|
|
| خط ۵: |
خط ۵: |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> |
|
| |
|
| ==مقدمه== | | ==چیستی [[پلورالیسم دینی]]== |
| *کلمه "[[پلورالیسم]]" به معنای وجود نژادهای گوناگون یا [[عقاید]] [[دینی]] و [[سیاسی]] گوناگون در [[جامعه]] است<ref>اکسفورد، ۹۵۳.</ref>. از شاخههای [[پلورالیسم]]، [[کثرتگرایی دینی]] است که در دو معنا آن را به کار میبرند: یکی برداشتهای متفاوت از [[دین]] و به عبارت دیگر، قرائتهای مختلف از [[دین]]، و دیگر، همسنگ دانستن همه [[ادیان]] برای رسیدن به [[حقیقت]]. بنابر این معنا، [[ادیان]] مختلف، راههای گوناگونی برای رسیدن به یک حقیقتاند<ref>پلورالیسم دینی، ۱۰.</ref>. بنابر معنای نخست، که آن را "[[کثرتگرایی]] در [[فهم]] [[دین]]" میخوانند، [[انسانها]] برای رسیدن به [[سعادت]]، میتوانند قرائتهای مختلفی از [[آموزههای دینی]] فراچنگ آورند. به عبارتی دیگر، رسیدن به [[سعادت]]، تنها از گذر یک قرائت ممکن نمیشود؛ بلکه قرائتهای مختلفی دارد و هر کس میتواند از آن طریق به [[سعادت]] دست یابد. معنای دوم نیز- که آن را "[[کثرتگرایی دینی]]" نام کردهاند- بر آن است که انسانهای سعادتطلب میتوانند هر یک از [[ادیان الهی]] را که میخواهند برگزینند و به تعالیمش عمل کنند و به [[حقیقت]] متعالی برسند. رگههایی رقیق از [[کثرتگرایی دینی]] را میتوان در آثار علمای متقدم [[مسلمان]] همچون یوحنای دمشقی، [[امام]] [[محمد غزالی]]، اخوان الصفا و [[محی الدین]] ابن [[عربی]] بازیافت<ref>مدخل مسائل جدید در علم کلام، ۲/ ۱۸.</ref>؛ اما بروز و نمود فعلی آن وامدار دغدغههای [[فکری]] اندیشهمندان غربی در دهههای اخیر است. مواجهه با کاستیهای تعالیم کتاب مقدس، نگرانی برای یافتن راه حلی برای [[زندگی]] مسالمتآمیز [[پیروان]] [[مذاهب]] گوناگون و آرزوی [[سعادت]] برای همه افراد [[بشر]]، از مهمترین [[علل]] پدید آمدن [[کثرتگرایی]] دینیاند<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۱۷۰.</ref>. | | *از مسائل مهمی که [[علم کلام]] به آن پرداخته است، نگاه به [[دین]] از منظر [[حق]] یا [[باطل]] بودن آن است که به اصطلاح [[علمی]] به آن [[پلورالیسم دینی]] میگویند. [[مکتب]] [[پلورالیسم]] اولین بار، از سوی [[جان]] هیک [[انگلیسی]] پایهگذاری شد. وی با [[نوشتن]] کتابی به نام اسطورۀ [[حلول]] [[خداوند]]، در سال ۱۹۹۷، دیدگاه رایج [[مسیحیت]] دربارۀ [[حلول]] و تجسد [[خداوند]] به چالش کشید. |
| ==موضع [[شیعه]] در برابر [[کثرتگرایی]] [[فهم]] [[دینی]]==
| | *دو معنا برای [[پلورالیسم دینی]] تعریف شده است: یکی برداشتهای متفاوت از [[دین]] و به عبارت دیگر، قرائتهای مختلف از [[دین]] و دیگری همسنگ دانستن همۀ [[ادیان]] برای رسیدن به [[حقیقت]]. بنابر معنای اول، [[ادیان]] مختلف، راههای گوناگونی برای رسیدن به یک [[حقیقت]] دارند. همچنین بنابر معنای نخست، که آن را "[[کثرتگرایی]] در [[فهم]] [[دین]]" میخوانند، [[انسانها]] برای رسیدن به [[سعادت]]، میتوانند [[آموزههای دینی]] را با قرائتهای مختلف [[تفسیر]] کنند<ref>فرهنگ شیعه، ص ۱۷۰.</ref>. |
