مالکیت امام: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'ثابت' به 'ثابت'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'ثابت' به 'ثابت')
خط ۴۹: خط ۴۹:
*[[حضرت]] فرمود: “مگر ما از [[زمین]] و آنچه [[خدا]] از آن برآورد، حقی جز [[خمس]] نداریم؟! ای اباسیار! همه [[زمین]] از آن ماست، پس آنچه [[خدا]] از آن برآورد، متعلق به ماست”<ref>{{متن حدیث|... فَقَالَ أَ وَ مَا لَنَا مِنَ الْأَرْضِ وَ مَا أَخْرَجَ اللَّهُ مِنْهَا إِلَّا الْخُمُسُ يَا أَبَا سَيَّارٍ إِنَّ الْأَرْضَ كُلَّهَا لَنَا فَمَا أَخْرَجَ اللَّهُ مِنْهَا مِنْ شَيْ‏ءٍ فَهُوَ لَنَا}}. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۰۸؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۴، ص۱۴۴.</ref>.
*[[حضرت]] فرمود: “مگر ما از [[زمین]] و آنچه [[خدا]] از آن برآورد، حقی جز [[خمس]] نداریم؟! ای اباسیار! همه [[زمین]] از آن ماست، پس آنچه [[خدا]] از آن برآورد، متعلق به ماست”<ref>{{متن حدیث|... فَقَالَ أَ وَ مَا لَنَا مِنَ الْأَرْضِ وَ مَا أَخْرَجَ اللَّهُ مِنْهَا إِلَّا الْخُمُسُ يَا أَبَا سَيَّارٍ إِنَّ الْأَرْضَ كُلَّهَا لَنَا فَمَا أَخْرَجَ اللَّهُ مِنْهَا مِنْ شَيْ‏ءٍ فَهُوَ لَنَا}}. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۰۸؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۴، ص۱۴۴.</ref>.
*روایتی با [[سند صحیح]] وجود دارد که [[محمد بن ریان]] در نامه‌ای به [[امام حسن عسکری]]{{ع}} نوشت: “جانم به فدایت! برای ما [[روایت]] شده که برای [[رسول خدا]]{{صل}} در این [[دنیا]] جز [[خمس]] چیزی نیست”. [[امام]]{{ع}} جواب فرمودند: “همانا [[دنیا]] و آنچه بر آن است، برای [[رسول الله]]{{صل}} است”<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۰۶.</ref>. از این [[روایت]] به روشنی می‌توان فهمید که [[امام]]{{ع}} نیز از این باب که [[جانشین رسول خدا]]{{صل}} است، مالک تمام دنیاست؛ چنان‌که [[امام باقر]]{{ع}} در روایتی به این مطلب اشاره کرده‌اند<ref>{{متن حدیث|فَمَا كَانَ لآِدَمَ{{ع}} فَلِرَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ مَا كَانَ لِرَسُولِ اللَّهِ فَهُوَ لِلْأَئِمَّةِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}}}}. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۰۶.</ref>. از سوی دیگر، به نظر می‌رسد این مسئله برای [[اصحاب امامان]]، دستِ کم برخی از آنها، نیز روشن بوده است؛ چنان‌که از گفت و گوی میان ابن ابی عمیر و [[ابو مالک]] حضرمی، روشن می‌شود که ابن ابی عمیر تمام [[دنیا]] را [[ملک]] [[امام]] می‌داند و [[ابو مالک]] تنها [[خمس]] و فی‌ء و... را متعلق به [[امام]] می‌داند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۰۹-۴۱۰.</ref>.
*روایتی با [[سند صحیح]] وجود دارد که [[محمد بن ریان]] در نامه‌ای به [[امام حسن عسکری]]{{ع}} نوشت: “جانم به فدایت! برای ما [[روایت]] شده که برای [[رسول خدا]]{{صل}} در این [[دنیا]] جز [[خمس]] چیزی نیست”. [[امام]]{{ع}} جواب فرمودند: “همانا [[دنیا]] و آنچه بر آن است، برای [[رسول الله]]{{صل}} است”<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۰۶.</ref>. از این [[روایت]] به روشنی می‌توان فهمید که [[امام]]{{ع}} نیز از این باب که [[جانشین رسول خدا]]{{صل}} است، مالک تمام دنیاست؛ چنان‌که [[امام باقر]]{{ع}} در روایتی به این مطلب اشاره کرده‌اند<ref>{{متن حدیث|فَمَا كَانَ لآِدَمَ{{ع}} فَلِرَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ مَا كَانَ لِرَسُولِ اللَّهِ فَهُوَ لِلْأَئِمَّةِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}}}}. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۰۶.</ref>. از سوی دیگر، به نظر می‌رسد این مسئله برای [[اصحاب امامان]]، دستِ کم برخی از آنها، نیز روشن بوده است؛ چنان‌که از گفت و گوی میان ابن ابی عمیر و [[ابو مالک]] حضرمی، روشن می‌شود که ابن ابی عمیر تمام [[دنیا]] را [[ملک]] [[امام]] می‌داند و [[ابو مالک]] تنها [[خمس]] و فی‌ء و... را متعلق به [[امام]] می‌داند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۰۹-۴۱۰.</ref>.
