←جستارهای وابسته
| خط ۱۹۴: | خط ۱۹۴: | ||
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|حِكْمَةٌ بَالِغَةٌ فَمَا تُغْنِ النُّذُرُ}}، فرموده: این [[آیات]]، [[حکمت بالغه الهی]] است، و اندرزهایی است عمیق و رسا، اما این [[اندرزها]]، برای این افراد لجوج مفید نیست، و به حال آنها سودی ندارند<ref>تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۲۱.</ref>. | همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|حِكْمَةٌ بَالِغَةٌ فَمَا تُغْنِ النُّذُرُ}}، فرموده: این [[آیات]]، [[حکمت بالغه الهی]] است، و اندرزهایی است عمیق و رسا، اما این [[اندرزها]]، برای این افراد لجوج مفید نیست، و به حال آنها سودی ندارند<ref>تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۲۱.</ref>. | ||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ}}، فرموده: فرق میان “کتاب” و “حکمت” ممکن است این باشد که اوّلی اشاره به [[قرآن]]، و دوّمی به [[سخنان پیامبر]]{{صل}} و تعلیمات اوست که “سنّت” نام دارد، و نیز ممکن است “کتاب” اشاره به اصل [[دستورات اسلام]] باشد و حکمت اشاره به [[فلسفه]] و [[اسرار]] آن. این نکته نیز قابل توجه است که حکمت در اصل به معنای منعکردن به قصد اصلاح است، و لجام مَرکب را از این جهت حکمت گویند که او را منع و مهار کرده و در مسیر صحیح قرار میدهد؛ بنابراین، مفهوم آن، [[دلایل عقلی]] است، و اینجا روشن میشود که ذکر کتاب و حکمت پشتسر یکدیگر، میتواند اشاره به دو سرچشمه بزرگ [[شناخت]]؛ یعنی “وحی” و “عقل”، بوده باشد، یا به تعبیر دیگر، [[احکام]] آسمانی و تعلیمات [[اسلام]] در عین اینکه از [[وحی الهی]] سرچشمه میگیرد، با ترازوی [[عقل]] قابل سنجش و [[درک]] میباشد (منظور کلیات [[احکام]] است)<ref>تفسیر نمونه، ج۲۴، ص۱۰۷–۱۰۸.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۳۵-۶۵۵.</ref> | نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ}}، فرموده: فرق میان “کتاب” و “حکمت” ممکن است این باشد که اوّلی اشاره به [[قرآن]]، و دوّمی به [[سخنان پیامبر]]{{صل}} و تعلیمات اوست که “سنّت” نام دارد، و نیز ممکن است “کتاب” اشاره به اصل [[دستورات اسلام]] باشد و حکمت اشاره به [[فلسفه]] و [[اسرار]] آن. این نکته نیز قابل توجه است که حکمت در اصل به معنای منعکردن به قصد اصلاح است، و لجام مَرکب را از این جهت حکمت گویند که او را منع و مهار کرده و در مسیر صحیح قرار میدهد؛ بنابراین، مفهوم آن، [[دلایل عقلی]] است، و اینجا روشن میشود که ذکر کتاب و حکمت پشتسر یکدیگر، میتواند اشاره به دو سرچشمه بزرگ [[شناخت]]؛ یعنی “وحی” و “عقل”، بوده باشد، یا به تعبیر دیگر، [[احکام]] آسمانی و تعلیمات [[اسلام]] در عین اینکه از [[وحی الهی]] سرچشمه میگیرد، با ترازوی [[عقل]] قابل سنجش و [[درک]] میباشد (منظور کلیات [[احکام]] است)<ref>تفسیر نمونه، ج۲۴، ص۱۰۷–۱۰۸.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۳۵-۶۵۵.</ref> | ||
==حکمت در [[تفاسیر]] [[روایی]]== | |||
[[علامه]] شیخ [[عبد علی بنجمعه عروسی]] در [[تفسیر نورالثقلین]]، و [[سید هاشم بحرانی]] که در [[تفسیر برهان]]، و علامه [[شیخ جلالالدین سیوطی]] در [[تفسیر]] در المنثور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ربنا و آبعث فیهم رسولا منهم}}<ref>بقره /۱۲۹.</ref>، روایاتی را [[نقل]] نمودهاند، از جمله: | |||
#در تفسیر [[علی ابن ابراهیم]] فی قوله: {{متن قرآن|رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ}}، گفته شده: البته، مقصود از آن، فرزند [[اسماعیل]]{{ع}} است، و به همین جهت، [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرموده: {{متن حدیث|أَنَا دَعْوَةُ أَبِي إِبْرَاهِيمَ{{ع}}}}<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۱۳۰، ح۳۸۱.</ref>. | |||
# [[عبد بن حمید]] و ابنجریر از [[قتاده]] درباره قوله: {{متن قرآن|وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ}}، [[اخراج]] نمودند که او گفت: {{متن قرآن|الْحِكْمَةَ}} {{عربی|السنة}}. گفت: {{عربی|ففعل ذلک بهم، فبعث فیهم رسولا منهم؛ یعرفون اسمه و نسبه؛ یخرجهم من الظلمات الی النور، و یهدیهم إلی صراط مستقیم}}<ref>در المنثور، ج۱، ص۱۳۹.</ref>. | |||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا}}، روایاتی را نقل نمودهاند. از جمله: | |||
# [[محمد بن یحیی]] با اسنادش تا [[حسین بن مختار]] و از بعض اصحابنا، از [[ابی جعفر]]، [[امام باقر]]{{ع}} فی قول [[الله]]: {{متن قرآن|وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا}} نقل کند که آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|الطَّاعَةَ الْمَفْرُوضَةَ}}؛ یعنی آنان [[واجبالاطاعه]] میباشند<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۴۹۰، ح۳۰۰؛ برهان، ص۲۳۲.</ref>. | |||
# [[احمد بن محمد]] با اسنادش تا [[ابی صباح کنانی]]، و او گوید، [[ابی عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|نَحْنُ قَوْمٌ فَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَنَا لَنَا الْأَنْفَالُ وَ لَنَا صَفْوُ الْمَالِ وَ نَحْنُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ وَ نَحْنُ الْمَحْسُودُونَ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ {{متن قرآن|أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ}} }}؛ یعنی ما قومی هستیم که [[خدای تعالی]] اطا عتمان را [[واجب]] نمود؛ [[انفال]] برای ما است و [[مال]] [[خالص]] و [[بیآلایش]] برای ما است، و ما هستیم [[راسخان در علم]]، و ما هستیم آن کسانی که مورد [[حسادت]] واقع شدهاند، کسانی که [[خداوند متعال]] درباره آنان فرمود: {{متن قرآن|أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ}}<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۴۹۱، ح۳۰۱؛ برهان، ص۲۳۲.</ref>. | |||
#از عدهای از [[اصحاب]] ما، از [[احمد بن محمد]] با اسنادش تا [[محمد بن فضیل]]، از [[ابوالحسن]]{{ع}} فی قول [[الله]] تبارک و تعالی: {{متن قرآن|أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ}} [[نقل]] است که آن [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|نَحْنُ الْمَحْسُودُونَ}}؛ یعنی ما هستیم آن کسانی که مورد [[حسادت]] واقع شدهایم<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۴۹۱، ح۳۰۲؛ برهان، ص۲۳۲.</ref>. | |||
# [[محمد بن یحیی]] با اسنادش تا [[حمران بن اعین]]، و او گوید که به [[ابی عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، گفتم: قول الله تعالی: {{متن قرآن|فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ}}، پس آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|النُّبُوَّةُ}}. گفتم: {{متن قرآن|وَالْحِكْمَةَ}}، آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|الْفَهْمَ وَ الْقَضَاءَ}}. گفتم: {{متن قرآن وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا}}. آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|الطَّاعَةُ}}<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۴۹۱، ح۳۰۳؛ برهان، ص۲۳۲.</ref>. | |||
# [[حسین بن محمد]] با اسنادش تا ابیصباح، و او گوید که ابی عبدالله، امام صادق{{ع}} درباره قول [[خدای عزوجل]]: {{متن قرآن|أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ}}، سؤال نمودم، پس آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|يَا أَبَا الصَّبَّاحِ نَحْنُ النَّاسُ الْمَحْسُودُونَ}}؛ یعنی ای اباصباح! به [[خدا]] [[سوگند]]! ما هستیم آن مردمی که مورد حسادت واقع شدهایم<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۴۹۱، ح۳۰۴.