پرش به محتوا

وحی در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۹٬۹۵۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۹ ژانویهٔ ۲۰۲۰
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{خرد}} {{نبوت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font...» ایجاد کرد)
 
خط ۱۹: خط ۱۹:
#[[وحی]] [[خطا]] نمی‌پذیرد و به بیراه نمی‌رود؛ در حالی که [[تجربه دینی]] [[خطاپذیر]] است یا دست کم صاحبان [[تجربه دینی]] در [[تفسیر]] آن دچار [[انحراف]] می‌شوند<ref>قلمرو دین‌، ۱۲۹.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 455.</ref>.
#[[وحی]] [[خطا]] نمی‌پذیرد و به بیراه نمی‌رود؛ در حالی که [[تجربه دینی]] [[خطاپذیر]] است یا دست کم صاحبان [[تجربه دینی]] در [[تفسیر]] آن دچار [[انحراف]] می‌شوند<ref>قلمرو دین‌، ۱۲۹.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 455.</ref>.


==وحی در فرهنگ اصطلاحات علم کلام==
*در میان [[آموزه‌های اسلامی]]، "[[وحی]]" [[حقیقت]] محوری است که خاستگاه [[التزام]] و پذیرش بسیاری دیگر از [[باورهای دینی]] است؛ به ویژه اینکه [[اعتماد]] و عدم [[اعتماد]] به [[کتاب‌های مقدس]]، مرهون [[الهی]] یا بشری بودن [[وحی]] است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۸۸.</ref>.
===معانی [[وحی]]===
*عنصر کانونی و مشترک تعریف‌های لغوی کلمه [[وحی]]، در این گزاره خلاصه می‌‌شود که [[وحی]]، یعنی "[[پیام]] سریع و نهانی".
*در [[قرآن کریم]]، به معانی گسترده و متعددی درباره لغت [[وحی]] برمی‌خوریم که به اهم آنها اشاره می‌‌شود:
#'''[[شعور]] [[تکوینی]]؛''' مانند [[وحی]] به [[زنبور عسل]]: {{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ}}<ref>«و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد» سوره نحل، آیه ۶۸.</ref>؛
#'''حالت منامیه؛''' مانند [[وحی]] به [[مادر]] [[حضرت موسی]]: {{متن قرآن|وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى}}<ref>«و به مادر موسی الهام کردیم» سوره قصص، آیه ۷.</ref>؛
#'''[[وسوسه]] [[شیطان]]؛''' مانند [[وسوسه]] [[شیطان]] به [[دوستان]] و [[پیروان]] خویش: {{متن قرآن|وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ}}<ref>«و شیطان‌ها بی‌گمان در یاران خویش می‌دمند که با شما چالش ورزند» سوره انعام، آیه ۱۲۱.</ref>؛
#'''[[هدایت تکوینی]] موجودات؛''' مانند اطلاق [[وحی]] بر جمادات، مانند [[زمین]]: {{متن قرآن|بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا}}<ref>«زیرا پروردگارت به آن، وحی کرده است» سوره زلزال، آیه ۵.</ref>؛
#'''[[تعلیم الهی]] به [[پیامبران]]؛''' مانند تکلم جهت القای حقایق به [[پیامبر]]: {{متن قرآن|وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى}}<ref>«و از سر هوا و هوس سخن نمی‌گوید * آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی می‌شود» سوره نجم، آیه ۳-۴.</ref> و {{متن قرآن|فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى}}<ref>«پس (خداوند) به بنده خود وحی کرد، آنچه وحی کرد» سوره نجم، آیه ۱۰.</ref><ref>بنگرید به: مصطفی خلیلی، عقل و وحی در اسلام، فصل حقیقت وحی.</ref>.
نکته قابل توجه اینکه، معنای [[وحی]] در تمام کاربردهای یاد شده با معنای لغوی آن، یعنی [[پیام]] سریع و نهانی بی‌ارتباط نیست<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۸۸-۱۸۹.</ref>.
