اعتدال در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'خروج' به 'خروج')
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{ویرایش غیرنهایی}}
{{امامت}}
{{امامت}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
خط ۹: خط ۸:
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


*'''[[اعتدال]]''' [[میانه‌روی]]، [[برگزیدن]] راهی میان [[افراط و تفریط]].<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[ اعتدال (مقاله)| مقاله «اعتدال»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۵۴۲.</ref>
'''[[اعتدال]]''' [[میانه‌روی]]، [[برگزیدن]] راهی میان [[افراط و تفریط]].<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[ اعتدال (مقاله)| مقاله «اعتدال»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۵۴۲.</ref>


==واژه‌شناسی لغوی==
==واژه‌شناسی لغوی==
* [[اعتدال]] مصدر باب افتعال از ریشه "ع‌ ـ‌ د‌ ـ‌ ل" و در لغت به معنای حدّ متوسط بین دو وضعیت دیگر<ref>لسان العرب، ج‌۹، ص‌۸۵؛ القاموس‌ المحیط، ج‌۴، ص‌۲۰، «عدل».</ref> و به‌طور کلی هرگونه تناسبی است که لازمه آن برقراری [[مساوات]] بین جهات مختلف است<ref>مفردات، ص‌۵۵۳، «عدل».</ref>، ازاین‌رو نقطه مقابل [[اعتدال]]، [[افراط و تفریط]] نامیده‌ می‌شود<ref>التحقیق، ج‌۹، ص‌۶۱‌ـ‌۶۲، «فرط».</ref> که مفهوم جامع هر دو [[فساد]] به معنای خروج از حالت [[اعتدال]] است، بنابراین، دو‌مفهوم "[[اعتدال]]" و "[[صلاح]]" با یکدیگر رابطه [[جانشینی]] و هر دو با مفهوم "[[فساد]]" رابطه [[تقابل]] دارند<ref>التوقیف، ج‌۱، ص‌۵۵۶؛ مفردات، ص‌۶۳۶، «فسد».</ref>؛ همچنین با توجه به اینکه [[اعتدال]] به‌معنای [[میانه‌روی]] است، [[اسراف]] نقطه مقابل آن به‌شمار می‌رود<ref>التعریفات، ص‌۳۸.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[ اعتدال (مقاله)| مقاله «اعتدال»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۵۴۲.</ref>
[[اعتدال]] مصدر باب افتعال از ریشه "ع‌ ـ‌ د‌ ـ‌ ل" و در لغت به معنای حدّ متوسط بین دو وضعیت دیگر<ref>لسان العرب، ج‌۹، ص‌۸۵؛ القاموس‌ المحیط، ج‌۴، ص‌۲۰، «عدل».</ref> و به‌طور کلی هرگونه تناسبی است که لازمه آن برقراری [[مساوات]] بین جهات مختلف است<ref>مفردات، ص‌۵۵۳، «عدل».</ref>، ازاین‌رو نقطه مقابل [[اعتدال]]، [[افراط و تفریط]] نامیده‌ می‌شود<ref>التحقیق، ج‌۹، ص‌۶۱‌ـ‌۶۲، «فرط».</ref> که مفهوم جامع هر دو [[فساد]] به معنای خروج از حالت [[اعتدال]] است، بنابراین، دو‌مفهوم "[[اعتدال]]" و "[[صلاح]]" با یکدیگر رابطه [[جانشینی]] و هر دو با مفهوم "[[فساد]]" رابطه [[تقابل]] دارند<ref>التوقیف، ج‌۱، ص‌۵۵۶؛ مفردات، ص‌۶۳۶، «فسد».</ref>؛ همچنین با توجه به اینکه [[اعتدال]] به‌معنای [[میانه‌روی]] است، [[اسراف]] نقطه مقابل آن به‌شمار می‌رود<ref>التعریفات، ص‌۳۸.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[ اعتدال (مقاله)| مقاله «اعتدال»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۵۴۲.</ref>
* [[اعتدال]] در [[فرهنگ اسلامی]] در معانی اصطلاحی گوناگونی به‌کار رفته که همه آنها با‌معنای لغوی تقارب دارد. در پزشکی به حالت هماهنگی میان "اخلاط چهارگانه"[[اعتدال]] گفته‌می‌شود<ref>التوقیف، ج‌۱، ص‌۴۳۱: مفتاح دارالسعاده، ج‌۱، ص‌۱۹۴‌ـ‌۱۹۵.</ref> و در جغرافیا نیز به خط استوا که فاصله یکسانی با [[قطب]] شمال و جنوب دارد و ساعات [[شب]] و روز در آن ثابت است محل [[اعتدال]] گفته می‌شود<ref>کشاف اصطلاحات الفنون، ج‌۱، ص‌۷۷۷‌ـ‌۷۷۸.</ref>. در [[علم]] هیئت نیز از نقطه تقاطع منطقة البروج و معدّل النهار به [[اعتدال]] ربیعی و خریفی تعبیر می‌کنند<ref>کشاف اصطلاحات الفنون، ج‌۱، ص‌: ۷۷۷‌.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[ اعتدال (مقاله)| مقاله «اعتدال»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۵۴۲.</ref>
 
[[اعتدال]] در [[فرهنگ اسلامی]] در معانی اصطلاحی گوناگونی به‌کار رفته که همه آنها با‌معنای لغوی تقارب دارد. در پزشکی به حالت هماهنگی میان "اخلاط چهارگانه"[[اعتدال]] گفته‌می‌شود<ref>التوقیف، ج‌۱، ص‌۴۳۱: مفتاح دارالسعاده، ج‌۱، ص‌۱۹۴‌ـ‌۱۹۵.</ref> و در جغرافیا نیز به خط استوا که فاصله یکسانی با [[قطب]] شمال و جنوب دارد و ساعات [[شب]] و روز در آن ثابت است محل [[اعتدال]] گفته می‌شود<ref>کشاف اصطلاحات الفنون، ج‌۱، ص‌۷۷۷‌ـ‌۷۷۸.</ref>. در [[علم]] هیئت نیز از نقطه تقاطع منطقة البروج و معدّل النهار به [[اعتدال]] ربیعی و خریفی تعبیر می‌کنند<ref>کشاف اصطلاحات الفنون، ج‌۱، ص‌: ۷۷۷‌.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[ اعتدال (مقاله)| مقاله «اعتدال»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۵۴۲.</ref>


==[[اعتدال]] در [[قرآن]]==
==[[اعتدال]] در [[قرآن]]==
*واژه [[اعتدال]] در [[قرآن کریم]] نیامده است؛ ولی این مفهوم را می‌توان از واژگان "قوام" {{متن قرآن|وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا }}<ref> و آنان که چون بخشش کنند نه گزافکاری می‌کنند و نه تنگ می‌گیرند و (بخشش آنها) میانگینی  میان این دو، است؛ سوره فرقان، آیه: ۶۷.</ref>، "وسط" {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا }}<ref> و بدین گونه شما را امّتی میانه کرده‌ایم؛ سوره بقره، آیه: ۱۴۳.</ref>، "قصد" {{متن قرآن|وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ }}<ref> و در راه رفتنت میانه‌رو باش و از آوایت فرو کاه که ناپسندترین بانگ‌ها بانگ درازگوشان است؛ سوره لقمان، آیه: ۱۹.</ref>، "[[سواء]]" {{متن قرآن|وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاء مَدْيَنَ قَالَ عَسَى رَبِّي أَن يَهْدِيَنِي سَوَاء السَّبِيلِ }}<ref> و چون روی به سوی مدین نهاد گفت: امید است پروردگارم مرا به راه میانه رهنمون گردد؛ سوره قصص، آیه: ۲۲.</ref> و "[[حنیف]]" {{متن قرآن|مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلاَ نَصْرَانِيًّا وَلَكِن كَانَ حَنِيفًا مُّسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ }}<ref> ابراهیم نه یهودی بود و نه مسیحی ولی درست‌آیینی فرمانبردار بود و از مشرکان نبود؛ سوره آل عمران، آیه: ۶۷.</ref> استفاده کرد. همه این واژگان با اندکی [[اختلاف]] به وضعیت میانه و حدّ وسط اشاره دارد. از سوی دیگر واژگان "[[اسراف]]"، "[[اتراف]]"، "[[تبذیر]]"، "غلوّ"، "[[اعتداء]]"، "فَرط"، "[[تفریط]]" و "قتر" که در دو سوی وضعیت میانه قرار دارد در [[ارتباط]] وثیق با موضوع [[اعتدال]] است.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[ اعتدال (مقاله)| مقاله «اعتدال»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۵۴۳.</ref>
واژه [[اعتدال]] در [[قرآن کریم]] نیامده است؛ ولی این مفهوم را می‌توان از واژگان "قوام" {{متن قرآن|وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا }}<ref> و آنان که چون بخشش کنند نه گزافکاری می‌کنند و نه تنگ می‌گیرند و (بخشش آنها) میانگینی  میان این دو، است؛ سوره فرقان، آیه: ۶۷.</ref>، "وسط" {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا }}<ref> و بدین گونه شما را امّتی میانه کرده‌ایم؛ سوره بقره، آیه: ۱۴۳.</ref>، "قصد" {{متن قرآن|وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ }}<ref> و در راه رفتنت میانه‌رو باش و از آوایت فرو کاه که ناپسندترین بانگ‌ها بانگ درازگوشان است؛ سوره لقمان، آیه: ۱۹.</ref>، "[[سواء]]" {{متن قرآن|وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاء مَدْيَنَ قَالَ عَسَى رَبِّي أَن يَهْدِيَنِي سَوَاء السَّبِيلِ }}<ref> و چون روی به سوی مدین نهاد گفت: امید است پروردگارم مرا به راه میانه رهنمون گردد؛ سوره قصص، آیه: ۲۲.</ref> و "[[حنیف]]" {{متن قرآن|مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلاَ نَصْرَانِيًّا وَلَكِن كَانَ حَنِيفًا مُّسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ }}<ref> ابراهیم نه یهودی بود و نه مسیحی ولی درست‌آیینی فرمانبردار بود و از مشرکان نبود؛ سوره آل عمران، آیه: ۶۷.</ref> استفاده کرد. همه این واژگان با اندکی [[اختلاف]] به وضعیت میانه و حدّ وسط اشاره دارد. از سوی دیگر واژگان "[[اسراف]]"، "[[اتراف]]"، "[[تبذیر]]"، "غلوّ"، "[[اعتداء]]"، "فَرط"، "[[تفریط]]" و "قتر" که در دو سوی وضعیت میانه قرار دارد در [[ارتباط]] وثیق با موضوع [[اعتدال]] است.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[ اعتدال (مقاله)| مقاله «اعتدال»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۵۴۳.</ref>
*در [[احادیث اسلامی]] نیز موضوع [[اعتدال]] بیشتر در قالب کلید واژه "قصد" مورد تأکید و سفارش ویژه قرار گرفته و با معادل قرار دادن آن با مفهوم [[حق]]، هرگونه خروج از راه [[اعتدال]] نوعی [[ستم]] شمرده شده است <ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۹۴، ۱۰۳، ۱۹۵، ۲۲۲؛ نامه ۲۱، ۳۱، حکمت ۱۴۰.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[ اعتدال (مقاله)| مقاله «اعتدال»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۵۴۳.</ref>
 
