اوست؛ لذا [[مامقانی]] و برخی از [[علمای رجال]] و تراجم، به قرائن موجود در این [[روایات]]، او را از [[امامیه]] دانسته، [[مدح]] کرده‌اند<ref>تنقیح المقال فی علم الرجال، مامقانی، ج۱۸، ص۱۱۲.</ref><ref>[[ابوالحسن اسماعیلی|اسماعیلی، ابوالحسن]]، [[حذیفة بن اسید الغفاری (مقاله)|مقاله «حذیفة بن اسید الغفاری»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص ۲۹۷-۲۹۸.</ref>.
 
==[[حذیفه]] و [[امامت]]==
*[[حذیفه]] از کسانی است که [[روایات]] زیادی درباره [[امامت]] از او [[نقل]] شده است؛ از [[حذیفه]] و برخی [[محدثان]] دیگر [[نقل]] شده است که از [[پیامبر]]{{صل}} سؤال شد: [[ائمه]] بعد از شما چند نفر هستند؟ ایشان فرمودند: "[[ائمه]] بعد از من به تعداد [[نقباء بنی اسرائیل]] هستند"<ref>مناقب آل أبی طالب{{ع}}، ابن شهر آشوب، ج۱، ص۳۰۰.</ref> او در جای دیگری نیز از [[پیامبر]] [[نقل]] می‌کند که نام [[آخرین امام]]، [[محمد]]، [[عبدالله]] و [[مهدی]] است<ref>الخرائج و الجرائح، قطب راوندی، ج۳، ص۱۱۴۹.</ref>.
*[[حذیفه بن اسید]] به [[نقل]] از [[ابوذر غفاری]]، از [[پیامبر]] [[نقل]] می‌کند که فرمودند: "هر کس [[جایگاه اهل بیت]] را [[تضعیف]] کند و بگوید من بر [[اهل بیت]] مقدم هستم، او از طرفداران [[دجال]] است. همانا مَثَل [[اهل بیت]] در [[امت]] من، مثل [[کشتی نوح]]{{ع}} در دریای متلاطم است که هر کس بر آن سوار شود، [[نجات]] مییابد و هر کس که از آن [[تخلف]] کند، [[غرق]] می‌شود"<ref>امالی، شیخ طوسی، ص۴۵۹.</ref>.
*همچنین از [[حذیفه]] [[نقل]] شده است که او از [[پیامبر]] فرمود: "[[ائمه]] بعد از من به تعداد [[نقباء بنی اسرائیل]] هستند که نه نفر آنها از صلب [[امام حسین]]{{ع}} هستند و [[خداوند]] [[دانش]] و [[اندیشه]] مرا به آنها عطا کرده است و آنها از شما چیزی یاد نمی‌گیرند؛ زیرا از شما آگاه‌تر هستند و از آنها [[پیروی]] کنید که آنها قرین [[حق]] هستند و [[حق]] نیز با آنهاست"<ref>کفایة الاثر، خزاز قمی، ص۱۲۹-۱۳۰.</ref>. او در [[روایت]] دیگری به تعداد [[ائمه]] و به نام [[امام دوازدهم]]، یعنی [[حضرت مهدی]]{{ع}} نیز اشاره می‌کند<ref>کفایة الاثر، خزاز قمی، ص۱۳۰.</ref><ref>[[ابوالحسن اسماعیلی|اسماعیلی، ابوالحسن]]، [[حذیفة بن اسید الغفاری (مقاله)|مقاله «حذیفة بن اسید الغفاری»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص ۲۹۸-۲۹۹.</ref>.
 
