←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۱۹: | خط ۱۱۹: | ||
اصولا انسان وقتی غنای الهی و [[فقر]] خود را در همه [[هویت]] خویش مییابد، دیگر جایی برای خودپسندی نمیماند، چنان که دیگر جایی برای عدم [[ترس]] و [[خوف]] نیز نمیماند؛ زیرا میبایست در برابر خدایی قرار گیرد که عظیم و جلیل است. چنین نگرشی [[انسان]] را از هر گونه [[اعتماد]] به خود دور میکند و در میانه هول و ولا قرار میدهد. اصولا [[یقین]] به این که مرگی است و خاکی، [[حساب]] و کتابی در [[قیامت]] و روزی نیازمند به چیزهایی است که میبایست در [[دنیا]] از [[نیک]] [[اعمال]] انجام میداد، هرگز به خودش رجای [[واثق]] نخواهد داشت و هماره در میان [[خوف و رجا]] به سر میبرد و تلاش میکند تا [[حسنات]] دنیا را برای [[آخرت]] جمع کند و هرگز به [[اکرام الهی]] [[دل]] نبدد؛ چون ممکن است که شامل او نشود؛ زیرا [[خدا]] هیچ عهدی نبسته که همه را به [[تفضل]] ببخشد وبه [[عدالت]] نگیرد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[ترس مؤمن تا دم مرگ (مقاله)|ترس مؤمن تا دم مرگ]]</ref> | اصولا انسان وقتی غنای الهی و [[فقر]] خود را در همه [[هویت]] خویش مییابد، دیگر جایی برای خودپسندی نمیماند، چنان که دیگر جایی برای عدم [[ترس]] و [[خوف]] نیز نمیماند؛ زیرا میبایست در برابر خدایی قرار گیرد که عظیم و جلیل است. چنین نگرشی [[انسان]] را از هر گونه [[اعتماد]] به خود دور میکند و در میانه هول و ولا قرار میدهد. اصولا [[یقین]] به این که مرگی است و خاکی، [[حساب]] و کتابی در [[قیامت]] و روزی نیازمند به چیزهایی است که میبایست در [[دنیا]] از [[نیک]] [[اعمال]] انجام میداد، هرگز به خودش رجای [[واثق]] نخواهد داشت و هماره در میان [[خوف و رجا]] به سر میبرد و تلاش میکند تا [[حسنات]] دنیا را برای [[آخرت]] جمع کند و هرگز به [[اکرام الهی]] [[دل]] نبدد؛ چون ممکن است که شامل او نشود؛ زیرا [[خدا]] هیچ عهدی نبسته که همه را به [[تفضل]] ببخشد وبه [[عدالت]] نگیرد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[ترس مؤمن تا دم مرگ (مقاله)|ترس مؤمن تا دم مرگ]]</ref> | ||
==[[تزکیه نفس]] [[الهی]] با [[تزکیه]] از سوی [[پیامبر]]{{صل}}== | |||
از نظر [[آموزههای وحیانی قرآن]]، برخی امور بیرون از دایره [[نفوذ]] ما است و ما نمیتوانیم به طور مستقیم در آن دخالت کنیم و تاثیراتی را به جا گذاریم؛ ولی این بدان معنا نیست که ما نمیتوانیم از طریق «اسباب» و «وسایل» و به طور غیر مستقیم تاثیرگذار باشیم؛ بلکه [[انسان]] میتواند از راههای اسباب و وسایل تاثیرات مطلوب خویش را داشته باشد. | |||
به عنوان نمونه [[خدا]] به صراحت در [[قرآن]] میفرماید: {{متن قرآن|مَا زَكَىٰ مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًۭا وَلَـٰكِنَّ ٱللَّهَ يُزَكِّى مَن يَشَآءُ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌۭ}}<ref>«هرگز هیچ یک از شما پاک نمیماند اما خداوند هر که را بخواهد پاک میدارد و خداوند شنوایی داناست» سوره نور، آیه ۲۱.</ref> | |||
در [[آیه]] سخن از [[ناتوان]] همگان از «[[زکی]]» است؛ یعنی تصرفاتی که میتواند موجب «[[رشد]] و نمو» در درون شخص باشد؛ اما «تزکیه» یعنی [[اعمال]] «رشد و نمو» از بیرون برای خدا فراهم است؛ پس خدا در تعلیل تزکیه خودش بر دو اسم و صفت «[[سمیع]] و [[علیم]]» تأکید دارد که در ادامه چرایی آن معلوم میشود. | |||
البته همین قرآن که میگوید چنین امکانی از درون برای کسی فراهم نیست، و تنها خدا از بیرون چنین [[توانایی]] را دارد، از همگان میخواهد تا به «تزکیه نفس» بپردازند؛ زیرا [[فلاح]] و [[رستگاری]] تنها در [[سایه]] «تزکیه نفس» است: {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّىٰهَا}}<ref>«بیگمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد،» سوره شمس، آیه ۹.</ref> | |||
حالا که تزکیه نفس از درون شدنی نیست، معلوم میشود که مراد از این امکان «تزکیه نفس» همان تزکیه نفس از بیرون است که خدا در [[مقام]] [[ربوبیت]] و پروردگاری انجام میدهد. | |||
بر این اساس میتوان گفت که هر [[انسانی]] میتواند با انجام اعمالی بستری را برای «تزکیه نفس» داشته باشد که از سوی خدا اعمال خواهد شد. آن چه هر کسی انجام میدهد همان «[[بسترسازی]] و زمینهسازی» با اعمال به نام «اعمال تقوایی» است که اگر انجام نشود، به سبب «[[فجور]] ضد تقوایی» از دست میرود.<ref>شمس، آیات ۷ تا ۱۰</ref> | |||
با نگاهی به [[آموزههای وحیانی قرآن]]، معلوم میشود که این «[[تزکیه نفس]]» [[الهی]] در [[اختیار]] «مظاهر [[اسماء و صفات]] الهی» است که در [[مقام خلافت]] مطلق قرار گرفته و به عنوان «متالهان» [[توانایی]] تصرفات «[[ربوبی]]» را در هستی دارند.<ref>بقره، آیات ۳۰ تا ۳۴ و ۱۳۸؛ آل عمران، آیه ۷۹</ref> از همین روست که به صراحت درباره [[پیامبر]]{{صل}} میفرماید: {{متن قرآن|كَمَآ أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًۭا مِّنكُمْ يَتْلُوا۟ عَلَيْكُمْ ءَايَـٰتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ ٱلْكِتَـٰبَ وَٱلْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُم مَّا لَمْ تَكُونُوا۟ تَعْلَمُونَ}}<ref>«چنان که از خودتان پیامبری در میان شما فرستادیم که آیههای ما را بر شما میخواند و (جان) شما را پاکیزه میگرداند و به شما کتاب آسمانی و فرزانگی میآموزد و آنچه را نمیدانستید به شما یاد میدهد» سوره بقره، آیه ۱۵۱.</ref>.<ref>همچنین آل عمران، آیه ۱۶۴؛ جمعه، آیه ۲؛ بقره، آیه ۱۲۹</ref> | |||
بنابراین، هر [[انسانی]] با [[بسترسازی]] میتواند امکان «تزکیه نفس» بیرونی از سوی [[خدا]] که با تصرفات [[خلیفه الله]] و مظاهر الهی از پیامبر{{صل}} انجام میشود، به دست آورد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[چگونه به مردگان کمک کنیم (مقاله)|چگونه به مردگان کمک کنیم؟]]</ref> | |||
==[[صدقه]] به پیامبر{{صل}} بستر [[تطهیر]] و [[تزکیه]] و [[صلات]] از سوی پیامبر{{صل}}== | |||
