جز
جایگزینی متن - 'تکیه' به 'تکیه'
جز (جایگزینی متن - 'تکیه' به 'تکیه') |
|||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
==گونههای [[جهانبینی]]== | ==گونههای [[جهانبینی]]== | ||
*بنابر [[آموزههای اسلامی]]، جهانبینیها بر دو گونهاند: | *بنابر [[آموزههای اسلامی]]، جهانبینیها بر دو گونهاند: | ||
#'''[[جهانبینی | #'''[[جهانبینی الهی]]:''' [[ادیان توحیدی]]، [[انسان]] را به [[جهانبینی]] واحدی فرا خواندهاند. اصول مشترک این [[جهانبینی]] عبارتاند از: [[باور]] به خدای یگانه، [[پیامبران الهی]] و [[جهان آخرت]]<ref> ایدئولوژی، ۹۸؛ آموزش عقاید، ۳۱.</ref> [[مذهب تشیع]] افزون بر این، دو اصل [[امامت]] و [[عدل]] را نیز در شمار اصول [[جهانبینی]] خویش جای داده است. بدین سان، پنج اصلِ [[توحید]]، [[عدل]]، [[نبوت]]، [[امامت]] و [[عدل]]، مبانی نظری [[شیعه]] را میسازند<ref>مصنفات شیخ مفید، ۵/ ۱، ۲۱، ۶۴، ۶۹، ۹۲، ۹۳.</ref>. [[جهانبینی الهی]] با سرچشمهای جاودان پیوند دارد و از این رو، [[قوانین]] آن پایدار و ماندگارند و تغییر نمیپذیرند<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 219.</ref>. | ||
#'''[[جهانبینی]] مادی:''' بنابر [[جهانبینی]] مادی، آنچه واقعیت دارد، تنها ماده است و [[شناخت]] میباید بر پایه [[حس]] و تجربه محض بنا شود<ref>جهانبینی اسلامی، ۱۶۹.</ref>. از آن رو که ماده همواره در حال تغییر و تحول است، اساس [[جهانبینی]] مادی، پیوسته تغییر میپذیرد و از [[قانون]] فراگیر و جامعنگر و پایدار بینصیب است. همچنین [[حس]] و تجربه بشری نیز برای رسیدن به [[حقیقت]] هستی، محدود و ناقص است<ref>جهانبینی در فلسفه ما، ۷۳- ۶۸.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 219.</ref>. | #'''[[جهانبینی]] مادی:''' بنابر [[جهانبینی]] مادی، آنچه واقعیت دارد، تنها ماده است و [[شناخت]] میباید بر پایه [[حس]] و تجربه محض بنا شود<ref>جهانبینی اسلامی، ۱۶۹.</ref>. از آن رو که ماده همواره در حال تغییر و تحول است، اساس [[جهانبینی]] مادی، پیوسته تغییر میپذیرد و از [[قانون]] فراگیر و جامعنگر و پایدار بینصیب است. همچنین [[حس]] و تجربه بشری نیز برای رسیدن به [[حقیقت]] هستی، محدود و ناقص است<ref>جهانبینی در فلسفه ما، ۷۳- ۶۸.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 219.</ref>. | ||
==[[شناخت]]== | ==[[شناخت]]== | ||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
*تعهدآوری و مسئولیتسازی یک [[جهانبینی]]، فرد را در عمق [[وجدان]] و ضمیر [[متعهد]] میکند و [[مسئول]] خویش و [[جامعه]] قرار میدهد<ref>مطهری، شش مقاله (جهانبینی الهی در جهانبینی مادی)، ص۲۷۰ - ۲۶۹؛ همو، مقدمهای بر جهانبینی اسلامی، ج۲؛ همو، جهانبینی توحیدی، ص۱۶ - ۱۵.</ref>. | *تعهدآوری و مسئولیتسازی یک [[جهانبینی]]، فرد را در عمق [[وجدان]] و ضمیر [[متعهد]] میکند و [[مسئول]] خویش و [[جامعه]] قرار میدهد<ref>مطهری، شش مقاله (جهانبینی الهی در جهانبینی مادی)، ص۲۷۰ - ۲۶۹؛ همو، مقدمهای بر جهانبینی اسلامی، ج۲؛ همو، جهانبینی توحیدی، ص۱۶ - ۱۵.</ref>. | ||
*با توجه به تنوع [[شناخت]] [[جهان]] و هستی و تعدد تفاسیری که از آن صورت گرفته و در نتیجه [[احکام]] و رفتارهایی که شکل پذیرفته است؛ جهانبینیها نیز متعدد است که مهمترین آنها در ادامه مورد بررسی قرار میگیرد»<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۹۵-۹۷.</ref>. | *با توجه به تنوع [[شناخت]] [[جهان]] و هستی و تعدد تفاسیری که از آن صورت گرفته و در نتیجه [[احکام]] و رفتارهایی که شکل پذیرفته است؛ جهانبینیها نیز متعدد است که مهمترین آنها در ادامه مورد بررسی قرار میگیرد»<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۹۵-۹۷.</ref>. | ||
==جهانبینی در فرهنگ مطهر== | |||
[[جهانبینی]]، یعنی [[تفسیر]] و تحلیل [[جهان]] و [[تعیین]] خطوط اصلی چهره هستی. و به تعبیر [[فیلسوفان]]، جهانبینی عبارت است از اینکه “جهان [[فکری]] [[انسان]] از نظر کلّی شبیه و نمایانگر جهان [[عینی]] گردد” و به تعبیر ساده، جهانبینی یعنی، یک برداشت کلّی از مجموع [[جهان هستی]]<ref>مجموعه آثار، ج۳، ص۲۴.</ref>. جهانبینی یعنی نوع برداشت، تفسیر و نوع تحلیلی که یک انسان درباره هستی و جهان و درباره انسان و [[جامعه]] و [[تاریخ]] دارد<ref>شناخت، ص۱۳.</ref>. جهانبینی یعنی مجموعهای از بینشها و [[تفسیرها]] و تحلیلها درباره جهان و جامعه و انسان که جهان چنین است و یا چنان است، اینچنین [[قانون]] دارد، آنچنان پیش میرود، فلان [[هدف]] را تعقیب میکند یا نمیکند، مبدأ دارد یا ندارد، [[غایت]] دارد یا ندارد و امثال اینها؛ و یا انسان چنین [[سرشت]] و طبیعتی دارد، مثلاً با فطرتی خاص [[آفریده]] شده یا نشده است. مختار و [[آزاد]] است یا مجبور، یک [[واقعیت]] [[انتخاب]] شده در [[طبیعت]] است و به تعبیر [[قرآن]] “اصطفا شده” و یا یک واقعیت تصادفی و یا جامعه مستقل از [[قوانین]] [[حاکم]] بر افراد قانون دارد یا ندارد قوانین حاکم بر جامعه و تاریخ چه قوانینی است و امثال اینها<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۲۲۶.</ref>. جهانبینی که میتوان آن را [[جهانشناسی]] نیز تعبیر کرد<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۲۲۷.</ref>. از کلمه “جهانبینی” که ماده دیدن را در آن به کار رفته است، نباید به [[اشتباه]] بیفتیم و جهانبینی را به معنی “جهان احساسی” تلقی کنیم. جهانبینی به معنی جهانشناسی است و به مسأله معروف “شناخت” مربوط میشود<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۷۶.</ref>. | |||
در رابطه [[علم]] و [[ایمان]] از دو [[ناحیه]] میتوان سخن گفت: یکی اینکه آیا تفسیر و برداشتی که ایمانزا و [[آرمان]] خیز باشد و در عین حال مورد [[تأیید]] [[منطق]] باشد وجود دارد، یا تمام تفکراتی که علم و [[فلسفه]] به ما میدهد همه بر ضدّ [[ایمانها]] و دلبستگیها و [[امیدها]] و خوشبینیها است؟<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۳۱.</ref>. | |||
نوع برداشت و طرز تفکری که یک [[مکتب]] درباره [[جهان]] و هستی عرضه میدارد، زیر ساز و تکیهگاه [[فکری]] آن مکتب به شمار میرود. این زیر ساز و تکیه گاه اصطلاحاً “جهان بینی” نامیده میشود<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۷۵.</ref>. | |||
یعنی نوع [[تفسیر]] و تحلیل از کلّ [[جهان هستی]] که مبنا و زیرساز عمل [[انسان]] واقع میشود<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۲۶.</ref>. | |||
[[جهانبینی]]، [[جهانشناسی]] است نه جهان احساسی و به مسأله معروف “شناخت” مربوط میشود؛ لهذا از مختصات انسان است و به نیروی [[اندیشه]] و [[تفکر]] و [[قدرت]] ارزیابی انسان از مجموع هستی بستگی دارد، بر خلاف جهان احساسی که مشترک میان انسان و حیوان است<ref>مجموعه آثار، ج۳، ص۲۳.</ref>. یعنی تفسیر کلّی از مجموع هستی جهانبینی یک [[آیین]] و مسلک به منزله زیر ساز و تکیهگاه فکری آن مکتب به شمار میرود<ref>مجموعه آثار، ج۳، ص۲۵.</ref>. جهانبینی یا جهانشناسی، به عبارت دیگر تعبیر و تفسیر انسان از جهان، به طور کلی سه گونه است؛ یعنی از سه منبع ممکن است [[الهام]] شود: [[علم]]، [[فلسفه]]، [[دین]]. پس جهانبینی سه گونه است: [[علمی]]، [[فلسفی]] و مذهبی<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۷۷.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۳۲۶.</ref> | |||
===[[جهانبینی اسلامی]]=== | |||
در برخی [[مذاهب]] مانند [[اسلام]] جهانشناسی مذهبی در متن [[مذهب]]، رنگ فلسفی یعنی رنگ استدلالی به خود گرفته است؛ بر مسائلی که عرضه شده است با تکیه بر [[عقل]]، [[استدلال]] و [[اقامه برهان]] شده است. از این رو جهانبینی اسلامی در عین حال یک جهانبینی [[عقلانی]] و فلسفی است<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۸۱.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۳۲۷.</ref> | |||
===[[جهانبینی الهی]]=== | |||
جهانبینی الهی، [[واقعیت]] را در انحصار امور [مادی] نمیداند؛ به واقعیت غیرمادی و نامحسوس و مجرد از [[زمان]] و مکان و به واقعیت [[ثابت]] و [[جاودانه]] و مطلق نیز [[ایمان]] دارد<ref>مجموعه آثار، ج۳، ص۳۶.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۳۲۸.</ref> | |||
===[[جهانبینی توحیدی]]=== | |||
جهانبینی توحیدی، یعنی [[درک]] اینکه جهان از یک [[مشیّت]] حکیمانه پدید آمده است و [[نظام هستی]] بر اساس خیر و [[جود]] و [[رحمت]] و رسانیدن موجودات به [[کمالات]] [[شایسته]] آنها [[استوار]] است. جهانبینی توحیدی، یعنی جهان “یکقطبی” و “تکمحوری” است. جهانبینی توحیدی، یعنی جهان ماهیت “از اویی” {{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ}}<ref>«ما از آن خداوندیم» سوره بقره، آیه ۱۵۶.</ref> و “به سوی اویی” {{متن قرآن|إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref>«و به سوی او باز میگردیم)» سوره بقره، آیه ۱۵۶.</ref> دارد، موجودات [[جهان]] با نظامی هماهنگ به یک “سو” و به طرف یک مرکز، [[تکامل]] مییابند؛ [[آفرینش]] هیچ موجودی [[عبث]] و [[بیهوده]] و بدون [[هدف]] نیست؛ جهان با یک [[سلسله]] [[نظامات]] [[قطعی]] که “سنن الهیه” نامیده میشود، اداره میشود؛ [[انسان]] در میان موجودات از [[شرافت]] و [[کرامت]] مخصوص برخوردار است و [[وظیفه]] و رسالتی خاص دارد، مسؤول تکمیل و [[تربیت]] خود و [[اصلاح جامعه]] خویش است؛ جهان مدرسه انسان است و [[خداوند]] به هر [[انسانی]] بر طبق [[نیّت]] و [[کوشش]] صحیح و درستش [[پاداش]] میدهد. [[جهانبینی توحیدی]] با نیروی [[منطق]] و [[علم]] و [[استدلال]] [[حمایت]] میشود در هر ذره از ذرات جهان دلائلی بر وجود [[خدای حکیم]] علیم هست و هر برگ درختی، دفتری در [[معرفت]] [[پروردگار]] است<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۸۳.</ref>. در [[توحید]] در عین اینکه هدف از ابتدا روشن و مشخص است، غیر متناهی است و این، [[ارزش]] فوقالعادهای دارد؛ زیرا ذات هدف نامتناهی است و همیشه برای انسان تازگی دارد و هیچگاه کهنگی ندارد<ref>تکامل اجتماعی انسان، ص۱۲۳.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۳۲۸.</ref> | |||
===[[جهانبینی]] [[راهب]]=== | |||
از نظر راهب، جهان [[دنیا]] و [[آخرت]] دو جهان کاملاً از یک دیگر جدا و بیارتباط به یکدیگرند، حساب [[سعادت]] جهان و دنیا نیز از حساب سعادت آخرت کاملاً جدا است: بلکه کاملاً متضاد با یکدیگرند و غیر قابل جمع. طبعاً کار مؤثر در [[سعادت دنیا]] نیز از کار مؤثر در سعادت آخرت مجزا است، و به عبارت دیگر وسائل سعادت دنیا با وسائل سعادت آخرت مغایر و مباین است. امکان ندارد یک کار و یک چیز هم وسیله سعادت دنیا باشد و هم وسیله سعادت آخرت<ref>سیری در نهجالبلاغه، ص۲۲۲.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۳۲۹.</ref> | |||
===جهانبینی [[زاهد]]=== | |||
در جهانبینی زاهد، دنیا و آخرت به یکدیگر پیوستهاند، دنیا مزرعه آخرت است، از نظر زاهد آن چه به [[زندگی]] این جهان سامان میبخشد و موجب رونق و [[صفا]] و [[امنیت]] و [[آسایش]] آن میگردد این است که ملاکهای [[اخروی]] و آن جهانی وارد [[زندگی]] این جهانی شود، و آن چه مایه و پایه [[سعادت]] آن جهانی است این است که تعهدات و مسؤولیتهای این جهانی خوب انجام شود و با [[ایمان]] و [[پاکی]] و [[طهارت]] و [[تقوا]] توأم باشد<ref>سیری در نهجالبلاغه، ص۲۲۲.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۳۲۹.</ref> | |||
===[[جهانبینی علمی]]=== | |||
جهانبینی علمی، جزءشناسی است نه کلشناسی، [[علم]] ما را به وضع جزئی [[جهان]] آشنا میکند نه به شکل و قیافه و [[شخصیت]] کل جهان، جهانبینی علمی [[علما]] مانند فیلشناسی مردمی است که در [[تاریکی]]، فیل را لمس میکردند؛ آنکه گوش فیل را لمس کرده بود، فیل را به شکل ستون و آنکه پشتش را لمس کرده بود آن را به شکل تخت میپنداشت<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۷۸.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۳۲۹.</ref> | |||
===[[جهانبینی فلسفی]]=== | |||
جهانبینی فلسفی دقت و مشخص بودن جهانبینی علمی را ندارد، در عوض از آن نظر که متکی به یک [[سلسله]] “اصول” است. و آن اصول اولاً [[بدیهی]] و برای [[ذهن]] غیر قابل انکارند و با روش [[برهان]] و [[استدلال]] پیش میروند، و ثانیاً عام و در برگیرندهاند (در اصطلاح [[فلسفی]] از [[احکام]] موجود بما هو موجودند) طبعاً از نوعی جزم برخوردار است و آن [[تزلزل]] و [[بیثباتی]] که در جهانبینی علمی دیده میشود، در جهانبینی فلسفی نیست، هم [[محدودیّت]] جهانبینی علمی را ندارد. جهانبینی فلسفی پاسخگو به همان مسائلی است که تکیهگاههای [[ایدئولوژیها]] هستند. [[تفکر]] فلسفی، چهره و قیافه جهان را در کل خود مشخص میکند<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۸۰.</ref>. هرگونه اظهار نظر کلّی درباره هستی و جهان، یعنی درباره مسائلی که ماهیّت کلّ هستی را مشخص میکند و شکل و قیافه هستی را نشان میدهد<ref>مجموعه آثار، ج۳، ص۳۴.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۳۲۹.</ref> | |||
===[[جهانبینی مادی]]=== | |||
[[جهانبینی مادّی]] [[واقعیت]] را در ماده، در آنچه [[جسم]] و [[جسمانی]] است، در آنچه به نحوی دارای طول یا طول و عرض یا طول و عرض و عمق است، در آنچه قابل اشاره [[حسی]] است، در آنچه محسوس است، در آنچه زمانی و مکانی است، در آنچه متغیّر است، در آنچه فانی شونده است و در آنچه محدود و نسبی است محصور میداند و به واقعیّتی ماورای این واقعیتها قائل نیست<ref>مجموعه آثار، ج۳، ص۳۶.</ref>. [[جهانبینی مادّی]] نوعی دید و ارزیابی درباره هستی و یک نوع [[فلسفه]] هستی است که طبعاً در توجیه [[زندگی]] و زیستن نیز اثر دارد، ولی خودش یک [[آرمان]] نیست<ref>تکامل اجتماعی انسان، ص۱۱۱.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۳۳۰.</ref> | |||
===[[جهانبینی مذهبی]]=== | |||
اگر هر گونه اظهار نظر کلی درباره هستی و [[جهان]] را [[جهانبینی فلسفی]] بدانیم - [[قطع]] نظر از اینکه مبدأ آن جهانبینی چیست، [[قیاس]] و [[برهان]] و [[استدلال]] است یا تلقّی [[وحی]] از [[جهان غیب]] - باید جهانبینی مذهبی را یک نوع از جهانبینی فلسفی بدانیم. جهانبینی مذهبی و جهانبینی فلسفی [[وحدت]] قلمرو دارند، برخلاف [[جهانبینی علمی]]<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۸۱.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۳۳۰.</ref> | |||
===جهانبینی واقع بینانه=== | |||
[[ایمان]] و [[اعتقاد]] [[پاک]] و درست و [[مطابق با واقع]]<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۵۲۰.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۳۳۰.</ref> | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{یادآوری پانویس}} | {{یادآوری پانویس}} | ||
{{پانویس2}} | {{پانویس2}} | ||