←دین و شریعت امّتها
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
==[[دین]] و شریعت امّتها== | ==[[دین]] و شریعت امّتها== | ||
*در برخی از آیات از همسانی [[دین]] و آیین امت اسلامی با [[دین]] و آیین [[حضرت نوح]]، [[حضرت ابراهیم]]، [[حضرت موسی]] و [[حضرت عیسی]]{{عم}} سخن به میان آورده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ}}﴾}}<ref> از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان میخوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمیگزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون میگردد؛ سوره شوری، آیه:۱۳.</ref> با توجه به اینکه از این پیامبران به عنوان [[اولوا العزم]] و صاحبان کتاب و شریعت یاد شده میتوان نتیجه گرفت که اسلام همان [[دین]] سایر امتهای پیشین است، چنانکه در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الإِسْلامُ}}﴾}} <ref>سوره آلعمران، آیه:۱۹.</ref> به این امر تصریح شده است. در جای دیگر نیز پس از یادکرد اسامی پیامبران پیشین و اعلام اینکه خداوند به آنان کتاب، حکم و [[نبوت]] بخشید و آنان بر هدایت الهیاند، از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} خواسته شده که به هدایتشان اقتدا کند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُل لاَّ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ}}﴾}}<ref> آنان کسانی هستند که خداوند رهنماییشان کرده است پس، از رهنمود آنان پیروی کن! بگو: من برای آن (پیامبری) از شما پاداشی نمیخواهم؛ آن جز یاد کردی برای جهانیان نیست؛ سوره انعام، آیه:۹۰.</ref> و پیروی از هدایت آنان به معنای امضای دین و همسانی آیین اسلام با آیین پیامبران پیشین است. | *در برخی از آیات از همسانی [[دین]] و آیین امت اسلامی با [[دین]] و آیین [[حضرت نوح]]، [[حضرت ابراهیم]]، [[حضرت موسی]] و [[حضرت عیسی]]{{عم}} سخن به میان آورده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ}}﴾}}<ref> از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان میخوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمیگزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون میگردد؛ سوره شوری، آیه:۱۳.</ref> با توجه به اینکه از این پیامبران به عنوان [[اولوا العزم]] و صاحبان کتاب و شریعت یاد شده میتوان نتیجه گرفت که اسلام همان [[دین]] سایر امتهای پیشین است، چنانکه در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الإِسْلامُ}}﴾}} <ref>سوره آلعمران، آیه:۱۹.</ref> به این امر تصریح شده است. در جای دیگر نیز پس از یادکرد اسامی پیامبران پیشین و اعلام اینکه خداوند به آنان کتاب، حکم و [[نبوت]] بخشید و آنان بر هدایت الهیاند، از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} خواسته شده که به هدایتشان اقتدا کند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُل لاَّ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ}}﴾}}<ref> آنان کسانی هستند که خداوند رهنماییشان کرده است پس، از رهنمود آنان پیروی کن! بگو: من برای آن (پیامبری) از شما پاداشی نمیخواهم؛ آن جز یاد کردی برای جهانیان نیست؛ سوره انعام، آیه:۹۰.</ref> و پیروی از هدایت آنان به معنای امضای دین و همسانی آیین اسلام با آیین پیامبران پیشین است. | ||