از نظر [[قرآن]]، یکی از مهمترین عمل«تقوایی» که میتواند شرایط «تزکیه نفس» را فراهم آورد، «صدقه» است که پیامبر{{صل}} مامور به گرفتن آن است تا پس از گرفتن آن «صدقه» اقدامات به تصرفاتی داشته باشد؛ چنان که خدا به صراحت میفرماید: {{متن قرآن|خُذْ مِنْ أَمْوَٰلِهِمْ صَدَقَةًۭ تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَوٰتَكَ سَكَنٌۭ لَّهُمْ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«از داراییهای آنان زکاتی بردار که با آن آنها را پاک میداری و پاکیزه میگردانی و برای آنها (به نیکی) دعا کن که دعای تو (مایه) آرامش آنان است و خداوند شنوایی داناست» سوره توبه، آیه ۱۰۳.</ref> | |||
به نظر میرسد که «تطهیرسازی» نفس جهت بسترسازی و قابلیت یابی نفس برای «تزکیه» نیز کاری که «پیامبر»{{صل}} عهده دار آن است. کاری که شخص انجام میدهد، قرار دادن «[[صدقه]]» به در دست [[پیامبر]]{{صل}} است که برای گرفتن آن دراز شده است؛ زیرا ایشام مامور میشوند تا اقدام به «اخذ» کنند. با پرداخت صدقه در دستان پیامبر{{صل}}، ایشان در گام نخست، درون صدقه دهنده را [[پاک]] میکند تا قابلیت برای «[[تزکیه]] و [[رشد]] و نمو» نفس فراهم آید. البته این فعالیت پیامبر{{صل}} متصل است و به سبب ارتباطی که میان [[خدا]] و پیامبر است، پیامبر{{صل}} [[ماذون]] است تا در [[مقام]] «مظهریت در [[خلافت]] [[ربوبی]] و پروردگاری» به [[اذن الهی]] تصرفاتی در نفس صدقه دهنده داشته باشد که موجبات [[آرامش]] و سکون او میشود. البته [[دعا]] و [[صلاه]] پیامبر{{صل}} با [[صلات]] دیگران فرق دارد؛ زیرا به سبب [[اتصال به خدا]] و ماذونیت، میتواند «سکون» ساز و آرامش بخش باشد. | |||
در این [[آیه]] همانند آیه ۲۱ [[سوره نور]] دو صفت و [[اسم الهی]] {{متن قرآن|سَمِيعٌ عَلِيمٌ}} نقش اساسی دارد؛ زیرا خدا در مقام [[الوهیت]] خویش وقتی به «[[تزکیه نفس]]» از طریق «پیامبر»{{صل}} میپردازد که «صلاه» و [[دعای پیامبر]]{{صل}} پس از گرفتن «صدقه» انجام شده باشد؛ زیرا وقتی دست پیامبر{{صل}} برای «اخذ» صدقه دراز شده است؛ این دست اگر با صدقه پر شود، دعا را به دنبال دارد که خدای «[[سمیع]]» آن را میشنود و بر اساس [[علم به جزئیات]] در مقام «[[علیم]]» تزکیه نفس را در حد «[[مقدرات]]» برای آن صدقه دهنده فراهم آورده و مجوز «تزکیه» را برای پیامبر{{صل}} صادر میکند که مهمترین آثار این تزکیه نفس نیز «سکون» نفس است که از [[اضطراب]] و [[حزن]] و [[خوف]] [[رهایی]] یافته است. | |||
شکی نیست که این امور نیازمند ظهور خدا در مقام {{متن قرآن|التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}} است؛ زیرا وقتی خدا این «[[صدقات]]» داده شده از روی «[[صدق]]» را میپذیرد و در مقام «رحمانیت رحیمی» ظهور میکند که عمل صدقه دهنده، همراه با «[[توبه واقعی]]» باشد؛ و خدای علیم این مسأله را به [[علم]] دیداری و [[بصیرت]] خویش مییابد.<ref>توبه، آیه ۱۰۴</ref> | |||
البته باید توجه داشت که [[استغفار پیامبر]]{{صل}} برای هر کسی نقش تعیین کننده دارد؛ زیرا همانند [[استغفار]] [[مردم]] عادی نیست؛ زیرا [[خدا]] درباره اهمیت استغفار پیامبر{{صل}} میفرماید: {{متن قرآن|وَمَآ أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ ٱللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ جَآءُوكَ فَٱسْتَغْفَرُوا۟ ٱللَّهَ وَٱسْتَغْفَرَ لَهُمُ ٱلرَّسُولُ لَوَجَدُوا۟ ٱللَّهَ تَوَّابًۭا رَّحِيمًۭا}}<ref>«و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند و اگر آنان هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو میآمدند و از خداوند آمرزش میخواستند و پیامبر برای آنان آمرزش میخواست خداوند را توبهپذیر بخشاینده مییافتند» سوره نساء، آیه ۶۴.</ref> | |||
پس وقتی [[پیامبر]]{{صل}} برای کسی استغفارمی کند، خدا در [[مقام]] و مظهریت {{متن قرآن|التَّوَّابُ الرَّحِیمُ}} ظهور میکند و آثار آن به سرعت خودش را نشان میدهد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[چگونه به مردگان کمک کنیم (مقاله)|چگونه به مردگان کمک کنیم؟]]</ref> | |||
==حضور پیامبر{{صل}} در [[عوالم هستی]] و تصرفات آن حضرت== | |||
ممکن است گفته شود که همه آن چه بیان شده است، در باره «صدقاتی» است که شخص خودش به پیامبر{{صل}} میدهد؛ اولا حالا که پیامبر{{صل}} نیست، ما در دوران «فقد [[نبی]]» چه کنیم که دسترسی به ایشان را نداریم؟! ثانیا: [[مردگان]] ما چگونه میتوانند از این روش برای [[تزکیه]] بهره مند شوند؟ | |||
در پاسخ به [[پرسش]] اول باید گفت: از نظر [[آموزههای وحیانی قرآن]]، پیامبر{{صل}} هر چند که از [[دنیا]] رفته؛ ولی زنده به [[حیات اخروی]] توانا به تصرفات در هستی است؛ همان طوری که در [[زندگی دنیوی]] در [[عوالم]] [[سیر]] میکرد و همه حضرات عوالم در حضورش بود و چیزی برای ایشان [[غیب]] نبود؛ زیرا به [[علم الهی]] همان غیب برای ایشان «[[شهود]]» و مشهود بود.<ref>جن، آیات ۲۶ و ۲۷</ref> همچنین در زمانی که مرده از چنین قابلیت برای تصرفات در [[عالم شهادت]] و دنیا برخوردار است. بر همین اساس است که ایشان و بلکه «[[مؤمنان]] از [[اهل بیت]]{{ع}}» به عنوان «[[خلفای حقیقی]]» از چنین قابلیتی برخوردار هستند و چیزی به نام «غطاء» پرده برای آنان نیست تا «[[کشف]]» شود و کنار رود. از همین روست که آنان در همین [[دنیا]] نیز از همه [[عوالم]] خبر داشتهاند به طوری که اگر «[[کشف]]» برای دیگران باشد برای آنان «کشفی» نیست؛ چراکه اگر «[[مرگ]]» را عامل انتقال به [[آخرت]] و ایجاد شرایط کشف برای دیگران بدانیم<ref>ق، آیه ۲۲</ref>، برای آنان هیچ [[غیبی]] نیست تا کشفی انجام شود و [[شهودی]] دیگر تحقق یابد؛ چنان که [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} میفرماید: [[لو کشف الغطاء]] ما ازددت یقینا،اگر پردههای [[حجاب]] بالا زده شود بر [[یقین]] من چیزی نیفزاید.<ref>ارشاد القلوب، دیلمی، ج ۱، ص۱۲۴</ref> | |||
از نظر [[آموزههای وحیانی قرآن]]، [[پیامبر]]{{صل}} و اولیای [[معصوم]]{{ع}} به عنوان «[[مؤمنان حقیقی]]» همان طوری که در دنیا غیبی برای آنان نیست و آنان به «سر و خفی و اخفی» [[مردمان]] [[آگاه]] هستند و به عنوان «[[شاهدان]] [[الهی]]» ظاهر و [[باطن]] افراد و [[اعمال]] را میبینند و به [[علم]] شهودی میدانند؛ همچنین پس از «[[رحلت]]» از چنین [[توانایی]] برخوردار هستند؛ از همین روست که [[خدا]] در ادامه [[آیات]] ۱۰۳ و ۱۰۴ [[سوره توبه]]، یعنی درآیه ۱۰۵ سوره توبه میفرماید: {{متن قرآن|وَقُلِ ٱعْمَلُوا۟ فَسَيَرَى ٱللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُۥ وَٱلْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَىٰ عَـٰلِمِ ٱلْغَيْبِ وَٱلشَّهَـٰدَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«و بگو (آنچه در سر دارید) انجام دهید، به زودی خداوند و پیامبرش و مؤمنان کار شما را خواهند دید و به سوی داننده پنهان و آشکار بازگردانده خواهید شد و او شما را از آنچه انجام میدادهاید آگاه خواهد ساخت» سوره توبه، آیه ۱۰۵.</ref> | |||
باید توجه داشت که حرف «سین» در {{متن قرآن|فَسَيَرَى}} و {{متن قرآن|سَتُرَدُّون}} به معنای «[[تسویف]]» نیست، بلکه به معنای «تحقیق» است؛ زیرا شکی نیست که خدا همزمان با عمل شخص آن را «می بیند» نه این که بعدا ببیند؛ پس اگر خدا چنین است، پیامبر{{صل}} و [[مؤمنان]] خاص یعنی [[اهل بیت]]{{ع}} نیز این گونه هستند؛ زیرا در یک [[سیاق]] آمده و پیامبر{{صل}} و مؤمنان به خدا عطف شدهاند. همچنین «ستردون» به معنای این است: به یقین بازگردانده میشوید. | |||
همچنین باید توجه داشت که در میان [[مؤمنان]] هر مؤمنی از چنین ظرفیتی در سطح [[خدا]] و پیامبرش برخوردار نیست؛ زیرا این «دیدن» به معنای آن است که «ظاهر و [[باطن]] و [[ملک]] و [[ملکوت]]» افراد و [[اعمال]] «[[رؤیت]]» میشود تا [[شهادت]] بر اساس «[[حقیقت]] و [[واقعیت]]» باشد؛ زیرا برخی ممکن است «عملی ریایی» داشته باشند یا بر اساس «[[نفاق]]» انجام دهند؛ بنابراین باید ملک و ملکوت و ظاهر و باطن عمل در برابر شخص قابل رؤیت باشد که این جز برای «[[معصومان]]» از [[اهل بیت]]{{ع}} نیست. | |||
بر این اساس، هر کسی اگر بخواهد با [[پیامبر]]{{صل}} و معصومان{{ع}} [[معامله]] کند و «[[صدقه]]» را به دست ایشان برساند، چنین امکانی برای او حتی پس از [[رحلت]] ایشان فراهم است؛ یعنی همان طوری که شخص صدقه دهنده وقتی [[مالی]] را به دست «سایل و [[محروم]]» میدهد<ref>معارج، آیات ۲۴ و ۲۵؛ ذاریات، آیه ۱۹</ref> به [[دست خدا]] داده است، وقتی [[نیت]] کند که این صدقه ای که به دست نیازمند در [[صدقات]] [[مستحب]] یا «[[ولی فقیه]]» در صدقات [[واجب]] چون «[[خمس]] و [[زکات]]» میدهد، در حقیقت به دست [[چهارده معصوم]]{{ع}} میگذارد، از تصرفات «تطهیری و [[تزکیه]] ای و [[صلات]]» آنان برخوردار خواهد شد. | |||
پس هرگز «رحلت» آنان حجابی نیست تا ما نتوانیم «صدقه» را به دست معصومان{{ع}} برسانیم و از تاثیرات تطهیری و تزکیه ای و صلاتی آنان بهره مند نشویم. | |||
اما در پاسخ به [[پرسش]] دوم نیز باید گفت: از نظر [[آموزههای وحیانی قرآن]]، اعمال هر کسی به دو دسته اصلی تقسیم میشود: مقدمات و آثار. خدا دراین باره میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّا نَحْنُ نُحْىِ ٱلْمَوْتَىٰ وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا۟ وَءَاثَـٰرَهُمْ وَكُلَّ شَىْءٍ أَحْصَيْنَـٰهُ فِىٓ إِمَامٍۢ مُّبِينٍۢ}}<ref>«ما خود، مردگان را زنده میگردانیم و هر چه را پیش فرستادهاند و آنچه را از آنان بر جای مانده است مینگاریم و هر چیزی را در نوشتهای روشن بر شمردهایم» سوره یس، آیه ۱۲.</ref> | |||
در این [[آیه]] به صراحت بیان شده است که [[اعمال]] [[انسانی]] که در [[قیامت]] [[حساب]] میشود تنها اعمالی نیست که در [[زندگی دنیوی]] انجام داده و «پیش فرستاده» است، بلکه شامل اعمالی نیز میشود که در قالب «[[باقیات صالحات]]»<ref>مریم، آیه ۷۶؛ کهف، آیه ۴۶</ref> سنتهای خوب یا «باقیات طالحات» و سنتهای بد از خود به جا گذاشته است. | |||
پس وقتی که [[فرزندان]] مثلا کاری خوبی را انجام میدهند برای متوفی نیز نگاشته میشود؛ یا اگر [[سنت]] [[بدی]] را گذاشته و آثار آن هنوز در [[دنیا]] باقی است، تا آن سنت خوب یا بد باقی است، به عنوان آثار عملش برایش نوشته میشود و وضعیت او را در [[عالم برزخ]] [[تغییر]] میدهد. اگر سنت باقی مانده خوب باشد، آثار خوبی را خواهد داشت و اگر بد او هم چنان بر [[میزان]] بدکاریاش افزوده میشود. | |||
بنابراین، اگر فرزندانش از [[مال]] خویش یا حتی مال متوفی «[[صدقات]]» [[واجب]] مانند [[خمس]] و [[زکات]] او را میدهند، برای متوفی نوشته میشود و مرده از آن بهره مند میشود. هم چنان اگر [[خیرات]] و مبرات و صدقات مستحبی را بدهند برای متوفی نیز نوشته میشود؛ زیرا فرزندان آثار او هستند و تاثیر آثار در [[عالم دنیا]] و [[برزخ]] و قیامت خواهد ماند. | |||
حالا اگر کسان متوفی و [[مرده]] [[واجبات مالی]] مرده را بدهند و آن را به دست [[معصومان]]{{ع}} و [[ولی فقیه]] برسانند، از «[[تطهیر]] و [[تزکیه]] و [[صلات]]» [[پیامبر]]{{صل}} و معصومان{{ع}} در عالم برزخ بهره مند میشوند. | |||
پس ما میتوانیم برای [[مردگان]] خویش اعمالی از جمله صدقات را داشته باشیم؛ یعنی هنگام پرداخت آن به دست ولی فقیه یا [[نیازمندان]] [[نیت]] میکنیم که در آن را در دستان پیامبر{{صل}} و معصومان{{ع}} قرار میدهیم تا این گونه از تطهیر و تزکیه و صلات پیامبر{{صل}} و دعای ایشان برخوردار شده و در عالم برزخ وضعیت بهتری پیدا کنند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[چگونه به مردگان کمک کنیم (مقاله)|چگونه به مردگان کمک کنیم؟]]</ref> | |||
==[[صدقه]] بهترین عمل برای زندگان و مردگان برای [[تزکیه نفس]]== | |||
از نظر [[آموزههای وحیانی قرآن]]، هیچ عملی تقوایی بهتر از «[[عفو]] انفاقی»<ref>بقره، آیه ۲۳۷</ref> و «[[اقامه عدالت]] قسطی»<ref>نساء، آیه ۱۳۵؛ حدید، آیه ۲۸</ref> نیست؛ زیرا از نظر [[قرآن]] این دو عمل«[[اقرب]] للتقوی» و نزدیکترین راه برای کسب [[تقوای الهی]] است. از همین روست که در [[آیات قرآنی]] بر این دو عمل تقواساز بیشترین تأکید شده است. | |||
