پرش به محتوا

بحث:ایمان در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳: خط ۳:
طبق آیات قرآن کریم و روایات مفسر آن، «ایمان» دو مرحله دارد:  
طبق آیات قرآن کریم و روایات مفسر آن، «ایمان» دو مرحله دارد:  
#یکی ایمانِ همراه [[تصدیق قلبی]]، اما بدون عمل و [[اطاعت]]، در این مرحله [[تصدیق]] هست، اما [[تسلیم]] نیست؛ به این معنا که انسان‎ها در درون خود به وجود [[خدا]] و [[حقانیت]] و [[صدق رسول خدا]]{{صل}} [[علم]] دارند و این [[حقایق]] برای افراد با دلیل و [[برهان]] محرز است و می‌دانند [[رسول]] در [[ادعای نبوت]] و [[تبلیغ رسالت]] صادق، اما با این همه از او [[متابعت]] نمی‌کنند. این همان مرحله‌ ایمان اول است که در [[قرآن کریم]] فراوان به آن اشاره شده است.  
#یکی ایمانِ همراه [[تصدیق قلبی]]، اما بدون عمل و [[اطاعت]]، در این مرحله [[تصدیق]] هست، اما [[تسلیم]] نیست؛ به این معنا که انسان‎ها در درون خود به وجود [[خدا]] و [[حقانیت]] و [[صدق رسول خدا]]{{صل}} [[علم]] دارند و این [[حقایق]] برای افراد با دلیل و [[برهان]] محرز است و می‌دانند [[رسول]] در [[ادعای نبوت]] و [[تبلیغ رسالت]] صادق، اما با این همه از او [[متابعت]] نمی‌کنند. این همان مرحله‌ ایمان اول است که در [[قرآن کریم]] فراوان به آن اشاره شده است.  
#اما، در قرآن کریم برای تبیین [[ایمان کامل]]، معمولاً [[ایمان دوم]] در نظر گرفته شده است. ایمان دوم، [[ایمانی]] است که افزون بر تصدیق، همراه با تسلیم است: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمی‌آورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>، این همان ایمان همراه تسلیم است. بحث در ایمان اول است یعنی ایمان همراه با تصدیق، اما عاری از تسلیم<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.
#اما، در قرآن کریم برای تبیین [[ایمان کامل]]، معمولاً [[ایمان دوم]] در نظر گرفته شده است. ایمان دوم، [[ایمانی]] است که افزون بر تصدیق، همراه با تسلیم است: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمی‌آورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>، این همان ایمان همراه تسلیم است. بحث در ایمان اول است یعنی ایمان همراه با تصدیق، اما عاری از تسلیم<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


===مراتب ایمان در قرآن===
===مراتب ایمان در قرآن===
خط ۱۰: خط ۱۰:
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَيَجْعَلْ لَكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به پیامبرش ایمان آورید تا از بخشایش خویش دو بهره به شما ارزانی دارد و در شما فروغی نهد که با آن راه بسپارید و شما را بیامرزد و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره حدید، آیه ۲۸.</ref>‏، این [[آیه]] خطاب به کسانی است که صفت ایمان بر آنها صادق است و به ایشان خطاب می‌شود: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا}}؛ سپس همین [[اهل]] ایمان را، امر به [[تقوا]] و ایمان می‌کند: {{متن قرآن|اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ}}؛ معلوم می‌شود این امر، امر به [[ایمان دوم]] است که همراه با تقوا و [[رحمت الهی]] است. [[امت]] مرحومه‌ای و رحمت الهی وابسته به وجود ایمان دوم است. اول می‌فرماید: {{متن قرآن|يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ}}، دوم می‌فرماید: {{متن قرآن|وَيَجْعَلْ لَكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ}} و سوم می‌فرماید: {{متن قرآن|وَيَغْفِرْ لَكُمْ}}. [[نور]] و رحمت الهی و [[قبول توبه]] از سوی [[خداوند متعال]] از [[آثار ایمان]] مرحله‌ دوم است. در قرآن کریم دو نوع توبه‌پذیری ‌جمعی و گروهی آمده است؛ یکی آنجا که می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا}}<ref>«و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند و اگر آنان هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو می‌آمدند و از خداوند آمرزش می‌خواستند و پیامبر برای آنان آمرزش می‌خواست خداوند را توبه‌پذیر بخشاینده می‌یافتند» سوره نساء، آیه ۶۴.</ref>، گروهی که در این آیه‌ به آنها اشاره شده است کسانی هستند که فقط ایمان اول را دارند؛ لذا بعد از [[ارتکاب گناه]]، اهل توبه‌ نیستند و دیگری آیه‌ {{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و چون مؤمنان به آیات ما، نزد تو آیند بگو: درود بر شما! پروردگارتان بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است: چنانچه هر یک از شما از سر نادانی کار بدی انجام دهد، آنگاه از پس آن توبه کند و به راه آید، چنین است که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره انعام، آیه ۵۴.</ref>‏، در این‌ [[آیه]] جمله‌ {{متن قرآن|إِذَا جَاءَكَ}} آمده است که مفید [[امید]] به [[توبه]] است و مانند آیه‌ اول «لَو» به کار نرفته است که مفید [[امتناع]] از توبه بود؛ لذا نشان دهنده‌ این مطلب است که ماهیت [[ایمان]] در این آیه با آیه‌ اول متفاوت است و [[اهل]] ایمان در این آیه بر عکس آیه‌ اول، بر ایمان اول ([[ایمان تصدیقی]]) توقف نکرده‌اند، بلکه به مرحله‌ [[ایمان دوم]] (ایمان تسلیمی) ورود نموده‌اند؛ لذا این گروه اهل توبه هستند که مشمول غفران و [[رحمت خداوند]] قرار می‌گیرند.
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَيَجْعَلْ لَكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به پیامبرش ایمان آورید تا از بخشایش خویش دو بهره به شما ارزانی دارد و در شما فروغی نهد که با آن راه بسپارید و شما را بیامرزد و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره حدید، آیه ۲۸.</ref>‏، این [[آیه]] خطاب به کسانی است که صفت ایمان بر آنها صادق است و به ایشان خطاب می‌شود: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا}}؛ سپس همین [[اهل]] ایمان را، امر به [[تقوا]] و ایمان می‌کند: {{متن قرآن|اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ}}؛ معلوم می‌شود این امر، امر به [[ایمان دوم]] است که همراه با تقوا و [[رحمت الهی]] است. [[امت]] مرحومه‌ای و رحمت الهی وابسته به وجود ایمان دوم است. اول می‌فرماید: {{متن قرآن|يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ}}، دوم می‌فرماید: {{متن قرآن|وَيَجْعَلْ لَكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ}} و سوم می‌فرماید: {{متن قرآن|وَيَغْفِرْ لَكُمْ}}. [[نور]] و رحمت الهی و [[قبول توبه]] از سوی [[خداوند متعال]] از [[آثار ایمان]] مرحله‌ دوم است. در قرآن کریم دو نوع توبه‌پذیری ‌جمعی و گروهی آمده است؛ یکی آنجا که می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا}}<ref>«و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند و اگر آنان هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو می‌آمدند و از خداوند آمرزش می‌خواستند و پیامبر برای آنان آمرزش می‌خواست خداوند را توبه‌پذیر بخشاینده می‌یافتند» سوره نساء، آیه ۶۴.</ref>، گروهی که در این آیه‌ به آنها اشاره شده است کسانی هستند که فقط ایمان اول را دارند؛ لذا بعد از [[ارتکاب گناه]]، اهل توبه‌ نیستند و دیگری آیه‌ {{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و چون مؤمنان به آیات ما، نزد تو آیند بگو: درود بر شما! پروردگارتان بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است: چنانچه هر یک از شما از سر نادانی کار بدی انجام دهد، آنگاه از پس آن توبه کند و به راه آید، چنین است که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره انعام، آیه ۵۴.</ref>‏، در این‌ [[آیه]] جمله‌ {{متن قرآن|إِذَا جَاءَكَ}} آمده است که مفید [[امید]] به [[توبه]] است و مانند آیه‌ اول «لَو» به کار نرفته است که مفید [[امتناع]] از توبه بود؛ لذا نشان دهنده‌ این مطلب است که ماهیت [[ایمان]] در این آیه با آیه‌ اول متفاوت است و [[اهل]] ایمان در این آیه بر عکس آیه‌ اول، بر ایمان اول ([[ایمان تصدیقی]]) توقف نکرده‌اند، بلکه به مرحله‌ [[ایمان دوم]] (ایمان تسلیمی) ورود نموده‌اند؛ لذا این گروه اهل توبه هستند که مشمول غفران و [[رحمت خداوند]] قرار می‌گیرند.
#آیه‌ سومی که به ایمان مرحله‌ دوم (ایمان تسلیمی) اشاره دارد، [[آیات]] آغازین سوره‌ بقره است که در آنها آمده است: {{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ}}<ref>«این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست، رهنمودی برای پرهیزگاران است همان کسانی که «غیب» را باور و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم می‌بخشند و کسانی که به آنچه بر تو و به آنچه پیش از تو فرو فرستاده‌اند، ایمان و به جهان واپسین، یقین دارند» سوره بقره، آیه ۲ ـ ۴.</ref>. [[ایمان]] مرحله‌ دوم چند [[خصلت]] و ویژگی دارد؛ از جمله ویژگی‌های آن، ایمان به تمام {{متن قرآن| ما أَنْزَلَ اللَّه}} است، درحالی‌که در ایمان مرحله‌ اول این ویژگی موجود نیست و ایمان اول همراه ویژگی [[تصدیق]] بعض {{متن قرآن| ما أَنْزَلَ اللَّه}} است که [[قرآن]] آن را [[نکوهش]] کرده است: {{متن قرآن|أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ}}<ref>«آیا به بخشی از کتاب (تورات) ایمان می‌آورید و به بخشی (دیگر) کفر می‌ورزید؟» سوره بقره، آیه ۸۵.</ref>‏. ویژگی ایمان مرحله‌ اول، [[تبعیض]] در ایمان و کتاب است، اما ویژگی ایمان مرحله‌ دوم [[تسلیم]] و ایمان به همۀ {{متن قرآن| ما أَنْزَلَ اللَّه}} است. از جمله ویژگی‌های ایمان مرحله‌ دوم، ایمان و [[یقین]] به [[آخرت]] است. اما در ایمان مرحله‌ اول، ویژگی یقین به آخرت موجود نیست. در ایمان مرحله‌ اول تصدیق به [[خدا]] و [[رسول]] است، اما یقین به آخرت مقرون آن نیست. این ویژگی‌هایی است که در [[قرآن کریم]] برای ایمان مرحله‌ دوم بیان شده است. چنان‌که در آیات آغازین سوره‌ بقره ملاحظه می‌شود، در این آیات هر دو مرحله‌ ایمان آمده است و تکرار {{متن قرآن|يُؤْمِنُونَ}} در دو [[آیه]]، تکرار تأکیدی نیست، بلکه تکرار تبیینی است که با {{متن قرآن|الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ}} در آیه‌ سوم، مرحله‌ اول ایمان یعنی «[[ایمان تصدیقی]]» تبیین شده و با {{متن قرآن|والَّذِينَ يُؤْمِنُونَ}} در آیه‌ چهارم، مرحله‌ دوم ایمان یعنی ایمان تسلیمی بیان شده است؛ لذا بر اساس این [[آیات]]، دو مرحله در فرایند آیمان‌آوری [[انسان]] وجود دارد: مرحله‌ اول، ایمان تصدیقی تنهاست، اما مرحله‌ دوم [[ایمانی]] است که همراه با [[تسلیم]] است و آیه‌ ۶۵ [[سوره نساء]] به آن اشاره دارد: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمی‌آورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>
#آیه‌ سومی که به ایمان مرحله‌ دوم (ایمان تسلیمی) اشاره دارد، [[آیات]] آغازین سوره‌ بقره است که در آنها آمده است: {{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ}}<ref>«این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست، رهنمودی برای پرهیزگاران است همان کسانی که «غیب» را باور و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم می‌بخشند و کسانی که به آنچه بر تو و به آنچه پیش از تو فرو فرستاده‌اند، ایمان و به جهان واپسین، یقین دارند» سوره بقره، آیه ۲ ـ ۴.</ref>. [[ایمان]] مرحله‌ دوم چند [[خصلت]] و ویژگی دارد؛ از جمله ویژگی‌های آن، ایمان به تمام {{متن قرآن| ما أَنْزَلَ اللَّه}} است، درحالی‌که در ایمان مرحله‌ اول این ویژگی موجود نیست و ایمان اول همراه ویژگی [[تصدیق]] بعض {{متن قرآن| ما أَنْزَلَ اللَّه}} است که [[قرآن]] آن را [[نکوهش]] کرده است: {{متن قرآن|أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ}}<ref>«آیا به بخشی از کتاب (تورات) ایمان می‌آورید و به بخشی (دیگر) کفر می‌ورزید؟» سوره بقره، آیه ۸۵.</ref>‏. ویژگی ایمان مرحله‌ اول، [[تبعیض]] در ایمان و کتاب است، اما ویژگی ایمان مرحله‌ دوم [[تسلیم]] و ایمان به همۀ {{متن قرآن| ما أَنْزَلَ اللَّه}} است. از جمله ویژگی‌های ایمان مرحله‌ دوم، ایمان و [[یقین]] به [[آخرت]] است. اما در ایمان مرحله‌ اول، ویژگی یقین به آخرت موجود نیست. در ایمان مرحله‌ اول تصدیق به [[خدا]] و [[رسول]] است، اما یقین به آخرت مقرون آن نیست. این ویژگی‌هایی است که در [[قرآن کریم]] برای ایمان مرحله‌ دوم بیان شده است. چنان‌که در آیات آغازین سوره‌ بقره ملاحظه می‌شود، در این آیات هر دو مرحله‌ ایمان آمده است و تکرار {{متن قرآن|يُؤْمِنُونَ}} در دو [[آیه]]، تکرار تأکیدی نیست، بلکه تکرار تبیینی است که با {{متن قرآن|الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ}} در آیه‌ سوم، مرحله‌ اول ایمان یعنی «[[ایمان تصدیقی]]» تبیین شده و با {{متن قرآن|والَّذِينَ يُؤْمِنُونَ}} در آیه‌ چهارم، مرحله‌ دوم ایمان یعنی ایمان تسلیمی بیان شده است؛ لذا بر اساس این [[آیات]]، دو مرحله در فرایند آیمان‌آوری [[انسان]] وجود دارد: مرحله‌ اول، ایمان تصدیقی تنهاست، اما مرحله‌ دوم [[ایمانی]] است که همراه با [[تسلیم]] است و آیه‌ ۶۵ [[سوره نساء]] به آن اشاره دارد: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمی‌آورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>
#آیه‌ چهارم در این موضوع در سوره‌ [[محمد]]{{صل}} آمده است که می‌فرماید: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ}}<ref>«و (خداوند) از گناهان آنان که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند و به آنچه بر محمد فرو فرستاده شده که همه راستین و از سوی پروردگارشان است ایمان آوردند، چشم پوشید و حالشان را نیکو گردانید» سوره محمد، آیه ۲.</ref>‏، در این آیۀ شریفه هم {{متن قرآن|آمَنُوا}} تکرار شده است و به این موارد عنایتی است<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.
#آیه‌ چهارم در این موضوع در سوره‌ [[محمد]]{{صل}} آمده است که می‌فرماید: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ}}<ref>«و (خداوند) از گناهان آنان که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند و به آنچه بر محمد فرو فرستاده شده که همه راستین و از سوی پروردگارشان است ایمان آوردند، چشم پوشید و حالشان را نیکو گردانید» سوره محمد، آیه ۲.</ref>‏، در این آیۀ شریفه هم {{متن قرآن|آمَنُوا}} تکرار شده است و به این موارد عنایتی است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


