بحث:انبیاء: تفاوت میان نسخه‌ها

(صفحه‌ای تازه حاوی «==نویسنده: آقای ظرافتی== ==مقدمه== *واژه "انبیاء" جمع "نبی" است از ماده "نبأ". ...» ایجاد کرد)
 
 
(۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
==نویسنده: آقای ظرافتی==
==مقدمه==
==مقدمه==
*واژه "[[انبیاء]]" جمع "[[نبی]]" است از ماده "نبأ". [[نبی]] به معنای کسی است که خبری مهم دارد. برخی پنداشته‌اند که معنای [[نبی]] اعم از معنای "[[رسول]]" است بدین گونه که [[نبی]] کسی است که [[خداوند]] بدو [[وحی]] می‌کند، خواه [[مأمور]] [[ابلاغ]] به دیگران باشد یا نه؛ اما [[رسول]] آن است که [[مأمور]] [[ابلاغ]] [[وحی]] به دیگران است<ref>الکلم الطیب‌، ۱۴۲.</ref>. بنابر [[قرآن کریم]]، این نظر [[نادرست]] است؛ زیرا در برخی [[آیات]]، کلمه‌ "[[نبی]]" به عنوان صفت "[[رسول]]"، پس از آن آمده است<ref>{{متن قرآن|وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا وَكَانَ رَسُولا نَّبِيًّا}}؛ سوره مریم، آیه ۵۱ و {{متن قرآن|وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولا نَّبِيًّا }}؛ آیه ۵۴.</ref>؛ در حالی که می‌باید پیش از آن آید؛ زیرا صفتی که مفهومی عام دارد، باید پیش از کلمه خاص ذکر شود. وانگهی، دلیلی بر اختصاص [[ابلاغ]] [[وحی]] به [[رسولان]] در دست نیست<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 133-134.</ref>.
*واژه "[[انبیاء]]" جمع "[[نبی]]" است از ماده "نبأ". [[نبی]] به معنای کسی است که خبری مهم دارد. برخی پنداشته‌اند که معنای [[نبی]] اعم از معنای "[[رسول]]" است بدین گونه که [[نبی]] کسی است که [[خداوند]] بدو [[وحی]] می‌کند، خواه [[مأمور]] [[ابلاغ]] به دیگران باشد یا نه؛ اما [[رسول]] آن است که [[مأمور]] [[ابلاغ وحی]] به دیگران است<ref>الکلم الطیب‌، ۱۴۲.</ref>. بنابر [[قرآن کریم]]، این نظر نادرست است؛ زیرا در برخی [[آیات]]، کلمه‌ "[[نبی]]" به عنوان صفت "[[رسول]]"، پس از آن آمده است<ref>{{متن قرآن|وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا وَكَانَ رَسُولا نَّبِيًّا}}؛ سوره مریم، آیه ۵۱ و {{متن قرآن|وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولا نَّبِيًّا }}؛ آیه ۵۴.</ref>؛ در حالی که می‌باید پیش از آن آید؛ زیرا صفتی که مفهومی عام دارد، باید پیش از کلمه خاص ذکر شود. وانگهی، دلیلی بر اختصاص [[ابلاغ وحی]] به [[رسولان]] در دست نیست<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 133-134.</ref>.
