حکمت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'تکیه' به 'تکیه'
جز (جایگزینی متن - 'تکیه' به 'تکیه')
خط ۱۸۴: خط ۱۸۴:
#این داستان نیز از [[لقمان]] معروف است: در آن هنگام که به صورت برده‌ای برای آقایش کار می‌کرد، روزی به او گفت: گوسفندی برای من [[ذبح]] کن و دو عضو که [[بهترین]] اعضای آن است، برای من بیاور، و او گوسفندی را ذبح کرد و زبان و [[دل]] آن را برای وی آورد. چند [[روز]] دیگر، همین دستور را به او داد، منتها گفت: دو عضو که بدترین اعضای آن است، برای من بیاور. لقمان بار دیگر، گوسفندی را ذبح کرد و همان زبان و دل را برای او آورد. او [[تعجب]] کرد و از این ماجرا سؤال کرد. لقمان در پاسخ گفت: [[قلب]] و زبان، اگر [[پاک]] باشند، از هر چیز بهترند، و اگر [[ناپاک]] شوند، از همه چیز، خبیث‌تر و بدترند.
#این داستان نیز از [[لقمان]] معروف است: در آن هنگام که به صورت برده‌ای برای آقایش کار می‌کرد، روزی به او گفت: گوسفندی برای من [[ذبح]] کن و دو عضو که [[بهترین]] اعضای آن است، برای من بیاور، و او گوسفندی را ذبح کرد و زبان و [[دل]] آن را برای وی آورد. چند [[روز]] دیگر، همین دستور را به او داد، منتها گفت: دو عضو که بدترین اعضای آن است، برای من بیاور. لقمان بار دیگر، گوسفندی را ذبح کرد و همان زبان و دل را برای او آورد. او [[تعجب]] کرد و از این ماجرا سؤال کرد. لقمان در پاسخ گفت: [[قلب]] و زبان، اگر [[پاک]] باشند، از هر چیز بهترند، و اگر [[ناپاک]] شوند، از همه چیز، خبیث‌تر و بدترند.


این گفتار را با [[حدیثی]] از [[امام صادق]]{{ع}} پایان می‌دهیم. فرمود: به [[خدا]] [[سوگند]]، حکمتی که به لقمان از سوی [[پروردگار]] [[عنایت]] شده بود، به خاطر نسبت، [[مال]]، [[جمال]]، و [[جسم]] او نبود، بلکه او مردی بود که در انجام [[فرمان خدا]]، [[قوی]] و نیرومند بود؛ از [[گناه]] و [[شبهات]] اجتناب می‌کرد؛ ساکت و خاموش بود؛ با دقت می‌نگریست؛ بسیار [[فکر]] می‌کرد؛ تیزبین بود، و هرگز در (آغاز) [[روز]] نخوابید، و در مجالس (به رسم [[مستکبران]])، [[تکیه]] نمی‌کرد، و رعایت [[آداب]] را کاملاً می‌نمود؛ آب دهن نمی‌افکند؛ با چیزی [[بازی]] نمی‌کرد، و هرگز در حال نامناسبی دیده نمی‌شد؛ و هیچ‌گاه دو نفر را در حال [[نزاع]] ندید، مگر اینکه آنها را با هم [[صلح]] داد، و اگر سخن خوبی از کسی می‌شنید، حتما مأخذ آن سخن را و [[تفسیر]] آن را سؤال می‌کرد؛ با [[فقیهان]] و [[عالمان]] بسیار نشست و برخاست داشت... به سراغ علومی می‌رفت که بتواند به وسیله آن بر [[هوای نفس]] چیره شود؛ نفس خود را با نیروی [[فکر]] و [[اندیشه]] و [[عبرت]] مداوا می‌نمود، و تنها سراغ کاری می‌رفت که به سود ([[دین]] یا دنیای او بود؛ در اموری که به او [[ارتباط]] نداشت، هرگز دخالت نمی‌کرد، و از این رو، [[خداوند]] حکمت را به او ارزانی داشت<ref>تفسیر نمونه، ج۱۷، ص۳۶-۳۷ و ۴۶–۴۹.</ref>.