===معنای اصطلاحی [[وحی]]===
*در [[آموزه‌های اسلامی]]، [[وحی]] فقط در یک اصطلاح خاص و منحصر به آنچه بر [[پیامبران]] نازل می‌‌شود، به کار می‌‌رود<ref>طباطبایی، المیزان، ج۱۲، ص۲۹۲.</ref>.
*بنابر آنچه از [[قرآن]] استفاده می‌‌شود، [[وحی]]، ارتباطی است نه از نوع ارتباطاتی که افراد [[بشر]] با یکدیگر دارند، بلکه امری فوق بشری است و تلقی و دریافت [[راهنمایی]] است از راه اتصال ضمیر به [[غیب]] و [[ملکوت]]<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۸۹.</ref>.
===ویژگی‌های [[وحی]]===
*[[وحی]] دارای ویژگی‌هایی است که عبارتند از:
#[[وحی]] آموختنی است و لازمه [[آموختن]]، داشتن معلم است، و معلم غیر بشری که مقصود [[خدا]] یا [[جبرئیل]] است. به هر حال، صحبت [[آموزش]] در کار است: {{متن قرآن|وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى * وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى * عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى}}<ref>«سوگند به ستاره چون فرو افتد * که همنشین شما گمراه و بیراه نیست * و از سر هوا و هوس سخن نمی‌گوید * آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی می‌شود * آن (فرشته) بسیار توانمند به او آموخته است» سوره نجم، آیه ۱-۵.</ref>. در [[وحی]]، تمام شخصیت [[پیغمبر]] در واسطه بودنش خلاصه می‌‌شود. در [[حقیقت]] تمام شخصیت وی در این است که توانسته است با خارج وجود خودش، با [[خدا]]، با شدید القوی، با [[ملک]] و با [[فرشته]] ارتباط پیدا کند<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۸۹.</ref>.
#حالت استشعار وجود دارد، یعنی گیرنده [[وحی]] متوجه است که از بیرون بر او چیزهایی وارد می‌‌شود؛ مثلاً یک‌باره چیزی به او [[القا]] می‌‌شود و احساس می‌‌کند که چیزی را [[درک]] کرد، بدون اینکه بفهمد، چیست. این نوعی [[الهام]] است.
#در [[وحی]] [[انبیا]] از زبان خود [[انبیا]] این نکته آمده است که آنها [[درک]] می‌‌کردند موجود دیگری غیر از [[خدا]] به عنوان [[فرشته]]، واسطه [[وحی]] بوده است: {{متن قرآن|نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ}}<ref>«که روح الامین آن را فرود آورده است * بر دلت، تا از بیم‌دهندگان باشی» سوره شعراء، آیه ۱۹۳-۱۹۴.</ref>. [[قرآن]] می‌‌گوید: گاهی اوقات، [[خداوند]] مستقیماً [[وحی]] می‌‌کند، به طوری که فرشته‌ای هم واسطه نیست، گاهی هم {{متن قرآن|مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ}}<ref>«و چون از آنان چیزی خواستید از پشت پرده‌ای بخواهید» سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref> است، یا اینکه واسطه و رسولی ([[فرشته]] ای) را می‌‌فرستد<ref>کیفیت نزول وحی بنا بر صراحت قرآن به سه روش صورت می‌‌پذیرد: ۱. سخن گفتن مستقیم خدا با پیامبر، بدون هیچ‌گونه فاصله و واسطه‌ای؛ ۲. سخن خدا که از پشت پرده شنیده می‌‌شود؛ ۳. پیام خدا که توسط فرشته‌ای به پیامیر رسانده می‌‌شود. (شوری (۴۲): ۵۱)</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۹۰.</ref>.
