برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|
| خط ۲۶۳: |
خط ۲۶۳: |
| حضرت، مجدداً نامهای به ابنعباس نوشت و از [[اموال]] [[بیتالمال]] در خصوص مبلغ [[جزیه]] و مکان جزیه و [[موارد مصرف]] پرسید. [[ابنعباس]] در پاسخ نوشت: من [[میزان]] تأثیر سخن [[مردم]] در شما را یافتم. برای [[بصره]] هرکه را میخواهی و [[دوست]] داری بفرست که من میروم. والسلام. | | حضرت، مجدداً نامهای به ابنعباس نوشت و از [[اموال]] [[بیتالمال]] در خصوص مبلغ [[جزیه]] و مکان جزیه و [[موارد مصرف]] پرسید. [[ابنعباس]] در پاسخ نوشت: من [[میزان]] تأثیر سخن [[مردم]] در شما را یافتم. برای [[بصره]] هرکه را میخواهی و [[دوست]] داری بفرست که من میروم. والسلام. |
| ابنعباس [[خویشاوندان]] [[مادری]] خود را از [[بنیهلال]] که از قیس بودند، فراخواند. نزد او آمدند و او آن [[مال]] را بر شترانی قرار داد تا با خود ببرد. هنگامی که [[مردم بصره]] از ماجرا [[آگاه]] شدند، به تعقیب کاروان پرداختند تا به او رسیدند و جلوی کاروان را گرفتند. مردان قیس در برابر آنان ایستادند و احتمال درگیری بود که [[صبره بن شیمان]] حدانی گفت: ای گروه [[ازد]]، [[طایفه]] قیس [[برادر]]، [[همسایه]]، [[یار]] و همکار ما هستند که با [[دشمنان]] ما هم دشمناند. اگر این مال را هم به دست آوردید، سهم شما از آن کم خواهد بود؛ پس از آن صرفنظر کنید. بدین ترتیب از درگیری جلوگیری به عمل آمد و کاروان به طرف [[مکه]] حرکت کرد<ref>کامل، ج۱۰، ص۲۱۴-۲۱۶.</ref>. | | ابنعباس [[خویشاوندان]] [[مادری]] خود را از [[بنیهلال]] که از قیس بودند، فراخواند. نزد او آمدند و او آن [[مال]] را بر شترانی قرار داد تا با خود ببرد. هنگامی که [[مردم بصره]] از ماجرا [[آگاه]] شدند، به تعقیب کاروان پرداختند تا به او رسیدند و جلوی کاروان را گرفتند. مردان قیس در برابر آنان ایستادند و احتمال درگیری بود که [[صبره بن شیمان]] حدانی گفت: ای گروه [[ازد]]، [[طایفه]] قیس [[برادر]]، [[همسایه]]، [[یار]] و همکار ما هستند که با [[دشمنان]] ما هم دشمناند. اگر این مال را هم به دست آوردید، سهم شما از آن کم خواهد بود؛ پس از آن صرفنظر کنید. بدین ترتیب از درگیری جلوگیری به عمل آمد و کاروان به طرف [[مکه]] حرکت کرد<ref>کامل، ج۱۰، ص۲۱۴-۲۱۶.</ref>. |
| [[عبدالله بن عباس]] پس از برداشتن بیتالمال بصره به [[حجاز]] فرار کرد و بهصورت غیرمستقیم مورد [[سرزنش]] علی{{ع}} قرار گرفت. پس از [[شهادت]] حضرت پشیمان شد و [[خدمت]] [[امام حسن]]{{ع}} رسید و دوباره به [[مقام]] سابق خود [[منصوب]] شد<ref>کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی، ص۲۸۳.</ref>. | | [[عبدالله بن عباس]] پس از برداشتن بیتالمال بصره به [[حجاز]] فرار کرد و بهصورت غیرمستقیم مورد [[سرزنش]] علی{{ع}} قرار گرفت. پس از [[شهادت]] حضرت پشیمان شد و [[خدمت]] [[امام حسن]]{{ع}} رسید و دوباره به [[مقام]] سابق خود [[منصوب]] شد<ref>کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی، ص۲۸۳.</ref>.<ref>[[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری]]، ص ۱۶۵.</ref> |
| مواضع مردم بصره در برابر [[حکومت امیرالمؤمنین]]{{ع}}
| |
| بعد از واقعه [[نهروان]]، مردم از اطراف [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} پراکنده شدند و [[شک و تردید]] در بین آنان ظاهر شده بود. طرفداران حضرت و [[مؤمنان]] به او بهشدت کاهش یافته بودند و [[مسلمانان]] بهخصوص [[بصریان]] به [[مخالفت]] و [[دشمنی]] با حضرت پرداخته بودند. [[مردم کوفه]] بهویژه [[قاریان قرآن]] و مردم [[شام]] و [[قریشیان]] یا با او به [[جنگ]] برخاسته بودند و یا خود را کنار کشیده بودند.