</ref>. | |||
# [[علی بن ابراهیم]] با اسنادش تا [[ابی جعفر]] أحول، و او از ابی عبدالله، امام صادق{{ع}}، نقل کند که به آن بزرگوار گفتم: {{متن قرآن|فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ}}. آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|النُّبُوَّةُ}}. گفتم: {{متن قرآن|وَالْحِكْمَةَ}} آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|الْفَهْمَ وَ الْقَضَاءَ}} گفتم: {{متن قرآن|وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا}}. آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|الطَّاعَةُ الْمَفْرُوضَةُ}}<ref>برهان، ص۲۳۲.</ref>. | |||
#ابنجریر و [[ابن ابیحاتم]]، از طریق عوفی، از [[ابنعباس]] [[اخراج]] نمودند که او گفت: {{عربی|قال اهل الکتاب: زعم محمد انه اوتی ما اوتی فی تواضع، و له تسع نسوة و لیس همه الا النکاح، فای ملک افضل من هذا؟ فانزل اللّه هذا الایة}}: {{متن قرآن|أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ... مُلْكًا عَظِيمًا}}؛ یعنی [[ملک]] [[سلیمان]]؛ یعنی [[اهل کتاب]] گفتند: [[محمد]] را [[گمان]] بر این است که همه آنچه در [[تواضع]] داده شده، به او داده شده، و این در حالی است که برای او نُه [[زن]] است و هَمِّ او چیزی جز [[نکاح]] نیست، و چه پادشاهیای [[برتر]] از این؟ پس [[خدا]] این [[آیه]] را نازل فرمود: {{متن قرآن|أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ... مُلْكًا عَظِيمًا}}؛ یعنی [[ملک]] [[سلیمان]]<ref>در المنثور، ج۲، ص۱۷۳.</ref>. | |||
همینطور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ذَلِكَ مِمَّا أَوْحَى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ}}، روایاتی را [[نقل]] نمودهاند، از جمله: | |||
# [[علی بن ابراهیم]] فرموده: {{متن قرآن|مِنَ الْحِكْمَةِ}}؛ یعنی [[قرآن]] و آنچه از اخبارکه در آن است<ref>برهان، ص۶۰۶.</ref>. | |||
#ابنجریر، از [[ابنعباس]] را [[اخراج]] نمود که او گفت: {{عربی|ان التوراة فی خمس عشرة آیة من بنی اسرائیل}}، پس از آن {{متن قرآن|وَلَا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ}}، را [[تلاوت]] نمود<ref>در المنثور، ج۴، ص۱۸۲.</ref>. | |||
نیز فی قوله تعالی {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ}}، روایاتی را نقل نمودهاند، از جمله: | |||
#در کتاب [[اصول کافی]] با اسنادش تا [[هشام بن حکم]]، و او گوید که [[ابوالحسن]]، [[امام]] [[موسی بن جعفر]]{{ع}}، به من فرمود: {{متن حدیث|يَا هِشَامُ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى قَالَ {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ}} قَالَ الْفَهْمَ وَ الْعَقْلَ}}؛ یعنی ای [[هشام]]! البته، [[خدای تعالی]] فرمود: {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ}}، فرموده: [[فهم]] و [[عقل]] را<ref>نورالثقلین، ج۴، ص۱۹۵، ح۱۷؛ برهان، ص۸۱۸.</ref>. | |||
#در [[تفسیر]] [[علی ابن ابراهیم]] با اسنادش تا [[علی بن نضر]]، و او از [[ابی عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، نقل کند که گفتم: فدایت گردم، درباره قوله: {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ}}، چه میفرمایی؟ آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|أُوتِيَ مَعْرِفَةَ إِمَامِ زَمَانِهِ}}؛ یعنی به او [[معرفت]] و [[شناخت امام]] زمانش اعطا گردید<ref>نورالثقلین، ج۴، ص۱۹۶، ح۱۸.</ref>. | |||
# [[عبدالله]] در زوائدش، از [[عبدالوهاب بن بخت ملکی]] اخراج نمود که او گفت: {{عربی|قال لقمان{{ع}} لابنه: یا بنی؟ جالس العلماء و زاحمهم برکبتیک؛ فان [[الله]] لیحیی القلوب المیتة بنورالحکمه؛ کما [[یحیی]] الأرض المیتة بوابل السماء}}؛ یعنی [[لقمان]]{{ع}} به فرزندش گفت: ای فرزند عزیزم! با [[دانشمندان]] [[همنشینی]] کن و با دو زانو نشستن در محضرشان، به آنها [[زحمت]] بده؛ البته، [[خدا]] محققاً دلهای مرده را به [[نور]] حکمت زنده میکند؛ همچنان که [[زمین مرده]] را با بارانی که از [[آسمان]] فرو میآورد، زنده میگرداند<ref>در المنثور، ج۵، ص۱۶۵.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۵۵.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||