* [[جهان آفرینش]] از نگاه [[قرآن]] به شیوه‌ای متناسب و [[معتدل]] تصویر شده {{متن قرآن|رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا }}<ref> بام آن را برافراخت و آن را سامان بخشید.و شبش را تیره کرد و روزش را برآورد سوره نازعات، آیه: ۲۸ - ۲۹.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى }}<ref> آنکه آفرید و باندام ساخت؛ سوره اعلی، آیه: ۲.</ref> و در این میان از مراعات [[اعتدال]] در [[آفرینش انسان]] نیز به‌طور خاص یاد شده است: {{متن قرآن|وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا }}<ref> و به جان (آدمی) و آنکه آن را بهنجار داشت؛ سوره شمس، آیه: ۷.</ref><ref>مجمع‌البیان، ج‌۱۰، ص‌۷۵۵؛ التفسیر الکبیر، ج‌۳۱، ص‌۱۹۲.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[ اعتدال (مقاله)| مقاله «اعتدال»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۵۴۳.</ref>
در [[احادیث اسلامی]] نیز موضوع [[اعتدال]] بیشتر در قالب کلید واژه "قصد" مورد تأکید و سفارش ویژه قرار گرفته و با معادل قرار دادن آن با مفهوم [[حق]]، هرگونه خروج از راه [[اعتدال]] نوعی [[ستم]] شمرده شده است <ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۹۴، ۱۰۳، ۱۹۵، ۲۲۲؛ نامه ۲۱، ۳۱، حکمت ۱۴۰.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[ اعتدال (مقاله)| مقاله «اعتدال»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۵۴۳.</ref>
 
[[جهان آفرینش]] از نگاه [[قرآن]] به شیوه‌ای متناسب و [[معتدل]] تصویر شده {{متن قرآن|رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا }}<ref> بام آن را برافراخت و آن را سامان بخشید.و شبش را تیره کرد و روزش را برآورد سوره نازعات، آیه: ۲۸ - ۲۹.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى }}<ref> آنکه آفرید و باندام ساخت؛ سوره اعلی، آیه: ۲.</ref> و در این میان از مراعات [[اعتدال]] در [[آفرینش انسان]] نیز به‌طور خاص یاد شده است: {{متن قرآن|وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا }}<ref> و به جان (آدمی) و آنکه آن را بهنجار داشت؛ سوره شمس، آیه: ۷.</ref><ref>مجمع‌البیان، ج‌۱۰، ص‌۷۵۵؛ التفسیر الکبیر، ج‌۳۱، ص‌۱۹۲.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[ اعتدال (مقاله)| مقاله «اعتدال»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۵۴۳.</ref>


==[[اعتدال]] [[ادیان توحیدی]]==
==[[اعتدال]] [[ادیان توحیدی]]==
خط ۳۰: خط ۳۲:


==[[اعتدال]] [[امت اسلام]]==
==[[اعتدال]] [[امت اسلام]]==
*{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ }}<ref> و بدین گونه شما را امّتی میانه کرده‌ایم؛ سوره بقره، آیه: ۱۴۳.</ref> بر اساس یک احتمال این [[آیه]] در پی معرفی [[امت اسلامی]] با [[وصف]] امتی [[معتدل]] و میانه است. [[اعتدال]] [[امت اسلامی]] در مقایسه با سایر امتها از جمله [[یهودیان]] و [[مسیحیان]] می‌تواند از جهت [[اعتقاد]]، [[جهانبینی]]، [[اخلاق]]، [[احکام]]، [[آداب]] و همه امور [[زندگی]] باشد، زیرا این [[امت]] از جهت [[عقیده]] گرفتار غلوّ، [[شرک]]، [[جبر و تفویض]] نیست و درباره [[صفات خدا]] نه [[معتقد]] به [[تشبیه]] است و نه تعطیل، نه در [[امور مادی]] غوطهور شده تا از معنویات [[غافل]] شود و نه به [[رهبانیت]] و [[ترک دنیا]] روی آورده است، پس از جهت [[اخلاق]]، [[عبادت]]، [[اعتقاد]] و همه امور [[زندگی]] [[معتدل]] است و چون [[مسلمانان]] در مسیر میانه قرار دارند می‌توانند همه خطوط [[انحرافی]] [[چپ و راست]] را ببینند و [[شاهد]] سایر امتها باشند<ref>تفسیرالمنار، ج۲، ص۴‌ـ‌۵؛ المیزان، ج۱، ص‌۳۱۵؛ نمونه، ج‌۱، ص‌۴۸۷.</ref>. برخی ذیل این [[آیه]] گفته‌اند: [[اعتدال]] و وسط بودن [[امت اسلامی]] نشان [[هدایت]] این [[امت]] به وسیله [[خدای سبحان]] است و آنان در [[اعتقاد]]، میان [[افراط]] یعنی [[شرک]] و [[اعتقاد]] به تعدد [[خدایان]] و [[تفریط]] یعنی [[الحاد]] قرار دارند و در [[اخلاق]] بین [[حق]] [[روح]] و [[حق]] [[جسم]] جمع کرده و دارای اعتدال‌اند<ref>الکاشف، ج‌۱، ص‌۲۲۴.</ref>. بر پایه روایتی [[امام صادق]]{{ع}} در تبیین {{متن قرآن|خَيْرَ أُمَّةٍ }} در [[آیه]] {{متن قرآن|كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ }}<ref> شما بهترین گروهی بوده‌اید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شده‌اید؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۱۰.</ref> آنان را امتی می‌داند که [[اجابت]] [[دعوت]] [[ابراهیم]] برای آنها [[واجب]] شد و آنها امتی میانه‌رو و [[بهترین]] امتی هستند که برای [[مردم]] فرستاده شده‌اند<ref>تفسیر عیاشی، ج‌۱، ص‌۱۹۵؛ بحارالانوار، ج‌۲۴، ص‌۱۵۳.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[ اعتدال (مقاله)| مقاله «اعتدال»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۵۴۵.</ref>
{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ }}<ref> و بدین گونه شما را امّتی میانه کرده‌ایم؛ سوره بقره، آیه: ۱۴۳.</ref> بر اساس یک احتمال این [[آیه]] در پی معرفی [[امت اسلامی]] با [[وصف]] امتی [[معتدل]] و میانه است. [[اعتدال]] [[امت اسلامی]] در مقایسه با سایر امتها از جمله [[یهودیان]] و [[مسیحیان]] می‌تواند از جهت [[اعتقاد]]، [[جهانبینی]]، [[اخلاق]]، [[احکام]]، [[آداب]] و همه امور [[زندگی]] باشد، زیرا این [[امت]] از جهت [[عقیده]] گرفتار غلوّ، [[شرک]]، [[جبر و تفویض]] نیست و درباره [[صفات خدا]] نه [[معتقد]] به [[تشبیه]] است و نه تعطیل، نه در [[امور مادی]] غوطهور شده تا از معنویات [[غافل]] شود و نه به [[رهبانیت]] و [[ترک دنیا]] روی آورده است، پس از جهت [[اخلاق]]، [[عبادت]]، [[اعتقاد]] و همه امور [[زندگی]] [[معتدل]] است و چون [[مسلمانان]] در مسیر میانه قرار دارند می‌توانند همه خطوط [[انحرافی]] [[چپ و راست]] را ببینند و [[شاهد]] سایر امتها باشند<ref>تفسیرالمنار، ج۲، ص۴‌ـ‌۵؛ المیزان، ج۱، ص‌۳۱۵؛ نمونه، ج‌۱، ص‌۴۸۷.</ref>. برخی ذیل این [[آیه]] گفته‌اند: [[اعتدال]] و وسط بودن [[امت اسلامی]] نشان [[هدایت]] این [[امت]] به وسیله [[خدای سبحان]] است و آنان در [[اعتقاد]]، میان [[افراط]] یعنی [[شرک]] و [[اعتقاد]] به تعدد [[خدایان]] و [[تفریط]] یعنی [[الحاد]] قرار دارند و در [[اخلاق]] بین [[حق]] [[روح]] و [[حق]] [[جسم]] جمع کرده و دارای اعتدال‌اند<ref>الکاشف، ج‌۱، ص‌۲۲۴.</ref>. بر پایه روایتی [[امام صادق]]{{ع}} در تبیین {{متن قرآن|خَيْرَ أُمَّةٍ }} در [[آیه]] {{متن قرآن|كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ }}<ref> شما بهترین گروهی بوده‌اید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شده‌اید؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۱۰.</ref> آنان را امتی می‌داند که [[اجابت]] [[دعوت]] [[ابراهیم]] برای آنها [[واجب]] شد و آنها امتی میانه‌رو و [[بهترین]] امتی هستند که برای [[مردم]] فرستاده شده‌اند<ref>تفسیر عیاشی، ج‌۱، ص‌۱۹۵؛ بحارالانوار، ج‌۲۴، ص‌۱۵۳.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[ اعتدال (مقاله)| مقاله «اعتدال»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۵۴۵.</ref>


