پرش به محتوا

امامت امام علی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'عمومیت' به 'عمومیت'
جز (جایگزینی متن - 'موقعیت' به 'موقعیت')
جز (جایگزینی متن - 'عمومیت' به 'عمومیت')
خط ۱۰۰: خط ۱۰۰:
===[[آیه ولایت]]===
===[[آیه ولایت]]===
* [[خداوند متعال]] خطاب به [[مؤمنان]] فرموده است: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}<ref>«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.</ref>.
* [[خداوند متعال]] خطاب به [[مؤمنان]] فرموده است: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}<ref>«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.</ref>.
*مطابق [[روایات]]، این [[آیه]] در [[شأن]] [[علی]]{{ع}} نازل شده است، هنگامی که در [[نماز]] و در حال [[رکوع]] انگشتر خود را به [[بی‌نوایی]] داد که از [[مردم]] درخواست [[کمک]] می‌کرد و کسی به او اعتنا نکرد. کلمه ولی اگر چه کاربردهای متفاوتی مانند [[پدر]]، عمو، پسرعمو، داماد، هم [[سوگند]] و هم [[پیمان]]، [[یاور]] و [[دوست]] دارد، ولی جامع آنها الاولی بالشیء است؛ یعنی ولی هر فرد، کسی است که با او نسبت ویژه‌ای دارد و در آن نسبت بر دیگران مقدم و سزاوارتر است. بر این اساس کاربرد واژه ولی در مصادیق مختلف آن از قبیل مشترک [[معنوی]] است، نه لفظی. در این صورت، هرگاه در [[کلام]] قرینه‌ای بر تعیین مصداقی خاص وجود نداشته باشد، همه مصداق‌های ممکن را شامل می‌شود. از آنجا که در این [[آیه]]، [[ولایت]] قبل از آن که به [[علی]]{{ع}} (الذین آمنوا) نسبت داده شود به [[خداوند]] و [[رسول خدا]] نسبت داده شده است، آن کاربردهایی از [[ولایت]] مقصود است که در مورد [[خدا]] و پیامبرش ممکن و محقق است، که [[ولایت]] [[حکومت]] و [[سرپرستی]] از آن جمله است. البته، [[ولایت]] [[حکومت]] و [[سرپرستی]] [[خداوند]] در [[حقیقت]] از طریق [[پیامبر]] و [[امام]] تحقق می‌پذیرد. روشن است که این کاربرد [[ولایت]] با [[محبت]] و [[نصرت]] نیز منافات ندارد، اما این فرض که مقصود از [[ولایت]] در [[آیه]] فقط [[ولایت]] [[محبت]] و [[نصرت]] است پذیرفته نیست، زیرا با سیاق [[آیه]] که بر حصر دلالت می‌کنند [[سازگاری]] ندارد، چون [[ولایت]] [[نصرت]] و [[محبت]] [[عمومیت]] دارد و همه [[مؤمنان]] را شامل می‌شود<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۴۹.</ref>.