===نسبت ایمان تصدیقی و ایمان تسلیمی===
===نسبت ایمان تصدیقی و ایمان تسلیمی===
خط ۱۹: خط ۱۹:
در [[قرآن کریم]] کفرِ بعد از ایمان، معمولاً به معنای کفر به [[ایمان دوم]] و بعد از ایمان اول است؛ یعنی کسانی هستند که به مرحله‌ اول ایمان که همان [[ایمان تصدیقی]] است نائل می‌شوند و [[حقانیت]] [[پیامبر]]{{صل}} را تصدیق می‌کنند، اما از پذیرش مرحله‌ دوم ایمان، یعنی ایمان تسلیمی سر باز زده و نسبت به [[اطاعت از پیامبر]]{{ع}} [[کافر]] هستند: {{متن قرآن|فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِيدًا يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَعَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ وَلَا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثًا}}<ref>«پس آن هنگام که از هر امّتی گواهی آوریم و تو را (نیز) بر آنان، گواه گیریم (حالشان) چگونه خواهد بود؟ در آن روز، آنان که کفر ورزیده‌اند و از پیامبر سرپیچی کرده‌اند دوست دارند کاش با خاک یکسان می‌شدند و هیچ سخنی را از خداوند پنهان نمی‌توانند داشت» سوره نساء، آیه ۴۱ ـ ۴۲.</ref>؛ در این‌ آیه کفر و عصیان افراد نسبت به عدم [[اطاعت از رسول]]{{ع}} مطرح شده است؛ به عبارت دیگر، قرآن کریم از [[عدم اطاعت]] و فقدان تسلیم در برابر پیامبر به کفر تعبیر فرموده که به معنای عصیان و [[معصیت]] و [[مخالفت]] با رسول است، نه به معنای عدم تصدیق ایشان. این نوع کفر، کفر [[اطاعت]] است نه کفر ایمان اول و کفر تصدیق؛ به عبارتی، کفر تسلیمی است نه کفر تصدیقی؛ زیرا [[قرآن کریم]] [[اقوام]] و افرادی را [[کافر]] می‌‎خواند که ابتدا نسبت به [[حقانیت]] [[پیامبران]] [[تصدیق]] داشته‌اند، اما سپس در برابر اطاعت از آنها [[عصیان]] و مخالفت کرده‌اند.
در [[قرآن کریم]] کفرِ بعد از ایمان، معمولاً به معنای کفر به [[ایمان دوم]] و بعد از ایمان اول است؛ یعنی کسانی هستند که به مرحله‌ اول ایمان که همان [[ایمان تصدیقی]] است نائل می‌شوند و [[حقانیت]] [[پیامبر]]{{صل}} را تصدیق می‌کنند، اما از پذیرش مرحله‌ دوم ایمان، یعنی ایمان تسلیمی سر باز زده و نسبت به [[اطاعت از پیامبر]]{{ع}} [[کافر]] هستند: {{متن قرآن|فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِيدًا يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَعَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ وَلَا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثًا}}<ref>«پس آن هنگام که از هر امّتی گواهی آوریم و تو را (نیز) بر آنان، گواه گیریم (حالشان) چگونه خواهد بود؟ در آن روز، آنان که کفر ورزیده‌اند و از پیامبر سرپیچی کرده‌اند دوست دارند کاش با خاک یکسان می‌شدند و هیچ سخنی را از خداوند پنهان نمی‌توانند داشت» سوره نساء، آیه ۴۱ ـ ۴۲.</ref>؛ در این‌ آیه کفر و عصیان افراد نسبت به عدم [[اطاعت از رسول]]{{ع}} مطرح شده است؛ به عبارت دیگر، قرآن کریم از [[عدم اطاعت]] و فقدان تسلیم در برابر پیامبر به کفر تعبیر فرموده که به معنای عصیان و [[معصیت]] و [[مخالفت]] با رسول است، نه به معنای عدم تصدیق ایشان. این نوع کفر، کفر [[اطاعت]] است نه کفر ایمان اول و کفر تصدیق؛ به عبارتی، کفر تسلیمی است نه کفر تصدیقی؛ زیرا [[قرآن کریم]] [[اقوام]] و افرادی را [[کافر]] می‌‎خواند که ابتدا نسبت به [[حقانیت]] [[پیامبران]] [[تصدیق]] داشته‌اند، اما سپس در برابر اطاعت از آنها [[عصیان]] و مخالفت کرده‌اند.


برای مثال، قرآن کریم سرگذشت افرادی را بازگو می‌کند که به [[حضرت موسی]]{{ع}} می‌گفتند: {{متن قرآن|وَقَالُوا يَا أَيُّهَا السَّاحِرُ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِندَكَ إِنَّنَا لَمُهْتَدُونَ فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِذَا هُمْ يَنكُثُونَ}}<ref>«و گفتند: اى جادوگر! پروردگارت را براى ما به عهدى كه نزد تو كرده است، بخوان! (تا عذاب را از ما بردارد) كه ما رهياب شده‌‏ايم و چون عذاب را از آنان برداشتيم ناگاه پيمان مى‌‏شكستند» سوره زخرف، آیه ۴۹ ـ ۵۰.</ref>، این افراد قبول داشتند حضرت موسی{{ع}} خدایی دارد و اگر از خدایش بخواهد خواسته او را برآورده می‌کند. هم‌چنین در آیه‌ دیگر حکایت می‌کند که به حضرت موسی{{ع}} گفتند: {{متن قرآن|وَقَالُوا مَهْمَا تَأْتِنَا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنَا بِهَا فَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ}}<ref>«و می‌گفتند: هر نشانه‌ای برای ما بیاوری که ما را با آن جادو کنی ما به تو ایمان نمی‌آوریم» سوره اعراف، آیه ۱۳۲.</ref>‏، یعنی تو را اطاعت نمی‌کنیم با اینکه می‌دانیم آنچه آورده‌ای آیه‌ [[الهی]] است. این بحث [[قرآنی]] بسیار مفصل و مهم است؛ زیرا، [[مشکلات]] [[جوامع بشری]] عمدتاً در مرحله‌ [[ایمان دوم]] بوده و [[جنگ]] و [[اختلاف]] بر روی آن است، نه بر روی [[ایمان]] مرحله‌ اول. برای مثال اروپایی‌های می‌دانند که ما بر [[حق]] هستیم اما حاضر نیستند در برابر حقانیت ما [[تسلیم]] شوند<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.
برای مثال، قرآن کریم سرگذشت افرادی را بازگو می‌کند که به [[حضرت موسی]]{{ع}} می‌گفتند: {{متن قرآن|وَقَالُوا يَا أَيُّهَا السَّاحِرُ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِندَكَ إِنَّنَا لَمُهْتَدُونَ فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِذَا هُمْ يَنكُثُونَ}}<ref>«و گفتند: اى جادوگر! پروردگارت را براى ما به عهدى كه نزد تو كرده است، بخوان! (تا عذاب را از ما بردارد) كه ما رهياب شده‌‏ايم و چون عذاب را از آنان برداشتيم ناگاه پيمان مى‌‏شكستند» سوره زخرف، آیه ۴۹ ـ ۵۰.</ref>، این افراد قبول داشتند حضرت موسی{{ع}} خدایی دارد و اگر از خدایش بخواهد خواسته او را برآورده می‌کند. هم‌چنین در آیه‌ دیگر حکایت می‌کند که به حضرت موسی{{ع}} گفتند: {{متن قرآن|وَقَالُوا مَهْمَا تَأْتِنَا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنَا بِهَا فَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ}}<ref>«و می‌گفتند: هر نشانه‌ای برای ما بیاوری که ما را با آن جادو کنی ما به تو ایمان نمی‌آوریم» سوره اعراف، آیه ۱۳۲.</ref>‏، یعنی تو را اطاعت نمی‌کنیم با اینکه می‌دانیم آنچه آورده‌ای آیه‌ [[الهی]] است. این بحث [[قرآنی]] بسیار مفصل و مهم است؛ زیرا، [[مشکلات]] [[جوامع بشری]] عمدتاً در مرحله‌ [[ایمان دوم]] بوده و [[جنگ]] و [[اختلاف]] بر روی آن است، نه بر روی [[ایمان]] مرحله‌ اول. برای مثال اروپایی‌های می‌دانند که ما بر [[حق]] هستیم اما حاضر نیستند در برابر حقانیت ما [[تسلیم]] شوند<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


===ویژگی‌های [[ایمان تصدیقی]]===
===ویژگی‌های [[ایمان تصدیقی]]===
خط ۳۲: خط ۳۲:
[[تولّی]] و ولایت هم به معنای پذیرش امر و هم به معنای پیوستن است. اصل ولایت به معنای پیوستن به جمعی است، {{عربی|وَلَیَ فُلانٌ فُلانًآ}}: یعنی فلانی به فلانی پیوست. اساس معنای ولایت، پیوستن است و پیوستن کامل هم [[پیروی]] و [[اطاعت]] است. به گونه‌ای که هر چه آن [[جمعیت]] گفتند [[انسان]] آن را انجام دهد و هر چه آنها [[دوست]] داشتند انسان هم آن را دوست داشته باشد؛ لذا [[قرآن کریم]] با تأکید، [[مؤمنین]] را از [[پذیرش ولایت کفار]] [[نهی]] نموده و می‌فرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! یهودیان و مسیحیان را دوست مگیرید که آنان (در برابر شما) هوادار یکدیگرند و هر کس از شما آنان را دوست بگیرد از آنان است؛ بی‌گمان خداوند گروه ستمگران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۵۱.</ref>؛ زیرا، اگر کسی بخواهد [[ولایت کفار]] را بپذیرد و امر آنها را [[اطاعت]] کرده و خواسته آنها را عملی کند، در [[حقیقت]] به آنها پیوسته است و از آنها خواهد بود.
[[تولّی]] و ولایت هم به معنای پذیرش امر و هم به معنای پیوستن است. اصل ولایت به معنای پیوستن به جمعی است، {{عربی|وَلَیَ فُلانٌ فُلانًآ}}: یعنی فلانی به فلانی پیوست. اساس معنای ولایت، پیوستن است و پیوستن کامل هم [[پیروی]] و [[اطاعت]] است. به گونه‌ای که هر چه آن [[جمعیت]] گفتند [[انسان]] آن را انجام دهد و هر چه آنها [[دوست]] داشتند انسان هم آن را دوست داشته باشد؛ لذا [[قرآن کریم]] با تأکید، [[مؤمنین]] را از [[پذیرش ولایت کفار]] [[نهی]] نموده و می‌فرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! یهودیان و مسیحیان را دوست مگیرید که آنان (در برابر شما) هوادار یکدیگرند و هر کس از شما آنان را دوست بگیرد از آنان است؛ بی‌گمان خداوند گروه ستمگران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۵۱.</ref>؛ زیرا، اگر کسی بخواهد [[ولایت کفار]] را بپذیرد و امر آنها را [[اطاعت]] کرده و خواسته آنها را عملی کند، در [[حقیقت]] به آنها پیوسته است و از آنها خواهد بود.