| *[[شیعیان]] معتقدند که [[آموزههای اسلامی]] بر دو بخشاند: یکی ضروریات [[دینی]] که تغییر نمیپذیرند، و دیگر، [[قوانین]] متغیر<ref>عقائد الشیعة الامامیة، ۵۶۵.</ref>. اگر مراد کثرتگرایان این است که میتوان از اصول ثابت [[اسلام]] قرائتهای گوناگون به دست داد، باید گفت که اصول ثابت، ضروری دیناند و تغییر و قرائتهای گوناگون نمیپذیرند و [[وحی]] الهیاند که بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل شده است<ref>انعام/ ۱۹؛ فرقان/ ۱؛ اعراف/ ۱۵۸.</ref>. بنابر گفتار صریح [[پیامبر]]{{صل}} و [[امامان معصوم]]{{عم}}، اصول ثابت [[اسلام]]، ابدیاند و هیچگاه دگرگونی نخواهند پذیرفت<ref>بحارالانوار، ۲۶۰۲؛ اصول کافی، ۱/ ۱۷۲.</ref>. از این [[قوانین]] است [[حرمت]] [[ظلم]]، [[وجوب عدل]]، [[لزوم]] [[ادای امانت]] و دفع غرامت و [[وفا به عهد]]. بدینسان، [[پلورالیسم]]- به معنای تغییر اصول ثابت [[اسلام]]- نزد همه علمای [[شیعه]] مردود و مطرود است<ref>عقائد الشیعة الامامیة، ۵۶۶- ۵۶۴؛ گوهر مراد، ۳۹۹؛ کشف المراد، ۳۷۵؛ شریعت در آئینه معرفت، ۱۰۳.</ref>. چنانچه مراد کثرتگرایان این است که میتوان از [[قوانین]] متغیر [[اسلام]]، برداشتهای گوناگون به [[فهم]] آورد، [[شیعه]] نیز- با شرایطی- آن را پذیرفته است. بنابر باورهای [[شیعیان]]، پیش آمدن وقایع نو در عرصه [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] [[انسان]]، مقرراتی جدید طلب میکند و [[وظیفه]] وضع این مقررات بر عهده [[علمای دین]] است. عالم [[دینی]] با بهرهگیری از روش [[استنباط]] و [[ادله]] اربعه، میکوشد تا برای نیازهای نوپیدای [[انسان]]، پاسخ بیابد. این کوشش- که روشمند و منضبط است- "[[اجتهاد]]" نام دارد. [[اجتهاد]] از آن رو که از روشی ویژه بهره میبرد و شرطهایی دارد، با [[اباحیگری]] و استنباطهای غیر مستند متفاوت است<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۱۷۰.</ref>.
| | ==نقد [[پلورالیسم دینی]]== |
| *[[اجتهاد]] وسیلهای است که [[احکام]] کلی [[شریعت]] را درباره همه موضوعات- از جمله موضوعات نوپیدای [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] [[انسان]]- بیان میکند<ref>شریعت در آئینه معرفت، ۲۱۷.</ref>. [[حکم]] موضوعاتی همانند مواصلات، [[فنون]] [[جنگی]]، درمان [[بیماریها]]، نوع مسکن و پوشاک و... از [[احکام]] و [[قوانین]] متغیر [[اسلام]] است<ref>عقائد الشیعة الامامیه، ۵۶۶ و ۵۶۷.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۱۷۰.</ref>. | | *[[دانشمندان]] [[علم کلام]] این [[باور]] پلورالیسمی از هر دو نوع را مورد نقد قرا داده اند: |
| | | #در مورد کثراتگرایی در مفاهیم [[دینی]]، [[دانشمندان]] [[علم کلام]] معتقدند [[آموزههای دینی]] بر دو بخشاند: یکی ضروریات [[دینی]] که تغییر نمیپذیرند و دیگری [[قوانین]] متغیر. اگر منظور از [[کثرتگرایی دینی]] تغییر اصول ثابت [[دینی]] باشد، باید گفت اصول ثابت [[دینی]]، جزء ضروریات دیناند و تغییر و قرائتهای گوناگون را نمیپذیرد زیرا بنابر گفتار صریح [[پیامبر]] (صلی [[الله]] علیه واله) و [[امامان معصوم]] اصول ثابت [[اسلام]]، ابدیاند و هیچگاه دگرگونی نخواهند پذیرفت، مثل [[حرمت]] [[ظلم]]، [[وجوب عدل]]، [[لزوم]] [[ادای امانت]] و دفع غرامت و [[وفا به عهد]]. به این ترتیب [[پلورالیسم]] ـ به معنای تغییر اصول ثابت [[اسلام]] ـ نزد همۀ علمای [[شیعه]] مردود و مطرود است. اما اگر مراد کثرتگرایان این است که میتوان از [[قوانین]] متغیر [[اسلام]]، برداشتهای گوناگون داشت، علمای [[شیعه]] نیز با شرایطی آن را پذیرفتهاند چراکه پیش آمدن وقایع نو در عرصۀ [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] [[انسان]]، مقرراتی [[جدید]] طلب میکند و وظیفۀ وضع این مقررات بر عهدۀ [[علمای دین]] است<ref>فرهنگ شیعه، ص ۱۷۰. </ref>. |
| ==موضع [[تشیع]] در برابر کثرت [[دین]]==
