حدیث ولایت در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۹٬۴۳۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۳ ژوئن ۲۰۲۳
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = حدیث ولایت | عنوان مدخل = حدیث ولایت | مداخل مرتبط = حدیث ولایت در حدیث - حدیث ولایت در معارف و سیره فاطمی | پرسش مرتبط = }} ==مقدمه== پیامبر{{صل}} بارها به مسلمانان فرمود که سرپرست پس از من علی{{ع}} است؛ برای نمونه...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳۸: خط ۳۸:
بر پایه این [[روایت]]، [[ابوبکر]] می‌گوید: {{عربی|انا وليُّ رسول الله{{صل}} بعده}} کلمه «بعده» مطلب را روشن‌تر و خواننده را به مقصود نزدیک‌تر می‌کند.
بر پایه این [[روایت]]، [[ابوبکر]] می‌گوید: {{عربی|انا وليُّ رسول الله{{صل}} بعده}} کلمه «بعده» مطلب را روشن‌تر و خواننده را به مقصود نزدیک‌تر می‌کند.
پس کلمه «ولی» و «[[مولی]]» در [[کلام]] [[رسول خدا]]{{صل}} بر همان معنای لغوی و اصطلاحی دلالت می‌کند.<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلائل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلائل انتصابی بودن آن]] ص ۳۲۴.</ref>
پس کلمه «ولی» و «[[مولی]]» در [[کلام]] [[رسول خدا]]{{صل}} بر همان معنای لغوی و اصطلاحی دلالت می‌کند.<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلائل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلائل انتصابی بودن آن]] ص ۳۲۴.</ref>
==پرسمان [[حدیث]]==
===نقل نشدن حدیث===
[[ابن تیمیه]] اصل [[حدیث ولایت]] را [[انکار]] می‌کند و می‌گوید: «این حدیث از [[پیامبر خدا]]{{صل}} که فرمود: علی{{ع}} [[ولیّ]] هر مؤمنی بعد از من است»، دروغی منسوب به [[رسول خدا]]{{صل}} است»<ref>منهاج السنة النبویة، ج۷، ص۳۹۱ {{عربی|هُوَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي}} کذب علی رسول الله{{صل}}}}.</ref>.
'''پاسخ''': ادعای ابن تیمیه پوچ است؛ زیرا حدیث ولایت در [[منابع اهل سنت]] آمده است و همه [[علمای اهل سنت]] آن را پذیرفته و به [[صحت سند]] آن [[حکم]] کرده‌اند؛ برای نمونه، عسقلانی می‌گوید: «این حدیث را [[ترمذی]] با سندی [[قوی]] از [[عمران بن حصین]] نقل کرده است»<ref>الإصابة فی تمییز الصحابة، ج۴، ص۵۶۹ {{عربی|و أخرج الترمذي بإسناد قوي عن عمران بن حصين في قصة قال فيها قال رسول الله{{صل}}: {{متن حدیث|مَا تُرِيدُونَ مِنْ عَلِيٍّ؟ إِنَّ عَلِيّاً مِنِّي وَ أَنَا مِنْ عَلِيٍّ وَ هُوَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي}}}}.</ref>.
[[ذهبی]] می‌گوید: «این حدیث را احمد در مسندش و ترمذی - که سند آن را حسن خوانده- و [[نسایی]] نقل کرده است»<ref>تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، ج۳ ص۶۳۰؛ سیر أعلام النبلاء، ج۸، ص۱۹۷ {{عربی|أخرجه أحمد في المسند و الترمذي و حسنه و النسائي}}.</ref>. [[خطیب بغدادی]] می‌نویسد: {{عربی|و أخرج الترمذي بإسناد قوي عن عمران بن...}}<ref>خزانة الأدب ولب لباب لسان العرب، عبد القادر بن عمر البغدادی، ج۶، ص۶۹.</ref>، «این حدیث را ترمذی با سندی قوی از عمران بن حصین... از رسول خدا{{صل}} نقل کرده است».