[[آیات قرآن]] در این موضوع ادامه دارد و به روشنی توضیح می‌دهد، آنهایی که [[ولایت]] کافِر را می‌پذیرند، می‌گویند: {{متن قرآن|فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ}}<ref>«آنگاه بیماردلان را خواهی دید که برای آنان سر و دست می‌شکنند؛ می‌گویند بیم داریم که بلایی به ما رسد ؛ بسا خداوند پیروزی یا امری (دیگر، پیش) آورد تا آنان از آنچه در دل می‌نهفتند پشیمان گردند» سوره مائده، آیه ۵۲.</ref>‏؛ می‌ترسیم آنها ما را تحت‌فشار قرار داده و یا محاصره کنند؛ اما برخلاف این [[پندار]] [[باطل]] آنان، [[خداوند متعال]] به زودی [[فتح]] و [[پیروزی]] و فرَج و [[گشایش]] را برای مؤمنین می‌آورد. در آن [[روز]]، افرادی که می‌گفتند: می‌ترسیم ما را محاصره کنند یا [[جنگ]] شود و به ما [[حمله]] نمایند و به [[دلیل]] این [[ترس]]، ولایت کفار را پذیرفته‌اند، پشیمان خواهند شد<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.
[[آیات قرآن]] در این موضوع ادامه دارد و به روشنی توضیح می‌دهد، آنهایی که [[ولایت]] کافِر را می‌پذیرند، می‌گویند: {{متن قرآن|فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ}}<ref>«آنگاه بیماردلان را خواهی دید که برای آنان سر و دست می‌شکنند؛ می‌گویند بیم داریم که بلایی به ما رسد ؛ بسا خداوند پیروزی یا امری (دیگر، پیش) آورد تا آنان از آنچه در دل می‌نهفتند پشیمان گردند» سوره مائده، آیه ۵۲.</ref>‏؛ می‌ترسیم آنها ما را تحت‌فشار قرار داده و یا محاصره کنند؛ اما برخلاف این [[پندار]] [[باطل]] آنان، [[خداوند متعال]] به زودی [[فتح]] و [[پیروزی]] و فرَج و [[گشایش]] را برای مؤمنین می‌آورد. در آن [[روز]]، افرادی که می‌گفتند: می‌ترسیم ما را محاصره کنند یا [[جنگ]] شود و به ما [[حمله]] نمایند و به [[دلیل]] این [[ترس]]، ولایت کفار را پذیرفته‌اند، پشیمان خواهند شد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


===ویژگی هشتم: [[تردید]]، ویژگی انسان‌های ناقص الایمان===
===ویژگی هشتم: [[تردید]]، ویژگی انسان‌های ناقص الایمان===
خط ۴۳: خط ۴۳:
در بسیاری از [[آیات قرآن]] اشاره به این موضوع شده است؛ مثلاً در سوره‌ حجرات آمده است: {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ}}<ref>«تنها مؤمنانند که به خداوند و پیامبرش ایمان آورده‌اند سپس تردید نورزیده‌اند و با دارایی‌ها و جان‌هایشان در راه خداوند جهاد کرده‌اند، آنانند که راستگویند» سوره حجرات، آیه ۱۵.</ref>‏، افرادی دارای [[ایمان حقیقی]] هستند که ایمان‌شان همراه با تردید و ارتیاب نباشد. برخی ایمان می‌آورند اما در وقت عمل، گرفتار تردید می‌شوند و وقتی [[زمان]] عمل و [[اطاعت]] می‌رسد به شک و ریب می‌افتند، این افراد از ایمان حقیقی محروم‌اند. [[آیات]] سوره‌ [[توبه]] بسیار توضیح دهنده این جنبه است که می‌فرماید: {{متن قرآن|لَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ أَنْ يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ}}<ref>«آنان که به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند برای جهاد با مال و جانشان از تو اجازه نمی‌گیرند و خداوند به (حال) پرهیزگاران داناست تنها کسانی از تو اجازه (ی معاف بودن از جهاد) می‌خواهند که به خداوند و روز بازپسین ایمان ندارند و دل به شک سپرده‌اند و در تردید خود سرگردانند» سوره توبه، آیه ۴۴ ـ ۴۵.</ref>. برخی افراد «ایمان اطاعت» داشته‌اند، اما «ایمان [[نصرت]]» نداشته‌اند. این افراد، علی‌رغم [[نقض]] «[[میثاق]] نصرت» می‌خواستند به «میثاق اطاعت» پایبند باشند؛ لذا، با بهانه‌گیری و دلیل تراشی، در موقع نیاز به نصرت، از [[پیامبر]]{{صل}} [[اذن]] خالی کردن [[جبهه]] را می‌گرفتند و می‌خواستند با [[اذن پیامبر]]{{صل}}، شانه از زیر بار [[نصرت دین]] و رسول خدا{{صل}} خالی کنند!
در بسیاری از [[آیات قرآن]] اشاره به این موضوع شده است؛ مثلاً در سوره‌ حجرات آمده است: {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ}}<ref>«تنها مؤمنانند که به خداوند و پیامبرش ایمان آورده‌اند سپس تردید نورزیده‌اند و با دارایی‌ها و جان‌هایشان در راه خداوند جهاد کرده‌اند، آنانند که راستگویند» سوره حجرات، آیه ۱۵.</ref>‏، افرادی دارای [[ایمان حقیقی]] هستند که ایمان‌شان همراه با تردید و ارتیاب نباشد. برخی ایمان می‌آورند اما در وقت عمل، گرفتار تردید می‌شوند و وقتی [[زمان]] عمل و [[اطاعت]] می‌رسد به شک و ریب می‌افتند، این افراد از ایمان حقیقی محروم‌اند. [[آیات]] سوره‌ [[توبه]] بسیار توضیح دهنده این جنبه است که می‌فرماید: {{متن قرآن|لَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ أَنْ يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ}}<ref>«آنان که به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند برای جهاد با مال و جانشان از تو اجازه نمی‌گیرند و خداوند به (حال) پرهیزگاران داناست تنها کسانی از تو اجازه (ی معاف بودن از جهاد) می‌خواهند که به خداوند و روز بازپسین ایمان ندارند و دل به شک سپرده‌اند و در تردید خود سرگردانند» سوره توبه، آیه ۴۴ ـ ۴۵.</ref>. برخی افراد «ایمان اطاعت» داشته‌اند، اما «ایمان [[نصرت]]» نداشته‌اند. این افراد، علی‌رغم [[نقض]] «[[میثاق]] نصرت» می‌خواستند به «میثاق اطاعت» پایبند باشند؛ لذا، با بهانه‌گیری و دلیل تراشی، در موقع نیاز به نصرت، از [[پیامبر]]{{صل}} [[اذن]] خالی کردن [[جبهه]] را می‌گرفتند و می‌خواستند با [[اذن پیامبر]]{{صل}}، شانه از زیر بار [[نصرت دین]] و رسول خدا{{صل}} خالی کنند!


