بحث:ایمان در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵۹: خط ۵۹:


==خصوصیات ایمان تصدیقی==
==خصوصیات ایمان تصدیقی==
در ایمان دوم، علاوه بر تصدیق، «تسلیم» به عنوان یک ویژگی بنیادین وجود دارد و [[آیات]] متعدّد [[قرآن]] بر این ویژگی تأکید دارد، مانند آیه‌ {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمی‌آورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref> و {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود می‌فرستند، ای مؤمنان! بر او درود فرستید و به شایستگی (بدو) سلام کنید» سوره احزاب، آیه ۵۶.</ref>.
[[حاکمیت]] [[طاغوت‌ها]] در [[جهان اسلام]] بر [[فقه]] و [[تفسیر]] و [[تاریخ اسلام]] اثرگذار بوده است؛ بسیاری از [[مفسران]] می‌گویند که {{متن قرآن|سَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} در [[آیه]] به معنای [[سلام]] و [[صلوات]] فرستادن بر [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و گفتن «صلّی الله علیه و آله وسلّم» یا «صلواة الله علیک» یا «صلواة الله و سلام الله علیک» است. اما اگر دقت کنیم به روشنی در می‌یابیم که این نوع [[تفسیرها]] از این آیات، بر اثر سیاست‌های [[حاکمان طاغوتی]] آن [[عصر]] که در مقابل [[حکم]] [[ولایت‌پذیری]] [[خدا]] و [[رسول خدا]]{{صل}} [[تسلیم]] نشدند و بر اثر [[نفاق]] و [[قدرت‌طلبی]]، [[حکومت]] را از [[جانشینان]] [[منصوب]] و به‌حق [[پیامبر]]{{صل}} [[غصب]] کردند صورت گرفته است، تا امرِ به تسلیم بودن در برابر [[دستورات]] پیامبر{{صل}} را به سلام و صلوات فرستادن بر آن حضرت تفسیر کنند و این‌گونه [[تمرّد]] و [[کفر]] و نفاق خود را در برابر [[فرمان]] ولایت‌پذیری آن حضرت و غصب [[مقام خلافت]] و [[ولایت]] بپوشانند.
با دقّت در این آیه و آیات هم‌سان و مشابه دیگر روشن می‌شود {{متن قرآن|سَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} همان {{متن قرآن|سَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} در آیه‌ {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} است. معنای هر دو [[آیه]] [[تسلیم]] کامل بودن نسبت به [[فرمان]] [[رسول خدا]]{{صل}} است که با [[صلوات]] مقرون است. این رابطه را قبل از این آیه، [[آیات]] سوره‌ [[احزاب]] به خوبی نشان می‌دهد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا}}<ref>«ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید و او را پگاه و دیرگاه عصر  به پاکی بستایید اوست آنکه بر شما درود می‌فرستد- و فرشتگانش (نیز)- تا شما را به سوی روشنایی از تیرگی‌ها بیرون برد و با مؤمنان بخشاینده است درودشان روزی که به لقای او رسند «سلام» است و برای آنان پاداشی ارزشمند  آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۴۱ ـ ۴۴.</ref>. براساس این آیات، [[ایمان دوم]] که [[ایمان]] تسلیمی است و با تسلیم کامل در برابر [[دستورات]] [[خدا]] و رسول خدا{{صل}} مقرون است، همواره با [[صلوات خدا]] و [[ملائکه]] بر [[مؤمنین]] ملازمت دارد.
این صلوات، مؤمنین [[حقیقی]] را بالا می‌برد و موجب ترفیع درجه‌ آنان می‌شود. مؤمنینی که ایمان دوم (ایمان تسلیمی) را دارند بر جای خود نمی‌ایستند و توقف ندارند. به [[دلیل]] اینکه صلوات خدا و [[فرشتگان]] به صورت دائم بر آنان نازل می‌شود و به دلیل اینکه ایمان دوم ملازم با [[ذکر کثیر]] است؛ لذا آنان مدام در حال [[رشد]] و [[تکامل]] و تعالی هستند. به سبب تأثیر همه جانبه‌ ایمان دوم (ایمان تسلیمی) در رشد و [[تربیت]] و [[تکامل انسان]]، در این فراز بحث، برخی از [[خواص]] ایمان دوم را تجزیه و تحلیل و بررسی می‌کنیم<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.