این گفتار را با [[حدیثی]] از [[امام صادق]]{{ع}} پایان می‌دهیم. فرمود: به [[خدا]] [[سوگند]]، حکمتی که به لقمان از سوی [[پروردگار]] [[عنایت]] شده بود، به خاطر نسبت، [[مال]]، [[جمال]]، و [[جسم]] او نبود، بلکه او مردی بود که در انجام [[فرمان خدا]]، [[قوی]] و نیرومند بود؛ از [[گناه]] و [[شبهات]] اجتناب می‌کرد؛ ساکت و خاموش بود؛ با دقت می‌نگریست؛ بسیار [[فکر]] می‌کرد؛ تیزبین بود، و هرگز در (آغاز) [[روز]] نخوابید، و در مجالس (به رسم [[مستکبران]])، تکیه نمی‌کرد، و رعایت [[آداب]] را کاملاً می‌نمود؛ آب دهن نمی‌افکند؛ با چیزی [[بازی]] نمی‌کرد، و هرگز در حال نامناسبی دیده نمی‌شد؛ و هیچ‌گاه دو نفر را در حال [[نزاع]] ندید، مگر اینکه آنها را با هم [[صلح]] داد، و اگر سخن خوبی از کسی می‌شنید، حتما مأخذ آن سخن را و [[تفسیر]] آن را سؤال می‌کرد؛ با [[فقیهان]] و [[عالمان]] بسیار نشست و برخاست داشت... به سراغ علومی می‌رفت که بتواند به وسیله آن بر [[هوای نفس]] چیره شود؛ نفس خود را با نیروی [[فکر]] و [[اندیشه]] و [[عبرت]] مداوا می‌نمود، و تنها سراغ کاری می‌رفت که به سود ([[دین]] یا دنیای او بود؛ در اموری که به او [[ارتباط]] نداشت، هرگز دخالت نمی‌کرد، و از این رو، [[خداوند]] حکمت را به او ارزانی داشت<ref>تفسیر نمونه، ج۱۷، ص۳۶-۳۷ و ۴۶–۴۹.</ref>.


فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ}} هم فرموده: در این که میان “آیات الله” و حکمت چه فرقی است؟ بعضی از [[مفسران]] گفته‌اند: هر دو اشاره به [[قرآن]] است، منتها تعبیر به “آیات”، جنبه [[اعجاز]] آن را بیان می‌کند، و تعبیر به حکمت، محتوای عمیق و دانشی را که در آن نهفته است، باز می‌گوید. بعضی دیگر گفته‌اند: [[آیات]] [[الله]]، اشاره به [[آیات قرآن]] است، و حکمت، اشاره به [[سنت پیامبر]] ا و اندرزهای حکیمانه او. گرچه هر دو تفسیر، مناسب [[مقام]] و الفاظ [[آیه]] است، اما تفسیر اوّل، نزدیک‌تر به نظر می‌رسد؛ چرا که تعبیر به [[تلاوت]]، با [[آیات الهی]] مناسب‌تر است. به علاوه، در آیات متعددی از قرآن، تعبیر “نزول” در مورد آیات و حکمت، هر دو، آمده است، مانند: آیه ۲۳۱ بقره: {{متن قرآن|وَمَا أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةِ}}<ref>«و نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید و (نیز) آنچه را از کتاب و حکمت برایتان فرستاده است که بدان اندرزتان می‌دهد» سوره بقره، آیه ۲۳۱.</ref>. شبیه همین تعبیر در [[آیه]] ۱۱۳ [[سوره نساء]] نیز آمده است.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ}} هم فرموده: در این که میان “آیات الله” و حکمت چه فرقی است؟ بعضی از [[مفسران]] گفته‌اند: هر دو اشاره به [[قرآن]] است، منتها تعبیر به “آیات”، جنبه [[اعجاز]] آن را بیان می‌کند، و تعبیر به حکمت، محتوای عمیق و دانشی را که در آن نهفته است، باز می‌گوید. بعضی دیگر گفته‌اند: [[آیات]] [[الله]]، اشاره به [[آیات قرآن]] است، و حکمت، اشاره به [[سنت پیامبر]] ا و اندرزهای حکیمانه او. گرچه هر دو تفسیر، مناسب [[مقام]] و الفاظ [[آیه]] است، اما تفسیر اوّل، نزدیک‌تر به نظر می‌رسد؛ چرا که تعبیر به [[تلاوت]]، با [[آیات الهی]] مناسب‌تر است. به علاوه، در آیات متعددی از قرآن، تعبیر “نزول” در مورد آیات و حکمت، هر دو، آمده است، مانند: آیه ۲۳۱ بقره: {{متن قرآن|وَمَا أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةِ}}<ref>«و نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید و (نیز) آنچه را از کتاب و حکمت برایتان فرستاده است که بدان اندرزتان می‌دهد» سوره بقره، آیه ۲۳۱.</ref>. شبیه همین تعبیر در [[آیه]] ۱۱۳ [[سوره نساء]] نیز آمده است.