| | #نوع دیگر [[پلورالیسم دینی]] یعنی همسنگ شمردن تمام [[ادیان]]، یعنی هر [[دینی]] میتواند ما را به [[حقیقت]] برساند؛ این نظریه هم توسط [[اندیشمندان]] [[علم کلام]] مورد نقد قرا گرفته است چراکه ایشان معتقدند [[دین]]، کثرت نمیپذیرد و یکی بیش نیست؛ [[حقیقت]] [[دین]]، یکی است که همان [[تسلیم]] شدن در برابر [[خداوند]] است؛ اما هر امتی بسته به [[توانایی]] خودش به این [[دین]] یگانه فراخوانده شده است. از نظر [[دین اسلام]]، همۀ شریعتهای پیشین در روزگار خویش [[حقانیت]] داشتهاند، اما [[پس از ظهور]] [[اسلام]]، [[نسخ]] شده و کنار رفتهاند و از آن پس، [[حقانیت]] تنها از آنِ [[دین اسلام]] شده است<ref>فرهنگ شیعه، ص ۱۷۰. </ref>. |
| *[[شیعیان]] بر آناند که [[دین]]، کثرت نمیپذیرد و یکی بیش نیست. [[حقیقت]] [[دین]]، یکی است که همانا [[تسلیم]] در برابر [[خداوند]] است؛ خداوندی که [[سلطه]] و [[حاکمیت]] مطلق و آفریدگاری از آنِ او است و [[پرستش]] تنها او را میسزد؛ اما هر امتی بسته به [[توانایی]] و [[دانایی]] و عصر و دوره زندگیاش، به این [[دین]] یگانه فراخوانده شده است<ref>مدخل مسائل جدید در علم کلام، ۲/ ۲۹۶.</ref>. از نظرگاه [[اسلامی]]، همه شریعتهای پیشین در روزگار خویش [[حقانیت]] داشتهاند<ref>المیزان، ۱/ ۲۵۳.</ref>؛ اما پس از [[ظهور اسلام]]، [[نسخ]] شده و کنار رفتهاند و از آن پس، [[حقانیت]] تنها از آنِ [[دین اسلام]] است<ref>مصنفات شیخ مفید، ۱۴/ ۳۰.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۱۷۱ -۱۷۲.</ref>.
| | ==[[ادله]] نقد [[پلورالیسم]]== |
| *این مدعا سه [[دلیل]] دارد که عبارتاند از:
| | *البته این نظریه فقط صرف ادعا نیست بلکه دارای ادلۀ [[عقلی]] و [[نقلی]] است. |
| #'''[[دلیل نقلی]]:''' بنابر [[آیات قرآنی]]، [[پیامبر اسلام]]{{صل}} خاتم [[پیامبران]] و [[شریعت اسلام]]، کامل کننده [[شرایع]] پیشین است. از این رو، [[قوانین]] این [[شریعت]] [[هدایت]] [[بشر]] را تا ابد بر عهده دارد<ref>{{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ }}؛ سوره مائده، آیه ۳؛ {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ }}؛ سوره توبه، آیه ۳۳.</ref>. آموزههای بنیادی [[شرایع]] پیشین همچنان بر جای ماندهاند و [[اسلام]] نیز آنها را پذیرفته است؛ اما آموزههای فرعی را- اگر [[نیازمند]] [[نسخ]] بودهاند- [[نسخ]] کرده است<ref>المیزان، ۵/ ۳۴۸.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۱۷۲.</ref>.
| | #[[دلیل نقلی]]: بنابر [[آیات قرآنی]]، [[پیامبر اسلام]] خاتم [[پیامبران]] و [[شریعت اسلام]]، کامل کنندۀ [[شرایع]] پیشین است. از این رو، [[قوانین]] این [[شریعت]] [[هدایت]] [[بشر]] را تا ابد بر عهده دارد<ref>{{متن قرآن|الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِينًا}}«امروز کافران از بازگشت شما از دین خویش نومید شدهاند. از آنان مترسید از من بترسید. امروز دین شما را به کمال رسانیدم و نعمت خود بر شما تمام کردم و اسلام را دین شما برگزیدم». سوره مائده، آیه ۳؛ {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ}}«اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دینها برتری دهد اگر چه مشرکان نپسندند» سوره توبه، آیه ۳۳.</ref>. |
| #'''[[دلیل عقلی]]:''' بسیاری از آموزههای [[ادیان]] پیشین که امروزه در دسترساند، با یکدیگر در [[تعارض]] و ناسازگاریاند<ref>موازنه بین ادیان چهارگانه، ۱۶- ۱۴.</ref>. بنابر [[حکم عقل]]، یا همه این آموزهها برحقاند یا همگی بر باطلاند و یا پارهای برحق و پارهای دیگر بر [[باطل]]. فرض نخست به [[حکم عقل]] ممکن نیست؛ زیرا اجتماع نقیضین حاصل میآید. فرض دوم نیز ممکن نیست؛ زیرا [[خداوند]] [[حکیم]] راه [[هدایت]] را بر [[بشر]] نمیبندد. نتیجه [[عقلی]] این است که فرض سوم درست است<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 172.</ref>.
