بحث:ابولهب: تفاوت میان نسخه‌ها

۵٬۶۸۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۰ ژوئن ۲۰۲۴
(صفحه‌ای تازه حاوی «==بریده باد دستان ابولهب== از «ابن عباس» نقل شده: هنگامی که آیۀ {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}<ref>«و نزدیک‌ترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref> نازل شد و پیغمبر مأموریت یافت فامیل نزدیک خود را انذار...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۱: خط ۱:
==بریده باد دستان ابولهب==
==بریده باد دستان ابولهب==
از «[[ابن عباس]]» نقل شده: هنگامی که آیۀ {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}<ref>«و نزدیک‌ترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref> نازل شد و [[پیغمبر]] [[مأموریت]] یافت [[فامیل]] نزدیک خود را [[انذار]] کند و به [[اسلام]] [[دعوت]] نماید (دعوت خود را علنی سازد) پیغمبر اکرم{{صل}} بر فراز [[کوه صفا]] آمد و فریاد زد: {{متن حدیث|يَا صَبَاحَاهْ}}! (این جمله را [[عرب]] زمانی می‌گفت که مورد [[هجوم]] غافلگیرانه [[دشمن]] قرار می‌گرفت، [[انتخاب]] کلمۀ «صباح» به خاطر این بود که هجوم‌های غافلگیرانه غالباً در اول صبح واقع می‌شد).
از «[[ابن عباس]]» نقل شده: هنگامی که آیۀ {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}<ref>«و نزدیک‌ترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref> نازل شد و [[پیغمبر]] [[مأموریت]] یافت [[فامیل]] نزدیک خود را [[انذار]] کند و به [[اسلام]] [[دعوت]] نماید (دعوت خود را علنی سازد) پیغمبر اکرم{{صل}} بر فراز [[کوه صفا]] آمد و فریاد زد: {{متن حدیث|يَا صَبَاحَاهْ}}! (این جمله را [[عرب]] زمانی می‌گفت که مورد [[هجوم]] غافلگیرانه [[دشمن]] قرار می‌گرفت، [[انتخاب]] کلمۀ «صباح» به خاطر این بود که هجوم‌های غافلگیرانه غالباً در اول صبح واقع می‌شد). هنگامی که [[مردم]] [[مکه]] این صدا را شنیدند گفتند: کیست که فریاد می‌کشد؟ گفته شد «[[محمّد]] است، [[جمعیت]] به سراغ حضرتش رفتند، او [[قبائل]] عرب را با نام صدا زد، و با صدای او جمع شدند، فرمود به من بگویید: اگر به شما خبر دهم که سواران دشمن از کنار این [[کوه]] به شما حمله‌ور می‌شوند، آیا مرا [[تصدیق]] خواهید کرد؟ در پاسخ گفتند: ما هرگز از تو دروغی نشنیده‌ایم. فرمود: «من شما را در برابر [[عذاب شدید الهی]] [[انذار]] می‌کنم» (شما را به [[توحید]] و ترک [[بت‌ها]] دعوت می‌نمایم). هنگامی که ابولهب این سخن را شنید گفت: «[[زیان]] و [[مرگ]] بر تو باد! آیا تو فقط برای همین سخن ما را جمع کردی؟!». در این هنگام بود که [[سورۀ مسد]] نازل شد: {{متن قرآن|تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ}}<ref>«توش و توان ابو لهب تباه و او نابود باد» سوره مسد، آیه ۱.</ref>.
هنگامی که [[مردم]] [[مکه]] این صدا را شنیدند گفتند: کیست که فریاد می‌کشد؟
 
