←علل جنگ
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
==[[علل]] [[جنگ]]== | ==[[علل]] [[جنگ]]== | ||
* [[جنگ صفین]] یک از جنگهای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} است که میان ایشان و [[معاویه]] در منطقۀ [[صفّین]] واقع شد. [[معاویه]] از زمان [[خلیفه دوم]] [[والی]] [[شام]] بود که در زمان [[عثمان]] هم ادامه یافت و ۲۰ سال تسلّط بر آن مناطق داشت. وقتی [[امام علی]]{{ع}} به [[خلافت]] رسید، نااهلان را از کار کنار گذاشت. [[معاویه]] هم یکی از آنان بود، اما او [[فرمان امام]] را نپذیرفت و [[دشمنی]] دیرینهاش، او را به [[مخالفت با امام]] و کارشکنی در [[کارها]] و ایجاد [[آشوب]] در مناطق مختلف و [[شبیخون]] به قلمرو [[حکومت امام]] واداشت. او که خود [[طمع]] در [[خلافت]] داشت، زیر بار [[خلافت امام]] نرفت، دیگران را نیز تحریک کرد و [[خونخواهی]] [[عثمان]] را بهانه قرار داد و مکاتبات متعددی بین او و [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} انجام گرفت. [[امام]] در نامهای برای او نوشت: «کسانی که با خلفای گذشته [[بیعت]] کردند با من نیز [[بیعت]] کردند، [[طلحه]] و [[زبیر]] نقض [[بیعت]] کردند و اگر تو هم در آنچه [[مسلمانان]] داخل شدهاند وارد نشوی، با تو خواهم جنگید؛ در پایان بیان داشت که تو جزو [[طلقا]] هستی و [[شایسته]] [[خلافت]] نیستی»<ref> | * [[جنگ صفین]] یک از جنگهای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} است که میان ایشان و [[معاویه]] در منطقۀ [[صفّین]] واقع شد. [[معاویه]] از زمان [[خلیفه دوم]] [[والی]] [[شام]] بود که در زمان [[عثمان]] هم ادامه یافت و ۲۰ سال تسلّط بر آن مناطق داشت. وقتی [[امام علی]]{{ع}} به [[خلافت]] رسید، نااهلان را از کار کنار گذاشت. [[معاویه]] هم یکی از آنان بود، اما او [[فرمان امام]] را نپذیرفت و [[دشمنی]] دیرینهاش، او را به [[مخالفت با امام]] و کارشکنی در [[کارها]] و ایجاد [[آشوب]] در مناطق مختلف و [[شبیخون]] به قلمرو [[حکومت امام]] واداشت. او که خود [[طمع]] در [[خلافت]] داشت، زیر بار [[خلافت امام]] نرفت، دیگران را نیز تحریک کرد و [[خونخواهی]] [[عثمان]] را بهانه قرار داد و مکاتبات متعددی بین او و [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} انجام گرفت. [[امام]] در نامهای برای او نوشت: «کسانی که با خلفای گذشته [[بیعت]] کردند با من نیز [[بیعت]] کردند، [[طلحه]] و [[زبیر]] نقض [[بیعت]] کردند و اگر تو هم در آنچه [[مسلمانان]] داخل شدهاند وارد نشوی، با تو خواهم جنگید؛ در پایان بیان داشت که تو جزو [[طلقا]] هستی و [[شایسته]] [[خلافت]] نیستی»<ref>{{متن حدیث|إِنَّهُ بَایَعَنِی الْقَوْمُ الَّذِینَ بَایَعُوا أَبَا بَکْرٍ وَ عُمَرَ وَ عُثْمَانَ عَلَی مَا بَایَعُوهُمْ عَلَیْهِ، فَلَمْ یَکُنْ لِلشَّاهِدِ أَنْ یَخْتَارَ وَ لَا لِلْغَائِبِ أَنْ یَرُدَّ؛ وَ إِنَّمَا الشُّورَی لِلْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ فَإِنِ اجْتَمَعُوا عَلَی رَجُلٍ وَ سَمَّوْهُ إِمَاماً کَانَ ذَلِکَ لِلَّهِ رِضًا، فَإِنْ خَرَجَ عَنْ أَمْرِهِمْ خَارِجٌ بِطَعْنٍ أَوْ بِدْعَةٍ رَدُّوهُ إِلَی مَا خَرَجَ مِنْهُ، فَإِنْ أَبَی قَاتَلُوهُ عَلَی اتِّبَاعِهِ غَیْرَ سَبِیلِ الْمُؤْمِنِینَ وَ وَلَّاهُ اللَّهُ مَا تَوَلَّی؛ وَ لَعَمْرِی یَا مُعَاوِیَةُ لَئِنْ نَظَرْتَ بِعَقْلِکَ دُونَ هَوَاکَ لَتَجِدَنِّی أَبْرَأَ النَّاسِ مِنْ دَمِ عُثْمَانَ، وَ لَتَعْلَمَنَّ أَنِّی کُنْتُ فِی عُزْلَةٍ عَنْهُ إِلَّا أَنْ تَتَجَنَّی، فَتَجَنَّ مَا بَدَا لَکَ، وَ السَّلَام}}؛ نهج البلاغه، نامه ۶.</ref>. [[امام]] پیوسته او را [[نصیحت]] میکرد و هشدار میداد اما او گستاخی کرده و [[تهمت]] میزد و [[تهدید]] به [[جنگ]] میکرد. [[امام]] پس از اتمام حجتهای بسیار راهی جز [[جنگ]] با این فتنهجوی [[یاغی]] و [[باغی]] برایش باقی نماند<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۱۸۶ و فرهنگنامه دینی، ص۷۷؛ دانشنامۀ امام علی، ج ۹، ص ۱۹۵؛ دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۵۶-۲۵۷.</ref>. | ||
==[[آمادگی]] برای [[جنگ]]== | ==[[آمادگی]] برای [[جنگ]]== | ||
* [[امام]]{{ع}} برای [[نبرد]] با [[معاویه]] آماده شد و برخی [[کارگزاران]] خود را به [[کوفه]] فراخواند. [[امام]] نامههایی به [[مخنف بن سلیم]]، [[کارگزار]] [[اصفهان]] و [[عبدالله بن عباس]]، [[حاکم بصره]] نوشت و از آنها خواست [[مردم]] را به [[جنگ]] [[دعوت]] کنند. [[امام]]{{ع}} برای [[نبرد صفین]] در نُخَیله اردو زد و از [[حارث اعور]] خواست [[مردم]] را به آنجا فراخواند. نیروهای [[بصره]] نیز همراه با فرماندهانشان خود را به [[نخیله]] رساندند و [[سپاه کوفه]] به [[فرماندهی]] [[امام]]{{ع}} روز چهارشنبه پنجم [[شوال]] ۳۶ ق متمرکز شد و [[امام]] برای [[سپاهیان]] خود [[سخنرانی]] کرده و به سمت [[شام]] حرکت کردند. در مسیر نامهای به [[معاویه]] نوشت تا شاید مسئله بدون درگیری حل شود و [[خون]] [[مسلمانان]] نریزد. [[معاویه]] جواب منفی به پیشنهاد [[امام]]{{ع}} داد. سرانجام دو [[سپاه]] در اوائل ذی الحجه در [[صفین]] مستقر شدند<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۱۸۶ و فرهنگنامه دینی، ص۷۷؛ دانشنامۀ امام علی، ج ۹، ص ۱۹۵؛ دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۵۶-۲۵۷.</ref>. | * [[امام]]{{ع}} برای [[نبرد]] با [[معاویه]] آماده شد و برخی [[کارگزاران]] خود را به [[کوفه]] فراخواند. [[امام]] نامههایی به [[مخنف بن سلیم]]، [[کارگزار]] [[اصفهان]] و [[عبدالله بن عباس]]، [[حاکم بصره]] نوشت و از آنها خواست [[مردم]] را به [[جنگ]] [[دعوت]] کنند. [[امام]]{{ع}} برای [[نبرد صفین]] در نُخَیله اردو زد و از [[حارث اعور]] خواست [[مردم]] را به آنجا فراخواند. نیروهای [[بصره]] نیز همراه با فرماندهانشان خود را به [[نخیله]] رساندند و [[سپاه کوفه]] به [[فرماندهی]] [[امام]]{{ع}} روز چهارشنبه پنجم [[شوال]] ۳۶ ق متمرکز شد و [[امام]] برای [[سپاهیان]] خود [[سخنرانی]] کرده و به سمت [[شام]] حرکت کردند. در مسیر نامهای به [[معاویه]] نوشت تا شاید مسئله بدون درگیری حل شود و [[خون]] [[مسلمانان]] نریزد. [[معاویه]] جواب منفی به پیشنهاد [[امام]]{{ع}} داد. سرانجام دو [[سپاه]] در اوائل ذی الحجه در [[صفین]] مستقر شدند<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۱۸۶ و فرهنگنامه دینی، ص۷۷؛ دانشنامۀ امام علی، ج ۹، ص ۱۹۵؛ دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۵۶-۲۵۷.</ref>. | ||