| |
| یکی از بزرگترین [[مصائب]] و [[مشکلات]] حضرت در دوران [[خلافت]]، زاهدنماها و عابدنماهایی بودند که با ایشان دشمنی میکردند و این [[مردمان]] [[ریاکار]] مشکلات فراوانی را برای حضرت ایجاد میکردند. یکی از این [[عابدان]]، [[عبدالله بن شخیر]] بود که حضرت را [[دشمن]] خود میدانست و تمام تلاش خود را میکرد تا [[مردم]] را از اطراف حضرت دور کند. [[ابومسعود]] [[جریری]] میگوید: سه نفر در [[بصره]] با علی{{ع}} [[دشمنی]] میکردند؛ [[مطرف بن عبدالله]] و [[علا بن زیاد]] و [[عبدالله بن شفیق]].
| |
| | |
| ابوغساق [[بصری]] گوید: [[عبیدالله بن زیاد]] ([[لعنة الله علیه]]) در [[کوفه]] مسجدی ساخت و در بصره نیز مساجدی ساخت که در آن به [[سب علی]]{{ع}} میپرداختند. آن [[مساجد]] عبارت بودند از: [[مسجد]] [[بنیعدی]]؛ مسجد [[بنیمجاشع]]؛ مسجدی در بازار علافان؛ و مسجدی در [[قبیله ازد]].
| |
| در کوفه نیز فقهایی بودند که با [[امیرالمؤمنین]] دشمنی میکردند؛ یکی از آن [[فقها]] [[مره همدانی]] بود که به علی{{ع}} بسیار [[جسارت]] میکرد. بقیه این افراد عبارت بودند از: [[مسروق بن اجدع]]؛ [[اسود بن یزید]]؛ [[ابووائل شفیق بن سلمه]]؛ [[شریح بن حارث قاضی]]؛ [[ابوبرده بن ابوموسی اشعری]]؛ عبدالله قیس (ابوموسی اشعری که به [[مکه]] گریخت)؛ [[ابوعبدالرحمان سلمی]]، [[عبدالله بن حکیم]]؛ [[سهم بن ظریف]]؛ [[زهری]]؛ [[شعبی]]؛ و [[فطر بن خلیفه]].
| |
| [[سلمة بن کهیل]] گوید: من و [[زبید]]، ایامی نزد قمیر، [[زن]] [[مسروق]]، رفتیم و هنوز مسروق در قید [[حیات]] بود. زن او گفت: مسروق و [[اسود]] در [[سبّ]] علی [[افراط]] میکنند؛ ولی گفت: مسروق قبل از [[مرگ]] هرگاه، [[نماز]] میخواند بر علی [[صلوات]] میفرستاد. سلمه گوید: من از زن مسروق سؤال کردم او چگونه از [[عقیده]] خود دست کشید؟ گفت: او [[حدیثی]] از [[عایشه]] از [[رسول خدا]]{{صل}} درباره علی شنید که آن [[حدیث]] درباره [[خوارج]] بود. پس از سب علی{{ع}} دست برداشت؛ ولی اسود با همان [[عداوت]] خود به علی مرد.
| |
| اما یکی از کسانی که با علی{{ع}} سخت [[عناد]] داشت و آشکارا آن حضرت را [[ناسزا]] میگفت، ابوبرده فرزند ابوموسی اشعری بود. [[عبدالرحمان بن جندب]] گوید: ابوبرده نزد [[زیاد]] [[شهادت]] داد که [[حجر بن عدی]] مانند صاحبش علی، [[کافر]] شده است.
| |
| و ابوعبدالرحمان سلمی [[قاری]] نیز از [[دشمنان]] و [[معاندان]] [[امیرالمؤمنین]] بود. [[عطا بن سائب]] گوید: مردی به [[ابوعبدالرحمان]] [[اصرار]] کرد و گفت: تو را به [[خداوند]] [[سوگند]] میدهم آیا با علی{{ع}} [[دشمنی]] میکنی و او را [[ناسزا]] میگویی چون روزی که علی{{ع}} [[بیتالمال]] را در [[کوفه]] تقسیم میکرد به شما و خاندانت چیزی نداد؟ گفت: آری صحیح است<ref>الغارات، ص۲۹۹-۳۰۱.</ref>.<ref>[[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری]]، ص ۱۶۵.</ref>
| |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |