بحث:علمای ابرار: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۳: خط ۳:
===اقوال برخی از علمای شیعی مبنی بر علم غیب نداشتن ائمه {{ع}}===
===اقوال برخی از علمای شیعی مبنی بر علم غیب نداشتن ائمه {{ع}}===
نظر بعضی از علما درباره علم الغیب:
نظر بعضی از علما درباره علم الغیب:
#'''شیخ صدوق''' در کتاب کمال الدین میگوید: «و کسی که بگوید خدا رأی تازه و علم مستفادی پیدا می‌کند او کافر است و هر چه که غیر این باشد، قول مغیریّه است و کسی که به ائمّه علم غیب را نسبت دهد به خدا کافر گشته و به عقیده ما از اسلام خارج شده است.»<ref>{{عربی|و من قال إن الله يبدو له من إحداث رأي و علم مستفاد فهو كافر بالله و ما كان غير هذا فهو قول المغيرية و من ينحل للأئمة علم الغيب فهذا كفر بالله و خروج عن الإسلام عندنا}}؛ كمال الدين و تمام النعمة، ج‏۱، ص۱۰۶.</ref> و در جای دیگری میگوید: «همچنین امام از این ادعای مغشوش و متناقض که توسط راویان حدیث نقل شده بود، آگاهی نداشت زیرا او چیزی از غیب نمی‌دانست. بلکه او بنده پاک خداوند بود که از قرآن و سنت آگاه بود و از اموری از شیعیانش اطلاع داشت که به او گزارش میشد»<ref>{{عربی|و الإمام أيضا لم يقف على كل هذه التخاليط التي رويت لأنه لا يعلم الغيب و إنما هو عبد صالح يعلم الكتاب و السنة و يعلم من أخبار شيعته ما ينهى إليه}}؛ كمال الدين و تمام النعمة، ج‏۱، ص۱۱۰.</ref>.
#'''شیخ صدوق''' در کتاب کمال الدین می‌گوید: «و کسی که بگوید خدا رأی تازه و علم مستفادی پیدا می‌کند او کافر است و هر چه که غیر این باشد، قول مغیریّه است و کسی که به ائمّه علم غیب را نسبت دهد به خدا کافر گشته و به عقیده ما از اسلام خارج شده است.»<ref>{{عربی|و من قال إن الله يبدو له من إحداث رأي و علم مستفاد فهو كافر بالله و ما كان غير هذا فهو قول المغيرية و من ينحل للأئمة علم الغيب فهذا كفر بالله و خروج عن الإسلام عندنا}}؛ كمال الدين و تمام النعمة، ج‏۱، ص۱۰۶.</ref> و در جای دیگری می‌گوید: «همچنین امام از این ادعای مغشوش و متناقض که توسط راویان حدیث نقل شده بود، آگاهی نداشت زیرا او چیزی از غیب نمی‌دانست، بلکه او بنده پاک خداوند بود که از قرآن و سنت آگاه بود و از اموری از شیعیانش اطلاع داشت که به او گزارش می‌شد»<ref>{{عربی|و الإمام أيضا لم يقف على كل هذه التخاليط التي رويت لأنه لا يعلم الغيب و إنما هو عبد صالح يعلم الكتاب و السنة و يعلم من أخبار شيعته ما ينهى إليه}}؛ كمال الدين و تمام النعمة، ج‏۱، ص۱۱۰.</ref>.