==انواع [[اعتدال]]==
==انواع [[اعتدال]]==
خط ۵۱: خط ۵۳:
[[اعتدال]] صدا در [[نماز]] نیز سفارش شده است؛ [[خدای متعال]] به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} می‌فرماید: نمازت را به صدای بلند مخوان و بسیار آهسته‌اش مکن و میان آن دو، راهی [[معتدل]] بجوی: {{متن قرآن|وَلاَ تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَلاَ تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً }}<ref> به نمازت نه بانگ بردار و نه آن را بی‌آوا بخوان و میان آن (دو)، راهی (میانه) بگزین!؛ سوره اسراء، آیه: ۱۰.</ref><ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[ اعتدال (مقاله)| مقاله «اعتدال»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۵۴۸.</ref>
[[اعتدال]] صدا در [[نماز]] نیز سفارش شده است؛ [[خدای متعال]] به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} می‌فرماید: نمازت را به صدای بلند مخوان و بسیار آهسته‌اش مکن و میان آن دو، راهی [[معتدل]] بجوی: {{متن قرآن|وَلاَ تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَلاَ تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً }}<ref> به نمازت نه بانگ بردار و نه آن را بی‌آوا بخوان و میان آن (دو)، راهی (میانه) بگزین!؛ سوره اسراء، آیه: ۱۰.</ref><ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[ اعتدال (مقاله)| مقاله «اعتدال»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۵۴۸.</ref>


[[اعتدال]] در [[عبادت]] نیز از [[آیات]] نخست سوره‌طه استفاده شده است. بر پایه روایتی از [[امام‌ باقر]]{{ع}} و [[امام صادق]]{{ع}} پاهای [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بر اثر ایستادن به [[نماز]] ورم می‌کرد و [[خداوند]] با فرو‌ فرستادن این [[آیات]] از او خواست تا خود را به‌تعب و [[رنج]] نیفکند<ref>تفسیر قمی، ج۲، ص۵۷؛ کنزالدقائق، ج‌۸، ص‌۲۸۴؛ المیزان، ج‌۱۴، ص‌۱۲۵.</ref>: {{متن قرآن|طه مَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى إِلاَّ تَذْكِرَةً لِّمَن يَخْشَى}}<ref> طا، ها.ما قرآن را بر تو فرو نفرستاده‌ایم که به رنج افتی.جز اینکه یادکردی باشد برای آن کس که (از خداوند) می‌ترسد؛ سوره طه، آیه: ۱ - ۳.</ref> [[روایت]] فوق از [[ابن‌عباس]] نیز [[نقل]] شده است<ref>الدرالمنثور، ج‌۵، ص‌۵۴۹.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[ اعتدال (مقاله)| مقاله «اعتدال»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۵۴۸.</ref>
[[اعتدال]] در [[عبادت]] نیز از [[آیات]] نخست سوره‌طه استفاده شده است. بر پایه روایتی از [[امام‌ باقر]]{{ع}} و [[امام صادق]]{{ع}} پاهای [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بر اثر ایستادن به [[نماز]] ورم می‌کرد و [[خداوند]] با فرو‌ فرستادن این [[آیات]] از او خواست تا خود را به‌تعب و [[رنج]] نیفکند<ref>تفسیر قمی، ج۲، ص۵۷؛ کنزالدقائق، ج‌۸، ص‌۲۸۴؛ المیزان، ج‌۱۴، ص‌۱۲۵.</ref>: {{متن قرآن|طه مَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى إِلاَّ تَذْكِرَةً لِّمَن يَخْشَى}}<ref>طا، ها ما قرآن را بر تو فرو نفرستاده‌ایم که به رنج افتی.جز اینکه یادکردی باشد برای آن کس که (از خداوند) می‌ترسد؛ سوره طه، آیه: ۱ - ۳.</ref> [[روایت]] فوق از [[ابن‌عباس]] نیز [[نقل]] شده است<ref>الدرالمنثور، ج‌۵، ص‌۵۴۹.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[ اعتدال (مقاله)| مقاله «اعتدال»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۵۴۸.</ref>


'''۳. [[اعتدال]] در [[امور اقتصادی]]: ''' این نوع از [[اعتدال]] خود دارای مصادیق گوناگونی است<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[ اعتدال (مقاله)| مقاله «اعتدال»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۵۴۸.</ref>:  
'''۳. [[اعتدال]] در [[امور اقتصادی]]: ''' این نوع از [[اعتدال]] خود دارای مصادیق گوناگونی است<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[ اعتدال (مقاله)| مقاله «اعتدال»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۵۴۸.</ref>:  
خط ۷۰: خط ۷۲:


==[[اعتدال]] در حدود و [[قصاص]] و [[انتقام]]==
==[[اعتدال]] در حدود و [[قصاص]] و [[انتقام]]==
* [[کیفر]] [[مجرم]] و [[انتقام]] از او باید عادلانه و متناسب با [[جرم]] باشد. [[قرآن کریم]] در صورت ارتکاب [[قتل]] عمد برای [[ولیّ]] مقتول، [[حق]] [[قصاص]] قرار داده و در اجرای [[حکم]] برای [[ولیّ]] دم [[افراط]] و خروج از [[اعتدال]] را جایز ندانسته است: {{متن قرآن|وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلاَ يُسْرِف فِّي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا }}<ref> و آنکه به ستم کشته شود برای وارث او حقّی نهاده‌ایم پس نباید در کشتن (به قصاص) گزافکاری  کند زیرا (از سوی شرع) یاری شده است؛ سوره اسراء، آیه: ۳۳.</ref> و چون [[اعتدال]] در این مورد لازم است جایز نیست به جز [[قاتل]]، شخص دیگری کشته شود<ref>تفسیر ماوردی، ج۳، ص۲۴۱؛ التبیان، ج۶، ص۴۷۴.</ref> یا در برابر یک [[قتل]] بیش از یک نفر [[قصاص]] شود<ref>تفسیر ماوردی، ج‌۳، ص‌۲۴۱؛ التبیان، ج‌۶، ص‌۴۷۴؛ التفسیر الکبیر، ج‌۲۰، ص‌۲۰۳.</ref>، مگر در صورتی که چند نفر در [[قتل]] مشارکت داشته باشند؛ همچنین [[پرهیز]] از [[افراط]] در این زمینه اقتضا دارد که کشتن [[قاتل]] به شیوه‌ای دردناک‌تر از کشتن مقتول نباشد<ref>جامع‌البیان، مج‌۹، ج‌۱۵، ص‌۱۰۶؛ الدرالمنثور، ج‌۵، ص‌۲۸۳.</ref>، [[بدن]] [[قاتل]] پس از کشته شدن مثله نشود<ref>جامع البیان، مج‌۹، ج‌۱۵، ص‌۱۰۵؛ تفسیر ماوردی، ج‌۳، ص‌۲۴۱.</ref>، [[حکم]] [[قصاص]] پیش از صدور [[حکم]] [[قاضی]] [[اجرا]] نگردد<ref>تفسیر ابن‌ابی حاتم، ج‌۷، ص‌۳۲۹؛ الدرالمنثور، ج‌۵، ص‌۲۸۴.</ref> و پس از گرفتن دیه، [[قاتل]] کشته نشود<ref>تفسیر ماوردی، ج‌۳، ص‌۲۴۱.</ref>. بر اساس [[آیات]] {{متن قرآن|وَالَّذِينَ إِذَا أَصَابَهُمُ الْبَغْيُ هُمْ يَنتَصِرُونَ وَجَزَاء سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِّثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ }}<ref> و آنان که چون بدیشان ستم رسد داد (خود) می‌ستانند. و کیفر هر بدی بدی‌یی، مانند آن است پس هر که درگذرد و به راه آید پاداش وی بر خداوند است، بی‌گمان او ستمگران را دوست نمی‌دارد؛ سوره شوری، آیه: ۳۹ - ۴۰.</ref> [[انتقام]] از [[ستمگر]] جایز شمرده شده است. البته لازم است [[انتقام]] به مقدار [[ستم]] باشد و از [[افراط]] [[پرهیز]] گردد؛ ولی با وجود جواز [[انتقام]]، [[خداوند متعال]] به [[عفو و گذشت]] سفارش کرده است<ref>مجمع البیان، ج‌۹، ص‌۵۱.</ref>. [[قرآن کریم]] همچنین مقابله به مثل در صورت [[تجاوز]] [[مشرکان]] در [[ماههای حرام]] را جایز شمرده است، با این حال به رعایت [[تقوا]] و خارج‌نشدن از مسیر [[اعتدال]] هشدار داده است: {{متن قرآن|فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُواْ عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ }}<ref> پس هر کس بر شما ستم روا داشت همان‌گونه که با شما ستم  روا داشته است با وی ستم روا دارید، و از خداوند پروا کنید؛ سوره بقره، آیه: ۱۹۴.</ref><ref>المیزان، ج‌۲، ص‌۶۳.</ref>؛ همچنین [[خشم]] و [[کینه]] نسبت به گروهی نباید زمینه [[تجاوز]] و [[ستم]] به آنان شود، هرچند از [[مشرکان]] باشند: {{متن قرآن|وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَن صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَن تَعْتَدُواْ }}<ref> نشکنید و چون از احرام خارج شدید می‌توانید شکار کنید و نباید دشمنی با گروهی که شما را از (ورود به) مسجد الحرام باز داشتند، وادارد که به تجاوز دست یازید؛ سوره مائده، آیه: ۲.</ref>.<ref>راهنما، ج‌۴، ص‌۲۲۷.</ref><ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[ اعتدال (مقاله)| مقاله «اعتدال»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۵۵۲.</ref>
[[کیفر]] [[مجرم]] و [[انتقام]] از او باید عادلانه و متناسب با [[جرم]] باشد. [[قرآن کریم]] در صورت ارتکاب [[قتل]] عمد برای [[ولیّ]] مقتول، [[حق]] [[قصاص]] قرار داده و در اجرای [[حکم]] برای [[ولیّ]] دم [[افراط]] و خروج از [[اعتدال]] را جایز ندانسته است: {{متن قرآن|وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلاَ يُسْرِف فِّي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا }}<ref> و آنکه به ستم کشته شود برای وارث او حقّی نهاده‌ایم پس نباید در کشتن (به قصاص) گزافکاری  کند زیرا (از سوی شرع) یاری شده است؛ سوره اسراء، آیه: ۳۳.</ref> و چون [[اعتدال]] در این مورد لازم است جایز نیست به جز [[قاتل]]، شخص دیگری کشته شود<ref>تفسیر ماوردی، ج۳، ص۲۴۱؛ التبیان، ج۶، ص۴۷۴.</ref> یا در برابر یک [[قتل]] بیش از یک نفر [[قصاص]] شود<ref>تفسیر ماوردی، ج‌۳، ص‌۲۴۱؛ التبیان، ج‌۶، ص‌۴۷۴؛ التفسیر الکبیر، ج‌۲۰، ص‌۲۰۳.</ref>، مگر در صورتی که چند نفر در [[قتل]] مشارکت داشته باشند؛ همچنین [[پرهیز]] از [[افراط]] در این زمینه اقتضا دارد که کشتن [[قاتل]] به شیوه‌ای دردناک‌تر از کشتن مقتول نباشد<ref>جامع‌البیان، مج‌۹، ج‌۱۵، ص‌۱۰۶؛ الدرالمنثور، ج‌۵، ص‌۲۸۳.</ref>، [[بدن]] [[قاتل]] پس از کشته شدن مثله نشود<ref>جامع البیان، مج‌۹، ج‌۱۵، ص‌۱۰۵؛ تفسیر ماوردی، ج‌۳، ص‌۲۴۱.</ref>، [[حکم]] [[قصاص]] پیش از صدور [[حکم]] [[قاضی]] [[اجرا]] نگردد<ref>تفسیر ابن‌ابی حاتم، ج‌۷، ص‌۳۲۹؛ الدرالمنثور، ج‌۵، ص‌۲۸۴.</ref> و پس از گرفتن دیه، [[قاتل]] کشته نشود<ref>تفسیر ماوردی، ج‌۳، ص‌۲۴۱.</ref>. بر اساس [[آیات]] {{متن قرآن|وَالَّذِينَ إِذَا أَصَابَهُمُ الْبَغْيُ هُمْ يَنتَصِرُونَ وَجَزَاء سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِّثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ }}<ref> و آنان که چون بدیشان ستم رسد داد (خود) می‌ستانند. و کیفر هر بدی بدی‌یی، مانند آن است پس هر که درگذرد و به راه آید پاداش وی بر خداوند است، بی‌گمان او ستمگران را دوست نمی‌دارد؛ سوره شوری، آیه: ۳۹ - ۴۰.</ref> [[انتقام]] از [[ستمگر]] جایز شمرده شده است. البته لازم است [[انتقام]] به مقدار [[ستم]] باشد و از [[افراط]] [[پرهیز]] گردد؛ ولی با وجود جواز [[انتقام]]، [[خداوند متعال]] به [[عفو و گذشت]] سفارش کرده است<ref>مجمع البیان، ج‌۹، ص‌۵۱.</ref>. [[قرآن کریم]] همچنین مقابله به مثل در صورت [[تجاوز]] [[مشرکان]] در [[ماههای حرام]] را جایز شمرده است، با این حال به رعایت [[تقوا]] و خارج‌نشدن از مسیر [[اعتدال]] هشدار داده است: {{متن قرآن|فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُواْ عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ }}<ref> پس هر کس بر شما ستم روا داشت همان‌گونه که با شما ستم  روا داشته است با وی ستم روا دارید، و از خداوند پروا کنید؛ سوره بقره، آیه: ۱۹۴.</ref><ref>المیزان، ج‌۲، ص‌۶۳.</ref>؛ همچنین [[خشم]] و [[کینه]] نسبت به گروهی نباید زمینه [[تجاوز]] و [[ستم]] به آنان شود، هرچند از [[مشرکان]] باشند: {{متن قرآن|وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَن صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَن تَعْتَدُواْ }}<ref> نشکنید و چون از احرام خارج شدید می‌توانید شکار کنید و نباید دشمنی با گروهی که شما را از (ورود به) مسجد الحرام باز داشتند، وادارد که به تجاوز دست یازید؛ سوره مائده، آیه: ۲.</ref>.<ref>راهنما، ج‌۴، ص‌۲۲۷.</ref><ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[ اعتدال (مقاله)| مقاله «اعتدال»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۵۵۲.</ref>


==عوامل خروج از [[اعتدال]]==
==عوامل خروج از [[اعتدال]]==
خط ۷۸: خط ۸۰:


==بازتاب [[آیات]] [[اعتدال در اخلاق اسلامی]]==
==بازتاب [[آیات]] [[اعتدال در اخلاق اسلامی]]==
*توجه ویژه [[آیات]] و [[روایات]] به موضوع [[اعتدال]] گرچه در قالب کلید واژه‌های دیگری چون "قوام"، "قصد" و "[[استقامت]]" صورت گرفته، با این حال زمینه‌ساز پیدایش اصطلاح [[اعتدال]] و طرح جدی آن در [[دانش]] [[اخلاق]] بوده است. [[دانشمندان اخلاق]] برای هر [[خصلت]] [[روحی]] دو حالت [[افراط و تفریط]] در نظر گرفته و [[میانه‌روی]] در آن [[خصلت]] را [[اعتدال]] نامیده<ref>امراض القلوب، ج‌۱، ص‌۳۰؛ مدارج السالکین، ج‌۱، ص‌۴۰۴؛ اغاثة اللهفان، ج‌۱، ص‌۱۶.</ref> و آن را منشأ [[فضایل]] چهارگانه در [[علم اخلاق]] برشمرده‌اند. به گفته آنان [[انسان]] دارای قوای چهارگانه [[عقل نظری]]، [[عقل عملی]]، [[غضب]] و [[شهوت]] است و [[سعادت]] و کمال [[انسان]] در این است که این قوا را از [[افراط و تفریط]] نگه داشته و در [[زندگی]] [[تعادل]] آنها را [[حفظ]] کند. در نتیجه این [[تعادل]]، از [[قوه عاقله]] "[[حکمت]]" پدید می‌آید و از [[قوه]] عامله "[[عدالت]]" و از [[تعادل]] نیروی [[غضب]]، "[[شجاعت]]" و از [[تعادل]] نیروی [[شهوت]] "[[عفت]]" و [[پاکدامنی]] به دست می‌آید و [[اعتدال]] سه [[قوه]] اخیر در صورتی است که [[مطیع]] [[اوامر و نواهی]] [[عقل نظری]] باشند<ref>اسفار، ج‌۴، ص‌۱۱۶؛ جامع‌السعادات، ج۱، ص۳۷، ۶۸، ۸۴، ۹۳.</ref>. البته برخی [[عدالت]] را [[تعادل]] و کمال همه قوای چهارگانه و [[حکمت]] را کمال [[عقل عملی]] دانسته‌اند<ref>جامع السعادات، ج‌۱، ص‌۹۲.</ref>، ازاین‌رو در صورت گرفتار آمدن به هریک از صفات ناشایست، راه درمان را با تقویت صفت مقابل تا حدّ رسیدن به حالت [[اعتدال]] دانسته‌اند<ref>معارج القدس، ص‌۷۸، ۸۲‌ـ‌۸۳.</ref>. در این میان [[واجبات]] [[شرعی]] مانند [[روزه]] و [[انفاق]]، و [[باورهای دینی]] مانند [[توکل]] و [[زهد]] نقش بسزایی ایفا‌می‌کنند<ref>روضة المحبین، ج‌۱، ص‌۲۲۰.</ref>، بنابراین، معیار [[اعتدال]]، [[عقل]] و [[شرع]] معرفی شده<ref>معارج‌القدس، ص‌۸۸‌ـ‌۸۹.</ref> و در واقع حالت [[اعتدال]] همان [[پایبندی]] به [[کتاب و سنت]] در [[رفتار]] و گفتار شمرده شده است<ref>کتاب الاستقامه، ج‌۱، ص‌۳.</ref> که آیاتی همچون {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ }}<ref> پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن؛ سوره هود، آیه: ۱۱۲.</ref> و {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ }}<ref> راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه: ۶.</ref> به آن اشاره دارند<ref>معارج القدس، ص‌۸۸.</ref>؛ همچنین از این [[آیات]] برمی‌آید که [[انسان]] بر اثر [[سیر و سلوک]] [[اخلاقی]] همواره می‌تواند به [[اعتدال]] کامل نزدیک‌تر شود، گرچه کاملا به آن دست نیابد<ref>امراض القلوب، ج‌۱، ص‌۷؛ معارج القدس، ص‌۸۸.</ref>، بنابراین، راه [[سلوک]] همواره امتداد داشته و از مرحله‌ای به مرحله‌ای متعالی‌تر [[صعود]] می‌کند؛ همچنین در [[اخلاق اجتماعی]] مفهوم [[عدالت]] با این پیش فرض که [[عدل]] به معنای [[استواری]] در راه [[حق]] و نلغزیدن به سوی [[باطل]] است، به حالت [[اعتدال]] [[تفسیر]] شده است<ref>التعریفات، ص‌۱۹۲؛ امراض‌القلوب، ج‌۱، ص‌۶.</ref>. در نگاهی کلی به مبحث [[اعتدال در اخلاق]] [[اسلامی]] می‌توان از آن به عنوان حالت [[ثبات]] و [[سلامت روح]] و روان [[آدمی]] یاد کرد<ref>التوقیف، ج‌۱، ص‌۴۷۸؛ التعریفات، ص‌۱۸۲.</ref> که هماهنگی میان خلقیات و [[رفتار انسان]] و در نتیجه [[آرامش]] و [[اطمینان]] را در پی دارد<ref>التوقیف، ج‌۱، ص‌۴۸۵.</ref>، بنابراین هرگونه [[اضطراب]] و پیدایش [[صفات نکوهیده]] [[اخلاقی]] مانند [[ترس]] و [[نفاق]] و [[جهل]] بر اثر خروج از حالت [[اعتدال]] رخ می‌دهد<ref>مفردات، ص‌۵۳۷‌ـ‌۵۳۸، «ظلم»، ص‌۶۳۶، «فسد»؛ التوقیف، ج‌۱، ص‌۶۴۹.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[اعتدال (مقاله)| مقاله «اعتدال»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۵۵۳.</ref>
توجه ویژه [[آیات]] و [[روایات]] به موضوع [[اعتدال]] گرچه در قالب کلید واژه‌های دیگری چون "قوام"، "قصد" و "[[استقامت]]" صورت گرفته، با این حال زمینه‌ساز پیدایش اصطلاح [[اعتدال]] و طرح جدی آن در [[دانش]] [[اخلاق]] بوده است. [[دانشمندان اخلاق]] برای هر [[خصلت]] [[روحی]] دو حالت [[افراط و تفریط]] در نظر گرفته و [[میانه‌روی]] در آن [[خصلت]] را [[اعتدال]] نامیده<ref>امراض القلوب، ج‌۱، ص‌۳۰؛ مدارج السالکین، ج‌۱، ص‌۴۰۴؛ اغاثة اللهفان، ج‌۱، ص‌۱۶.</ref> و آن را منشأ [[فضایل]] چهارگانه در [[علم اخلاق]] برشمرده‌اند. به گفته آنان [[انسان]] دارای قوای چهارگانه [[عقل نظری]]، [[عقل عملی]]، [[غضب]] و [[شهوت]] است و [[سعادت]] و کمال [[انسان]] در این است که این قوا را از [[افراط و تفریط]] نگه داشته و در [[زندگی]] [[تعادل]] آنها را [[حفظ]] کند. در نتیجه این [[تعادل]]، از [[قوه عاقله]] "[[حکمت]]" پدید می‌آید و از [[قوه]] عامله "[[عدالت]]" و از [[تعادل]] نیروی [[غضب]]، "[[شجاعت]]" و از [[تعادل]] نیروی [[شهوت]] "[[عفت]]" و [[پاکدامنی]] به دست می‌آید و [[اعتدال]] سه [[قوه]] اخیر در صورتی است که [[مطیع]] [[اوامر و نواهی]] [[عقل نظری]] باشند<ref>اسفار، ج‌۴، ص‌۱۱۶؛ جامع‌السعادات، ج۱، ص۳۷، ۶۸، ۸۴، ۹۳.</ref>. البته برخی [[عدالت]] را [[تعادل]] و کمال همه قوای چهارگانه و [[حکمت]] را کمال [[عقل عملی]] دانسته‌اند<ref>جامع السعادات، ج‌۱، ص‌۹۲.</ref>، ازاین‌رو در صورت گرفتار آمدن به هریک از صفات ناشایست، راه درمان را با تقویت صفت مقابل تا حدّ رسیدن به حالت [[اعتدال]] دانسته‌اند<ref>معارج القدس، ص‌۷۸، ۸۲‌ـ‌۸۳.</ref>. در این میان [[واجبات]] [[شرعی]] مانند [[روزه]] و [[انفاق]]، و [[باورهای دینی]] مانند [[توکل]] و [[زهد]] نقش بسزایی ایفا‌می‌کنند<ref>روضة المحبین، ج‌۱، ص‌۲۲۰.</ref>، بنابراین، معیار [[اعتدال]]، [[عقل]] و [[شرع]] معرفی شده<ref>معارج‌القدس، ص‌۸۸‌ـ‌۸۹.</ref> و در واقع حالت [[اعتدال]] همان [[پایبندی]] به [[کتاب و سنت]] در [[رفتار]] و گفتار شمرده شده است<ref>کتاب الاستقامه، ج‌۱، ص‌۳.</ref> که آیاتی همچون {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ }}<ref> پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن؛ سوره هود، آیه: ۱۱۲.</ref> و {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ }}<ref> راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه: ۶.</ref> به آن اشاره دارند<ref>معارج القدس، ص‌۸۸.</ref>؛ همچنین از این [[آیات]] برمی‌آید که [[انسان]] بر اثر [[سیر و سلوک]] [[اخلاقی]] همواره می‌تواند به [[اعتدال]] کامل نزدیک‌تر شود، گرچه کاملا به آن دست نیابد<ref>امراض القلوب، ج‌۱، ص‌۷؛ معارج القدس، ص‌۸۸.</ref>، بنابراین، راه [[سلوک]] همواره امتداد داشته و از مرحله‌ای به مرحله‌ای متعالی‌تر [[صعود]] می‌کند؛ همچنین در [[اخلاق اجتماعی]] مفهوم [[عدالت]] با این پیش فرض که [[عدل]] به معنای [[استواری]] در راه [[حق]] و نلغزیدن به سوی [[باطل]] است، به حالت [[اعتدال]] [[تفسیر]] شده است<ref>التعریفات، ص‌۱۹۲؛ امراض‌القلوب، ج‌۱، ص‌۶.</ref>. در نگاهی کلی به مبحث [[اعتدال در اخلاق]] [[اسلامی]] می‌توان از آن به عنوان حالت [[ثبات]] و [[سلامت روح]] و روان [[آدمی]] یاد کرد<ref>التوقیف، ج‌۱، ص‌۴۷۸؛ التعریفات، ص‌۱۸۲.</ref> که هماهنگی میان خلقیات و [[رفتار انسان]] و در نتیجه [[آرامش]] و [[اطمینان]] را در پی دارد<ref>التوقیف، ج‌۱، ص‌۴۸۵.</ref>، بنابراین هرگونه [[اضطراب]] و پیدایش [[صفات نکوهیده]] [[اخلاقی]] مانند [[ترس]] و [[نفاق]] و [[جهل]] بر اثر خروج از حالت [[اعتدال]] رخ می‌دهد<ref>مفردات، ص‌۵۳۷‌ـ‌۵۳۸، «ظلم»، ص‌۶۳۶، «فسد»؛ التوقیف، ج‌۱، ص‌۶۴۹.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[اعتدال (مقاله)| مقاله «اعتدال»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۵۵۳.</ref>


