ولایت فقیه: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←مقدمه) |
||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
ولایت، واژهای عربی است که از نگاه لغوی، از ریشه "و ل ی" گرفته شده است و به کسر و فتح "واو" خوانده میشود. | |||
"ولی" در لغت عرب، به معنای آمدن چیزی است در پی چیز دیگر؛ بدون آنکه فاصلهای میان آن دو باشد؛ از اینرو، این واژه در معانی دوستی، یاری، پیروی، تصدّی امر غیر و سرپرستی استعمال شده که وجه مشترک همه این معانی، قرب معنوی است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص: ۴۶۳ - ۴۷۵.</ref>. | |||
*از میان این معانی، معنای سرپرستی و تصرّف در کار دیگری، با آنچه از ولایت فقیه اراده میشود، همخوانی بیشتری دارد. کسی که عهدهدار کاری میشود، بر آن [[ولایت]] یافته و مولا و ولی آن امر محسوب میشود؛ بنابراین، کلمه [[ولایت]] و همریشههای آن "مانند ولی، تولیت، متولّی و والی" بر معنای سرپرستی، تدبیر و تصرّف، دلالت دارد. | |||
*واژه فقیه در لغت، به معنای کسی است که فهمی عمیق و دقیق دارد و از ریشه "ف ق ه" گرفته شده که به معنای غلبه علم و فهم و ادراک درباره چیزی است. در اصطلاح، فقیه کسی است که بتواند احکام شرعی را از آیات [[قرآن]] و سخنان معصومان{{عم}} استنباط و استخراج کند<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص: ۴۶۳ - ۴۷۵.</ref>. | |||
*مسأله ولایت فقیه که پیشینه آن، به آغاز فقه بازمیگردد، یکی از مهمترین مسایل جامعه شیعی است؛ به گونهای که اندیشه سیاسی پیروان مکتب [[اهل بیت]]{{عم}} در عصر [[غیبت کبرا]]- به ویژه دوران معاصر- با آن گره خورده است. از آنجا که در دوران معاصر، بزرگترین تحوّل اجتماعی در امت اسلامی، به نام انقلاب اسلامی ایران، بر این باور سترگ بنا شده، بحث درباره آن، امری ضروری و اجتناب ناپذیر است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص: ۴۶۳ - ۴۷۵.</ref>. | |||
*از سوی دیگر، یگانه فریاد ظلمستیزی و مقابله با زیادهخواهی استکبار جهانی، برخاسته از این تفکر ارجمند و اصل مترقی است که دشمنیهای فراوانی را از سوی ستمگران و استکبار جهانی در پی داشته است. این خود، اهمیت پرداختن به این بحث را دو چندان ساخته است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص: ۴۶۳ - ۴۷۵.</ref>. | |||
==ادله ولایت فقیه== | |||
*ولایت فقیه هم از راه عقل و هم از راه روایات و احادیث ثابت است. از آنجا که در مدخل نیابت عام، به برخی روایات در این باره اشاره شد، اینجا به صورت مختصر به دلیل عقلی اشاره میکنیم: از آنجا که در عصر غیبت، دسترسی به پیشوای معصوم{{ع}} امکان پذیر نیست و تشکیل حکومت هم ضروری است، باید فردی [[ولایت]] و حکومت را بر عهده بگیرد. بدین منظور، سه راه پیش رو داریم: یا این که [[ولایت]] غیر فقیه را بپذیریم یا فقیه غیر عادل یا ولایت فقیه عادل را<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص: ۴۶۳ - ۴۷۵.</ref>. | |||
*عقل هرانسان حکم میکند غیر فقیه و فقیه غیر عادل شایسته [[ولایت]] و [[حکومت]] نیست؛ چرا که اینجا تشکیل [[حکومت]] اسلامی مورد بحث است و برای پیاده کردن [[حکومت]] اسلامی و اجرای احکام [[دین]]، باید فردی زمام این امر را به عهده گیرد که به احکام اسلامی به طور ژرف و اساسی آشنا بوده و شیوه اداره [[حکومت]] را هم بداند در عینحال، پرهیزگار و متعهد باشد، تا امر [[حکومت]] را فدای خواستههای نفسانی و امیال شیطانی خود نکند. افزون بر آن، اینکه نه فقط درباره [[حکومت]] اسلامی، بلکه درباره هر حکومتی، عقل حکم میکند جاهلان، جاهطلبان و هوسرانان شایستگی زمامداری را ندارند؛ بنابراین فقیهی که به احکام اسلامی و اوضاع سیاسی- اجتماعی زمان خود آگاه بوده از [[تقوا]] و [[عدالت]] و تدبیر و مدیریت و کمالات لازم برخوردار باشد، برای [[حکومت]]، شایستهتر از دیگران است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص: ۴۶۳ - ۴۷۵.</ref>. | |||
*حقّ سرپرستی امّت از سوی ولیّ فقیه و هدایت و رهبری مردم در این روزگار، هم به دلایل نقل و روایی و هم به دلیل عقلی با فقیهان جامع الشرایط است. آنگونه که [[امامان]] [[حجت]] الهی بر مردمند، فقها نیز از سوی [[ائمه]] به عنوان [[حجت]] بر مردم معرفی شدهاند و به تعبیر امام زمان در حدیث حوادث واقعه: {{عربی|اندازه=155%|فإنّهم حجّتی علیکم و أنا حجّة اللّه}}<ref> وسائل الشیعه، ج ۱۸ ص ۱۰۱</ref>، که میرساند آنان [[حجت]] آن حضرت بر مردمند و او حجت خداست بر مردم. دلیل عقلی آن نیز از خود قوانین دین و کیفیّت آیین [[اسلام]] برمیآید. | *حقّ سرپرستی امّت از سوی ولیّ فقیه و هدایت و رهبری مردم در این روزگار، هم به دلایل نقل و روایی و هم به دلیل عقلی با فقیهان جامع الشرایط است. آنگونه که [[امامان]] [[حجت]] الهی بر مردمند، فقها نیز از سوی [[ائمه]] به عنوان [[حجت]] بر مردم معرفی شدهاند و به تعبیر امام زمان در حدیث حوادث واقعه: {{عربی|اندازه=155%|فإنّهم حجّتی علیکم و أنا حجّة اللّه}}<ref> وسائل الشیعه، ج ۱۸ ص ۱۰۱</ref>، که میرساند آنان [[حجت]] آن حضرت بر مردمند و او حجت خداست بر مردم. دلیل عقلی آن نیز از خود قوانین دین و کیفیّت آیین [[اسلام]] برمیآید. | ||
[[امام خمینی]] میفرماید: ولایت فقیه از موضوعاتی است که تصوّر آنها موجب تصدیق میشود و چندان به برهان احتیاج ندارد. به این معنی که هرکس عقاید و احکام اسلام را حتّی اجمالا دریافته باشد، چون به ولایت فقیه برسد و آن را به تصور آورد، بیدرنگ تصدیق خواهد کرد و آن را ضروری و بدیهی خواهد شناخت<ref>حکومت اسلامی، امام خمینی</ref> | *[[امام خمینی]] میفرماید: ولایت فقیه از موضوعاتی است که تصوّر آنها موجب تصدیق میشود و چندان به برهان احتیاج ندارد. به این معنی که هرکس عقاید و احکام اسلام را حتّی اجمالا دریافته باشد، چون به ولایت فقیه برسد و آن را به تصور آورد، بیدرنگ تصدیق خواهد کرد و آن را ضروری و بدیهی خواهد شناخت<ref>حکومت اسلامی، امام خمینی</ref>. | ||
ولایت فقیه به معنای ادارۀ جامعۀ اسلامی در عصر غیبت زیر نظر و رهبری فقیهی است که هم علم به قانون خدا داشته باشد و هم عدالت و پاکی و لیاقت و مدیریّت و کفایت داشته باشد و این همان "تداوم غدیر در عصر غیبت [[امام]] [[معصوم]]" است. در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز مشروعیت نظام در سایۀ ولایت فقیه دانسته شده و حدود و اختیارات آن ترسیم گشته است<ref>قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصلهای ۵ و ۱۰۷ تا ۱۱۲</ref>. در زمینۀ ولایت فقیه، مباحثی از این قبیل وجود دارد: فقیه کیست؟ مجتهد کیست؟ مرجع تقلید کدام است؟ چه کسی میتواند مجتهد و فقیه شود و کدام فقیه و با چه شرایطی ولایت دارد؟ ولیّ فقیه چگونه انتخاب میشود و حدود و اختیارات و مدّت آن کدام است و... که در کتابهای مفصّلتر و اختصاصی به این مباحث پرداخته است<ref>از جمله ر.ک: «حکومت اسلامی» امام خمینی، «سرچشمههای قدرت» شهید صدر، «حاکمیت در اسلام» موسوی خلخالی «ولایت فقیه و حاکمیت ملّی» طاهری خرّم آبادی، «نظریة ولایة الفقیه» حیدر آل حیدر، «حکومت اسلامی و ولایت فقیه» مصباح یزدی، «ولایت فقیه به زبان ساده» جواد محدثی</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص:۵۹۸.</ref> | *ولایت فقیه به معنای ادارۀ جامعۀ اسلامی در عصر غیبت زیر نظر و رهبری فقیهی است که هم علم به قانون خدا داشته باشد و هم عدالت و پاکی و لیاقت و مدیریّت و کفایت داشته باشد و این همان "تداوم غدیر در عصر غیبت [[امام]] [[معصوم]]" است. در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز مشروعیت نظام در سایۀ ولایت فقیه دانسته شده و حدود و اختیارات آن ترسیم گشته است<ref>قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصلهای ۵ و ۱۰۷ تا ۱۱۲</ref>. در زمینۀ ولایت فقیه، مباحثی از این قبیل وجود دارد: فقیه کیست؟ مجتهد کیست؟ مرجع تقلید کدام است؟ چه کسی میتواند مجتهد و فقیه شود و کدام فقیه و با چه شرایطی ولایت دارد؟ ولیّ فقیه چگونه انتخاب میشود و حدود و اختیارات و مدّت آن کدام است و... که در کتابهای مفصّلتر و اختصاصی به این مباحث پرداخته است<ref>از جمله ر.ک: «حکومت اسلامی» امام خمینی، «سرچشمههای قدرت» شهید صدر، «حاکمیت در اسلام» موسوی خلخالی «ولایت فقیه و حاکمیت ملّی» طاهری خرّم آبادی، «نظریة ولایة الفقیه» حیدر آل حیدر، «حکومت اسلامی و ولایت فقیه» مصباح یزدی، «ولایت فقیه به زبان ساده» جواد محدثی</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص:۵۹۸.</ref> | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
نسخهٔ ۱۲ دسامبر ۲۰۱۸، ساعت ۱۰:۲۴
- این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل ولایت فقیه (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
ولایت فقیه جهانی و همیشگی بودن آیین اسلام، ایجاب میکرد که پس از رحلت پیامبر، حکومت دینی آن حضرت تداوم یابد و رهبری امت اسلامی پس از او در قالب امامت و ولایت امام معصوم، برعهدۀ اولی الأمر باشد. غدیر، فلسفۀ سیاسی اسلام بود و ضامن تداوم آن اهداف و نظام. به همان دلیل که با درگذشت پیامبر خدا(ع) اسلام پایان نیافت و رهبری به دوش امیر مؤمنان و امامان دیگر قرار گرفت، در عصر غیبت امام زمان(ع) نیز این رهبری بر دوش صالحترین و دینشناسترین و آگاهترین رهبران اسلامی است که از آن به "ولایت فقیه" تعبیر میشود. [۱].
مقدمه
ولایت، واژهای عربی است که از نگاه لغوی، از ریشه "و ل ی" گرفته شده است و به کسر و فتح "واو" خوانده میشود. "ولی" در لغت عرب، به معنای آمدن چیزی است در پی چیز دیگر؛ بدون آنکه فاصلهای میان آن دو باشد؛ از اینرو، این واژه در معانی دوستی، یاری، پیروی، تصدّی امر غیر و سرپرستی استعمال شده که وجه مشترک همه این معانی، قرب معنوی است[۲].
- از میان این معانی، معنای سرپرستی و تصرّف در کار دیگری، با آنچه از ولایت فقیه اراده میشود، همخوانی بیشتری دارد. کسی که عهدهدار کاری میشود، بر آن ولایت یافته و مولا و ولی آن امر محسوب میشود؛ بنابراین، کلمه ولایت و همریشههای آن "مانند ولی، تولیت، متولّی و والی" بر معنای سرپرستی، تدبیر و تصرّف، دلالت دارد.
- واژه فقیه در لغت، به معنای کسی است که فهمی عمیق و دقیق دارد و از ریشه "ف ق ه" گرفته شده که به معنای غلبه علم و فهم و ادراک درباره چیزی است. در اصطلاح، فقیه کسی است که بتواند احکام شرعی را از آیات قرآن و سخنان معصومان(ع) استنباط و استخراج کند[۳].
- مسأله ولایت فقیه که پیشینه آن، به آغاز فقه بازمیگردد، یکی از مهمترین مسایل جامعه شیعی است؛ به گونهای که اندیشه سیاسی پیروان مکتب اهل بیت(ع) در عصر غیبت کبرا- به ویژه دوران معاصر- با آن گره خورده است. از آنجا که در دوران معاصر، بزرگترین تحوّل اجتماعی در امت اسلامی، به نام انقلاب اسلامی ایران، بر این باور سترگ بنا شده، بحث درباره آن، امری ضروری و اجتناب ناپذیر است[۴].
- از سوی دیگر، یگانه فریاد ظلمستیزی و مقابله با زیادهخواهی استکبار جهانی، برخاسته از این تفکر ارجمند و اصل مترقی است که دشمنیهای فراوانی را از سوی ستمگران و استکبار جهانی در پی داشته است. این خود، اهمیت پرداختن به این بحث را دو چندان ساخته است[۵].
ادله ولایت فقیه
- ولایت فقیه هم از راه عقل و هم از راه روایات و احادیث ثابت است. از آنجا که در مدخل نیابت عام، به برخی روایات در این باره اشاره شد، اینجا به صورت مختصر به دلیل عقلی اشاره میکنیم: از آنجا که در عصر غیبت، دسترسی به پیشوای معصوم(ع) امکان پذیر نیست و تشکیل حکومت هم ضروری است، باید فردی ولایت و حکومت را بر عهده بگیرد. بدین منظور، سه راه پیش رو داریم: یا این که ولایت غیر فقیه را بپذیریم یا فقیه غیر عادل یا ولایت فقیه عادل را[۶].
- عقل هرانسان حکم میکند غیر فقیه و فقیه غیر عادل شایسته ولایت و حکومت نیست؛ چرا که اینجا تشکیل حکومت اسلامی مورد بحث است و برای پیاده کردن حکومت اسلامی و اجرای احکام دین، باید فردی زمام این امر را به عهده گیرد که به احکام اسلامی به طور ژرف و اساسی آشنا بوده و شیوه اداره حکومت را هم بداند در عینحال، پرهیزگار و متعهد باشد، تا امر حکومت را فدای خواستههای نفسانی و امیال شیطانی خود نکند. افزون بر آن، اینکه نه فقط درباره حکومت اسلامی، بلکه درباره هر حکومتی، عقل حکم میکند جاهلان، جاهطلبان و هوسرانان شایستگی زمامداری را ندارند؛ بنابراین فقیهی که به احکام اسلامی و اوضاع سیاسی- اجتماعی زمان خود آگاه بوده از تقوا و عدالت و تدبیر و مدیریت و کمالات لازم برخوردار باشد، برای حکومت، شایستهتر از دیگران است[۷].
- حقّ سرپرستی امّت از سوی ولیّ فقیه و هدایت و رهبری مردم در این روزگار، هم به دلایل نقل و روایی و هم به دلیل عقلی با فقیهان جامع الشرایط است. آنگونه که امامان حجت الهی بر مردمند، فقها نیز از سوی ائمه به عنوان حجت بر مردم معرفی شدهاند و به تعبیر امام زمان در حدیث حوادث واقعه: فإنّهم حجّتی علیکم و أنا حجّة اللّه[۸]، که میرساند آنان حجت آن حضرت بر مردمند و او حجت خداست بر مردم. دلیل عقلی آن نیز از خود قوانین دین و کیفیّت آیین اسلام برمیآید.
- امام خمینی میفرماید: ولایت فقیه از موضوعاتی است که تصوّر آنها موجب تصدیق میشود و چندان به برهان احتیاج ندارد. به این معنی که هرکس عقاید و احکام اسلام را حتّی اجمالا دریافته باشد، چون به ولایت فقیه برسد و آن را به تصور آورد، بیدرنگ تصدیق خواهد کرد و آن را ضروری و بدیهی خواهد شناخت[۹].
- ولایت فقیه به معنای ادارۀ جامعۀ اسلامی در عصر غیبت زیر نظر و رهبری فقیهی است که هم علم به قانون خدا داشته باشد و هم عدالت و پاکی و لیاقت و مدیریّت و کفایت داشته باشد و این همان "تداوم غدیر در عصر غیبت امام معصوم" است. در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز مشروعیت نظام در سایۀ ولایت فقیه دانسته شده و حدود و اختیارات آن ترسیم گشته است[۱۰]. در زمینۀ ولایت فقیه، مباحثی از این قبیل وجود دارد: فقیه کیست؟ مجتهد کیست؟ مرجع تقلید کدام است؟ چه کسی میتواند مجتهد و فقیه شود و کدام فقیه و با چه شرایطی ولایت دارد؟ ولیّ فقیه چگونه انتخاب میشود و حدود و اختیارات و مدّت آن کدام است و... که در کتابهای مفصّلتر و اختصاصی به این مباحث پرداخته است[۱۱][۱۲]
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص:۵۹۸.
- ↑ سلیمیان، خدامراد،فرهنگنامه مهدویت، ص: ۴۶۳ - ۴۷۵.
- ↑ سلیمیان، خدامراد،فرهنگنامه مهدویت، ص: ۴۶۳ - ۴۷۵.
- ↑ سلیمیان، خدامراد،فرهنگنامه مهدویت، ص: ۴۶۳ - ۴۷۵.
- ↑ سلیمیان، خدامراد،فرهنگنامه مهدویت، ص: ۴۶۳ - ۴۷۵.
- ↑ سلیمیان، خدامراد،فرهنگنامه مهدویت، ص: ۴۶۳ - ۴۷۵.
- ↑ سلیمیان، خدامراد،فرهنگنامه مهدویت، ص: ۴۶۳ - ۴۷۵.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱۸ ص ۱۰۱
- ↑ حکومت اسلامی، امام خمینی
- ↑ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصلهای ۵ و ۱۰۷ تا ۱۱۲
- ↑ از جمله ر.ک: «حکومت اسلامی» امام خمینی، «سرچشمههای قدرت» شهید صدر، «حاکمیت در اسلام» موسوی خلخالی «ولایت فقیه و حاکمیت ملّی» طاهری خرّم آبادی، «نظریة ولایة الفقیه» حیدر آل حیدر، «حکومت اسلامی و ولایت فقیه» مصباح یزدی، «ولایت فقیه به زبان ساده» جواد محدثی
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص:۵۹۸.