←مکلفان به جهاد
(←غلظت) |
|||
| خط ۴۸۰: | خط ۴۸۰: | ||
== مکلفان به جهاد == | == مکلفان به جهاد == | ||
در [[جهاد]] [[اسلامی]] هر [[مسلمانی]] نمیتواند شرکت داشته باشد. [[رزمنده]] [[اسلام]] یا [[مجاهد]]، عنوانی است که اشخاصی با داشتن شرایط و خصوصیات لزام واجد آن میشوند. برخی از [[فقها]] گفتهاند: بر افراد [[ضعیف]]، [[بیماران]] و کسانی که فاقد تواناییهای [[مالی]] لازم جهت شرکت در | در [[جهاد]] [[اسلامی]] هر [[مسلمانی]] نمیتواند شرکت داشته باشد. [[رزمنده]] [[اسلام]] یا [[مجاهد]]، عنوانی است که اشخاصی با داشتن شرایط و خصوصیات لزام واجد آن میشوند. برخی از [[فقها]] گفتهاند: بر افراد [[ضعیف]]، [[بیماران]] و کسانی که فاقد تواناییهای [[مالی]] لازم جهت شرکت در جبههها باشند، [[جهاد]] [[واجب]] نیست. | ||
بهعلاوه [[تکلیف]] جهاد از | بهعلاوه [[تکلیف]] جهاد از کودکان، [[زنان]]، [[فقرا]] و مجانین هم ساقط شده است، و برخی از فقها، [[مستمندان]] را نیز از جهاد معاف دانستهاند. اما در این مورد دلیل قابل قبولی ارائه نشده است، چون [[فقر]] نمیتواند دلیل قانعکنندهای برای عدم شرکت در صحنههای [[جنگ]] و ادای [[فریضه]] جهاد باشد. اما در مورد عدم شرکت زنان مسئله [[اجماعی]] است. به علاوه اسبق بن نباته از [[حضرت امیرالمؤمنین]] علی{{ع}} [[روایت]] کرده که: جهاد هم بر مردان واجب است و هم بر زنان. اما در مورد مردان جهاد به شکل بذل جان و [[مال]] در راه خداست و جهاد زنان به صورت تحمل مسائل و مشکلاتی است که به علت جهاد شوهران، به [[همسران]] آنها وارد میشود. | ||
فقها همچنین [[وجوب جهاد]] بر افراد سالخورده را هم [[نفی]] کردهاند، و این امر به جهت عدم | فقها همچنین [[وجوب جهاد]] بر افراد سالخورده را هم [[نفی]] کردهاند، و این امر به جهت عدم توانایی جسمی و هم به لحاظ قاعده [[نفی حرج]] است. ظاهراً در این مورد نظر فقها نفی تکلیف است، نه عدم ترخیص؛ زیرا که [[عمار یاسر]] در سن نود سالگی و [[مسلم بن عوسجه]] در [[سنی]] [[متجاوز]] از هشتاد سالگی در صحنه [[نبرد]] و در [[کربلا]] حاضر شده بودند. | ||
ظاهر آیات جهاد حکایت از آن دارد که وجوب جهاد، وجوب کفایی است و این مسئله از ضروریات دین محسوب میشود. بخشی از [[آیات جهاد]] به شرح زیر است: | |||
# {{متن قرآن|فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و چون ماههای حرام به پایان رسید مشرکان را هر جا یافتید بکشید و دستگیرشان کنید و به محاصره درآورید و در هر کمینگاهی به کمین آنان.بنشینید؛ و اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند آزادشان بگذارید که بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۵.</ref>. | # {{متن قرآن|فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و چون ماههای حرام به پایان رسید مشرکان را هر جا یافتید بکشید و دستگیرشان کنید و به محاصره درآورید و در هر کمینگاهی به کمین آنان.بنشینید؛ و اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند آزادشان بگذارید که بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۵.</ref>. | ||
# {{متن قرآن|قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ}}<ref>«با آن دسته از اهل کتاب که به خداوند و به روز بازپسین ایمان نمیآورند و آنچه را خداوند و پیامبرش حرام کردهاند حرام نمیدانند و به دین حق نمیگروند جنگ کنید تا به دست خود با خواری جزیه بپردازند» سوره توبه، آیه ۲۹.</ref>. | # {{متن قرآن|قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ}}<ref>«با آن دسته از اهل کتاب که به خداوند و به روز بازپسین ایمان نمیآورند و آنچه را خداوند و پیامبرش حرام کردهاند حرام نمیدانند و به دین حق نمیگروند جنگ کنید تا به دست خود با خواری جزیه بپردازند» سوره توبه، آیه ۲۹.</ref>. | ||
| خط ۴۹۴: | خط ۴۹۴: | ||
# {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ}}<ref>«ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز میگردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز میشوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمییابند» سوره انفال، آیه ۶۵.</ref>. | # {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ}}<ref>«ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز میگردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز میشوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمییابند» سوره انفال، آیه ۶۵.</ref>. | ||
این [[آیات]] نشان میدهد که [[جهاد]] امری کفایی است، البته اصل در | این [[آیات]] نشان میدهد که [[جهاد]] امری کفایی است، البته اصل در اوامر شرعیه [[واجب]] تعیّنی است. اما اگر جهاد در همه موارد واجب عینی باشد، حرج لازم آمده و به ناچار همه [[مردم]] [[جامعه]] باید کارهای خود را رها کرده [[لباس]] رزم بپوشند، و این امر به صلاح جامعه نیست. | ||