| | #سیرۀ [[پیامبر]]{{صل}} هم اثبات کنندۀ همین مطلب است چراکه ایشان عده ای را به سمت [[مردم]] دیگر مناطق [[جهان]] و تمدنهای مطرح روزگار، فرستاند تا آنان را به [[دین اسلام]] [[دعوت]] کنند و این مطلب دلیلی روشن بر [[جهانی بودن اسلام]] است و نشان میدهد [[پیروان]] دیگر [[شرایع]] میباید از [[شریعت اسلام]] [[پیروی]] کنند و پس از [[اسلام]]، دیگر دینشان [[حقانیت]] ندارد<ref>فرهنگ شیعه، ص ۱۷۲. </ref>. |
| #'''[[سیره پیامبر]]{{صل}}:''' اینکه [[پیامبر اسلام]] به سوی [[مردم]] دیگر مناطق [[جهان]] و تمدنهای مطرح روزگار، سفیرانی گسیل کرد و [[پیام]] [[اسلام]] را به گوش آنان رسانید، دلیلی روشن بر [[جهانی بودن اسلام]] است و نشان میدهد که [[پیروان]] دیگر [[شرایع]] میباید از [[شریعت اسلام]] [[پیروی]] کنند<ref>آموزش عقاید، ۲/ ۱۵۱.</ref> و پس از [[اسلام]]، [[ادیان]] دیگر [[حقانیت]] خویش را از دست دادهاند<ref>شریعت در آئینه معرفت، ۹۸.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۱۷۲.</ref>.
| | #[[دلیل عقلی]]: بسیاری از آموزههای [[ادیان]] پیشین که امروزه در دسترساند، با یکدیگر در [[تعارض]] و ناسازگاریاند. بنابر [[حکم عقل]]، یا همۀ این آموزهها برحقاند یا بر باطلاند و یا پارهای برحق و پارهای دیگر بر [[باطل]]. فرض نخست به [[حکم عقل]] ممکن نیست؛ زیرا موجب اجتماع نقیضین میشود. فرض دوم نیز ممکن نیست؛ زیرا [[خداوند]] [[حکیم]] راه [[هدایت]] را بر [[بشر]] نمیبندد. نتیجۀ [[عقلی]] این است که فرض سوم درست است بنابراین نمیتوان قائل شد تمام [[ادیان]] [[انسان]] را به [[حقیقت]] میرساند<ref>فرهنگ شیعه، ص ۱۷۲. </ref>. |
| | | ==دیدگاه مقابل [[پلورالیسم]]== |
| ==پلورالیسم دینی در فرهنگ اصطلاحات علم کلام==
| | *در هر صورت [[پلورالیسم]] یا [[تکثرگرایی]] به این معناست که [[ادیان]] مختلف میتوانند به صورت نسبی، از [[حقانیت]] بهرهمند شوند. در مقابل این نظریه، دیدگاه [[انحصارگرایی]] است که تنها یک [[دین]] را مصداق [[دین کامل]] و برگزیدۀ [[الهی]] میداند و آن، [[دینی]] است که بر مبنای سه چیز باشد: [[صدق]]، [[حق]] و [[نجات]]. تقریباً همۀ [[ادیان]] بر [[انحصارگرایی]] [[دین]] خود [[باور]] دارند<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸. </ref>. |
| *[[حق]] یا [[باطل]] بودن و همچنین [[نجاتبخش]] بودن [[ادیان]]، از جمله مباحث ریشهدار و کهن [[کلامی]] است. بحث "[[پلورالیسم دینی]]"، از پررونقترین بحثها در این [[حوزه]] است که ابتدا در [[مغرب]] [[زمین]] سر برآورد و پس از آن، در [[کشورهای اسلامی]]، بهخصوص [[ایران]] از سوی روشنفکران داخلی نشو و نما یافت<ref>بنگرید به کتاب صراطهای مستقیم، عبدالکریم سروش و کتابی که در نقد آن بهنام صراط مستقیم، اثر عباس نیکزاد نوشته شده است.</ref>.
| | نظریۀ سومی که تقریبا میتوان گفت تقصیل دو نظریۀ بالاست نظریۀ شمولگرایی است. [[خالق]] این نظریه شخصی به نام کارل رانر است، ایشان با تفکیک میان [[حقانیت]] و [[نجات]]، [[دین حق]] را فقط [[مسیحیت]] میداند؛ اما نسبت به [[ادیان]] دیگر [[معتقد]] است تمامی [[ادیان]] غیر از [[مسیحیت]] در عین اینکه مصداق [[حقانیت]] نیستند، اما میتواند از [[نجات]] و [[رستگاری]] بهرمند شود<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸. </ref>. |
| *ابتدا به انواع [[پلورالیسم]] اشاره خواهد شد؛ سپس مجموعه نگاهها درباره [[حقانیت]] [[ادیان]] مورد توجه واقع میشود. پس از روش شدن مسئله در هر دو بحث پیشگفته، نقد و تحلیلی بر [[پلورالیسم دینی]] که موضوع اصلی تحقیق است، صورت خواهد گرفت<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۰۳.</ref>.