==[[حذیفه]]؛ روایت‌گر [[فضیلت امام علی]]{{ع}}==
*[[ابن مغازلی شافعی]] به هشت [[سند]] و از جمله از "[[حذیفه بن اسید غفاری]]" [[نقل]] کرده که گفته است: چون [[پیامبر]] و [[یاران]] او به [[مدینه]] وارد شدند، برای آنها خانه‌هایی نبود که در آنها سکونت کنند، لذا آنها در [[مسجد]] می‌خوابیدند؛ پس [[پیامبر]] به آنها فرمود: "در [[مسجد]] نخوابید، زیرا ممکن است جنب شوید"؛ پس از آن، همان افرادی که [[خانه]] نداشتند، در اطراف [[مسجد]] برای خود [[خانه]] ساختند، در حالی که درهایش به [[مسجد]] باز می‌شد. سپس [[پیامبر]]{{صل}} [[معاذ بن جبل]] را نخست به سوی [[ابوبکر]] فرستاد و به او گفت: که در خانه‌اش را ببندد؛ [[ابوبکر]] گفت: "با کمال میل" و در خانه‌اش را بست و از [[مسجد]] خارج شد؛ سپس او را به سوی [[عمر]] فرستاد که در خانه‌اش را ببندد و از [[مسجد]] خارج شود؛ او نیز گفت: "با کمال میل امر [[خدا]] و رسولش را [[اطاعت]] می‌کنم، الا اینکه علاقه دارم لااقل روزنه‌ای به [[مسجد]] باز باشد"؛ معاذ سخن [[عمر]] را به [[پیامبر]]{{صل}} رساند؛ سپس [[پیامبر]] او را به سوی [[عثمان]] فرستاد که [[رقیه]]، [[دختر پیامبر]] [[همسر]] او بود؛ او گفت: "با کمال میل"، و در خانه‌اش را بست و از [[مسجد]] خارج شد. سپس [[پیامبر]] معاذ را به سوی [[حمزه]] فرستاد و او نیز در خانه‌اش را بست و گفت: "با علاقه از [[خدا]] و رسولش [[اطاعت]] می‌کنم"، اما [[علی]]{{ع}} نمی‌دانست که او چه باید بکند؛ پس [[پیامبر]]{{صل}} به او فرمود: "تو بمان که [[پاک]] و [[پاکیزه]] هستی"؛ وقتی این [[سخن پیامبر]] درباره [[علی]]{{ع}} به گوش کسی رسید- که [[ابن مغازلی]] نام او را [[نقل]] کرده است - به [[پیامبر]]{{صل}} گفت: "ای [[رسول خدا]] ما را از [[مسجد]] بیرون می‌کنی و در [[مسجد]] به پسران [[عبدالمطلب]] جا می‌دهی؟!"
*[[پیامبر اسلام]] جواب داد: اگر با من بود، جز تو به کسی دیگر نمی‌دادم، ولی به [[خدا]] قسم او را در [[مسجد]] سکنی نداد مگر [[خداوند]]. به تو مژده میدهم که تو از طرف [[خدا]] و رسولش در خیر و [[سعادت]] هستی"؛ و [[پیامبر]] به او مژده داد که او در روز [[احد]] به [[فیض]] [[شهادت]] نائل خواهد شد.
*پس عده‌ای به حال [[علی]]{{ع}} [[غبطه]] خوردند و از ته [[دل]] ناراحت شدند اما، [[فضل]] [[علی]]{{ع}} بر آنها و غیر آنها روشن شد. وقتی این مطلب به [[گوش]] [[پیامبر]] رسید، برای آنها [[سخنرانی]] کرد و فرمود: "گروهی از اینکه من [[علی]] را در [[مسجد]] سکونت داده و آنها را خارج کرده‌ام، نگرانی‌هایی در [[دل]] دارند؛ به [[خدا]] [[سوگند]]! من آنها را بیرون نکردم و من [[علی]] را سکونت ندادم، بلکه [[خدا]] آنها را بیرون کرد و [[علی]] را سکونت داد. [[خدای بزرگ]] به [[موسی]] و برادرش، [[هارون]] [[وحی]] فرستاد: "برای قومتان در [[مصر]] خانه‌هایی بسازید و این [[خانه‌ها]] را [[قبله]] خود قرار دهید و [[نماز]] به پا دارید"؛ آن‌گاه به [[موسی]] [[دستور]] داد تا در مسجدش هیچ کس سکونت نکند و در آن، [[عمل]] [[زناشویی]] انجام ندهد و جز [[هارون]] و دو پسر او، کسی در حالت جنب به آن وارد نشود. {{متن حدیث|وَ أَنَّ عَلِيّاً مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى وَ هُوَ أَخِي دُونَ أَهْلِي وَ لَا يَحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ يَنْكِحَ فِيهِ النِّسَاءَ إِلَّا عَلِيٌّ وَ ذُرِّيَّتُهُ}}؛ [[علی]] نسبت به من به منزله [[هارون]] نسبت به [[موسی]] است؛ او [[برادر]] من است و برای هیچ کس جز [[علی]] و فرزندانش [[حق]] انجام [[عمل]] [[زناشویی]] در [[مسجد]] نیست؛ پس هر کس اینجا برایش بد است، به آنجا برود (و با دست خود به طرف [[شام]] اشاره کرد)"<ref>الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف، سید بن طاووس، ج۱، ص۶۶۲؛ العمده، ابن بطریق، ص۱۷۷؛ عمدة عیون صحاح الأخبار فی مناقب إمام الأبرار، ابن بطریق، ص۱۷۷.</ref>.
*[[ابی‌طفیل]] از قول [[حذیفه بن اسید]] [[نقل]] کرده که گفته است: [[پیامبر]]{{صل}} [[دست]] [[علی]]{{ع}} را گرفت و فرمود: "[[یا علی]]! موسای کلیم{{ع}} از [[خدای حکیم]] خواست تا [[هارون]] را که از اهلش بود، [[وزیر]] او قرار دهد، امّا من از پروردگارم خواستم [[علی]] را که از [[اهل بیت]] و برادرم است، وزیرم قرار دهد؛ تا با او پشتم را [[قوی]] گرداند، و او را [[شریک]] من در [[مسئولیت]] سنگین من قرار دهد"<ref>شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، حاکم حسکانی، ج۱، ص۴۷۸؛ عمدة عیون صحاح الأخبار فی مناقب إمام الأبرار، ص۱۷۷.</ref>. همو در این باره از [[حذیفه بن اسید غفاری]] چنین [[نقل]] کرده است: [[پیامبر خاتم|نبیّ اکرم]]{{صل}} [[ایستاده]]، [[خطبه]] خواندند و سپس فرمودند: "مردانی که نفسشان [[راضی]] نیست از اینکه من [[علی]] را در [[مسجد]]، ساکن و آنها را [[اخراج]] کرده‌ام، بدانند؛ به [[خدا]] [[سوگند]]! من آنها را از [[مسجد]]، بیرون و [[علی]] را ساکن نکرده‌ام، بلکه [[خداوند]] آنها را بیرون و [[علی]]{{ع}} را در [[مسجد]] ساکن کرده است. [[خداوند عزّوجلّ]] به جناب [[موسی]] و برادرش [[هارون]] [[وحی]] فرمود که برای قومشان در [[مصر]] خانه‌هایی بسازند و این [[خانه‌ها]] را [[قبله]] قرار داده و [[نماز]] بخوانند؛ سپس به [[موسی]] امر فرمود که کسی در مسجدش ساکن نشود و در آن [[نکاح]] نکند و مرد جنب در آن داخل نشود، مگر [[هارون]] و [[فرزندان]] او؛ و [[آگاه]] باشید که [[علی]]{{ع}} نسبت به من مانند [[هارون]] نسبت به [[موسی]] است؛ او [[برادر]] من است، نه [[اهل]] من و جایز نیست کسی در [[مسجد]] من [[نکاح]] کند، مگر [[علی]] و [[ذریه]] او"<ref>علل الشرائع ۱، ص۲۰۲.</ref>.