*مطابق [[روایات]]، این [[آیه]] در [[شأن]] [[علی]]{{ع}} نازل شده است، هنگامی که در [[نماز]] و در حال [[رکوع]] انگشتر خود را به [[بی‌نوایی]] داد که از [[مردم]] درخواست [[کمک]] می‌کرد و کسی به او اعتنا نکرد. کلمه ولی اگر چه کاربردهای متفاوتی مانند [[پدر]]، عمو، پسرعمو، داماد، هم [[سوگند]] و هم [[پیمان]]، [[یاور]] و [[دوست]] دارد، ولی جامع آنها الاولی بالشیء است؛ یعنی ولی هر فرد، کسی است که با او نسبت ویژه‌ای دارد و در آن نسبت بر دیگران مقدم و سزاوارتر است. بر این اساس کاربرد واژه ولی در مصادیق مختلف آن از قبیل مشترک [[معنوی]] است، نه لفظی. در این صورت، هرگاه در [[کلام]] قرینه‌ای بر تعیین مصداقی خاص وجود نداشته باشد، همه مصداق‌های ممکن را شامل می‌شود. از آنجا که در این [[آیه]]، [[ولایت]] قبل از آن که به [[علی]]{{ع}} (الذین آمنوا) نسبت داده شود به [[خداوند]] و [[رسول خدا]] نسبت داده شده است، آن کاربردهایی از [[ولایت]] مقصود است که در مورد [[خدا]] و پیامبرش ممکن و محقق است، که [[ولایت]] [[حکومت]] و [[سرپرستی]] از آن جمله است. البته، [[ولایت]] [[حکومت]] و [[سرپرستی]] [[خداوند]] در [[حقیقت]] از طریق [[پیامبر]] و [[امام]] تحقق می‌پذیرد. روشن است که این کاربرد [[ولایت]] با [[محبت]] و [[نصرت]] نیز منافات ندارد، اما این فرض که مقصود از [[ولایت]] در [[آیه]] فقط [[ولایت]] [[محبت]] و [[نصرت]] است پذیرفته نیست، زیرا با سیاق [[آیه]] که بر حصر دلالت می‌کنند [[سازگاری]] ندارد، چون [[ولایت]] [[نصرت]] و [[محبت]] عمومیت دارد و همه [[مؤمنان]] را شامل می‌شود<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۴۹.</ref>.
=== [[آیه اکمال دین]]===
=== [[آیه اکمال دین]]===
* {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا}}<ref>«امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم» سوره مائده، آیه ۳.</ref>.
* {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا}}<ref>«امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم» سوره مائده، آیه ۳.</ref>.
خط ۱۵۰: خط ۱۵۰:
*در این [[حدیث]]، منزلت‌هایی که [[هارون]]{{ع}} نسبت به [[موسی]]{{ع}} داشت برای [[علی]]{{ع}} نسبت به [[پیامبر گرامی]]{{صل}} ثابت شده است، از این منزلت‌ها [[نبوت]] استثنا شده است؛ چنان که [[اخوت]] نَسبَی نیز تخصصاً خارج از مستثنا منه است. به جز دو [[منزلت]] یاد شده، منزلت‌های دیگر که [[خلافت]] [[هارون]]، [[وجوب اطاعت]]، [[وزارت]] و [[حمایت]]، [[محبوبیت]] و [[برتری]] بر دیگران از مهم‌ترین آنهاست.
*در این [[حدیث]]، منزلت‌هایی که [[هارون]]{{ع}} نسبت به [[موسی]]{{ع}} داشت برای [[علی]]{{ع}} نسبت به [[پیامبر گرامی]]{{صل}} ثابت شده است، از این منزلت‌ها [[نبوت]] استثنا شده است؛ چنان که [[اخوت]] نَسبَی نیز تخصصاً خارج از مستثنا منه است. به جز دو [[منزلت]] یاد شده، منزلت‌های دیگر که [[خلافت]] [[هارون]]، [[وجوب اطاعت]]، [[وزارت]] و [[حمایت]]، [[محبوبیت]] و [[برتری]] بر دیگران از مهم‌ترین آنهاست.
*این منزلت‌ها در [[آیات قرآن]] بیان شده است<ref>{{متن قرآن|وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي * هَارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي}} «و از خانواده‌ام دستیاری برایم بگمار * هارون برادرم را * پشتم را به او استوار دار * و او را در کارم شریک ساز» سوره طه، آیه ۲۹-۳۲؛ {{متن قرآن|...وَقَالَ مُوسَى لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ}} «...و موسی به برادر خویش هارون گفت: در میان قوم من جانشین من شو و به سامان دادن (امور) بپرداز و از راه و روش تبهکاران پیروی مکن!» سوره اعراف، آیه ۱۴۲.</ref>.
