←روش فهم دین
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
* آنها را [[اصحاب]] [[حدیث]] و اثر هم گفتهاند؛ زیرا [[رأی]] و [[قیاس]] را به کار نمیگرفتند و میگفتند باید از آنچه از [[پیامبر]]، [[صحابه]] و [[تابعین]] در [[حلال و حرام]] به ما رسیده است، [[پیروی]] کنیم و سزاوار نیست [[قیاس]] کنیم<ref>ابوحاتم رازی، الزینه، ج۳، ص۴۳.</ref>. | * آنها را [[اصحاب]] [[حدیث]] و اثر هم گفتهاند؛ زیرا [[رأی]] و [[قیاس]] را به کار نمیگرفتند و میگفتند باید از آنچه از [[پیامبر]]، [[صحابه]] و [[تابعین]] در [[حلال و حرام]] به ما رسیده است، [[پیروی]] کنیم و سزاوار نیست [[قیاس]] کنیم<ref>ابوحاتم رازی، الزینه، ج۳، ص۴۳.</ref>. | ||
* از [[قرن سوم]] به بعد درباره آنها واژه [[سلف]] وارد شد که تا قرن هفتم به همان معنای لغوی آن به کار میرفت و بیشتر بر علمای قرن دوم و سوم اطلاق میشد<ref>انجمن علمی ادیان و مذاهب، آشنایی با فرق تسنن، ص۹۲.</ref>، تا اینکه در قرن هفتم ابنتیمیه آن را به معنای اخذ [[عقاید]] از [[نصوص]] و عدم [[برتری]] [[عقل]] بر [[نص]] تعریف کرد<ref>ابنتیمیه، الفتاوی الکبری، ج۲، ص۴۱.</ref>. در قرن دوازدهم نیز [[محمد بن عبدالوهاب]] دوباره [[تفکر]] [[احمد بن حنبل]] و ابنتیمیه را عملاً [[احیا]] و اجرایی نمود و [[وهابیت]] خود را [[سلفی]] نامیدند<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۸۱-۲۸۲.</ref>. | * از [[قرن سوم]] به بعد درباره آنها واژه [[سلف]] وارد شد که تا قرن هفتم به همان معنای لغوی آن به کار میرفت و بیشتر بر علمای قرن دوم و سوم اطلاق میشد<ref>انجمن علمی ادیان و مذاهب، آشنایی با فرق تسنن، ص۹۲.</ref>، تا اینکه در قرن هفتم ابنتیمیه آن را به معنای اخذ [[عقاید]] از [[نصوص]] و عدم [[برتری]] [[عقل]] بر [[نص]] تعریف کرد<ref>ابنتیمیه، الفتاوی الکبری، ج۲، ص۴۱.</ref>. در قرن دوازدهم نیز [[محمد بن عبدالوهاب]] دوباره [[تفکر]] [[احمد بن حنبل]] و ابنتیمیه را عملاً [[احیا]] و اجرایی نمود و [[وهابیت]] خود را [[سلفی]] نامیدند<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۸۱-۲۸۲.</ref>. | ||
== نقل احادیث [[پیامبر خاتم]] == | |||
===در قرن اول هجری === | |||
[[سنت]] از نگاه اهل سنت به معنی [[استنباط]] [[احکام شرعی]] توسط قول، فعل و تقریر [[پیامبر]] است، اما در نزد [[شیعه]] قول، فعل و تقریر [[معصوم]] ([[پیامبر]] و [[اهل بیت]] {{ع}} به عنوان یکی از ادلۀ [[استنباط]] [[احکام شرعی]] شمرده شده است. | |||
نقل احادیث [[پیامبر]] تا قرن اول توسط صحابۀ [[پیامبر]] انجام میشد که [[صحابه]] [[مرجع]] نقل حدیث [[تابعین]] بودند. | |||
در موضوعاتی که سخنی از [[قرآن]] یا [[پیامبر]] {{صل}} وجود نداشت و این امر موجب [[اختلاف]] میشد، [[تابعین]] آرای [[صحابه]] را به عنوان مستند خود میپذیرفتند. به این ترتیب نظر [[تابعین]] برای تابعینِ [[تابعین]] [[حجت]] بود. این فتاوا و اقوال [[تابعین]] را (اثر) نامگذاری کردند که از لحاظ رتبه و اعتبار پس از حدیث نبوی قرار دارد<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۸۳.</ref>. | |||
=== در قرن دوم هجری === | |||
از قرن دوم [[تدوین حدیث]] آغاز شد و [[مکتب]] حدیثگرایی پدید آمد. از [[رهبران]] این گروه میتوان به [[محمد بن ادریس شافعی]] و [[احمد بن حنبل]] اشاره کرد. با شروع [[تدوین حدیث]]، این نگرش پدیدار شد که با وجود [[احادیث]] مرفوع (نبودن تمام راویان حدیث در یک [[حدیث]]) دلیلی برای توجه به آثار [[صحابه]] و [[تابعین]] وجود ندارد، چنانکه [[شافعی]] [[سنت]] را فقط قول، فعل و تقریر [[پیامبر]] {{صل}} معنا کرد و قول [[صحابه]] و [[تابعین]] را از تعریف [[سنت]] خارج کرد و تنها [[حدیث]] مرفوع را نماینده [[سنت]] دانست، همچنین [[احمد بن حنبل]] نیز [[سنت]] را به آثار [[رسول خدا]] {{صل}} [[تفسیر]] کرده است<ref>زمرلی، عقائد ائمه السالف، ص۱۹. </ref>.<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۸۳. </ref> | |||
=== دوران جدید [[اهل حدیث]] === | |||
بعد از واقعه محنت (واقعهای که [[قرآن]] را حادث و مخلوق میدانستند) [[اهل حدیث]]، خود را اهل سنت و مخالفین خود را [[اهل]] [[بدعت]] نامیدند؛ عنوان [[اهل]] [[بدعت]] شامل تمام فرق [[شیعه]] و غیر شیعه میشد. در [[حقیقت]] [[اهل حدیث]] [[معتقد]] بودند معنای [[اهل حدیث]] چیزی غیر از اهل سنت نیست به نحوی که بعد از نهادینه شدن این نظریه، معتبرین کتابهای اهل سنت به نام [[صحاح سته]] که بر [[احادیث]] [[پیامبر]] {{صل}} تأکید داشت به نگارش درآمد. | |||
پس از [[اهل حدیث]]، [[ابوالحسن اشعری]] که خود را پیرو [[احمد بن حنبل]] مینامید، خود را اهل سنت نامید و به ترویج این نام همراه با گسترش [[مکتب]] [[اشعری]] پرداخت. پس از او ابومنصور ماتریدی در شرق [[جهان اسلام]] [[ظهور]] کرد و او نیز خود را اهل سنت نامید<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۸۳. </ref>. | |||
== روش [[فهم دین]] == | == روش [[فهم دین]] == | ||