بحث:علمای ابرار: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۱
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹۷: خط ۹۷:
خداوند در سوره انعام به پیامبر بیان می‌کند که به امتش بگوید: {{متن قرآن|قُلْ لَا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلَا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«بگو: من به شما نمی‌گویم که گنجینه‌های خداوند نزد من است و غیب نمی‌دانم و به شما نمی‌گویم که من فرشته‌ام؛ جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم؛ بگو: آیا نابینا و بینا برابر است پس آیا نمی‌اندیشید؟» سوره انعام، آیه ۵۰.</ref>. برخی به این مسئله این‌طور پاسخ می‌دهند که پیامبر نگفته است که: «من دانش غیب ندارم» بلکه ایشان به مشرکین می‌فرمایند: «من به شما نمی‌گویم که علم غیب دارم» که اینطور معنا می‌دهد که او دانش غیب دارد اما آن را به مشرکین نمی‌گوید. چه بحث غیرمنطقیای! اگر نگاهی به لیست چیزهایی که پیامبر ذکر کرده است که به مشرکین نمی‌گوید بیندازیم، می‌‌بینیم که جمله «همچنین به شما نمی‌گویم که من یک فرشته‌ام» را شامل می‌شود. پس یعنی این جمله این‌طور معنا می‌دهد که پیامبر یک فرشته است اما فقط نمی‌خواهد این موضوع را به مشرکین بگوید؟!
خداوند در سوره انعام به پیامبر بیان می‌کند که به امتش بگوید: {{متن قرآن|قُلْ لَا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلَا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«بگو: من به شما نمی‌گویم که گنجینه‌های خداوند نزد من است و غیب نمی‌دانم و به شما نمی‌گویم که من فرشته‌ام؛ جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم؛ بگو: آیا نابینا و بینا برابر است پس آیا نمی‌اندیشید؟» سوره انعام، آیه ۵۰.</ref>. برخی به این مسئله این‌طور پاسخ می‌دهند که پیامبر نگفته است که: «من دانش غیب ندارم» بلکه ایشان به مشرکین می‌فرمایند: «من به شما نمی‌گویم که علم غیب دارم» که اینطور معنا می‌دهد که او دانش غیب دارد اما آن را به مشرکین نمی‌گوید. چه بحث غیرمنطقیای! اگر نگاهی به لیست چیزهایی که پیامبر ذکر کرده است که به مشرکین نمی‌گوید بیندازیم، می‌‌بینیم که جمله «همچنین به شما نمی‌گویم که من یک فرشته‌ام» را شامل می‌شود. پس یعنی این جمله این‌طور معنا می‌دهد که پیامبر یک فرشته است اما فقط نمی‌خواهد این موضوع را به مشرکین بگوید؟!


======هفتم: آیه ۱۸۸ سوره اعراف======
======هفتم: آیه ۱۸۸ سوره اعراف======
{{اصلی| با توجه به آیه ۱۸۸ سوره اعراف چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟ (پرسش)}}
{{اصلی| با توجه به آیه ۱۸۸ سوره اعراف چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟ (پرسش)}}
خداوند به پیامبرش در سوره اعراف میگوید: {{متن قرآن|قُلْ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ وَلَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«بگو من برای خود سود و زیانی در دست ندارم جز آنچه خداوند بخواهد و اگر غیب می‌دانستم خیر بسیار می‌یافتم و (هیچ) بلا به من نمی‌رسید؛ من جز بیم‌دهنده و مژده‌آور برای گروهی که ایمان می‌آورند نیستم» سوره اعراف، آیه ۱۸۸.</ref>. این دانش چیست که اگر پیامبر{{صل}} داشت، میتوانست خیر بیشتری به دست بیاورد و هیچ آسیبی به واسطه آن به او نمی‌رسید؟ اگر استدلال شود که این فقط به این معناست که دانش او مستقل نیست و به وسیله خدا به او اعطا شده است، سوالی که پیش میآید این است که چطور ممکن است که تنها پیامبر علم غیب مستقل داشته باشد و تنها در آن صورت میتوانست خیر بیشتر به دست بیاورد و آسیبی به او نرسد. چرا اتفاقی مشابه زمانی که علم غیب از طرف خدا به او داده شود، ممکن نیست؟ برای مثال فرض کنیم کسی بلغزد و روی زمین بیفتد و سپس بگوید: من میدانستم که در اینجا میلغزم. سپس کسی از او بپرسد: اگر میدانستی که اینجا میلغزی چرا مراقب نبودی؟ و او در پاسخ بگوید: زیرا این دانش مستقل من نبود و کس دیگری آن را به من گفته بود. سپس به او گفته میشود: مهم نیست که این دانش مستقل تو باشد و یا دانش غیر مستقل تو، موضوع این است که تو این آگاهی را داشتی بنابراین باید از آن استفاده میکردی. نقطه دیگر اینکه، اگر پیامبر آگاهی از غیب داشت، هیچ آسیبی به او نمی‌رسید. بیایید نگاهی به اتفاقی بیندازیم که در آن به پیامبر آسیب رسید. در جنگ احد برخی از اصحاب موقعیت خود در نبرد را ترک و پیامبر را در شرایط ناامن رها کردند و از همین رو پیامبر به وسیله دشمن آسیب دید، پس آسیب متوجه شخص پیامبر شد. واضح است که اگر پیامبر از غیب آگاه بود با توجه به این آیه نباید هیچ آسیبی میدید و از آنجا که به ایشان آسیب رسید میتوانیم به این نتیجه برسیم که او علم غیب نداشت.
خداوند به پیامبرش در سوره اعراف می‌گوید: {{متن قرآن|قُلْ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ وَلَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«بگو من برای خود سود و زیانی در دست ندارم جز آنچه خداوند بخواهد و اگر غیب می‌دانستم خیر بسیار می‌یافتم و (هیچ) بلا به من نمی‌رسید؛ من جز بیم‌دهنده و مژده‌آور برای گروهی که ایمان می‌آورند نیستم» سوره اعراف، آیه ۱۸۸.</ref>. این دانش چیست که اگر پیامبر{{صل}} داشت، می‌توانست خیر بیشتری به دست بیاورد و هیچ آسیبی به واسطه آن به او نمی‌رسید؟ اگر استدلال شود که این فقط به این معناست که دانش او مستقل نیست و به وسیله خدا به او اعطا شده است، سوالی که پیش می‌آید این است که چطور ممکن است که تنها پیامبر علم غیب مستقل داشته باشد و تنها در آن صورت می‌توانست خیر بیشتر به دست بیاورد و آسیبی به او نرسد. چرا اتفاقی مشابه زمانی که علم غیب از طرف خدا به او داده شود، ممکن نیست؟ برای مثال فرض کنیم کسی بلغزد و روی زمین بیفتد و سپس بگوید: من می‌دانستم که در اینجا می‌‌لغزم. سپس کسی از او بپرسد: اگر می‌دانستی که اینجا می‌‌لغزی چرا مراقب نبودی؟ و او در پاسخ بگوید: زیرا این دانش مستقل من نبود و کس دیگری آن را به من گفته بود. سپس به او گفته می‌شود: مهم نیست که این دانش مستقل تو باشد و یا دانش غیر مستقل تو، موضوع این است که تو این آگاهی را داشتی بنابراین باید از آن استفاده می‌‌کردی. نقطه دیگر اینکه، اگر پیامبر آگاهی از غیب داشت، هیچ آسیبی به او نمی‌رسید. بیایید نگاهی به اتفاقی بیندازیم که در آن به پیامبر آسیب رسید. در جنگ احد برخی از اصحاب موقعیت خود در نبرد را ترک و پیامبر را در شرایط ناامن رها کردند و از همین رو پیامبر به وسیله دشمن آسیب دید، پس آسیب متوجه شخص پیامبر شد. واضح است که اگر پیامبر از غیب آگاه بود با توجه به این آیه نباید هیچ آسیبی می‌‌دید و از آنجا که به ایشان آسیب رسید می‌‌توانیم به این نتیجه برسیم که او علم غیب نداشت.


======هشتم: آیه ۵۲ سوره شوری======
======هشتم: آیه ۵۲ سوره شوری======
خداوند در سوره شورا از پیامبر میخواهد تا به مردم بگوید: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref>. این آیه آشکارا نشان میدهد که پیامبر پیش از نزول قرآن هیچ آگاهی‌ای نسبت به آن نداشته است و همچنین چیزی درباره ایمان نمی‌دانسته اما آن به این معنا نیست که بت‌ها را میپرستیده است؛ زیرا پیامبر در خانه‌ای متولد شده است که اهل آن بر ملت و آیین حضرت ابراهیم و یکتاپرستانی پاک بوده‌اند و (در زندگینامه پیامبر) جایی برای بت‌پرستی نیست.
خداوند در سوره شورا از پیامبر می‌خواهد تا به مردم بگوید: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref>. این آیه آشکارا نشان می‌دهد که پیامبر پیش از نزول قرآن هیچ آگاهی‌ای نسبت به آن نداشته است و همچنین چیزی درباره ایمان نمی‌دانسته اما آن به این معنا نیست که بت‌ها را می‌‌پرستیده است؛ زیرا پیامبر در خانه‌ای متولد شده است که اهل آن بر ملت و آیین حضرت ابراهیم و یکتاپرستانی پاک بوده‌اند و (در زندگینامه پیامبر) جایی برای بت‌پرستی نیست.