==تنظیم آیات اعتدال به ترتیب مصحفی‌شان==
==تنظیم آیات اعتدال به ترتیب مصحفی‌شان==
خط ۸۹: خط ۹۱:
[[شیخ طوسی]] در تبیان فی قوله: {{متن قرآن|وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ...}}، فرموده که: [[حسین بن علی مغربی]] گوید: معنای {{متن قرآن|مَا طَابَ}}؛ یعنی زنانی که بالغ شده‌اند، و مراد، منع از [[ازدواج]] با [[زن]] [[یتیم]]، پیش از [[بلوغ]] او است؛ زیرا (در این صورت) بر او [[ظلم]] وارد می‌شود؛ چون وقتی بالغ شد، خودش در قبول و [[انتخاب همسر]] مختار خواهد بود. گفته اند: معنای: {{متن قرآن|مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ}}، چنین است: آن کسانی از [[زنان]] که برای شما [[حلال]] است بدون آن زنانی که بر شما [[حرام]] هستند، و تنها گفت: {{متن قرآن|مَا طَابَ}} و نگفت: «من طاب»، هر چند که «من» برای ذوی‌العقول، و «ما» برای غیر ذوی‌العقول است، برای اینکه معنا چنین است: {{عربی|انكحوا الطيب}}؛ یعنی حلال این عده را؛ چون همه زنان حلال نیستند، و تقدیر آن چنین است: {{متن قرآن|وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى}} {{عربی|فتحرجتم فيهم، فكذلك فتخرجوا في النساء، فلا تنكحوا إلّا ما آمنتم به الجور فيه منهنّ ممّا أحللته لكم منهنّ من الواحدة إلى الأربع}}، و درباره: {{متن قرآن|إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً}}، فرموده: {{متن قرآن|فَوَاحِدَةً}}، [[منصوب]] است بنا بر آن‌که مفعول‌به باشد، و تقدیر آن چنین است: {{عربی|فإن خفتم ألا تعدلوا فيما زاد على الواحدة فانكحوا واحدة}}<ref>تبیان، ج۳، ص۱۰۵ و ۱۰۷.</ref>.
[[شیخ طوسی]] در تبیان فی قوله: {{متن قرآن|وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ...}}، فرموده که: [[حسین بن علی مغربی]] گوید: معنای {{متن قرآن|مَا طَابَ}}؛ یعنی زنانی که بالغ شده‌اند، و مراد، منع از [[ازدواج]] با [[زن]] [[یتیم]]، پیش از [[بلوغ]] او است؛ زیرا (در این صورت) بر او [[ظلم]] وارد می‌شود؛ چون وقتی بالغ شد، خودش در قبول و [[انتخاب همسر]] مختار خواهد بود. گفته اند: معنای: {{متن قرآن|مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ}}، چنین است: آن کسانی از [[زنان]] که برای شما [[حلال]] است بدون آن زنانی که بر شما [[حرام]] هستند، و تنها گفت: {{متن قرآن|مَا طَابَ}} و نگفت: «من طاب»، هر چند که «من» برای ذوی‌العقول، و «ما» برای غیر ذوی‌العقول است، برای اینکه معنا چنین است: {{عربی|انكحوا الطيب}}؛ یعنی حلال این عده را؛ چون همه زنان حلال نیستند، و تقدیر آن چنین است: {{متن قرآن|وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى}} {{عربی|فتحرجتم فيهم، فكذلك فتخرجوا في النساء، فلا تنكحوا إلّا ما آمنتم به الجور فيه منهنّ ممّا أحللته لكم منهنّ من الواحدة إلى الأربع}}، و درباره: {{متن قرآن|إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً}}، فرموده: {{متن قرآن|فَوَاحِدَةً}}، [[منصوب]] است بنا بر آن‌که مفعول‌به باشد، و تقدیر آن چنین است: {{عربی|فإن خفتم ألا تعدلوا فيما زاد على الواحدة فانكحوا واحدة}}<ref>تبیان، ج۳، ص۱۰۵ و ۱۰۷.</ref>.
همین‌طور فی قوله: {{متن قرآن|ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا}}، فرموده: اشاره به [[عقد]] یک زن است در صورت [[خوف]] از [[جور]] در [[زنان]] مازاد بر یکی، یا اکتفا نمودن به کنیزی می‌باشد که در تملک است<ref>تبیان، ج۳، ص۱۰۵ و ۱۰۷.</ref>.
همین‌طور فی قوله: {{متن قرآن|ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا}}، فرموده: اشاره به [[عقد]] یک زن است در صورت [[خوف]] از [[جور]] در [[زنان]] مازاد بر یکی، یا اکتفا نمودن به کنیزی می‌باشد که در تملک است<ref>تبیان، ج۳، ص۱۰۵ و ۱۰۷.</ref>.
فی قوله: {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ}} هم فرموده: یعنی هیچ یک از [[بندگان]] [[قادر]] نیست در بین زنان و [[همسران]]، [[محبت]] و [[تمایل]] یکسان و مساوی را نسبت به آنان نشان دهد؛ به گونه‌ای که تمایل به یکی از آنان، مانند تمایل به دیگری باشد، و مراد از آن، [[نفی]] [[قدرت]] بر [[تساوی]] در [[نفقه]]، [[لباس]] و قسمت بین آنان نیست.
فی قوله: {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ}} هم فرموده: یعنی هیچ یک از [[بندگان]] [[قادر]] نیست در بین زنان و [[همسران]]، [[محبت]] و [[تمایل]] یکسان و مساوی را نسبت به آنان نشان دهد؛ به گونه‌ای که تمایل به یکی از آنان، مانند تمایل به دیگری باشد، و مراد از آن، [[نفی]] [[قدرت]] بر [[تساوی]] در [[نفقه]]، [[لباس]] و قسمت بین آنان نیست.


نیز فی قوله: {{متن قرآن|وَإِنْ تُصْلِحُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا}}، [[تفسیر]] فرموده که: یعنی: و اگر [[اصلاح]] کنید در قسمت بین همسران و ایجاد یکسانی بین آنها در نفقه، لباس و [[معاشرت]] به معروف، و ترک نمایید میلی را که [[خداوند]] شما را از آن [[نهی]] نموده است، از [[برتری]] دادن یکی بر دیگری در آن، «{{متن قرآن|فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>تبیان، ج۳، ص۳۵۶.</ref>.
نیز فی قوله: {{متن قرآن|وَإِنْ تُصْلِحُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا}}، [[تفسیر]] فرموده که: یعنی: و اگر [[اصلاح]] کنید در قسمت بین همسران و ایجاد یکسانی بین آنها در نفقه، لباس و [[معاشرت]] به معروف، و ترک نمایید میلی را که [[خداوند]] شما را از آن [[نهی]] نموده است، از [[برتری]] دادن یکی بر دیگری در آن، «{{متن قرآن|فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>تبیان، ج۳، ص۳۵۶.</ref>.
و فی قوله: {{متن قرآن|لَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى}}، فرموده: سه وجه در معنای آن هست:
و فی قوله: {{متن قرآن|لَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى}}، فرموده: سه وجه در معنای آن هست:
وجه اول: از [[هوای نفس]] در [[عدول]] از [[حق]] [[پیروی]] نکنید که در این صورت با ترک اقامه [[شهادت]]، [[ستم]] می‌کنید.
وجه اول: از [[هوای نفس]] در [[عدول]] از [[حق]] [[پیروی]] نکنید که در این صورت با ترک اقامه [[شهادت]]، [[ستم]] می‌کنید.
وجه دوم: به سبب [[گریز]] از [[اجرای عدالت]] در ادای شهادت، پیروی هوای نفستان را نکنید.
وجه دوم: به سبب [[گریز]] از [[اجرای عدالت]] در ادای شهادت، پیروی هوای نفستان را نکنید.
وجه سوم: پیروی هوای نفستان را نکنید، تا [[عدالت]] را جاری کنید<ref>تبیان، ج۳، ص۳۵۶.</ref>.
وجه سوم: پیروی هوای نفستان را نکنید، تا [[عدالت]] را جاری کنید<ref>تبیان، ج۳، ص۳۵۶.</ref>.
هم‌چنین فی قوله: {{متن قرآن|وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا}}، فرموده: [[بغض]] قومی، شما را بر آن ندارد که در حکمتان در بین آنان و روش و سیرتتان نسبت به ایشان عدالت نکرده و بر آنان [[ظلم و ستم]] روا دارید.
هم‌چنین فی قوله: {{متن قرآن|وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا}}، فرموده: [[بغض]] قومی، شما را بر آن ندارد که در حکمتان در بین آنان و روش و سیرتتان نسبت به ایشان عدالت نکرده و بر آنان [[ظلم و ستم]] روا دارید.
فی قوله: {{متن قرآن|اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى}} هم فرموده: با هر کس خواه [[دوست]] باشد یا [[دشمن]]، با عدالت [[رفتار]] کنید که اجرای عدالت برای شما [[مؤمنان]] به [[تقوا]] نزدیک‌تر است<ref>تبیان، ذیل آیه شریفه.</ref>.
فی قوله: {{متن قرآن|اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى}} هم فرموده: با هر کس خواه [[دوست]] باشد یا [[دشمن]]، با عدالت [[رفتار]] کنید که اجرای عدالت برای شما [[مؤمنان]] به [[تقوا]] نزدیک‌تر است<ref>تبیان، ذیل آیه شریفه.</ref>.
خط ۱۰۴: خط ۱۱۲:


همین‌طور فی قوله: {{متن قرآن|قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ}}، فرموده: {{متن قرآن|قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ}}: تلاشگران در [[اقامه عدل]] باشید، تا [[ظلم و ستم]] نکنید، {{متن قرآن|شُهَدَاءَ لِلَّهِ}}: شهادت‌های خود را برای [[رضای خدا]] اقامه کنید، همان‌گونه که شما را به اقامه آن امر نمودم. در قوله: {{متن قرآن|أَنْ تَعْدِلُوا}} هم عدل و هم [[عدول]] در آن محتمل است؛ مثل اینکه گفته شود: {{عربی|فلا تتبعوا الهوى كراهة أن تعدلوا بين الناس او ارادة أن تعدلوا عن الحق}}: [[پیروی از هوای نفس]] نکنید به جهت [[ناخشنودی]] که از عدل بین [[مردم]] دارید، یا داشتن [[اراده]] اینکه از حق عدول کنید<ref>کشاف، ج۱، ص۵۷۰.</ref>.
همین‌طور فی قوله: {{متن قرآن|قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ}}، فرموده: {{متن قرآن|قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ}}: تلاشگران در [[اقامه عدل]] باشید، تا [[ظلم و ستم]] نکنید، {{متن قرآن|شُهَدَاءَ لِلَّهِ}}: شهادت‌های خود را برای [[رضای خدا]] اقامه کنید، همان‌گونه که شما را به اقامه آن امر نمودم. در قوله: {{متن قرآن|أَنْ تَعْدِلُوا}} هم عدل و هم [[عدول]] در آن محتمل است؛ مثل اینکه گفته شود: {{عربی|فلا تتبعوا الهوى كراهة أن تعدلوا بين الناس او ارادة أن تعدلوا عن الحق}}: [[پیروی از هوای نفس]] نکنید به جهت [[ناخشنودی]] که از عدل بین [[مردم]] دارید، یا داشتن [[اراده]] اینکه از حق عدول کنید<ref>کشاف، ج۱، ص۵۷۰.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى}}، فرموده: [[دشمنی]] شما با [[مشرکان]]، شما را بر آن ندارد که [[عدل]] را رها کرده و بر آنان [[ظلم]] کنید؛ به این که در بعضی از آنان [[پیروز]] بشوید و کینه‌هایی را که در قلوبتان است، تشفی بدهید. {{متن قرآن|اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى}}، اول، آنان را از تحریک کینه‌هایشان بر ترک عدل [[نهی]] نمود. پس از آن از لحاظ تأکید و تشدید، تصریح در [[امر به عدل]] را از سرگرفت. سپس وجه امر به عدل را که عبارت از: {{متن قرآن|هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى}} است، برای آنان بیان کرد؛ یعنی عدل نزدیک‌تر به [[تقوا]] و داخل‌تر در مناسبت با آن است<ref>کشاف، ج۱، ص۵۹۸.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى}}، فرموده: [[دشمنی]] شما با [[مشرکان]]، شما را بر آن ندارد که [[عدل]] را رها کرده و بر آنان [[ظلم]] کنید؛ به این که در بعضی از آنان [[پیروز]] بشوید و کینه‌هایی را که در قلوبتان است، تشفی بدهید. {{متن قرآن|اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى}}، اول، آنان را از تحریک کینه‌هایشان بر ترک عدل [[نهی]] نمود. پس از آن از لحاظ تأکید و تشدید، تصریح در [[امر به عدل]] را از سرگرفت. سپس وجه امر به عدل را که عبارت از: {{متن قرآن|هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى}} است، برای آنان بیان کرد؛ یعنی عدل نزدیک‌تر به [[تقوا]] و داخل‌تر در مناسبت با آن است<ref>کشاف، ج۱، ص۵۹۸.</ref>.
شُبّر در تفسیرش فی قوله: {{متن قرآن|فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً}}، فرموده: یعنی اگر می‌ترسید که در [[نفقه]] این تعداد از [[زنان]]، [[عدالت]] نکنید، پس یک [[زن]] را به [[نکاح]] در آورید<ref>تفسیر شبّر، ص۱۷۹.</ref>.
شُبّر در تفسیرش فی قوله: {{متن قرآن|فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً}}، فرموده: یعنی اگر می‌ترسید که در [[نفقه]] این تعداد از [[زنان]]، [[عدالت]] نکنید، پس یک [[زن]] را به [[نکاح]] در آورید<ref>تفسیر شبّر، ص۱۷۹.</ref>.


نیز فی قوله: {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ}}، فرمود: در [[مودت]] [[قلبی]]، یا در همه امور از جمیع وجوه [[قدرت]] آن را ندارید که در بین این تعداد از زنان، عدالت را رعایت کنید<ref>تفسیر شبر، ص۲۲۸.</ref>.
نیز فی قوله: {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ}}، فرمود: در [[مودت]] [[قلبی]]، یا در همه امور از جمیع وجوه [[قدرت]] آن را ندارید که در بین این تعداد از زنان، عدالت را رعایت کنید<ref>تفسیر شبر، ص۲۲۸.</ref>.
همین طور فی قوله: {{متن قرآن|لَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا}}، فرموده: در شهادتتان از [[هوای نفس]] [[پیروی]] نکنید، تا [[اراده]] [[عدول]] از [[حق]] در شما پیدا شود، یا از [[اجرای عدالت]] در بین [[مردم]] [[اکراه]] داشته باشید<ref>تفسیر شبر، ص۲۳۰.</ref>.
همین طور فی قوله: {{متن قرآن|لَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا}}، فرموده: در شهادتتان از [[هوای نفس]] [[پیروی]] نکنید، تا [[اراده]] [[عدول]] از [[حق]] در شما پیدا شود، یا از [[اجرای عدالت]] در بین [[مردم]] [[اکراه]] داشته باشید<ref>تفسیر شبر، ص۲۳۰.</ref>.
فی قوله: {{متن قرآن|وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا}} هم فرموده: خشمتان از [[بغض]] [[کفار]] را با ترک عدل نسبت به آنها ظاهر نکنید<ref>تفسیر شبر، ص۲۴۷.</ref>.
فی قوله: {{متن قرآن|وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا}} هم فرموده: خشمتان از [[بغض]] [[کفار]] را با ترک عدل نسبت به آنها ظاهر نکنید<ref>تفسیر شبر، ص۲۴۷.</ref>.


[[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر المیزان]] فی قوله: {{متن قرآن|فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا}}، فرموده: یعنی [[ترس]] به سبب عدول از حق و [[قسط]]، به واسطه [[پیروی از هوای نفس]] و ترک [[شهادت]] برای [[خدای متعال]] است. پس {{متن قرآن|أَنْ تَعْدِلُوا}}، مفعول لاجله است، و ممکن است مجرور به تقدیر [[لام]] متعلق به [[اتباع]] باشد؛ یعنی: {{عربی|لأن تعدلوا}}<ref>المیزان، ج۵، ص۱۱۴.</ref>.
[[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر المیزان]] فی قوله: {{متن قرآن|فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا}}، فرموده: یعنی [[ترس]] به سبب عدول از حق و [[قسط]]، به واسطه [[پیروی از هوای نفس]] و ترک [[شهادت]] برای [[خدای متعال]] است. پس {{متن قرآن|أَنْ تَعْدِلُوا}}، مفعول لاجله است، و ممکن است مجرور به تقدیر [[لام]] متعلق به [[اتباع]] باشد؛  
یعنی: {{عربی|لأن تعدلوا}}<ref>المیزان، ج۵، ص۱۱۴.</ref>.
 
