|
|
| خط ۱۰: |
خط ۱۰: |
|
| |
|
| ==مقدمه== | | ==مقدمه== |
| *این [[رذیلت اخلاقی]]، در شمار بدترین صفات- و یا میتوان گفت که بدترین آنها است. شرک را از [[کفر]] نیز بدتر دانستهاند؛ چرا که [[کافر]] تنها بر خویشتن [[ظلم]] میکند، [[مشرک]] امّا چون [[حضرت]] [[حق]] را چون دیگر اشیاء میبیند، و در کنار او سنگی، درختی، [[آدمی]] ضعیف و یا شیئی دیگر را به ربوبیّت برمیگزیند، بر خویشتن و بر [[خالق]] خویش هردو [[ظلم]] کرده است!. از اینروست که شرک در [[قرآن کریم]] "[[ظلم]] بزرگ" خوانده شده است:{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که لقمان به پسرش- در حالی که بدو اندرز میداد- گفت: پسرکم! به خداوند شرک مورز که شرک، ستمی سترگ است» سوره لقمان، آیه ۱۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۴۳.</ref>. | | *[[شرک]]، نقطه مقابل [[توحید]] است. کلمه [[شرک]]، از مشارکت است. آیا معنای شرکت این است که لزوماً [[انسان]] غیر [[خدا]] را با [[خدا]] شریک بکند، یعنی در آن [[واحد]] دو معبود داشته باشد؟ و اگر احیاناً [[انسان]] به کلی [[خدا]] را نپرستد و تنها موجودی غیر [[خدا]] را [[پرستش]] کند، دیگر [[مشرک]] نیست؟ |
| *این [[رذیلت اخلاقی]]، به گونهای درشت و بنیانسوز است، که استعداد بخشوده شدن را در وجود [[آدمی]] سوزانده سراسر از بین میبرد: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ}}<ref>«بیگمان خداوند این را که بدو شرک ورزند نمیآمرزد؛ و (گناه) پایینتر از آن را برای هر کس که بخواهد میبخشاید» سوره نساء، آیه ۴۸.</ref>
| | *در اصطلاح [[قرآن]]، تنها معنای [[شرک]]، ثنویت در [[اعتقاد]] نیست، بلکه معنای [[شرک]]، به جای [[خدا]] غیر [[خدا]] را نهادن است؛ چون در [[منطق]] [[قرآن]] همه موجودات [[خدا]] را [[پرستش]] میکنند. حال اگر کسی غیر [[خدا]] را به جای [[خدا]] نهاد، در [[عبودیت]] برای [[خدا]] شریک قائل شده است. گرچه خود او غیر از آن معبود [[باطل]] چیز دیگری را نپرستد. |
| *کوتاه سخن آنکه شرک، سقوط آور است؛ و [[مشرک]] به بدترین گونهای که برای یک [[انسان]] متصوّر است، سقوط کرده است: {{متن قرآن|وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ}}<ref>« و هر کس به خداوند شرک ورزد چنان است که از آسمان فرو افتد و پرندگان او را بربایند یا باد او را به جایی دور اندازد» سوره حج، آیه ۳۱.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۴۴.</ref>. | | *[[اعتقاد]] به [[قدرت]] مافوق [[قوانین]] عادی [[طبیعت]] برای یک موجود، اعم از [[فرشته]] یا [[انسان]] (مثلاً [[پیغمبر]] یا [[امام]])، [[شرک]] است؛ اما [[اعتقاد]] به [[قدرت]] و تأثیر در حد معمول و متعارف [[شرک]] نیست. *همچنین [[اعتقاد]] به [[قدرت]] و تأثیرِ [[انسان]] از دنیارفته نیز [[شرک]] است. پس، [[اعتقاد]] به [[درک]] داشتن مرده و [[سلام]] کردن به او و [[تعظیم]] کردن و [[احترام]] کردن او و [[خواندن]] و ندا کردن او و درخواست از او [[شرک]] است؛ زیرا مستلزم [[اعتقاد]] به نیروی ماوراءالطبیعی برای غیر خداست. همچنین [[اعتقاد]] به تأثیرات مرموز و نشناخته برای اشیا، [[اعتقاد]] به تأثیر داشتن [[خاک]] بخصوص در شفای [[بیماری]] و یا تأثیر داشتن مکان مخصوص برای [[استجابت دعا]] [[شرک]] است؛ زیرا مستلزم [[اعتقاد]] به نیروی ماوراءالطبیعی در یک شیء است. |
