تربیت: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۹: خط ۱۹:


== پیشینه ==
== پیشینه ==
بحث از تربیت پیشینه‌ای دیرینه دارد و در تمام [[سرزمین‌ها]]، [[تمدن‌ها]]، [[ادیان]] و آیین‌های مختلف به آن توجه شده است. در هند و چین باستان آموزه‌های [[تربیتی]] وجود داشته است؛ مانند آموزه‌های کنفوسیوس که [[فیلسوف]] و [[معلم]] اخلاق معروفی در چین بوده<ref>کنفوسیوس، مکالمات، ۷۲–۷۳.</ref> و آموزه‌های بودا که از [[راهبان]] هندی بود و این آموزه‌ها در مدرسه‌ها و مرکزهای گوناگونی [[آموزش]] داده می‌شد<ref>مایر، تاریخ اندیشه‌های تربیتی، ۱/۷۰–۸۰ و ۹۰–۹۱.</ref>. در یونان باستان نیز جنبه ادبیِ [[تربیت]] بیش از جنبه مذهبی آن بود و به خواندن، [[نوشتن]]، حساب، [[شعر]]، [[علوم]]، [[فلسفه]] و [[اخلاق]] اهمیت داده می‌شد و فیلسوفانی چون سقراط، افلاطون و ارسطو به مسئله تربیت و [[تعلیم]] توجه ویژه‌ای داشتند<ref>مایر، تاریخ اندیشه‌های تربیتی، ۱/۱۲۶–۱۵۶.</ref>. در [[ایران]] باستان تربیت بر آرمان‌های [[خداشناسی]] [[استوار]] بوده و [[هدف]] [[ایرانیان]] ایجاد خصلت‌های [[اخلاقی]] و [[راستی]] بوده است؛ چنان‌که در آن [[زمان]] برای مردان، [[شجاعت]] و برای [[زنان]]، [[متانت]] اهمیت داشت<ref>مایر، تاریخ اندیشه‌های تربیتی، ۱/۱۱۶.</ref>.
بحث از تربیت پیشینه‌ای دیرینه دارد و در تمام [[سرزمین‌ها]]، [[تمدن‌ها]]، [[ادیان]] و آیین‌های مختلف به آن توجه شده است. در هند و چین باستان آموزه‌های [[تربیتی]] وجود داشته است؛ مانند آموزه‌های کنفوسیوس که [[فیلسوف]] و [[معلم]] اخلاق معروفی در چین بوده<ref>کنفوسیوس، مکالمات، ۷۲–۷۳.</ref> و آموزه‌های بودا که از [[راهبان]] هندی بود و این آموزه‌ها در مدرسه‌ها و مرکزهای گوناگونی [[آموزش]] داده می‌شد<ref>مایر، تاریخ اندیشه‌های تربیتی، ۱/۷۰–۸۰ و ۹۰–۹۱.</ref>. در یونان باستان نیز جنبه ادبیِ تربیت بیش از جنبه مذهبی آن بود و به خواندن، نوشتن، حساب، [[شعر]]، [[علوم]]، [[فلسفه]] و [[اخلاق]] اهمیت داده می‌شد و فیلسوفانی چون سقراط، افلاطون و ارسطو به مسئله تربیت و [[تعلیم]] توجه ویژه‌ای داشتند<ref>مایر، تاریخ اندیشه‌های تربیتی، ۱/۱۲۶–۱۵۶.</ref>. در [[ایران]] باستان تربیت بر آرمان‌های [[خداشناسی]] [[استوار]] بوده و [[هدف]] [[ایرانیان]] ایجاد خصلت‌های [[اخلاقی]] و [[راستی]] بوده است؛ چنان‌که در آن [[زمان]] برای مردان، [[شجاعت]] و برای [[زنان]]، متانت اهمیت داشت<ref>مایر، تاریخ اندیشه‌های تربیتی، ۱/۱۱۶.</ref>.


