برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|
| خط ۱: |
خط ۱: |
| ==مفهوم و اصطلاحشناسی [[لجاجت]]==
| |
| لجاجت و [[لجبازی]] به معنای [[اصرار]] و پافشاری بر چیزی در برابر دیگری است که با آن خواسته [[مخالفت]] میورزد.<ref>التحقیق فی کلمات القرآنالکریم، ج۱۰، ص۱۶۷</ref> بنابراین، همیشه در لجاجت باید دو طرف وجود داشته باشد؛ زیرا لجاجت از عناوین اضافی است؛ چراکه یکی از دو طرف بر چیزی اصرار میورزد و دیگری [[انکار]] میکند. هرگاه خاستگاه اصرار و پافشاری یک طرف، تصور [[ذهنی]] [[باطل]] یا [[تصدیق]] بیدلیل و [[برهان]]، یا [[خواهشهای نفسانی]] و مانند آنها باشد، از این اصرار به عنوان لجاجت تعبیر میشود؛ بنابراین، لجاجت هرگز [[حق]] نخواهد بود؛ زیرا خاستگاه آن امری باطل است.
| |
| اما لجاجت در اصطلاح اخلاقی به معنای پافشاری و اصرار ورزیدن در کاری همراه با [[عناد]] است که از انجام آن [[نهی]] شده است.<ref>مفردات فی غریب القرآن، راغب اصفهانی، ص۷۳۶</ref>
| |
|
| |
| باید توجه داشت که [[انسان]] لجوج و لجباز، [[جاهل]] نیست، بلکه آگاهانه و عامدانه بر اساس عواملی که بیان میشود، [[اقدام]] به لجاجت و اصرار دارد. بر همین اساس، لجباز وقتی از امری [[آگاه]] و [[حقیقت]] روشن میشود، باز هم برخواسته و کار خویش اصرار میورزد، در حالی که جاهل ممکن است چنین کاری نکند.
| |
| از آنجا که لجباز روی عناد و [[تکبر]] یا از بد ذاتی، اصرار به باطلی دارد؛ لجاجت وی با فروکش کردن [[هوسها]] از بین نمیرود؛ از همین رو هیچگاه شخص لجوج، به سرعت و فوریت در مسیر درست [[توبه]] و [[ندامت]] قرار نمیگیرد؛ زیرا لجاجت با خاستگاههای ذاتی و تکبر هرگز [[تغییر]] نمیکند، مگر آنکه تغییر اساسی در ذات شخص رخ دهد و آنچه به شکل [[ملکه]] و یا مقوم ذات او در آمده از وی جدا شود. به نظر میرسد که چنین تغییر بنیادین و اساسی به [[سادگی]] شدنی نیست؛ از همین رو شخص تا زمانی که زنده است، این حالت [[زشت]] نیز در وی زنده خواهد ماند؛ مگر آنکه [[خدا]] بخواهد او را [[هدایت]] کند.<ref>نگاه کنید: ترجمه المیزان، ج۴، ص۳۷۹</ref>
| |
| از نظر [[قرآن]]، خطاها و گناهانی که شخص بر اساس [[جهالت]] و [[نادانی]] و [[ناآگاهی]] انجام میدهد، قابل [[توبه]] و [[عذرخواهی]] است<ref>نساء، آیه ۱۷</ref>؛ در حالی که رفتارهای برخاسته از [[لجاجت]] این گونه نیست.<ref>نگاه کنید: ترجمه المیزان، ج۴، ص۳۷۸</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت مسئولان اشرافی و عوامل و آثار آن (مقاله)|لجاجت مسئولان اشرافی و عوامل و آثار آن]].</ref>
| |
|
| |
| ==عوامل اساسی لجاجت== | | ==عوامل اساسی لجاجت== |
| در [[آموزههای قرآنی]] برای لجاجت افراد و [[انسانها]]، عواملی بیان شده است. البته برخی از امور در نقش زمینهساز هستند؛ یعنی زمینه لجاجت را فراهم میآورند و برخی دیگر به عنوان عامل لجاجت عمل میکنند. از مهمترین زمینهسازها و عواملی که میتوان برای لجاجت یاد کرد، اموری چون [[اطاعت]] از [[شیطان]]<ref>حج، آیه ۳</ref>، اطاعت از [[ظالمان]]<ref>هود، آیات ۵۰ تا ۵۹</ref>، [[تقلید کورکورانه]]<ref>اعراف، آیه ۷۰؛ لقمان، آیات ۲۰ و۲۱</ref>، [[عجب]] و [[خودبرتربینی]]<ref>ملک، آیات ۲۰ و ۲۱</ref>، [[هواپرستی]]<ref>قمر، آیات ۲ و ۳</ref>، [[ظلم]] برخویشتن<ref>انعام، آیات ۳۳ تا ۳۵</ref>، [[اتراف]]<ref>مؤمنون، آیات ۶۴ تا ۷۵؛ زخرف، آیات ۲۲ تا ۲۴</ref>، [[قانونشکنی]] و جرمگرایی<ref>حجر، آیات ۱۲ تا ۱۴</ref>[[شرک]] و [[کفر]]<ref>اسراء، آیات ۸۹ تا ۹۱؛ صافات، آیه ۳۶</ref>اشرافیت<ref>اعراف، آیه ۷۳؛ ص، آیات ۶ تا ۱۵</ref> و مانند آنها اشاره کرد. | | در [[آموزههای قرآنی]] برای لجاجت افراد و [[انسانها]]، عواملی بیان شده است. البته برخی از امور در نقش زمینهساز هستند؛ یعنی زمینه لجاجت را فراهم میآورند و برخی دیگر به عنوان عامل لجاجت عمل میکنند. از مهمترین زمینهسازها و عواملی که میتوان برای لجاجت یاد کرد، اموری چون [[اطاعت]] از [[شیطان]]<ref>حج، آیه ۳</ref>، اطاعت از [[ظالمان]]<ref>هود، آیات ۵۰ تا ۵۹</ref>، [[تقلید کورکورانه]]<ref>اعراف، آیه ۷۰؛ لقمان، آیات ۲۰ و۲۱</ref>، [[عجب]] و [[خودبرتربینی]]<ref>ملک، آیات ۲۰ و ۲۱</ref>، [[هواپرستی]]<ref>قمر، آیات ۲ و ۳</ref>، [[ظلم]] برخویشتن<ref>انعام، آیات ۳۳ تا ۳۵</ref>، [[اتراف]]<ref>مؤمنون، آیات ۶۴ تا ۷۵؛ زخرف، آیات ۲۲ تا ۲۴</ref>، [[قانونشکنی]] و جرمگرایی<ref>حجر، آیات ۱۲ تا ۱۴</ref>[[شرک]] و [[کفر]]<ref>اسراء، آیات ۸۹ تا ۹۱؛ صافات، آیه ۳۶</ref>اشرافیت<ref>اعراف، آیه ۷۳؛ ص، آیات ۶ تا ۱۵</ref> و مانند آنها اشاره کرد. |