خط ۱۹۰: خط ۱۹۰:


حکمت، گاه جنبه [[علمی]] دارد، که از آن، تعبیر به “معارف عالیه” می‌شود، و گاه جنبه عملی، که از آن، تعبیر به “اخلاق و عمل صالح” می‌گردد، و داوود از همه اینها بهره وافر داشت. آخرین [[نعمت]] بزرگ [[خدا]] بر داوود، این بود که می‌فرماید: و ما به او علم [[قضا]] و [[داوری]] صحیح و عادلانه دادیم: {{متن قرآن|وَفَصْلَ الْخِطَابِ}}. تعبیر از داوری، به “فصل الخطاب”، به خاطر آن است که {{متن قرآن|الْخِطَابِ}}، همان گفتگوهای طرفین [[نزاع]] است، و {{متن قرآن|فَصْلَ}}، به معنای [[قطع]] و جدایی است، و می‌دانیم، گفتگوهای صاحبان نزاع، هنگامی قطع خواهد شد که داوری صحیح بین آنها بشود؛ لذا این تعبیر به معنای [[قضاوت عادلانه]] آمده است<ref>تفسیر نمونه، ج۱۹، ص۲۴۰.</ref>.
حکمت، گاه جنبه [[علمی]] دارد، که از آن، تعبیر به “معارف عالیه” می‌شود، و گاه جنبه عملی، که از آن، تعبیر به “اخلاق و عمل صالح” می‌گردد، و داوود از همه اینها بهره وافر داشت. آخرین [[نعمت]] بزرگ [[خدا]] بر داوود، این بود که می‌فرماید: و ما به او علم [[قضا]] و [[داوری]] صحیح و عادلانه دادیم: {{متن قرآن|وَفَصْلَ الْخِطَابِ}}. تعبیر از داوری، به “فصل الخطاب”، به خاطر آن است که {{متن قرآن|الْخِطَابِ}}، همان گفتگوهای طرفین [[نزاع]] است، و {{متن قرآن|فَصْلَ}}، به معنای [[قطع]] و جدایی است، و می‌دانیم، گفتگوهای صاحبان نزاع، هنگامی قطع خواهد شد که داوری صحیح بین آنها بشود؛ لذا این تعبیر به معنای [[قضاوت عادلانه]] آمده است<ref>تفسیر نمونه، ج۱۹، ص۲۴۰.</ref>.
همین‌طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَ عِيسَى بِالْبَيِّنَاتِ قَالَ قَدْ جِئْتُكُمْ بِالْحِكْمَةِ وَلِأُبَيِّنَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ}}، [[تفسیر]] فرموده: هنگامی که [[عیسی]]{{ع}} با در دست داشتن بیّنات ([[معجزات]] و [[آیات الهی]]) آمد، گفت: من برای شما حکمت آورده‌ام و آمده‌ام تا بعض اموری را که در آن پیوسته [[اختلاف]] دارید، برای شما تبیین کنم. به این ترتیب، [[سرمایه]] عیسی{{ع}}، {{متن قرآن|بَيِّنَاتِ}}؛ یعنی آیات الهی و معجزات، بود که از یک سو، [[حقّانیت]] او را تبیین می‌کرد، و از سوی دیگر، حقایق مربوط به [[مبدأ و معاد]] و نیازهای [[زندگی]] [[بشر]] را. در این عبارت، [[حضرت مسیح]] محتوای [[دعوت]] خود را حکمت توصیف می‌کند، و می‌دانیم، ریشه اصلی حکمت، به معنای “جلوگیری‌کردن از چیزی به منظور [[اصلاح]] آن” است، و سپس به تمام [[عقاید]] [[حق]] و برنامه‌های صحیح [[زندگی]] که [[انسان]] را از هرگونه [[انحراف]] در [[ایمان]] و عمل باز می‌دارد و به [[تهذیب نفس]] و [[اخلاق]] او می‌پردازد، اطلاق شده است، و به این ترتیب، حکمت، در اینجا معنای وسیعی دارد که هم حکمت [[علمی]] را می‌گیرد، و هم [[حکمت عملی]] را. این حکمت، علاوه بر اینها [[هدف]] دیگری نیز به دنبال دارد، و آن، برطرف ساختن اختلافاتی است که وجود آنها [[نظام جامعه]] را به هم می‌ریزد، و [[مردم]] را سرگردان و بیچاره می‌کند، و لذا [[حضرت مسیح]]{{ع}} در متن سخنانش روی این مسأله [[تکیه]] می‌نماید<ref>تفسیر نمونه، ج۲۱، ص۱۰۳.</ref>.
همین‌طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَ عِيسَى بِالْبَيِّنَاتِ قَالَ قَدْ جِئْتُكُمْ بِالْحِكْمَةِ وَلِأُبَيِّنَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ}}، [[تفسیر]] فرموده: هنگامی که [[عیسی]]{{ع}} با در دست داشتن بیّنات ([[معجزات]] و [[آیات الهی]]) آمد، گفت: من برای شما حکمت آورده‌ام و آمده‌ام تا بعض اموری را که در آن پیوسته [[اختلاف]] دارید، برای شما تبیین کنم. به این ترتیب، [[سرمایه]] عیسی{{ع}}، {{متن قرآن|بَيِّنَاتِ}}؛ یعنی آیات الهی و معجزات، بود که از یک سو، [[حقّانیت]] او را تبیین می‌کرد، و از سوی دیگر، حقایق مربوط به [[مبدأ و معاد]] و نیازهای [[زندگی]] [[بشر]] را. در این عبارت، [[حضرت مسیح]] محتوای [[دعوت]] خود را حکمت توصیف می‌کند، و می‌دانیم، ریشه اصلی حکمت، به معنای “جلوگیری‌کردن از چیزی به منظور [[اصلاح]] آن” است، و سپس به تمام [[عقاید]] [[حق]] و برنامه‌های صحیح [[زندگی]] که [[انسان]] را از هرگونه [[انحراف]] در [[ایمان]] و عمل باز می‌دارد و به [[تهذیب نفس]] و [[اخلاق]] او می‌پردازد، اطلاق شده است، و به این ترتیب، حکمت، در اینجا معنای وسیعی دارد که هم حکمت [[علمی]] را می‌گیرد، و هم [[حکمت عملی]] را. این حکمت، علاوه بر اینها [[هدف]] دیگری نیز به دنبال دارد، و آن، برطرف ساختن اختلافاتی است که وجود آنها [[نظام جامعه]] را به هم می‌ریزد، و [[مردم]] را سرگردان و بیچاره می‌کند، و لذا [[حضرت مسیح]]{{ع}} در متن سخنانش روی این مسأله تکیه می‌نماید<ref>تفسیر نمونه، ج۲۱، ص۱۰۳.</ref>.


هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|حِكْمَةٌ بَالِغَةٌ فَمَا تُغْنِ النُّذُرُ}}، فرموده: این [[آیات]]، [[حکمت بالغه الهی]] است، و اندرزهایی است عمیق و رسا، اما این [[اندرزها]]، برای این افراد لجوج مفید نیست، و به حال آنها سودی ندارند<ref>تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۲۱.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|حِكْمَةٌ بَالِغَةٌ فَمَا تُغْنِ النُّذُرُ}}، فرموده: این [[آیات]]، [[حکمت بالغه الهی]] است، و اندرزهایی است عمیق و رسا، اما این [[اندرزها]]، برای این افراد لجوج مفید نیست، و به حال آنها سودی ندارند<ref>تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۲۱.</ref>.
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش