جز
جایگزینی متن - 'سئوال' به 'سؤال'
جز (جایگزینی متن - 'رقیب' به 'رقیب') |
جز (جایگزینی متن - 'سئوال' به 'سؤال') |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
== [[روایات]] واژه "[[مُلک]]" و مشتقات آن== | == [[روایات]] واژه "[[مُلک]]" و مشتقات آن== | ||
*۱. [[کلینی]] به [[سند صحیح]]<ref>رجال سند همگی ثقاتاند، در میان آنان علی بن ابی حمزه بطائنی محل اشکال است لکن بهدلیل روایت مشایخ ثلاثه ثقات و نیز بهدلیل روایت علی بن ابراهیم در تفسیر و به دلیل توثیق شیخ در عده، ثقه است و قدحی که درباره او آمده مربوط به عقیده باطل اوست که ضرری به وثاقت در روایت وارد نمی کند.</ref> از [[ابی بصیر]] [[روایت]] میکند: "شخصی نزد [[امام باقر]]{{ع}} آمد و به ایشان گفت: خبر بده که پروردگارت چه زمانی موجود شد؟ [[حضرت]] در پاسخ فرمود: وای بر تو، این | *۱. [[کلینی]] به [[سند صحیح]]<ref>رجال سند همگی ثقاتاند، در میان آنان علی بن ابی حمزه بطائنی محل اشکال است لکن بهدلیل روایت مشایخ ثلاثه ثقات و نیز بهدلیل روایت علی بن ابراهیم در تفسیر و به دلیل توثیق شیخ در عده، ثقه است و قدحی که درباره او آمده مربوط به عقیده باطل اوست که ضرری به وثاقت در روایت وارد نمی کند.</ref> از [[ابی بصیر]] [[روایت]] میکند: "شخصی نزد [[امام باقر]]{{ع}} آمد و به ایشان گفت: خبر بده که پروردگارت چه زمانی موجود شد؟ [[حضرت]] در پاسخ فرمود: وای بر تو، این سؤال درباره موجودی گفته میشود که نبوده و سپس به وجود آمده، [[پروردگار]] بزرگ و ستوده من همیشه بوده و در هر زمان زنده کیفیت ناپذیر بوده و هیچگاه برای او بودن گذشتهای یا بودن پدید آمدهای نبوده است - تا آنجا که میفرماید: - پیش از آنکه چیزی بیافریند از تنهاییاش [[وحشت]] نداشته، و به هیچ چیز شباهت ندارد، و هیچگاه از [[پادشاهی]] پیش از [[آفرینش]] اشیاء تهی نبوده است و پس از نابودی اشیاء نیز از [[پادشاهی]] تهی نخواهد گشت، همچنان زندهای است نه به زندگانی زندگان دیگر و [[پادشاه]] قادری است پیش از آنکه چیزی بیافریند و [[پادشاه]] عالی قدرتی است پس از [[آفرینش]] هستی، پس برای هستی او کیف و مکانی نیست - تا آنجا که میفرماید: - زنده بود نه به زندگانی پدید آمده، و نه به هستی قابل توصیف، و نه با چگونگی محدود، و نه با مکانی تعیّن یافته، و نه در مکانی با چیزی مجاورت داشته است، بلکه زندهای شناخته شده، و [[پادشاهی]] جاودان [[قدرت]] و جاودان [[سلطنت]] است، آنچه را آفرید، آنگاه که آفرید با [[مشیّت]] خویش آفرید، برای او حدّی نمیتوان پنداشت، و نه بخشی میتوان انگاشت فناپذیر نیست، اوّلی بوده بدون کیفیت و آخری است بدون مکان، همه اشیاء نابود خواهند شد مگر جلوه ذات او، [[آفرینش]] تنها برای اوست، و [[فرمان]] تنها از آنِ اوست، بزرگ است خدای [[پروردگار]] جهانیان. وای بر تو ای پرسشگر، خدای من در دسترس اوهام نیست، و [[جایگاه]] ورود [[شبهه]] و [[شک]] نیست. دچار تردید و [[حیرت]] نمیشود. و هیچ چیز فراتر از او نیست و هیچ حادثه و اتفاقی برای او رخ نمیدهد و درباره هیچ چیزی مورد پرسوجو قرار نمیگیرد و از هیچ کاری پشیمان نمیشود. [[خواب]] و [[خواب]] [[آلودگی]] بر او عارض نمیگردد؛ آنچه در [[آسمانها]] و [[زمین]] و در میان آن دو و آنچه زیر [[زمین]] است، از آنِ اوست. بیانی که در این [[روایت]] [[نورانی]] در [[تفسیر]] صفات ذات باری تعالی و به ویژه [[تفسیر]] [[وصف]] [[مُلک]] و [[فرمانروایی]] ذات باری تعالی آمده است، نیازی به شرح و توضیح ندارد. در این [[روایت]] ازلیت و [[جاودانگی]] [[مُلک]] [[خدای متعال]] و احاطه و [[عظمت]] آن به خوبی [[تبیین]] و تشریح شده است. چنین مُلکی که طبیعتاً منحصر در ذات اوست، اقتضا دارد هیچ [[مُلک]] و سلطنتی [[مشروعیت]] نداشته باشد، مگر آنکه شعبه ای از این [[سلطنت]] و [[مُلک]] باشد و هیچ [[حاکم]] و سلطانی [[حق]] ادعای [[مُلک]] و [[سلطنت]] ندارد، مگر آنکه از سوی [[خداوند متعال]] که صاحب ذاتی و اصلی [[ملک]] و [[سلطنت]] است، برای [[حاکمیت]] [[منصوب]] و معین شده باشد <ref>{{متن حدیث|قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} فَقَالَ لَهُ: أَخْبِرْنِي عَنْ رَبِّكَ مَتَى كَانَ؟ فَقَالَ وَيْلَكَ إِنَّمَا يُقَالُ لِشَيْءٍ لَمْ يَكُنْ: مَتَى كَانَ؟ إِنَّ رَبِّي تَبَارَكَ وَ تَعَالَى كَانَ وَ لَمْ يَزَلْ حَيّاً بِلَا كَيْفٍ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كَانَ وَ لَا كَانَ لِكَوْنِهِ كَوْنُ... وَ لَا كَانَ مُسْتَوْحِشاً قَبْلَ أَنْ يَبْتَدِعَ شَيْئاً وَ لَا يُشْبِهُ شَيْئاً مَذْكُوراً، وَ لَا كَانَ خِلْواً مِنْ الْمُلْكِ قَبْلَ إِنْشَائِهِ وَ لَا يَكُونُ مِنْهُ خِلْواً بَعْدَ ذَهَابِهِ لَمْ يَزَلْ حَيّاً بِلَا حَيَاةٍ وَ مَلِكاً قَادِراً قَبْلَ أَنْ يُنْشِئَ شَيْئاً وَ مَلِكاً جَبَّاراً بَعْدَ إِنْشَائِهِ لِلْكَوْنِ فَلَيْسَ لِكَوْنِهِ كَيْفٌ وَ لَا لَهُ أَيْنٌ... كَانَ حَيّاً بِلَا حَيَاةٍ حَادِثَةٍ وَ لَا كَوْنٍ مَوْصُوفٍ وَ لَا كَيْفٍ مَحْدُودٍ وَ لَا أَيْنٍ مَوْقُوفٍ عَلَيْهِ وَ لَا مَكَانٍ جَاوَرَ شَيْئاً بَلْ حَيٌّ يُعْرَفُ وَ مَلِكٌ لَمْ يَزَلْ لَهُ الْقُدْرَةُ وَ الْمُلْكُ أَنْشَأَ مَا شَاءَ حِينَ شَاءَ بِمَشِيئَتِهِ لَا يُحَدُّ وَ لَا يُبَعَّضُ وَ لَا يَفْنَى كَانَ أَوَّلًا بِلَا كَيْفٍ وَ يَكُونُ آخِراً بِلَا أَيْنٍ وَ {{متن قرآن|كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ}} {{متن قرآن|لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}} وَيْلَكَ أَيُّهَا السَّائِلُ! إِنَّ رَبِّي لَا تَغْشَاهُ الْأَوْهَامُ وَ لَا تَنْزِلُ بِهِ الشُّبُهَاتُ، وَ لَا يَحَارُ وَ لَا يُجَاوِزُهُ شَيْءٌ وَ لَا تَنْزِلُ بِهِ الْأَحْدَاثُ وَ لَا يُسْأَلُ عَنْ شَيْءٍ وَ لَا يَنْدَمُ عَلَى شَيْءٍ وَ {{متن قرآن|لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ}} {{متن قرآن|لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَى}}}}اصول کافی، ج۱، ص۸۸-۸۹.</ref>. | ||
