|
|
| خط ۱۰: |
خط ۱۰: |
|
| |
|
| ==معناشناسی== | | ==معناشناسی== |
| برای [[شناخت]] دقیق معنای واژه [[غیب]] ابتدا به جستجوی آن در کتابهای لغت پرداخته، سپس مراد اصطلاحی [[اندیشمندان]] [[امامیه]] را واکاوی نموده و آنگاه با فحص در [[آیات]] و [[احادیث]] به جمع بندی مطلوب خویش میرسیم. | | برای [[شناخت]] دقیق معنای واژه [[غیب]] ابتدا به جستجوی آن در کتابهای لغت پرداخته، سپس مراد اصطلاحی آن بیان میشود. |
| | |
| ===غیب در لغت=== | | ===غیب در لغت=== |
| الف) راغب اصفهانی غیب را مصدر و معنای [[حقیقی]] آن را [[استتار]] چیزی از چشم میداند، که مجازا به معنای اسم فاعل برای هر چیز پنهان از حواس ظاهری یا پنهان از [[علم انسان]] نیز استعمال میگردد، سپس متذکر میشود که اولا شیء [[غایب]]، نسبت به [[مردم]] غیب گفته میشود نه نسبت به [[خدا]]، و ثانیا غیب تنها به [[واسطه خبر]] [[انبیا]] معلوم میگردد. با توجه به این تعریف اولا حواس و علم انسان، ملاک [[غیب و شهود]] است. ثانیا [[علم به غیب]] برای [[انسانها]] فقط از طریق انبیا ممکن است. | | الف) راغب اصفهانی غیب را مصدر و معنای [[حقیقی]] آنرا [[استتار]] چیزی از چشم میداند، که مجازا به معنای اسم فاعل برای هر چیز پنهان از حواس ظاهری یا پنهان از [[علم انسان]] نیز استعمال میگردد، سپس متذکر میشود که اولا شیء [[غایب]]، نسبت به [[مردم]] غیب گفته میشود نه نسبت به [[خدا]] و ثانیا غیب تنها به [[واسطه خبر]] [[انبیا]] معلوم میگردد. با توجه به این تعریف اولا حواس و علم انسان، ملاک [[غیب و شهود]] است. ثانیا [[علم به غیب]] برای [[انسانها]] فقط از طریق انبیا ممکن است. |
| | |
| '''نقد''': اولا ملاک در غیب فقط حواس و علم انسان نیست بلکه حواس و [[علم]] هر مخلوقی میتواند ملاک باشد همانطور که در جریان [[خلقت آدم]]، مخاطب خدا در عبارت {{متن قرآن|إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ}}<ref>«من نهان آسمانها و زمین را میدانم» سوره بقره، آیه ۳۳.</ref> [[ملائکه]] بودند. یعنی حقیقتی که بر ملائکه مخفی بود، "غیب" نامیده شده است. ثانیا واسطه [[اطلاع از غیب]] منحصر به انبیا نیست، همانطور که [[حضرت مریم]] بدون واسطه [[انبیاء]] مطالب [[غیبی]] را دریافت نمود.
| |
| | |
| [[ب]]) [[علامه مصطفوی]]: " غیب چیزی است که [[شهادت]] نباشد و شهادت یعنی [[حضور]] (حضور مکانی یا حضور نزد حواس ظاهری یا حضور در [[فکر]] و علم فرد یا حضور در [[مقام]] [[معرفت]] و [[بصیرت]] و یا مطلق حضور)".
| |
| | |
| '''نتیجه''': از نظر لغوی اینکه غیب به معنای "شیء پنهان" باشد [[مورد اتفاق]] [[اهل]] لغت است، اما [[اختلاف]] در این است که از چه چیز، از چه کس و از چه جهت پنهان باشد، که به نظر میرسد با وجود اشکالاتی که به تعریف برخی لغویها وارد است و با لحاظ مصادیق [[غیب]] و نیز با توجه به تبادر عرفی، هر چیزی، از هر جهتی از حواس ظاهری یا از [[علم]] هر کسی پنهان باشد به همان لحاظ، [[عرب]] نسبت به همان شخص آن را "غیب" مینامد.