*همچنین [[حذیفه بن اسید غفاری]] گفته است: [[رسول خدا]]{{صل}} به من فرمود: "ای [[حذیفه]]! به [[درستی]] که [[حجت خدا]] بر شما بعد از من [[علی بن ابی طالب]] است؛ [[کفر]] به وی [[کفر به خدا]] و [[شرک]] به وی [[شرک]] به [[خدا]] و [[شک]] به وی [[شک]] در [[خدا]] و ملحد شدن نسبت به وی ملحد شدن به [[خدا]] و [[انکار]] او [[انکار]] [[خدا]] و [[ایمان]] به وی [[ایمان]] به خداست؛ برای آنکه او [[برادر]] [[رسول خدا]] و [[وصی]] او و [[امام امت]] او و مولای ایشان است و او {{متن حدیث|حبل اللَّه المتين و عروة الْوُثْقى لَا انْفِصامَ لَها}} است و به زودی دو گروه به خاطر او هلاک می‌شوند در حالی که او گناهی ندارد: [[دوستی]] که در [[دوستی]] از حد بگذرد و دیگری، [[دشمنی]] که با وی [[دشمنی]] کند. یا [[حذیفه]]! از [[علی]] جدا نشو که از من جدا شده‌ای و با [[علی]] [[مخالفت]] نکن که با من [[مخالفت]] کرده‌ای؛ به [[درستی]] که [[علی]] از من است و من از اویم؛ هر که او را ناخشنود کند، البته مرا ناخشنود کرده و هر که او را [[راضی]] کند، مرا [[راضی]] کرده است<ref>جامع الأخبار، شعیری، ص۱۳؛ الأمالی، شیخ صدوق، ص۱۹۷.</ref>.
*[[شیخ صدوق]] گوید: [[ابوالطفیل]] از [[حذیفه بن اسید غفاری]] [[نقل]] می‌کند که چون [[پیامبر خدا]]{{صل}} از [[حجة الوداع]] بازگشت و ما در [[خدمت]] او بودیم، وقتی به [[جحفه]] رسید، به [[اصحاب]] [[فرمان]] داد که فرود آیند و آنها هم فرود آمدند؛ آن‌گاه ندای [[نماز]] داده شد و [[پیامبر]]{{صل}} با [[اصحاب]] خود دو رکعت [[نماز]] خواند. سپس صورت خود را به سوی آنان کرد و به آنان فرمود: "همانا [[خداوند]] لطیف خبیر به من خبر داده است که من میمیرم و شما هم می‌میرید و نزدیک است که من به سوی او [[دعوت]] شوم و [[دعوت]] او را [[اجابت]] کنم و من درباره آن چیزی که با آن به سوی شما فرستاده شده‌ام، [[مسئول]] هستم و نیز از آن‌چه میان شما باقی می‌گذارم؛ یعنی [[کتاب خدا]] و [[حجّت]] او؛ و شما نیز [[مسئول]] هستید. شما به پروردگارتان چه خواهید گفت؟"
*گفتند: "می‌گوییم: تو [[پیام]] را رسانیدی و [[نصیحت]] و [[مجاهدت]] کردی؛ پس [[خداوند]] به جای ما [[بهترین]] [[پاداش]] را به تو بدهد!".
*آن‌گاه [[پیامبر خدا]]{{صل}} به آنان فرمود: "آیا شما [[گواهی]] می‌دهید که خدایی جز خدای یگانه نیست و من [[فرستاده خدا]] به سوی شما هستم و [[بهشت]] و [[آتش جهنم]]، و زنده شدن پس از [[مرگ]] [[حق]] است؟"
*گفتند: "به همه اینها [[گواهی]] می‌دهیم"؛
*[[پیامبر]] فرمود: "خدایا! به آن‌چه می‌گویند، [[شاهد]] باش! [[آگاه]] باشید که من شما را [[گواه]] می‌گیرم که من [[شهادت]] می‌دهم، [[خداوند]]، مولای من است و من مولای هر [[مسلمانی]] هستم و من به [[مؤمنان]] از خودشان اولی هستم؛ آیا شما به آن [[اقرار]] می‌کنید و به آن [[گواهی]] می‌دهید؟"
*گفتند: "آری، ما درباره تو، به آن [[شهادت]] می‌دهیم"؛ پس فرمود: "[[آگاه]] باشید! هر کس که من مولای او هستم، [[علی]]{{ع}} مولای اوست و او این شخص است"؛ و سپس دست [[علی]]{{ع}} را گرفت و آن را با دست خود بالا برد تا اینکه زیر بغل هر دو [[آشکار]] شد؛ سپس فرمود: "خداوندا! [[دوست]] بدار هر کس را که او را [[دوست]] بدارد و [[دشمن]] بدار هر کس را که او را [[دشمن]] بدارد و [[یاری]] کن هر کس را که او را [[یاری]] کند و خوار کن هر کس را که او را [[خوار]] سازد؛ [[آگاه]] باشید که من پیشتاز شما (در [[مرگ]]) هستم و شما در کنار [[حوض]] ([[کوثر]]) بر من وارد خواهید شد؛ [[حوض]] من، فردا وسعتی چون وسعت میان بصری و [[صنعا]] خواهد داشت و در آن پیاله‌هایی از نقره به تعداد [[ستارگان]] [[آسمان]] است؛ [[آگاه]] باشید! فردا که کنار [[حوض]] ([[کوثر]]) بر من شوید از شما درباره آن‌چه از شما در چنین روزی [[گواهی]] گرفتم، خواهم پرسید که چه [[رفتاری]] کردید و بعد از من با "[[ثقلین]]؛ دو چیز گران‌بها" چه کردید؟ وقتی با من [[ملاقات]] کردید، به من بگویید که پس از من چگونه با آنها [[رفتار]] کردید"؛
*[[اصحاب]] گفتند: "یا [[رسول الله]] این دو چیز گران‌بها چیست؟"
*فرمود: "چیز گران‌بهای بزرگ‌تر، [[کتاب خداوند]] است که واسطه‌ای است کشیده شده از سوی [[خدا]] و من به سوی دستان شما، که یک طرف آن در [[دست خدا]] و طرف دیگرش در دست شماست و [[دانش]] گذشته و [[آینده]] تا [[روز قیامت]] در آن است؛ و اما چیز گران‌بهای کوچک که ملازم [[قرآن]] است، [[علی بن ابی‌طالب]] و [[عترت]] او هستند و این دو [[امانت]] از هم جدا نمی‌شوند تا وقتی که در کنار [[حوض]] ([[کوثر]]) بر من وارد شوند".
*[[معروف بن خرّبوذ]] می‌گوید: این سخن را برای [[امام باقر]]{{ع}} بازگو کردم؛ فرمود: "[[أبو الطفیل]] راست گفته است؛ [[خدا]] رحمتش کند! و ما آن را در [[کتاب علی]]{{ع}} چنین یافتیم و شناختیم"<ref>الخصال، شیخ صدوق، ج۱، ص۶۵.</ref><ref>[[ابوالحسن اسماعیلی|اسماعیلی، ابوالحسن]]، [[حذیفة بن اسید الغفاری (مقاله)|مقاله «حذیفة بن اسید الغفاری»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص ۲۹۹-۳۰۴.</ref>.
 
