بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
==واژهشناسی لغوی== | ==واژهشناسی لغوی== | ||
*[[برهان]] واژهای عربی است که درباره ریشه آن میان لغت شناسان اختلاف است؛ برخی آن را مصدر ثلاثی مجرد «بَرِهَ یَبْرَه بُرْهاناً» به معنای سفید شدن<ref>مفردات، ص۱۲۱، «بره».</ref> و برخی دیگر آن را مشتق از ریشه رباعی مجرّد «بَرْهَنَ یُبَرْهِنُ بَرهَنةً» و به معنای حجّت و دلیل دانستهاند<ref>لسان العرب، ج۱، ص۳۹۴، «برهن».</ref>؛ ولی بعید نیست این واژه در اصل مصدر «بَرِهَ یَبْرَه» به معنای سفید شدن بوده و پس از آن بر کلام آشکاری که ابهامی ندارد یا چیز روشنی که در آن خفایی نیست اطلاق شده و سپس به طور اشتقاق انتزاعی فعل رباعی «بَرْهَنَ» از آن اشتقاق یافته است، بنابراین نونِ برهان با توجّه به مادّه اصلی، زاید و با توجّه به اشتقاق ثانوی اصلی است و شاید این معنای سخن کسانی است که گفتهاند: بَرْهَنَ مُوَلَّد است<ref>التحقیق، ج۱، ص۲۶۲، «برهن».</ref>، به هر تقدیر برهان در لغت اخص از دلیل و به معنای حجّت و بیان واضح<ref>منتهی الارب، ج۱، ص۷۷.</ref> و دلیل قاطع<ref>لغت نامه، ج۳، ص۴۰۴۵، «برهان».</ref> است. | *[[برهان]] واژهای عربی است که درباره ریشه آن میان لغت شناسان اختلاف است؛ برخی آن را مصدر ثلاثی مجرد «بَرِهَ یَبْرَه بُرْهاناً» به معنای سفید شدن<ref>مفردات، ص۱۲۱، «بره».</ref> و برخی دیگر آن را مشتق از ریشه رباعی مجرّد «بَرْهَنَ یُبَرْهِنُ بَرهَنةً» و به معنای حجّت و دلیل دانستهاند<ref>لسان العرب، ج۱، ص۳۹۴، «برهن».</ref>؛ ولی بعید نیست این واژه در اصل مصدر «بَرِهَ یَبْرَه» به معنای سفید شدن بوده و پس از آن بر کلام آشکاری که ابهامی ندارد یا چیز روشنی که در آن خفایی نیست اطلاق شده و سپس به طور اشتقاق انتزاعی فعل رباعی «بَرْهَنَ» از آن اشتقاق یافته است، بنابراین نونِ برهان با توجّه به مادّه اصلی، زاید و با توجّه به اشتقاق ثانوی اصلی است و شاید این معنای سخن کسانی است که گفتهاند: بَرْهَنَ مُوَلَّد است<ref>التحقیق، ج۱، ص۲۶۲، «برهن».</ref>، به هر تقدیر برهان در لغت اخص از دلیل و به معنای حجّت و بیان واضح<ref>منتهی الارب، ج۱، ص۷۷.</ref> و دلیل قاطع<ref>لغت نامه، ج۳، ص۴۰۴۵، «برهان».</ref> است. | ||
*برخی واژه "برهن" که ریشه "[[برهان]]" است را رباعی مجرّد دانسته و "نون" را اصلی میدانند و بعضی دیگر آن را از ریشه "بره، یبره" دانسته و "نون" را زاید میدانند. این دو قول را مصباح المنیر فیّومی آورده است<ref>المصباح المنیر، ج۱، ص:۴۶؛ والبرهان الحجّة وایضاحها وقیل النون زائدة وقیل اصلیّة.</ref> آمده است<ref>[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۴.</ref>. | *برخی واژه "برهن" که ریشه "[[برهان]]" است را رباعی مجرّد دانسته و "نون" را اصلی میدانند و بعضی دیگر آن را از ریشه "بره، یبره" دانسته و "نون" را زاید میدانند. این دو قول را مصباح المنیر فیّومی آورده است<ref>المصباح المنیر، ج۱، ص:۴۶؛ والبرهان الحجّة وایضاحها وقیل النون زائدة وقیل اصلیّة.</ref> آمده است<ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۴.</ref>. | ||
*این تفاوت در ریشه، تأثیری در معنای آن ندارد؛ زیرا اکثر اهل لغت "برهان" را به معنای "دلیل روشن" گرفتهاند<ref> به عنوان نمونه ر.ک: اساس البلاغه، ص:۳۸؛ والبرهان بیان الحجّة وایضاحها؛ کتاب العین، ج۴، ص:۴۹؛ القاموس المحیط، ج۴، ص:۲۰۱.</ref>.راغب اصفهانی آن را "محکمترین دلیل گرفته است"<ref>المفردات، ص:۴۵؛ ...فالبرهان اوکد الأدلّة.</ref> آمده است<ref>[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۴.</ref>. | *این تفاوت در ریشه، تأثیری در معنای آن ندارد؛ زیرا اکثر اهل لغت "برهان" را به معنای "دلیل روشن" گرفتهاند<ref> به عنوان نمونه ر.ک: اساس البلاغه، ص:۳۸؛ والبرهان بیان الحجّة وایضاحها؛ کتاب العین، ج۴، ص:۴۹؛ القاموس المحیط، ج۴، ص:۲۰۱.</ref>.راغب اصفهانی آن را "محکمترین دلیل گرفته است"<ref>المفردات، ص:۴۵؛ ...فالبرهان اوکد الأدلّة.</ref> آمده است<ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۴.</ref>. | ||
