جعده بن هبیره مخزومی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۶: خط ۱۶:


==[[دلاوری]] [[جعده]] در [[جنگ صفین]]==
==[[دلاوری]] [[جعده]] در [[جنگ صفین]]==
[[جعده]] از [[دلاور]] مردانی بود که در [[جنگ صفین]] در رکاب دایی بزرگوار خود [[حضرت علی]]{{ع}} مردانه و با [[اخلاص]] جنگید و از [[ولایت]] به [[حق]] مولایش [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}[[ دفاع]] کرد.
[[نصر بن مزاحم]] از [[ابی جحیفه]] [[نقل]] می‌کند که: [[معاویه]] در یکی از روزهای [[جنگ صفین]]، همه [[قریشیان]] را که از [[شام]] همراهش بودند، جمع کرد و به آنان گفت: ای گروه [[قریش]]، برای هیچ کدام از شما غیر از [[عمر]] و عاص [[کار]] و [[هنری]] ساخته نیست، شما را چه شده است، [[غیرت]] [[قریش]] کجا رفته است؟ [[سرداران سپاه]] [[قریش]] هر کدام جوابی دادند و عتبه [[برادر]] [[معاویه]] سخت در [[غضب]] شد و گفت: من فردا با [[جعدة]] بن هبيره مخزومی روبه رو میشوم. [[معاویه]] این را پسندید و گفت: به به، [[قوم]] او [[بنی مخزوم]] و مادرش [[ام هانی دختر ابوطالب]] و پدرش هسبيرة بن أبي وهب است و هماوردی بزرگوار [[شایسته]] است.
در فردای آن روز، [[عتبه]] به میدان رزم آمد و [[جعده]] را برای [[جنگ]] با خود فراخواند، [[جعده]] با اجازه [[حضرت علی]]{{ع}} مقابل او قرار گرفت و مطالبی در معرکه [[نبرد]] بین [[عتبه]] و [[جعده]] رد و بدل شد، اما جواب‌های کوبنده [[جعده]]، [[عتبه]] را به [[خشم]] آورد و به [[جعده]] [[دشنام]] داد، [[جعده]] از او روی برگرداند و پاسخش نداد، در این موقع [[عتبه]] از پیش [[جعده]] برگشت و در اردوگاه [[معاویه]] تمامی سواران و نیروهای خود از [[قبایل]] سکون، [[ازد]] و صدف را برای [[جنگ]] با [[جعده]] آماده ساخت و [[جعده]] هم به [[سپاه]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}} بازگشت و آن‌چه می‌توانست نیرو [[بسیج]] کرد و هر دو گروه در برابر هم مصاف دادند. در آن روز [[جعده]] خود شخصأ [[نبرد]] می‌کرد و با یارانش به نیروهای عتبه حمله می‌بردند و [[کار]] به جایی رسید که [[عتبه]] دیگر [[توان]] رزم نداشت و سواران خود را به حال خود گذاشت و شتابان از معرکه [[نبرد]] گریخت و نزد [[معاویه]] رفت. و همراهان او هم عقب نشینی کردند، [[معاویه]] چون فرار او، و همرزمانش را دید به او گفت:[[جعده]]، تو را رسوا کرد و تو را فراری داد و چنان فضيحتی به بار آوردی که هرگز لکه آن از دامنت [[پاک]] نخواهد شد! [[عتبه]] گفت: به [[خدا]] [[سوگند]]، من [[تمام]] کوشش خود را کردم ولی [[خداوند]] [[پیروزی]] ما را بر او مقدر نکرد، چه کنم؟ [[جعده]] هم پس از آن [[پیروزی]] نزد [[حضرت علی]]{{ع}} منزلتی بیشتر یافت<ref>ر.ک: وقعة صفين، ص۴۶۲ - ۴۶۶ و شرح ابن ابی الحدید، ج۸ ص۹۷ - ۱۰۰.</ref>.
شعرای [[عرب]] از جمله [[نجاشی]] و [[شنّی]] در فحاشی [[عتبه]] به [[جعده]] و [[مبارزه]] این دو اشعاری سروده‌اند<ref>ر.ک: وقعة صفين، ص۴۶۲ - ۴۶۶ و شرح ابن ابی الحدید، ج۸ ص۹۷ - ۱۰۰.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۳۰۲-۳۰۳.</ref>


