توحید در اطاعت در قرآن: تفاوت میان نسخهها
(←مقدمه) |
(←منابع) |
||
| (۳۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۸ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = توحید در اطاعت | |||
| عنوان مدخل = توحید در اطاعت | |||
| مداخل مرتبط = [[توحید در اطاعت در قرآن]] | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
[[پیروی]] از دستورهای [[خدا]] در [[حقیقت]] [[عبادت]] [[پروردگار]] است، چنان که [[اطاعت]] از [[شیطان]]، [[عبادت]] اوست و [[پیروی]] از هوا و هوس، خودپرستی است<ref>انوار درخشان، ج ۱۵، ص ۲۲۳.</ref>: {{متن قرآن|أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلا تَذَكَّرُونَ}}<ref> آیا آن کس را دیدی که هوای (نفس) خود را، خدای خویش گرفته است و خداوند او را از روی آگاهی به حال وی در گمراهی واگذاشته و بر گوش و دل او مهر نهاده و بر چشم او پردهای کشیده است؟ پس چه کسی پس از خداوند او را رهنمون خواهد شد؟ آیا پند نمیگیرید؟؛ سوره جاثیه، آیه۲۳.</ref> [[اطاعت]] از دستورهای معبود، شعار [[عبودیت]] است که باید در [[شئون]] زندگی ظاهر شود<ref>انوار درخشان، ج ۱۸، ص ۲۳۵.</ref>، زیرا مراد از [[عبودیت]] [[اعتقاد]] به اصول [[توحید]] و [[قیام]] به ادای [[وظایف]] الهی است<ref>انوار درخشان، ج ۱۵، ص ۴۸۱.</ref>. به گفتهای، [[اطاعت]] عین [[عبادت]] است و چون [[پرستش]] غیر [[خدا]] صحیح نیست، [[اطاعت]] غیر او نیز روا نیست مگر به [[فرمان خدا]]<ref>المیزان، ج ۵، ص ۱۸۲.</ref>. | |||
[[قرآن کریم]] در [[آیه]] ۵۹ سوره نساء به [[مؤمنان]] [[فرمان]] میدهد از [[خدا]] و [[رسول]] و صاحبان [[امر]] [[ولایت]] [[اطاعت]] کنند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً }}<ref> ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است؛ سوره نساء، آیه۵۹.</ref>. از آنجا که [[اطاعت]] از [[رسول خدا]] {{صل}} و [[اولی الامر]] به [[دستور]] خداست، خود گونهای [[اطاعت]] از خداست: {{متن قرآن|مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا}}<ref> هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بیگمان از خداوند فرمان برده است و هر که رو گرداند (بگو بگرداند) ما تو را مراقب آنان نفرستادهایم؛ سوره نساء، آیه ۸۰.</ref>. | |||
برخی [[مفسران]] [[توحید]] را به رهایی [[انسان]] از قید [[بندگی]] هرچه جز خداست معنا کرده و بر اساس آن [[اطاعت]] و [[خضوع]] مطلق را برای کسی جز [[خدا]] روا ندانسته و معتقدند که [[اطاعت]] از [[حاکمان]] و متصدیان امور در [[حقیقت]] [[اطاعت]] از [[شرع]] است، نه خصوص آن ها و از این رو اگر آنان بر اساس [[شریعت]] [[رفتار]] کنند، [[موحدان]] یاریشان میکنند و اگر از آن [[منحرف]] گردند، به [[یاری]] امّت آنان را به مسیر [[شریعت]] باز میگردانند<ref>المنار، ج ۵، ص ۱۴۹.</ref>. این سخن گرچه به جای خود درست است، هیچ گاه موجب نمیشود که موحّدان از کسانی [[پیروی]] کنند که اصل تصدّی و [[حاکمیت]] آنان پایه شرعی و عقلی ندارد. [[مفسران]] ذیل [[آیه]] ۱۲۱ سوره انعام که [[اطاعت]] از اولیای [[شیطان]] "مشرکان" را [[شرک]] دانسته: {{متن قرآن|وَلاَ تَأْكُلُواْ مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ}}<ref> و بدینگونه برای هر پیامبری دشمنی از شیطانهای آدمی و پری قرار دادیم که برخی به برخی دیگر یکدیگر، به فریب سخنان آراسته الهام میکنند و اگر پروردگار تو میخواست آن (کار) را نمیکردند پس آنان را با دروغی که میبافند واگذا؛ سوره انعام، آیه۱۲۱.</ref> آوردهاند که [[اطاعت]] به معنای قبول [[فرمان]] و به گردن نهادن قید [[عبودیت]] است<ref>انوار درخشان، ج ۶، ص ۱۳۸.</ref> و هر کس در [[دین]] خود از غیر [[خدا]] [[پیروی]] کند، مشرک است<ref>جوامع الجامع، ج ۱، ص ۴۰۶؛ الصافی، ج ۲، ص ۱۵۲؛ من هدی القرآن، ج ۳، ص ۱۷۴.</ref>.<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص۷۲ ـ ۱۱۵؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۳۰۹</ref> | |||
{{ | |||
[[ | == آیات اطاعت == | ||
[[رده:توحید | [[آیات]] دالّۀ بر [[حصر]] [[فرمانروایی]] در [[ذات خداوند]] با بهکارگیری واژۀ «[[اطاعت]]» بسیار است در ذیل به چند نمونه اکتفا میکنیم: | ||
# {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنْتُمْ تَسْمَعُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند و پیامبر او فرمان برید و در حالی که سخن او را میشنوید از او رو مگردانید» سوره انفال، آیه ۲۰.</ref>. [[نهی]] از [[تولّی]] یعنی [[اعراض]] از [[خدا]] و [[رسول]] دلالت بر حصر اطاعت در خدا و رسول دارد؛ زیرا باتوجه به اطلاق [[وجوب]] [[اطاعت از خدا]] و رسول هرگونه اطاعت از غیر خدا و رسول اگر با [[اذن خدا]] و رسول نباشد مصداق اعراض و تولّی از خدا و رسول است. | |||
# {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكَافِرِينَ وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِيرًا * خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا لَا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا * يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا * وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا}}<ref>«خداوند کافران را لعنت و برای آنان آتش (دوزخ) را آماده کرده است * هماره در آن جاودانند و یار و یاوری نمییابند * روزی که چهرههای آنان در آتش گردانده شود میگویند: ای کاش از خداوند و پیامبر فرمان برده بودیم * و میگویند: پروردگارا! ما از سرکردگان و بزرگانمان فرمان بردیم و آنان ما را از راه به در بردند» سوره احزاب، آیه ۶۴-۶۷.</ref>. این آیات به روشنی و صراحت دلالت بر عدم جواز اطاعت از غیر خدا و رسول دارد که نتیجۀ آن حصر جواز اطاعت در ذات خدا و رسول است. در این آیات [[کافران]] [[عذاب]] و عقاب خود را نتیجۀ عدم اطاعت از خدا و رسول، و اطاعت از [[سادات]] وکبراء خود میدانند و با توجه به اینکه اطاعت از هر آمر و فرمانروایی او را مصداق سادات و کبراء میگرداند؛ زیرا ملاک سیادت و کبیریّت چیزی جز [[مقام]] آمریت و فرمانروایی نیست، بنابراین هر اطاعتی که [[اطاعت خدا]] و رسول نباشد [[اطاعت]] از [[سادات]] و کبرائی است که [[عذاب]] آور و [[کیفر]] خیز است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۳ (کتاب)| فقه نظام سیاسی اسلام ج۳]]، ص ۱۲۱</ref>. | |||
== منابع == | |||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[توحید - رمضانی (مقاله)|توحید]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹''']] | |||
# [[پرونده:IM010856.jpg|22px]] [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|'''قرآن و علم کلام''']] | |||
# [[پرونده:1100460.jpg|22px]] [[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۳ (کتاب)|'''فقه نظام سیاسی اسلام ج۳''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
== پانویس == | |||
{{پانویس}} | |||
[[رده:توحید]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱۵ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۴۰
مقدمه
پیروی از دستورهای خدا در حقیقت عبادت پروردگار است، چنان که اطاعت از شیطان، عبادت اوست و پیروی از هوا و هوس، خودپرستی است[۱]: ﴿أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلا تَذَكَّرُونَ﴾[۲] اطاعت از دستورهای معبود، شعار عبودیت است که باید در شئون زندگی ظاهر شود[۳]، زیرا مراد از عبودیت اعتقاد به اصول توحید و قیام به ادای وظایف الهی است[۴]. به گفتهای، اطاعت عین عبادت است و چون پرستش غیر خدا صحیح نیست، اطاعت غیر او نیز روا نیست مگر به فرمان خدا[۵].
قرآن کریم در آیه ۵۹ سوره نساء به مؤمنان فرمان میدهد از خدا و رسول و صاحبان امر ولایت اطاعت کنند: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً ﴾[۶]. از آنجا که اطاعت از رسول خدا (ص) و اولی الامر به دستور خداست، خود گونهای اطاعت از خداست: ﴿مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا﴾[۷].
برخی مفسران توحید را به رهایی انسان از قید بندگی هرچه جز خداست معنا کرده و بر اساس آن اطاعت و خضوع مطلق را برای کسی جز خدا روا ندانسته و معتقدند که اطاعت از حاکمان و متصدیان امور در حقیقت اطاعت از شرع است، نه خصوص آن ها و از این رو اگر آنان بر اساس شریعت رفتار کنند، موحدان یاریشان میکنند و اگر از آن منحرف گردند، به یاری امّت آنان را به مسیر شریعت باز میگردانند[۸]. این سخن گرچه به جای خود درست است، هیچ گاه موجب نمیشود که موحّدان از کسانی پیروی کنند که اصل تصدّی و حاکمیت آنان پایه شرعی و عقلی ندارد. مفسران ذیل آیه ۱۲۱ سوره انعام که اطاعت از اولیای شیطان "مشرکان" را شرک دانسته: ﴿وَلاَ تَأْكُلُواْ مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ﴾[۹] آوردهاند که اطاعت به معنای قبول فرمان و به گردن نهادن قید عبودیت است[۱۰] و هر کس در دین خود از غیر خدا پیروی کند، مشرک است[۱۱].[۱۲]
آیات اطاعت
آیات دالّۀ بر حصر فرمانروایی در ذات خداوند با بهکارگیری واژۀ «اطاعت» بسیار است در ذیل به چند نمونه اکتفا میکنیم:
- ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنْتُمْ تَسْمَعُونَ﴾[۱۳]. نهی از تولّی یعنی اعراض از خدا و رسول دلالت بر حصر اطاعت در خدا و رسول دارد؛ زیرا باتوجه به اطلاق وجوب اطاعت از خدا و رسول هرگونه اطاعت از غیر خدا و رسول اگر با اذن خدا و رسول نباشد مصداق اعراض و تولّی از خدا و رسول است.
- ﴿إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكَافِرِينَ وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِيرًا * خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا لَا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا * يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا * وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا﴾[۱۴]. این آیات به روشنی و صراحت دلالت بر عدم جواز اطاعت از غیر خدا و رسول دارد که نتیجۀ آن حصر جواز اطاعت در ذات خدا و رسول است. در این آیات کافران عذاب و عقاب خود را نتیجۀ عدم اطاعت از خدا و رسول، و اطاعت از سادات وکبراء خود میدانند و با توجه به اینکه اطاعت از هر آمر و فرمانروایی او را مصداق سادات و کبراء میگرداند؛ زیرا ملاک سیادت و کبیریّت چیزی جز مقام آمریت و فرمانروایی نیست، بنابراین هر اطاعتی که اطاعت خدا و رسول نباشد اطاعت از سادات و کبرائی است که عذاب آور و کیفر خیز است[۱۵].
منابع
پانویس
- ↑ انوار درخشان، ج ۱۵، ص ۲۲۳.
- ↑ آیا آن کس را دیدی که هوای (نفس) خود را، خدای خویش گرفته است و خداوند او را از روی آگاهی به حال وی در گمراهی واگذاشته و بر گوش و دل او مهر نهاده و بر چشم او پردهای کشیده است؟ پس چه کسی پس از خداوند او را رهنمون خواهد شد؟ آیا پند نمیگیرید؟؛ سوره جاثیه، آیه۲۳.
- ↑ انوار درخشان، ج ۱۸، ص ۲۳۵.
- ↑ انوار درخشان، ج ۱۵، ص ۴۸۱.
- ↑ المیزان، ج ۵، ص ۱۸۲.
- ↑ ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است؛ سوره نساء، آیه۵۹.
- ↑ هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بیگمان از خداوند فرمان برده است و هر که رو گرداند (بگو بگرداند) ما تو را مراقب آنان نفرستادهایم؛ سوره نساء، آیه ۸۰.
- ↑ المنار، ج ۵، ص ۱۴۹.
- ↑ و بدینگونه برای هر پیامبری دشمنی از شیطانهای آدمی و پری قرار دادیم که برخی به برخی دیگر یکدیگر، به فریب سخنان آراسته الهام میکنند و اگر پروردگار تو میخواست آن (کار) را نمیکردند پس آنان را با دروغی که میبافند واگذا؛ سوره انعام، آیه۱۲۱.
- ↑ انوار درخشان، ج ۶، ص ۱۳۸.
- ↑ جوامع الجامع، ج ۱، ص ۴۰۶؛ الصافی، ج ۲، ص ۱۵۲؛ من هدی القرآن، ج ۳، ص ۱۷۴.
- ↑ رمضانی، حسن، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹، ص۷۲ ـ ۱۱۵؛ قدردان قراملکی، محمد حسن، قرآن و علم کلام، ص ۳۰۹
- ↑ «ای مؤمنان! از خداوند و پیامبر او فرمان برید و در حالی که سخن او را میشنوید از او رو مگردانید» سوره انفال، آیه ۲۰.
- ↑ «خداوند کافران را لعنت و برای آنان آتش (دوزخ) را آماده کرده است * هماره در آن جاودانند و یار و یاوری نمییابند * روزی که چهرههای آنان در آتش گردانده شود میگویند: ای کاش از خداوند و پیامبر فرمان برده بودیم * و میگویند: پروردگارا! ما از سرکردگان و بزرگانمان فرمان بردیم و آنان ما را از راه به در بردند» سوره احزاب، آیه ۶۴-۶۷.
- ↑ اراکی، محسن، فقه نظام سیاسی اسلام ج۳، ص ۱۲۱