سیره اقتصادی امام هادی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۹: خط ۹:
[[ایمنی]] [[اقتصادی]] یکی از [[اهداف]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} در رابطه با گروه [[شیعه]] به‌شمار می‌رفت. گروهی که [[ائمّه]]{{عم}} می‌خواستند در کیان خود مستقل بوده و از همه عوامل [[ضعف]] و فروپاشی که شرایط [[سیاسی]] و اقتصادی کلّی [[جامعه]] بر آن [[تحمیل]] می‌کرد به دور باشد.
[[ایمنی]] [[اقتصادی]] یکی از [[اهداف]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} در رابطه با گروه [[شیعه]] به‌شمار می‌رفت. گروهی که [[ائمّه]]{{عم}} می‌خواستند در کیان خود مستقل بوده و از همه عوامل [[ضعف]] و فروپاشی که شرایط [[سیاسی]] و اقتصادی کلّی [[جامعه]] بر آن [[تحمیل]] می‌کرد به دور باشد.


[[سیستم]] [[وکلا]] نقش مهمی در این ایمنی ایفا می‌نمود. همچنان که گاه خود [[امام]]{{ع}} نیز مستقیما نیازهای مادّی آنان را برطرف می‌نمود.
[[سیستم]] [[وکلا]] نقش مهمی در این ایمنی ایفا می‌نمود. همچنان که گاه خود [[امام هادی]]{{ع}} نیز مستقیما نیازهای مادّی آنان را برطرف می‌نمود.


آورده‌اند که [[ابو عمرو عثمان بن سعید]] و [[احمد بن اسحاق اشعری]] و [[علی بن جعفر همدانی]] بر [[حضرت امام هادی]]{{ع}} داخل شدند. [[احمد بن اسحاق]] به نزد آن حضرت [[شکایت]] برد که بدهکاری سنگینی بر گردن او می‌باشد، امام{{ع}} به ابو عمرو که [[وکیل]] آن حضرت بود فرمودند: «ای ابا عمرو، سی هزار دینار به احمد بن اسحاق و سی هزار دینار به علی بن جعفر بده و خود نیز سی هزار دینار برای خویش بردار»<ref>مناقب، ج۲، ص۴۸۸.</ref>.
آورده‌اند که [[ابو عمرو عثمان بن سعید]] و [[احمد بن اسحاق اشعری]] و [[علی بن جعفر همدانی]] بر [[حضرت امام هادی]]{{ع}} داخل شدند. [[احمد بن اسحاق]] به نزد آن حضرت [[شکایت]] برد که بدهکاری سنگینی بر گردن او می‌باشد، امام{{ع}} به ابو عمرو که [[وکیل]] آن حضرت بود فرمودند: «ای ابا عمرو، سی هزار دینار به احمد بن اسحاق و سی هزار دینار به علی بن جعفر بده و خود نیز سی هزار دینار برای خویش بردار»<ref>مناقب، ج۲، ص۴۸۸.</ref>.
خط ۱۸: خط ۱۸:


امام هادی{{ع}} فرمودند: «ای ابو هاشم، خداوند متعال تو و اسبت را [[قوی]] و نیرومند گرداند». عبد الرّحمان گوید: از آن‌پس ابو هاشم نماز صبح را در [[بغداد]] و نماز ظهر را در [[سامرا]] می‌خواند و اگر می‌خواست نماز مغرب را در بغداد به‌جای می‌آورد<ref>مناقب، ج۲، ص۴۴۸.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۲ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۲]]، ص ۲۸۲.</ref>
امام هادی{{ع}} فرمودند: «ای ابو هاشم، خداوند متعال تو و اسبت را [[قوی]] و نیرومند گرداند». عبد الرّحمان گوید: از آن‌پس ابو هاشم نماز صبح را در [[بغداد]] و نماز ظهر را در [[سامرا]] می‌خواند و اگر می‌خواست نماز مغرب را در بغداد به‌جای می‌آورد<ref>مناقب، ج۲، ص۴۴۸.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۲ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۲]]، ص ۲۸۲.</ref>
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل وابسته}}
* [[سبک زندگی امام هادی]]
* [[سیره اخلاقی امام هادی]]
* [[سیره عبادی امام هادی]]
* [[سیره خانوادگی امام هادی]]
* [[سیره تربیتی امام هادی]]
* [[سیره اجتماعی امام هادی]]
* [[سیره علمی امام هادی]]
* [[سیره تبلیغی امام هادی]]
* [[سیره سیاسی امام هادی]]
* [[سیره اقتصادی امام هادی]]
* [[سیره فرهنگی امام هادی]]
* [[سیره مدیریتی امام هادی]]
* [[سیره نظامی امام هادی]]
* [[سیره قضایی امام هادی]]
{{پایان مدخل وابسته}}


== منابع ==
== منابع ==
خط ۲۷: خط ۴۵:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:امام هادی]]
[[رده:سیره امام هادی]]
[[رده:سیره اقتصادی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۸ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۳۳

مقدمه ‌

ایمنی اقتصادی یکی از اهداف اهل‌بیت(ع) در رابطه با گروه شیعه به‌شمار می‌رفت. گروهی که ائمّه(ع) می‌خواستند در کیان خود مستقل بوده و از همه عوامل ضعف و فروپاشی که شرایط سیاسی و اقتصادی کلّی جامعه بر آن تحمیل می‌کرد به دور باشد.

سیستم وکلا نقش مهمی در این ایمنی ایفا می‌نمود. همچنان که گاه خود امام هادی(ع) نیز مستقیما نیازهای مادّی آنان را برطرف می‌نمود.

آورده‌اند که ابو عمرو عثمان بن سعید و احمد بن اسحاق اشعری و علی بن جعفر همدانی بر حضرت امام هادی(ع) داخل شدند. احمد بن اسحاق به نزد آن حضرت شکایت برد که بدهکاری سنگینی بر گردن او می‌باشد، امام(ع) به ابو عمرو که وکیل آن حضرت بود فرمودند: «ای ابا عمرو، سی هزار دینار به احمد بن اسحاق و سی هزار دینار به علی بن جعفر بده و خود نیز سی هزار دینار برای خویش بردار»[۱].

از ابو هاشم جعفری روایت شده است که گفت: در نزد امام هادی(ع) از تنگدستی خود شکایت کردم. آن حضرت همین‌طور که روی خاک نشسته بود، مشتی از خاک برداشته، کفی از آن به من داد و فرمود: «به‌وسیله این در زندگی خود گشایشی ایجاد کن». من آن مشت خاک را به نزد ریخته‌گری بردم و به او گفتم این را ذوب کن. وی آن را ذوب کرد و گفت: طلایی سرختر از آن ندیده است‌[۲].

از عبدالله بن عبدالرحمان صالحی روایت شده است که: ابو هاشم پس از اینکه به بغداد منتقل شده بود در رابطه با سختی آمد و شد به نزد آن حضرت در سامرا به نزد امام هادی(ع) شکایت برده و عرض کرد: مولای من، خداوند متعال را بخوان و برای من دعا کن؛ چراکه من جز این اسب ضعیف غیراصیل وسیله سواری دیگری ندارم.

امام هادی(ع) فرمودند: «ای ابو هاشم، خداوند متعال تو و اسبت را قوی و نیرومند گرداند». عبد الرّحمان گوید: از آن‌پس ابو هاشم نماز صبح را در بغداد و نماز ظهر را در سامرا می‌خواند و اگر می‌خواست نماز مغرب را در بغداد به‌جای می‌آورد[۳].[۴]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. مناقب، ج۲، ص۴۸۸.
  2. مناقب، ج۲، ص۴۸۸.
  3. مناقب، ج۲، ص۴۴۸.
  4. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۲، ص ۲۸۲.