*اگر مدعا و برداشت یاد شده فهمیده و پذیرفته شود، از حقایقی شگرف در باب چیستی [[مقام امامت]] پرده برمی‌دارد و پرسش‌های متعددی را پیش رو می‌گذارد و پاسخ می‌دهد؛ برای نمونه، اگر [[امام]]، به امر [[خداوند متعال]]، مالک [[دنیا]] و [[خازن]] آن است، آیا می‌توان [[تصور]] کرد که کسی جز او [[سرپرستی]] [[جامعه]] را بر عهده گیرد و [[زمامدار]] [[جامعه]] شود؟ اگر [[دنیا]] اعم از جانداران و غیر جانداران در نظر گرفته شود، آیا [[امام]] مالک [[انسان]] نیز به شمار می‌آید؟ اگر چنین است، آیا این [[منصب]]، [[اولویت]] [[امام]] نسبت به [[جان]] [[مؤمنان]] را، چنان‌که [[خداوند]] راجع به پیامبرش فرمود: [[پیامبر اکرم]] {{متن قرآن|أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ}}<ref>«پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است» سوره احزاب، آیه ۶.</ref>، [[ثابت]] نمی‌کند؟ آیا [[خداوند متعال]] [[شایسته]] است که این [[منصب]] را به [[فرد]] [[مفضول]] واگذار نماید؟ آیا استفاده از [[اموال]] [[دنیا]]، بدون اجازه مالک آن امکان‌پذیر است؟ آیا این [[منصب]]، مؤید [[اعتقاد]] به [[ولایت تکوینی]] [[امام]] نیست؟ آیا مفهوم خزّان [[الله]] را نمی‌توان یکی از ابعاد مفهوم [[خلیفة الله]] به شمار آورد؟ به نظر می‌رسد بر اساس این مفهوم، [[امام]] است که باید [[زمامدار]] [[جامعه]] باشد؛ او [[برترین]] [[انسان‌ها]] و دارای [[ولایت تکوینی]] است و [[خلیفه خدا]] در امر نگهداری [[دنیا]] نیز به شمار می‌رود. همچنین، [[منصوص بودن]] این [[منصب]]، امری [[بدیهی]] و [[انکار]] نشدنی است.
*اگر مدعا و برداشت یاد شده فهمیده و پذیرفته شود، از حقایقی شگرف در باب چیستی [[مقام امامت]] پرده برمی‌دارد و پرسش‌های متعددی را پیش رو می‌گذارد و پاسخ می‌دهد؛ برای نمونه، اگر [[امام]]، به امر [[خداوند متعال]]، مالک [[دنیا]] و [[خازن]] آن است، آیا می‌توان [[تصور]] کرد که کسی جز او [[سرپرستی]] [[جامعه]] را بر عهده گیرد و [[زمامدار]] [[جامعه]] شود؟ اگر [[دنیا]] اعم از جانداران و غیر جانداران در نظر گرفته شود، آیا [[امام]] مالک [[انسان]] نیز به شمار می‌آید؟ اگر چنین است، آیا این [[منصب]]، [[اولویت]] [[امام]] نسبت به [[جان]] [[مؤمنان]] را، چنان‌که [[خداوند]] راجع به پیامبرش فرمود: [[پیامبر اکرم]] {{متن قرآن|أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ}}<ref>«پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است» سوره احزاب، آیه ۶.</ref>، ثابت نمی‌کند؟ آیا [[خداوند متعال]] [[شایسته]] است که این [[منصب]] را به [[فرد]] [[مفضول]] واگذار نماید؟ آیا استفاده از [[اموال]] [[دنیا]]، بدون اجازه مالک آن امکان‌پذیر است؟ آیا این [[منصب]]، مؤید [[اعتقاد]] به [[ولایت تکوینی]] [[امام]] نیست؟ آیا مفهوم خزّان [[الله]] را نمی‌توان یکی از ابعاد مفهوم [[خلیفة الله]] به شمار آورد؟ به نظر می‌رسد بر اساس این مفهوم، [[امام]] است که باید [[زمامدار]] [[جامعه]] باشد؛ او [[برترین]] [[انسان‌ها]] و دارای [[ولایت تکوینی]] است و [[خلیفه خدا]] در امر نگهداری [[دنیا]] نیز به شمار می‌رود. همچنین، [[منصوص بودن]] این [[منصب]]، امری [[بدیهی]] و [[انکار]] نشدنی است.
*بخشی از این صفات و مقامامت در صحیحه [[علی بن جعفر]] بازتاب یافته است. وی در روایتی از [[امام کاظم]]{{ع}} و ایشان از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] می‌کند که فرمودند: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ... جَعَلَنَا خِزَانَةً فِي سَمَائِهِ وَ أَرْضِهِ وَ لَنَا نَطَقَتِ الشَّجَرَةُ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۳.</ref>؛ “همانا [[خداوند]] (عزّ و جل).... ما را خازنان خود در [[آسمان]] و [[زمین]] قرار داد و درخت برای ما به سخن درمی‌آید”.
*بخشی از این صفات و مقامامت در صحیحه [[علی بن جعفر]] بازتاب یافته است. وی در روایتی از [[امام کاظم]]{{ع}} و ایشان از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] می‌کند که فرمودند: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ... جَعَلَنَا خِزَانَةً فِي سَمَائِهِ وَ أَرْضِهِ وَ لَنَا نَطَقَتِ الشَّجَرَةُ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۳.</ref>؛ “همانا [[خداوند]] (عزّ و جل).... ما را خازنان خود در [[آسمان]] و [[زمین]] قرار داد و درخت برای ما به سخن درمی‌آید”.
بر اساس این [[روایت]]، [[امام]] که [[خازن]] [[خداوند]] در [[آسمان]] و [[زمین]] است، [[منصوب]] و [[منصوص]] از جانب [[خداوند]] و دارای [[ولایت تکوینی]] است<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۳۲۵.</ref>
بر اساس این [[روایت]]، [[امام]] که [[خازن]] [[خداوند]] در [[آسمان]] و [[زمین]] است، [[منصوب]] و [[منصوص]] از جانب [[خداوند]] و دارای [[ولایت تکوینی]] است<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۳۲۵.</ref>
۲۲۴٬۹۹۹

ویرایش