←بابل، در کدام کشور فعلی جهان واقع شده است؟
| خط ۷۰: | خط ۷۰: | ||
#برخی از نویسندگان در بخش اعلام المنجد مینویسد: {{عربی|بابل عاصمه قدیمه فی اواسط ما بین النهرین انقاضها واقعه علی الفرات، قریب الحله علی مسافت ۸۰ کیلومتر جنوب شرقی بغداد}} یعنی، بابل پایتخت قدیمی، در اواسط [[بین النهرین]]. که [[شهر]] حله است و در مسافت هشتاد کیلومتری جنوب [[بغداد]] [[احداث]] شده است.<ref>لویس معلوف، اعلام المنجد</ref> | #برخی از نویسندگان در بخش اعلام المنجد مینویسد: {{عربی|بابل عاصمه قدیمه فی اواسط ما بین النهرین انقاضها واقعه علی الفرات، قریب الحله علی مسافت ۸۰ کیلومتر جنوب شرقی بغداد}} یعنی، بابل پایتخت قدیمی، در اواسط [[بین النهرین]]. که [[شهر]] حله است و در مسافت هشتاد کیلومتری جنوب [[بغداد]] [[احداث]] شده است.<ref>لویس معلوف، اعلام المنجد</ref> | ||
#برخی از [[پژوهشگران]]، در این باره مینویسند: {{عربی|بابل باب ایل باب الله}}. دروازه [[خدا]]... شهری قدیم، در بین النهرین، که خرابههای آن، در ساحل [[فرات]]، در ۱۶۰ کیلومتری جنوب شرقی بغداد واقع است. | #برخی از [[پژوهشگران]]، در این باره مینویسند: {{عربی|بابل باب ایل باب الله}}. دروازه [[خدا]]... شهری قدیم، در بین النهرین، که خرابههای آن، در ساحل [[فرات]]، در ۱۶۰ کیلومتری جنوب شرقی بغداد واقع است. | ||
# | # در [[قاموس قرآن]] آمده است: «بابل مملکتی بوده، در محل کنونی مملکت عراق، مرکز آن، نیز نامش بابل بود، گویند آن، در کنار فرات و در محل فعلی شهر حله بوده است. | ||
#برخی از پژوهشگران، در [[فرهنگ]] لغات قرآن، زیر واژه بابل نقل میکند: «بابل، به [[انگلیسی]] Babvlon است شهر معروف باستانی، در عراق، که بر دو جانب [[رود فرات]]، آباد شده و پایتخت شاهی [[نیرومندی]] شده بود، که در سنه ۵۳۸ قبل از میلاد تباه گشت. در آن [[شهر]] ستارهشناسی و [[ستاره]] پرستی چنان [[پیشرفت]] کرد؛ که [[مردم]]، [[دانشمندان]] آنجا را، به ستارهشناسی و ضمناً [[سحر]] میشناختند.»...<ref>عباس مهرین شوشتری</ref> | #برخی از پژوهشگران، در [[فرهنگ]] لغات قرآن، زیر واژه بابل نقل میکند: «بابل، به [[انگلیسی]] Babvlon است شهر معروف باستانی، در عراق، که بر دو جانب [[رود فرات]]، آباد شده و پایتخت شاهی [[نیرومندی]] شده بود، که در سنه ۵۳۸ قبل از میلاد تباه گشت. در آن [[شهر]] ستارهشناسی و [[ستاره]] پرستی چنان [[پیشرفت]] کرد؛ که [[مردم]]، [[دانشمندان]] آنجا را، به ستارهشناسی و ضمناً [[سحر]] میشناختند.»...<ref>عباس مهرین شوشتری</ref> | ||
#برخی از دانشمندان، در [[تفسیر آیه]] مورد تحقیق<ref>آیة الله طالقانی، پرتوی از قرآن، ص۲۴۶.</ref>، در مورد محل نشر اوهام و سحر، مینویسد: «گویا نظر [[قرآن]] همان توجه، به منشاء دیگر اوهام [[گمراه]] کنندهای است که از [[بابل]]، مرکز [[کلده]] قدیم و آن [[سرزمین]] [[تمدن]] اسرارآمیز، به وسیله دو تن، که این [[اسرار]] را، از میان دیوارهای محدود [[ساحران]] و [[کاهنان]] بیرون آوردند، در میان [[ملل]]، به خصوص [[یهود]]، منتشر گردید، یهود هم، به نوبه خود. به هر جا پراکنده شدند؛ این اوهام را، با خود بردند و پراکندند». و به دنبال آن، در مورد کلده، میافزاید؛ [[کشور]] کلده، در میان دجله و [[فرات]] و در دهانه خلیج [[فارس]] بود... دشت وسیع و دره مانند، [[آسمان]] باز و درخشان آن، تا آنجا که وسائل [[علمی]] آن [[روز]] اجازه میداد؛ هوشمندان کلدهای را متوجه [[مدارات]] و اوج و حضیض و [[قرب]] و بعد و دیگر اوضاع کواکب نمود». | #برخی از دانشمندان، در [[تفسیر آیه]] مورد تحقیق<ref>آیة الله طالقانی، پرتوی از قرآن، ص۲۴۶.</ref>، در مورد محل نشر اوهام و سحر، مینویسد: «گویا نظر [[قرآن]] همان توجه، به منشاء دیگر اوهام [[گمراه]] کنندهای است که از [[بابل]]، مرکز [[کلده]] قدیم و آن [[سرزمین]] [[تمدن]] اسرارآمیز، به وسیله دو تن، که این [[اسرار]] را، از میان دیوارهای محدود [[ساحران]] و [[کاهنان]] بیرون آوردند، در میان [[ملل]]، به خصوص [[یهود]]، منتشر گردید، یهود هم، به نوبه خود. به هر جا پراکنده شدند؛ این اوهام را، با خود بردند و پراکندند». و به دنبال آن، در مورد کلده، میافزاید؛ [[کشور]] کلده، در میان دجله و [[فرات]] و در دهانه خلیج [[فارس]] بود... دشت وسیع و دره مانند، [[آسمان]] باز و درخشان آن، تا آنجا که وسائل [[علمی]] آن [[روز]] اجازه میداد؛ هوشمندان کلدهای را متوجه [[مدارات]] و اوج و حضیض و [[قرب]] و بعد و دیگر اوضاع کواکب نمود». | ||