[[سیوطی]] بعد از نقل این حدیث گفته است: «عمران بن حصین ([[صحابی]]) نقل می‌کند این حدیث را [[ابن جریر]] نقل و آن را تصحیح کرده است»<ref>جامع الاحادیث (الجامع الصغیر و زوائده و الجامع الکبیر)، ج۶۱، ص۲۵۶، ح۷۸۶۶ و ج۲۱، ص۷۲.</ref>. [[متقی هندی]] می‌نویسد: «ابن ابی‌شیبه [این حدیث را] از عمران بن حصین نقل و تصحیح کرده است»<ref>جامع الاحادیث، ج۱۱، ص۲۷۹، ح۳۲۹۴۱، ج۱۳، ص۶۲ و ۱۴۲، ح۳۶۴۴۴.</ref>. این حدیث در منابع مهم [[اهل سنت]] دیده می‌شود<ref>ر.ک: مسند أبی داوود الطیالسی، سلیمان بن داوود ابوداوود الفارسی الطیالسی البصری، ج۱، ص۱۱۱؛ مسند أحمد، ج۴، ص۴۳۷؛ فضائل الصحابة، ج۲، ص۶۰۵ و ج۲، ص۶۲۰ و ج۲، ص۶۴۹؛ الآحاد و المثانی، أحمد بن عمرو بن الضحاک أبوبکر الشیبانی، ج۴، ص۲۷۸؛ السنن الکبری، نسائی، ج۵، ص۱۳۲؛ مسند أبی یعلی، ج۱، ص۲۹۳؛ مسند الرویانی، الرویانی، ج۱، ص۱۲۵؛ صحیح ابن حبان بترتیب ابن بلبان، محمد بن حبان بن أحمد ابوحاتم التمیمی البستی، ج۱۵، ص۳۷۳.</ref> و اگر [[دروغ]] باشد، آیا معقول است که علمای بزرگ [[اهل سنت]] آن را به دروغ نقل کنند؟
'''افزوده بر [[حدیث]]''' مبارکفوری می‌نویسد: «حدیث {{متن حدیث|وَ هُوَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي}} در بعضی از نسخه‌ها با اضافه «مِن» آمده و در بعضی دیگر تنها کلمه «بعدی» بدون «مِن» آمده است؛ همان‌طور که در کتاب [[مسند]] [[احمد بن حنبل]] نقل شده است»<ref>تحفة الأحوذی بشرح جامع الترمذی، ج۱۰، ص۱۴۶ {{عربی|وَ هُوَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي}} کذا فی بعض النسخ بزیادة «مِن» و وقع فی بعضها «بعدی» بحذف «مِن» و کذا وقع فی روایة أحمد فی مسنده}}.</ref>. او گفته است:
[[شیعیان]] به این حدیث به [[خلافت بلافصل علی]] [[استدلال]] کرده‌اند و استدلال آنان درست نیست؛ چون معیار [[درستی]] استدلال، وجود کلمه «بعدی» و [[صحت سند]] آن است؛ در حالی که این‌گونه نیست؛ زیرا این حدیث را فقط [[جعفر بن سلیمان]] [[روایت]] کرده که [[شیعه]] و بلکه شیعه‌ای غالی است<ref>تحفة الأحوذی بشرح جامع الترمذی، ج۱۰، ص۱۴۶ {{عربی|و قد استدل به الشيعة على أن عليا رضي الله عنه، كان خليفة بعد رسول الله من غير فصل و استدلالهم به عن هذا باطل فإن مداره عن صحة زيادة لفظ «بعدي» و كونها صحيحة محفوظة قابلة للاحتجاج... والأمر ليس كذلك قد تفرد بها جعفر بن سليمان و هو شيعي بل هو غال في التشيع}}.</ref>.