از نظر قرآن، هنگام [[مرگ]] دیدگان محتضر به [[حقایق]] هستی باز میشود و [[عالم غیب]] برایش مشهود میگردد؛ زیرا پرده از دیدگان محتضر برداشته میشود و «[[کشف الغطاء]]» صورت میگیرد.<ref>ق، آیه ۲۲</ref> | |||
در این شرایط است که محتضر خواهشی از [[خدا]] میکند تا فرصتی کوتاه به او داده شود تا تنها و فقط یک عمل تقوایی را انجام دهد که همان «[[صدقه]]» است؛ ولی به محتضر گفته میشود که [[فرصت]] از دست رفته و وقتی [[اجل]] آمده هیچ راهی نیست. خدا میفرماید: {{متن قرآن|وَأَنفِقُوا۟ مِن مَّا رَزَقْنَـٰكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِىَ أَحَدَكُمُ ٱلْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلَآ أَخَّرْتَنِىٓ إِلَىٰٓ أَجَلٍۢ قَرِيبٍۢ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُن مِّنَ ٱلصَّـٰلِحِينَ * وَلَن يُؤَخِّرَ ٱللَّهُ نَفْسًا إِذَا جَآءَ أَجَلُهَا وَٱللَّهُ خَبِيرٌۢ بِمَا تَعْمَلُونَ}}<ref>«و از آنچه روزیتان کردهایم (در راه خداوند) هزینه کنید پیش از آنکه مرگ هر یک از شما در رسد آنگاه بگوید: پروردگارا! چرا (مرگ) مرا تا زمانی نزدیک پس نیفکندی تا صدقه بدهم و از شایستگان باشم * و خداوند (مرگ) هیچ کس را چون اجلش در رسد پس نمیافکند و خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است» سوره منافقون، آیه ۱۰-۱۱.</ref> | |||
خدا تأکید دارد که پیش از مرگ [[انفاق]] کنید که پس از آن فرصت از دست میرود؛ زیرا حتی اگر [[فرزندان]] انفاق کنند، تاثیر آن خیلی کمتر است؛ اگر یک [[انبار]] خرما را فرزندان از جهت مرده ببخشند و صدقه دهند، [[ارزش]] آن در سطح «انفاق» یک دانه خرمااست که خود شخص میدهد. | |||
اما این بدان معنا نیست که کسان متوفی این کار را نکنند؛ زیرا همان «یک دانه» خرما که بر اساس شرایط از سوی مرده انفاق میشود و به [[صداقت]] در دستان [[معصومان]]{{ع}} قرار داده میشود، میتواند عاملی در [[تغییر]] اوضاع مرده شده و مرده از [[تزکیه]] و [[تطهیر]] و دعای آنان بهره مند شود.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[چگونه به مردگان کمک کنیم (مقاله)|چگونه به مردگان کمک کنیم؟]]</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۱۲۵: | خط ۱۷۶: | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[چرا از مرگ میترسیم (مقاله)|'''چرا از مرگ میترسیم''']] | # [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[چرا از مرگ میترسیم (مقاله)|'''چرا از مرگ میترسیم''']] | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[ترس مؤمن تا دم مرگ (مقاله)|'''ترس مؤمن تا دم مرگ''']] | # [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[ترس مؤمن تا دم مرگ (مقاله)|'''ترس مؤمن تا دم مرگ''']] | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[چگونه به مردگان کمک کنیم (مقاله)|'''چگونه به مردگان کمک کنیم؟''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||