←بابل، در کدام کشور فعلی جهان واقع شده است؟
| خط ۷۲: | خط ۷۲: | ||
#مولف [[قاموس قرآن]]، زیر واژه بابل، چنین اظهار داشته است: «بابل مملکتی بوده، در محل کنونی مملکت عراق، مرکز آن، نیز نامش بابل بود، گویند آن، در کنار فرات و در محل فعلی شهر حله بوده است. | #مولف [[قاموس قرآن]]، زیر واژه بابل، چنین اظهار داشته است: «بابل مملکتی بوده، در محل کنونی مملکت عراق، مرکز آن، نیز نامش بابل بود، گویند آن، در کنار فرات و در محل فعلی شهر حله بوده است. | ||
#برخی از پژوهشگران، در [[فرهنگ]] لغات قرآن، زیر واژه بابل نقل میکند: «بابل، به [[انگلیسی]] Babvlon است شهر معروف باستانی، در عراق، که بر دو جانب [[رود فرات]]، آباد شده و پایتخت شاهی [[نیرومندی]] شده بود، که در سنه ۵۳۸ قبل از میلاد تباه گشت. در آن [[شهر]] ستارهشناسی و [[ستاره]] پرستی چنان [[پیشرفت]] کرد؛ که [[مردم]]، [[دانشمندان]] آنجا را، به ستارهشناسی و ضمناً [[سحر]] میشناختند.»...<ref>عباس مهرین شوشتری</ref> | #برخی از پژوهشگران، در [[فرهنگ]] لغات قرآن، زیر واژه بابل نقل میکند: «بابل، به [[انگلیسی]] Babvlon است شهر معروف باستانی، در عراق، که بر دو جانب [[رود فرات]]، آباد شده و پایتخت شاهی [[نیرومندی]] شده بود، که در سنه ۵۳۸ قبل از میلاد تباه گشت. در آن [[شهر]] ستارهشناسی و [[ستاره]] پرستی چنان [[پیشرفت]] کرد؛ که [[مردم]]، [[دانشمندان]] آنجا را، به ستارهشناسی و ضمناً [[سحر]] میشناختند.»...<ref>عباس مهرین شوشتری</ref> | ||
#برخی از | #برخی از دانشمندان، در [[تفسیر آیه]] مورد تحقیق<ref>آیة الله طالقانی، پرتوی از قرآن، ص۲۴۶.</ref>، در مورد محل نشر اوهام و سحر، مینویسد: «گویا نظر [[قرآن]] همان توجه، به منشاء دیگر اوهام [[گمراه]] کنندهای است که از [[بابل]]، مرکز [[کلده]] قدیم و آن [[سرزمین]] [[تمدن]] اسرارآمیز، به وسیله دو تن، که این [[اسرار]] را، از میان دیوارهای محدود [[ساحران]] و [[کاهنان]] بیرون آوردند، در میان [[ملل]]، به خصوص [[یهود]]، منتشر گردید، یهود هم، به نوبه خود. به هر جا پراکنده شدند؛ این اوهام را، با خود بردند و پراکندند». و به دنبال آن، در مورد کلده، میافزاید؛ [[کشور]] کلده، در میان دجله و [[فرات]] و در دهانه خلیج [[فارس]] بود... دشت وسیع و دره مانند، [[آسمان]] باز و درخشان آن، تا آنجا که وسائل [[علمی]] آن [[روز]] اجازه میداد؛ هوشمندان کلدهای را متوجه [[مدارات]] و اوج و حضیض و [[قرب]] و بعد و دیگر اوضاع کواکب نمود». | ||
#در | #در پارهای از منابع آمده است: «پس از [[غلبه]] آکد، بر سومر بابل به صورت پایتخت تمام قسمت سفلای [[بین النهرین]] در آمد و مقدمات [[تشکیل دولت]] بابل فراهم شد، و سرانجام حمورابی این [[دولت]] را به وجود آورد. در طول تاریخ، پنج سلسله [[پادشاهی]]، بر بابل [[فرمانروایی]] کردند. حمورابی ششمین [[پادشاه]] از سلسله اول بود که از سال ۲۱۲۳ - ۲۰۸۰. م. به مدت ۴۳ بر بابل [[سلطنت]] کرد. [[بخت النصر]] - [[بنوکد نصر]] - از دیگر [[پادشاهان]] معروف بابل بود، این پادشاه [[جماعت]] بسیاری، از [[یهودیان]] را به [[اسارت]] در آورد و به [[بابل]] منتقل کرد. این [[اسیران]]، پس از [[سقوط]] بابل، به دست کورش [[آزاد]] شدند. [[قانون]] حمورابی: قدیمیترین قانون [[نامه]] مدونی که [[بشر]] سراغ دارد، قانون حمورابی است. این [[پادشاه]]، پس از آنکه توانست، از [[قبایل]] پراکنده و [[قدرت]] [[ضعیف]] بابل، [[حکومت]] نیرومند به وجود آورد؛ [[امنیت]] و [[آسایش]] نسبی را، در بابل ایجاد کرد و قانون نامه [[تاریخی]] خود را صادر نمود و دستور به تدوین آن داد. قانون حمورابی، که بر روی ستونی، از سنگ، به ارتفاع ۴۵/۲ متر و به شکل [[منظم]] و [[زیبایی]] نوشته شده است، در سال ۱۹۰۲ م. بر اثر کاوشهای باستانی، در خرابههای [[شهر]] [[شوش]] پیدا شد و اکنون، در موزه لوور در پاریس نگهداری میشود. متن قانون، مشتمل بر ۲۸۲ ماده و یک مقدمه است». | ||