| | ==دوگونه [[پلورالیسم]] مثبت== |
| | | *البته [[پلورالیسم]] فقط در غالب [[حقانیت]] نسبی ادیانی خلاصه نمیشود؛ بلکه گونههای مختلفی از [[پلورالیسم]] وجود دارد که در اینجا به دو نمونه از آن اشاره شود<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸. </ref>: |
| ===رویکردهای مختلف درباره [[حقانیت]] و [[نجات]] [[ادیان]]===
| | #[[پلورالیسم]] در [[رفتار]]: [[پلورالیسم]] [[اخلاقی]] و [[رفتاری]] که کمچالشترین گونۀ [[پلورالیسم]] است، به این معنا که [[پیروان]] همۀ [[ادیان]] میتوانند در کنار هم، به صورت مسالمتآمیز [[زندگی]] کنند. این مسئله در [[سیره]] و [[سنت]] [[اسلامی]] مؤیداتی نیز دارد نظیر [[پیماننامه]] عمومی که [[پیامبر]]{{صل}} هنگام ورود به [[مدینه]]، میان [[مسلمانان]] و [[یهودیان]] نوشتند<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸. </ref>. |
| *مجموعه دیدگاههای مربوط به [[حقانیت]] [[ادیان]]، در سه قالب کلی: [[تکثرگرایی]]، شمولگرایی و [[انحصارگرایی]] توسط [[جان]] هیک گزارش شدهاند.
| | #[[پلورالیسم]] در [[رستگاری]]: [[نجات]] و [[رستگاری]]، [[هدف]] اساسی همۀ [[ادیان]] است. آنها مدعیاند [[پیروان]] خود را به [[نجات]] و [[رستگاری]] میرسانند، اما در [[پلورالیسم]] [[نجات]]، مسئله فراتر از این است؛ یعنی [[حقانیت]] تنها در یک [[دین]] منحصر است، اما این مسئله با [[نجات]] [[پیروان]] دیگر [[ادیان]] منافاتی ندارد<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸. </ref>. |
| #"[[پلورالیسم]]" یا "[[تکثرگرایی]]" به این معناست که [[ادیان]] مختلف میتوانند بهصورت نسبی، از [[حقانیت]] بهرهمند باشند. در مباحث پیشرو، بیشتر درباره آن صحبت خواهد شد.
| | *این نگاه از [[پلورالیسم]] در [[منابع اسلامی]]، مورد تأیید است؛ مثلا [[اسلام]] قائل است در جایی که [[پیروان ادیان]] که نسبت به شناختن [[دین حق]]، [[جاهل]] قاصر هستند، هر چند نسبت به این [[دین]] معرفتی ندارند ولی به خاطر اجرای [[اعمال]] [[اخلاقی]]، از [[عذاب اخروی]] [[نجات]] خواهند یافت<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸. </ref>. |
| #وجه مقابل آن، دیدگاه [[انحصارگرایی]] است که تنها یک [[دین]] را مصداق [[دین کامل]] و [[برگزیده الهی]] میداند و آن، [[دینی]] است که دارای سه ویژگی [[صدق]]، [[حق]] و [[نجات]] باشد. تقریباً همه [[ادیان]] بر [[انحصارگرایی]] [[دین]] خود [[باور]] دارند. [[مسیحیان]]، به خصوص مبتنی بر [[کتاب مقدس]] این دیدگاه را ارائه میدهند؛ آنجاکه از زبان [[حضرت مسیح]] گفته میشود: من راه [[راستی]] و حیات هستم؛ هیچکس نزد [[پدر]]، جز بهوسیله من نمیآید... اگر مرا میشناختید، [[پدر]] مرا نیز میشناختید... کسی که مرا دید، [[پدر]] را دیده است... آیا [[باور]] نمیکنید که من در [[پدر]] هستم و [[پدر]] در من است؟!<ref>یوحنا، ۱۴، ۱۰ - ۶.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۰۳.</ref>.
| | ==نتیجه گیری== |
| #دیدگاه سومی که شاید با نگاه میانه و درعینحال [[برتر]] ماندن [[دین]] [[مسیحیت]]، از سوی برخی [[اندیشمندان]] غربی ارائه شد، [[نظریه ]]"شمولگرایی" است.