مبارکفوری همچنین درباره اجلح کندی از [[روات حدیث]] گفته است:
... اجلح کندی هم شیعه است. [[ابن حجر]] در کتاب تقریب التهذیب می‌گوید:
«[[اجلح بن عبدالله بن حجیة]] که [[کنیه]] او ابوحجیه کندی است و گفته شده است اسم او [[یحیی]] است، بسیار راست‌گو و [[شیعه]] است». در کتاب [[میزان]] الاعتدال [[ذهبی]] و غیر آن نیز همین تعابیر آمده است<ref>تحفة الأحوذی بشرح جامع الترمذی، ج۱۰، ص۱۴۷ {{عربی|فإن قلت: لم يتفرد بزيادة قوله «بعدي» جعفر بن سليمان بل تابعه عليها أجلح الكندي فروى الإمام أحمد في مسنده هذا الحديث من طريق أجلح الكندي عن عبد الله بن بريدة عن أبيه بريدة قال بعث رسول الله بعثين إلى اليمن على أحدهما علي بن أبي طالب و على الاخر خالد بن الوليد الحديث و في آخره {{متن حدیث|لَا تَقَعْ فِي عَلِيٍّ فَإِنَّهُ مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ وَ هُوَ وَلِيُّكُمْ بَعْدِي وَ أَنَّهُ مَنِيٌّ وَ أَنَا مِنْهُ وَ هُوَ وَلِيُّكُمْ بَعْدِي}} قلت: أجلح الكندي هذا أيضا شيعي قال في التقريب: أجلح بن عبد الله بن حجية يكنى أبا حجية الكندي يقال اسمه يحيى صدوق شيعي انتهى و كذا في الميزان و غيره}}.</ref>.<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلائل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلائل انتصابی بودن آن]] ص ۳۲۹.</ref>
===بررسی و [[نقد]]===
'''طرف دیگر برای [[حدیث]]''': [[حدیث ولایت]] از طرق بسیاری جز طریق [[جعفر بن سلیمان]] [[اجلح کندی]] در [[منابع اهل سنت]] نقل شده است که هم کلمه «من» و «بعدی» در آن آمده و [[البانی]] می‌گوید: {{عربی|... على أن الحديث قد جاء مفرقاً من طرق أخری ليس فيها شيعي...}}؛ افزون بر این، حدیث را از طرق گوناگونی نقل کرده‌اند که در هیچ‌یک از آنها [[راوی]] شیعه وجود ندارد<ref>سلسة الأحادیث الصحیحة، ج۵، ص۲۲۲.</ref>.
[[ابن ابی‌شیبة]] از [[عمران بن حصین]] نقل می‌کند که [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|مَا تُرِيدُونَ مِنْ عَلِيٍ مَا تُرِيدُونَ مِنْ عَلِيٍّ مَا تُرِيدُونَ مِنْ عَلِيٍّ‌؟ عَلِيٌّ مِنِّي وَ أَنَا مِنْ عَلِيٍّ وَ عَلِيٌّ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي}}<ref>الکتاب المصنف فی الأحادیث و الآثار، ج۶، ص۳۷۲، رقم ۳۲۱۲۱ {{متن حدیث|حدثنا عفان قال عن جعفر بن سليمان قال حدثني يزيد الرشك عن مطرف عن عمران بن حصين قال بعث رسول الله{{صل}} سرية واستعمل عليهم عليا فصنع علي شيئا أنكروه فتعاقد أربعة من أصحاب رسول الله{{صل}} أن يعلموه و كانوا إذا قدموا من سفر بدأوا برسول الله{{صل}} فسلموا عليه و نظروا إليه ثم ينصرفون إلى رحالهم قال فلما قدمت السرية سلموا على رسول الله{{صل}} فقام أحد الأربعة فقال يا رسول الله ألم‌تر أن عليا صنع كذا و كذا فأقبل إليه رسول الله يعرف الغضب في وجهه...}}.</ref>. احمد نیز از [[عمران بن حصین]] چنین نقل می‌کند: {{متن حدیث|إِنَّ عَلِيّاً مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ وَ هُوَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي}}<ref>مسند أحمد بن حنبل، ج۴، ص۴۳۷، رقم ۱۹۹۴۲.</ref>. [[طیالسی]] از [[ابن عباس]] نقل می‌کند که [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|... أَنْتَ وَلِیُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي}}<ref>مسند أبی داوود الطیالسی، ج۱، ص۳۶۰، ح۲۷۵۲ {{متن حدیث|حدثنا يونس قال حدثنا أبوداود قال ائتمح حدثنا أبو عوانة عن أبي بلج عن عمرو بن ميمون عن ابن عباس ان رسول الله{{صل}} قال علي...}}.</ref> و {{متن حدیث|... لَا يَنْبَغِي أَنْ أَذْهَبَ إِلَّا وَ أَنْتَ خَلِيفَتِي قَالَ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} أَنْتَ وَلِيِّي فِي كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي وَ مُؤْمِنَةٍ...}}<ref>فضائل الصحابة، ج۲، ص۶۸۴ ح۱۱۶۸ {{متن حدیث|فقال له علي اخرج معك قال له نبي الله{{صل}} لا فبكى علي فقال له اما ترضى ان تكون مني بمنزلة هارون من موسى الا انك ليس نبي انه...}}.</ref> و {{متن حدیث|أَنْتَ وَلِيِّي فِي كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي}}<ref>مسند أحمد بن حنبل، ج۱، ص۳۳۰.</ref>.