==[[محبت]] [[خاندان]] [[جعده]] به [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}}==
==[[محبت]] [[خاندان]] [[جعده]] به [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}}==
[[خاندان]] [[جعدة بن هبيره]] همواره از [[محبان]] و [[یاران]] [[اهل بیت پیامبر]] [[اسلام]]{{صل}} بودند و متقابلا على{{ع}} و فرزندانش آنان را مورد [[اعتماد]] خود می‌دانستند. لذا برای [[گمراهی]] [[بنی امیه]] از محل [[دفن]] [[حضرت علی]]{{ع}} در چند مورد [[قبر]] ساختند و یکی هم در [[خانه]] [[جعده]].
[[ابن ابی الحدید]] در ذیل [[خطبه ۵۶]] [[نهج البلاغه]] آورده است: شبی که [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} به [[شهادت]] رسید، فرزندانش [[تصمیم]] گرفتند که [[مرقد مطهر]] آن [[حضرت]] را از [[بیم]] تعرض [[بنی امیه]] و [[خوارج]] پوشیده دارند، از این رو در همان [[شب]] [[دفن]]، [[مردم]] را در خصوص [[مزار]] او دچار تصورات گوناگون کردند. [[فرزندان]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نخست تابوتی را که از آن بوی [[کافور]] برمی‌خاست بر شتر نری نهادند و با ریسمان‌ها [[استوار]] بستند و در [[تاریکی]] [[شب]] همراه تنی چند از افراد مورد [[اعتماد]] خویش آن را از [[کوفه]] بیرون فرستادند و خود شایع کردند که [[پیکر مطهر]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}} را به [[مدینه]] می‌برند تا کنار [[مرقد]] [[فاطمه]]{{ع}} به [[خاک]] بسپارند.
همچنین استری از [[منزل]] بیرون آوردند که بر آن شکل جنازه‌ای که در پارچه‌ای پیچیده بودند گذاشتند و چنین [[تصور]] می‌شد که می‌خواهند جنازه [[حضرت]] را در [[حیره]] به [[خاک]] بسپارند، و در آخر هم چند [[گور]] کندند یکی در [[مسجد کوفه]]، یکی کنار میدان [[قصر ]]- ساختمان [[حکومتی]] - یکی در حجره‌ای از خانه‌های [[خاندان]] [[جعدة بن هبيرة مخزومی]] و یکی در کنار دیوار [[خانه]] [[عبدالله بن يزيد قسری]] و یکی در [[کناسه]] و یکی هم در ثويبة، و بدین ترتیب محل آرام‌گاه آن [[امام]] [[غریب]] بر [[مردم]] پوشیده ماند و از محل [[دفن]] آن [[حضرت]] کسی جز [[فرزندان]] بزرگوار آن [[حضرت]]، و برخی از [[یاران]] بسیار [[مخلص]] او [[آگاه]] نشدند. و [[سحرگاهان]] آن [[شب]] - بیست و یکم [[ماه رمضان]] - این جمع چند نفری پیکر [[شریف]] و [[مطهر]] [[حضرت]] را از [[کوفه]] بیرون بردند و در [[نجف]] و همان محلی که به [[غری]] معروف است بر طبق [[وصیت]] [[حضرت]] به [[خاک]] سپردند و بدین ترتیب محل [[دفن]] آن [[امام همام]] تا زمان [[حکومت]] [[هارون الرشید]] بر [[مردم]] پوشیده ماند<ref>شرح ابن ابی الحدید، ج۴، ص۸۱.</ref>.
آری، [[جعده]] تا پایان [[عمر]] بابرکتش [[دست]] از [[محبت]] و [[اطاعت]] [[خاندان پیامبر]]{{ع}} برنداشت و همواره در [[خدمت]] آنان بود.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۳۰۳-۳۰۴.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==

نسخهٔ ‏۲۶ نوامبر ۲۰۲۰، ساعت ۱۵:۱۵

متن این جستار آزمایشی و غیرنهایی است. برای اطلاع از اهداف و چشم انداز این دانشنامه به صفحه آشنایی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت مراجعه کنید.
این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:

مقدمه

جعدة بن هبيرة مخزومی پسر خواهر حضرت علی(ع) و مادرش ام هانی بنت ابی طالب و از اصحاب و یاران باوفای آن حضرت بود[۱].

جعدة بن هبيره یکی از پنج قریشی است که در خدمت حضرت امیر(ع) بود، و وفاداری خود را تا پای جان به ظهور رساند[۲].

او پس از هجرت به مدینه، مدتی در آنجا ماند و سپس در کوفه مسکن گرفت. و موقعی که امیرالمؤمنین(ع) از جنگ جمل به کوفه وارد شد، در منزل او سکنا گزید[۳]. حضرت پس از مدتی جعده را به خراسان فرستاده[۴]، و پس از آنجام مأموریت از خراسان بازگشت و در کوفه ماند و همواره ملازم امیرالمؤمنین(ع) بود. روزی حضرت می‌خواست سخنرانی کند، جعده سنگی گذاشت و حضرت در حالی که لباس پشمی به تن داشت و شمشیر خود را با لیف خرما حمایل کرده بود و پیشانی‌اش پینه بسته بود، بالای آن سنگ رفت و برای مردم سخنرانی کرد[۵].[۶]

دلاوری جعده در جنگ صفین

محبت خاندان جعده به اهل بیت پیامبر(ص)

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. رجال طوسی، ص۳۷، ش۱۴؛ شرح ابن ابی الحدید، ج۱۰، ص۷۷ و اعیان الشیعه، ج۴، ص۷۷.
  2. رجال کشی، ص۶۳، ح۱۱۱.
  3. شرح ابن ابی الحدید، ج۳، ص۱۰۴.
  4. تهذيب التهذیب، ج۲، ص۴۸ و اعیان الشیعه، ج۴، ص۷۷.
  5. نهج البلاغه، خطبه ۱۸۲: الحمد لله الذي.....
  6. ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۱، ص۳۰۱-۳۰۲.