گفته شد «[[محمّد]] است، [[جمعیت]] به سراغ حضرتش رفتند، او [[قبائل]] عرب را با نام صدا زد، و با صدای او جمع شدند، فرمود به من بگویید: اگر به شما خبر دهم که سواران دشمن از کنار این [[کوه]] به شما حمله‌ور می‌شوند، آیا مرا [[تصدیق]] خواهید کرد؟
[[قرآن مجید]] در پاسخ به سخنان [[زشت]] «ابولهب» می‌گوید: «بریده باد هر دو دست ابولهب و مرگ بر او باد. هرگز [[مال]] و [[ثروت]] او و آنچه او به دست آورده، به [[حال]] او سودی نبخشیده، و [[عذاب الهی]] را از او باز نمی‌دارد»<ref>سوره مسد، آیه ۱ و ۲.</ref>. از این تعبیر استفاده می‌شود که او [[مرد]] [[ثروتمند]] مغروری بود که بر [[اموال]] و [[ثروت]] خود در کوشش‌های ضد اسلامیش تکیه می‌کرد و سپس می‌افزاید: «به زودی وارد آتشی می‌شود که دارای شعلۀ بر افروخته است»<ref>سوره مسد، آیه ۳.</ref>. اگر نام او «ابولهب» بود، [[آتش]] [[عذاب]] او نیز «ابولهب» است و شعله‌های عظیم دارد<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصه‌های قرآن (کتاب)|قصه‌های قرآن]]، ص۵۵۵.</ref>.
در پاسخ گفتند: ما هرگز از تو دروغی نشنیده‌ایم.
 
فرمود: «من شما را در برابر [[عذاب شدید الهی]] [[انذار]] می‌کنم» (شما را به [[توحید]] و ترک [[بت‌ها]] دعوت می‌نمایم). هنگامی که ابولهب این سخن را شنید گفت: «[[زیان]] و [[مرگ]] بر تو باد! آیا تو فقط برای همین سخن ما را جمع کردی؟!».
==ابولهب==
در این هنگام بود که [[سورۀ مسد]] نازل شد: {{متن قرآن|تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ}}<ref>«توش و توان ابو لهب تباه و او نابود باد» سوره مسد، آیه ۱.</ref>.
ابولهب عبدالعزی بن [[عبدالمطلب بن هاشم]] بن [[عبد مناف]]، [[عموی پیامبر]]{{صل}} و یکی از سرسخت‌ترین [[دشمنان]] آن حضرت می‌باشد. کنیه‌اش در اصل، ابو عتبه بوده، ولی پدرش [[عبدالمطلب]] او را به سبب [[زیبایی]] و گلگونی چهره، ابولهب می‌خواند.
[[قرآن مجید]] در پاسخ به سخنان [[زشت]] «ابولهب» می‌گوید: «بریده باد هر دو دست ابولهب و مرگ بر او باد. هرگز [[مال]] و [[ثروت]] او و آنچه او به دست آورده، به [[حال]] او سودی نبخشیده، و [[عذاب الهی]] را از او باز نمی‌دارد»<ref>سوره مسد، آیه ۱ و ۲.</ref>.
 
از این تعبیر استفاده می‌شود که او [[مرد]] [[ثروتمند]] مغروری بود که بر [[اموال]] و [[ثروت]] خود در کوشش‌های ضد اسلامیش تکیه می‌کرد.
از [[زندگی]] ابولهب [[پیش از ظهور اسلام]] [[آگاهی]] دقیقی در دست نیست، اما احتمالاً همچون بیشتر [[قریشیان]] به [[بازرگانی]] [[اشتغال]] داشته و چنان که از [[آیه]] دوم [[سوره]] «مسد» بر می‌آید، ثروتی نیز اندوخته بود. روابط [[پیامبر]]{{صل}} و ابولهب ظاهراً تا [[پیش از بعثت]] عادی و [[حسنه]] بوده است. چون پیامبر{{صل}} دو دختر خود [[رقیه]] و [[ام‌کلثوم]] را به [[ازدواج]] عتبه و [[عتیبه]] – پسران ابولهب – درآورده بود و همچنین [[کنیز]] ابولهب، «توبیه» مدتی پیش از [[حلیمه سعدیه]]، پیامبر{{صل}} را در [[کودکی]] شیر داده بود اما پس از [[بعثت پیامبر]]، ابولهب در زمره سرسخت‌ترین دشمنان آن حضرت درآمد و [[شهرت]] او در [[تاریخ صدر اسلام]] به همین سبب است.
و سپس می‌افزاید: «به زودی وارد آتشی می‌شود که دارای شعلۀ بر افروخته است»<ref>سوره مسد، آیه ۳.</ref>.
 