*در صورتی که واژه "[[برهان]]" را از "بره، یبره" بگیریم -آنچنان که مؤلّف "التحقیق" به آن گرایش دارد<ref>التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۱، ص:۲۶۲.</ref>، برگرفته از سفید و روشن گشتن است<ref>المفردات، ص:۴۵. نیز ر.ک: المعجم فی فقه القرآن و سرّ بلاغته، ج۵، ص:۴۵۲ - ۴۳۳؛ المنطق، ص:۱۳؛ فرهنگ علوم عقلی، ص:۱۲۲.</ref>. و اشتقاق "[[برهان]]" از آن روست که با آن، مدّعا روشن میگردد آمده است<ref>[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۵.</ref>. | *در صورتی که واژه "[[برهان]]" را از "بره، یبره" بگیریم -آنچنان که مؤلّف "التحقیق" به آن گرایش دارد<ref>التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۱، ص:۲۶۲.</ref>، برگرفته از سفید و روشن گشتن است<ref>المفردات، ص:۴۵. نیز ر.ک: المعجم فی فقه القرآن و سرّ بلاغته، ج۵، ص:۴۵۲ - ۴۳۳؛ المنطق، ص:۱۳؛ فرهنگ علوم عقلی، ص:۱۲۲.</ref>. و اشتقاق "[[برهان]]" از آن روست که با آن، مدّعا روشن میگردد آمده است<ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۵.</ref>. | ||
==[[برهان]] در منطق== | ==[[برهان]] در منطق== | ||
*"[[برهان]]" به عنوان یکی از صناعات خمس در منطق، عبارت است از قیاسی که تشکیل یافته از یقینیّات است و قهراً نتیجه یقینی را هم در پی خواهد داشت آمده است<ref>[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۵.</ref>. [[خواجه نصیرالدین طوسی]] در اساس الاقتباس گوید: "[[برهان]]، قیاسی بُوَد مؤلّف از یقینیّات تا نتیجه یقینی از او لازم آید بالذات و به اضطرار؛ چه لازم از مقدّمات یقینی که مؤلّف باشد به تألیفی یقینی بالذات و بالاضطرار هم یقین بُوَد"<ref>اساس الاقتباس، ص:۳۶۰.</ref><ref>[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۵.</ref>. | *"[[برهان]]" به عنوان یکی از صناعات خمس در منطق، عبارت است از قیاسی که تشکیل یافته از یقینیّات است و قهراً نتیجه یقینی را هم در پی خواهد داشت آمده است<ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۵.</ref>. [[خواجه نصیرالدین طوسی]] در اساس الاقتباس گوید: "[[برهان]]، قیاسی بُوَد مؤلّف از یقینیّات تا نتیجه یقینی از او لازم آید بالذات و به اضطرار؛ چه لازم از مقدّمات یقینی که مؤلّف باشد به تألیفی یقینی بالذات و بالاضطرار هم یقین بُوَد"<ref>اساس الاقتباس، ص:۳۶۰.</ref><ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۵.</ref>. | ||
==[[برهان]] در قرآن== | ==[[برهان]] در قرآن== | ||
*این واژه در قرآن به معنای "دلیل روشن و روشنگر است، چه برگرفته از مقدّمات یقینی باشد یا نه"، با این خصوصیّت، "[[برهان]]" در قرآن وسیعتر از آن است که در منطق مطرح است، گرچه در نتیجه - که مفید علم قطعی بودن است- با آن یکسان است. این واژه هشت بار در قرآن آمده است<ref> سوره نساء، آیه:۱۷۴؛ سوره یوسف، آیه:۲۴؛ سوره مؤمنون، آیه:۱۱۷؛ سوره بقره، آیه:۱۱۱؛ سوره انبیاء، آیه:۲۴؛ سوره نمل، آیه:۶۴؛ سوره قصص، آیه:۷۵ و ۳۲.</ref>. در پنج آیه "[[برهان]]" به معنای "حجّت" است؛ به عنوان نمونه:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَمَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا بُرْهَانَ لَهُ }}﴾}}<ref> و هرکس معبود دیگری را با خدا بخواند، مسلّماً هیچ دلیلی بر آن نخواهد داشت؛ سوره مؤمنون، آیه:۱۱۷.</ref><ref>[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۵.</ref>. | *این واژه در قرآن به معنای "دلیل روشن و روشنگر است، چه برگرفته از مقدّمات یقینی باشد یا نه"، با این خصوصیّت، "[[برهان]]" در قرآن وسیعتر از آن است که در منطق مطرح است، گرچه در نتیجه - که مفید علم قطعی بودن است- با آن یکسان است. این واژه هشت بار در قرآن آمده است<ref> سوره نساء، آیه:۱۷۴؛ سوره یوسف، آیه:۲۴؛ سوره مؤمنون، آیه:۱۱۷؛ سوره بقره، آیه:۱۱۱؛ سوره انبیاء، آیه:۲۴؛ سوره نمل، آیه:۶۴؛ سوره قصص، آیه:۷۵ و ۳۲.</ref>. در پنج آیه "[[برهان]]" به معنای "حجّت" است؛ به عنوان نمونه:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَمَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا بُرْهَانَ لَهُ }}﴾}}<ref> و هرکس معبود دیگری را با خدا بخواند، مسلّماً هیچ دلیلی بر آن نخواهد داشت؛ سوره مؤمنون، آیه:۱۱۷.</ref><ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۵.</ref>. | ||
*مشرکان، استناد به دلایل واهی همچون تقلید کورکورانه از نیاکان و خرافات دیگر دارند و [[برهان]] ندارند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ }}﴾}}<ref> آیا آنان جز خدا معبودانی برای خود انتخاب کردهاند؟ بگو:دلیل خود را بیاورید؛ سوره انبیاء، آیه:۲۴؛ نیز ر.ک: سوره نمل:، آیه:۶۴؛ سوره بقره، آیه:۱۱۱؛ سوره قصص، آیه:۷۵.</ref><ref>[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۵.</ref>. | *مشرکان، استناد به دلایل واهی همچون تقلید کورکورانه از نیاکان و خرافات دیگر دارند و [[برهان]] ندارند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ }}﴾}}<ref> آیا آنان جز خدا معبودانی برای خود انتخاب کردهاند؟ بگو:دلیل خود را بیاورید؛ سوره انبیاء، آیه:۲۴؛ نیز ر.ک: سوره نمل:، آیه:۶۴؛ سوره بقره، آیه:۱۱۱؛ سوره قصص، آیه:۷۵.</ref><ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۵.</ref>. | ||
*در برخی آیات، "[[برهان]]" به معنای "معجزه" است که خود دلیلی بزرگ و یقینآور است؛ به عنوان نمونه:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاء مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَاضْمُمْ إِلَيْكَ جَنَاحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذَانِكَ بُرْهَانَانِ مِن رَّبِّكَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ }}﴾}}<ref> دست در گریبان خویش فرو بر (و برآور) تا سپید بیآسیب بیرون آید و (در پرهیز) از بیم ، بازویت را به خویش بفشر که این دو (معجزه) ، دو [[برهان]] از پروردگار تو برای فرعون و سرکردگان اوست، بیگمان آنان قومی نافرمانند؛ سوره قصص، آیه:۳۲.</ref><ref>[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۶.</ref>. این دو معجزه عصا و ید بیضا [[برهان]] روشن از پروردگارت به سوی فرعون و اطرافیان اوست که آنان قومی فاسقاند<ref>[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۶.</ref>. در این آیه، از دو معجزه [[حضرت موسی]]{{ع}} به صراحت به عنوان {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|«بُرْهَانَانِ}}﴾}} یاد شده است<ref> نیز ر.ک: سوره نساء، آیه:۱۷۴.</ref><ref>[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۷.</ref>. | *در برخی آیات، "[[برهان]]" به معنای "معجزه" است که خود دلیلی بزرگ و یقینآور است؛ به عنوان نمونه:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاء مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَاضْمُمْ إِلَيْكَ جَنَاحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذَانِكَ بُرْهَانَانِ مِن رَّبِّكَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ }}﴾}}<ref> دست در گریبان خویش فرو بر (و برآور) تا سپید بیآسیب بیرون آید و (در پرهیز) از بیم ، بازویت را به خویش بفشر که این دو (معجزه) ، دو [[برهان]] از پروردگار تو برای فرعون و سرکردگان اوست، بیگمان آنان قومی نافرمانند؛ سوره قصص، آیه:۳۲.</ref><ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۶.</ref>. این دو معجزه عصا و ید بیضا [[برهان]] روشن از پروردگارت به سوی فرعون و اطرافیان اوست که آنان قومی فاسقاند<ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۶.</ref>. در این آیه، از دو معجزه [[حضرت موسی]]{{ع}} به صراحت به عنوان {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|«بُرْهَانَانِ}}﴾}} یاد شده است<ref> نیز ر.ک: سوره نساء، آیه:۱۷۴.</ref><ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۷.</ref>. | ||
* در برخی از آیات، از "علم شهودی" به عنوان "[[برهان]]" یاد شده است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلا أَن رَّأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ }}﴾}}<ref> و بیگمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر [[برهان]] پروردگار خویش را نمیدید آهنگ او میکرد؛ سوره یوسف، آیه:۲۴.</ref><ref>[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۷.</ref>. "[[برهان رب]]" یوسف را از غلتیدن در وادی گناه رهانید، این برهان همان دلیل روشن الهی است که نوعی "علم شهودی" است<ref>[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۷.</ref>. | * در برخی از آیات، از "علم شهودی" به عنوان "[[برهان]]" یاد شده است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلا أَن رَّأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ }}﴾}}<ref> و بیگمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر [[برهان]] پروردگار خویش را نمیدید آهنگ او میکرد؛ سوره یوسف، آیه:۲۴.</ref><ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۷.</ref>. "[[برهان رب]]" یوسف را از غلتیدن در وادی گناه رهانید، این برهان همان دلیل روشن الهی است که نوعی "علم شهودی" است<ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۷.</ref>. | ||
*'''سؤال:''' آیا "معجزه" و "علم شهودی"، از مقدّمات یقینی نیست؟! پس چرا این موارد را "[[برهان]] منطقی" ننامیم؟!<ref>[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۷.</ref>. *'''پاسخ:''' "آنچه قابل نقل و انتقال ذهنی و صالح برای نقد و گفتگوی علمی است و میتواند در مواجهه با دیگران، مطلبی را اثبات یا ابطال کند، دانشی است که از راه مبادی عقلی، یا مبانی نقلی، یا تلفیقی از این دو حاصل شود و به صورت "[[برهان]] منطقی" با "جدال احسن" درآید، اما اگر به صورت علم شهودی، تجربه باطنی و مانند آن حاصل شود و واجد شرایط باشد، تنها میتواند مطلب را برای خود مشاهدهگر و تجربه کننده، مبرهن و مستدل کند و بدون تبدیل به علم حصولی، قابل نقل و انتقال نیست؛ یعنی نمیتوان به دیگری گفت: چون من در مشاهدات عرفانی و تجربیّات باطنیام چنین یافتم، پس تو نیز بدان معتقد باش<ref>[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۷.</ref>. آری، خودش میتواند پس از عرضه مشاهدات و تجربیّات خود بر [[وحی]] قرآنی، یا سنّت قطعی معصومان{{عم}} به محتوای آن، یقین حاصل کند و به مضمون آن معتقد شود<ref>ادب فنای مقرّبان، ج۳، ص:۱۱۹.</ref><ref>[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۷.</ref>. | *'''سؤال:''' آیا "معجزه" و "علم شهودی"، از مقدّمات یقینی نیست؟! پس چرا این موارد را "[[برهان]] منطقی" ننامیم؟!<ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۷.</ref>. *'''پاسخ:''' "آنچه قابل نقل و انتقال ذهنی و صالح برای نقد و گفتگوی علمی است و میتواند در مواجهه با دیگران، مطلبی را اثبات یا ابطال کند، دانشی است که از راه مبادی عقلی، یا مبانی نقلی، یا تلفیقی از این دو حاصل شود و به صورت "[[برهان]] منطقی" با "جدال احسن" درآید، اما اگر به صورت علم شهودی، تجربه باطنی و مانند آن حاصل شود و واجد شرایط باشد، تنها میتواند مطلب را برای خود مشاهدهگر و تجربه کننده، مبرهن و مستدل کند و بدون تبدیل به علم حصولی، قابل نقل و انتقال نیست؛ یعنی نمیتوان به دیگری گفت: چون من در مشاهدات عرفانی و تجربیّات باطنیام چنین یافتم، پس تو نیز بدان معتقد باش<ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۷.</ref>. آری، خودش میتواند پس از عرضه مشاهدات و تجربیّات خود بر [[وحی]] قرآنی، یا سنّت قطعی معصومان{{عم}} به محتوای آن، یقین حاصل کند و به مضمون آن معتقد شود<ref>ادب فنای مقرّبان، ج۳، ص:۱۱۹.</ref><ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۷.</ref>. | ||
==[[امامان معصوم]]{{عم}}؛ برهانهای توحید و دین خداوند== | ==[[امامان معصوم]]{{عم}}؛ برهانهای توحید و دین خداوند== | ||
*[[امامان معصوم]]{{عم}} [[برهان]] خداوند، [[برهان توحید]] ذات مقدّس ربوبی و [[برهان دین]] او هستند. در کتاب شریف اصول کافی، بابی تحت این عنوان آورده است که:{{عربی|اندازه=150%|" بَابُ أَنَ الْآيَاتِ الَّتِي ذَكَرَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كِتَابِهِ هُمُ الْأَئِمَّةُ {{عم}}"}}<ref>اینکه مراد به آیاتی که خداوند در کتابش فرموده، [[ائمه]]{{عم}} هستند.</ref><ref>[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۸.</ref>. مقصود این است که تأویل برخی از آن آیات، [[امامان معصوم]]{{عم}} هستند<ref>[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۸.</ref>. | *[[امامان معصوم]]{{عم}} [[برهان]] خداوند، [[برهان توحید]] ذات مقدّس ربوبی و [[برهان دین]] او هستند. در کتاب شریف اصول کافی، بابی تحت این عنوان آورده است که:{{عربی|اندازه=150%|" بَابُ أَنَ الْآيَاتِ الَّتِي ذَكَرَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كِتَابِهِ هُمُ الْأَئِمَّةُ {{عم}}"}}<ref>اینکه مراد به آیاتی که خداوند در کتابش فرموده، [[ائمه]]{{عم}} هستند.</ref><ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۸.</ref>. مقصود این است که تأویل برخی از آن آیات، [[امامان معصوم]]{{عم}} هستند<ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۸.</ref>. | ||
*[[داوود رقّی]] گوید:" از [[امام صادق]]{{ع}} پرسیدم: مراد از این آیه چیست؟ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَمَا تُغْنِي الآيَاتُ وَالنُّذُرُ عَن قَوْمٍ لاَّ يُؤْمِنُونَ }}﴾}}<ref> آیات و انذارها به حال کسانی که بهخاطر لجاجت، ایمان نمیآورند، مفید نخواهد بود؛ سوره یونس، آیه:۱۰۱.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود:آیات، امامانند و بیم دهندگان، پیامبران" <ref>{{عربی|اندازه=120%|" الْآيَاتُ هُمُ الْأَئِمَّةُ وَ النُّذُرُ هُمُ الْأَنْبِيَاءُ{{عم}}"}}؛ اصول کافی، ج۱، ص:۲۰۷، ح ۱.</ref><ref>[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۸.</ref>. | *[[داوود رقّی]] گوید:" از [[امام صادق]]{{ع}} پرسیدم: مراد از این آیه چیست؟ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَمَا تُغْنِي الآيَاتُ وَالنُّذُرُ عَن قَوْمٍ لاَّ يُؤْمِنُونَ }}﴾}}<ref> آیات و انذارها به حال کسانی که بهخاطر لجاجت، ایمان نمیآورند، مفید نخواهد بود؛ سوره یونس، آیه:۱۰۱.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود:آیات، امامانند و بیم دهندگان، پیامبران" <ref>{{عربی|اندازه=120%|" الْآيَاتُ هُمُ الْأَئِمَّةُ وَ النُّذُرُ هُمُ الْأَنْبِيَاءُ{{عم}}"}}؛ اصول کافی، ج۱، ص:۲۰۷، ح ۱.</ref><ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۸.</ref>. | ||