*بنابر برخی [[روایات]]، مقتضای [[مقام نبوت]] این است که [[نبی]] [[فرشته وحی]] را در [[خواب]] ببیند و در حال [[بیداری]]، تنها صدای او را بشنود؛ اما [[رسول]]، [[فرشته وحی]] را در [[بیداری]] نیز می‌بیند<ref>اصول کافی‌، ۱/ ۱۷۶.</ref>. این تفاوت را نیز نمی‌توان معلول تفاوت مفهوم دو کلمه دانست. تفاوت [[نبی]] و [[رسول]] در این است که مصداق [[نبی]]، اعم از [[رسول]] است؛ بدین معنا که همه [[پیامبران]] دارای [[مقام]] نبوت‌اند؛ اما [[مقام رسالت]] تنها به گروهی از [[پیامبران]] اختصاص دارد و بنابر روایتی، شمار آنان ۳۱۳ نفر است<ref>بحارالانوار، ۱۱/ ۳۲؛ آموزش عقاید، ۱۰۶.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 134.</ref>.
*بنابر برخی [[روایات]]، مقتضای [[مقام نبوت]] این است که [[نبی]] [[فرشته وحی]] را در [[خواب]] ببیند و در حال [[بیداری]]، تنها صدای او را بشنود؛ اما [[رسول]]، [[فرشته وحی]] را در [[بیداری]] نیز می‌بیند<ref>اصول کافی‌، ۱/ ۱۷۶.</ref>. این تفاوت را نیز نمی‌توان معلول تفاوت مفهوم دو کلمه دانست. تفاوت [[نبی]] و [[رسول]] در این است که مصداق [[نبی]]، اعم از [[رسول]] است؛ بدین معنا که همه [[پیامبران]] دارای [[مقام]] نبوت‌اند؛ اما [[مقام رسالت]] تنها به گروهی از [[پیامبران]] اختصاص دارد و بنابر روایتی، شمار آنان ۳۱۳ نفر است<ref>بحارالانوار، ۱۱/ ۳۲؛ آموزش عقاید، ۱۰۶.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 134.</ref>.
*[[شیعیان]] معتقدند که [[خداوند]] برای [[هدایت]] [[انسان]] ۱۲۴ هزار تن را به [[پیامبری]] برانگیخته است که سخن آنان، سخن [[خدا]] است و [[پیروی]] از آنان [[پیروی]] از او است. این بزرگان، جز از سوی [[خدا]] سخن نمی‌گویند و چیزی از [[مردم]] نمی‌خواهند. برجستگان آنان، پنج تن‌اند که بنیان [[نبوت]] بر آنان [[استوار]] است. این [[پنج تن]]، همان [[پیامبران]] اولوالعزم‌اند: [[نوح]]، [[ابراهیم]]، [[موسی]]، [[عیسی]]{{ع}} و سرانجام [[برترین]] آنان [[حضرت محمد]]{{صل}}<ref>بحارالانوار، ۱۱/ ۲۸؛ اعتقادات صدوق‌، ۹۶.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 134.</ref>.
*[[شیعیان]] معتقدند که [[خداوند]] برای [[هدایت]] [[انسان]] ۱۲۴ هزار تن را به [[پیامبری]] برانگیخته است که سخن آنان، سخن [[خدا]] است و [[پیروی]] از آنان [[پیروی]] از او است. این بزرگان، جز از سوی [[خدا]] سخن نمی‌گویند و چیزی از [[مردم]] نمی‌خواهند. برجستگان آنان، پنج تن‌اند که بنیان [[نبوت]] بر آنان [[استوار]] است. این [[پنج تن]]، همان [[پیامبران]] اولوالعزم‌اند: [[نوح]]، [[ابراهیم]]، [[موسی]]، [[عیسی]]{{ع}} و سرانجام [[برترین]] آنان [[حضرت محمد]]{{صل}}<ref>بحارالانوار، ۱۱/ ۲۸؛ اعتقادات صدوق‌، ۹۶.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 134.</ref>.