===نظریات درباره [[وحی]]===
*[[شهید مطهری]] می‌‌گوید: به طور کلی درباره [[وحی]] چهار نظریه مطرح است: نظریه عوامانه، روشنفکرانه، [[حس]] [[باطنی]] و [[حکمای اسلامی]]<ref>قابل توجه اینکه حضرت امام خمینی نیز نزدیک به همین تقسیم، سه دیدگاه عوامانه، روشنفکرانه و دین‌مدارانه را درباره وحی مطرح می‌‌کند. (طلب و اراده، ص۲۴ - ۲۳) به نظر می‌‌آید تقسیم سه‌گانه صحیح‌تر باشد و نظر حضرت امام خمینی به صواب نزدیک‌تر باشد؛ زیرا حس باطنی در قسیم دیگر نظریات، یک دیدگاه مستقل به حساب نمی‌آید؛ چه همان‌گونه که از تبیین خود استاد به‌دست می‌‌آید حس باطنی ظرف پذیرش مطلق وحی نیست، بلکه الهام به عنوان یکی از مصادیق وحی، ظرف پذیرش آن، حس باطنی است و در مرحله عالی آن ظرف پذیرش وحی قلب پیامبر خداست.</ref>.
#'''نظریه عوامانه:''' نظریات عوامانه در مورد [[وحی]] این‌گونه [[تبیین]] می‌‌گردد: [[خداوند]] در [[آسمان]] و [[پیغمبر]] روی [[زمین]] است. از سویی [[خداوند]] به موجودی با [[شعور]] و [[عاقل]] [[نیاز]] دارد که بتواند این فاصله را طی کند. پس، این موجود باید از یک طرف [[انسان]] باشد و از یک جنبه مرغ پیام‌رسان و او همان است که به اسم "[[فرشته]]" نامیده می‌‌شود. این [[فرشته]] [[پیام]] را به آن [[انسان]] روی [[زمین]] ([[پیغمبر]]) می‌‌رساند.
#'''نظریه روشنفکرانه:''' از منظر برخی روشنفکران، تعبیراتی مانند [[وحی]] و [[نزول]] [[فرشته]] نوعی تعبیرات مجازی است، که با [[مردم]] عوام جز با این تعبیرات نمی‌شود صحبت کرد. این روشنفکران می‌‌گویند: [[پیغمبر]] نابغه‌ای [[اجتماعی]] و [[خیرخواه]] است. اوضاع [[جامعه]] خودش را که می‌‌بیند، می‌‌گوید: [[روح‌القدس]] که همان [[روح]] [[باطن]] خود اوست، به او [[الهام]] می‌‌کند. بنابراین، [[پیغمبر]] از [[باطن]] خود [[الهام]] می‌‌گیرد نه از جای دیگر. پس، [[وحی]] [[پیام]] و مطالبی است که از عمق [[اندیشه]] خود [[پیغمبر]] سرچشمه می‌‌گیرد و به سطح [[اندیشه]] او وارد می‌‌شود. [[سید احمد خان هندی]] که دارای تفسیری است با سبک خاصی تقریبا چنین نظریه‌ای دارد<ref>این دیدگاه همان چیزی است که امروزه تحت عنوان «نظریه تجربه دینی» با خاستگاه تفسیر کتاب مقدس مسیحیت مطرح و گسترده شد. در این رویکرد بدون نگاه به زبان و الفاظ وحی، پیامبر، تجربه مواجهه خود با خدا را تفسیر و به مردم ارائه می‌‌دهد.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۹۰.</ref>.