*واضح است که [[امامان معصوم]]{{عم}} آیات الله العظمی میباشند، وظیفه پیغمبران بیم دادن مردم است از عواقب سوئی که بر گناهانشان مترتّب میشود و وجود [[امامان معصوم]]{{عم}} و بیم دادن پیغمبران برای اهل ایمان و افراد شایسته، سودمند و برای مردم سرسختی که ایمان نیاورند، سودی ندارد<ref>[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۸.</ref>. | *واضح است که [[امامان معصوم]]{{عم}} آیات الله العظمی میباشند، وظیفه پیغمبران بیم دادن مردم است از عواقب سوئی که بر گناهانشان مترتّب میشود و وجود [[امامان معصوم]]{{عم}} و بیم دادن پیغمبران برای اهل ایمان و افراد شایسته، سودمند و برای مردم سرسختی که ایمان نیاورند، سودی ندارد<ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۸.</ref>. | ||
*در روایتی دیگر [[ابو حمزه]] گوید:"به [[امام باقر]]{{ع}} عرض کردم: قربانت گردم! شیعه از شما تفسیر آیه: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| عَمَّ يَتَسَاءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ}}﴾}}<ref> از همدیگر از چه میپرسند؟ از آن خبر سترگ ؛ سوره نبأ، آیه:۱ - ۲.</ref> را میپرسند، حضرت فرمود: اختیار این با من است اگر بخواهم تفسیر آن را میگویم و اگر نخواهم نه<ref>{{عربی|اندازه=120%|" ذَلِكَ إِلَيَ إِنْ شِئْتُ أَخْبَرْتُهُمْ وَ إِنْ شِئْتُ لَمْ أُخْبِرْهُمْ "}}.</ref> سپس فرمود: ولی من تفسیرش را برای تو میگویم<ref>{{عربی|اندازه=120%|" لَكِنِّي أُخْبِرُكَ بِتَفْسِيرِهَا "}}.</ref> پرسیدم: از چه از یکدیگر میپرسند؟ این آیه درباره [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} است، آن حضرت مکرّر میفرمود: خدا را آیهای بزرگتر از من نیست و خدا را خبری بزرگتر از من نیست"<ref>{{عربی|اندازه=120%|" فَقَالَ هِيَ فِي أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ يَقُولُ مَا لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ آيَةٌ هِيَ أَكْبَرُ مِنِّي وَ لَا لِلَّهِ مِنْ نَبَإٍ أَعْظَمُ مِنِّي"}}؛اصول کافی، ج۱، ص:۲۰۷، ح ۳. نیز ر.ک: مرآة العقول، ج۲، ص:۴۱۵؛ الکافی، الاصول والروضه (شرح ملّا صالح مازندرانی)، ج۵، ص:۳۱۱.</ref><ref>[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۹.</ref>. | *در روایتی دیگر [[ابو حمزه]] گوید:"به [[امام باقر]]{{ع}} عرض کردم: قربانت گردم! شیعه از شما تفسیر آیه: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| عَمَّ يَتَسَاءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ}}﴾}}<ref> از همدیگر از چه میپرسند؟ از آن خبر سترگ ؛ سوره نبأ، آیه:۱ - ۲.</ref> را میپرسند، حضرت فرمود: اختیار این با من است اگر بخواهم تفسیر آن را میگویم و اگر نخواهم نه<ref>{{عربی|اندازه=120%|" ذَلِكَ إِلَيَ إِنْ شِئْتُ أَخْبَرْتُهُمْ وَ إِنْ شِئْتُ لَمْ أُخْبِرْهُمْ "}}.</ref> سپس فرمود: ولی من تفسیرش را برای تو میگویم<ref>{{عربی|اندازه=120%|" لَكِنِّي أُخْبِرُكَ بِتَفْسِيرِهَا "}}.</ref> پرسیدم: از چه از یکدیگر میپرسند؟ این آیه درباره [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} است، آن حضرت مکرّر میفرمود: خدا را آیهای بزرگتر از من نیست و خدا را خبری بزرگتر از من نیست"<ref>{{عربی|اندازه=120%|" فَقَالَ هِيَ فِي أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ يَقُولُ مَا لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ آيَةٌ هِيَ أَكْبَرُ مِنِّي وَ لَا لِلَّهِ مِنْ نَبَإٍ أَعْظَمُ مِنِّي"}}؛اصول کافی، ج۱، ص:۲۰۷، ح ۳. نیز ر.ک: مرآة العقول، ج۲، ص:۴۱۵؛ الکافی، الاصول والروضه (شرح ملّا صالح مازندرانی)، ج۵، ص:۳۱۱.</ref><ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۹.</ref>. | ||