| | *بنابراین میتوان گفت پلورالسیم در تمام ابعادش نه صحیح مطلق است و نه [[باطل]] مطلق. اما صحیح مطلق نبودن [[پلورالیسم]]، به خاطر نگاه این [[مکتب]] به [[ادیان]] است. در واقع پلورالسیم [[دینی]] [[معتقد]] است [[حقانیت]] [[ادیان]] به صورت نسبی است و این امر موجب [[گمراهی]] [[بندگان]] از سوی [[ادیان]] میشود، چراکه عدم تعیین مسیر قطعی از سوی [[ادیان الهی]] به منزلۀ مشخص نشدن راه مستقیم است و این یعنی [[گمراهی]] [[پیروان ادیان]]<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸. </ref>. اما [[باطل]] مطلق نبودن [[پلورالیسم]] به خاطر این است که دوگونه از [[پلورالیسم]] یعنی [[پلورالیسم]] [[رفتاری]] و [[رستگاری]] همانطور که در متن فوق گفته شد صحیح و مورد تأیید [[اسلام]] است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸.</ref>. |
| *[[کارل رانر]] که این نظریه به او منسوب است، با تفکیک میان [[حقانیت]] و [[نجات]]، تنها [[دین حق]] را [[مسیحیت]] به حساب میآورد؛ اما دیگر [[ادیان]]، در عین اینکه مصداق [[دین حق]] نیستند، [[پیروان]] آنها میتوانند از [[نجات]] و [[رستگاری]] بهرهمند باشند.
| |
| *در [[حقیقت]]، همه [[انسانها]] به هر [[دینی]] که [[باور]] داشته باشند، چون رسماً به [[مسیحیت]] [[معتقد]] نیستند، مسیحیانی بینام و نشان و مانند اعضای افتخاری یک سازمان بوده که مورد [[لطف]] کریمانه [[خدا]]، با [[عنایت]] [[حضرت مسیح]] قرار میگیرند؛ تا جایی که گفته شده کسانی که قبل از [[حضرت مسیح]] زیست میکرده، یا [[غسل]] تعمید نکردهاند، در درجهای از [[بهشت]] به نام "لیمبو"<ref>شبیه همان چیزی که در روایات ما به آن «اعراف» گفته میشود که فرزندان کفار در قیامت یا در آن یا در بهشت جای میگیرند، (مجلسی، بحارالانوار، ج۵، ص۲۹۶) که نه سختی جهنم و نه آسایش بهشت را داراست.</ref> وارد خواهند شد که نه تنعمات [[بهشت]] را داراست و نه عذابهای [[جهنم]] را<ref>الیاده، دینپژوهی، دفتر دوم، ص۳۴۱؛ پترسون و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ص۴۱۸.</ref>.
| |
| *باید یادآور شد که دیدگاه شمولگرایی، هم در تقریر [[جان]] هیک و هم در نظریه کارل رانر، در [[حقیقت]] به [[انحصارگرایی]] [[دین]] [[مسیح]] باز میگردد. آنها ابایی ندارند که حتی به این نکته تصریح کنند. رانر میگوید: از راه هیچ [[دینی]]، جز [[مسیحیت]] امکان [[رستگاری]] نیست؛ زیرا کلمه منحصربهفرد [[خدا]]، منحصراً در [[مسیح]] تجسد یافت. البته [[عیسی]]، [[کفاره]] [[نجات]] همه [[انسانها]] شد<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۰۴.</ref>.
| |
| *او همچنین بر این [[باور]] است که پیش از دوران مسحیت، نجاتیابی [[پیروان]] دیگر [[ادیان]] تنها بهدلیل [[اطاعت]] از [[مسیح]] بوده است<ref>پترسون و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ص۴۱۵.</ref>. [[جان]] هیک، تفاوت [[مسیحیت]] با دیگر [[ادیان]] را اینگونه [[وصف]] میکند: [[مسیحیت]] همانند داروی حیاتبخشی است به اسم [[مسیح]] که صددرصد [[خالص]] است، اما محصولات دیگری هم هستند که آنها دارای ماده شیمیایی [[مسیح]] بوده؛ ولی با عناصر دیگری رقیق و تحت نامهای دیگری به بازار عرضه شدهاند<ref>هیک، مباحث پلورالیسم دینی، ص۹۹.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۰۵.</ref>.
| |
| | |
| ===پیدایش [[پلورالیسم]]===
| |
| *[[تفکر]] [[پلورالیسم]] اولبار، از سوی [[جان]] هیک [[انگلیسی]] پایهگذاری شد. وی با [[نوشتن]] کتابی بهنام اسطوره [[حلول]] [[خداوند]]، در سال ۱۹۹۷ دیدگاه رایج [[مسیحیت]] را درباره [[حلول]] و تجسد [[خداوند]] به چالش کشید.