#نظریه [[حس]] [[باطنی]]: برای همه افراد [[بشر]]، غیر از [[عقل]] و [[حس]]، [[حس]] [[باطنی]] دیگری وجود دارد. این [[حس]] در بعضی افراد چنان [[قوی]] و مستعد است که دارنده آن با دنیای دیگر (دنیای خارج از وجود خودش) اتصال و ارتباط پیدا می‌‌کند. این استعداد به [[نص]] [[قرآن]]، به [[پیغمبران]] اختصاص ندارد. [[قرآن]] این‌گونه ارتباط و اتصال با [[جهان]] دیگر را به نحوی بسیار شدید و [[عالی]] برای غیر [[پیغمبران]]، مانند [[حضرت مریم]]{{س}} نیز بیان کرده است. اصطلاحاً به این افراد "[[محدِّث]]" می‌‌گویند. [[محدِّث]] یعنی کسانی که با آنها سخن گفته می‌‌شود. می‌‌توان گفت از مسلّمات [[اسلام]] است که غیر [[پیغمبران]] هم می‌‌توانند [[محدِّث]] باشند. همواره کسانی بوده‌اند که [[خداوند]] با آنها در فکرشان [[مناجات]] می‌‌کرده است. نمونه دیگری از این ارتباط، مطالبی است که در بعضی از خواب‌ها [[ظهور]] می‌‌کند؛ حتی [[فلاسفه]] هم این خواب‌ها را از همین باب ذکر کرده‌اند. در [[حدیث]] هم آمده است که [[رؤیای صادقه]] یک جزء از هفتاد جزء [[نبوت]] است.
#[[نظریه ]][[حکمای اسلامی]]: اینان می‌‌گویند: [[روح]] ما دارای دو وجهه است: یک وجهه آن، همین وجهه [[طبیعت]] است. [[علوم]] معمولی‌ای که [[بشر]] از راه حواس می‌‌گیرد. ولی [[روح]] [[انسان]] دارای وجهه دیگری نیز می‌‌باشد که آن وجهه با همان [[جهان]] مابعدالطبیعه سنخیت می‌‌یابد. به هر نسبت که [[روح]] در آن وجهه ترقی کند، می‌‌تواند با ماورای [[طبیعت]] تماس‌های بیشتری داشته باشد.
*در باب [[وحی]]، ابتدا [[روح]] [[پیغمبر]] [[صعود]] می‌‌کند و میان او و حقایقی که در [[جهان]] دیگر وجود دارد، تلاقی صورت می‌‌گیرد. [[روح]] [[پیغمبر]] با استعداد خاصی که داراست، حقایق را در عالم معقولیت و کلیت می‌‌گیرد. این حقایق از آنجا [[نزول]] می‌‌کند و به مشاعر [[پیغمبر]] پایین می‌‌آید و [[لباس]] محسوسیت می‌‌پوشد، معنای [[نزول وحی]] همین است. به این طریق هر سه جنبه "درونی بودن"، "بیرونی بودن" و "[[الهی بودن وحی]]" توجیه می‌‌شود.
به نظر [[استاد مطهری]]، این فرضیه [[بهترین]] فرضیه‌ای است که [[حکمای اسلامی]] گفته‌اند<ref>مطهری، نبوت، ص۲۵ - ۲۰، ۷۷ - ۷۲، ۸۶ - ۸۵ و ۱۳۸؛ همو، مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی، ج۳، ص۹ - ۸؛ همو، ختم نبوت، ص۸ - ۷؛ همو، فلسفه اخلاقی، ص۱۳۰.</ref>. درباره رابطه [[وحی]] و [[تجربه دینی]] [[رجوع]] شود به اصطلاح [[تجربه دینی]]<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۹۱.</ref>.
==[[تجربه دینی]] و [[وحی]]==
*[[تجربه دینی]]، به عنوان یکی از رویکردهایی است که به ویژه در یک قرن اخیر در [[فرهنگ]] [[کلام]] [[جدید]] عرصه بحث و تضارب آرا گردیده است. در نگرش‌های روشنفکری [[دینی]]، تلاش بر این است که [[وحی]] در [[آموزه‌های اسلامی]] از هرگونه [[خطا]] مصون است.