| *[[خداوند]] بزرگ، [[هوای نفس]] [[آدمی]] را در شمار خدایان او برشمرده است، همانگونه که بتان در این فهرست قرار دارند: {{متن قرآن|أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ}}<ref>«آیا آن کس را دیدی که هوای (نفس) خود را، خدای خویش گرفته است » سوره جاثیه، آیه ۲۳.</ref>. از اینرو، [[اهل حق]] تفاوتی میان الهههای سخیف بعضی از [[ملل]] [[پست]] - همچون آلت نرینه و مادینه – و الهههای دیگر -همچون [[شهوت]] جنسی، که بسیار کسان را در [[حکم]] صنم است - نمینهند؛ از اینرو، آن [[مشرکان]] تفاوتی با این [[مشرکین]] ندارند؛ هردو در شرکند و هردو را پروردگاری در کنار [[پروردگار]] تواناست!<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۴۴.</ref>. | | *هستی به دو بخش تقسیم میشود: [[طبیعت]] و ماورای [[طبیعت]]. ماورای [[طبیعت]]، قلمرو اختصاصی [[خداوند]] است و [[طبیعت]] قلمرو اختصاصی مخلوق او و یا قلمرو مشترک [[خدا]] و مخلوقات است. یک سلسله [[کارها]] جنبه ماوراءالطبیعی دارد، از قبیل [[احیا]] (زنده کردن) و اماته (میراندن)، روزی دادن و امثال اینها و [[باقی]]، کارهای عادی و معمولی است. کارهای فوق معمولی قلمرو اختصاصی خداست و [[باقی]]، قلمرو مخلوقات او. این از جنبه [[توحید]] نظری. |
| *اضافه میکنم که [[شیطان]]، برای بعضی از [[مردمان]] معبود است و برای بعضی دیگر [[پیشوا]]؛ و آیا تفاوتی میان این دو دسته از [[مردم]] هست؟؛ آیا میتوان میان آنکه اجرام آسمانی را در کنار [[حضرت]] [[حق]] مؤثّر در این عالم میداند، با آنکه زکاوت و [[تیزهوشی]] خود را در کسب [[رزق]] و دفع مشکلات مؤثّر میداند، تفاوتی نهاد؟. | | *اما از جنبه [[توحید عملی]]: هر نوع توجه [[معنوی]] به غیر [[خداوند]] به نحوی که توجهکننده بخواهد نوعی [[رابطه قلبی]] و [[معنوی]] میان خود و طرف مقابل برقرار کند و او را بخواند و متوجه خود سازد، به او [[توسل]] جوید و از او [[اجابت]] بخواهد؛ همه اینها [[شرک]] و [[پرستش]] غیر خداست؛ چون [[عبادت]] جز اینها چیزی نیست و [[عبادت]] غیر [[خدا]] به [[حکم عقل]] و [[ضرورت]] [[شرع]] جایز نیست و مستلزم [[خروج]] از [[اسلام]] است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۲۵.</ref>. |
| *آنکس که در مقابل بتی سر فرو میآورد تا کامش برآرد، و آنکس که در مقابل کسی [[خضوع]] میکند تا ریاستی بدست آرد، هردو مشرکند و هردو را پروردگاری دیگر جز از [[قادر]] [[متعال]] است!؛ و چه تلخ است که [[آدمی]] عمری در این عالم بزید و از سفره [[حضرت]] [[حق]] لقمه برگیرد و سرانجام با شرک به او، از این دنیای فانی گذر کند!؛ | |
| *آیا برای [[شیطان]]، کامی شیرینتر از این میتوان تصور نمود؟. تنها به او از شرک - که خلاصی یافتن از آن، سخت دشوار است! - [[پناه]] میبریم<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۴۵.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==منابع== | | ==منابع== |