|
|
| خط ۹: |
خط ۹: |
| <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | | <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> |
|
| |
|
| '''[[عصمت]] [[وحی]]''' به معنای مصونیت، سلامت و خطاناپذیری [[وحی]] است. | | '''[[عصمت]] [[وحی]]''' به معنای مصونیت، سلامت و خطاناپذیری [[وحی]] است. مقتضای [[علم]] و [[قدرت]] و [[حکمت الهی]] و لازمۀ [[هدایت]] [[انسانها]] آن است که [[وحی الهی]] بدون هیچگونه [[خطا]] و اشتباهی به دست [[مردم]] برسد<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقاید، ص۱۴۱؛ خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲</ref>. |
|
| |
|
| ==واژهشناسی لغوی== | | ==چیستی [[عصمت]]== |
| *واژه "[[عصمت]]" از ریشه "عصم" در عربی به معنای منع و امساک است و چون شخص معصوم، از خطا و گناه بازداشته میشود، به او معصوم میگویند<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.</ref>. | | *[[عصمت]] در لغت به معنای منع و جلوگیری است و در اصطلاح به کسی که از [[خطا]] و [[اشتباه]] مصون باشد را [[معصوم]] میگویند<ref>ر.ک: خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲. </ref>. [[عصمت]] [[وحی]] به معنای مصونیت، سلامت و خطاناپذیری [[وحی]] است. |
| | | *مهمترین کسانی که باید صفت [[عصمت]] در آنها به طور ویژه وجود داشته باشد [[پیامبران الهی]] هستند، چراکه آنان [[مسئولیت]] [[ابلاغ وحی]] به [[مردم]] را بر عهده دارند. به عبارتی میتوان گفت مهمترین [[هدف پیامبران]] رساندن حقایق [[وحیانی]] برای [[سعادت دنیوی]] و [[اخروی]] [[بشر]] است. لذا [[مسلمانان]] معتقدند [[خطاپذیری]] [[پیامبران]] در [[ابلاغ]] [[وحی الهی]] موجب [[نقض]] [[رسالت]] آنها میشود. |
| ==خطاناپذیری [[وحی الهی]]== | | ==[[عصمت]] در [[وحی]]== |
| {{همچنین|ضرورت وحی}}
| | *عده ای براساس اینکه [[پیامبران]] [[مسئولیت]] [[وحی]] و [[ابلاغ وحی]] را بر عهده دارند، قائل شدند خود [[وحی]] نمیتواند دارای [[عصمت]] باشد چراکه با توجه به اینکه افراد عادی نمیتوانند این [[کلام الهی]] را مستقیما دریافت کنند و باید به وسیلۀ افراد خاصی مانند [[پیامبران]] [[ابلاغ]] شود، هیچ ضمانتی وجود ندارد که این [[کلام]] از هرگونه [[خطا]] و اشتباهی مصون باشد، زیرا از کجا میتوان مطمئن شد شخص [[پیامبر]]، [[وحی الهی]] را درست دریافت کرده و آن را درست به [[مردم]] رسانده است؟ [[راه وحی]] در صورتی میتواند سبب [[هدایت مردم]] شود که از مرحلۀ صدور تا مرحلۀ وصول به [[مردم]]، از هرگونه [[تحریف]] و دستبرد عمدی و سهوی، مصون باشد، اما اگر این [[پیام]] با احتمال [[سهو]] و [[نسیان]] در واسطه یا وسائط، مواجه شود اولین عارضۀ آن این است که [[اعتماد]] [[مردم]] نسبت به [[وحی]] سلب میشود<ref>ر.ک: خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲. </ref>. |
| * بعد از آنکه ضرورت [[وحی]] به عنوان راه دیگری برای دستیابی به شناختهای لازم، و جبران نارسایی حس و عقل انسانی، به ثبوت رسید مسأله دیگری مطرح میشود و آن این است: با توجه به اینکه افراد عادی مستقیماً از این وسیله شناخت، بهرهمند نمیشوند و استعداد و لیاقت دریافت [[وحی]] الهی را ندارند، و ناچار پیام الهی بهوسیله افراد خاصی "[[پیامبران]]" باید به ایشان ابلاغ شود چه ضمانتی برای صحّت چنین پیامی وجود دارد؟ و از کجا میتوان مطمئن شد شخص [[پیامبر]]، [[وحی]] الهی را درست دریافت کرده و آنرا درست به مردم رسانده است؟ و نیز اگر واسطهای بین خدا و [[پیامبر]]، وجود داشته، او نیز رسالت خود را بهطور صحیح انجام داده است؟ زیرا راه [[وحی]]، در صورتی کارآیی لازم را دارد، و میتواند نارسایی دانش بشری را جبران کند که از مرحله صدور تا مرحله وصول به مردم، از هرگونه تحریف و دستبرد عمدی و سهوی، مصون باشد و گرنه با وجود احتمال سهو و نسیان در واسطه یا وسائط، یا تصرف عمدی در مفاد آن، باب احتمال خطاء و نادرستی در پیام واصل به مردم، باز میشود و موجب سلب اعتماد از آن میگردد. پس از چه راهی میتوان اطمینان یافت که [[وحی]] الهی بهطور صحیح و سالم بدست مردم میرسد؟<ref>[[محمد تقی مصباح یزدی|مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[آموزش عقاید (کتاب)|آموزش عقاید]]، ص۱۴۱. </ref>. | | *در پاسخ به این نظریه گفته شده است: همانگونه که [[حکمت الهی]] ایجاب میکند [[وحی الهی]] مستقیما به دست [[مردم]] نرسد چراکه [[مردم]] عادی به عمق این [[پیام]]، آشنایی ندارند و موجب تضیع آن میشوند؛ به همین نحو هم اگر [[وحی الهی]] به طور صحیح و بدون [[خطا]] و [[اشتباه]] به دست بندگانش نرسد [[نقض غرض]] محسوب شده و با [[حکمت الهی]] مطابقت ندارد. این اشکال نه تنها با [[حکمت الهی]] تطابق ندارد؛ بلکه با [[علم]] نامتناهی و [[قدرت]] نامحدود [[خداوند]] هم منطبق نیست، چراکه اگر [[خداوند]] نداند [[پیام]] خود را از چه راهی و توسط چه کسانی برای [[مردم]] بفرستد، با [[علم]] نامتناهی او منافات دارد و نیز اگر نتواند وسایط شایستهای را برای [[ابلاغ]] [[وحی الهی]] [[انتخاب]] کند تا این واسطهها از [[هجوم]] [[شیاطین]] مصون باشد، با [[قدرت]] نامحدود او سازگار نخواهد بود، چنانکه آیۀ {{متن قرآن|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا}}<ref>«او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمیکند جز فرستادهای را که بپسندد که پیش رو و پشت سرش، نگهبانانی میگمارد تا معلوم دارد که رسالتهای پروردگارشان را رساندهاند؛ و (خداوند) آنچه را نزد آنهاست، از همه سو فرا میگیرد و شمار هر چیز را دارد» سوره جن، آیه ۲۶ ـ ۲۸</ref> [[علم]] و [[قدرت خداوند]] را نسبت به این موضوع نشان میدهد<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقاید، ص۱۴۱؛ خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.</ref>. |
| * '''جواب این است:''' همانگونه که عقل، با توجه به حکمت الهی درمییابد باید راه دیگری برای شناختن حقایق و وظایف عملی، وجود داشته باشد هر چند از حقیقت و کنه آن راه، آگاه نباشد به همین ترتیب درک میکند مقتضای حکمت الهی این است، پیامهای او سالم و دست نخورده به دست مردم برسد و گرنه نقض غرض خواهد شد. به دیگر سخن: بعد از آنکه معلوم شد پیامهای الهی باید با یک یا چند واسطه به مردم برسد تا زمینه تکامل اختیاری انسانها فراهم شود و هدف الهی از آفرینش بشر تحقق یابد با استناد به صفات کمالیّه الهی ثابت میشود این پیامها مصون از تصرفات عمدی و سهوی خواهد بود. زیرا اگر خدای متعال نخواهد، پیامهایش بهطور صحیح به بندگانش برسد خلاف حکمت خواهد بود و اراده حکیمانه الهی، آنرا نفی میکند، و اگر خدا نداند پیام خود را از چه راهی و بهوسیله چه کسانی بفرستد که سالم به بندگانش برسد با علم نامتناهی او منافات خواهد داشت، و اگر نتواند وسایط شایستهای را برگزیند و ایشان را از هجوم شیاطین، حفظ کند با قدرت نامحدود او سازگار نخواهد بود<ref>[[محمد تقی مصباح یزدی|مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[آموزش عقاید (کتاب)|آموزش عقاید]]، ص۱۴۱. </ref>. | | ==[[هدایت]] [[انسان]] عاملی دیگر برای [[عصمت وحی]]== |
| * پس با توجه به اینکه خدای متعال، عالم به همه چیز است نمیتوان احتمال داد واسطهای را برگزیده که از خطاکاریهای او آگاه نبوده است<ref> سورۀ انعام، آیۀ:۱۲۴.</ref>، و با توجه به قدرت نامحدود الهی نمیتوان احتمال داد که نتوانسته است [[وحی]] خود را از دستبرد شیاطین و تأثیر عوامل سهو نسیان، حفظ کند{{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۲۶ و ۲۷ سوره جن غیر از خدا چه کسی از غیب خبر دارد؟ (پرسش)|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ]] وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا لِيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا }}<ref> او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمیکند.جز فرستادهای را که بپسندد که پیش رو و پشت سرش، نگهبانانی میگمارد تا معلوم دارد که رسالتهای پروردگارشان را رساندهاند؛ و (خداوند) آنچه را نزد آنهاست، از همه سو فرا میگیرد و شمار هر چیز را دارد؛ سوره جن، آیه:۲۶ - ۲۸.</ref>، چنانکه با توجه به حکمت الهی نمیتوان پذیرفت که نخواسته است پیام خود را مصون از خطا بدارد{{متن قرآن|إِذْ أَنتُم بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيَا وَهُم بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوَى وَالرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنكُمْ وَلَوْ تَوَاعَدتُّمْ لاَخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعَادِ وَلَكِن لِّيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولاً لِّيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَن بَيِّنَةٍ وَيَحْيَى مَنْ حَيَّ عَن بَيِّنَةٍ وَإِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref> یاد کن) آنگاه را که شما بر کناره نزدیکتر (مدینه) بودید و آنان بر کناره دورتر و آن کاروان (تجاری قریش) پایینتر از شما بودند و اگر با هم وعده (ی کارزار) میگذاشتید در آن خلاف میکردید امّا خداوند بر آن بود تا کار انجام یافتنی را به پایان رساند تا هر کس که نابود میشود از روی برهانی باشد و هر کس زنده میماند (نیز) با برهانی؛ و بیگمان خداوند شنوایی داناست؛ سوره انفال، آیه:۴۲.</ref>. بنابراین، مقتضای علم و قدرت و حکمت الهی آن است که پیام خود را سالم و دست نخورده به بندگانش برساند و بدین ترتیب؛ مصونیّت [[وحی]] با برهان عقلی، ثابت میشود<ref>[[محمد تقی مصباح یزدی|مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[آموزش عقاید (کتاب)|آموزش عقاید]]، ص۱۴۱. </ref>.
| | *در زمنیۀ [[عصمت وحی]] باید توجه داشت، به [[دلیل]] آنکه [[خداوند]] درصدد [[هدایت]] [[انسان]] هاست و ارسال [[وحی]] باید از هرگونه خطایی مصون باشد علاوه بر [[عصمت پیامبران]] [[ملائکه]] ایی هم که [[وحی]] را از طرف [[خداوند]] برای [[پیامبران]] نازل میکنند نیز باید از [[عصمت]] برخوردار باشند تا [[وحی]] به [[سلامت]] به [[بندگان الهی]] برسد. علاوه بر اینکه، [[خداوند متعال]] برای [[حفظ]] [[وحی]] خویش عدهای از فرشتگانش را [[مأمور]] ساخته است. از [[ابن عبّاس]] [[نقل]] شده است: هیچ آیهای بر [[پیامبر]] نازل نمیشد جز اینکه چهار [[فرشته]] نگهبان آن بودند تا به [[پیامبر]] برسانند<ref>{{عربی|مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَی نَبِیِّهِ آیَةً مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا وَ مَعَهُ أَرْبَعَةُ حَفَظَةٍ مِنَ الْمـَلَائِکَةِ یَحْفَظُونَهَا حَتَّی یُوَدُّونَهَا إِلَی النَّبِی}}؛ بحارالانوار، ج ۵۶، ص۲۰۱. </ref>.<ref>ر.ک: بیابانی اسکویی، محمد،؟؟؟</ref> |
| *مهمترین هدف [[پیامبران]] رساندن حقایق وحیانی برای سعادت دنیوی و اخروی بشر است. لذا مسلمانان معتقدند اگر خطاکاری [[پیامبر]] جایز باشد، هیچ تضمینی برای انجام دادن [[رسالت]] وجود ندارد<ref>[[حسین علوی مهر|علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص :۱۷۶.</ref>. | |
| *هدف از [[عصمت]]، [[معصوم]] بودن [[پیامبران]] در گرفتن [[وحی]]، حفظ یافتههای [[وحی]] و ابلاغ آن است: "عصمت در امر تشریع دین غیر از عصمت از گناه و معصیت است. در عصمت علمی معلم پیامبر فقط خداوند متعال است که: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيًّا }}<ref>سوره مریم، آیه:۶۴.</ref>. کسی که به واقع و پیامدهای گناه علم دارد نه عمداً مرتکب آن میشود نه از روی جهل، زیرا از مخلصین است.
| |
|
| |
|
| == مصادیق عصمت== | | == مصادیق عصمت== |