غیبت امام مهدی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۰۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۲ ژوئیهٔ ۲۰۱۹
جز
جایگزینی متن - 'کمال الدین، ج' به 'شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج'
جز (جایگزینی متن - 'شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ' به 'شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
جز (جایگزینی متن - 'کمال الدین، ج' به 'شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج')
خط ۵۷: خط ۵۷:
*شهر [[سامرا]] که در واقع پادگان نظامی بود و [[معتصم]] آن را تأسیس کرد، پس از او محل حبس و تبعیدگاه [[امام هادی]] و [[امام عسکری]] {{عم}} شد. [[متوکل]] [[خلیفه]] سفاک [[عباسی]] که از [[وجود امام]] در [[مدینه]] بیمناک بود ایشان را به شهر [[سامرا]] آورده و تحت الحفظ‍‌ نگاه داشت. در طی این دوران روابط‍‌ مستقیم [[شیعیان]] با [[امامان]] به حداقل خود رسید. آنان در واقع امکان دسترسی به [[امام]] {{ع}} را نداشتند، مگر به‌طور مخفیانه و از طریق مکاتبه و یا با کمک خدمتکاران ایشان، یا در قالب فروشندگان دوره‌گرد یا عابران رهگذر یا... وضعیت مذکور به تدریج و به‌طور غیر مستقیم، این [[آمادگی]] را در [[مردم]] پدید می‌آورد که در زمان عدم حضور و یا عدم دسترسی مستقیم به [[امام]] چه باید کرد؟ از طرفی [[امامان]] {{عم}} نیز در چنین شرایطی، ملاک‌های راهیابی و مصادر مراجعه [[شیعیان]] را مشخص می‌کردند. [[نظام وکالت]] که از دیرباز وجود داشت در این زمان هرچه بیشتر گسترش یافت. [[ائمه]] {{عم}} وکیلانی از جانب خود در [[شهرها]] و بلاد مختلف تعیین می‌کردند که محل [[رجوع]] [[مردم]] و روابط‍‌ آن‌ها با ایشان بودند.  
*شهر [[سامرا]] که در واقع پادگان نظامی بود و [[معتصم]] آن را تأسیس کرد، پس از او محل حبس و تبعیدگاه [[امام هادی]] و [[امام عسکری]] {{عم}} شد. [[متوکل]] [[خلیفه]] سفاک [[عباسی]] که از [[وجود امام]] در [[مدینه]] بیمناک بود ایشان را به شهر [[سامرا]] آورده و تحت الحفظ‍‌ نگاه داشت. در طی این دوران روابط‍‌ مستقیم [[شیعیان]] با [[امامان]] به حداقل خود رسید. آنان در واقع امکان دسترسی به [[امام]] {{ع}} را نداشتند، مگر به‌طور مخفیانه و از طریق مکاتبه و یا با کمک خدمتکاران ایشان، یا در قالب فروشندگان دوره‌گرد یا عابران رهگذر یا... وضعیت مذکور به تدریج و به‌طور غیر مستقیم، این [[آمادگی]] را در [[مردم]] پدید می‌آورد که در زمان عدم حضور و یا عدم دسترسی مستقیم به [[امام]] چه باید کرد؟ از طرفی [[امامان]] {{عم}} نیز در چنین شرایطی، ملاک‌های راهیابی و مصادر مراجعه [[شیعیان]] را مشخص می‌کردند. [[نظام وکالت]] که از دیرباز وجود داشت در این زمان هرچه بیشتر گسترش یافت. [[ائمه]] {{عم}} وکیلانی از جانب خود در [[شهرها]] و بلاد مختلف تعیین می‌کردند که محل [[رجوع]] [[مردم]] و روابط‍‌ آن‌ها با ایشان بودند.  
