وراثت علم پیامبر خاتم: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==منابع== *[[ +==منابع== {{منابع}} * [[))
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-''']] == پانویس == {{پانویس}} +''']] {{پایان منابع}} == پانویس == {{پانویس}}))
خط ۱۱: خط ۱۱:
{{منابع}}
{{منابع}}
* [[پرونده:10103832.jpg|22px]] [[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[شرح زیارت جامعه کبیره ۴ (کتاب)|'''شرح زیارت جامعه کبیره ۴''']]
* [[پرونده:10103832.jpg|22px]] [[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[شرح زیارت جامعه کبیره ۴ (کتاب)|'''شرح زیارت جامعه کبیره ۴''']]
{{پایان منابع}}


== پانویس ==
== پانویس ==

نسخهٔ ‏۱۶ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۲۲:۳۹


این مدخل از زیرشاخه‌های بحث علم معصوم است. "وراثت علم پیامبر خاتم" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل علم معصوم (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

  • دانش تمام پیامبران پیشین، به پیامبر(ص) واگذار شد و پیامبر(ص)، آن را به اهل بیت(ع) خود سپرد. امام باقر(ع)، در روایتی از پیامبر خدا(ص) نقل کرده که فرمود: نخستین جانشینی که بر زمین بود، هبة الله، پسر حضرت آدم(ع) بود، و پیامبری رحلت نکرده، مگر آن که جانشینی داشته است و شمار همه پیامبران، یکصد و بیست هزار پیامبر بوده است که پنج تن از ایشان، یعنی : حضرت نوح، حضرت ابراهیم، حضرت موسی، حضرت عیسی و محمد(ص)، اولو العزم بوده‌اند و علی بن ابی طالب(ع)، هدیه خداوند به محمد(ص) است که دانش اوصیا و دانش کسانی را که پیش از او بوده‌اند، به ارث برده است؛ ولی محمد(ص)، دانش پیامبران و فرستاده شدگان پیشین را به ارث برده است[۱] امیر مؤمنان(ع)، مردم را از بی‌راهه و کژراهه، باز می‌داشت و به مردم می‌فرمود:" إِنَ‏ الْعِلْمَ‏ الَّذِي‏ هَبَطَ بِهِ‏ آدَمُ‏ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ جَمِيعَ مَا فُضِّلَتْ بِهِ النَّبِيُّونَ إِلَى خَاتَمِ النَّبِيِّينَ فِي عِتْرَةِ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ‏ ‏‏‏‏"[۲] دانشی که آدم و آن را فرود آورد و هر آنچه پیامبران تا خاتم الأنبیاء، بدان برتری داده شده‌اند، در خاندان محمد(ص) است. پس به کدام کژراهه می‌روید؟ و به کدام سو روانید؟[۳]

منابع

پانویس

  1. الکافی ، ج ۱، ص ۲۲۴، ح ۲.
  2. ارشاد ج۱ ص۲۳۲.
  3. محمدی ری‌شهری، محمد، شرح زیارت جامعه کبیره ، ص۷۶ الی ۸۲.