در سوره‌ [[حدید]] به نحو جالبی به همین ماجرا اشاره دارد: {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذَابُ يُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ قَالُوا بَلَى وَلَكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ الْأَمَانِيُّ حَتَّى جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ}}<ref>«روزی که مردان و زنان منافق به مؤمنان می‌گویند: چشم به راه ما بمانید تا از فروغتان (بهره‌ای) بگیریم، (به آنان) گفته می‌شود: به پس پشت خود باز گردید و فروغی بجویید؛ آنگاه میان آنان (و مؤمنان) بارویی می‌کشند که دری دارد، درون آن بخشایش و بیرون آن روی به عذاب دارد. (منافقان) آنان  را ندا می‌دهند: آیا ما با شما نبودیم؟ می‌گویند: چرا، اما شما خود را (با دورویی) به سختی افکندید و چشم به راه (شکست ما مؤمنان) بودید و تردید کردید و آرزوها شما را فریب داد تا آنکه فرمان خداوند در رسید و (شیطان) فریبکار شما را به خداوند فریب می‌دهد» سوره حدید، آیه ۱۳ ـ ۱۴.</ref>، براساس مفاد این آیه‌ شریفه، منافقینی که در [[جهنم]] هستند به [[مؤمنین]] [[حقیقی]] که در [[بهشت]] هستند خطاب می‌کنند: {{متن قرآن|أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ}}، یعنی ما هم همراه شما و مانند شما [[مؤمن]] بودیم. این تعبیر نشان می‌دهد که این طیف از [[منافقان]] [[ایمان]] اول را داشته‌اند. اما مؤمنین در جواب آنها می‌گویند: شما تربّص کردید و [[منتظر]] بودید که چه وقت [[رسول خدا]]{{صل}} از [[دنیا]] می‌رود. ـ تربصتم یعنی منتظر یک حادثه بودید؛ خود شما [[نفس]] خود را در [[عذاب]] قرار دادید ـ {{متن قرآن|فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ}} به معنای {{عربی|عذبتم انفسکم}} است ـ؛ سپس {{متن قرآن|وَارْتَبْتُمْ}} به ریب و تردید افتادید و گفتید ما از رسول خدا بهتر می‌فهمیم. این موضوع در [[تاریخ]] آمده است؛ کسانی که [[حق]] [[ولایت اهل‌بیت]] ({{عم}}) را [[غصب]] کردند به [[حضرت زهرا]]{{س}} گفتند: این کاری که ما می‌کنیم برای بقای [[دین]] [[پدر]] تو مفیدتر است. {{متن قرآن|وَغَرَّتْكُمُ الْأَمَانِيُّ}}، در آرزوی [[قدرت]] به سر بردید، {{متن قرآن|حَتَّى جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ}} تا وقتی که [[مرگ]] شما فرا رسید و در اینجا دیدید که چه بر سر تان آمده و چه اتفاقی برای شما افتاده است!<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>
در سوره‌ [[حدید]] به نحو جالبی به همین ماجرا اشاره دارد: {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذَابُ يُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ قَالُوا بَلَى وَلَكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ الْأَمَانِيُّ حَتَّى جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ}}<ref>«روزی که مردان و زنان منافق به مؤمنان می‌گویند: چشم به راه ما بمانید تا از فروغتان (بهره‌ای) بگیریم، (به آنان) گفته می‌شود: به پس پشت خود باز گردید و فروغی بجویید؛ آنگاه میان آنان (و مؤمنان) بارویی می‌کشند که دری دارد، درون آن بخشایش و بیرون آن روی به عذاب دارد. (منافقان) آنان  را ندا می‌دهند: آیا ما با شما نبودیم؟ می‌گویند: چرا، اما شما خود را (با دورویی) به سختی افکندید و چشم به راه (شکست ما مؤمنان) بودید و تردید کردید و آرزوها شما را فریب داد تا آنکه فرمان خداوند در رسید و (شیطان) فریبکار شما را به خداوند فریب می‌دهد» سوره حدید، آیه ۱۳ ـ ۱۴.</ref>، براساس مفاد این آیه‌ شریفه، منافقینی که در [[جهنم]] هستند به [[مؤمنین]] [[حقیقی]] که در [[بهشت]] هستند خطاب می‌کنند: {{متن قرآن|أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ}}، یعنی ما هم همراه شما و مانند شما [[مؤمن]] بودیم. این تعبیر نشان می‌دهد که این طیف از [[منافقان]] [[ایمان]] اول را داشته‌اند. اما مؤمنین در جواب آنها می‌گویند: شما تربّص کردید و [[منتظر]] بودید که چه وقت [[رسول خدا]]{{صل}} از [[دنیا]] می‌رود. ـ تربصتم یعنی منتظر یک حادثه بودید؛ خود شما [[نفس]] خود را در [[عذاب]] قرار دادید ـ {{متن قرآن|فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ}} به معنای {{عربی|عذبتم انفسکم}} است ـ؛ سپس {{متن قرآن|وَارْتَبْتُمْ}} به ریب و تردید افتادید و گفتید ما از رسول خدا بهتر می‌فهمیم. این موضوع در [[تاریخ]] آمده است؛ کسانی که [[حق]] [[ولایت اهل‌بیت]] ({{عم}}) را [[غصب]] کردند به [[حضرت زهرا]]{{س}} گفتند: این کاری که ما می‌کنیم برای بقای [[دین]] [[پدر]] تو مفیدتر است. {{متن قرآن|وَغَرَّتْكُمُ الْأَمَانِيُّ}}، در آرزوی [[قدرت]] به سر بردید، {{متن قرآن|حَتَّى جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ}} تا وقتی که [[مرگ]] شما فرا رسید و در اینجا دیدید که چه بر سر تان آمده و چه اتفاقی برای شما افتاده است!<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>


===ویژگی نهم: [[اعتقاد به معاد]] از لوازم [[ایمان تسلیمی]]===
===ویژگی نهم: [[اعتقاد به معاد]] از لوازم [[ایمان تسلیمی]]===
خط ۵۶: خط ۵۶:
آیه‌‌ دیگری که بر موضوع مورد نظر ما دلالت دارد، آیه‌ {{متن قرآن|إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ}}<ref>«تنها کسانی از تو اجازه (ی معاف بودن از جهاد) می‌خواهند که به خداوند و روز بازپسین ایمان ندارند و دل به شک سپرده‌اند و در تردید خود سرگردانند» سوره توبه، آیه ۴۵.</ref>  است، بر اساس این آیه‌، افرادی که [[اذن]] نرفتن به [[جبهه]] و [[جهاد]] را از [[پیامبر]]{{صل}} می‌گرفتند، کسانی بودند که [[ایمان به روز قیامت]] نداشتند. در مجموع می‌توان با مراجعه به قرآن کریم به روشنی دریافت که [[ایمان دوم]] (ایمان تسلیمی) با [[ایمان به معاد]] و قیامت [[پیوستگی]] و ملازمت دارد و چگونه [[ایمان]] اول [[تصدیقی]] غیر تسلیمی همیشه با عدم ایمان به [[روز حساب]] ملازمت دارد.
آیه‌‌ دیگری که بر موضوع مورد نظر ما دلالت دارد، آیه‌ {{متن قرآن|إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ}}<ref>«تنها کسانی از تو اجازه (ی معاف بودن از جهاد) می‌خواهند که به خداوند و روز بازپسین ایمان ندارند و دل به شک سپرده‌اند و در تردید خود سرگردانند» سوره توبه، آیه ۴۵.</ref>  است، بر اساس این آیه‌، افرادی که [[اذن]] نرفتن به [[جبهه]] و [[جهاد]] را از [[پیامبر]]{{صل}} می‌گرفتند، کسانی بودند که [[ایمان به روز قیامت]] نداشتند. در مجموع می‌توان با مراجعه به قرآن کریم به روشنی دریافت که [[ایمان دوم]] (ایمان تسلیمی) با [[ایمان به معاد]] و قیامت [[پیوستگی]] و ملازمت دارد و چگونه [[ایمان]] اول [[تصدیقی]] غیر تسلیمی همیشه با عدم ایمان به [[روز حساب]] ملازمت دارد.


این نه ویژگی ایمان اولِ تهی از [[ایمان دوم]] بود که عکس این موارد، ویژگی ایمان دوم به شمار می‎رود. در کل، ویژگی بنیادین ایمان اول، «[[تصدیق]]» و ویژگی بنیادین ایمان دوم «[[تسلیم]]» است<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.
این نه ویژگی ایمان اولِ تهی از [[ایمان دوم]] بود که عکس این موارد، ویژگی ایمان دوم به شمار می‎رود. در کل، ویژگی بنیادین ایمان اول، «[[تصدیق]]» و ویژگی بنیادین ایمان دوم «[[تسلیم]]» است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


==خصوصیات ایمان تصدیقی==
==خصوصیات ایمان تصدیقی==
خط ۶۵: خط ۶۵:
با دقّت در این آیه و آیات هم‌سان و مشابه دیگر روشن می‌شود {{متن قرآن|سَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} همان {{متن قرآن|سَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} در آیه‌ {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} است. معنای هر دو [[آیه]] [[تسلیم]] کامل بودن نسبت به [[فرمان]] [[رسول خدا]]{{صل}} است که با [[صلوات]] مقرون است. این رابطه را قبل از این آیه، [[آیات]] سوره‌ [[احزاب]] به خوبی نشان می‌دهد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا}}<ref>«ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید و او را پگاه و دیرگاه عصر  به پاکی بستایید اوست آنکه بر شما درود می‌فرستد- و فرشتگانش (نیز)- تا شما را به سوی روشنایی از تیرگی‌ها بیرون برد و با مؤمنان بخشاینده است درودشان روزی که به لقای او رسند «سلام» است و برای آنان پاداشی ارزشمند  آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۴۱ ـ ۴۴.</ref>. براساس این آیات، [[ایمان دوم]] که [[ایمان]] تسلیمی است و با تسلیم کامل در برابر [[دستورات]] [[خدا]] و رسول خدا{{صل}} مقرون است، همواره با [[صلوات خدا]] و [[ملائکه]] بر [[مؤمنین]] ملازمت دارد.
با دقّت در این آیه و آیات هم‌سان و مشابه دیگر روشن می‌شود {{متن قرآن|سَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} همان {{متن قرآن|سَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} در آیه‌ {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} است. معنای هر دو [[آیه]] [[تسلیم]] کامل بودن نسبت به [[فرمان]] [[رسول خدا]]{{صل}} است که با [[صلوات]] مقرون است. این رابطه را قبل از این آیه، [[آیات]] سوره‌ [[احزاب]] به خوبی نشان می‌دهد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا}}<ref>«ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید و او را پگاه و دیرگاه عصر  به پاکی بستایید اوست آنکه بر شما درود می‌فرستد- و فرشتگانش (نیز)- تا شما را به سوی روشنایی از تیرگی‌ها بیرون برد و با مؤمنان بخشاینده است درودشان روزی که به لقای او رسند «سلام» است و برای آنان پاداشی ارزشمند  آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۴۱ ـ ۴۴.</ref>. براساس این آیات، [[ایمان دوم]] که [[ایمان]] تسلیمی است و با تسلیم کامل در برابر [[دستورات]] [[خدا]] و رسول خدا{{صل}} مقرون است، همواره با [[صلوات خدا]] و [[ملائکه]] بر [[مؤمنین]] ملازمت دارد.


این صلوات، مؤمنین [[حقیقی]] را بالا می‌برد و موجب ترفیع درجه‌ آنان می‌شود. مؤمنینی که ایمان دوم (ایمان تسلیمی) را دارند بر جای خود نمی‌ایستند و توقف ندارند. به [[دلیل]] اینکه صلوات خدا و [[فرشتگان]] به صورت دائم بر آنان نازل می‌شود و به دلیل اینکه ایمان دوم ملازم با [[ذکر کثیر]] است؛ لذا آنان مدام در حال [[رشد]] و [[تکامل]] و تعالی هستند. به سبب تأثیر همه جانبه‌ ایمان دوم (ایمان تسلیمی) در رشد و [[تربیت]] و [[تکامل انسان]]، در این فراز بحث، برخی از [[خواص]] ایمان دوم را تجزیه و تحلیل و بررسی می‌کنیم<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.
این صلوات، مؤمنین [[حقیقی]] را بالا می‌برد و موجب ترفیع درجه‌ آنان می‌شود. مؤمنینی که ایمان دوم (ایمان تسلیمی) را دارند بر جای خود نمی‌ایستند و توقف ندارند. به [[دلیل]] اینکه صلوات خدا و [[فرشتگان]] به صورت دائم بر آنان نازل می‌شود و به دلیل اینکه ایمان دوم ملازم با [[ذکر کثیر]] است؛ لذا آنان مدام در حال [[رشد]] و [[تکامل]] و تعالی هستند. به سبب تأثیر همه جانبه‌ ایمان دوم (ایمان تسلیمی) در رشد و [[تربیت]] و [[تکامل انسان]]، در این فراز بحث، برخی از [[خواص]] ایمان دوم را تجزیه و تحلیل و بررسی می‌کنیم<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


===ذکر کثیر، علامت ایمان تسلیمی===
===ذکر کثیر، علامت ایمان تسلیمی===
"ذکر کثیر" از [[لوازم ایمان]] دوم (ایمان تسلیمی) است. فرد مؤمنی که حالت تسلیم به خدا و رسول خدا دارد، به تدریج به حالت "ذکر کثیر" نائل می‌شود که این وضعیت در مقابل حالات [[منافق]] است که همراه با [[غفلت]] و [[نسیان]] است. چنان‌که [[قرآن کریم]] در مورد این وضعیت [[منافقین]] می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَى يُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«بی‌گمان منافقان، با خداوند نیرنگ می‌بازند و او نیز با آنان تدبیر می‌کند  و (اینان) چون به نماز ایستند با گران‌جانی  می‌ایستند، برابر مردم ریا می‌ورزند و خداوند را جز اندکی یاد نمی‌کنند» سوره نساء، آیه ۱۴۲.</ref>، این ویژگی منافقینی است که ایمان اول (ایمان [[تصدیقی]]) را دارند، اما ایمان دوم (ایمان تسلیمی) را دارا نیستند: {{متن قرآن|لَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا}}. در مقابل، [[قرآن کریم]] در حالت افراد مؤمنی که علاوه بر [[ایمان]] اول (ایمان [[تصدیقی]])، به [[ایمان دوم]] (ایمان تسلیمی) نیز دست یافته‌اند می‌فرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا}}<ref>«ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید» سوره احزاب، آیه ۴۱.</ref>.  
"ذکر کثیر" از [[لوازم ایمان]] دوم (ایمان تسلیمی) است. فرد مؤمنی که حالت تسلیم به خدا و رسول خدا دارد، به تدریج به حالت "ذکر کثیر" نائل می‌شود که این وضعیت در مقابل حالات [[منافق]] است که همراه با [[غفلت]] و [[نسیان]] است. چنان‌که [[قرآن کریم]] در مورد این وضعیت [[منافقین]] می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَى يُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«بی‌گمان منافقان، با خداوند نیرنگ می‌بازند و او نیز با آنان تدبیر می‌کند  و (اینان) چون به نماز ایستند با گران‌جانی  می‌ایستند، برابر مردم ریا می‌ورزند و خداوند را جز اندکی یاد نمی‌کنند» سوره نساء، آیه ۱۴۲.</ref>، این ویژگی منافقینی است که ایمان اول (ایمان [[تصدیقی]]) را دارند، اما ایمان دوم (ایمان تسلیمی) را دارا نیستند: {{متن قرآن|لَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا}}. در مقابل، [[قرآن کریم]] در حالت افراد مؤمنی که علاوه بر [[ایمان]] اول (ایمان [[تصدیقی]])، به [[ایمان دوم]] (ایمان تسلیمی) نیز دست یافته‌اند می‌فرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا}}<ref>«ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید» سوره احزاب، آیه ۴۱.</ref>.  


افراد [[مؤمن]] به ایمان دوم (ایمان تسلیمی)، در لحظه‌های اساسی و عرصه‌های [[امتحان]]، به [[میثاق]] «[[اطاعت]]» و «[[نصرت]]» خود پای‌بند و [[پایدار]] هستند. کسانی که واقعاً [[اهل]] ایمان دوم (ایمان تسلیمی) به [[خدا]] و [[رسول خدا]] هستند، در لحظه‌های نیاز همیشه آماده‌ نصرت و تحت [[فرمان]] هستند<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.
افراد [[مؤمن]] به ایمان دوم (ایمان تسلیمی)، در لحظه‌های اساسی و عرصه‌های [[امتحان]]، به [[میثاق]] «[[اطاعت]]» و «[[نصرت]]» خود پای‌بند و [[پایدار]] هستند. کسانی که واقعاً [[اهل]] ایمان دوم (ایمان تسلیمی) به [[خدا]] و [[رسول خدا]] هستند، در لحظه‌های نیاز همیشه آماده‌ نصرت و تحت [[فرمان]] هستند<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


===مرحله‌ آخر، [[اسلام]] ابراهیمی===
===مرحله‌ آخر، [[اسلام]] ابراهیمی===
خط ۷۷: خط ۷۷:
«[[ملت]] [[ابراهیم]]» همین اسلام دوم است و مورد توصیه و [[وصیت]] همه‌ [[انبیاء]] در طول [[تاریخ]] بوده است و ابراهیم و [[یعقوب]] و [[فرزندان]] آنها ({{عم}}) همه بر ثبات قدم بر این اسلام توصیه کرده‌اند. در قرآن کریم، اسلام ابراهیمی هم از نظر [[تئوری]] تبیین شده است و هم نمونه‌ عملی آن موجود است؛ نمونه‌ عملی آن در [[آیات]] سوره‌ صافات در جریان حکایت [[حضرت ابراهیم]] و [[اسماعیل]] {{ع}} بیان شده است: {{متن قرآن|فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«پس او را به پسری بردبار مژده دادیم و چون در تلاش، همپای او گشت (ابراهیم) گفت: پسرکم! من در خواب می‌بینم که تو را سر می‌برم پس بنگر که چه می‌بینی؟ گفت: ای پدر! آنچه فرمان می‌یابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت.» سوره صافات، آیه ۱۰۱ ـ ۱۰۲.</ref>. براساس این [[آیات شریفه]]، حضرت ابراهیم{{ع}} به [[فرزند]] خود [[اسماعیل]]{{ع}} فرمود: من در [[خواب]] دیدم که تو را سر می‌برم، نظر تو چیست؟ عرض کرد: {{متن قرآن|قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ}}<ref>«گفت: ای پدر! آنچه فرمان می‌یابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت و چون هر دو (بدین کار) تن دادند و (ابراهیم) او را به روی درافکند (او را از آن کار بازداشتیم)» سوره صافات، آیه ۱۰۲ ـ ۱۰۳.</ref>: این «أَسْلَما» به معنای اثبتا و اظهرا است، یعنی هر دو [[اسلام]] خود را [[اثبات]] و [[ظاهر]] کردند. {{متن قرآن|وَنَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و بدو ندا کردیم که: ای ابراهیم! تو خواب خود را راست شمردی؛ ما بدین‌گونه نکوکاران را پاداش می‌دهیم» سوره صافات، آیه ۱۰۴ ـ ۱۰۵.</ref>. {{متن قرآن|كَذَلِكَ}} یعنی ما این‌چنین محسنان را [[پاداش]] می‌دهیم؛ یعنی نیکوکارانی که با [[ایمان دوم]] [[احسان]] می‌کنند، نتیجه‌ احسان آنها این است که در این مرحله از [[ایمان]] [[ظهور]] و [[ثبات]] پیدا می‌کنند.
«[[ملت]] [[ابراهیم]]» همین اسلام دوم است و مورد توصیه و [[وصیت]] همه‌ [[انبیاء]] در طول [[تاریخ]] بوده است و ابراهیم و [[یعقوب]] و [[فرزندان]] آنها ({{عم}}) همه بر ثبات قدم بر این اسلام توصیه کرده‌اند. در قرآن کریم، اسلام ابراهیمی هم از نظر [[تئوری]] تبیین شده است و هم نمونه‌ عملی آن موجود است؛ نمونه‌ عملی آن در [[آیات]] سوره‌ صافات در جریان حکایت [[حضرت ابراهیم]] و [[اسماعیل]] {{ع}} بیان شده است: {{متن قرآن|فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«پس او را به پسری بردبار مژده دادیم و چون در تلاش، همپای او گشت (ابراهیم) گفت: پسرکم! من در خواب می‌بینم که تو را سر می‌برم پس بنگر که چه می‌بینی؟ گفت: ای پدر! آنچه فرمان می‌یابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت.» سوره صافات، آیه ۱۰۱ ـ ۱۰۲.</ref>. براساس این [[آیات شریفه]]، حضرت ابراهیم{{ع}} به [[فرزند]] خود [[اسماعیل]]{{ع}} فرمود: من در [[خواب]] دیدم که تو را سر می‌برم، نظر تو چیست؟ عرض کرد: {{متن قرآن|قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ}}<ref>«گفت: ای پدر! آنچه فرمان می‌یابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت و چون هر دو (بدین کار) تن دادند و (ابراهیم) او را به روی درافکند (او را از آن کار بازداشتیم)» سوره صافات، آیه ۱۰۲ ـ ۱۰۳.</ref>: این «أَسْلَما» به معنای اثبتا و اظهرا است، یعنی هر دو [[اسلام]] خود را [[اثبات]] و [[ظاهر]] کردند. {{متن قرآن|وَنَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و بدو ندا کردیم که: ای ابراهیم! تو خواب خود را راست شمردی؛ ما بدین‌گونه نکوکاران را پاداش می‌دهیم» سوره صافات، آیه ۱۰۴ ـ ۱۰۵.</ref>. {{متن قرآن|كَذَلِكَ}} یعنی ما این‌چنین محسنان را [[پاداش]] می‌دهیم؛ یعنی نیکوکارانی که با [[ایمان دوم]] [[احسان]] می‌کنند، نتیجه‌ احسان آنها این است که در این مرحله از [[ایمان]] [[ظهور]] و [[ثبات]] پیدا می‌کنند.