| |
| *ایشان همچنین پس از [[مهاجرت]] به بیرمنگام [[انگلیس]] و با ملاحظه [[پیروان]] مختلف [[ادیان]] در این [[شهر]] و [[تبعیض]] [[رفتاری]] که با آنها صورت میگرفت، دیدگاه [[پلورالیسم]] در [[حقانیت]] را برای [[پلورالیسم]] در [[رفتار]] ارائه داد<ref>هیک، مباحث پلورالیسم دینی، ص۳۰ - ۲۱.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۰۵.</ref>.
| |
| | |
| ===مفهوم [[پلورالیسم دینی]]===
| |
| *"[[پلورالیسم]]"، به این معناست که هرکدام از [[ادیان]] عالم میتوانند درجه و مرحلهای از [[حقانیت]] را واجد باشند؛ نه هیچکدام [[حق]] و نه [[باطل]] محض است. به بیان [[جان]] هیک، [[ادیان]] بزرگ [[جهان]]، تشکیلدهنده برداشتهای متفاوت از یک [[حقیقت]] غایی و مرموز الوهی اند<ref>الیاده، دینپژوهی، (مقاله تعدد ادیان جان هیک)، ص۳۰۱.</ref>. ترجمه [[فارسی]] این نکته که به نظر میآید ترجمه بیراهی نباشد "صراطهای مستقیم" است. ازاینرو، همه [[ادیان]] موجود، برای [[پیروان]] خود دارای [[حجت]] و اعتبار هستند<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۰۵.</ref>.
| |
| | |
| ===نقد مبانی [[پلورالیسم]]===
| |
| *"مبانی [[پلورالیسم]]"، از حدود دو دهه که این بحث به مراکز [[علمی]] [[جامعه]] ما وارد شده، مورد توجه و [[عنایت]] جدی قرار گرفته و مبانی آن به نقد کشیده شده است، که تفصیل آن از [[وظیفه]] این کتاب بیرون است<ref>جهت مطالعه مبانی پلورالیسم و نقدهای وارده، بنگرید به: کتابهای تدوین شده در حوزه کلام جدید و کتابهایی که اختصاصاً در مورد پلورالیسم نوشته شده است؛ از جمله کتابهای تحلیل و نقد پلورالیسم دینی، اثر علی ربانی گلپایگانی و کتاب صراط مستقیم، اثر عباس نیکزاد و مقالات متعددی که در این زمینه نگاشته شده است.</ref>.
| |
| *مهمترین مبانی [[پلورالیسم]]، عبارت است از: محدودیت [[شناخت]] [[انسان]] نسبت به [[کشف]] و به دست آوردن [[حقیقت]] مطلق و غایی؛ گستردگی و [[فراگیری]] [[رحمت]] و [[هدایت الهی]] نسبت به همه بندگانش و توجه به نظریه کانت است که میگفت آنچه امکان دارد، دستیابی به ظاهر و فنومن پدیدههاست، نه ذات و نومن آنها.
| |
| *از جمله نقدهای وارد بر [[التزام]] به [[پلورالیسم]]، نسبی و بیمبنا شدن گزارههای قدسی و [[الهی]]، [[زمینهسازی]] [[گمراهی]] [[بندگان]] از سوی [[ادیان]]، عدم تعیین مسیر درست [[هدایت]] از سوی [[ادیان الهی]]، اجتماع [[آموزههای دینی]] متضاد و حتی متناقض در [[حق]] بودن (مانند اجتماع [[توحید]] و [[تثلیث]] [[اسلام]] و [[مسیحیت]])، و نهایتاً اینکه [[پلورالیسم]]، برخلاف [[طبیعت]] و [[فطرت بشر]] است که همواره در کسب تمام [[کمالات]]، بهدنبال تشخیص سره از ناسره و خوب از بد یا خوب از خوبتر است؛ اما در [[پلورالیسم]] چنین التزامی وجود ندارد<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۰۵-۲۰۶.</ref>.
| |
| | |
| ===انواع [[پلورالیسم]]===
| |
| *مبحثی که در پایان بحث [[پلورالیسم]] باید مورد توجه قرار داد، گونههای مختلف [[پلورالیسم]] است، که از سه جهت میتواند مورد [[گفتگو]] قرار بگیرد:
| |
| | |
| *'''۱. [[پلورالیسم]] در [[حقانیت]]:''' که به تفصیل درباره آن صحبت شد.
| |
| *'''۲. [[پلورالیسم]] در [[رفتار]]:''' "[[پلورالیسم]] [[اخلاقی]] و [[رفتاری]]" که کمچالشترین گونه [[پلورالیسم]] است، به معنای [[زندگی]] [[پیروان]] همه [[ادیان]] در کنار هم، به صورت مسالمتآمیز و دوستانه است. البته از نظر [[جان]] هیک، میان این نوع از [[پلورالیسم]] با [[پلورالیسم دینی]]، ترابط و تلازم وجود دارد.