در [[ادیان آسمانی]] به تربیت و تعلیم توجه ویژه شده است. در [[دین زرتشت]]، [[تربیت]] افراد به [[افعال]] [[نیک]]، [[عشق]] به راستی و [[غلبه]] بر [[هوای نفس]] و [[شهوت]] و [[مبارزه]] با اهریمن از اهمیت فراوانی برخوردار است<ref>یسنا، سرآغاز، ۱–۱۵.</ref>. در [[یهودیت]]، طبقه‌ای به نام ربّانی و رِبّیّون وظیفه‌شان تربیت [[مردم]] و تعلیم [[تورات]] و انجام مراسم [[عبادات]] و [[مناسک]] مذهبی بوده است<ref>ناس، تاریخ جامع ادیان، ۵۳۹–۵۴۰.</ref> و اساس آموزه‌های [[تربیتی]] [[مسیحیت]] بر اخلاق شخص و اهمیت فرد استوار است و [[اصلاح جامعه]] بر پایه [[اصلاح]] افراد آن است<ref>ناس، تاریخ جامع ادیان، ۵۳۹–۵۴۰.</ref>.
در [[ادیان آسمانی]] به تربیت و تعلیم توجه ویژه شده است. در [[دین زرتشت]]، تربیت افراد به [[افعال]] [[نیک]]، [[عشق]] به راستی و [[غلبه]] بر [[هوای نفس]] و [[شهوت]] و [[مبارزه]] با اهریمن از اهمیت فراوانی برخوردار است<ref>یسنا، سرآغاز، ۱–۱۵.</ref>. در [[یهودیت]]، طبقه‌ای به نام ربّانی و رِبّیّون وظیفه‌شان تربیت [[مردم]] و تعلیم [[تورات]] و انجام مراسم [[عبادات]] و [[مناسک]] مذهبی بوده است<ref>ناس، تاریخ جامع ادیان، ۵۳۹–۵۴۰.</ref> و اساس آموزه‌های [[تربیتی]] [[مسیحیت]] بر اخلاق شخص و اهمیت فرد استوار است و [[اصلاح جامعه]] بر پایه [[اصلاح]] افراد آن است<ref>ناس، تاریخ جامع ادیان، ۵۳۹–۵۴۰.</ref>.


[[قرآن کریم]] بر [[ربوبیت]] و تربیت [[حق‌تعالی]] در همه اشیا تأکید کرده<ref>سوره انعام، آیه ۱۶۴.</ref> و در نخستین [[سوره]] [[قرآن]]، صفت «[[ربوبیّت]]» [[خداوند]] برای عالمیان بیان شده است<ref>سوره فاتحه، آیه ۲.</ref>. در [[روایات]] نیز به تربیت نیکوی فرزند<ref>صدوق، من لایحضره الفقیه، ۳/۵۶۵.</ref> و زمان آن<ref>کلینی، الکافی، ۶/۴۶–۴۷.</ref> اشاره شده است. [[ظهور اسلام]] به همراه تربیت، [[تزکیه]] و [[تربیت]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در مواجهه با [[مسلمانان]] بود<ref>طباطبایی، المیزان، ۱/۳۲۳.</ref>. [[امامان معصوم]]{{ع}} نیز در زمان [[حیات]] خود به تربیت [[شیعه]] و شاگردانی که [[معارف اسلامی]] را گسترش می‌دادند، پرداختند<ref>سبحانی، بحوث فی الملل و النحل، ۶/۶۹۳.</ref>. اندیشمندان بسیاری در [[اسلام]] به بحث از علوم تربیتی پرداخته‌اند و بیشتر، مباحث تربیتی را در کنار مباحث اخلاقی بحث شده است<ref>[[علی محمد پورابراهیم|پورابراهیم]] و [[محمد مهدی فیروزمهر|فیروزمهر]]، [[تربیت - پورابراهیم و فیروزمهر (مقاله)|مقاله «تربیت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص ۳۰۱ ـ ۳۱۴.</ref>.
[[قرآن کریم]] بر [[ربوبیت]] و تربیت [[حق‌تعالی]] در همه اشیا تأکید کرده<ref>سوره انعام، آیه ۱۶۴.</ref> و در نخستین [[سوره]] [[قرآن]]، صفت «[[ربوبیّت]]» [[خداوند]] برای عالمیان بیان شده است<ref>سوره فاتحه، آیه ۲.</ref>. در [[روایات]] نیز به تربیت نیکوی فرزند<ref>صدوق، من لایحضره الفقیه، ۳/۵۶۵.</ref> و زمان آن<ref>کلینی، الکافی، ۶/۴۶–۴۷.</ref> اشاره شده است. ظهور [[اسلام]] به همراه تربیت، [[تزکیه]] و تربیت [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در مواجهه با [[مسلمانان]] بود<ref>طباطبایی، المیزان، ۱/۳۲۳.</ref>. [[امامان معصوم]]{{ع}} نیز در زمان [[حیات]] خود به تربیت [[شیعه]] و شاگردانی که [[معارف اسلامی]] را گسترش می‌دادند، پرداختند<ref>سبحانی، بحوث فی الملل و النحل، ۶/۶۹۳.</ref>. اندیشمندان بسیاری در [[اسلام]] به بحث از علوم تربیتی پرداخته‌اند و بیشتر، مباحث تربیتی را در کنار مباحث اخلاقی بحث شده است<ref>[[علی محمد پورابراهیم|پورابراهیم]] و [[محمد مهدی فیروزمهر|فیروزمهر]]، [[تربیت - پورابراهیم و فیروزمهر (مقاله)|مقاله «تربیت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص ۳۰۱ ـ ۳۱۴.</ref>.


== تربیت در آیات و روایات ==
== تربیت در آیات و روایات ==

نسخهٔ ‏۲۴ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۲۳

تربیت به معنای پروردن و پرورانیدن و تهذیب است. تربیت یعنی برانگیختن و پرورش استعدادها و قوای گوناگون انسان برای رسیدن به کمال. تعلیم و تربیت پایه همه کمالات انسانی است و هیچ انسانی بدون آگاهی و معرفت و تربیت صحیح به هیچ کمالی نمی‌رسد.

معناشناسی

معنای لغوی

واژه «تربیت» در لغت، به معنای رشد، نمو، زیاد شدن و افزایش یافتن و اصلاح چیزی آمده است. ابن منظور در لسان العرب می‌گوید: تربیت از ربو، به معنای زیادتی، رشد، نمو و نگه‎داری می‌باشد[۱]. راغب اصفهانی تربیت را، تغییر تدریجی امری، به گونه‌ای که آن چیز به حد تمام برسد، می‌‎داند[۲].[۳] در اصطلاح اخلاقی تربیت به معنای رساندن افراد انسانی به کمال شایسته و به قدر استعدادشان[۴] و حصول فضایل اخلاقی و صفات عملی[۵] است[۶].

در تفاوت بین تعلیم و تربیت می‌توان گفت "تربیت" معنایی دامنه‌دار و گسترده دارد، در حالی که واژه "تعلیم" از نظر مدلول، جزئی از تربیت یا وسیله‌ای از وسایل آن است. تربیت یعنی برانگیختن و پرورش استعدادها و قوای گوناگون انسان که باید با کوشش خود متربّی نیز توأم گردد تا به منتهای کمال خود برسد. تعلیم با مفهوم محدود آن عبارت است از تلقین و ایصال و انتقال معلومات به اذهان شاگردان[۷]، بر این اساس اگر تربیت به صورت مطلق و به تنهایی به کار رود مفهوم تعلیم را نیز در برمی‌گیرد؛ اما وقتی با تعلیم همراه گردد معنای آن محدود و متمایز می‌شود، به هر روی، عطف تعلیم و تربیت بر این نکته دلالت می‌کند که تحقّق هریک از این دو و سودمند بودن آن برای بشر، منوط به تحقّق دیگری است، از همین‌رو در حوزه معنایی علم در قرآن، از سویی حلم را دربرمی‌گیرد و از سوی دیگر با واژه‌هایی نظیر معرفت، فقه، حکمت و شعور مرتبط می‌شود[۸].