#در صفحه ۶۹، سوال بیستم کتاب مسائل الکبریا، '''شیخ مفید''' به سؤالاتی که مردم برای او میفرستادند، پاسخ میدهد: همانطور که در کتاب مسائل الکبریا یافت شده است، از شیخ مفید (۴۱۸ هجری) پرسیده شده بود: «بین ما شیعیان اتفاق نظر وجود دارد که امام از آنچه پیش خواهد آمد، از قبل خبر دارد. پس چگونه است که امام علی{{ع}} همانطور که از هویت قاتل و زمان مرگش مطلع بود، علی رغم اینکه میدانست کشته میشود؛ باز هم (در شب شهادتش) به مسجد میرود؟ و مشابه آن امام حسین چه مشکلی داشت که او نیز با اینکه میدانست او را ناامید میکنند و یاری‌اش نمی‌کنند و اینکه در این سفر کشته میشود، باز هم به سمت کوفه رهسپار شد؟ وقتی که او و یارانش در کربلا محاصره شدند در حالی که میدانست از آب محرومش خواهند، اگر حتی به اندازه یک بازو زمین را حفر میکرد، میتوانست آب جمع کند اما با این وجود برای تأمین آب حفاری نکرد و تشنه به شهادت رسید. چرا؟ و چرا امام حسن با معاویه وارد عهد شد و صلح کرد با وجود اینکه میدانست که او این عهد را میشکند و وفادار نمی‌ماند و شیعان پدرش (پیروان امام علی) را میکشد؟» سپس شیخ مفید به این ادعا که امام آینده را میداند اینگونه پاسخ میدهد: «اتفاق نظر علمای شیعه مخالف این است و علمای شیعه هرگز با این مقوله و مفهوم موافقت نکردند که ائمه{{عم}} آینده را میدانستند»<ref>{{عربی| (المسألة العشرون) قال السائل الإمام عندنا مجمع على أنه يعلم ما يكون فما بال أمير المؤمنين{{ع}} خرج إلى المسجد و هو يعلم أنه مقتول و قد عرف قاتله و الوقت و الزمان و ما بال الحسين{{ع}} صار إلى أهل الكوفة و قد علم أنهم يخذلونه و لا ينصرونه و أنه مقتول في سفره تلك و لم لما حوصر و قد علم أن الماء منه لو حفر على أذرع يسيرة لم يحفر و لم أعان على نفسه حتى تلف عطشا و الحسن{{ع}} وادع معاوية و هو يعلم أنه ينكث و لا يفي و يقتل شيعة أبيه{{ع}}. و الجواب و بالله التوفيق عن قوله أن الإمام يعلم ما يكون بإجماعنا أن الأمر على خلاف ما قال و ما أجمعت الشيعة قط على هذا القول و إنما إجماعهم ثابت على أن الإمام يعلم الحكم في كل ما يكون دون أن يكون عالما بأعيان ما يحدث و يكون على التفصيل و التمييز و هذا يسقط الأصل الذي بنى عليه الأسئلة بأجمعها}}؛ شیخ مفید، المسائل العكبرية، ص۶۹.</ref>.
#در صفحه ۶۹، سوال بیستم کتاب مسائل الکبریا، '''شیخ مفید''' به سؤالاتی که مردم برای او می‌فرستادند، پاسخ می‌دهد: همانطور که در کتاب مسائل الکبریا یافت شده است، از شیخ مفید (۴۱۸ هجری) پرسیده شده بود: «بین ما شیعیان اتفاق نظر وجود دارد که امام از آنچه پیش خواهد آمد، از قبل خبر دارد. پس چگونه است که امام علی{{ع}} همانطور که از هویت قاتل و زمان مرگش مطلع بود، علی رغم اینکه می‌دانست کشته می‌شود؛ باز هم (در شب شهادتش) به مسجد می‌رود؟ و چرا امام حسین {{ع}} به طرف کوفه حرکت کرد با اینکه می‌دانست او را خوار کرده و یاری نمی‌کنند و او در این سفر کشته می‌شود؟ و چرا وقتی که او و یارانش در کربلا محاصره شدند در حالی که می‌دانست از آب محرومش خواهند، اگر حتی به اندازه یک بازو زمین را حفر می‌کرد، می‌توانست آب جمع کند اما با این وجود برای تأمین آب حفاری نکرد و تشنه به شهادت رسید؟ و چرا امام حسن با معاویه وارد عهد شد و صلح کرد با وجود اینکه می‌دانست که او این عهد را می‌شکند و وفادار نمی‌ماند و شیعان پدرش (پیروان امام علی) را می‌کشد؟» شیخ مفید به این ادعا که امام آینده را می‌داند اینگونه پاسخ می‌دهد: «اتفاق نظر علمای شیعه مخالف این است و علمای شیعه هرگز براین مطلب اجماع نکردند، بلکه اجماع آنها بر این ثابت است که امام حکم را می‌داند در هر چیزی که در آینده اتفاق می‌افتد بدون اینکه به صورت تفصیلی و با حزئیات عالم به موردی باشد که اتفاق خواهد افتاد. بنابراین ریشه سؤال هایی که پرسیده شد از بین می‌رود»<ref>{{عربی|المسألة العشرون) قال السائل الإمام عندنا مجمع على أنه يعلم ما يكون فما بال أمير المؤمنين{{ع}} خرج إلى المسجد و هو يعلم أنه مقتول و قد عرف قاتله و الوقت و الزمان و ما بال الحسين{{ع}} صار إلى أهل الكوفة و قد علم أنهم يخذلونه و لا ينصرونه و أنه مقتول في سفره تلك و لم لما حوصر و قد علم أن الماء منع لو حفر على أذرع يسيرة لم يحفر و لم أعان على نفسه حتى تلف عطشا و الحسن{{ع}} وادع معاوية و هو يعلم أنه ينكث و لا يفي و يقتل شيعة أبيه{{ع}}. و الجواب و بالله التوفيق عن قوله أن الإمام يعلم ما يكون بإجماعنا أن الأمر على خلاف ما قال و ما أجمعت الشيعة قط على هذا القول و إنما إجماعهم ثابت على أن الإمام يعلم الحكم في كل ما يكون دون أن يكون عالما بأعيان ما يحدث و يكون على التفصيل و التمييز و هذا يسقط الأصل الذي بنى عليه الأسئلة بأجمعها}}؛ شیخ مفید، المسائل العكبرية، ص۶۹.</ref>.