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۲ فوریهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۰۴

مقدمه

  1. کسانی که احکام الهی بر آنان فرود می‌آید تا خود بدان عمل کنند و وظیفه ابلاغ ندارند.
  2. کسانی که در خواب فرشته وحی را می‌بینند و صدایش را می‌شنوند، اما در بیداری تنها صدای او را می‌شنوند.
  3. پیامبرانی که هم فرشته را در خواب می‌بینند و هم در بیداری و مأمورند که وحی الهی را به مردم ابلاغ کنند و آنان را راه نمایند. این پیامبران بر گروهی از مردم- اندک یا بسیار- مبعوث می‌شوند؛ چنان که قرآن کریم درباره یونس(ع) می‌فرماید: "ما او را بر صد هزار نفر یا بیش‌تر برانگیختیم"[۹].
  4. پیامبران اولوالعزم که در خواب و بیداری فرشته وحی را می‌بینند و رهبر و پیشوای مردم و صاحب شریعت‌اند[۱۰].

انبیاء در فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم

  • از جمله آیاتی که ارتباط پیامبر اسلام را با پیامبران پیشین را تبیین می‌کند و نشان می‌دهد که ایشان در ادامه آنان با هدف مشترک بوده است.
  1. ﴿وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُوا وَأَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ[۱۴]
  2. ﴿يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ أَنْ تَقُولُوا مَا جَاءَنَا مِنْ بَشِيرٍ وَلَا نَذِيرٍ فَقَدْ جَاءَكُمْ بَشِيرٌ وَنَذِيرٌ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ[۱۵]
  3. ﴿لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أَتَاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ[۱۶]
  4. ﴿وَمَا أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ قَبْلَكَ مِنْ نَذِيرٍ[۱۷]
  5. ﴿لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أَتَاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ[۱۸]
  6. ﴿قُلْ قَدْ جَاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّنَاتِ وَبِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ[۱۹]. ﴿فَإِنْ كَذَّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ جَاءُوا بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَالْكِتَابِ الْمُنِيرِ[۲۰]
  7. ﴿فَإِنْ كَذَّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ جَاءُوا بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَالْكِتَابِ الْمُنِيرِ[۲۱] ﴿وَرُسُلًا قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَرُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ وَكَلَّمَ اللَّهُ مُوسَى تَكْلِيمًا[۲۲]
  8. ﴿وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الْأَسْوَاقِ وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرًا[۲۳]
  9. ﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ رُسُلًا إِلَى قَوْمِهِمْ[۲۴]
  10. ﴿لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنَا عَلَيْكَ وَمِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ[۲۵]
  11. ﴿وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِنْ دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ[۲۶]
  12. ﴿قُلْ مَا كُنْتُ بِدْعًا مِنَ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ[۲۷]
  13. ﴿وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلَى مَا كُذِّبُوا وَأُوذُوا حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ وَلَقَدْ جَاءَكَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِينَ[۲۸]
  14. ﴿وَكُلًّا نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ وَجَاءَكَ فِي هَذِهِ الْحَقُّ وَمَوْعِظَةٌ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ[۲۹]
  15. ﴿آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ[۳۰]
  • نکته: در این آیات این موضوعات تأکید شده است؛
  1. خداوند از پیامبران پیش از محمد پیمان گرفته بر تصدیق نبوت او و پیامبران هم اقرار نموده‌اند؛ و خداوند هم گواه این پیمان است. ﴿وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ[۳۱] ﴿قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُوا وَأَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ[۳۲]
  2. وجود فاصله طولانی میان بعثت پیامبر و پیامبران گذشته تأکید شده: «عصر فترت» که این واژه قرآنی است؛ ﴿يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ[۳۳]
  3. هیچ پیامبری برای مردم مکه پیش از پیامبر اسلام مبعوث نشده است. ﴿لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أَتَاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ[۳۴]
  4. مبعوث شدن پیامبران پیش از محمد تأکید شده و این که دشمنی‌ها، و حتی کشتن پیامبران هم در گذشته وجود داشته و تکذیب رسولان، جریان تاریخی بوده است، با اینکه آن پیامبران هم بینات و زبور و کتاب روشن و وحی داشته‌اند: ﴿قُلْ قَدْ جَاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّنَاتِ وَبِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ[۳۵]. ﴿فَإِنْ كَذَّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ جٰاؤُ بِالْبَینٰاتِ وَ الزبُرِ وَ الْکتٰابِ الْمُنِیرِ[۳۶]
  5. بیان سرگذشت پیامبران و تاریخ آنان برای پیامبر مایه دلگرمی و آرامش قلب است و این که پیامبران با آن همه سختی‌ها مقاومت کرده و پیروز شدند؛ و پیامبر هم با عبرت گرفتن و موعظه از داستان آنها باید مقاومت کند تا موفق شود. ﴿فَإِنْ كَذَّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ[۳۷] ﴿وَكُلًّا نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ[۳۸]
  6. محمد به همه پیامبران پیشین ایمان دارد و پیروان او هم به خدا و ملائکه و کتاب‌های آسمانی و پیامبران گذشته ایمان دارد و تفاوتی میان سلسله انبیاء نیست. ﴿آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ[۳۹][۴۰].