معنای اصطلاحی

تربیت در اصطلاح، تعریف واحدی ندارد، بلکه دانشمندان، هر کدام بر اساس دیدگاه خود در باب هستی‌شناسی، انسان‌شناسی، معرفت‌شناسی و به طور کلی فلسفه تربیتی خویش، تعریفی از تربیت ارائه داده‎اند. شهید مطهری تربیت را پرورش استعدادهای درونی بالقوه و به فعلیت رساندن آن دانسته است[۹]. برخی دیگر، تربیت را پرورش استعدادهای مادی و معنوی و هدایت آن به سوی کمالاتی که خداوند در وجود آدمی قرار داده، تعریف کرده‌اند[۱۰]. تعریف نسبتاً جامع و کامل تربیت، چنین است: «فرایند کمک و یاری‎رسانی به متربی برای ایجاد تغییر تدریجی در گستره، زمان، در یکی از ساحت‎های بدنی، ذهنی، روحی و رفتاری که به واسطه عامل انسانی دیگر به منظور دست‎یابی وی به کمال انسانی و شکوفاسازی استعدادهای او یا بازدارندگی و اصلاح صفات و رفتارهای اوست»[۱۱].

هر چند تعریف اخیر از تربیت، نسبت به دو تعریف پیشین، جامع‌تر بوده و به جنبه‌های گوناگون تربیت توجه کرده است، ولی چون به اراده و تصمیم متربی تصریح نشده و همچنین فرایند تربیت را در مقام اجرا به یکی از ساحت‌های آن منوط کرده است، از این رو با نظر به آیات و یافته‌های اندیشمندان مسلمان می‌توان گفت تربیت عبارت است از: «فرایند منظم و هدفمندی که به منظور فراهم ساختن زمینه رشد همه جانبه متربی در ساحت‎های مختلف انجام می‌گیرد؛ به گونه‌ای که خود وی با اراده و اختیار خویش در مسیر تکامل مادی و معنوی گام بردارد و به هدف نهایی که همان تقرب به خداست، نائل گردد».

ویژگی‌های این تعریف عبارت است از اینکه: اولاً، تربیت به این معنا می‌تواند به صورت مستقیم و غیر مستقیم، رسمی و غیر رسمی و به شیوه‌های مختلف اجرا شود که روش آن، عمدتاً بر اساس مبانی، اهداف، اصول، امکانات و ابزار موجود، تعیین می‌گردد؛ ثانیاً، فرایند تربیت به همه ابعاد وجودی متربّی توجه دارد، نه به بُعد خاصی از وی؛ ثالثاً، تربیت باید دارای برنامه‌ریزی و نظم و قانون باشد تا فعالیت‎های تربیت، به نتیجه مطلوب برسد؛ رابعاً، حصول چنین چیزی نمی‎تواند دفعی باشد؛ بلکه فرایند تربیت نیازمند زمان نسبتاً طولانی است و تدریجاً به سامان می‌رسد. خامساً: متربی باید استعدادهای لازم برای تربیت‌پذیری را داشته باشد، و گرنه تلاش و فعالیت مربی، مؤثر نخواهد بود. افزون بر این، پرورش واقعی در صورتی محقق می‌شود که جریان تربیت بر اساس فطرت و سرشت متربی انجام گیرد[۱۲].

پیشینه

بحث از تربیت پیشینه‌ای دیرینه دارد و در تمام سرزمین‌ها، تمدن‌ها، ادیان و آیین‌های مختلف به آن توجه شده است. در هند و چین باستان آموزه‌های تربیتی وجود داشته است؛ مانند آموزه‌های کنفوسیوس که فیلسوف و معلم اخلاق معروفی در چین بوده[۱۳] و آموزه‌های بودا که از راهبان هندی بود و این آموزه‌ها در مدرسه‌ها و مرکزهای گوناگونی آموزش داده می‌شد[۱۴]. در یونان باستان نیز جنبه ادبیِ تربیت بیش از جنبه مذهبی آن بود و به خواندن، نوشتن، حساب، شعر، علوم، فلسفه و اخلاق اهمیت داده می‌شد و فیلسوفانی چون سقراط، افلاطون و ارسطو به مسئله تربیت و تعلیم توجه ویژه‌ای داشتند[۱۵]. در ایران باستان تربیت بر آرمان‌های خداشناسی استوار بوده و هدف ایرانیان ایجاد خصلت‌های اخلاقی و راستی بوده است؛ چنان‌که در آن زمان برای مردان، شجاعت و برای زنان، متانت اهمیت داشت[۱۶].

در ادیان آسمانی به تربیت و تعلیم توجه ویژه شده است. در دین زرتشت، تربیت افراد به افعال نیک، عشق به راستی و غلبه بر هوای نفس و شهوت و مبارزه با اهریمن از اهمیت فراوانی برخوردار است[۱۷]. در یهودیت، طبقه‌ای به نام ربّانی و رِبّیّون وظیفه‌شان تربیت مردم و تعلیم تورات و انجام مراسم عبادات و مناسک مذهبی بوده است[۱۸] و اساس آموزه‌های تربیتی مسیحیت بر اخلاق شخص و اهمیت فرد استوار است و اصلاح جامعه بر پایه اصلاح افراد آن است[۱۹].

قرآن کریم بر ربوبیت و تربیت حق‌تعالی در همه اشیا تأکید کرده[۲۰] و در نخستین سوره قرآن، صفت «ربوبیّت» خداوند برای عالمیان بیان شده است[۲۱]. در روایات نیز به تربیت نیکوی فرزند[۲۲] و زمان آن[۲۳] اشاره شده است. ظهور اسلام به همراه تربیت، تزکیه و تربیت پیامبر اکرم(ص) در مواجهه با مسلمانان بود[۲۴]. امامان معصوم(ع) نیز در زمان حیات خود به تربیت شیعه و شاگردانی که معارف اسلامی را گسترش می‌دادند، پرداختند[۲۵]. اندیشمندان بسیاری در اسلام به بحث از علوم تربیتی پرداخته‌اند و بیشتر، مباحث تربیتی را در کنار مباحث اخلاقی بحث شده است[۲۶].

تربیت در آیات و روایات

ماده «ربب» یا «ربو» در قرآن به شکل‎های فراوان دیگر در آیات مختلف به کار رفته که در اغلب آنها به معنای ربوبیت تکوینی و تشریعی[۲۷] و زیادت و فزونی در امور مادی[۲۸] می‌باشد. در تمام قرآن دو مورد به معنای تربیت انسان آمده است: یکی به شکل فعل ماضی: ﴿رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا[۲۹]. دوم، در قالب فعل جحد: ﴿قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ[۳۰].

تربیت، به همین هیئت، به معنای تربیت روحی و معنوی انسان در روایات بسیاری به کار رفته است. از جمله امام زین العابدین(ع) در صحیفه سجادیه با زبان دعا عرض می‌کند: «وَ أَعِنِّي عَلَى تَرْبِيَتِهِمْ وَ تَأْدِيبِهِمْ‌، وَ بِرِّهِمْ»؛ «[پروردگارا] مرا یاری فرما که فرزندانم را بپرورم و ادب نمایم و به آنان مهربانی کنم»[۳۱].

امام علی(ع) در ستایش انصار می‌فرماید: «هُمْ وَ اللَّهِ رَبَّوُا الْإِسْلَامَ كَمَا يُرَبَّى الْفِلْوُ»؛ «به خدا آنان (انصار)، اسلام را پروراندند، چنان که کره اسب از شیر گرفته را پرورش می‌دهند»[۳۲]. در روایت اول تربیت به معنای تربیت معنوی انسان و در روایت دوم تربیت به معنای مطلق پرورش، اعم از مادی و معنوی و انسان و غیر انسان به کار رفته است؛ چراکه در مورد اسلام رشد و نمو معنوی و در مورد دوم (کره اسب) پرورش مادی و جسمی مراد است؛ یعنی انصار پیامبر(ص) کسانی بودند که با تلاش و جهاد و مبارزه‎شان، زمینه رشد و پیشرفت اسلام را فراهم ساختند[۳۳].

تعلیم و تربیت یکی از فلسفه‌های بعثت

تعلیم و تربیت پایه همه کمالات انسانی است؛ و هیچ انسانی بدون آگاهی و معرفت و تربیت صحیح به هیچ کمالی نمی‌رسد. البتّه برای رسیدن به هر نوع کمالی لازم است انسان علاوه بر شناخت توانایی‌های خود آنها را در جهت هدف خاص خویش قرار دهد و از هدر رفتن آنها جلوگیری کند. منظور از تربیت، هدفمند کردن توانایی‌های جسم و روح و متمرکز کردن در جهت و هدفی است که موجب کمال و سعادت انسان است. هدف از خلقت انسان عبادت و بندگی خداوند متعال است. پس باید تعلیم و تربیت او نیز دور این محور بچرخد. انسان باید بداند که دوری از آن موجب تباهی و تیره روزی اوست و چون این امر اهمیّت فراوانی دارد و ممکن است انسان به خاطر عدم تعلیم و تربیت درست از راهِ بندگی و عبادت خداوند متعال منحرف گردد؛ خداوند متعال پیامبرانش را پی در پی به سوی بندگانش گسیل داشته تا آنان را از دشواری‌ها و مشکلات این راه آگاه سازند، اسباب لازم برای رسیدن به اوج کمال انسانی را به او یاد آوری کنند و شیوه‌های تربیت و تزکیه نفس را به او بیاموزند. تا او با رام کردن نفس خویش و قرار دادن آن در مسیر هدف انسانی‌اش، به سوی آینده‌ای روشن در حرکت باشد. خدای تعالی می‌فرماید: ﴿هُوَ الَّذِى بَعَثَ فىِ الْأُمِّيِّنَ رَسُولًا مِّنهُمْ يَتْلُواْ عَلَيهِمْ ءَايَاتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الحِكْمَةَ وَ إِن كاَنُواْ مِن قَبْلُ لَفِى ضَلَالٍ مُّبِين[۳۴]، ﴿رَبَّنَا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنهُمْ يَتْلُواْ عَلَيهِمْ ءَايَاتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الحَكِيمُ[۳۵]. هرچند این آیات درباره پیامبر گرامی اسلام (ص) نازل شده، اما روشن است این امر اختصاص به ایشان ندارد و در مورد همه پیامبران و رسولان الهی صادق است و شکّی نیست که یکی از وظایف مهمّ همه آنها تعلیم و تربیت بوده است[۳۶].

اصول تربیتی

اصل به معنای بنیاد و پایه در مفاهیم تربیتی عبارت از مفاهیم، نظریه‌ها و قواعد نسبتاً کلی است که در بیشتر موارد صادق است و باید راهنمای مربیان و اولیای فرهنگ در همه اعمال تربیتی باشد. در زمینه مسائل تربیتی خانواده به برخی از اصول اشاره شده است که عبارت‌اند از: اصل کنترل و هدایت؛ اصل تقوا؛ اصل تذکر؛ اصل زهد؛ اصل بازگشت یا تغییر رفتار؛ اصل عزت؛ اصل توکل؛ اصل اعتدال؛ اصل تدرج و تمکّن و اصل تسهیل و تیسیر[۳۷].

روش‌های تربیتی

روش‌های تربیتی، دستورهای جزئی است که مبتنی بر اصول‌اند و در واقع، شیوه‌های عملی انجام عمل تربیتی به شمار می‌آیند. برخی از روش‌های تربیتی عبارت‌اند از: روش الگوگیری؛ روش محبت؛ روش تشویق و تنبیه؛ روش توبه؛ روش تفضل (نه استحقاق بنده)؛ روش تبشیر؛ روش نیکی در برابر بدی؛ روش تأخیر در کیفر؛ روش موعظه؛ روش یادآوری نعمت؛ روش شناساندن حمد و ستایش؛ روش ابراز توانایی‌ها؛ روش حسن ظن؛ روش عذرپذیری؛ روش عیب‌‌پوشی؛ روش رفق و مدارا و روش کم شمردن خوبی‌ها و زیاد شمردن بدی‌ها[۳۸].

موانع تربیت

موانع تربیت به دو قسم فردی و اجتماعی تقسیم می‌شود:

  1. موانع فردی: برخی از موانع تربیت، فردی‌ست مانند:
    1. ضعف اراده: ضعف اراده انسانی یکی از موانع حضور در عرصه‌های اجتماعی و رشد فعالیت‌های فردی است که مسلمانان باید با تکیه بر قدرت معنوی و اراده ناشی از ایمان و انسانیت این ضعف اراده را از بین ببرند[۳۹].
    2. غفلت: در تربیت اسلامی، یکی از موانع تربیت را غفلت معرفی می‌کنند. «غفلت» دارای مفهوم وسیع و گسترده‌ای است که هر گونه بی‌خبری از شرایط زمان و مکانی که انسان در آن زندگی می‌کند، واقعیت فعلی و آینده و گذشته خویش، صفات و اعمال خود، همچنین هشدارهایی که حوادث تلخ و شیرین زندگی به انسان می‌دهد را شامل می‌شود.
    3. تسویف و کار را به بعد انداختن: گاهی حالتی در انسان به وجود می‌آید که او خود می‌داند در کاری اشتباه می‌کند و قصد برگشتن از آن کار را هم دارد؛ اما گویی توان تصمیم‌گیری و اقدام کردن را از دست داده است و هرگاه تصمیم به بازگشت می‌گیرد، وسوسه می‌شود که هنوز فرصت بسیار است و خویشتن را به فردا وعده می‌دهد و انجام آن کار را به وقت دیگری موکول می‌کند.
    4. فقر عاطفی: استعدادهای عاطفی در انسان سبب رشد بسیاری از کمالات در او می‌شود. این کمالات شامل امتیازاتی است که بر اساس دیگرخواهی در انسان به وجود می‌آید از قبیل محبت و دوستی و فداکاری و از خود گذشتگی و به طور کلی مقدّم داشتن دیگران برخود. بی‌وفایی، فراموشکاری، قدرناشناسی، احترام به هنگام نیاز، و بی‌اعتنایی به هنگام بی‌نیازی، خشونت و قساوت، تنها به فکر خود بودن و از دیگران بی‌خبر ماندن، و... همه و همه نقایص روحی و اخلاقی مهمی هستند که ریشه در فقر عاطفی دارند.
  2. موانع اجتماعی: دسته دیگری از موانع تربیت، موانع اجتماعی است مانند:
    1. بی‌توجهی والدین به فرزند: بی‌توجهی والدین به فرزندان از جمله موانع تربیتی محسوب می‌گردد که موجب پدید آمدن بچه‌های خجالتی با کاهش عزت نفس می‌شود.
    2. اختلاف والدین: اختلاف پدر و مادر بلای خانمان‌سوزی است که بر روح و روان فرزندان آثار بسیار منفی دارد. مقصود از اختلاف پدر و مادر، فقط درگیری فیزیکی نیست، بلکه مجادله‌های لفظی و صدای بلند نیز، اختلاف به شمار می‌رود. والدین باید بدانند مشاجرات و مجادلاتشان در هر قالبی که باشد، آسیب‌های روانی زیادی را در کودک ایجاد می‌کند که به مرور زمان تبعات منفی خود را در رفتار، گفتار و کردار کودک نشان خواهد داد.
    3. احساس ناامنی در خانواده: احساس امنیت عبارت است از احساس آزادی نسبی از خطر. این احساس، وضع خوشایندی را ایجاد می‌کند و فرد در آن دارای آرامش جسمی و روحی است. ایمنی از عواطف و احساسات زیربنایی و حیاتی برای تأمین بهداشت روانی است. افراد ناامن، نامتعادل‌اند.
    4. عدم توجه به تفاوت‌های فردی: یکی از پدیده‌های طبیعی مشهود در تمام ساختارهای جوامع انسانی وجود تفاوت است. یک نظام آموزشی سالم، انسانی و کارآمد این تفاوت‌ها را به شکل طبیعی از توانایی‌ها و قابلیت‌ها دریافت و ادراک می‌کند[۴۰].

منابع

پانویس

  1. لسان العرب (ماده ربو).
  2. المفردات فی غرایب القرآن، (ماده رب).
  3. احسانی، محمد، سیره اخلاقی و تربیتی معصومین، ص ۲۲؛ کریمی، محمود، تعلیم و تربیت، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷، ص ۶۴۹.
  4. مدنی، ریاض السالکین، ۴/۳۵۰.
  5. غزالی، مجموعه رسائل، ۲۶۲؛ صلیبا، فرهنگ فلسفی، ۲۲۱–۲۲۲.
  6. پورابراهیم و فیروزمهر، مقاله «تربیت»، دانشنامه امام خمینی ج۳، ص ۳۰۱ ـ ۳۱۴.
  7. اسلام و تعلیم و تربیت، ص‌۱۵.
  8. کریمی، محمود، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷، ص ۶۴۹.
  9. تعلیم و تربیت در اسلام، ص۶.
  10. پژوهشی در تعلیم و تربیت اسلامی، ص۱۱.
  11. فقه تربیتی، ج۱، ص۲۸.
  12. احسانی، محمد، سیره اخلاقی و تربیتی معصومین، ص ۲۲؛ زکریایی، محمد علی، فرهنگ مطهر، ص ۲۳۶.
  13. کنفوسیوس، مکالمات، ۷۲–۷۳.
  14. مایر، تاریخ اندیشه‌های تربیتی، ۱/۷۰–۸۰ و ۹۰–۹۱.
  15. مایر، تاریخ اندیشه‌های تربیتی، ۱/۱۲۶–۱۵۶.
  16. مایر، تاریخ اندیشه‌های تربیتی، ۱/۱۱۶.
  17. یسنا، سرآغاز، ۱–۱۵.
  18. ناس، تاریخ جامع ادیان، ۵۳۹–۵۴۰.
  19. ناس، تاریخ جامع ادیان، ۵۳۹–۵۴۰.
  20. سوره انعام، آیه ۱۶۴.
  21. سوره فاتحه، آیه ۲.
  22. صدوق، من لایحضره الفقیه، ۳/۵۶۵.
  23. کلینی، الکافی، ۶/۴۶–۴۷.
  24. طباطبایی، المیزان، ۱/۳۲۳.
  25. سبحانی، بحوث فی الملل و النحل، ۶/۶۹۳.
  26. پورابراهیم و فیروزمهر، مقاله «تربیت»، دانشنامه امام خمینی ج۳، ص ۳۰۱ ـ ۳۱۴.
  27. مواردی که این ماده درباره خدای تعالی به کار رفته نظیر: ﴿رَبِّ الْعَالَمِينَ، ﴿رَبِّي وَرَبُّكُمْ، ﴿رَبَّنَا....
  28. مواردی که ماده مذکور در مورد ربا به کار رفته است، مانند: ﴿مِنْ رِبًا لِيَرْبُوَ، ﴿رَبْوَةٍ، ﴿رِبَا....
  29. «پروردگارا! بر آنان بخشایش آور چنان که آنها مرا در کودکی پروردند» سوره اسراء، آیه ۲۴.
  30. «(فرعون) گفت: آیا در کودکی تو را نزد خود نپروردیم و سال‌هایی از عمرت را نزد ما نگذراندی؟» سوره شعراء، آیه ۱۸.
  31. صحیفه سجادیه، ص۱۳۸.
  32. نهج البلاغه، حکمت ۴۶۵.
  33. احسانی، محمد، سیره اخلاقی و تربیتی معصومین، ص ۲۲.
  34. اوست که در میان نانویسندگان (عرب)، پیامبری از خود آنان برانگیخت که بر ایشان آیاتش را می‌خواند و آنها را پاکیزه می‌گرداند و به آنان کتاب (قرآن) و فرزانگی می‌آموزد و به راستی پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند؛ سوره جمعه، آیه:۲.
  35. پروردگارا! و در میان آنان از خودشان پیامبری را که آیه‌هایت را برای آنها می‌خواند و به آنان کتاب (آسمانی) و فرزانگی می‌آموزد و به آنها پاکیزگی می‌بخشد، برانگیز! بی‌گمان تویی که پیروزمند فرزانه‌ای؛ سوره بقره، آیه:۱۲۹.
  36. محمد بیابانی اسکوئی، نبوت، ص۱۰۷.
  37. احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۹۴ ـ ۱۰۲؛ دل‍ش‍اد ت‍ه‍ران‍ی‌، م‍ص‍طف‍ی‌، سیره نبوی ج۴، ص۱۵۱ ـ ۱۵۷.
  38. احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۱۰۲ ـ ۱۱۷؛ دل‍ش‍اد ت‍ه‍ران‍ی‌، م‍ص‍طف‍ی‌، سیره نبوی ج۴، ص ۱۶۰.
  39. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در مراسم افتتاحیه مانور فرهنگی، ورزشی جانبازان و معلولان کشور سال ۱۳۷۶، ص۹۳.
  40. لطفی و شعبانی، مقاله «نظام تربیتی اسلام»، منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱، ص۴۷۹ ـ ۴۸۴.