======نهم: آیه ۲۶ سوره ملک======
======نهم: آیه ۲۶ سوره ملک======
{{اصلی|آیا آیه ۲۶ سوره ملک علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)}}
{{اصلی|آیا آیه ۲۶ سوره ملک علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)}}
وقتی مردم از پیامبر درباره زمان فرارسیدن روز قیامت پرسیدند؛ ببینید خداوند در سوره ملک از پیامبر خواست تا چه پاسخی به آنها بدهد: {{متن قرآن|وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ * قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِنْدَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ}}<ref>«و می‌گویند: اگر راست می‌گویید این وعده کی می‌رسد؟ * بگو: دانش (آن) نزد خداوند است و من تنها بیم‌دهنده‌ای آشکارم» سوره ملک، آیه ۲۵-۲۶.</ref>.
وقتی مردم از پیامبر درباره زمان فرارسیدن روز قیامت پرسیدند؛ ببینید خداوند در سوره ملک از پیامبر خواست تا چه پاسخی به آنها بدهد: {{متن قرآن|وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ * قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِنْدَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ}}<ref>«و می‌گویند: اگر راست می‌گویید این وعده کی می‌رسد؟ * بگو: دانش (آن) نزد خداوند است و من تنها بیم‌دهنده‌ای آشکارم» سوره ملک، آیه ۲۵-۲۶.</ref>.


======دهم: آیه ۲۵ سوره جن======
======دهم: آیه ۲۵ سوره جن======
{{اصلی| آیا آیه ۲۵ سوره جن نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)}}
{{اصلی| آیا آیه ۲۵ سوره جن نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)}}
دوباره در سوره جن: {{متن قرآن|قُلْ إِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ مَا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَدًا}}<ref>«بگو: نمی‌دانم آیا آنچه به شما وعده می‌دهند نزدیک است یا پروردگارم برای آن زمانی دراز می‌نهد؟» سوره جن، آیه ۲۵.</ref>. برخی ادعا میکنند که همه آیات قرآن که به این حقیقت اشاره میکند که پیامبر علم غیب نداشت تنها به این معناست که ایشان آگاهی مستقلی از غیب نداشته و دانش غیب پیامبر وابسته به خداوند بوده است. این افراد نمی‌توانند این اصل را در اینجا به کار ببرند، زیرا حتی اگر پیامبر علم غیب وابسته به خداوند درباره روز قیامت داشت هرگز نمی‌گفت: «نمی‌دانم آنچه به شما وعده داده شده نزدیک است یا ...». او میتوانست بگوید: «من میدانم که چه زمانی وعده خدا محقق میشود اما این آگاهی سرّی‌ای است که نمی‌تواند فاش شود». ولی ایشان این‌چنین نفرموده‌اند.
دوباره در سوره جن: {{متن قرآن|قُلْ إِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ مَا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَدًا}}<ref>«بگو: نمی‌دانم آیا آنچه به شما وعده می‌دهند نزدیک است یا پروردگارم برای آن زمانی دراز می‌نهد؟» سوره جن، آیه ۲۵.</ref>. برخی ادعا می‌کنند که همه آیات قرآن که به این حقیقت اشاره می‌کند که پیامبر علم غیب نداشت تنها به این معناست که ایشان آگاهی مستقلی از غیب نداشته و دانش غیب پیامبر وابسته به خداوند بوده است. این افراد نمی‌توانند این اصل را در اینجا به کار ببرند؛ زیرا حتی اگر پیامبر علم غیب وابسته به خداوند درباره روز قیامت داشت هرگز نمی‌گفت: «نمی‌دانم آنچه به شما وعده داده شده نزدیک است یا».... او می‌توانست بگوید: «من می‌‌دانم که چه زمانی وعده خدا محقق می‌شود اما این آگاهی سرّی‌ای است که نمی‌تواند فاش شود». ولی ایشان این‌چنین نفرموده‌اند.


======یازدهم: آیه ۷۸ سوره غافر======
======یازدهم: آیه ۷۸ سوره غافر======
خداوند در سوره غافر به پیامبر{{صل}} میگوید: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنَا عَلَيْكَ وَمِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذَا جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْمُبْطِلُونَ}}<ref>«و به راستی ما پیامبرانی پیش از تو فرستاده‌ایم که (داستان) برخی از آنان را برای تو گفته‌ایم و برخی دیگر را نگفته‌ایم و سزیده هیچ پیامبری نیست که جز با اذن خداوند آیه‌ای آورد و چون فرمان خداوند در رسد به حق، داوری می‌شود و در آنجا تباه‌اندیشان، زیانکار می‌گردند» سوره غافر، آیه ۷۸.</ref>. فرستادگانی هستند که داستانشان برای پیامبر{{صل}} بیان نشده است و اگر خداوند آنها را برای پیامبر نگفته است قطعاً ایشان از هیچ طریق دیگری نمی‌توانسته به این قصص آگاهی داشته باشد. اگر بحث این باشد که این آیات متوجه پیامبر{{صل}} نبوده است بلکه امت او را مخاطب قرار داده است، این نظر میتواند با توجه به این سخن خداوند رد شود که میفرماید: {{متن قرآن|قَصَصْنَا عَلَيْكَ}} و نمی‌گوید: {{عربی|قَصَصْنَا عَلَيْكُم}}. همچنین در ترجمه قرآن علی قلی قرائی (مترجم شیعه قرآن): هر زمان چیزی خطاب به پیامبر عنوان میشد، واژه «تو» به صورت ایتالیک نوشته میشد و در ترجمه این آیات نیز واژه «تو» به صورت ایتالیک نوشته شده است. بنابراین شکی نیست که این آیات پیامبر{{صل}} را مخاطب قرار داده است.
خداوند در سوره غافر به پیامبر{{صل}} می‌گوید: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنَا عَلَيْكَ وَمِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذَا جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْمُبْطِلُونَ}}<ref>«و به راستی ما پیامبرانی پیش از تو فرستاده‌ایم که (داستان) برخی از آنان را برای تو گفته‌ایم و برخی دیگر را نگفته‌ایم و سزیده هیچ پیامبری نیست که جز با اذن خداوند آیه‌ای آورد و چون فرمان خداوند در رسد به حق، داوری می‌شود و در آنجا تباه‌اندیشان، زیانکار می‌گردند» سوره غافر، آیه ۷۸.</ref>. فرستادگانی هستند که داستانشان برای پیامبر{{صل}} بیان نشده است و اگر خداوند آنها را برای پیامبر نگفته است قطعاً ایشان از هیچ طریق دیگری نمی‌توانسته به این قصص آگاهی داشته باشد. اگر بحث این باشد که این آیات متوجه پیامبر{{صل}} نبوده است بلکه امت او را مخاطب قرار داده است، این نظر می‌تواند با توجه به این سخن خداوند رد شود که می‌فرماید: {{متن قرآن|قَصَصْنَا عَلَيْكَ}} و نمی‌گوید: {{عربی|قَصَصْنَا عَلَيْكُم}}. همچنین در ترجمه قرآن علی قلی قرائی (مترجم شیعه قرآن): هر زمان چیزی خطاب به پیامبر عنوان می‌‌شد، واژه «تو» به صورت ایتالیک نوشته می‌‌شد و در ترجمه این آیات نیز واژه «تو» به صورت ایتالیک نوشته شده است. بنابراین شکی نیست که این آیات پیامبر{{صل}} را مخاطب قرار داده است.


======دوازدهم: آیه ۱۶۴ سوره نساء======
======دوازدهم: آیه ۱۶۴ سوره نساء======
خداوند در سوره نساء به پیامبر{{صل}} میفرماید: {{متن قرآن|وَرُسُلًا قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَرُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ وَكَلَّمَ اللَّهُ مُوسَى تَكْلِيمًا}}<ref>«و پیامبرانی را (فرستادیم) که (داستان) آنها را برای تو پیش‌تر گفته‌ایم و پیامبرانی که (داستان) آنان را برای تو نگفته‌ایم؛ و موسی با خداوند بی‌میانجی سخن گفت» سوره نساء، آیه ۱۶۴.</ref>. و بار دیگر، اگر خداوند داستان برخی فرستادگانش را بر پیامبر{{صل}} نازل و بیان نکرده است، پیامبر نیز بر همین مبنا هیچ راه دیگری برای آگاهی از این داستان‌ها نداشته است.
خداوند در سوره نساء به پیامبر{{صل}} می‌فرماید: {{متن قرآن|وَرُسُلًا قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَرُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ وَكَلَّمَ اللَّهُ مُوسَى تَكْلِيمًا}}<ref>«و پیامبرانی را (فرستادیم) که (داستان) آنها را برای تو پیش‌تر گفته‌ایم و پیامبرانی که (داستان) آنان را برای تو نگفته‌ایم؛ و موسی با خداوند بی‌میانجی سخن گفت» سوره نساء، آیه ۱۶۴.</ref>. و بار دیگر، اگر خداوند داستان برخی فرستادگانش را بر پیامبر{{صل}} نازل و بیان نکرده است، پیامبر نیز بر همین مبنا هیچ راه دیگری برای آگاهی از این داستان‌ها نداشته است.


======سیزدهم: آیه ۹ سوره ابراهیم======
======سیزدهم: آیه ۹ سوره ابراهیم======
{{اصلی| آیا آیه ۹ سوره ابراهیم نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)}}
{{اصلی| آیا آیه ۹ سوره ابراهیم نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)}}
خداوند در سوره ابراهیم میفرماید: {{متن قرآن|أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا اللَّهُ جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَرَدُّوا أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْوَاهِهِمْ وَقَالُوا إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ}}<ref>«آیا خبر کسان پیش از شما چون قوم نوح و عاد و ثمود و کسان پس از ایشان که جز خداوند کسی آنان را نمی‌شناسد به شما نرسیده است؟ پیامبران آنان برهان‌ها برای آنها آوردند اما آنان (از خشم) دست بر دهان بردند و گفتند: هر چه را که شما برای آن فرستاده شده‌اید انکار می‌کنیم و بی‌گمان به آنچه ما را بدان فرا می‌خوانید در دودلی گمان‌انگیزی هستیم» سوره ابراهیم، آیه ۹.</ref>. «هیچ کس جز خداوند بر آنها آگاه نیست» آیا پیامبر{{صل}} شامل معنای این جمله در این آیه میشود یا نه؟ البته که میشود. این آشکارا به این معناست که رسول الله{{صل}} آگاه بر آنچه پس از عاد و ثمود آمده است، نیست و تنها خود خداوند از آنها آگاه است و اسثنایی در این‌باره وجود ندارد. این مسئله به خوبی آشکار میکند که خداوند آگاهی کامل بر همه چیز را به پیامبر{{صل}} اعطا نکرده است. پیامبر تنها درباره اتفاقات قطعی گذشته و آینده میدانسته‌اند (مانند آن چیزهایی که در قرآن آمده است). و هر آن چیزی که ائمه{{عم}} میدانستند، از قرآن و پیامبر{{صل}} فرا گرفته بوده‌اند. از این روست که میتوان گفت حتی ائمه{{عم}} آگاهی و دانش کامل بر همه چیز را نداشته‌اند.
خداوند در سوره ابراهیم می‌فرماید: {{متن قرآن|أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا اللَّهُ جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَرَدُّوا أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْوَاهِهِمْ وَقَالُوا إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ}}<ref>«آیا خبر کسان پیش از شما چون قوم نوح و عاد و ثمود و کسان پس از ایشان که جز خداوند کسی آنان را نمی‌شناسد به شما نرسیده است؟ پیامبران آنان برهان‌ها برای آنها آوردند اما آنان (از خشم) دست بر دهان بردند و گفتند: هر چه را که شما برای آن فرستاده شده‌اید انکار می‌کنیم و بی‌گمان به آنچه ما را بدان فرا می‌خوانید در دودلی گمان‌انگیزی هستیم» سوره ابراهیم، آیه ۹.</ref>. «هیچ کس جز خداوند بر آنها آگاه نیست» آیا پیامبر{{صل}} شامل معنای این جمله در این آیه می‌شود یا نه؟ البته که می‌شود. این آشکارا به این معناست که رسول الله{{صل}} آگاه بر آنچه پس از عاد و ثمود آمده است، نیست و تنها خود خداوند از آنها آگاه است و اسثنایی در این‌باره وجود ندارد. این مسئله به خوبی آشکار می‌کند که خداوند آگاهی کامل بر همه چیز را به پیامبر{{صل}} اعطا نکرده است. پیامبر تنها درباره اتفاقات قطعی گذشته و آینده می‌دانسته‌اند (مانند آن چیزهایی که در قرآن آمده است). و هر آن چیزی که ائمه{{عم}} می‌دانستند، از قرآن و پیامبر{{صل}} فرا گرفته بوده‌اند. از این روست که می‌‌توان گفت حتی ائمه{{عم}} آگاهی و دانش کامل بر همه چیز را نداشته‌اند.


==پانویس==
==پانویس==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
۲۲۴٬۹۰۲

ویرایش