بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'در کتاب خود با عنوان' به 'در کتاب') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*دربارۀ علوم گستردۀ [[امام علی|علی]]{{ع}} حدیث و سخن بسیار است، یکی از آنها تعلیم هزار باب علم از سوی [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} به آن حضرت است که با تعابیر مختلفی نقل شده است، مثل اینکه: [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]] به من هزار حرف یا کلمه آموخت که هرحرفی هزار حرف و کلمه را میگشاید، [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: {{عربی|اندازه=155%|إنّ النّبیّ حدّث علیّا ألف کلمة، کلّ کلمة یفتح ألف کلمة}}<ref>خصال، ص ۶۵۰</ref>، این روایات و روایات مشابه آن، نشاندهندۀ وسعت علومی است که آن حضرت از [[پیامبر]] فراگرفته و بحق، شهر علم پیامبر خدا را، در بود<ref>در زمینه ابعاد مختلف علم علی{{ع}} ر.ک: «موسوعة الامام علی بن ابیطالب»، ج ۱۰</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۶۰۵.</ref> | *دربارۀ علوم گستردۀ [[امام علی|علی]]{{ع}} حدیث و سخن بسیار است، یکی از آنها تعلیم هزار باب علم از سوی [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} به آن حضرت است که با تعابیر مختلفی نقل شده است، مثل اینکه: [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]] به من هزار حرف یا کلمه آموخت که هرحرفی هزار حرف و کلمه را میگشاید، [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: {{عربی|اندازه=155%|إنّ النّبیّ حدّث علیّا ألف کلمة، کلّ کلمة یفتح ألف کلمة}}<ref>خصال، ص ۶۵۰</ref>، این روایات و روایات مشابه آن، نشاندهندۀ وسعت علومی است که آن حضرت از [[پیامبر]] فراگرفته و بحق، شهر علم پیامبر خدا را، در بود<ref>در زمینه ابعاد مختلف علم علی{{ع}} ر.ک: «موسوعة الامام علی بن ابیطالب»، ج ۱۰</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۶۰۵.</ref> | ||
| خط ۱۴: | خط ۱۳: | ||
*آیتالله '''[[محمد حسین مظفر]]''' در دو کتاب ''«[[علم الإمام ۲ (کتاب)|علم الإمام]]»'' و ''«[[پژوهشی در باب علم امام (کتاب)|پژوهشی در باب علم امام]]»'' در اینباره گفته است: | *آیتالله '''[[محمد حسین مظفر]]''' در دو کتاب ''«[[علم الإمام ۲ (کتاب)|علم الإمام]]»'' و ''«[[پژوهشی در باب علم امام (کتاب)|پژوهشی در باب علم امام]]»'' در اینباره گفته است: | ||
*«یکی دیگر از منابع علوم سرشار آنان است که گروهی از روایات به آن اشاره دارد و ما به نقل یکی از آنها میپردازیم: [[ابی بصیر]] میگوید: خدمت [[امام صادق]]{{ع}} رسیدم و عرض کردم: قربانت گردم، از شما پرسشی دارم، آیا در اینجا کسی هست که سخن مرا بشنود؟. [[امام]]{{ع}} پردهای را که میان آنجا و اطاق دیگر بود، بالا زد و آنجا سرکشید و سپس فرمود: ای ابا محمّد هر چه میخواهی بپرس. عرض کردم: قربانت گردم، [[شیعیان]] [[روایت]] نقل میکنند که [[پیامبر]]{{صل}} به [[امام علی|علی]]{{ع}} بابی از علم آموخت که از آن [[هزار باب علم]] گشوده میشود. فرمود: ای ابا محمد، [[پیامبر]]{{صل}} به [[امام علی|علی]]{{ع}} [[هزار باب]] از علم آموخت که از هر باب آن [[هزار باب]] گشوده میشود. عرض کردم: به خدا که علم کامل اینست <ref>{{عربی|اندازه=130%|« دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي أَسْأَلُكَ عَنْ مَسْأَلَةٍ هَاهُنَا أَحَدٌ يَسْمَعُ كَلَامِي قَالَ: فَرَفَعَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} سِتْراً بَيْنَهُ وَ بَيْنَ بَيْتٍ آخَرَ فَاطَّلَعَ فِيهِ ثُمَّ قَالَ: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ قَالَ: قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ شِيعَتَكَ يَتَحَدَّثُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ {{صل}} عَلَّمَ عَلِيّاً {{ع}} بَاباً يُفْتَحُ لَهُ مِنْهُ أَلْفُ بَابٍ قَالَ: فَقَالَ: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ عَلَّمَ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} عَلِيّاً {{ع}} أَلْفَ بَابٍ يُفْتَحُ مِنْ كُلِّ بَابٍ أَلْفُ بَابٍ قَالَ: قُلْتُ هَذَا وَ اللَّهِ الْعِلْم»}}؛ الکافی (ط - الإسلامیة)، ج۱، ص۲۳۹ ح۱.</ref>؛ آنگاه [[امام صادق]]{{ع}} چون دید [[ابا بصیر]] این منبع عظیم را بزرگ شمرده است، شروع کرد به بیان منابعی عظیمتر و سرشارتر و فرمود: جامعه نزد آنهاست و آن، طوماری است به طول هفتاد ذراعِ [[پیامبر]]{{صل}} و به املاء زبانی آن حضرت و دستخط [[امام علی|علی]]{{ع}} که تمام حلالها و حرامها و هر چه مردم بدان نیازمندند در آن موجود است حتی جریمۀ خراش. سپس فرمود: [[جفر]] که مخزنی است از چرم و علم انبیاء و اوصیا و همۀ دانشمندان پیشین بنی اسرائیل در آن وجود دارد، نزد آنهاست. و آنگاه فرمود: [[مصحف فاطمه]]{{س}} که سه برابر قرآن است نزد آنهاست. سپس [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{عربی|اندازه=150%|«إِنَ عِنْدَنَا عِلْمَ مَا كَانَ وَ عِلْمَ مَا هُوَ كَائِنٌ إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَة»}}<ref>همانا علم گذشته و آینده تا روز قیامت نزد ماست.</ref>در تمام این مراحل ابابصیر با شگفتی و تعجب میگفت:{{عربی|اندازه=150%|«هَذَا وَ اَللَّهِ اَلْعِلْم»}}<ref>به خدا سوگند علم کامل همین است.</ref> و [[امام]]{{ع}} میفرمود:{{عربی|اندازه=150%|« إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ لَيْسَ بِذَاك »}}<ref>این علم هست اما نه آن علم کامل.</ref> پس ابابصیر گفت: جانم به فدایت، پس آن علم کامل کدام است؟ و [[امام]]{{ع}} فرمود:{{عربی|اندازه=150%|« مَا يَحْدُثُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ وَ الْأَمْرُ بَعْدَ الْأَمْرِ وَ الشَّيْءُ بَعْدَ الشَّيْء »}}<ref>علمی که در هر شب و هر روز دربارۀ موضوعی پس از موضوع دیگر و چیزی پس از چیز دیگر تا روز قیامت پدید آید.</ref> ما گرچه این منابع و قدر این چشمهها را نمیدانیم اما از این بیان میفهمیم، علمی که افزون بر آن نیست، روزی [[امامان]]{{عم}} ما شده و اگر بیان اجازه میداد نامی بالاتر از "حضوری" و "بالفعل" بر آن بگذاریم، دریغ نداشتیم. | *«یکی دیگر از منابع علوم سرشار آنان است که گروهی از روایات به آن اشاره دارد و ما به نقل یکی از آنها میپردازیم: [[ابی بصیر]] میگوید: خدمت [[امام صادق]]{{ع}} رسیدم و عرض کردم: قربانت گردم، از شما پرسشی دارم، آیا در اینجا کسی هست که سخن مرا بشنود؟. [[امام]]{{ع}} پردهای را که میان آنجا و اطاق دیگر بود، بالا زد و آنجا سرکشید و سپس فرمود: ای ابا محمّد هر چه میخواهی بپرس. عرض کردم: قربانت گردم، [[شیعیان]] [[روایت]] نقل میکنند که [[پیامبر]]{{صل}} به [[امام علی|علی]]{{ع}} بابی از علم آموخت که از آن [[هزار باب علم]] گشوده میشود. فرمود: ای ابا محمد، [[پیامبر]]{{صل}} به [[امام علی|علی]]{{ع}} [[هزار باب]] از علم آموخت که از هر باب آن [[هزار باب]] گشوده میشود. عرض کردم: به خدا که علم کامل اینست <ref>{{عربی|اندازه=130%|« دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي أَسْأَلُكَ عَنْ مَسْأَلَةٍ هَاهُنَا أَحَدٌ يَسْمَعُ كَلَامِي قَالَ: فَرَفَعَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} سِتْراً بَيْنَهُ وَ بَيْنَ بَيْتٍ آخَرَ فَاطَّلَعَ فِيهِ ثُمَّ قَالَ: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ قَالَ: قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ شِيعَتَكَ يَتَحَدَّثُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ {{صل}} عَلَّمَ عَلِيّاً {{ع}} بَاباً يُفْتَحُ لَهُ مِنْهُ أَلْفُ بَابٍ قَالَ: فَقَالَ: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ عَلَّمَ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} عَلِيّاً {{ع}} أَلْفَ بَابٍ يُفْتَحُ مِنْ كُلِّ بَابٍ أَلْفُ بَابٍ قَالَ: قُلْتُ هَذَا وَ اللَّهِ الْعِلْم»}}؛ الکافی (ط - الإسلامیة)، ج۱، ص۲۳۹ ح۱.</ref>؛ آنگاه [[امام صادق]]{{ع}} چون دید [[ابا بصیر]] این منبع عظیم را بزرگ شمرده است، شروع کرد به بیان منابعی عظیمتر و سرشارتر و فرمود: جامعه نزد آنهاست و آن، طوماری است به طول هفتاد ذراعِ [[پیامبر]]{{صل}} و به املاء زبانی آن حضرت و دستخط [[امام علی|علی]]{{ع}} که تمام حلالها و حرامها و هر چه مردم بدان نیازمندند در آن موجود است حتی جریمۀ خراش. سپس فرمود: [[جفر]] که مخزنی است از چرم و علم انبیاء و اوصیا و همۀ دانشمندان پیشین بنی اسرائیل در آن وجود دارد، نزد آنهاست. و آنگاه فرمود: [[مصحف فاطمه]]{{س}} که سه برابر قرآن است نزد آنهاست. سپس [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{عربی|اندازه=150%|«إِنَ عِنْدَنَا عِلْمَ مَا كَانَ وَ عِلْمَ مَا هُوَ كَائِنٌ إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَة»}}<ref>همانا علم گذشته و آینده تا روز قیامت نزد ماست.</ref>در تمام این مراحل ابابصیر با شگفتی و تعجب میگفت:{{عربی|اندازه=150%|«هَذَا وَ اَللَّهِ اَلْعِلْم»}}<ref>به خدا سوگند علم کامل همین است.</ref> و [[امام]]{{ع}} میفرمود:{{عربی|اندازه=150%|« إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ لَيْسَ بِذَاك »}}<ref>این علم هست اما نه آن علم کامل.</ref> پس ابابصیر گفت: جانم به فدایت، پس آن علم کامل کدام است؟ و [[امام]]{{ع}} فرمود:{{عربی|اندازه=150%|« مَا يَحْدُثُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ وَ الْأَمْرُ بَعْدَ الْأَمْرِ وَ الشَّيْءُ بَعْدَ الشَّيْء »}}<ref>علمی که در هر شب و هر روز دربارۀ موضوعی پس از موضوع دیگر و چیزی پس از چیز دیگر تا روز قیامت پدید آید.</ref> ما گرچه این منابع و قدر این چشمهها را نمیدانیم اما از این بیان میفهمیم، علمی که افزون بر آن نیست، روزی [[امامان]]{{عم}} ما شده و اگر بیان اجازه میداد نامی بالاتر از "حضوری" و "بالفعل" بر آن بگذاریم، دریغ نداشتیم. | ||
==پانوس== | |||
{{پانویس}} | |||