*این منزلت‌ها در [[آیات قرآن]] بیان شده است<ref>{{متن قرآن|وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي * هَارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي}} «و از خانواده‌ام دستیاری برایم بگمار * هارون برادرم را * پشتم را به او استوار دار * و او را در کارم شریک ساز» سوره طه، آیه ۲۹-۳۲؛ {{متن قرآن|...وَقَالَ مُوسَى لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ}} «...و موسی به برادر خویش هارون گفت: در میان قوم من جانشین من شو و به سامان دادن (امور) بپرداز و از راه و روش تبهکاران پیروی مکن!» سوره اعراف، آیه ۱۴۲.</ref>.
*[[عمومیت]] منزلت‌های [[هارون]] در [[حدیث منزلت]] دو [[دلیل]] دارد یکی اضافه شدن کلمه منزلة که اسم جنس است به کلمه [[هارون]] که عَلَم است می‌باشد، زیرا اضافه اسم جنس به [[علم]] از ادوات عموم است، و دیگر استثنا است، زیرا استثنا از فرد خاص معقول نیست<ref>میلانی، سیدعلی، نفحات الأزهار، ج۱۷، ص۲۵۷- ۳۸۰.</ref><ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۵۵.</ref>.
*عمومیت منزلت‌های [[هارون]] در [[حدیث منزلت]] دو [[دلیل]] دارد یکی اضافه شدن کلمه منزلة که اسم جنس است به کلمه [[هارون]] که عَلَم است می‌باشد، زیرا اضافه اسم جنس به [[علم]] از ادوات عموم است، و دیگر استثنا است، زیرا استثنا از فرد خاص معقول نیست<ref>میلانی، سیدعلی، نفحات الأزهار، ج۱۷، ص۲۵۷- ۳۸۰.</ref><ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۵۵.</ref>.
*[[حضرت موسی]]{{ع}} هنگامی که می‌خواست به [[میقات]] برود، [[هارون]] را [[جانشین]] خود ساخت: {{متن قرآن|وَقَالَ مُوسَى لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«و موسی به برادر خویش هارون گفت: در میان قوم من جانشین من شو و به سامان دادن (امور) بپرداز و از راه و روش تبهکاران پیروی مکن!» سوره اعراف، آیه ۱۴۲.</ref>. اگر چه این [[استخلاف]] در مورد خاصی انجام گرفته است، ولی عبارت آن [[عمومیت]] دارد و مورد، مخصص نیست. مقتضای [[عمومیت]] [[استخلاف]] این است که هرگاه [[موسی]]{{ع}} بار دیگر به سفر می‌رفت [[هارون]] [[جانشین]] او در [[رهبری]] [[مردم]] بود، این [[عمومیت]] پس از درگذشت [[موسی]]{{ع}} را نیز شامل می‌شود. اگر چه [[هارون]]{{ع}}، قبل از [[موسی]]{{ع}} از [[دنیا]] رفت، ولی اگر پس از [[موسی]]{{ع}} زنده می‌بود، مقتضای [[عمومیت]] [[استخلاف]] این بود که [[مقام خلافت]] او را داشته باشد. این که او خود [[مقام نبوت]] داشت، و اگر پس از [[موسی]]{{ع}} زنده می‌بود به عنوان [[پیامبر الهی]] [[رهبری]] [[مردم]] را عهده‌دار می‌شد، با مطلب یاد شده منافات ندارد، زیرا خصوصیات موارد، دلالت [[کلام]] بر اساس قواعد زبانی و عقلایی را دگرگون نمی‌سازد. [[حدیث منزلت]] [[مقام خلافت]] [[هارون]]{{ع}} از جانب [[موسی]]{{ع}} را برای [[علی]]{{ع}} از جانب [[پیامبر اسلام]]{{صل}} اثبات کرده است. همان‌گونه که [[خلافت]] [[هارون]] [[عمومیت]] داشت؛ یعنی هم عموم [[امت]] [[موسی]] را شامل می‌شود و هم محدود به زمان خاصی نبود، [[خلافت علی]]{{ع}} نیز دارای چنین ویژگی بود. بنابراین، [[علی]]{{ع}} پس از [[پیامبر]]{{صل}} [[جانشین]] او و [[رهبر]] [[امت اسلامی]] بود.