*۲. [[کلینی]] از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] می کند: "[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[مردم]] را برای [[جنگ]] با [[معاویه]] برانگیخت در مرتبه دوم پس آنگاه که [[مردم]] گرد آمدند خطابهای ایراد فرمود، در ضمن [[خطابه]] چنین فرمود: [[سپاس]] خدای یگانه یکتای [[استوار]] بیهمتایی که از چیزی پدید نیامده، و نه آنچه را آفرید از چیزی پیش از آن آفرید، قدرتی است که با همین [[قدرت]] بینظیر از همه اشیاء جداست و همه اشیاء نیز از او جدایند - تا آنجا که فرمود: - پس برای او از آنچه آفرید ضدّی نیست و نه در آنچه [[سلطنت]] بر آن دارد همتا و نظیری وجود دارد، هیچ موجودی در [[سلطنت]] و ملکش [[شریک]] او نیست یگانه یکتای پایدار نابودکننده جاودان...."<ref>{{متن حدیث|أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} اسْتَنْهَضَ النَّاسَ فِي حَرْبِ مُعَاوِيَةَ فِي الْمَرَّةِ الثَّانِيَةِ فَلَمَّا حَشَدَ النَّاسُ قَامَ خَطِيباً فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْأَحَدِ الصَّمَدِ الْمُتَفَرِّدِ الَّذِي لَا مِنْ شَيْءٍ كَانَ وَ لَا مِنْ شَيْءٍ خَلَقَ مَا كَانَ قُدْرَةٌ بَانَ بِهَا مِنَ الْأَشْيَاءِ وَ بَانَتِ الْأَشْيَاءُ مِنْهُ... فَلَيْسَ لَهُ فِيمَا خَلَقَ ضِدٌّ وَ لَا لَهُ فِيمَا مَلَكَ نِدٌّ وَ لَمْ يَشْرَكْهُ فِي مُلْكِهِ أَحَدٌ الْوَاحِدُ الْأَحَدُ الصَّمَدُ الْمُبِيدُ لِلْأَبَدِ [الی آخر کلامه صلوات الله علیه]}}؛ اصول کافی، ج۱، ص۱۳۴- ۱۳۶.</ref>. | *۲. [[کلینی]] از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] می کند: "[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[مردم]] را برای [[جنگ]] با [[معاویه]] برانگیخت در مرتبه دوم پس آنگاه که [[مردم]] گرد آمدند خطابهای ایراد فرمود، در ضمن [[خطابه]] چنین فرمود: [[سپاس]] خدای یگانه یکتای [[استوار]] بیهمتایی که از چیزی پدید نیامده، و نه آنچه را آفرید از چیزی پیش از آن آفرید، قدرتی است که با همین [[قدرت]] بینظیر از همه اشیاء جداست و همه اشیاء نیز از او جدایند - تا آنجا که فرمود: - پس برای او از آنچه آفرید ضدّی نیست و نه در آنچه [[سلطنت]] بر آن دارد همتا و نظیری وجود دارد، هیچ موجودی در [[سلطنت]] و ملکش [[شریک]] او نیست یگانه یکتای پایدار نابودکننده جاودان...."<ref>{{متن حدیث|أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} اسْتَنْهَضَ النَّاسَ فِي حَرْبِ مُعَاوِيَةَ فِي الْمَرَّةِ الثَّانِيَةِ فَلَمَّا حَشَدَ النَّاسُ قَامَ خَطِيباً فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْأَحَدِ الصَّمَدِ الْمُتَفَرِّدِ الَّذِي لَا مِنْ شَيْءٍ كَانَ وَ لَا مِنْ شَيْءٍ خَلَقَ مَا كَانَ قُدْرَةٌ بَانَ بِهَا مِنَ الْأَشْيَاءِ وَ بَانَتِ الْأَشْيَاءُ مِنْهُ... فَلَيْسَ لَهُ فِيمَا خَلَقَ ضِدٌّ وَ لَا لَهُ فِيمَا مَلَكَ نِدٌّ وَ لَمْ يَشْرَكْهُ فِي مُلْكِهِ أَحَدٌ الْوَاحِدُ الْأَحَدُ الصَّمَدُ الْمُبِيدُ لِلْأَبَدِ [الی آخر کلامه صلوات الله علیه]}}؛ اصول کافی، ج۱، ص۱۳۴- ۱۳۶.</ref>. | ||
*[[دلالت روایت]] بر حصر [[حاکمیت]] در [[خداوند متعال]] به ویژه با دو جمله {{متن حدیث|وَ لَا لَهُ فِيمَا مَلَكَ نِدٌّ وَ لَمْ يَشْرَكْهُ فِي مُلْكِهِ أَحَدٌ}} روشن است و نیازی به توضیح ندارد. | *[[دلالت روایت]] بر حصر [[حاکمیت]] در [[خداوند متعال]] به ویژه با دو جمله {{متن حدیث|وَ لَا لَهُ فِيمَا مَلَكَ نِدٌّ وَ لَمْ يَشْرَكْهُ فِي مُلْكِهِ أَحَدٌ}} روشن است و نیازی به توضیح ندارد. | ||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
*[[سجود]] و [[عبودیت]] و [[طاعت]]، اشاره ای به مراتب [[خضوع]] برای حق تعالی است که از [[سجود]] آغاز گردیده و در [[عبودیت]] [[خداوند]] تداوم و [[رشد]] یافته و به مرحله [[طاعت]] کامل که مرحله [[انقیاد]] و فنای در [[اراده الهی]] است، به مرتبه کمال میرسد. | *[[سجود]] و [[عبودیت]] و [[طاعت]]، اشاره ای به مراتب [[خضوع]] برای حق تعالی است که از [[سجود]] آغاز گردیده و در [[عبودیت]] [[خداوند]] تداوم و [[رشد]] یافته و به مرحله [[طاعت]] کامل که مرحله [[انقیاد]] و فنای در [[اراده الهی]] است، به مرتبه کمال میرسد. | ||
*در این [[روایت]] - آنچه محل [[شاهد]] ماست - همین مقطع اخیر است که نشان دهنده آن است که [[مأموریت]] اصلی [[پیامبران]]، [[مأموریت]] [[اطاعت محض]] از [[خداوند]] است و به همین جهت است که [[قرآن کریم]] در [[سوره شعراء]] [[پیام]] [[انبیاء]] را به [[قوم]] و [[ملّت]] خویش در [[وجوب اطاعت]] و [[فرمانبری]] از [[انبیاء]] خلاصه میکند: "تقوای [[خدا]] را پیشه کنید، و از [[فرمان]] من [[اطاعت]] کنید"<ref>{{متن قرآن|اتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ}}</ref>. | *در این [[روایت]] - آنچه محل [[شاهد]] ماست - همین مقطع اخیر است که نشان دهنده آن است که [[مأموریت]] اصلی [[پیامبران]]، [[مأموریت]] [[اطاعت محض]] از [[خداوند]] است و به همین جهت است که [[قرآن کریم]] در [[سوره شعراء]] [[پیام]] [[انبیاء]] را به [[قوم]] و [[ملّت]] خویش در [[وجوب اطاعت]] و [[فرمانبری]] از [[انبیاء]] خلاصه میکند: "تقوای [[خدا]] را پیشه کنید، و از [[فرمان]] من [[اطاعت]] کنید"<ref>{{متن قرآن|اتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ}}</ref>. | ||
*۲. [[کلینی]] در [[سند صحیح]] از [[حبیب سجستانی]] [[روایت]] می کند: "شنیدم [[امام باقر]]{{ع}} میفرماید: همانا [[خدای عزوجل]] هنگامی که [[ذریه]] [[آدم]] را از پشت او برون آورد تا [[پیمان]] پروردگاری خویش و [[پیامبری پیامبران]] را از آنان بستاند نخستین کسی که [[پیمان]] [[پیامبری]] او را از آنان گرفت، [[محمد بن عبدالله]]{{صل}} بود، سپس [[خدای عزوجل]] به [[آدم]] فرمود: بنگر چه میبینی؟ [[آدم]] نگاهی به [[ذریه]] خود افکند آنان را در صورت ذرّاتی که [[آسمان]] را پرکردهاند دید و گفت: خدای من چه بسیارند ذریّه من! آنان را برای غایتی آفریدهای، مقصود تو از [[پیمان]] گرفتن از آنان چیست؟ [[خدای عزوجل]] فرمود: مرا بپرستند و برای من شریکی نپذیرند و به فرستادگان من [[ایمان]] آورند و از آنان [[پیروی]] کنند - تا آنجا که [[خداوند]] در پاسخ به | *۲. [[کلینی]] در [[سند صحیح]] از [[حبیب سجستانی]] [[روایت]] می کند: "شنیدم [[امام باقر]]{{ع}} میفرماید: همانا [[خدای عزوجل]] هنگامی که [[ذریه]] [[آدم]] را از پشت او برون آورد تا [[پیمان]] پروردگاری خویش و [[پیامبری پیامبران]] را از آنان بستاند نخستین کسی که [[پیمان]] [[پیامبری]] او را از آنان گرفت، [[محمد بن عبدالله]]{{صل}} بود، سپس [[خدای عزوجل]] به [[آدم]] فرمود: بنگر چه میبینی؟ [[آدم]] نگاهی به [[ذریه]] خود افکند آنان را در صورت ذرّاتی که [[آسمان]] را پرکردهاند دید و گفت: خدای من چه بسیارند ذریّه من! آنان را برای غایتی آفریدهای، مقصود تو از [[پیمان]] گرفتن از آنان چیست؟ [[خدای عزوجل]] فرمود: مرا بپرستند و برای من شریکی نپذیرند و به فرستادگان من [[ایمان]] آورند و از آنان [[پیروی]] کنند - تا آنجا که [[خداوند]] در پاسخ به سؤال [[آدم]] درباره [[راز]] [[اختلاف]] و تفاوت در میان بنی [[آدم]] فرمود: -[[خداوند عزوجل]] فرمود: هان ای [[آدم]]! به جانی که به تو بخشیدم سخن گفتی و در نتیجه [[ضعف]] و [[سستی]] طبیعتت خود را بدآنچه [[دانش]] آن را نداری به زحمت افکندی، منم [[آفریدگار]] [[دانایی]] که با [[دانایی]] و [[آگاهی]] خود میان [[آفرینش]] آفریدگانم تفاوت انداختم، و با [[مشیّت]] خود [[دستور]] و فرمانم را در میان آنان کارگر میسازم، و همگان [[سرنوشت]] و سرانجامشان همان است که من [[با تدبیر]] و تقدیر خود مقدر کردهام، [[آفرینش]] مرا تبدیلی نیست، همانا [[انس]] و [[جن]] را بدان [[غایت]] آفریدم که مرا [[پرستش]] کنند، و [[بهشت]] را برای آنان که از [[فرمان]] من [[اطاعت]] کنند و مرا بپرستند و از [[فرمان]] فرستادگان من [[پیروی]] کنند آفریدم و به جز آن اعتنایی ندارم و [[دوزخ]] را برای آنان که به من [[کفر]] ورزند و از [[فرمان]] من [[سرپیچی]] کنند و از فرستادگانم [[پیروی]] نکنند آفریدم و به جز آن اعتنایی ندارم. تو را و ذریّه تو را آفریدم بدون آنکه به تو یا به آنان مرا نیازی باشد، بلکه بدین جهت تو و آنان را آفریدم تا شما را بیازمایم که کدام یک از شما در دار [[دنیا]] و پیش از [[مرگ]] نیکوکارترید، و به همین جهت [[دنیا]] و [[آخرت]] و [[زندگی]] و [[مرگ]] و [[اطاعت]] و [[معصیت]] و [[بهشت و دوزخ]] را آفریدم، و با تقدیر و [[تدبیر]] خویش اینچنین خواستم. و با [[دانایی]] نافذ و محیطی که به آنان دارم صورتها و پیکرها و رنگها و عمرها و [[روزیها]] و [[طاعت]] و معصیتشان را متفاوت و ناهمانند ساختم"<ref>{{متن حدیث|سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ{{ع}} يَقُولُ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمَّا أَخْرَجَ ذُرِّيَّةَ آدَمَ{{ع}} مِنْ ظَهْرِهِ لِيَأْخُذَ عَلَيْهِمُ الْمِيثَاقَ بِالرُّبُوبِيَّةِ لَهُ، وَ بِالنُّبُوَّةِ لِكُلِّ نَبِيٍّ، فَكَانَ أَوَّلَ مَنْ أَخَذَ لَهُ عَلَيْهِمُ الْمِيثَاقَ بِنُبُوَّتِهِ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ{{صل}} ثُمَّ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لآِدَمَ: انْظُرْ مَا ذَا تَرَى؟ قَالَ: فَنَظَرَ آدَمُ{{ع}} إِلَى ذُرِّيَّتِهِ وَ هُمْ ذَرٌّ قَدْ مَلَئُوا السَّمَاءَ، قَالَ آدَمُ{{ع}}: يَا رَبِّ مَا أَكْثَرَ ذُرِّيَّتِي، وَ لِأَمْرٍ مَا خَلَقْتَهُمْ، فَمَا تُرِيدُ مِنْهُمْ بِأَخْذِكَ الْمِيثَاقَ عَلَيْهِمْ؟ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً وَ يُؤْمِنُونَ بِرُسُلِي وَ يَتَّبِعُونَهُمْ...قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَا آدَمُ بِرُوحِي نَطَقْتَ وَ بِضَعْفِ طَبِيعَتِكَ تَكَلَّفْتَ مَا لَا عِلْمَ لَكَ بِهِ وَ أَنَا الْخَالِقُ الْعَالِمُ بِعِلْمِي خَالَفْتُ بَيْنَ خَلْقِهِمْ وَ بِمَشِيئَتِي يَمْضِي فِيهِمْ أَمْرِي وَ إِلَى تَدْبِيرِي وَ تَقْدِيرِي صَائِرُونَ، لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِي إِنَّمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ لِيَعْبُدُونِ، وَ خَلَقْتُ الْجَنَّةَ لِمَنْ أَطَاعَنِي وَ عَبَدَنِي مِنْهُمْ وَ اتَّبَعَ رُسُلِي وَ لَا أُبَالِي، وَ خَلَقْتُ النَّارَ لِمَنْ كَفَرَ بِي وَ عَصَانِي وَ لَمْ يَتَّبِعْ رُسُلِي وَ لَا أُبَالِي وَ خَلَقْتُكَ وَ خَلَقْتُ ذُرِّيَّتَكَ مِنْ غَيْرِ فَاقَةٍ بِي إِلَيْكَ وَ إِلَيْهِمْ، وَ إِنَّمَا خَلَقْتُكَ وَ خَلَقْتُهُمْ لِأَبْلُوَكَ وَ أَبْلُوَهُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا فِي دَارِ الدُّنْيَا فِي حَيَاتِكُمْ وَ قَبْلَ مَمَاتِكُمْ، فَلِذَلِكَ خَلَقْتُ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةَ وَ الْحَيَاةَ وَ الْمَوْتَ وَ الطَّاعَةَ وَ الْمَعْصِيَةَ وَ الْجَنَّةَ وَ النَّارَ، وَ كَذَلِكَ أَرَدْتُ فِي تَقْدِيرِي وَ تَدْبِيرِي، وَ بِعِلْمِيَ النَّافِذِ فِيهِمْ خَالَفْتُ بَيْنَ صُوَرِهِمْ وَ أَجْسَامِهِمْ وَ أَلْوَانِهِمْ وَ أَعْمَارِهِمْ وَ أَرْزَاقِهِمْ وَ طَاعَتِهِمْ وَ مَعْصِيَتِهِمْ... فَلِذَلِكَ خَلَقْتُهُمْ لِأَبْلُوَهُمْ فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ فِيمَا أُعَافِيهِمْ وَ فِيمَا أَبْتَلِيهِمْ وَ فِيمَا أُعْطِيهِمْ وَ فِيمَا أَمْنَعُهُمْ وَ أَنَا اللَّهُ الْمَلِكُ الْقَادِرُ وَ لِي أَنْ أَمْضِيَ جَمِيعَ مَا قَدَّرْتُ عَلَى مَا دَبَّرْتُ وَ لِي أَنْ أُغَيِّرَ مِنْ ذَلِكَ مَا شِئْتُ إِلَى مَا شِئْتُ وَ أُقَدِّمَ مِنْ ذَلِكَ مَا أَخَّرْتُ وَ أُؤَخِّرَ مِنْ ذَلِكَ مَا قَدَّمْتُ وَ أَنَا اللَّهُ الْفَعَّالُ لِمَا أُرِيدُ لَا أُسْأَلُ عَمَّا أَفْعَلُ وَ أَنَا أَسْأَلُ خَلْقِي عَمَّا هُمْ فَاعِلُونَ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۸ -۱۰.</ref>. | ||
*بدین جهت آنان را آفریدم تا آنان را بیازمایم در فراخی و تنگی و در آنچه به آنان [[عافیت]] میدهم و آنچه آنان را در آن میآزمایم و در آنچه به آنان میبخشم و در آنچه از آنان بازمیدارم و منم [[خداوند]] [[پادشاه]] توانا و مراست که آنچه تقدیر کردهام عملی سازم به همان نحو که [[تدبیر]] کردهام و مراست که آنچه را بخواهم دگرگون سازم به آنچه میخواهم، پیش اندازم از آن آنچه را پس انداختم، و پس اندازم آنچه را پیش انداختم. منم خدای انجام دهنده آنچه [[اراده]] کند، در برابر آنچه انجام میدهم مورد پرسوجو قرار نمیگیرم و من از آفریدگانم از آنچه انجام میدهند میپرسم. | *بدین جهت آنان را آفریدم تا آنان را بیازمایم در فراخی و تنگی و در آنچه به آنان [[عافیت]] میدهم و آنچه آنان را در آن میآزمایم و در آنچه به آنان میبخشم و در آنچه از آنان بازمیدارم و منم [[خداوند]] [[پادشاه]] توانا و مراست که آنچه تقدیر کردهام عملی سازم به همان نحو که [[تدبیر]] کردهام و مراست که آنچه را بخواهم دگرگون سازم به آنچه میخواهم، پیش اندازم از آن آنچه را پس انداختم، و پس اندازم آنچه را پیش انداختم. منم خدای انجام دهنده آنچه [[اراده]] کند، در برابر آنچه انجام میدهم مورد پرسوجو قرار نمیگیرم و من از آفریدگانم از آنچه انجام میدهند میپرسم. | ||
*روشنی مضامین این [[روایت]] بلند معنا ما را از هرگونه تعلیق و [[تفسیر]] بی نیاز می کند، تنها به همین اشاره اکتفا می کنیم که در این [[روایت]] همان مورد تأکید و [[تبیین]] قرار گرفته که در [[روایت]] پیشین به [[اجمال]] بدان اشاره شده است و عصاره مفاهیم هر دو [[روایت]] ضمن [[اثبات]] [[مُلک]] و تصرّف و [[تدبیر]] و [[مدیریت]] فعّال برای [[خداوند]]، [[حصر]] این [[مُلک]] و [[تدبیر]] و تصرّف و [[مدیریت]] [[جهان]] و [[انسان]] در ذات [[اقدس]] حقتعالی و ثبوت [[حقّ]] [[اطاعت محض]] از ازل برای اوست و اینکه [[میثاق]] و [[پیمان]] [[خداوند]] با [[بندگان]] خویش، [[میثاق]] و [[پیمان]] [[طاعت]] و [[بندگی]] و [[فرمانبری]] و [[خضوع]] و [[سرسپردگی]] برای [[حکومت]] و [[فرمانروایی]] اوست. | *روشنی مضامین این [[روایت]] بلند معنا ما را از هرگونه تعلیق و [[تفسیر]] بی نیاز می کند، تنها به همین اشاره اکتفا می کنیم که در این [[روایت]] همان مورد تأکید و [[تبیین]] قرار گرفته که در [[روایت]] پیشین به [[اجمال]] بدان اشاره شده است و عصاره مفاهیم هر دو [[روایت]] ضمن [[اثبات]] [[مُلک]] و تصرّف و [[تدبیر]] و [[مدیریت]] فعّال برای [[خداوند]]، [[حصر]] این [[مُلک]] و [[تدبیر]] و تصرّف و [[مدیریت]] [[جهان]] و [[انسان]] در ذات [[اقدس]] حقتعالی و ثبوت [[حقّ]] [[اطاعت محض]] از ازل برای اوست و اینکه [[میثاق]] و [[پیمان]] [[خداوند]] با [[بندگان]] خویش، [[میثاق]] و [[پیمان]] [[طاعت]] و [[بندگی]] و [[فرمانبری]] و [[خضوع]] و [[سرسپردگی]] برای [[حکومت]] و [[فرمانروایی]] اوست. | ||