#در صفحه ۶۷ کتاب الاوایل المقالات، شیخ مفید مینویسد: «در مورد اینکه می‌گویند امامان{{عم}} علم غیب دارند، این یک باور بسیار ناپسند است که فساد آن آشکار است»<ref>{{عربی| فأمّا إطلاق القول عليهم بأنّهم يعلمون الغيب فهو منكَر بيّن الفساد}}.</ref>.
#در صفحه ۶۷ کتاب الاوایل المقالات، شیخ مفید مینویسد: «در مورد اینکه می‌گویند امامان{{عم}} علم غیب دارند، این یک باور بسیار ناپسند است که فساد آن آشکار است»<ref>{{عربی|فأمّا إطلاق القول عليهم بأنّهم يعلمون الغيب فهو منكَر بيّن الفساد}}.</ref>.
#'''شیخ طوسی''' در کتاب تلخیص الشافی، جلد اول صفحه ۲۵۲، نوشته است: «ما این مسئله که امام چیزهایی که ارتباط مستقیم با قوانین اسلامی ندارند را بداند، ضروری نمی‌دانیم»<ref>{{عربی|ولم نوجب أن يكون عالماً بما لا تعلق له بالأحكام الشرعية}}.</ref>.
#'''شیخ طوسی''' در کتاب تلخیص الشافی، جلد اول صفحه ۲۵۲، نوشته است: «ما این مسأله را که امام عالم است به چیزهایی که احکام شرعی به آنها تعلق نمی‌گیرد ضروری نمی‌دانیم»<ref>{{عربی|ولم نوجب أن يكون عالماً بما لا تعلق له بالأحكام الشرعية}}.</ref>.
# در '''مجمع البیان''' که یکی از تفاسیر معروف شیعه از قرآن است، علامه طبرسی درباره تفسیر آیه {{متن قرآن|وَلِلَّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ فَاعْبُدْهُ وَتَوَكَّلْ عَلَيْهِ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ}}<ref>«و نهان آسمان‌ها و زمین از آن خداوند است و همه کارها بدو باز گردانده می‌شود پس او را بپرست و بر او توکل کن و پروردگارت از آنچه انجام می‌دهید غافل نیست» سوره هود، آیه ۱۲۳.</ref> مینویسد: «ما هیچ عالم شیعه‌ای را نمی‌شناسیم که اجازه دهد علم الغیب به هیچ مخلوقی نسبت داده شود زیرا تنها کسی که شایسته است با چنین صفتی شناخته شود، کسی است که دارای تمام این آگاهی‌ها بدون اتهام است و این تنها درباره خود خداوند صدق میکند که دانشش ابدی است و همه چیز را به خودی خود میداند و عالم است (بدون کسب آن از هیچ منبعی). هیچ کس شریک او در این صفت نیست و هر کسی که باور دارد که کسی غیر از خداوند غیب میداند از حدود اسلام خارج است. اکنون بنابر آنچه که روایت شد از سوی شیعیان و غیرشیعیان در میان احادیث امام علی{{ع}} در جایی که به اتفاقاتی که در آینده خواهد افتاد، اشاره میکند، همه آن علوم، چیزهایی است که از پیامبر{{صل}} به او رسیده است که او نیز به نوبه خود به وسیله خدا مطلع شده است (درباره بعضی از وقایع محدود در آینده). بنابراین آن احادیث به هیچ وجه به این معنا نیست که ائمه{{عم}} علم غیب داشتند»<ref>{{عربی| ولا نعلم أحدا منهم استجاز الوصف بعلم الغيب لأحد من الخلق، فإنما يستحق الوصف بذلك من يعلم جميع المعلومات، لا بعلم مستفاد. وهذه صفة القديم سبحانه، العالم لذاته، لا يشركه فيها أحد من المخلوقين. ومن اعتقد أن غير الله سبحانه يشركه في هذه الصفة فهو خارج عن ملة الاسلام. فأما ما نقل عن أمير المؤمنين{{ع}}، ورواه عنه الخاص والعام، من الإخبار بالغائبات في خطب الملاحم وغيرها... [و] غير ذلك مما روي عنهم{{عم}}، فإن جميع ذلك متلقى عن النبي{{صل}}، مما أطلعه الله عليه، فلا معنى لنسبة من روى عنهم هذه الأخبار المشهورة إلى أنه يعتقد كونهم عالمين للغيب...}}؛ مجمع البیان، ج۵،ص٣١٣.</ref>.