#در [[کتاب قصص قرآن]]، در مورد بابل میخوانیم: «حدود پنج هزار سال قبل، در [[سرزمین]] میان رود دجله و [[فرات]] [[تمدنی]] [[عظیم]] وجود داشته که از [[تمدن]] [[مصر]] چیزی کم نداشته است. قسمتی از این سرزمین، که طولش، در حدود چهارصد میل و عرضش بالغ بر صد میل است؛ به نام [[کشور]] بابل نامیده میشده و [[اراضی]] این مملکت هموار و [[مسطح]] و در [[روزگار]] [[مجد]] و جلال این مملکت، آن اراضی کاملاً آباد و پر آب... و خرمای آن ممتاز بوده است. نام قدیم بابل شنعار است و گاهی آن را سر [[زمین]] [[کلدانیان]] نیز مینامند. کشور بابل، در روزگار قدیم به شهرهای بزرگ و آباد و سورهای بلند و قلعههای نیرومند و قصرهای رفیع و [[بت]] کدههای عظیم آراسته بود و اکنون، از آن بناهای عظیم آثار و ویرانههایی به جا مانده، که علمای [[باستانشناسی]]، از طریق آن، آثار بسیاری از آن [[شهرها]] و بناها را [[کشف]] کردهاند»<ref>صدرالدین، بلاغی قصه قرآن، ص۳۲۵.</ref>. مطالب فراوانی، در مورد گذشته بابل وجود دارد؛ ولی ما به منظور بیان مختصر، از ذکر آنها خودداری مینماییم و در پایان، به آخرین نکته، که وضع جغرافیایی آن است: بسنده میکنیم. | #در [[کتاب قصص قرآن]]، در مورد بابل میخوانیم: «حدود پنج هزار سال قبل، در [[سرزمین]] میان رود دجله و [[فرات]] [[تمدنی]] [[عظیم]] وجود داشته که از [[تمدن]] [[مصر]] چیزی کم نداشته است. قسمتی از این سرزمین، که طولش، در حدود چهارصد میل و عرضش بالغ بر صد میل است؛ به نام [[کشور]] بابل نامیده میشده و [[اراضی]] این مملکت هموار و [[مسطح]] و در [[روزگار]] [[مجد]] و جلال این مملکت، آن اراضی کاملاً آباد و پر آب... و خرمای آن ممتاز بوده است. نام قدیم بابل شنعار است و گاهی آن را سر [[زمین]] [[کلدانیان]] نیز مینامند. کشور بابل، در روزگار قدیم به شهرهای بزرگ و آباد و سورهای بلند و قلعههای نیرومند و قصرهای رفیع و [[بت]] کدههای عظیم آراسته بود و اکنون، از آن بناهای عظیم آثار و ویرانههایی به جا مانده، که علمای [[باستانشناسی]]، از طریق آن، آثار بسیاری از آن [[شهرها]] و بناها را [[کشف]] کردهاند»<ref>صدرالدین، بلاغی قصه قرآن، ص۳۲۵.</ref>. مطالب فراوانی، در مورد گذشته بابل وجود دارد؛ ولی ما به منظور بیان مختصر، از ذکر آنها خودداری مینماییم و در پایان، به آخرین نکته، که وضع جغرافیایی آن است: بسنده میکنیم. | ||
#«[[شهر]] قدیم [[بابل]]، در چهل درجه و سی و دو دقیقه عرض شمالی و سی و سه درجه و بیست و سه دقیقه طول شرقی، در [[مشرق]] [[فرات]] نزدیک دجله کنونی در [[کشور عراق]] فعلی واقع بوده و موضع اولی آن، همان شهر بوسیبا میباشد، [[برج]] [[نمرود]]، در آن ساخته شده و این برج، گویا [[معبد]] نمرود، یکی از [[خدایان]] [[کلده]] بوده است... به هر حال فعلاً، از بابل اصلی، سه بنای ویران باقی است و این عبارت است از: [[حصن]] بابل، که معبد بعلوس است و دیگر [[قصر]] [[بخت النصر]] و سومی ویرانه قصر است، که به نام [[عمران بن علی]] معروف است»<ref>محمد، خزائلی، اعلام قرآن، ص۲۴۱ – ۲۴۳.</ref>. | #«[[شهر]] قدیم [[بابل]]، در چهل درجه و سی و دو دقیقه عرض شمالی و سی و سه درجه و بیست و سه دقیقه طول شرقی، در [[مشرق]] [[فرات]] نزدیک دجله کنونی در [[کشور عراق]] فعلی واقع بوده و موضع اولی آن، همان شهر بوسیبا میباشد، [[برج]] [[نمرود]]، در آن ساخته شده و این برج، گویا [[معبد]] نمرود، یکی از [[خدایان]] [[کلده]] بوده است... به هر حال فعلاً، از بابل اصلی، سه بنای ویران باقی است و این عبارت است از: [[حصن]] بابل، که معبد بعلوس است و دیگر [[قصر]] [[بخت النصر]] و سومی ویرانه قصر است، که به نام [[عمران بن علی]] معروف است»<ref>محمد، خزائلی، اعلام قرآن، ص۲۴۱ – ۲۴۳.</ref>. | ||