از میان فقهایی که جهاد را واجب تعیّنی دانستهاند میتوان از سعید بن مصیب یاد کرد، او به استناد این [[آیه]]: {{متن قرآن|انْفِرُوا خِفَافًا وَثِقَالًا وَجَاهِدُوا بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ}}<ref>«سبکبار و گرانبار رهسپار شوید و با مال و جانتان در راه خداوند جهاد کنید؛ این، اگر بدانید برای شما بهتر است» سوره توبه، آیه ۴۱.</ref> و یا، {{متن قرآن|إِلَّا تَنْفِرُوا يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلَا تَضُرُّوهُ شَيْئًا وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِي}}<ref>«اگر رهسپار نگردید (خداوند) شما را به عذابی دردناک دچار میکند و قومی دیگر را به جای شما میآورد و شما هیچ زیانی به او نمیتوانید رساند و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره توبه، آیه ۳۹.</ref>. | از میان فقهایی که جهاد را واجب تعیّنی دانستهاند میتوان از سعید بن مصیب یاد کرد، او به استناد این [[آیه]]: {{متن قرآن|انْفِرُوا خِفَافًا وَثِقَالًا وَجَاهِدُوا بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ}}<ref>«سبکبار و گرانبار رهسپار شوید و با مال و جانتان در راه خداوند جهاد کنید؛ این، اگر بدانید برای شما بهتر است» سوره توبه، آیه ۴۱.</ref> و یا، {{متن قرآن|إِلَّا تَنْفِرُوا يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلَا تَضُرُّوهُ شَيْئًا وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِي}}<ref>«اگر رهسپار نگردید (خداوند) شما را به عذابی دردناک دچار میکند و قومی دیگر را به جای شما میآورد و شما هیچ زیانی به او نمیتوانید رساند و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره توبه، آیه ۳۹.</ref>. | ||
[[استدلال]] میکند که جهاد واجب تعینی است، سعید بن مصیب، به بعضی [[روایات]] هم استناد کرده است، از جمله این | [[استدلال]] میکند که جهاد واجب تعینی است، سعید بن مصیب، به بعضی [[روایات]] هم استناد کرده است، از جمله این حدیث نبوی که: {{متن حدیث|مَنْ مَاتَ وَلَمْ يَغْزُ وَلَمْ يُحَدِّثْ نَفْسَهُ بِالْغَزْوِ مَاتَ عَلَى شُعْبَةٍ مِنَ النِّفَاقِ}}؛ «کسی که از [[دنیا]] برود، در حالتی که نجنگیده و خیالی هم برای شرکت در [[جنگ]] نداشته است، چنین فردی در دلش بخشی از [[نفاق]] را داشته است». | ||
سعید بن مصیب بر اساس این [[روایات]] [[استدلال]] میکند که [[جهاد]] | سعید بن مصیب بر اساس این [[روایات]] [[استدلال]] میکند که [[جهاد]] واجب عینی است و بنابراین برای همه افراد [[واجب]] تعینی است و نمیتوان آن را کفایی تلقی کرد. [[فقها]] در پاسخ به این نظریه گفتهاند، که [[آیه]] ۱۲۳ از [[سوره بقره]] و آیه ۴۱ از [[سوره توبه]] دلالت بر کفایی بودن جهاد دارد. واضح است که حکم الهی آن نیست که همه مؤلفان بهطور کامل به یکباره باید برای [[جنگیدن]] به راه افتاده و امور روزمره و زندگانی [[اجتماعی]] در [[جامعه اسلامی]] را به فراموشی سپارند، این نکته در [[حدیثی]] از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} هم تصریح شده که: «در عین آنکه جهاد بر همه [[مؤمنین]] واجب است اما اگر [[مسلمانان]] به قدر کافی آمادگی حضور در صحنههای [[نبرد]] را یافتند، تکلیفی بر بقیه نبوده و کفایت خواهد کرد». | ||
در کتاب مستدرک<ref>وسائل الشیعه، کتاب جهاد، ج۹، ص۴۸.</ref> آمده است که این امر (شرکت همه [[مؤمنان]] در جهاد)، اختصاص به [[زمان]] [[رسول اکرم]]{{صل}} دارد؛ زیرا اگر تعدادی در جهاد شرکت نمیکردند، با توجه به کمبود نفرات [[مسلمان]] و ازدیاد نیروهای [[کفر]]، مشکلاتی به وجود میآمد، از اینرو بر همه مؤمنان واجب بود در صحنههای نبرد حاضر شوند<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۲۴۴ – ۲۴۱.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص۶۱۴.</ref> | در کتاب مستدرک<ref>وسائل الشیعه، کتاب جهاد، ج۹، ص۴۸.</ref> آمده است که این امر (شرکت همه [[مؤمنان]] در جهاد)، اختصاص به [[زمان]] [[رسول اکرم]]{{صل}} دارد؛ زیرا اگر تعدادی در جهاد شرکت نمیکردند، با توجه به کمبود نفرات [[مسلمان]] و ازدیاد نیروهای [[کفر]]، مشکلاتی به وجود میآمد، از اینرو بر همه مؤمنان واجب بود در صحنههای نبرد حاضر شوند<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۲۴۴ – ۲۴۱.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص۶۱۴.</ref> | ||