*در روایتی آمده است: "روز جنگ صفّین، مردی از لشکر شام در حالی که سلاح بر تن پوشیده و قرآنی حمایل کرده بود و سوره {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| عَمَّ يَتَسَاءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ}}﴾}}<ref> از همدیگر از چه میپرسند؟ از آن خبر سترگ ؛ سوره نبأ، آیه:۱ - ۲.</ref> را تلاوت میکرد، مولا [[امام علی|علی]]{{ع}} شخصاً به میدان او رفت و فرمود: آیا میدانی نبأ عظیمی که در آن اختلاف دارند چیست؟ امام فرمود: و الله! آن نبأ عظیم منم که درباره آن اختلاف دارید و در ولایت من به نزاع برخاستهاید، شما از ولایت من بازگشتید بعد از آنکه پذیرفتید ... و در قیامت خواهید دانست که چه عملی انجام دادهاید"<ref>{{عربی|اندازه=120%|"أَ تَعْرِفُ النَّبَأَ الْعَظِيمَ الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ؛ أَنَا وَ اللَّهِ النَّبَأُ الْعَظِيمُ الَّذِي فِيَّ اخْتَلَفْتُمْ وَ عَلَى وَلَايَتِي تَنَازَعْتُمْ وَ عَنْ وَلَايَتِي رَجَعْتُمْ بَعْدَ مَا قَبِلْتُمْ وَ بِبَغْيِكُمْ هَلَكْتُمْ بَعْدَ مَا بِسَيْفِي نَجَوْتُمْ وَ يَوْمَ الْغَدِيرِ قَدْ عَلِمْتُمْ وَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ تَعْلَمُونَ مَا عَلِمْتُمْ"}}؛ البرهان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص:۴۲۰، ح ۹؛ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۲ (با اندکی تفاوت)؛ مرآة العقول، ج۲، ص:۴۱۶؛ تفسیر نمونه، ج۲۶، ص:۱۰؛ احقاق الحق، ج۳، ص:۵۰۲ – ۴۸۴.</ref><ref>[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۳۰.</ref>. | *در روایتی آمده است: "روز جنگ صفّین، مردی از لشکر شام در حالی که سلاح بر تن پوشیده و قرآنی حمایل کرده بود و سوره {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| عَمَّ يَتَسَاءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ}}﴾}}<ref> از همدیگر از چه میپرسند؟ از آن خبر سترگ ؛ سوره نبأ، آیه:۱ - ۲.</ref> را تلاوت میکرد، مولا [[امام علی|علی]]{{ع}} شخصاً به میدان او رفت و فرمود: آیا میدانی نبأ عظیمی که در آن اختلاف دارند چیست؟ امام فرمود: و الله! آن نبأ عظیم منم که درباره آن اختلاف دارید و در ولایت من به نزاع برخاستهاید، شما از ولایت من بازگشتید بعد از آنکه پذیرفتید ... و در قیامت خواهید دانست که چه عملی انجام دادهاید"<ref>{{عربی|اندازه=120%|"أَ تَعْرِفُ النَّبَأَ الْعَظِيمَ الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ؛ أَنَا وَ اللَّهِ النَّبَأُ الْعَظِيمُ الَّذِي فِيَّ اخْتَلَفْتُمْ وَ عَلَى وَلَايَتِي تَنَازَعْتُمْ وَ عَنْ وَلَايَتِي رَجَعْتُمْ بَعْدَ مَا قَبِلْتُمْ وَ بِبَغْيِكُمْ هَلَكْتُمْ بَعْدَ مَا بِسَيْفِي نَجَوْتُمْ وَ يَوْمَ الْغَدِيرِ قَدْ عَلِمْتُمْ وَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ تَعْلَمُونَ مَا عَلِمْتُمْ"}}؛ البرهان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص:۴۲۰، ح ۹؛ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۲ (با اندکی تفاوت)؛ مرآة العقول، ج۲، ص:۴۱۶؛ تفسیر نمونه، ج۲۶، ص:۱۰؛ احقاق الحق، ج۳، ص:۵۰۲ – ۴۸۴.</ref><ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۳۰.</ref>. | ||
* [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} آیتی بزرگ از آیات الهی است، [[امامان معصوم]]{{عم}} هم تجلّی آن حضرت هستند که ولایت در وجودشان جلوهگر شده است<ref>[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۳۰.</ref>. | * [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} آیتی بزرگ از آیات الهی است، [[امامان معصوم]]{{عم}} هم تجلّی آن حضرت هستند که ولایت در وجودشان جلوهگر شده است<ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۳۰.</ref>. | ||
*نقش آیه این است که انسان را به "ذوالآیه" میرساند و "ذوالآیه" ذات مقدّس ربوبی است. انسان وقتی در دریای فضایل و کمالات مولا [[امام علی|علی]]{{ع}} سیر میکند، از این مخلوق وارسته، میتواند خالق را بشناسد و درک کند که خداوند، جامع جمیع صفات کمال و جلال است یعنی چه؟ وقتی مخلوق این است، پس خالق برتر از اندیشه و وَهم و خیال است<ref>[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۳۰.</ref>. | *نقش آیه این است که انسان را به "ذوالآیه" میرساند و "ذوالآیه" ذات مقدّس ربوبی است. انسان وقتی در دریای فضایل و کمالات مولا [[امام علی|علی]]{{ع}} سیر میکند، از این مخلوق وارسته، میتواند خالق را بشناسد و درک کند که خداوند، جامع جمیع صفات کمال و جلال است یعنی چه؟ وقتی مخلوق این است، پس خالق برتر از اندیشه و وَهم و خیال است<ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۳۰.</ref>. | ||
* بزرگمردی که در عرصه تمامی فضایل در قلّه بوده؛ چنانکه خود فرمود:"سیل علوم از دامن کوهسار وجود من جاری است و مرغان دور پروازِ اندیشهها به بلندای ارزش من نتوانند پرواز کرد"<ref>{{عربی|اندازه=120%|" يَنْحَدِرُ عَنِّي السَّيْلُ وَ لَا يَرْقَى إِلَيَ الطَّيْرُ "}}؛ نهج البلاغه: خطبه ۳.</ref><ref>[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۳۰.</ref>. | * بزرگمردی که در عرصه تمامی فضایل در قلّه بوده؛ چنانکه خود فرمود:"سیل علوم از دامن کوهسار وجود من جاری است و مرغان دور پروازِ اندیشهها به بلندای ارزش من نتوانند پرواز کرد"<ref>{{عربی|اندازه=120%|" يَنْحَدِرُ عَنِّي السَّيْلُ وَ لَا يَرْقَى إِلَيَ الطَّيْرُ "}}؛ نهج البلاغه: خطبه ۳.</ref><ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۳۰.</ref>. | ||
*بزرگمردی که در عرصه زهد و سادهزیستی، عدالت و امانتداری، شجاعت، سخاوت، گذشت، عبادت و بندگی خداوند، علم و قضاوت و ... در قلّه بود و فرزندان معصومش نیز در همان قلّه بودند<ref>[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۳۰.</ref>. | *بزرگمردی که در عرصه زهد و سادهزیستی، عدالت و امانتداری، شجاعت، سخاوت، گذشت، عبادت و بندگی خداوند، علم و قضاوت و ... در قلّه بود و فرزندان معصومش نیز در همان قلّه بودند<ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۳۰.</ref>. | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
{{ستون-شروع|1}} | {{ستون-شروع|1}} | ||
* [[پرونده:10115976.jpg|22px]] [[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|'''در آستان امامان معصوم ج۲''']]. | * [[پرونده:10115976.jpg|22px]] [[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|'''در آستان امامان معصوم ج۲''']]. | ||
{{پایان}} | |||
=='''[[:رده:آثار مقام معصوم|منبعشناسی جامع مقام معصوم]]'''== | |||
{{پرسشهای وابسته}} | |||
{{ستون-شروع|3}} | |||
* [[:رده:کتابشناسی کتابهای مقام معصوم|کتابشناسی مقام معصوم]]؛ | |||
* [[:رده:مقالهشناسی مقالههای مقام معصوم|مقالهشناسی مقام معصوم]]؛ | |||
* [[:رده:پایاننامهشناسی پایاننامههای مقام معصوم|پایاننامهشناسی مقام معصوم]]. | |||
{{پایان}} | |||
{{پایان}} | {{پایان}} | ||
{{مقامات}} | {{مقامات}} | ||
{{مقامات در زیارات}} | {{مقامات در زیارات}} | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||