{{متن قرآن|كَذَلِكَ}} به کجا و به چه چیزی اشاره دارد؟ در [[آیات]] قبل کجا اشاره به پاداش شده است که اسم اشاره به [[کار]] ‌برده و می‌گوید این‌چنین پاداش می‌دهیم؟! بعد برای ما مشخص شد که «کذلک» اشاره به اسلام ابراهیمی است که نتیجه و پاداش ایمان دوم است. [[برترین]] [[پاداش]] ایمان دوم این است که [[انسان]] [[مؤمن]] به ایمان دوم (ایمان تسلیمی)، به اسلام ابراهیمی دست پیدا می‌کند. این اسلام همراه با «[[رضا]]» و «سلام و «[[امن]]» و «نظر بوجه [[الله]]» و بسیاری از آثار دیگر است<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.
{{متن قرآن|كَذَلِكَ}} به کجا و به چه چیزی اشاره دارد؟ در [[آیات]] قبل کجا اشاره به پاداش شده است که اسم اشاره به [[کار]] ‌برده و می‌گوید این‌چنین پاداش می‌دهیم؟! بعد برای ما مشخص شد که «کذلک» اشاره به اسلام ابراهیمی است که نتیجه و پاداش ایمان دوم است. [[برترین]] [[پاداش]] ایمان دوم این است که [[انسان]] [[مؤمن]] به ایمان دوم (ایمان تسلیمی)، به اسلام ابراهیمی دست پیدا می‌کند. این اسلام همراه با «[[رضا]]» و «سلام و «[[امن]]» و «نظر بوجه [[الله]]» و بسیاری از آثار دیگر است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


===ایمان دوم، شرط [[ولایت امر]] [[مسلمین]]===
===ایمان دوم، شرط [[ولایت امر]] [[مسلمین]]===
بنابر آنچه بیان شد، [[ایمان]] شرط «ولایت امر» است و مراد از ایمان، ایمان دوم (ایمان تسلیمی) است نه ایمان اول (ایمان [[تصدیقی]])؛ لذا، وقتی بیان می‌کنیم که ایمان شرط است، یعنی کسی که می‌خواهد به ولایت امر برسد باید خصوصیات ایمان دوم را داشته باشد؛ یعنی مؤمن به کل کتاب باشد، [[اهل]] [[تسلیم]] باشد و ایمان به [[روز حساب]] داشته باشد، [[اهل معصیت]] [[خدا]] و [[ایذاء]] [[رسول]] نباشد، بر [[میثاق]] [[اطاعت]] و [[نصرت]] [[وفادار]] باشد و سایر ویژگی‌هایی که بیان شد. البته در [[آینده]] خواهیم گفت که ایمان دوم (ایمان تسلیمی) تنها شرط [[ولایت مطلقه]] نیست، بلکه شرط هر [[ولایتی]] است؛ لذا، اگر بخواهیم [[حکومت اسلامی]] داشته باشیم و اگر بخواهیم [[سازمان]] [[اداری]] ما [[اسلامی]] باشد، باید هر [[صاحب ولایت]]، [[استاندار]]، [[فرماندار]]، نماینده‌ مجلس و غیره همه [[مؤمن]] به [[ایمان دوم]] ([[ایمان]] تسلیمی) باشند.
بنابر آنچه بیان شد، [[ایمان]] شرط «ولایت امر» است و مراد از ایمان، ایمان دوم (ایمان تسلیمی) است نه ایمان اول (ایمان [[تصدیقی]])؛ لذا، وقتی بیان می‌کنیم که ایمان شرط است، یعنی کسی که می‌خواهد به ولایت امر برسد باید خصوصیات ایمان دوم را داشته باشد؛ یعنی مؤمن به کل کتاب باشد، [[اهل]] [[تسلیم]] باشد و ایمان به [[روز حساب]] داشته باشد، [[اهل معصیت]] [[خدا]] و [[ایذاء]] [[رسول]] نباشد، بر [[میثاق]] [[اطاعت]] و [[نصرت]] [[وفادار]] باشد و سایر ویژگی‌هایی که بیان شد. البته در [[آینده]] خواهیم گفت که ایمان دوم (ایمان تسلیمی) تنها شرط [[ولایت مطلقه]] نیست، بلکه شرط هر [[ولایتی]] است؛ لذا، اگر بخواهیم [[حکومت اسلامی]] داشته باشیم و اگر بخواهیم [[سازمان]] [[اداری]] ما [[اسلامی]] باشد، باید هر [[صاحب ولایت]]، [[استاندار]]، [[فرماندار]]، نماینده‌ مجلس و غیره همه [[مؤمن]] به [[ایمان دوم]] ([[ایمان]] تسلیمی) باشند.


ایمان دوم احتیاج به احراز و [[اثبات]] دارد و با [[اصل برائت]] [[ثابت]] نمی‌شود؛ زیرا، اصل برائت به درد [[دادگاه]] می‌خورد؛ وقتی می‌خواهند کسی را [[مجازات]] کنند بر اساس اصل برائت تا [[جرم]] او اثبات نشود مجازات نمی‌شود. اما وقتی می‌خواهند کسی را بر یک [[پست]] [[حکومتی]] بگمارند که می‌خواهد برای [[مردم]] [[تصمیم]] بگیرند، حتماً باید مؤمن به ایمان دوم باشد و همه شرایط و ویژگی‌های ایمان دوم را نیز داشته باشد؛ لذا، در همه‌ [[مراتب ولایت]] و بالأخص در [[ولایت مطلقه]] و [[عامه]] این شرط وجود دارد<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.
ایمان دوم احتیاج به احراز و [[اثبات]] دارد و با [[اصل برائت]] [[ثابت]] نمی‌شود؛ زیرا، اصل برائت به درد [[دادگاه]] می‌خورد؛ وقتی می‌خواهند کسی را [[مجازات]] کنند بر اساس اصل برائت تا [[جرم]] او اثبات نشود مجازات نمی‌شود. اما وقتی می‌خواهند کسی را بر یک [[پست]] [[حکومتی]] بگمارند که می‌خواهد برای [[مردم]] [[تصمیم]] بگیرند، حتماً باید مؤمن به ایمان دوم باشد و همه شرایط و ویژگی‌های ایمان دوم را نیز داشته باشد؛ لذا، در همه‌ [[مراتب ولایت]] و بالأخص در [[ولایت مطلقه]] و [[عامه]] این شرط وجود دارد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