اگر نام او «ابولهب» بود، [[آتش]] [[عذاب]] او نیز «ابولهب» است و شعله‌های عظیم دارد.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصه‌های قرآن (کتاب)|قصه‌های قرآن]] ص۵۵۵.</ref>
«ابولهب» [[همسایه]] پیامبر بود و با همسرش «[[ام جمیل]]»<ref>دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، جششم، ص۲۰۰.</ref> بر سر راه پیامبر{{صل}} خار و خاشاک می‌ریختند. پس از این که پیامبر{{صل}} به [[دستور خداوند]] [[دعوت]] خود را میان [[خویشان]] آشکار کرد، ابولهب از همان جا بنای [[مخالفت]] و [[عداوت]] نهاد و به آنان گفت که برای [[حفظ]] [[کیش]] آباء و اجدادی در برابر [[آیین جدید]] بایستند و پیامبر را به [[استهزاء]] بگیرند. به همین سبب ابولهب ظاهراً بیشتر به تحریک همسرش، [[پسران]] خود را وادار کرد، تا [[دختران پیامبر]]{{صل}} را رها سازند. گفته شده است که وی در میان آن دسته از سران [[مشرکان]] بود که تصمیم گرفتند [[پیامبر]]{{صل}} را شبانه و پنهانی در بستر خویش به [[قتل]] رسانند.
 
ابولهب به سبب [[بیماری]] نتوانست در [[جنگ بدر]] شرکت کند، ولی به جای خود، «عاص بن هشام بن [[مغیره]]» را که از ابولهب [[دینی]] برگردن داشت فرستاد و ابولهب به همین سبب، بدهکاری او را بخشید.
 
[[آزار]] و آسیبی که پیامبر{{صل}} از ناحیه عموی خود «ابولهب» و [[همسر]] او «[[ام جمیل]]» می‌دید بی‌سابقه بود. [[خانه پیامبر]] در [[همسایگی]] آنها قرار داشت. آنها از ریختن هر گونه زباله بر سر او دریغ نداشتند؛ روزی [[سیراب]] گوسفندی را بر سر آن حضرت زدند، و سرانجام کار به جایی رسید که [[حمزه]] به منظور [[انتقام]]، عین همان را بر سر ابولهب کوبید<ref>ام جمیل، دختر حرب خواهر ابوسفیان و عمه معاویه یکی از زنان ابولهب بود و یکی از دشمنان سرسخت پیامبر{{صل}} به شماره می‌رفت. (تفسیر کبیر، ج۳۲، ص۱۷۳).</ref>.
 
ابولهب اغلب پشت سر پیامبر{{صل}} [[حرکت]] می‌کرد تا می‌دید پیامبر{{صل}} می‌خواهد با کسی حرف بزند می‌گفت: این برادرزاده من است، من عموی او هستم، من [[سرپرست]] او هستم، او [[آدم]] دیوانه‌ای است، مریض است، [[افسردگی]] [[روحی]] دارد، با او حرف نزنید.
 
[[سوره مبارکه مسد]] جواب مناسبی است به این عمو و [[زن]] عمو؛ {{متن قرآن|تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ}}<ref>«توش و توان ابو لهب تباه و او نابود باد» سوره مسد، آیه ۱.</ref>. این جواب چه زمانی داده شد، آن [[زمان]] که پیامبر{{صل}} در دامنه کوهی که در کنار [[مسجدالحرام]] است ایستاد و فریاد زد: «من پیامبر؛ [[فرستاده خدا]] هستم. بیایید در مقابل [[خدا]] [[تسلیم]] شوید»، ابولهب آمده بود و گوش می‌کرد، تا این که صحبت پیامبر تمام شد، گفت: {{متن حدیث|تَبّاً لَكَ‌}}؛ (دستت بریده باد) ما راجمع کرده‌ای تا این حرف‌ها را بزنی! در جواب او این [[سوره]] نازل شد: {{متن قرآن|تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ * وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ}}<ref>«توش و توان ابو لهب تباه و او نابود باد * و (نیز) همسرش در حالی که هیزم‌کش (دوزخ) است» سوره مسد، آیه ۱-۲.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص۸۱.</ref>


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
۱۳۰٬۳۰۵

ویرایش