*[[حضرت موسی]]{{ع}} هنگامی که می‌خواست به [[میقات]] برود، [[هارون]] را [[جانشین]] خود ساخت: {{متن قرآن|وَقَالَ مُوسَى لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«و موسی به برادر خویش هارون گفت: در میان قوم من جانشین من شو و به سامان دادن (امور) بپرداز و از راه و روش تبهکاران پیروی مکن!» سوره اعراف، آیه ۱۴۲.</ref>. اگر چه این [[استخلاف]] در مورد خاصی انجام گرفته است، ولی عبارت آن عمومیت دارد و مورد، مخصص نیست. مقتضای عمومیت [[استخلاف]] این است که هرگاه [[موسی]]{{ع}} بار دیگر به سفر می‌رفت [[هارون]] [[جانشین]] او در [[رهبری]] [[مردم]] بود، این عمومیت پس از درگذشت [[موسی]]{{ع}} را نیز شامل می‌شود. اگر چه [[هارون]]{{ع}}، قبل از [[موسی]]{{ع}} از [[دنیا]] رفت، ولی اگر پس از [[موسی]]{{ع}} زنده می‌بود، مقتضای عمومیت [[استخلاف]] این بود که [[مقام خلافت]] او را داشته باشد. این که او خود [[مقام نبوت]] داشت، و اگر پس از [[موسی]]{{ع}} زنده می‌بود به عنوان [[پیامبر الهی]] [[رهبری]] [[مردم]] را عهده‌دار می‌شد، با مطلب یاد شده منافات ندارد، زیرا خصوصیات موارد، دلالت [[کلام]] بر اساس قواعد زبانی و عقلایی را دگرگون نمی‌سازد. [[حدیث منزلت]] [[مقام خلافت]] [[هارون]]{{ع}} از جانب [[موسی]]{{ع}} را برای [[علی]]{{ع}} از جانب [[پیامبر اسلام]]{{صل}} اثبات کرده است. همان‌گونه که [[خلافت]] [[هارون]] عمومیت داشت؛ یعنی هم عموم [[امت]] [[موسی]] را شامل می‌شود و هم محدود به زمان خاصی نبود، [[خلافت علی]]{{ع}} نیز دارای چنین ویژگی بود. بنابراین، [[علی]]{{ع}} پس از [[پیامبر]]{{صل}} [[جانشین]] او و [[رهبر]] [[امت اسلامی]] بود.
*از آنچه گفته شد پاسخ اشکال‌هایی چون [[استخلاف]] [[علی]]{{ع}} از سوی [[پیامبر]]{{صل}} به [[مدینه]] و جریان [[جنگ تبوک]] اختصاص داشته و شامل عموم [[امت اسلامی]] و در زمان‌های دیگر نمی‌شود<ref>جرجانی، میرسید شریف، شرح المواقف، ج۸، ص۳۶۳.</ref> روشن گردید، زیرا همان‌گونه که [[تفتازانی]] یادآور شده است {{عربی|العبرة لِعُمُومِ اللَّفْظِ لَا لخصوص الْمَوْرِدِ }}. علاوه بر این [[استخلاف]] بر [[مدینه]] و عدم [[عزل]] او از آن، و این که کسی میان [[خلافت]] بر [[مدینه]] و شهرهای دیگر قائل به تفصیل نشده است، و نیاز به [[خلیفه]] پس از درگذشت [[پیامبر]]{{صل}} شدیدتر از [[زمان غیبت]] موقت است، بر [[خلافت علی]]{{ع}} پس از [[پیامبر]]{{صل}} دلالت می‌کند<ref>شرح المقاصد، ج۵، ص۲۷۶.</ref>.
*از آنچه گفته شد پاسخ اشکال‌هایی چون [[استخلاف]] [[علی]]{{ع}} از سوی [[پیامبر]]{{صل}} به [[مدینه]] و جریان [[جنگ تبوک]] اختصاص داشته و شامل عموم [[امت اسلامی]] و در زمان‌های دیگر نمی‌شود<ref>جرجانی، میرسید شریف، شرح المواقف، ج۸، ص۳۶۳.</ref> روشن گردید، زیرا همان‌گونه که [[تفتازانی]] یادآور شده است {{عربی|العبرة لِعُمُومِ اللَّفْظِ لَا لخصوص الْمَوْرِدِ }}. علاوه بر این [[استخلاف]] بر [[مدینه]] و عدم [[عزل]] او از آن، و این که کسی میان [[خلافت]] بر [[مدینه]] و شهرهای دیگر قائل به تفصیل نشده است، و نیاز به [[خلیفه]] پس از درگذشت [[پیامبر]]{{صل}} شدیدتر از [[زمان غیبت]] موقت است، بر [[خلافت علی]]{{ع}} پس از [[پیامبر]]{{صل}} دلالت می‌کند<ref>شرح المقاصد، ج۵، ص۲۷۶.</ref>.
*آنچه بیان گردید حاصل مباحث [[متکلمان شیعه]] در [[استدلال]] به [[حدیث منزلت]] بر [[امامت علی]]{{ع}} است. در سخنان آنان نکات دیگری نیز در تقریر [[استدلال]] یا پاسخ به اشکال‌ها بیان شده است که [[نقل]] آنها موجب گسترده شدن بحث خواهد شد و این مجال گنجایش آن را ندارد<ref>سید مرتضی، علی بن الحسین، الشافی فی الإمامة، ج۳، ص۵-۷۱؛ تلخیص الشافی، ج۲، ص۲۰۵- ۲۳۴؛ رازی حمصی، سدیدالدین محمود، المنقذ من التقلید، ج۲، ص۳۴۸- ۳۵۶؛ شرف الدین، سید عبدالحسین، المراجعات، ص۲۶- ۳۰؛ مظفر، محمد حسن، دلائل الصدق، ج۲، ص۳۸۹- ۳۹۳؛ میلانی، سیدعلی، نفحات الأزهار فی خلاصة عبقات الأنوار، ج۱۸، ص۳۱۰- ۳۶۰.</ref><ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۵۶.</ref>.
*آنچه بیان گردید حاصل مباحث [[متکلمان شیعه]] در [[استدلال]] به [[حدیث منزلت]] بر [[امامت علی]]{{ع}} است. در سخنان آنان نکات دیگری نیز در تقریر [[استدلال]] یا پاسخ به اشکال‌ها بیان شده است که [[نقل]] آنها موجب گسترده شدن بحث خواهد شد و این مجال گنجایش آن را ندارد<ref>سید مرتضی، علی بن الحسین، الشافی فی الإمامة، ج۳، ص۵-۷۱؛ تلخیص الشافی، ج۲، ص۲۰۵- ۲۳۴؛ رازی حمصی، سدیدالدین محمود، المنقذ من التقلید، ج۲، ص۳۴۸- ۳۵۶؛ شرف الدین، سید عبدالحسین، المراجعات، ص۲۶- ۳۰؛ مظفر، محمد حسن، دلائل الصدق، ج۲، ص۳۸۹- ۳۹۳؛ میلانی، سیدعلی، نفحات الأزهار فی خلاصة عبقات الأنوار، ج۱۸، ص۳۱۰- ۳۶۰.</ref><ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۵۶.</ref>.
۲۲۴٬۹۹۹

ویرایش