پانویس

  با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. الکلم الطیب‌، ۱۴۲.
  2. ﴿وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا وَكَانَ رَسُولا نَّبِيًّا؛ سوره مریم، آیه ۵۱ و ﴿وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولا نَّبِيًّا ؛ آیه ۵۴.
  3. فرهنگ شیعه، ص 133-134.
  4. اصول کافی‌، ۱/ ۱۷۶.
  5. بحارالانوار، ۱۱/ ۳۲؛ آموزش عقاید، ۱۰۶.
  6. فرهنگ شیعه، ص 134.
  7. بحارالانوار، ۱۱/ ۲۸؛ اعتقادات صدوق‌، ۹۶.
  8. فرهنگ شیعه، ص 134.
  9. صافات/ ۱۴۷.
  10. فرهنگ شیعه، ص 134.
  11. بحارالانوار، ۱۱/ ۵۵؛ راه و روش انبیاء، ۱۴.
  12. فرهنگ شیعه، ص 134.
  13. فرهنگ شیعه، ص 134.
  14. «و آنگاه خداوند از پیامبران پیمان گرفت که چون به شما کتاب و حکمتی دادم سپس پیامبری نزدتان آمد که آن (کتاب) را که با شماست راست می‌شمارد، باید بدو ایمان آورید و باید او را یاوری کنید و (آنگاه) فرمود: آیا اقرار کردید و بر (پایه) آن پیمان مرا پذیرفتید؟ گفتن» سوره آل عمران، آیه ۸۱.
  15. «ای اهل کتاب! فرستاده ما در دوره نیامدن فرستادگان، نزد شما آمده است در حالی که (آیات الهی را) برای شما روشن می‌گرداند تا نگویید نویدبخش و بیم‌دهنده‌ای نزد ما نیامد، پس به راستی نویدبخش و بیم‌دهنده‌ای برای شما آمده است و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره مائده، آیه ۱۹.
  16. «و آنگاه که ندا سر دادیم تو در سوی (غربی) طور نبودی ولی (این وحی) بخشایشی از پروردگار توست تا به گروهی که پیش از تو بیم‌دهنده‌ای برای آنان نیامده است بیم دهی، باشد که پند گیرند» سوره قصص، آیه ۴۶.
  17. «و به آنان کتاب‌هایی نداده بودیم که بیاموزند و پیش از تو برای آنان هیچ بیم‌دهنده‌ای نفرستاده بودیم» سوره سبأ، آیه ۴۴.
  18. «و آنگاه که ندا سر دادیم تو در سوی (غربی) طور نبودی ولی (این وحی) بخشایشی از پروردگار توست تا به گروهی که پیش از تو بیم‌دهنده‌ای برای آنان نیامده است بیم دهی، باشد که پند گیرند» سوره قصص، آیه ۴۶.
  19. «کسانی که گفتند: خداوند به ما سفارش کرده است که به فرستاده‌ای ایمان نیاوریم مگر آنکه برای ما قربانی‌یی بیاورد که آتش (آسمانی) آن را (به نشان پذیرش) بسوزد ؛ بگو:» سوره آل عمران، آیه ۱۸۳.
  20. «پس اگر تو را دروغگو شمرده‌اند (بدان که) پیامبران پیش از تو (نیز) که برهان‌ها و نوشته‌ها و کتاب روشنگر را آورده بودند، دروغگو شمرده شده‌اند» سوره آل عمران، آیه ۱۸۴.
  21. «پس اگر تو را دروغگو شمرده‌اند (بدان که) پیامبران پیش از تو (نیز) که برهان‌ها و نوشته‌ها و کتاب روشنگر را آورده بودند، دروغگو شمرده شده‌اند» سوره آل عمران، آیه ۱۸۴.
  22. «و پیامبرانی را (فرستادیم) که (داستان) آنها را برای تو پیش‌تر گفته‌ایم و پیامبرانی که (داستان) آنان را برای تو نگفته‌ایم؛ و موسی با خداوند بی‌میانجی سخن گفت» سوره نساء، آیه ۱۶۴.
  23. «و پیش از تو پیامبران را نفرستادیم مگر آنکه بی‌گمان آنان خوراک می‌خورند و در بازارها راه می‌رفتند و شما را مایه آزمون یکدیگر کردیم (تا ببینیم) آیا شکیب می‌ورزید؟ و پروردگار تو بیناست» سوره فرقان، آیه ۲۰.
  24. «و بی‌گمان پیش از تو پیامبرانی به سوی قوم آنان فرستادیم که برای آنها برهان‌ها (ی روشن) آوردند و ما از گناهکاران انتقام گرفتیم و یاری مؤمنان بر ما واجب است» سوره روم، آیه ۴۷.
  25. «و به راستی ما پیامبرانی پیش از تو فرستاده‌ایم که (داستان) برخی از آنان را برای تو گفته‌ایم و برخی دیگر را نگفته‌ایم و سزیده هیچ پیامبری نیست که جز با اذن خداوند آیه‌ای آورد و چون فرمان خداوند در رسد به حق، داوری می‌شود و در آنجا تباه‌اندیشان ، زیانکار» سوره غافر، آیه ۷۸.
  26. «و از پیامبران ما که پیش از تو فرستاده‌ایم بپرس، آیا به جای (خداوند) بخشنده خدایانی را قرار داده‌ایم که پرستیده شوند؟» سوره زخرف، آیه ۴۵.
  27. «بگو من در میان پیامبران، نوپدید نیستم و نمی‌دانم با من و شما چه خواهند کرد، جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم و من جز بیم‌دهنده‌ای آشکار نیستم» سوره احقاف، آیه ۹.
  28. «و به یقین پیش از تو (نیز) پیامبرانی دروغگو شمرده شدند پس، هر چه دروغگو شمرده شدند و آزار دیدند شکیبایی ورزیدند تا آنکه یاری ما به ایشان رسید؛ و برای کلمات خداوند هیچ دگرگون‌کننده‌ای نیست و بی‌گمان (برخی) از خبر (های) پیامبران به تو رسیده است» سوره انعام، آیه ۳۴.
  29. «و همه آنچه را که از اخبار پیامبران برای تو حکایت می‌کنیم، چیزی است که با آن دلت را استوار می‌داریم در حالی که در این (سوره) برای تو حقیقت و برای مؤمنان اندرز و یادکردی آمده است» سوره هود، آیه ۱۲۰.
  30. «این پیامبر به آنچه از (سوی) پروردگارش به سوی او فرو فرستاده‌اند، ایمان دارد و همه مؤمنان به خداوند و فرشتگانش و کتاب‌هایش و پیامبرانش، ایمان دارند (و می‌گویند) میان هیچ یک از پیامبران وی، فرق نمی‌نهیم و می‌گویند: شنیدیم و فرمان بردیم؛ پروردگارا! آمرزش» سوره بقره، آیه ۲۸۵.
  31. «و آنگاه خداوند از پیامبران پیمان گرفت که چون به شما کتاب و حکمتی دادم سپس پیامبری نزدتان آمد که آن (کتاب) را که با شماست راست می‌شمارد، باید بدو ایمان آورید و باید او را یاوری کنید و (آنگاه) فرمود: آیا اقرار کردید و بر (پایه) آن پیمان مرا پذیرفتید؟ گفتن» سوره آل عمران، آیه ۸۱.
  32. «و آنگاه خداوند از پیامبران پیمان گرفت که چون به شما کتاب و حکمتی دادم سپس پیامبری نزدتان آمد که آن (کتاب) را که با شماست راست می‌شمارد، باید بدو ایمان آورید و باید او را یاوری کنید و (آنگاه) فرمود: آیا اقرار کردید و بر (پایه) آن پیمان مرا پذیرفتید؟ گفتن» سوره آل عمران، آیه ۸۱.
  33. «ای اهل کتاب! فرستاده ما در دوره نیامدن فرستادگان، نزد شما آمده است در حالی که (آیات الهی را) برای شما روشن می‌گرداند تا نگویید نویدبخش و بیم‌دهنده‌ای نزد ما نیامد، پس به راستی نویدبخش و بیم‌دهنده‌ای برای شما آمده است و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره مائده، آیه ۱۹.
  34. «و آنگاه که ندا سر دادیم تو در سوی (غربی) طور نبودی ولی (این وحی) بخشایشی از پروردگار توست تا به گروهی که پیش از تو بیم‌دهنده‌ای برای آنان نیامده است بیم دهی، باشد که پند گیرند» سوره قصص، آیه ۴۶.
  35. «کسانی که گفتند: خداوند به ما سفارش کرده است که به فرستاده‌ای ایمان نیاوریم مگر آنکه برای ما قربانی‌یی بیاورد که آتش (آسمانی) آن را (به نشان پذیرش) بسوزد ؛ بگو:» سوره آل عمران، آیه ۱۸۳.
  36. «پس اگر تو را دروغگو شمرده‌اند (بدان که) پیامبران پیش از تو (نیز) که برهان‌ها و نوشته‌ها و کتاب روشنگر را آورده بودند، دروغگو شمرده شده‌اند» سوره آل عمران، آیه ۱۸۴.
  37. «پس اگر تو را دروغگو شمرده‌اند (بدان که) پیامبران پیش از تو (نیز) که برهان‌ها و نوشته‌ها و کتاب روشنگر را آورده بودند، دروغگو شمرده شده‌اند» سوره آل عمران، آیه ۱۸۴.
  38. «و همه آنچه را که از اخبار پیامبران برای تو حکایت می‌کنیم، چیزی است که با آن دلت را استوار می‌داریم در حالی که در این (سوره) برای تو حقیقت و برای مؤمنان اندرز و یادکردی آمده است» سوره هود، آیه ۱۲۰.
  39. «این پیامبر به آنچه از (سوی) پروردگارش به سوی او فرو فرستاده‌اند، ایمان دارد و همه مؤمنان به خداوند و فرشتگانش و کتاب‌هایش و پیامبرانش، ایمان دارند (و می‌گویند) میان هیچ یک از پیامبران وی، فرق نمی‌نهیم و می‌گویند: شنیدیم و فرمان بردیم؛ پروردگارا! آمرزش» سوره بقره، آیه ۲۸۵.
  40. سعیدیان‌فر، محمد جعفر و ایازی، سید محمد علی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم، ج۱، ص ۱۸۲.
بازگشت به صفحهٔ «انبیاء».