| |
| *برای این مسئله در [[سیره]] و [[سنت]] [[دینی]]، نمونه و مؤیدات متعددی میتوان یافت. نمونه روشن و برجسته آن، [[پیماننامه]] عمومی بود که وقتی [[پیامبر]]{{صل}} وارد [[مدینه]] شد، میان [[مسلمانان]] و [[یهودیان]] به ابتکار شخص [[پیامبر]] نوشته شد؛ که از جمله مفاد آن، [[امت]] واحده به شمار آمدن [[یهودیان]] و [[مسلمانان]] و عدم تعرض به همدیگر و [[آزادی]] هر دو گروه، در اجرای مراسم دینیشان و موارد متعدد دیگری است که در جهت همزیستی مسالمتآمیز بوده است و مهمترین آن، همان [[احترام]] به [[مخالفان]] و به رسمیت شناختن [[حقوق]] اقلیتهای [[دینی]] است<ref>بنگرید به: نصیری، منابع تاریخ اسلام، از جمله تاریخ تحلیلی صدر اسلام، ص۱۰۹ - ۱۰۶.</ref>.
| |
| *همچنین [[نامه]] [[امام علی]]{{ع}} به [[مالک اشتر]] را میتوان از این زمره برشمرد. [[حضرت علی]]{{ع}}، [[مالک اشتر]] را به [[محبت]] و [[دوستی]] به همه، چه [[مسلمان]] و چه غیر [[مسلمان]] سفارش میکند، از آن رو که [[مسلمانان]] هم [[کیش]] و دیگران همنوع وی در [[انسانیت]] هستند<ref>نهجالبلاغه، نامه ۵۳.</ref>.
| |
| *این نگاه در سخن و [[شعر]] [[عارفان]] [[اسلامی]]، بهوفور یافت میشود. دراینباره، [[نقلی]] [[معروف]] از عارف نامدار، [[ابوالحسن]] خرقانی آمده است: "هر که در این سرا در آید، نانش دهید و از ایمانش مپرسید؛ چه آنکس که بر درگاه [[حق]] به [[جان]] ارزد، بر خوان بوالحسن به نان ارزد"<ref>حقیقت، تاریخ عرفان و عارفان ایرانی، ص۱۲.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۰۶.</ref>.
| |
| *'''۳. [[پلورالیسم]] در [[رستگاری]]:''' [[نجات]] و [[رستگاری]]، [[هدف]] اساسی همه [[ادیان]] است. آنها مدعیاند [[پیروان]] خود را به [[نجات]] و [[رستگاری]] میرسانند، اما در [[پلورالیسم]] [[نجات]]، مسئله فراتر از این است؛ یعنی [[حقانیت]] تنها در یک [[دین]] منحصر است، اما این با [[رستگاری]] [[پیروان]] دیگر [[ادیان]] منافاتی ندارد.
| |
| *این نگاه در [[منابع اسلامی]] مورد تأیید است؛ بهخصوص [[پیروان]] دیگر [[ادیان]] که نسبت به شناختن [[دین حق]]، [[جاهل]] قاصر بودهاند، به خاطر اجرای [[اعمال]] [[اخلاقی]] و درست، از [[عذاب]] جاودانی [[نجات]] خواهند یافت. در [[قرآن]]، (بنابر [[تفسیر]] [[امام باقر]]{{ع}}) در مقابل کسانی که همه را اهل [[آتش جهنم]] میدانستند، از آنها به عنوان [[مستضعفین]]<ref>سوره نساء، آیه:۹۹ -۸۹. </ref> و {{متن قرآن|مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ}}<ref>«و دیگرانی که وانهاده به فرمان خداوندند» سوره توبه، آیه ۱۰۶.</ref> یاد شده است که سزاوار است [[خداوند]]، این گمراهانها را به [[بهشت]] داخل کند<ref>کلینی، کافی، ج۲، ص۳۸۳.</ref>. [[آیه]] مربوط به [[مستضعفین]]، هرچند ناظر به [[مستضعف]] [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] است؛ به [[اعتقاد]] [[علامه طباطبایی]] شامل [[مستضعف]] [[فکری]] نیز میشود. ایشان مستند آن را [[روایات]] متعددی میداند که آن [[روایات]]، افرادی را که به هر [[دلیل]] قاصر ماندهاند، [[مستضعف]] به شمار آورده است<ref>طباطبایی، المیزان، ج۵، ص۶۱ - ۵۱.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۰۷.</ref>.
| |
| *خلاصه آنکه پذیرش [[پلورالیسم]] در [[رستگاری]]، جواب بسیاری از [[شبههها]] در این زمینه است که معمولاً امروز در [[جامعه]] رونق و [[رسوخ]] دارد، مبنی بر اینکه آیا [[خداوند]]، تمام [[گمراهان]] و غیر [[مسلمانان]] را به [[جهنم]] میبرد؟ و سؤالاتی از این دست<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۰۸.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==منابع== | | ==منابع== |