علم غیب در لغت: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'عین' به 'عین'
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==پانویس== +== پانویس ==))
جز (جایگزینی متن - 'عین' به 'عین')
خط ۱۸: خط ۱۸:
#زبیدی (ت ۱۲۰۵ ه) در تاج العروس آورده است: «و غیب یعنی هر آنچه از شما غایب است، مثل اینکه مصدر به معنای فاعل است و در کشاف نیز مانند آن آمده است... و شَمِر می‌گوید: هر مکانی که روشن نباشد، چه چیزی در آن وجود دارد، غیب است و همچنین جایگاهی که ما وراء آن مشخص نباشد، [[غیبت]] است و جمع غیب، [[غیوب]] است»<ref>زبیدی ج ۲ ص۲۹۵.</ref>.<ref>چنانچه علامه طباطبائی نیز به همین معنا اشاره کرده است، او می‌گوید: «غیب نقطه مقابل شهادت و حضور است و بر هر چیزی که محسوس نباشد، منطبق می‌شود» المیزان ج ۱ ص۴۵.</ref>.<ref>[[علی جزیری احسائی|جزیری احسائی، علی]]، [[دفع الریب عن علم الغیب (کتاب)|'''دفع الریب عن علم الغیب''']].</ref>
#زبیدی (ت ۱۲۰۵ ه) در تاج العروس آورده است: «و غیب یعنی هر آنچه از شما غایب است، مثل اینکه مصدر به معنای فاعل است و در کشاف نیز مانند آن آمده است... و شَمِر می‌گوید: هر مکانی که روشن نباشد، چه چیزی در آن وجود دارد، غیب است و همچنین جایگاهی که ما وراء آن مشخص نباشد، [[غیبت]] است و جمع غیب، [[غیوب]] است»<ref>زبیدی ج ۲ ص۲۹۵.</ref>.<ref>چنانچه علامه طباطبائی نیز به همین معنا اشاره کرده است، او می‌گوید: «غیب نقطه مقابل شهادت و حضور است و بر هر چیزی که محسوس نباشد، منطبق می‌شود» المیزان ج ۱ ص۴۵.</ref>.<ref>[[علی جزیری احسائی|جزیری احسائی، علی]]، [[دفع الریب عن علم الغیب (کتاب)|'''دفع الریب عن علم الغیب''']].</ref>
==جمع‌‌بندی==
==جمع‌‌بندی==
# تعریف غیب به «آنچه از دیدگان غایب است» و به «آنچه مخفی است» مانع اغیار نیست زیرا آنچه شخص [[نابینا]] می‌شنود داخل در [[شهادت]] و [[حضور]] است و [[حب]] و [[بغض]] و [[ناراحتی]] و [[شادی]] و [[آرزو]] و همّ و غمّ همگی از دیدگان غایب هستند و همگی از امور مخفی هستند ولی در [[عین]] حال نسبت به صاحب این حالات داخل در امور حضوری هستند.
# تعریف غیب به «آنچه از دیدگان غایب است» و به «آنچه مخفی است» مانع اغیار نیست زیرا آنچه شخص [[نابینا]] می‌شنود داخل در [[شهادت]] و [[حضور]] است و [[حب]] و [[بغض]] و [[ناراحتی]] و [[شادی]] و [[آرزو]] و همّ و غمّ همگی از دیدگان غایب هستند و همگی از امور مخفی هستند ولی در عین حال نسبت به صاحب این حالات داخل در امور حضوری هستند.
# تعریفی که راغب در مفردات [[ذکر]] کرده<ref>مراد راغب درمورد سخن خداوند متعال است که می‌فرماید: {{متن قرآن|أَمْ كَانَ مِنَ الْغَائِبِينَ}} و درباره هر چیزی که از حواس غایب باشد، به کار می‌رود.</ref>، نسبت به آنچه از لسان العرب [[نقل]] شد، بهتر است، غیر از اینکه باید توجه داشت [[ظاهر]] [[کلام]] ایشان درباره حواس، این است که [[حواس ظاهری]] مراد است و بر او اشکال می‌شود که [[حب]] و [[بغض]] و [[شادی]] و [[ناراحتی]] و امثال آن از حواس [[غایب]] هستند، ولی برای صاحبشان غایب نیستند چرا که [[انسان]] نسبت به حب و شادی خود [[علم حضوری]] دارد.
# تعریفی که راغب در مفردات [[ذکر]] کرده<ref>مراد راغب درمورد سخن خداوند متعال است که می‌فرماید: {{متن قرآن|أَمْ كَانَ مِنَ الْغَائِبِينَ}} و درباره هر چیزی که از حواس غایب باشد، به کار می‌رود.</ref>، نسبت به آنچه از لسان العرب [[نقل]] شد، بهتر است، غیر از اینکه باید توجه داشت [[ظاهر]] [[کلام]] ایشان درباره حواس، این است که [[حواس ظاهری]] مراد است و بر او اشکال می‌شود که [[حب]] و [[بغض]] و [[شادی]] و [[ناراحتی]] و امثال آن از حواس [[غایب]] هستند، ولی برای صاحبشان غایب نیستند چرا که [[انسان]] نسبت به حب و شادی خود [[علم حضوری]] دارد.
# نسبت به تعریف‌هایی که [[ذکر]] شد اشکال در آنچه زبیدی بیان کرده روشن‌تر است، زیرا آنچه از من غایب است [[غیب]] نسبت به من است ولی نسبت به کسانی که حاضر هستند غیب نیست.
# نسبت به تعریف‌هایی که [[ذکر]] شد اشکال در آنچه زبیدی بیان کرده روشن‌تر است، زیرا آنچه از من غایب است [[غیب]] نسبت به من است ولی نسبت به کسانی که حاضر هستند غیب نیست.
۲۲۴٬۹۹۹

ویرایش