===ذکر کثیر، علامت ایمان تسلیمی===
"ذکر کثیر" از [[لوازم ایمان]] دوم (ایمان تسلیمی) است. فرد مؤمنی که حالت تسلیم به خدا و رسول خدا دارد، به تدریج به حالت "ذکر کثیر" نائل می‌شود که این وضعیت در مقابل حالات [[منافق]] است که همراه با [[غفلت]] و [[نسیان]] است. چنان‌که [[قرآن کریم]] در مورد این وضعیت [[منافقین]] می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَى يُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«بی‌گمان منافقان، با خداوند نیرنگ می‌بازند و او نیز با آنان تدبیر می‌کند  و (اینان) چون به نماز ایستند با گران‌جانی  می‌ایستند، برابر مردم ریا می‌ورزند و خداوند را جز اندکی یاد نمی‌کنند» سوره نساء، آیه ۱۴۲.</ref>، این ویژگی منافقینی است که ایمان اول (ایمان [[تصدیقی]]) را دارند، اما ایمان دوم (ایمان تسلیمی) را دارا نیستند: {{متن قرآن|لَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا}}. در مقابل، [[قرآن کریم]] در حالت افراد مؤمنی که علاوه بر [[ایمان]] اول (ایمان [[تصدیقی]])، به [[ایمان دوم]] (ایمان تسلیمی) نیز دست یافته‌اند می‌فرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا}}<ref>«ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید» سوره احزاب، آیه ۴۱.</ref>.
افراد [[مؤمن]] به ایمان دوم (ایمان تسلیمی)، در لحظه‌های اساسی و عرصه‌های [[امتحان]]، به [[میثاق]] «[[اطاعت]]» و «[[نصرت]]» خود پای‌بند و [[پایدار]] هستند. کسانی که واقعاً [[اهل]] ایمان دوم (ایمان تسلیمی) به [[خدا]] و [[رسول خدا]] هستند، در لحظه‌های نیاز همیشه آماده‌ نصرت و تحت [[فرمان]] هستند<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.
===مرحله‌ آخر، [[اسلام]] ابراهیمی===
اگر کسی در ایمان دوم (ایمان تسلیمی) [[ثابت‌قدم]] شد ـ که معمولاً [[ثبات قدم]] در آن وجود دارد ـ، به مقتضای استمرار عمل در آن، آن فرد به اسلام آخر می‌رسد. اسلام آخر، اسلام ابراهیمی است که [[خداوند متعال]] در چند مورد در قرآن کریم به تبیین آن پرداخته است: {{متن قرآن|وَمَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ وَوَصَّى بِهَا إِبْرَاهِيمُ بَنِيهِ وَيَعْقُوبُ يَا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّينَ فَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ}}<ref>«و چه کس جز آنکه سبک مغز است  از آیین ابراهیم روی می‌گرداند؟ در حالی که ما او را در این جهان برگزیده‌ایم و بی‌گمان او در جهان واپسین از شایستگان است آنگاه که پروردگارش بدو فرمود: فرمانبردار باش، او گفت: فرمانبردار پروردگار جهانیانم و ابراهیم آن را به پسران خود سفارش کرد و یعقوب نیز: که ای فرزندان من! خداوند برای شما این دین را برگزیده است پس، جز در فرمانبرداری (از او) از این جهان نروید» سوره بقره، آیه ۱۳۰ ـ ۱۳۲.</ref>‏.
«[[ملت]] [[ابراهیم]]» همین اسلام دوم است و مورد توصیه و [[وصیت]] همه‌ [[انبیاء]] در طول [[تاریخ]] بوده است و ابراهیم و [[یعقوب]] و [[فرزندان]] آنها ({{عم}}) همه بر ثبات قدم بر این اسلام توصیه کرده‌اند. در قرآن کریم، اسلام ابراهیمی هم از نظر [[تئوری]] تبیین شده است و هم نمونه‌ عملی آن موجود است؛ نمونه‌ عملی آن در [[آیات]] سوره‌ صافات در جریان حکایت [[حضرت ابراهیم]] و [[اسماعیل]] {{ع}} بیان شده است: {{متن قرآن|فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«پس او را به پسری بردبار مژده دادیم و چون در تلاش، همپای او گشت (ابراهیم) گفت: پسرکم! من در خواب می‌بینم که تو را سر می‌برم پس بنگر که چه می‌بینی؟ گفت: ای پدر! آنچه فرمان می‌یابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت.» سوره صافات، آیه ۱۰۱ ـ ۱۰۲.</ref>. براساس این [[آیات شریفه]]، حضرت ابراهیم{{ع}} به [[فرزند]] خود [[اسماعیل]]{{ع}} فرمود: من در [[خواب]] دیدم که تو را سر می‌برم، نظر تو چیست؟ عرض کرد: {{متن قرآن|قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ}}<ref>«گفت: ای پدر! آنچه فرمان می‌یابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت و چون هر دو (بدین کار) تن دادند و (ابراهیم) او را به روی درافکند (او را از آن کار بازداشتیم)» سوره صافات، آیه ۱۰۲ ـ ۱۰۳.</ref>: این «أَسْلَما» به معنای اثبتا و اظهرا است، یعنی هر دو [[اسلام]] خود را [[اثبات]] و [[ظاهر]] کردند. {{متن قرآن|وَنَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و بدو ندا کردیم که: ای ابراهیم! تو خواب خود را راست شمردی؛ ما بدین‌گونه نکوکاران را پاداش می‌دهیم» سوره صافات، آیه ۱۰۴ ـ ۱۰۵.</ref>. {{متن قرآن|كَذَلِكَ}} یعنی ما این‌چنین محسنان را [[پاداش]] می‌دهیم؛ یعنی نیکوکارانی که با [[ایمان دوم]] [[احسان]] می‌کنند، نتیجه‌ احسان آنها این است که در این مرحله از [[ایمان]] [[ظهور]] و [[ثبات]] پیدا می‌کنند.