*از سوی دیگر در برخی از آیات بر جدایی راه و شریعت | *از سوی دیگر در برخی از آیات بر جدایی راه و شریعت امّتهای مختلف تأکید شده است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُم مِّن بَهِيمَةِ الأَنْعَامِ فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ }}﴾}}<ref> و برای هر امتی آیینی نهادهایم تا نام خداوند را بر آنچه از چارپایان روزی آنان کرده است (به هنگام ذبح) یاد کنند پس خدای شما خدایی یگانه است؛ فرمانبردار او باشید و فروتنان را نوید ده؛ سوره حج، آیه: ۳۴.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَكًا هُمْ نَاسِكُوهُ فَلا يُنَازِعُنَّكَ فِي الأَمْرِ وَادْعُ إِلَى رَبِّكَ إِنَّكَ لَعَلَى هُدًى مُّسْتَقِيمٍ}}﴾}}<ref> برای هر امّتی آیینی نهادهایم که آنان بر همان (آیین) رفتار میکنند پس نباید در این کار با تو بستیزند و (مردم را) به سوی پروردگارت فرا خوان! بیگمان تو بر رهنمودی راست قرار داری؛ سوره حج، آیه: ۶۷.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُم فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّه مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ}}﴾}}<ref> و ما این کتاب را به سوی تو به درستی فرو فرستادهایم که کتاب پیش از خود را راست میشمارد و نگاهبان بر آن است؛ پس میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و به جای آنچه از حق به تو رسیده است از خواستههای آنان پیروی مکن، ما به هر یک از شما شریعت و راهی دادهایم و اگر خداوند میخواست شما را امّتی یگانه میگردانید لیک (نگردانید) تا شما را در آنچهتان داده است بیازماید؛ پس در کارهای خیر بر یکدیگر پیشی گیرید، بازگشت همه شما به سوی خداوند است بنابراین شما را از آنچه در آن اختلاف میورزیدید آگاه میگرداند؛ سوره مائده، آیه: ۴۸.</ref> همسان دانستن ادیان آسمانی و چندگانه شمردن شریعت هر امّت نوعی ناهماهنگی را در بدو امر متبادر میسازد. مفسران در تبیین ارتباط این دو دسته از آیات میگویند که هر دین الهی از دو دسته آموزههای بنیادین شامل عقاید و احکام تشکیل یافته است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص ۱۲ ـ ۱۳.</ref>. عقاید مجموعهای از آموزههاست که تفسیر آن دین درباره واقعیات هستی همچون خدا، عالم ملکوت، انسان، دین، پیامبران، جهان آخرت و ... را منعکس میسازد و احکام که از آن به "شریعت" یا "فقه" یاد میشود تفسیرگر چند و چون رفتارهای فردی و روابط اجتماعی و قوانین کیفری و جزایی است. | ||
آنچه به عنوان | *آنچه به عنوان "[[دین]]" معرفی میشود ناظر به آموزههای دسته نخست است که با گذشت زمان و با تغییر امتها دگرگون نمیشود، هرچند بر اثر تفاوت سطح استعدادهای فکری امّتهای پیشین و همگام با رشد این استعدادها با گذر زمان آموزههای اعتقادی از نقصان به کمال گراییده است و گویا با روشن شدن بیشتر جوانب آن از عمق بیشتری نیز برخوردار شده است، و آنچه به عنوان "شریعت" یاد میشود ناظر به آموزههای دسته دوم است که با گذشت زمان و بسته به نیازها و مقتضیات هر عصر و هر امتی میتواند تغییر و تحول یابد، بدین جهت قرآن دین همه امتها را یکسان، و شریعتها را متفاوت دانسته است. اختلاف بر سر نوع و چگونگی ادای فرایضی همچون نماز، روزه، حجّ، زکات از نمونههای اختلاف شرایع است و پدیده نسخ ادیان ناظر به این دست از اختلافات بوده و از پایان یافتن شرایط و مقتضیات عصر پیشین و رویکرد شرایط و مقتضیاتی که به جعل شریعت نو پدید انجامیده، حکایت دارد<ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۳۰.</ref>. | ||
==مکنت و قدرت در امّتهای پیشین== | |||
مکنت و قدرت در امّتهای پیشین | *قرآن در آیاتی چند از برتری امتهای پیشین از نظر قوای جسمانی، فراوانی اموال و اولاد و بهرهمندی از نعمتهای زمین و بر جای گذاشتن آثار یاد کرده است: «کالَّذینَ مِن قَبلِکم کانوا اَشَدَّ مِنکم قُوَّةً واَکثَرَ اَمولاً واَولـدًا» (توبه/۹،۶۹)، «اَو لَم یعلَم اَنَّاللّهَ قَداَهلَک مِن قَبلِهِ مِنَالقُرونِ مَن هُوَ اَشَدُّ مِنهُ قُوَّةًو اَکثَرُ جَمعـًا» (قصص/۲۸،۷۸)، «اَوَلَم یسیروا فِیالاَرضِ فَینظُروا کیفَ کانَ عـقِبَةُ الَّذینَ مِن قَبلِهِم کانوا اَشَدَّ مِنهُم قُوَّةً و اَثارُواالاَرضَ و عَمَروها اَکثَرَ مِمّا عَمَروها» (روم/۳۰،۹۹) در موارد دیگر نیز مانند آیات ۴۴ فاطر/۳۵؛ ۲۱ و ۸۲ غافر/۴۰؛ ۱۵ فصّلت/۴۱؛ ۸ زخرف/۴۳؛ ۱۳ محمد/۴۷ و ۳۶ ق/۵۰ بر این امر تأکید شده است. | ||
قرآن در آیاتی چند از برتری امتهای پیشین از نظر قوای جسمانی، فراوانی اموال و اولاد و بهرهمندی از نعمتهای زمین و بر جای گذاشتن آثار یاد کرده است: «کالَّذینَ مِن قَبلِکم کانوا اَشَدَّ مِنکم قُوَّةً واَکثَرَ اَمولاً واَولـدًا» (توبه/۹،۶۹)، «اَو لَم یعلَم اَنَّاللّهَ قَداَهلَک مِن قَبلِهِ مِنَالقُرونِ مَن هُوَ اَشَدُّ مِنهُ قُوَّةًو اَکثَرُ جَمعـًا» (قصص/۲۸،۷۸)، «اَوَلَم یسیروا فِیالاَرضِ فَینظُروا کیفَ کانَ عـقِبَةُ الَّذینَ مِن قَبلِهِم کانوا اَشَدَّ مِنهُم قُوَّةً و اَثارُواالاَرضَ و عَمَروها اَکثَرَ مِمّا عَمَروها» (روم/۳۰،۹۹) در موارد دیگر نیز مانند آیات ۴۴ فاطر/۳۵؛ ۲۱ و ۸۲ غافر/۴۰؛ ۱۵ فصّلت/۴۱؛ ۸ زخرف/۴۳؛ ۱۳ محمد/۴۷ و ۳۶ ق/۵۰ بر این امر تأکید شده است. | |||
در برخی از روایات اسرائیلی (اسرائیلیات) از وجود انسانهای عظیمالخلقه همچون عوجبنعنق یاد شده که گفته شده قد او چنان بود که با کمانش ماهی را از دریا صید میکرد و آن را با نزدیککردن به خورشید کباب میکرد![۲۳] و نیز در ضمن روایاتی که در تبیین ماجرای نبرد بنیاسرائیل با عمالقه در کنار رود اردن وارد شده از جثّه عظیم عمالقه سخن به میان آمده است. براساس یکی ازاین روایات ۱۲۲ تن برگزیده شده از سوی موسی(علیه السلام) که برای کسب اطلاعات از سپاه دشمن از آب عبور کرده بودند به چنگ یکی از عمالقه گرفتار میشوند و بهسان کوتولهها در آستین یا زیر کمربند او اسیر میگردند و یک تن از آنان برای هشدار و عبرت سایر سپاه موسی(علیه السلام) باز گردانده میشود. با شایع شدن خبر عظیمالجثه بودن عمالقه همه سربازان موسی(علیه السلام) به استثنای دو نفر به وحشت افتاده و میگریزند. مدعیان چنین داستانهایی به آیه ۲۲ مائده/۵ استناد کرده و گفتهاند: مقصود از جبّار بودن عمالقه عظیم بودن جثّه و اندام آنهاست[۲۴]: «قالوا یـموسی اِنَّ فیها قَومـًا جَبّارینَ واِنّا لَن نَدخُلَها حَتّی یخرُجوا مِنها» (مائده/۵ ،۲۲)؛ نیز در برخی از روایات فریقین از بزرگ بودن قد و اندام حضرت آدم(علیه السلام)بهگونهای که آسمانیان از گریه او نزد خداوند شکایت بردند یاد شده است. گفته شده که پس از شکایت آسمانیان، از قد او تا ۷ ذراع (حدود سه متر و نیم) کاسته شد.[۲۵] برخی از قرآنپژوهان معاصر درباره برتری و فزونی قدرت جسمانی قوم عاد که به اذعان قرآن به تراشیدن کوه میپرداختند، به برخی نتایج باستانشناسی و استخوانهای بزرگ کشف شده استناد کرده و مدعی شده براساس نظریه برتری جسمانی پیشینیان و بزرگتر بودن اندام آنان میتوان از پدید آوردن پدیده شگرف اهرام مصر تفسیری قابل پذیرش ارائه کرد.[۲۶] | در برخی از روایات اسرائیلی (اسرائیلیات) از وجود انسانهای عظیمالخلقه همچون عوجبنعنق یاد شده که گفته شده قد او چنان بود که با کمانش ماهی را از دریا صید میکرد و آن را با نزدیککردن به خورشید کباب میکرد![۲۳] و نیز در ضمن روایاتی که در تبیین ماجرای نبرد بنیاسرائیل با عمالقه در کنار رود اردن وارد شده از جثّه عظیم عمالقه سخن به میان آمده است. براساس یکی ازاین روایات ۱۲۲ تن برگزیده شده از سوی موسی(علیه السلام) که برای کسب اطلاعات از سپاه دشمن از آب عبور کرده بودند به چنگ یکی از عمالقه گرفتار میشوند و بهسان کوتولهها در آستین یا زیر کمربند او اسیر میگردند و یک تن از آنان برای هشدار و عبرت سایر سپاه موسی(علیه السلام) باز گردانده میشود. با شایع شدن خبر عظیمالجثه بودن عمالقه همه سربازان موسی(علیه السلام) به استثنای دو نفر به وحشت افتاده و میگریزند. مدعیان چنین داستانهایی به آیه ۲۲ مائده/۵ استناد کرده و گفتهاند: مقصود از جبّار بودن عمالقه عظیم بودن جثّه و اندام آنهاست[۲۴]: «قالوا یـموسی اِنَّ فیها قَومـًا جَبّارینَ واِنّا لَن نَدخُلَها حَتّی یخرُجوا مِنها» (مائده/۵ ،۲۲)؛ نیز در برخی از روایات فریقین از بزرگ بودن قد و اندام حضرت آدم(علیه السلام)بهگونهای که آسمانیان از گریه او نزد خداوند شکایت بردند یاد شده است. گفته شده که پس از شکایت آسمانیان، از قد او تا ۷ ذراع (حدود سه متر و نیم) کاسته شد.[۲۵] برخی از قرآنپژوهان معاصر درباره برتری و فزونی قدرت جسمانی قوم عاد که به اذعان قرآن به تراشیدن کوه میپرداختند، به برخی نتایج باستانشناسی و استخوانهای بزرگ کشف شده استناد کرده و مدعی شده براساس نظریه برتری جسمانی پیشینیان و بزرگتر بودن اندام آنان میتوان از پدید آوردن پدیده شگرف اهرام مصر تفسیری قابل پذیرش ارائه کرد.[۲۶] | ||
گرچه برتری پیشینیان از نظر اموال و فرزندان یا آبادانی زمین با محذوری روبهرو نیست؛ اما قضاوت درباره برتری جسمانی و قوت آنان به این معنا که آنان از اندامی به مراتب بزرگتر و قویتر از اندام انسانهای امروزین بودهاند، بهرغم شواهد ادعا شده به بررسی و تأمّل بیشتر نیاز دارد. برخی از صاحب نظران روایت پیشگفته درباره حضرت آدم(علیه السلام) را نقد کرده و آن را مخالف نظام احسن دانسته است، زیرا اگر قرآن آفرینش انسان با ویژگیهای امروزین را احسن تقویم (برترین اعتدال) میشناسد، دیگر نمیتوان همزمان اندام عظیم و بزرگ ادعایی انسانهای پیشین را نیز منطبق با نظام أحسن دانست.[۲۷] | گرچه برتری پیشینیان از نظر اموال و فرزندان یا آبادانی زمین با محذوری روبهرو نیست؛ اما قضاوت درباره برتری جسمانی و قوت آنان به این معنا که آنان از اندامی به مراتب بزرگتر و قویتر از اندام انسانهای امروزین بودهاند، بهرغم شواهد ادعا شده به بررسی و تأمّل بیشتر نیاز دارد. برخی از صاحب نظران روایت پیشگفته درباره حضرت آدم(علیه السلام) را نقد کرده و آن را مخالف نظام احسن دانسته است، زیرا اگر قرآن آفرینش انسان با ویژگیهای امروزین را احسن تقویم (برترین اعتدال) میشناسد، دیگر نمیتوان همزمان اندام عظیم و بزرگ ادعایی انسانهای پیشین را نیز منطبق با نظام أحسن دانست.[۲۷] | ||