[[ابن حجر]] از طریق [[وهب بن حمزة]] نقل می‌کند که پیامبر{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|فإنه وليكم بعدي}}<ref>الإصابة فی تمییز الصحابة، ج۶، ص۶۲۳، رقم ۹۱۶۳ {{عربی|أخرج من طريق يوسف بن صهيب عن ركين عن وهب بن حمزة قال سافرت مع علي فرأيت منه جفاء فقلت لئن رجعت لأشكونه فرجعت فذكرت عليا لرسول الله{{صل}} فنلت منه فقال لا تقولن هذا لعلي}}.</ref>. [[ابن کثیر]] نقل می‌کند: {{متن حدیث|إِنَّ عَلِيّاً وَلِيُّكُمْ بَعْدِي‌}}<ref>البدایة و النهایة، ج۷، ص۳۴۶.</ref>. [[بیهقی]] از طریق جابر نقل می‌کند: {{متن حدیث|هذا وليكم بعدي}}<ref>المحاسن والمساوئ، إبراهیم بن محمد البیهقی، ج۱، ص۳۷ {{عربی|قال رسول الله{{صل}} لعلي}}.</ref> و [[بغدادی]] نقل می‌کند: {{متن حدیث|انك ولي المؤمنين من بعدي}}<ref>تاریخ بغداد، ج۴، ص۳۳۸، رقم ۲۱۶۷.</ref> و احمد نقل می‌کند: {{متن حدیث|أَنْتَ وَلِيِّي فِي كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي}}<ref>مسند أحمد بن حنبل، ج۱، ص۳۳۰.</ref> و {{متن حدیث|إِنَّهُ لَا يَنْبَغِي أَنْ أَذْهَبَ إِلَّا وَ أَنْتَ خَلِيفَتِي فِي كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي}}<ref>السنة، عمرو بن أبی‌عاصم الضحاک الشیبانی، ج۲، ص۵۶۵.</ref> و [[طبرانی]] نقل می‌کند: {{متن حدیث|فهو اولى الناس بكم بعدي}}<ref>المعجم الکبیر، ج۲۲، ص۱۳۵.</ref>.
بنابراین [[اهل سنت]] [[حدیث ولایت]] را از طرق گوناگون نقل کرده‌اند؛ چنان‌که در سند آن شیعه‌ای نیست؛ اما کلمه «من» و «بعدی» هست.
'''بررسی [[جعفر بن سلیمان]]''': [[البانی]] گفته است:
[[جعفر بن سلیمان معتمد]] و از [[راویان]] «مسلم» است و دیگر راویان این [[حدیث]] نیز موثقند. از همین روی، [[حاکم نیشابوری]] درباره سند این حدیث گفته است: «این حدیث بنا به شرط مسلم (نقل او در صحیحش) صحیح السند است و [[ذهبی]] هم به آن [[اقرار]] نموده است»<ref>السلسلة الصحیحة، ج۵، ص۲۲۲ {{عربی|... و هو ثقة من رجال مسلم و كذلك سائر رجاله و لذلك قال الحاكم: صحيح على شرط مسلم وأقره الذهبي}}.</ref>.
ذهبی می‌گوید: {{عربی|... احتج به مسلم}}<ref>سیر أعلام النبلاء، ج۸، ص۱۹۷.</ref>، «مسلم به حدیث جعفر بن سلیمان [[احتجاج]] و سیزده [[روایت]] از جعفر بن مسلم نقل کرده است»<ref>صحیح مسلم، ج۱، ص۴۴۸، ح۶۴۸.</ref>.
البانی می‌گوید: «[[ابن حبان]] درباره او در الثقات (جلد ۶، صفحه ۱۴۰) گفته است:... جعفر بن سلیمان از راویان معتمد و صاحب [[روایات]] متقن و [[قوی]] است اما به [[اهل بیت]] می‌گراییده است»<ref>السلسلة الصحیحة، ج۵، ص۲۲۲ {{عربی|إنه قال في ثقاته (۶ / ١۴٠): كان يبغض الشيخين. و هذا، و إن كنت في شك من ثبوته عنه، فإن مما لا ريب فيه أنه شيعي لإجماعهم على ذلك و لا يلزم من التشيع بغض الشيخين رضي الله عنهما و إنما مجرد التفضيل و الإسناد الذي ذكره ابن حبان برواية تصريحه ببغضهما، فيه جریر بن يزيد بن هارون و لم أجد له ترجمة و لا وقفت على إسناد آخر بذلك إليه و مع ذلك فقد قال ابن حبان عقب ذاك التصريح: و كان جعفر بن سليمان من الثقات المتقنين في الروايات غير أنه كان ينتحل الميل إلى أهل البيت}}.</ref>.
[[البانی]] سرانجام دیدگاه خودش را چنین بیان می‌کند:
[[جعفر بن سلیمان]] از [[راویان]] [[معتمد]] و صاحب [[روایات]] متقن و [[قوی]] است، اما به [[اهل]] بیت‌گراییده و به [[مذهب]] خود [[دعوت]] نمی‌کرده است و هیچ اختلافی میان [[پیشوایان]] [[اهل حدیث]] ما در این‌باره نیست که اگر [[راوی]] راست‌گو و متقن و [[اهل بدعت]] باشد، اما به مذهبش دعوت نکند، اخذ و [[تمسک]] به حدیث‌های او صحیح و مجاز است<ref>السلسلة الصحیحة، ج۵، ص۲۲۲ {{عربی|و كان جعفر بن سليمان من الثقات المتقنين في الروايات غير أنه كان ينتحل الميل إلى أهل البيت و لم يكن بداعية إلى مذهبه و ليس بين أهل الحديث من أئمتنا خلاف أن الصدوق المتقن إذا كان فيه بدعة و لم يكن يدعو إليها، أن الاحتجاج بأخباره جائز}}.</ref>.
'''بررسی [[اجلح کندی]]''': البانی بعد از [[نقل روایت]] اجلح کندی می‌گوید: «و من می‌گویم: سند این [[حدیث حسن]] است»<ref>السلسلة الصحیحة، ج۵، ص۲۲۲ {{عربی|و للحديث شاهد يرويه أجلح الكندي عن عبد الله بن بريدة عن أبيه بريدة قال: بعث رسول الله{{صل}} بعثين إلى اليمن، على أحدهما علي بن أبي طالب... فذكر القصة بنحو ما تقدم، و في آخره: {{متن حدیث|لا تقع في علي، فإنه مني و أنا منه و هو وليكم بعدي و إنه مني و أنا منه و هو وليكم بعدي}} أخرجه أحمد (٣۵۶/۵) قلت: و إسناده حسن}}.</ref>.
[[مناوی]] می‌‌گوید: «جد [[مادری]] من زین عراقی گفته است: اجلح کندی در این سند نزد [[جمهور]] [[علما]] [[موثق]] است و دیگر راویان این [[حدیث]] نیز صحیح‌اند»<ref>فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، ج۴، ص۳۵۷ {{عربی|خرج أحمد من طريق الأجلح الكندي عن ابن بريدة عن أبيه قال: بعث رسول الله{{صل}} بعثين إلى اليمن على أحدهما علي و الآخر خالد فقال: إذا التقيتما فعلي على الناس و إن افترقتما فكل منكم على حده فظهر المسلمون فسبوا فاصطفى علي امرأة من السبي لنفسه فكتب خالد إلى النبي{{صل}} بذلك فلما أتيته دفعت الكتاب فقرئ عليه فرأيت الغضب في وجهه فقلت: يا رسول الله هذا مكان العائذ بك فقال: {{متن حدیث|لا تقع في علي فإنه مني و أنا منه و هو وليكم بعدي}}. قال جدنا للأم، الزين العراقي: الأجلح الكندي وثقه الجمهور و باقيهم رجاله رجال الصحيح}}.</ref>. پس [[جعفر بن سلیمان]] و [[اجلح کندی]] از دید علمای رجالی [[اهل سنت]] [[معتمد]] هستند و [[شیعه]] بودن آنان به [[وثاقت]] و صداقتشان آسیب نمی‌رساند.<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلائل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلائل انتصابی بودن آن]] ص ۳۳۱.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۱۵۳

ویرایش