==جمع‌بندی مباحث ویژگی‌های ایمان==
==جمع‌بندی مباحث ویژگی‌های ایمان==
خط ۹۵: خط ۹۵:
[[قرآن کریم]]، فرق بین ایمان اول و دوم را تبیین می‌کند و می‌فرماید: {{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ}}<ref>«این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست،  رهنمودی برای پرهیزگاران است همان کسانی که «غیب» را باور دارند» سوره بقره، آیه ۲ ـ ۳.</ref> اولین خصیصه‌ [[اهل]] ایمان از دیدگاه [[قرآن]]، [[ایمان به غیب]] و [[عالم]] ماوراء ماده است. این خصیصه، بین [[جهان‌بینی مادی]] و [[جهان‌بینی الهی]] تفاوت ایجاد نموده و بستر شکل‌گیری [[تمدن]] [[توحیدی]] را در برابر تمدن‌های مادی فراهم می‌آورد. {{متن قرآن|وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ}}<ref>«و نماز را برپا می‌دارند» سوره بقره، آیه ۳.</ref>: خصیصه‌ دوم اهل ایمان از دیدگاه قرآن [[مقدس]]، اقامه‌ [[نماز]] و [[زنده کردن]] «[[ذکر خدا]]» در [[زندگی]] و [[زمین]] به عنوان راه [[ارتباط]] [[انسان]] با خداست. {{متن قرآن|وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ}}<ref>«و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم می‌بخشند» سوره بقره، آیه ۳.</ref>: خصیصه‌ سوم اهل ایمان از دیدگاه قرآن مقدس، [[انفاق]] و [[کوشش]] فراگیر در جهت توزیع عادلانه‌ [[ثروت]] به عنوان بستر [[ارتباط]] سالم با دیگر انسان‌هاست. {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ}}<ref>«و کسانی که به آنچه بر تو و به آنچه پیش از تو فرو فرستاده‌اند، ایمان دارند» سوره بقره، آیه ۴.</ref>: خصیصه‌ چهارم [[اهل]] [[ایمان]] از دیدگاه [[قرآن]] [[مقدس]]، [[باور]] و [[اعتقاد]] [[راسخ]] ایت به آنچه بر [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و [[پیامبران]] قبلی نازل شده است. اینکه در این فراز [[سوره]]، دوبار کلمه‌ «یُؤْمِنُونَ» تکرار ‌شده است، [[شاهد]] بر مدعای ماست که می‌گوییم: هر جا کلمه‌ {{متن قرآن|أُنْزِلَ إِلَيْكَ}} می‌آید به معنای تمام {{عربی|ما انزل إلی الرسول}} است که متضمن امر «[[ولایت]]» و مسأله‌ «ولایت» نیز هست؛ لذا این فراز [[آیه]]، [[لزوم]] ایمان به ولایت و [[امامت]] را نیز در متن و ضمن خود دارد.
[[قرآن کریم]]، فرق بین ایمان اول و دوم را تبیین می‌کند و می‌فرماید: {{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ}}<ref>«این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست،  رهنمودی برای پرهیزگاران است همان کسانی که «غیب» را باور دارند» سوره بقره، آیه ۲ ـ ۳.</ref> اولین خصیصه‌ [[اهل]] ایمان از دیدگاه [[قرآن]]، [[ایمان به غیب]] و [[عالم]] ماوراء ماده است. این خصیصه، بین [[جهان‌بینی مادی]] و [[جهان‌بینی الهی]] تفاوت ایجاد نموده و بستر شکل‌گیری [[تمدن]] [[توحیدی]] را در برابر تمدن‌های مادی فراهم می‌آورد. {{متن قرآن|وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ}}<ref>«و نماز را برپا می‌دارند» سوره بقره، آیه ۳.</ref>: خصیصه‌ دوم اهل ایمان از دیدگاه قرآن [[مقدس]]، اقامه‌ [[نماز]] و [[زنده کردن]] «[[ذکر خدا]]» در [[زندگی]] و [[زمین]] به عنوان راه [[ارتباط]] [[انسان]] با خداست. {{متن قرآن|وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ}}<ref>«و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم می‌بخشند» سوره بقره، آیه ۳.</ref>: خصیصه‌ سوم اهل ایمان از دیدگاه قرآن مقدس، [[انفاق]] و [[کوشش]] فراگیر در جهت توزیع عادلانه‌ [[ثروت]] به عنوان بستر [[ارتباط]] سالم با دیگر انسان‌هاست. {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ}}<ref>«و کسانی که به آنچه بر تو و به آنچه پیش از تو فرو فرستاده‌اند، ایمان دارند» سوره بقره، آیه ۴.</ref>: خصیصه‌ چهارم [[اهل]] [[ایمان]] از دیدگاه [[قرآن]] [[مقدس]]، [[باور]] و [[اعتقاد]] [[راسخ]] ایت به آنچه بر [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و [[پیامبران]] قبلی نازل شده است. اینکه در این فراز [[سوره]]، دوبار کلمه‌ «یُؤْمِنُونَ» تکرار ‌شده است، [[شاهد]] بر مدعای ماست که می‌گوییم: هر جا کلمه‌ {{متن قرآن|أُنْزِلَ إِلَيْكَ}} می‌آید به معنای تمام {{عربی|ما انزل إلی الرسول}} است که متضمن امر «[[ولایت]]» و مسأله‌ «ولایت» نیز هست؛ لذا این فراز [[آیه]]، [[لزوم]] ایمان به ولایت و [[امامت]] را نیز در متن و ضمن خود دارد.


خصیصه پنجم اهل ایمان از دیدگاه قرآن مقدس، [[یقین]] و باور راسخ به [[معاد]] و [[قیامت]] است: {{متن قرآن|وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ}}<ref>«و به جهان واپسین، یقین دارند» سوره بقره، آیه ۴.</ref>؛ لذا، بسیاری از آن ویژگی‌هایی که بیان می‌شود، از همین [[آیات]] اول سوره‌ بقره به دست می‌آید<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.
خصیصه پنجم اهل ایمان از دیدگاه قرآن مقدس، [[یقین]] و باور راسخ به [[معاد]] و [[قیامت]] است: {{متن قرآن|وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ}}<ref>«و به جهان واپسین، یقین دارند» سوره بقره، آیه ۴.</ref>؛ لذا، بسیاری از آن ویژگی‌هایی که بیان می‌شود، از همین [[آیات]] اول سوره‌ بقره به دست می‌آید<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


==ادله‌ اشتراط ایمان در "[[ولایت امر]]"==
==ادله‌ اشتراط ایمان در "[[ولایت امر]]"==
خط ۱۲۹: خط ۱۲۹:
دلیل پنجم هم انصراف ادله‌ دال بر [[ولایت فقیه]] از غیر [[مؤمن]] است. نکتۀ انصراف هم این است که در ادلۀ دال بر [[جعل ولایت]] برای [[فقیه]]، اطلاقی که بتواند غیر مؤمن را هم شامل کند، نداریم. به دلیل اینکه اصولاً جعل ولایت برای [[حفظ دین]] و [[حفظ ایمان]] دوم و [[هدایت مردم]] به همان [[ایمان دوم]] است؛ لذا، ادله‌ جعل ولایت، اطلاقی که دال بر «ولایت امر» نسبت به غیر مؤمن باشد نداشته و منصرف از چنین شخصی است.
دلیل پنجم هم انصراف ادله‌ دال بر [[ولایت فقیه]] از غیر [[مؤمن]] است. نکتۀ انصراف هم این است که در ادلۀ دال بر [[جعل ولایت]] برای [[فقیه]]، اطلاقی که بتواند غیر مؤمن را هم شامل کند، نداریم. به دلیل اینکه اصولاً جعل ولایت برای [[حفظ دین]] و [[حفظ ایمان]] دوم و [[هدایت مردم]] به همان [[ایمان دوم]] است؛ لذا، ادله‌ جعل ولایت، اطلاقی که دال بر «ولایت امر» نسبت به غیر مؤمن باشد نداشته و منصرف از چنین شخصی است.


به دلیل اینکه مرتکز عقلایی و مرتکز کسانی که مخاطب این دلیل هستند، قاعدتاً [[اهل]] ایمان هستند و آنها هستند که ولایت امر را می‌پذیرند. «ولایت امر» را مؤمنینِ به ایمان ثانی می‌پذیرند و آنها مخاطب هستند و آنهایی که مؤمن به ایمان ثانی نیستند اصلاً ولایت امر را نمی‌پذیرند. بنابراین وقتی دلیل، خطاب به [[مؤمنین]] به ایمان دوم است، این دلیل اطلاقی ندارد که شامل مؤمن به ایمان اول هم باشد؛ لذا این دلیل از مؤمن به غیر ایمان ثانی انصراف دارد<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.
به دلیل اینکه مرتکز عقلایی و مرتکز کسانی که مخاطب این دلیل هستند، قاعدتاً [[اهل]] ایمان هستند و آنها هستند که ولایت امر را می‌پذیرند. «ولایت امر» را مؤمنینِ به ایمان ثانی می‌پذیرند و آنها مخاطب هستند و آنهایی که مؤمن به ایمان ثانی نیستند اصلاً ولایت امر را نمی‌پذیرند. بنابراین وقتی دلیل، خطاب به [[مؤمنین]] به ایمان دوم است، این دلیل اطلاقی ندارد که شامل مؤمن به ایمان اول هم باشد؛ لذا این دلیل از مؤمن به غیر ایمان ثانی انصراف دارد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


==پانویس==
==پانویس==
۲۲۵٬۰۱۵

ویرایش