*اولین بار در قرن نوزدهم، شلایر ماخر [[متکلم]] و [[فیلسوف]] آلمانی، اظهار داشت که مبنای [[دیانت]]، نه [[تعالیم]] وحیانی است و نه [[عقل]] فطرت‌آموز، بلکه "[[تجربه دینی]]" است<ref>باربور، علم و دین، ص۱۳۱.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۹۲.</ref>.
==معنای [[تجربه دینی]]==
* معنای [[تجربه دینی]] آن است که پیامی از طرف [[خدا]] به [[پیامبر]] [[القا]] نشده است. در [[تجربه دینی]] در [[سرشت]] [[وحی]]، بر مواجهه [[پیامبر]] با [[خدا]] تأکید می‌‌شود. [[پیامبر]] از این مواجهه تفسیری دارد که عرضه می‌‌کند. آنچه ما به عنوان [[پیام]] [[وحی]] می‌شناسیم، در واقع [[تفسیر]] [[پیامبر]] و ترجمان او از تجربه‌اش می‌‌باشد. همچنین تجربه فارغ از زبان است، و میان [[خدا]] و [[پیامبر]] سخنی رد و بدل نشده، زبان صورتی است که [[پیامبر]] در قالب آن، [[تفسیر]] خود را به دیگران انتقال می‌‌دهد<ref>قائمی‌نیا، وحی و افعال گفتاری، ص۴۶.</ref>.
*[[تجربه دینی]]، در معنایی عام و فروتر از القای [[وحی]] از [[خدا]] به [[پیامبر]]، می‌‌تواند دیدگاهی قابل پذیرش باشد؛ به ویژه در معانی پیشین آن، مانند [[الهام]]، [[کشف]] و [[شهود]] [[عرفانی]]، [[خداشناسی]] [[فطری]]، مشاهده دست [[قدرت]] و [[عنایت الهی]]، مانند شفای بیماران و [[استجابت دعا]] و حاضر و ناظر دیدن [[خدا]] در [[زندگی]] روزمره که در [[فرهنگ اسلامی]] ما نیز مصادیقی پذیرفته‌اند؛ به خصوص اگر این اصل را بپذیریم که [[تجربه دینی]] با امور فراطبیعی پیوندی تنگاتنگ دارد<ref>یوسفیان، مبانی اندیشه اسلامی ۲، ص۸۰ - ۷۹.</ref> و به معنای احساس [[وابستگی]] [[انسان‌ها]] به موجودی متعالی و فرا بشری می‌‌باشد<ref>پترسون و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ص۳۷.</ref>؛ اما فراتر از این، یعنی همسان دیدن [[وحی]] و [[تجربه دینی]]، به [[علل]] فراوان امری غیر قابل قبول است؛ زیرا خاستگاه و زمینه‌های پیدایش [[تجربه دینی]] که بیشتر جنبه بشری و زمینی دارد، غیر از چیزی است که برای [[وحی]] از [[سهو]] و [[نسیان]] و [[خطا]] بری شمرده می‌‌شود<ref>ضمانت این سلامت، به تعبیر علامه طباطبایی سه نوع عصمت است: عصمت در تلقی وحی، عصمت در تبلیغ و عصمت از معصیت. (طباطبایی، المیزان، ص۱۴۲).</ref>. برخی از این عوامل عبارتند از<ref>برای مطالعه عوامل فوق بنگرید به: یوسفیان، مبانی اندیشه اسلامی ۲، ص۸۲ - ۸۰.</ref>:
#[[ضعف]] نظام‌های [[فلسفی]] از [[آموزه‌های دینی]]؛
#نقد [[کتاب مقدس]]؛
#[[همراهی]] با [[علوم تجربی]]؛
#تحلیل مادی‌گرایی از پدیده‌های ماورایی<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۹۲-۱۹۳.</ref>.
==منابع==
==منابع==
* [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']]
* [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']]
* [[پرونده:10119661.jpg|22px]] [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات علم کلام''']]


==جستارهای وابسته==
==جستارهای وابسته==
۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش