حسن سلوک در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

۷٬۳۱۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱ مارس ۲۰۲۱
خط ۲۳۷: خط ۲۳۷:
## [[اعراض]] از مسموع [[لغو]]، [[مجادله]] به احسن و به [[سلامت]] [[رهایی]] یافتن: {{متن قرآن|أُولَئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ * وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَا نَبْتَغِي الْجَاهِلِينَ}}<ref>«آنانند که پاداششان برای شکیبی که ورزیده‌اند دو بار به آنان داده می‌شود و بدی را با نیکی دور می‌سازند و از آنچه روزیشان کرده‌ایم می‌بخشند * و چون (سخن) یاوه بشنوند از آن دوری می‌گزینند و می‌گویند: کردارهای ما، از آن ما و کردارهای شما از آن شما، (ما را به خیر و) شما را به سلامت! ما را با نادانان کاری نیست» سوره قصص، آیه ۵۴-۵۵.</ref>.
## [[اعراض]] از مسموع [[لغو]]، [[مجادله]] به احسن و به [[سلامت]] [[رهایی]] یافتن: {{متن قرآن|أُولَئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ * وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَا نَبْتَغِي الْجَاهِلِينَ}}<ref>«آنانند که پاداششان برای شکیبی که ورزیده‌اند دو بار به آنان داده می‌شود و بدی را با نیکی دور می‌سازند و از آنچه روزیشان کرده‌ایم می‌بخشند * و چون (سخن) یاوه بشنوند از آن دوری می‌گزینند و می‌گویند: کردارهای ما، از آن ما و کردارهای شما از آن شما، (ما را به خیر و) شما را به سلامت! ما را با نادانان کاری نیست» سوره قصص، آیه ۵۴-۵۵.</ref>.
##خوبی مسیئ را در ازای [[بدی]] او قرار دادن، و بدی او را به واسطه خوبی‌اش دفع کردن. در [[تفسیر نورالثقلین]]، جلد سوم، صفحه ۵۵۱، در [[حدیث]] ۱۱۱، به [[نقل]] از [[کتاب کافی]]، و به [[روایت]] ابن‌محبوب، از [[امام صادق]]{{ع}}، بعد از مقدمه حدیث، چنین می‌خوانیم: [[نعیم بن دجاجه اسدی]] که بر اثر خطایی، [[امیرالمؤمنین]]، [[علی]]{{ع}} به احضار و [[تنبیه]] او امر فرموده بود، به امیرالمؤمنین{{ع}} گفت: به [[خدا]] [[سوگند]] که بودن با تو ذلت‌آور، و جدایی از تو [[کفر]] است. پس همین که [[حضرت]] این سخن را شنید، فرمود: تو را مورد [[عفو]] قرار دادیم؛ زیرا [[خدای عزوجل]] می‌فرماید: {{متن قرآن|ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ}}، اما این سخن که بودن با تو ذلت‌آور است، سخن بدی است که تو آن را کسب کردی، و این سخن که جدایی از تو کفر است، سخن خوبی است که تو آن را کسب کردی، پس آن [[بدی]] به واسطه این خوبی دفع شده و از دو امر بدی و خوبی چیزی نمی‌ماند (اصل [[حدیث]] و شرح آن در همین فصل، در بحث: “حسن [[سلوک]] در [[تفاسیر]] روایی” گذشت).<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۵۸۶.</ref>
##خوبی مسیئ را در ازای [[بدی]] او قرار دادن، و بدی او را به واسطه خوبی‌اش دفع کردن. در [[تفسیر نورالثقلین]]، جلد سوم، صفحه ۵۵۱، در [[حدیث]] ۱۱۱، به [[نقل]] از [[کتاب کافی]]، و به [[روایت]] ابن‌محبوب، از [[امام صادق]]{{ع}}، بعد از مقدمه حدیث، چنین می‌خوانیم: [[نعیم بن دجاجه اسدی]] که بر اثر خطایی، [[امیرالمؤمنین]]، [[علی]]{{ع}} به احضار و [[تنبیه]] او امر فرموده بود، به امیرالمؤمنین{{ع}} گفت: به [[خدا]] [[سوگند]] که بودن با تو ذلت‌آور، و جدایی از تو [[کفر]] است. پس همین که [[حضرت]] این سخن را شنید، فرمود: تو را مورد [[عفو]] قرار دادیم؛ زیرا [[خدای عزوجل]] می‌فرماید: {{متن قرآن|ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ}}، اما این سخن که بودن با تو ذلت‌آور است، سخن بدی است که تو آن را کسب کردی، و این سخن که جدایی از تو کفر است، سخن خوبی است که تو آن را کسب کردی، پس آن [[بدی]] به واسطه این خوبی دفع شده و از دو امر بدی و خوبی چیزی نمی‌ماند (اصل [[حدیث]] و شرح آن در همین فصل، در بحث: “حسن [[سلوک]] در [[تفاسیر]] روایی” گذشت).<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۵۸۶.</ref>
===معنا و مفهوم نهم احسن===
یکی از معانی و مفاهیم احسن، فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ}}، می‌باشد، و آن، در معرفی [[بهترین]] قول است؛ یعنی بهترین قول از آن کسی است که [[دعوت]] او به سوی [[خدای تعالی]] بوده و عملش [[صالح]] است و گفته او این می‌باشد که البته، من از مسلمانانم.
====دعوت الی [[الله]] و قول احسن====
دعوت از روی [[ایمان]] و [[خلوص]] و مبرای از [[شرک]] و بر اساس [[بینش]] و [[بصیرت]]، به سوی [[توحید]] خدای تعالی، قول احسن است؛ زیرا [[قرآن کریم]] در [[آیه]] ۱۰۸ سورة [[یوسف]] می‌فرماید: {{متن قرآن|قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>«بگو: این راه من است که با بینش به سوی خداوند فرا می‌خوانم، من و (نیز) هر کس که پیرو من است؛ و پاکاکه خداوند است و من از مشرکان نیستم» سوره یوسف، آیه ۱۰۸.</ref>: بگو این [[راه]] من است که من و پیروانم با بصیرت کامل [[مردم]] را به سوی خدای تعالی دعوت کنیم، و [[خدای متعال]] منزه است، و من از [[مشرکان]] نیستم.
در این [[آیه شریفه]] ملاحظه می‌کنیم:
# [[دستور]] و [[ارائه طریق]] برای دعوت الی الله، از جانب خدای تعالی است؛ خدای متعال به پیامبرش امر می‌فرماید: {{متن قرآن|قُلْ}}؛ یعنی ای [[پیامبر]]! بگو.
# [[هدف]] و موضوع هدف؛ یعنی دعوت به سوی خدای تعالی، در بدو امر مشخص می‌شود: {{متن قرآن|هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ}}: این راه من است که به سوی خدای تعالی دعوت کنم.
#این دعوت، بر اساس بینش و بصیرت کامل است: {{متن قرآن|عَلَى بَصِيرَةٍ}}.
# دعوت به سوی [[خدای تعالی]] جنبه [[عمومیت]] دارد؛ به این معنا که شامل همه [[پیروان]] [[پیامبر]]{{صل}} می‌شود: {{متن قرآن|أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي}}.
# پیروان پیامبر{{صل}} که [[دعوت]] کننده به سوی خدای تعالی هستند، باید با [[ایمان]]، [[مخلص]] و مبرای از [[شرک]] باشند، و دعوت آنان هم به سوی خدای تعالی، بر اساس [[توحید]] باشد؛ زیرا در [[آیه شریفه]]: اولاً، پیامبر{{صل}} تنریه [[خدا]] می‌کند: {{متن قرآن|سُبْحَانَ اللَّهِ}}، و ثانیاً، در [[تأیید]] نسبت به آن [[تنزیه]]، خود را مبرای از شرک معرفی می‌کند: “{{متن قرآن|وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۵۸۸.</ref>
===معنا و مفهوم دهم احسن===
یکی از معانی و مفاهیم احسن، فی قوله تعالی: {{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَنَتَجَاوَزُ عَنْ سَيِّئَاتِهِمْ فِي أَصْحَابِ الْجَنَّةِ وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ}}، می‌باشد، و مراد از {{متن قرآن|أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا}}، [[اعمال]] [[واجب]] و [[مستحب]] است، و معنای [[آیه]] چنین است: اعمال واجب و مستحب آنان را قبول کرده و از گناهانشان گذشت می‌کنیم، در حالی که با [[بهشتیان]] خواهند بود. این همان [[وعده]] صدقی است که به آن وعده داده می‌شد.
====نکاتی در [[تدبر]] آیه شریفه====
#به [[دلیل]] قوله: {{متن قرآن|إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ}}<ref>«من به سوی تو بازگشته‌ام و من از فرمانبردارانم» سوره احقاف، آیه ۱۵.</ref> که در ذیل آیه قبل، آیه پانزدهم، آمده است، {{متن قرآن|أُولَئِكَ}} فی قوله: {{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ}}، اشاره است به کسانی که از [[مسلمانان]] بوده و به سوی [[پروردگار متعال]] [[توبه]] می‌کنند، و با این [[وصف]]، اعمال واجب و مستحب کسانی مورد قبول [[خدای متعال]] قرار می‌گیرد که [[مسلمان]] و توبه کار باشند.
#{{متن قرآن|نَتَقَبَّلُ}}از باب تفعل است، و معنای آن، دلالت بر مطاوعه؛ یعنی قبول کردن دارد، و لذا معنای صدر آیه چنین می‌شود. این مسلمانان توبه‌کار، کسانی هستند که ما اعمال واجب و مستحب ایشان را قبول کرده و از گناهانشان در می‌گذریم، و با توجه و دقت در این معناست که [[لطف]] و [[رحمت]] [[پروردگار]] [[قادر]] [[بی‌نیاز]] را نسبت به [[بندگان]] [[ضعیف]]، اما [[مؤمن]] تایب، در می‌یابیم.
#مراد از قوله: {{متن قرآن|أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا}} در [[آیه شریفه]]، [[اعمال]] صالحی است که مورد [[رضایت]] [[خدای تعالی]] باشد، و این معنا به دلالت ذیل [[آیه]] قبل، آیه پانزدهم، فی قوله: {{متن قرآن|وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي}}<ref>«و کردار شایسته‌ای که تو را خشنود کند به جای آرم و برای من، در دودمانم شایستگی قرار بده» سوره احقاف، آیه ۱۵.</ref> می‌باشد، که در آن از خدای تعالی درخواست می‌کند، عمل صالحی را انجام دهد که مورد [[خشنودی]] او باشد، و این درخواست را برای [[فرزندان]] خود هم دارد: {{متن قرآن|وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي}}.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۵۸۹.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۸۰٬۱۵۳

ویرایش