# در '''مجمع البیان''' که یکی از تفاسیر معروف شیعه از قرآن است، علامه طبرسی درباره تفسیر آیه {{متن قرآن|وَلِلَّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ فَاعْبُدْهُ وَتَوَكَّلْ عَلَيْهِ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ}}<ref>«و نهان آسمان‌ها و زمین از آن خداوند است و همه کارها بدو باز گردانده می‌شود پس او را بپرست و بر او توکل کن و پروردگارت از آنچه انجام می‌دهید غافل نیست» سوره هود، آیه ۱۲۳.</ref> می‌نویسد: «من يك نفر از علماى شيعه را سراغ ندارم كه بجز خداى تعالى كسى را عالم بغيب بداند، زيرا علم غيب مخصوص آن خدايى است كه بعلم ذاتى خود همه معلومات را ميداند، و اين از صفات قديم خداى سبحان است كه عالم بذات است و هيچيك از خلق او در اين علم با وى شريك نيست، و كسى كه چنين عقيده‏اى داشته باشد از ملت اسلام خارج و بيرون است و اما آنچه از اخبار غيبيه كه شيعه و سنى از امير المؤمنين {{ع}} نقل كرده‏اند .... و احاديث ديگرى كه در اينباره از آن بزرگواران نقل شده همگى خبرهايى است كه از پيغمبر- صلى اللَّه عليه و آله- بآنها رسيده، و پيغمبر اكرم را نيز خداى تعالى بر آن اخبار مطلع ساخته است، و از اينرو نبايد گفت كسى كه اين خبرها را از ايشان نقل و روايت ميكند اعتقاد بعلم غيب آنها دارد»<ref>{{عربی|ولا نعلم أحدا منهم استجاز الوصف بعلم الغيب لأحد من الخلق، فإنما يستحق الوصف بذلك من يعلم جميع المعلومات، لا بعلم مستفاد. وهذه صفة القديم سبحانه، العالم لذاته، لا يشركه فيها أحد من المخلوقين. ومن اعتقد أن غير الله سبحانه يشركه في هذه الصفة فهو خارج عن ملة الاسلام. فأما ما نقل عن أمير المؤمنين{{ع}}، ورواه عنه الخاص والعام، من الإخبار بالغائبات في خطب الملاحم وغيرها... [و] غير ذلك مما روي عنهم{{عم}}، فإن جميع ذلك متلقى عن النبي{{صل}}، مما أطلعه الله عليه، فلا معنى لنسبة من روى عنهم هذه الأخبار المشهورة إلى أنه يعتقد كونهم عالمين للغيب...}}؛ مجمع البیان، ج۵،ص٣١٣.</ref>.
#'''ابن شهرآشوب''' در کتابش متشابه القرآن مینویسد: «پیامبر{{صل}} و امامان{{عم}} باید آگاهی کامل از قوانین اسلامی داشته باشند اما ضرورتی ندارد که از علم غیب و آنچه بوده و خواهد بود اطلاع داشته باشند زیرا این سخن منجر به آن می شود که آنها را شریک خداوند متعال بدانیم»<ref>{{عربی|النبي و الإمام يجب أن يعلما علوم الدين و الشريعة و لا يجب أن يعلما الغيب و ما كان و ما يكون لأن ذلك يؤدي إلى أنهما مشاركان للقديم تعالى}}؛ متشابه القرآن و مختلفه، ج‏۱، ص۲۱۱.</ref>.
#'''ابن شهرآشوب''' در کتابش متشابه القرآن مینویسد: «پیامبر{{صل}} و امامان{{عم}} باید آگاهی کامل از قوانین اسلامی داشته باشند اما ضرورتی ندارد که از علم غیب و آنچه بوده و خواهد بود اطلاع داشته باشند زیرا این سخن منجر به آن می شود که آنها را شریک خداوند متعال بدانیم»<ref>{{عربی|النبي و الإمام يجب أن يعلما علوم الدين و الشريعة و لا يجب أن يعلما الغيب و ما كان و ما يكون لأن ذلك يؤدي إلى أنهما مشاركان للقديم تعالى}}؛ متشابه القرآن و مختلفه، ج‏۱، ص۲۱۱.</ref>.


===روایاتی از اهل بیت{{عم}} درباره نداشتن علم غیب===
===روایاتی از اهل بیت{{عم}} درباره نداشتن علم غیب===
۱۲۹٬۷۴۲

ویرایش