{{متن قرآن|كَذَلِكَ}} به کجا و به چه چیزی اشاره دارد؟ در [[آیات]] قبل کجا اشاره به پاداش شده است که اسم اشاره به [[کار]] ‌برده و می‌گوید این‌چنین پاداش می‌دهیم؟! بعد برای ما مشخص شد که «کذلک» اشاره به اسلام ابراهیمی است که نتیجه و پاداش ایمان دوم است. [[برترین]] [[پاداش]] ایمان دوم این است که [[انسان]] [[مؤمن]] به ایمان دوم (ایمان تسلیمی)، به اسلام ابراهیمی دست پیدا می‌کند. این اسلام همراه با «[[رضا]]» و «سلام و «[[امن]]» و «نظر بوجه [[الله]]» و بسیاری از آثار دیگر است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.
===ایمان دوم، شرط [[ولایت امر]] [[مسلمین]]===
بنابر آنچه بیان شد، [[ایمان]] شرط «ولایت امر» است و مراد از ایمان، ایمان دوم (ایمان تسلیمی) است نه ایمان اول (ایمان [[تصدیقی]])؛ لذا، وقتی بیان می‌کنیم که ایمان شرط است، یعنی کسی که می‌خواهد به ولایت امر برسد باید خصوصیات ایمان دوم را داشته باشد؛ یعنی مؤمن به کل کتاب باشد، [[اهل]] [[تسلیم]] باشد و ایمان به [[روز حساب]] داشته باشد، [[اهل معصیت]] [[خدا]] و [[ایذاء]] [[رسول]] نباشد، بر [[میثاق]] [[اطاعت]] و [[نصرت]] [[وفادار]] باشد و سایر ویژگی‌هایی که بیان شد. البته در [[آینده]] خواهیم گفت که ایمان دوم (ایمان تسلیمی) تنها شرط [[ولایت مطلقه]] نیست، بلکه شرط هر [[ولایتی]] است؛ لذا، اگر بخواهیم [[حکومت اسلامی]] داشته باشیم و اگر بخواهیم [[سازمان]] [[اداری]] ما [[اسلامی]] باشد، باید هر [[صاحب ولایت]]، [[استاندار]]، [[فرماندار]]، نماینده‌ مجلس و غیره همه [[مؤمن]] به [[ایمان دوم]] ([[ایمان]] تسلیمی) باشند.
ایمان دوم احتیاج به احراز و [[اثبات]] دارد و با [[اصل برائت]] [[ثابت]] نمی‌شود؛ زیرا، اصل برائت به درد [[دادگاه]] می‌خورد؛ وقتی می‌خواهند کسی را [[مجازات]] کنند بر اساس اصل برائت تا [[جرم]] او اثبات نشود مجازات نمی‌شود. اما وقتی می‌خواهند کسی را بر یک [[پست]] [[حکومتی]] بگمارند که می‌خواهد برای [[مردم]] [[تصمیم]] بگیرند، حتماً باید مؤمن به ایمان دوم باشد و همه شرایط و ویژگی‌های ایمان دوم را نیز داشته باشد؛ لذا، در همه‌ [[مراتب ولایت]] و بالأخص در [[ولایت مطلقه]] و [[عامه]] این شرط وجود دارد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


==جمع‌بندی مباحث ویژگی‌های ایمان==
==جمع‌بندی مباحث ویژگی‌های ایمان==
۲۲۵٬۰۱۵

ویرایش