| |
| | |
| ===غیب در اصطلاح [[اندیشمندان]] [[امامیه]]===
| |
| از آنجا که [[درک]] دقیق و عمیق مقصود از غیب و مشتقاتش در [[قرآن]] و [[احادیث اهل بیت]]{{عم}} به [[دلیل]] کاربرد زیاد و برخورداری از حساسیت دیرینه در [[جامعه اسلامی]]، از موضوعاتی است که جهت [[فهم]] [[معارف]] [[ظریف]] [[توحیدی]]، امامتی و [[دفع شبهات]] [[مخالفین]] حائز اهمیت میباشد، این واژه را فراتر از لغت باید واکاوی نمود. در این قسمت با توجه به اینکه تعاریف اکثر اندیشمندان امامیه از غیب، ناظر به [[آیات]] و [[روایات]] بوده، ابتدا دیدگاههای ایشان را در این زمینه [[ذکر]] نموده، و آنگاه خود با پیجوئی مصادیق غیب در [[کتاب و سنت]]، [[جامعیت]] و مانعیت این تعریفها را به نظاره مینشینیم. در میان [[عالمان]] امامیه، جمع کثیری [[معتقد]] به [[جعل]] اصطلاح خاصی در مورد واژه "غیب" در [[اسلام]] نبوده و بر این باورند که در [[منابع دینی]] این تعبیر به همان معنای لغویاش به [[کار]] رفته است، اما از آنجا که در معنای لغوی آن، دیدگاه مشترکی ندارند [[شاهد]] گوناگونی اقوال ایشان از جهات متعدد میباشیم:
| |
| #از جهت عدم امکان درک غیب (برای جمیع [[خلق]] یا برای غیر [[انبیا]] واولیاء) یا صِرف عدم فعلیّت درک آن برای عدهای.
| |
| #از جهت دامنه [[حسی]] که شیء [[غایب]]، از آن مخفی است: انحصار در [[حس]] ظاهری یا عمومیت نسبت به حس ظاهری و [[باطنی]] مانند [[احساس]] [[گرسنگی]]
| |
| #از آن جهت که تنها از حواس خلق پنهان است یا از حواس و [[عقل]] آنها یا از ادراکشان.
| |
| #خفای از علم [[مخلوقات]] (بدون اعلام [[الهی]])را از شرایط [[صدق]] غیب میدانند، یا عامل مستقل.
| |
| | |
| در مقابل اینها؛ جمعی دیگر به دلایلی چون استعمال لفظ "غیب" به عنوان نعت [[حقیقی]] برای امور غایب از نظر توسط [[منکران]] ماوراء [[طبیعت]] یا کاربردهای گوناگون [[غیب]] در [[قرآن]] و یا تفاوت ماهوی غیب بودن [[خدا]] و [[خلق]]، معنای لغوی و اصطلاحی آن را متفاوت دانستهاند. به طور مثال [[آیت اللّه]] [[محمد باقر]] ملکی میانجی غیب را لفظ مشترک دانسته و استعمال آن در مورد خدا را به معنای موجود غیر قابل [[درک]] و [[تصور]] برای [[عقل]] و [[وهم]] میداند که در [[عین]] خفاء، [[ظهور]] تام دارد. در حالی که غیب [[خواندن]] غیر او را به معنای شیء مخفی از [[علم]]، عقل و [[حس]] میانگارد، خواه از طریق اسباب عادی و [[سنن]] جاری در باب [[تعالیم]] متعارف، بتوان به آن دست یافت یا منحصر در [[تعلیم الهی]] باشد. حال که دیدگاههای [[دانشمندان]] [[امامیه]] در تبیین واژه غیب بیان شد، جهت [[برگزیدن]] صحیحترین آنها به کنکاش در استعمالات [[قرآنی]] و رواییاش میپردازیم.