==[[حذیفه]]؛ [[محرم اسرار]] [[امام حسن]]{{ع}}==
*[[حذیفه]] [[نقل]] می‌کند: "در یکی از روزها همراه [[امام حسن]]{{ع}} بودم که بار شتری توجه من را به خود جلب کرد؛ پس پیش قدم شده، گفتم: یا [[ابا محمد]]، بار این شتر چیست که آن را از خودت جدا نمی‌کنی؟
*فرمودند: "دیوانی است که نام [[شیعیان]] در آن جمع شده است"؛
*گفتم: آیا نام من در آن هست؟
*فرمودند که تا فردا [[صبر]] کنید؛ فردا به همراه پسر برادرم که [[خواندن]] می‌دانست، به نزد آن [[حضرت]] رفتم و از خواست خود سخن گفتم و [[حضرت]] آن [[دیوان]] را آورد و من اسم خود را در آن یافتم<ref>بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد، حسن صفار، ج۱، ص۱۷۲.</ref><ref>[[ابوالحسن اسماعیلی|اسماعیلی، ابوالحسن]]، [[حذیفة بن اسید الغفاری (مقاله)|مقاله «حذیفة بن اسید الغفاری»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص ۳۰۴.</ref>.
 
==سرانجام==
*او در سال ۴۲ [[هجری]] از [[دنیا]] رفت در [[کوفه]] به [[خاک]] سپرده شد<ref>تقریب التهذیب، ابن حجر، ج۲، ص۱۹۲؛ التاریخ الکبیر، بخاری، ج۳، ص۹۶؛ الجرح والتعدیل، ابن ابی حاتم، ج۳، ص۲۵۶.</ref> و [[زید بن ارقم]] بر جنازه او [[نماز]] خواند<ref>تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، ج۱۲، ص۲۵۸.</ref><ref>[[ابوالحسن اسماعیلی|اسماعیلی، ابوالحسن]]، [[حذیفة بن اسید الغفاری (مقاله)|مقاله «حذیفة بن اسید الغفاری»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)| اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص ۳۰۵.</ref>.


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==


==منابع==
==منابع==
* [[پرونده:1100376.jpg|22px]] [[ابوالحسن اسماعیلی|اسماعیلی، ابوالحسن]]، [[حذیفة بن اسید الغفاری (مقاله)|مقاله «حذیفة بن اسید الغفاری»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)|'''اصحاب امام حسن مجتبی''']]
* [[پرونده:1379452.jpg|22px]] [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|'''اصحاب امام علی''']]


==پانویس==
==پانویس==

نسخهٔ ‏۲۱ نوامبر ۲۰۲۰، ساعت ۱۴:۰۳

متن این جستار آزمایشی و غیرنهایی است. برای اطلاع از اهداف و چشم انداز این دانشنامه به صفحه آشنایی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت مراجعه کنید.
این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:

مقدمه

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. اسد الغابه، ج۱، ص۳۸۸ و اعیان الشیعه، ج۴، ص۵۸۸.
  2. «إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي فِي هَذِهِ الْأُمَّةِ مَثَلُ سَفِينَةِ نُوحٍ فِي لُجَّةِ الْبَحْرِ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ أَلاَ هَلْ بَلَّغْتُ...؟»رجال کشی، شرح حال ابوذر، ص۲۶، ح۵۲ و اعیان الشیعه، ج۴، ص۵۸۸.
  3. اعیان الشیعه، ج۴، ص۵۸۸.
  4. اعیان الشیعه، ج۴، ص۵۸۸.
  5. اعیان الشیعه، ج۴، ص۵۸۸، رجال کشی، شرح حال سلمان، ص۹، ح۲۰.
  6. ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۱، ص۴۱۷-۴۱۸.