*[[شیعیان]] در شهرهای دور و نزدیک با این [[وکیلان]] ارتباط‍‌ یافته، مسایل خود را می‌پرسیدند، نیازهای خود را بیان می‌کردند و وجوهات شرعی را به آن‌ها می‌پرداختند تا آن‌ها را به [[ائمه]] {{عم}} رد کنند. این [[نظام وکالت]] در واقع مرحله ابتدایی [[نظام]] نیابتی بود که در [[دوران غیبت صغری]] شکل گرفت. با این حال با آغاز [[دوران غیبت صغری]]، وضعیت به‌گونه‌ای خاص تغییر یافت. باوجود این‌که اولین [[نائب خاص]] [[امام]] {{ع}} مدت‌ها قبل از طرف [[امام عسکری]] {{ع}} به [[شیعیان]] معرفی شده بود، ولی [[حیرت]] و سردرگمی فراوانی [[شیعیان]] را فراگرفت. راه ارتباط‍‌ با [[امام]] {{ع}} منحصر به [[نائب خاص]] حضرت گردید و حتی [[وکیلان]] [[امام]] {{ع}} نیز قادر به دسترسی به [[امام]] نبودند؛ اگرچه امکان [[دیدار]] با [[امام]] به‌طور کلی منتفی نبود و چه‌بسا کسانی به [[دیدار]] حضرت نایل می‌شدند. در واقع [[غیبت صغری]] برای فراهم شدن شرایط‍‌ لازم جهت [[درک]] [[دوران غیبت کبری]] امری ضروری بود؛ چرا که در طی آن [[مردم]] می‌آموختند که مصدر [[رجوع]] آن‌ها در [[امور دینی]]، [[فقیهان]] و [[عالمان دینی]] هستند که موردنیاز و مراجعه مردم‌اند و علمای [[شیعه]] نیز به [[ضرورت]] این نکته پی بردند که مصادر و [[مراجع]] علمی که موردنیاز و مراجعه [[مردم]] هستند، بایستی به‌گونه‌ای متقن و ثابت در دسترس [[مردم]] قرار گیرند.  
*[[شیعیان]] در شهرهای دور و نزدیک با این [[وکیلان]] ارتباط‍‌ یافته، مسایل خود را می‌پرسیدند، نیازهای خود را بیان می‌کردند و وجوهات شرعی را به آن‌ها می‌پرداختند تا آن‌ها را به [[ائمه]] {{عم}} رد کنند. این [[نظام وکالت]] در واقع مرحله ابتدایی [[نظام]] نیابتی بود که در [[دوران غیبت صغری]] شکل گرفت. با این حال با آغاز [[دوران غیبت صغری]]، وضعیت به‌گونه‌ای خاص تغییر یافت. باوجود این‌که اولین [[نائب خاص]] [[امام]] {{ع}} مدت‌ها قبل از طرف [[امام عسکری]] {{ع}} به [[شیعیان]] معرفی شده بود، ولی [[حیرت]] و سردرگمی فراوانی [[شیعیان]] را فراگرفت. راه ارتباط‍‌ با [[امام]] {{ع}} منحصر به [[نائب خاص]] حضرت گردید و حتی [[وکیلان]] [[امام]] {{ع}} نیز قادر به دسترسی به [[امام]] نبودند؛ اگرچه امکان [[دیدار]] با [[امام]] به‌طور کلی منتفی نبود و چه‌بسا کسانی به [[دیدار]] حضرت نایل می‌شدند. در واقع [[غیبت صغری]] برای فراهم شدن شرایط‍‌ لازم جهت [[درک]] [[دوران غیبت کبری]] امری ضروری بود؛ چرا که در طی آن [[مردم]] می‌آموختند که مصدر [[رجوع]] آن‌ها در [[امور دینی]]، [[فقیهان]] و [[عالمان دینی]] هستند که موردنیاز و مراجعه مردم‌اند و علمای [[شیعه]] نیز به [[ضرورت]] این نکته پی بردند که مصادر و [[مراجع]] علمی که موردنیاز و مراجعه [[مردم]] هستند، بایستی به‌گونه‌ای متقن و ثابت در دسترس [[مردم]] قرار گیرند.  
*مسأله [[غیبت]] امری نبود که به تازگی مطرح شده باشد، بلکه در سخنان [[معصومین]] {{عم}} بارها به آن اشاره شده بود و [[مردم]] کمابیش با آن آشنا بودند. در روایاتی که از [[نبی اکرم]] {{صل}} [[نقل]] شده بود، حضرت ضمن بیان خصوصیات [[امام مهدی]] {{ع}} به مسأله [[غیبت]] حضرتش نیز اشاره کرده بود. در یکی از این [[روایات]] [[پیامبر]] {{صل}} چنین فرمود: [[مهدی]] از [[فرزندان]] من است نام او نام من و [[کنیه]] او [[کنیه]] من است و شبیه‌ترین [[مردم]] به من از حیث [[آفرینش]] و خلق و خوی است. او [[غیبت]] و دوران حیرتی دارد که مردمان در آن به [[گمراهی]] می‌افتند، سپس همانند شهاب تندرو می‌آید و [[زمین]] را از [[عدل و داد]] پر می‌کند، همان‌طور که از [[ظلم]] و [[جور]] پر شده باشد<ref>کمال الدین، ج ۱، ص ۲۸۷.</ref>. [[ائمه]] {{عم}} نیز در گفتار خود به مسأله [[غیبت]] [[امام مهدی]] {{ع}} و سختی‌ها و نابسامانی‌های آن دوران اشاره کرده‌اند و از تک‌تک ایشان روایاتی به این مضامین [[نقل]] شده است.  
*مسأله [[غیبت]] امری نبود که به تازگی مطرح شده باشد، بلکه در سخنان [[معصومین]] {{عم}} بارها به آن اشاره شده بود و [[مردم]] کمابیش با آن آشنا بودند. در روایاتی که از [[نبی اکرم]] {{صل}} [[نقل]] شده بود، حضرت ضمن بیان خصوصیات [[امام مهدی]] {{ع}} به مسأله [[غیبت]] حضرتش نیز اشاره کرده بود. در یکی از این [[روایات]] [[پیامبر]] {{صل}} چنین فرمود: [[مهدی]] از [[فرزندان]] من است نام او نام من و [[کنیه]] او [[کنیه]] من است و شبیه‌ترین [[مردم]] به من از حیث [[آفرینش]] و خلق و خوی است. او [[غیبت]] و دوران حیرتی دارد که مردمان در آن به [[گمراهی]] می‌افتند، سپس همانند شهاب تندرو می‌آید و [[زمین]] را از [[عدل و داد]] پر می‌کند، همان‌طور که از [[ظلم]] و [[جور]] پر شده باشد<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج ۱، ص ۲۸۷.</ref>. [[ائمه]] {{عم}} نیز در گفتار خود به مسأله [[غیبت]] [[امام مهدی]] {{ع}} و سختی‌ها و نابسامانی‌های آن دوران اشاره کرده‌اند و از تک‌تک ایشان روایاتی به این مضامین [[نقل]] شده است.  
*اساساً مسأله [[غیبت]] در گفتار [[معصومین]] {{عم}} به‌عنوان یک [[سنت]] الهی مطرح شده که در میان [[انبیای پیشین]] و اوصیای آن‌ها معمول بوده است. بنا به [[روایات]]، [[صالح]] [[پیامبر]] در سن پیری از میان قومش [[غایب]] شد و [[غیبت]] او مدتی به طول انجامید، به‌طوری که چون به میان قومش بازگشت وی را نشناختند. [[موسی]] {{ع}} نیز مدتی [[غایب]] بود و در طی این مدت [[بنی اسرائیل]] در [[حیرت]] و سرگردانی و [[رنج]] بسیار به سر می‌بردند، تا بار دیگر [[موسی]] به نزد آن‌ها بازگشت. چنین غیبت‌هایی درباره حضرت یونس، [[یوسف]] و برخی دیگر از [[پیامبران]] ذکر شده است. بنابراین مسأله [[غیبت]] به مانند [[سنت]] جاریه‌ای تلقی شده است که درباره [[امام مهدی]] {{ع}} در [[امت]] [[خاتم الانبیاء]] نیز مصداق پیدا می‌کند.  
*اساساً مسأله [[غیبت]] در گفتار [[معصومین]] {{عم}} به‌عنوان یک [[سنت]] الهی مطرح شده که در میان [[انبیای پیشین]] و اوصیای آن‌ها معمول بوده است. بنا به [[روایات]]، [[صالح]] [[پیامبر]] در سن پیری از میان قومش [[غایب]] شد و [[غیبت]] او مدتی به طول انجامید، به‌طوری که چون به میان قومش بازگشت وی را نشناختند. [[موسی]] {{ع}} نیز مدتی [[غایب]] بود و در طی این مدت [[بنی اسرائیل]] در [[حیرت]] و سرگردانی و [[رنج]] بسیار به سر می‌بردند، تا بار دیگر [[موسی]] به نزد آن‌ها بازگشت. چنین غیبت‌هایی درباره حضرت یونس، [[یوسف]] و برخی دیگر از [[پیامبران]] ذکر شده است. بنابراین مسأله [[غیبت]] به مانند [[سنت]] جاریه‌ای تلقی شده است که درباره [[امام مهدی]] {{ع}} در [[امت]] [[خاتم الانبیاء]] نیز مصداق پیدا می‌کند.  
*طرح مسأله [[غیبت]] از همان دهه‌های اول [[تاریخ اسلام]] چنان شایع و معمول شده بود که بسیاری از فرقه‌هایی که از [[تشیع]] منشعب می‌شدند، به‌گونه‌ای به مسأله [[غیبت]] [[معتقد]] می‌گردیدند. "[[کیسانیه]]" اولین فرقه‌ای که از [[شیعه]] جدا شدند قائل به [[امامت]] [[محمد حنفیه]] و [[معتقد]] بودند که وی از میان آن‌ها [[غایب]] شده و در [[کوه رضوی]] مخفی گردیده و روزی [[ظهور]] خواهد کرد. "ابو مسلمیّه" همین [[عقیده]] را درباره ابومسلم داشتند. به‌طور کلی هریک از فرقه‌های [[شیعی]] که در [[امامت]] یکی از [[ائمه]] {{عم}} توقف کردند و مسیر خود را از [[تشیع]] [[اثنی عشری]] جدا کردند، به نوعی [[غیبت]] درباره [[امام]] خود [[معتقد]] شدند. این امر حاکی از آن است که مسأله [[غیبت]] [[امام مهدی]] {{ع}} کاملا در بین [[مسلمانان]] و [[شیعیان]] شناخته شده و شایع بوده است. آن‌چه این مطلب را تأیید و تأکید می‌کند تألیف و تصنیف کتاب‌هایی در موضوع [[غیبت]]، پیش از آغاز [[غیبت صغری]] و در زمان حضور [[ائمه]] {{ع}} است<ref>نشریه موعود، شماره ۲۷، ص ۴۲.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۵۱۹.</ref>.
*طرح مسأله [[غیبت]] از همان دهه‌های اول [[تاریخ اسلام]] چنان شایع و معمول شده بود که بسیاری از فرقه‌هایی که از [[تشیع]] منشعب می‌شدند، به‌گونه‌ای به مسأله [[غیبت]] [[معتقد]] می‌گردیدند. "[[کیسانیه]]" اولین فرقه‌ای که از [[شیعه]] جدا شدند قائل به [[امامت]] [[محمد حنفیه]] و [[معتقد]] بودند که وی از میان آن‌ها [[غایب]] شده و در [[کوه رضوی]] مخفی گردیده و روزی [[ظهور]] خواهد کرد. "ابو مسلمیّه" همین [[عقیده]] را درباره ابومسلم داشتند. به‌طور کلی هریک از فرقه‌های [[شیعی]] که در [[امامت]] یکی از [[ائمه]] {{عم}} توقف کردند و مسیر خود را از [[تشیع]] [[اثنی عشری]] جدا کردند، به نوعی [[غیبت]] درباره [[امام]] خود [[معتقد]] شدند. این امر حاکی از آن است که مسأله [[غیبت]] [[امام مهدی]] {{ع}} کاملا در بین [[مسلمانان]] و [[شیعیان]] شناخته شده و شایع بوده است. آن‌چه این مطلب را تأیید و تأکید می‌کند تألیف و تصنیف کتاب‌هایی در موضوع [[غیبت]]، پیش از آغاز [[غیبت صغری]] و در زمان حضور [[ائمه]] {{ع}} است<ref>نشریه موعود، شماره ۲۷، ص ۴۲.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۵۱۹.</ref>.
۲۲۵٬۰۱۵

ویرایش