| |
| | |
| ===غیب در قرآن و [[روایات]]===
| |
| در [[آیات قرآن]][[ شاهد]] گوناگونی گستره و مصادیق غیب در استعمالهای مختلف آن میباشیم، مثلا هرگاه متعلَّق غیب [[ترس از خدا]] باشد مقصود از آن "حال [[خلوت]] و تفرد" است یعنی مکانی که در مرأی و مسمع دیگران یا عموم نباشد، و آنگاه که متعلَّقش [[ایمان]] باشد مراد از آن، "امور غیر محسوس به حواس ظاهری فعلی [[مردم]] است که ایمان به آن لازم بوده، و تنها بواسطه [[حجج الهی]] برای مردم معلوم میگردند" مانند [[بعث]]، حساب، [[جنت]]، [[نار]]،[[ توحید]] اللَّه و [[حجّت]] غائب.<ref>[[کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان (پایاننامه)|کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان]] ص۲۷ الی ۲۹</ref>
| |
| | |
| ==معنای غیب و [[جهان]] غیب==
| |
| بسیاری از [[عالمان]] امامیه، [[معتقد]] به [[جعل]] اصطلاح خاصی در مورد واژه «غیب» در [[اسلام]] نبوده و بر این باورند که در [[منابع دینی]] این تعبیر به همان معنای لغویاش به [[کار]] رفته است، اما از آنجا که در معنای لغوی آن، دیدگاه مشترکی ندارند [[شاهد]] گوناگونی اقوال ایشان از جهات متعدد میباشیم:
| |
| #برخی غیب را چیزی میدانند که امکان [[درک]] آن برای جمیع [[خلق]] وجود نداشته باشد.
| |
| #برخی [[غیب]] را چیزی میدانند که امکان درک آن برای [[مخلوقات]] بجز [[انبیا]] واولیاء، وجود نداشته باشد.
| |
| #دسته دیگر غیب را بر چیزی اطلاق میکنند که درک آن برای برخی [[انسانها]] فعلیّت ندارد. هرچند امکان دارد.
| |
| #گروهی، غیب را شیء مخفی از [[حس]] ظاهری میدانند.
| |
| #گروهی دیگر غیب را شیء مخفی از حس ظاهری و [[باطنی]] مانند [[احساس]] [[گرسنگی]] میانگارند.
| |
| #جمعی دیگر آن را تنها از حواس خلق پنهان میدانند نه از [[عقل]].
| |
| #و عدهای غیب را شیء پنهان از حواس و عقل خلق محسوب نمودهاند.
| |
| #بعضی خفای از [[علم]] مخلوقات بدون اعلام [[الهی]] را از شرایط [[صدق]] غیب میدانند، و عالمانی خفای از علم مخلوقات بدون اعلام الهی را عامل مستقل در صدق عنوان غیب میپندارند.
| |
|
| |
|
| در مقابل این [[اندیشمندان]]؛ جمعی دیگر به دلایلی چون استعمال لفظ «غیب» به عنوان نعت [[حقیقی]] برای امور [[غایب]] از نظر توسط [[منکران]] ماوراء [[طبیعت]] یا کاربردهای گوناگون غیب در [[قرآن]] و یا تفاوت ماهوی غیب بودن [[خدا]] و خلق، معنای لغوی و اصطلاحی آن را متفاوت دانستهاند. به طور مثال [[آیت اللّه]] [[محمد باقر ملکی میانجی]] غیب را لفظ مشترک دانسته و استعمال آن در مورد خدا را به معنای موجود غیر قابل درک و [[تصور]] برای عقل و [[وهم]] میداند که در [[عین]] خفاء، [[ظهور]] تام دارد. در حالی که غیب [[خواندن]] غیر او را به معنای شیء مخفی از علم، عقل و حس میانگارد، خواه از طریق اسباب عادی و [[سنن]] جاری در باب [[تعالیم]] متعارف، بتوان به آن دست یافت یا منحصر در [[تعلیم الهی]] باشد. | | '''نقد''': اولا ملاک در غیب فقط حواس و علم انسان نیست بلکه حواس و [[علم]] هر مخلوقی میتواند ملاک باشد، همانطور که در جریان [[خلقت آدم]]، مخاطب خدا در عبارت {{متن قرآن|إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ}}<ref>«من نهان آسمانها و زمین را میدانم» سوره بقره، آیه ۳۳.</ref> [[ملائکه]] بودند. یعنی حقیقتی که بر ملائکه مخفی بود، "غیب" نامیده شده است. ثانیا واسطه [[اطلاع از غیب]] منحصر به انبیا نیست، همانطور که [[حضرت مریم]] بدون واسطه [[انبیاء]] مطالب [[غیبی]] را دریافت نمود. |
|
| |
|
| باشد مقصود از آن "حال [[خلوت]] و تفرد" است یعنی مکانی که در مرأی و مسمع دیگران یا عموم نباشد، و آنگاه که متعلَّقش [[ایمان]] باشد، مراد از آن، "امور غیر محسوس به حواس ظاهری فعلی [[مردم]] است که ایمان به آن لازم بوده، و تنها بواسطه [[حجج الهی]] برای [[مردم]] معلوم میگردند" مانند [[بعث]]، حساب، [[جنت]]، [[نار]]،[[ توحید]] اللَّه و [[حجّت]] غائب. و آنجا که متعلقش [[آگاهی]] و [[علم]] باشد، از جهت معنایی «[[غیب]]» را در مقابل یکی از این موارد ذیل استعمال نموده است: (۱) مطلق [[شهادت]]. (۲) [[حضور]] مکانی یا زمانی. (۳) علم. (۴) امور علنی. و از جهت گستره آگاهان از غیب، گاه بر اموری اطلاق گردیده که تنها [[خدا]] بدان [[عالم]] است. و دیگر بار بر مواردی که هرچند علم به آنها ذاتا مخصوص خداست اما برخی از [[برگزیدگان الهی]] نیز به [[تعلیم]] او از آنها آگاهاند. و بالاتر از این؛ گاه در مصادیقی به [[کار]] رفته که [[راسخون در علم]] و یا حتی عموم مردم به تعلیم [[برگزیدگان خدا]] بدانها [[آگاه]] میباشند؛ و از آن رو که نزد آن امور حضور نداشته یا قبلاً به آن [[جاهل]] بوده و با تعلیم آسمانی از آن مطلع گردیدهاند هنوز نام غیب را بر آن مینهد.
| | ب) علامه [[حسن مصطفوی]]: " غیب چیزی است که [[شهادت]] نباشد و شهادت یعنی [[حضور]] (حضور مکانی یا حضور نزد حواس ظاهری یا حضور در [[فکر]] و علم فرد یا حضور در [[مقام]] [[معرفت]] و [[بصیرت]] و یا مطلق حضور)". |
|
| |
|
| غیب در اصطلاح [[قرآن]] و [[روایات]] دارای مراتب متعددی است اما [[وجه]] مشترک آنها چیزی است که بدون [[اعلان]] [[خداوند]]، از حواس یا علم [[مخلوقات]] پنهان میباشد. و یا مخلوقی از طریق اعلان [[الهی]] "با واسطه [[مَلَک]] و سایر وسایط [[غیبی]] یا بیواسطه" بدان علم پیدا کرده باشد نه بواسطه حواس ظاهری یا از طریق [[آموزش]]، تمرین یا تجربه؛ چنانچه [[مرتاضان]] یا عارفانی از این راهها برای آگاهی از اموری که بر دیگران مخفی است، استفاده میکنند»<ref>مکاتبه اختصاصی [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>. | | '''نتیجه''': از نظر لغوی اینکه غیب به معنای "شیء پنهان" باشد [[مورد اتفاق]] [[اهل]] لغت است، اما [[اختلاف]] در این است که از چه چیز، از چه کس و از چه جهت پنهان باشد که به نظر میرسد با وجود اشکالاتی که به تعریف برخی لغویها وارد است و با لحاظ مصادیق [[غیب]] و نیز با توجه به تبادر عرفی، هر چیزی، از هر جهتی از حواس ظاهری یا از [[علم]] هر کسی پنهان باشد به همان لحاظ، [[عرب]] نسبت به همان شخص آنرا "غیب" مینامد<ref>[[سید محمود جزائری|جزائری، سید محمود]]، [[کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان (پایاننامه)|کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان]] ص۲۷ الی ۲۹</ref>. |
|
| |
|
| ==منابع== | | ==منابع== |