هم‌چنین فی قوله: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! برای خداوند بپاخیزید و با دادگری گواهی دهید و نباید دشمنی با گروهی شما را وادارد که دادگری نکنید، دادگری ورزید که به پرهیزگاری نزدیک‌تر است و از خداوند پروا کنید که خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره مائده، آیه ۸.</ref>، فرموده: این [[آیه]]، نظیر آیه دیگر: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا}}<ref>«ای مؤمنان! به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید هر چند به زیان خود یا پدر و مادر و یا نزدیکان (تان) باشد و اگر (هر یک از دو طرف دعوا) دارا باشد یا نادار، خداوند به (دستگیری از) هر دو سزاوارتر است، پس (در گواهی دادن) از هوا (ی نفس) پیروی نکنید که به یک سو‌گرایید و اگر (در گواهی دادن) زبان بگردانید یا (از آن) رو برتابید بی‌گمان خداوند از آنچه می‌کنید آگاه است» سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref> است و تفاوت این دو آیه در این می‌باشد که آیه [[نساء]]، در [[مقام]] [[نهی]] از [[انحراف]] از [[عدل]] در [[شهادت]] دادن است به واسطه [[پیروی از هوای نفس]] به جهت [[تمایل]] نشان دادن به مشهود له به سبب [[قرابت]] و نظیر آن. پس به آنچه به نفع آن [[خویشاوند]] است اما بر خلاف [[حق]] است، شهادت می‌دهد، و آیه [[مائده]]، در مقام رد انحراف از عدل در شهادت است به واسطه [[بغض]] و [[خشم]] [[شاهد]] نسبت به مشهود علیه، پس به نوعی علیه او اقامه شهادت می‌کند تا از وی [[انتقام]] گرفته و برای حق خود او را بازخواست نموده باشد. این [[اختلاف]] در بیان، سبب اختلاف در قیود دو آیه می‌گردد، چنان‌که در آیه نساء فرمود: {{متن قرآن|كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ}}، و در [[آیه]] [[مائده]] فرمود: {{متن قرآن|كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ}}<ref>المیزان، ج۵، ص۲۵۵.</ref>.
هم‌چنین فی قوله: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! برای خداوند بپاخیزید و با دادگری گواهی دهید و نباید دشمنی با گروهی شما را وادارد که دادگری نکنید، دادگری ورزید که به پرهیزگاری نزدیک‌تر است و از خداوند پروا کنید که خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره مائده، آیه ۸.</ref>، فرموده: این [[آیه]]، نظیر آیه دیگر: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا}}<ref>«ای مؤمنان! به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید هر چند به زیان خود یا پدر و مادر و یا نزدیکان (تان) باشد و اگر (هر یک از دو طرف دعوا) دارا باشد یا نادار، خداوند به (دستگیری از) هر دو سزاوارتر است، پس (در گواهی دادن) از هوا (ی نفس) پیروی نکنید که به یک سو‌گرایید و اگر (در گواهی دادن) زبان بگردانید یا (از آن) رو برتابید بی‌گمان خداوند از آنچه می‌کنید آگاه است» سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref> است و تفاوت این دو آیه در این می‌باشد که آیه [[نساء]]، در [[مقام]] [[نهی]] از [[انحراف]] از [[عدل]] در [[شهادت]] دادن است به واسطه [[پیروی از هوای نفس]] به جهت [[تمایل]] نشان دادن به مشهود له به سبب [[قرابت]] و نظیر آن. پس به آنچه به نفع آن [[خویشاوند]] است اما بر خلاف [[حق]] است، شهادت می‌دهد، و آیه [[مائده]]، در مقام رد انحراف از عدل در شهادت است به واسطه [[بغض]] و [[خشم]] [[شاهد]] نسبت به مشهود علیه، پس به نوعی علیه او اقامه شهادت می‌کند تا از وی [[انتقام]] گرفته و برای حق خود او را بازخواست نموده باشد. این [[اختلاف]] در بیان، سبب اختلاف در قیود دو آیه می‌گردد، چنان‌که در آیه نساء فرمود: {{متن قرآن|كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ}}، و در [[آیه]] [[مائده]] فرمود: {{متن قرآن|كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ}}<ref>المیزان، ج۵، ص۲۵۵.</ref>.


خط ۱۲۰: خط ۱۳۳:


از این بیان روشن می‌شود کسانی که خواسته‌اند از ضمیمه کردن آیه فوق: {{متن قرآن|فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً}}، به آیه ۱۲۹: {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ}} چنین نتیجه بگیرند که تعدد زوجات در اسلام مطلقاً ممنوع است؛ زیرا در آیه نخست آن را مشروط به عدالت کرده، و در [[آیه]] دوم [[عدالت]] را برای مردان در این مورد امری محال دانسته است، سخت در اشتباهند؛ زیرا همان طور که اشاره شد، عدالتی که مراعات آن از [[قدرت]] [[انسان]] بیرون است، عدالت در [[تمایلات]] [[قلبی]] است، و این از شرایط [[تعدد زوجات]] نیست و آنچه از شرایط است، عدالت در جنبه‌های عملی است.
از این بیان روشن می‌شود کسانی که خواسته‌اند از ضمیمه کردن آیه فوق: {{متن قرآن|فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً}}، به آیه ۱۲۹: {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ}} چنین نتیجه بگیرند که تعدد زوجات در اسلام مطلقاً ممنوع است؛ زیرا در آیه نخست آن را مشروط به عدالت کرده، و در [[آیه]] دوم [[عدالت]] را برای مردان در این مورد امری محال دانسته است، سخت در اشتباهند؛ زیرا همان طور که اشاره شد، عدالتی که مراعات آن از [[قدرت]] [[انسان]] بیرون است، عدالت در [[تمایلات]] [[قلبی]] است، و این از شرایط [[تعدد زوجات]] نیست و آنچه از شرایط است، عدالت در جنبه‌های عملی است.
[[گواه]] بر این موضوع، ذیل آیه ۱۲۹ همین [[سوره]] است، آنجا که می‌گوید: {{متن قرآن|فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ}}؛ یعنی اکنون که نمی‌توانید [[مساوات]] کامل در [[محبت]] را میان [[همسران]] خود رعایت کنید، لااقل تمام [[تمایل]] قلبی خود را متوجه یک نفر از آنان نسازید که دیگری را به صورت بلاتکلیف در آورید.
[[گواه]] بر این موضوع، ذیل آیه ۱۲۹ همین [[سوره]] است، آنجا که می‌گوید: {{متن قرآن|فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ}}؛ یعنی اکنون که نمی‌توانید [[مساوات]] کامل در [[محبت]] را میان [[همسران]] خود رعایت کنید، لااقل تمام [[تمایل]] قلبی خود را متوجه یک نفر از آنان نسازید که دیگری را به صورت بلاتکلیف در آورید.
نتیجه این که: کسانی که قسمتی از این آیه را گرفته و قسمت دیگر را فراموش کرده‌اند، گرفتار چنان اشتباهی در مسألة تعدد زوجات شده‌اند که برای هر محققی جای [[تعجب]] است. از این گذشته، از نظر [[فقه اسلامی]] و منابع مختلف آن در میان [[شیعه]] و [[اهل تسنن]]، مسأله تعدد زوجات با شرایط آن جای [[گفت‌وگو]] و چانه زدن نیست و از ضروریات [[فقه]] [[اسلام]] محسوب می‌شود»<ref>تفسیر نمونه، ج۳، ص۲۵۵.</ref>.
 
'''نتیجه این که:''' کسانی که قسمتی از این آیه را گرفته و قسمت دیگر را فراموش کرده‌اند، گرفتار چنان اشتباهی در مسألة تعدد زوجات شده‌اند که برای هر محققی جای [[تعجب]] است. از این گذشته، از نظر [[فقه اسلامی]] و منابع مختلف آن در میان [[شیعه]] و [[اهل تسنن]]، مسأله تعدد زوجات با شرایط آن جای [[گفت‌وگو]] و چانه زدن نیست و از ضروریات [[فقه]] [[اسلام]] محسوب می‌شود»<ref>تفسیر نمونه، ج۳، ص۲۵۵.</ref>.


هم‌چنین فی قوله: {{متن قرآن|فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا}}، بیان داشته که: جمله {{متن قرآن|تَعْدِلُوا}} ممکن است از ماده عدالت و یا از ماده [[عدول]] بوده باشد. اگر از ماده عدالت باشد، معنای جمله چنین خواهد بود: {{عربی|فلا تتبعوا الهوى لأن تعدلوا}}: از [[هواپرستی]] [[پیروی]] نکنید تا بتوانید [[اجرای عدالت]] کنید، و اگر از ماده عدول باشد، معنای جمله چنین است: {{عربی|فلا تبعوا الهوى في أن تعدلوا}}: از هواپرستی در مسیر [[انحراف از حق]] پیروی نکنید<ref>تفسیر نمونه، ج۴، ص۱۶۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۷۱-۱۷۸.</ref>
هم‌چنین فی قوله: {{متن قرآن|فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا}}، بیان داشته که: جمله {{متن قرآن|تَعْدِلُوا}} ممکن است از ماده عدالت و یا از ماده [[عدول]] بوده باشد. اگر از ماده عدالت باشد، معنای جمله چنین خواهد بود: {{عربی|فلا تتبعوا الهوى لأن تعدلوا}}: از [[هواپرستی]] [[پیروی]] نکنید تا بتوانید [[اجرای عدالت]] کنید، و اگر از ماده عدول باشد، معنای جمله چنین است: {{عربی|فلا تبعوا الهوى في أن تعدلوا}}: از هواپرستی در مسیر [[انحراف از حق]] پیروی نکنید<ref>تفسیر نمونه، ج۴، ص۱۶۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۷۱-۱۷۸.</ref>
خط ۱۲۷: خط ۱۴۲:
==اعتدال در [[تفاسیر]] [[روایی]]==
==اعتدال در [[تفاسیر]] [[روایی]]==
[[سید هاشم بحرانی]] در [[تفسیر برهان]]، فی قوله: {{متن قرآن|فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً}}، فرموده: [[محمد بن یعقوب]] با اسنادش از [[نوح بن شعیب]] و [[محمد بن حسن]] [[نقل]] کند که ابن ابی عوجاء از [[هشام بن حکم]] سؤال کرد: آیا [[خدای متعال]] احکم الحاکمین نیست؟ [[هشام]] گفت: [[بلی]]، او احکم الحاکمین است. پس از آن، از او درباره [[آیه]]: {{متن قرآن|فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً}}، پرسید که آیا این فرض نیست؟ هشام گفت: بلی. ابن ابی عوجاء گفت: پس سخن [[خدای عزوجل]]: {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ}}، چیست؟؛ یعنی [[حکیم]] این گونه سخن می‌گوید؟! هشام پاسخی نداشت، و لذا راهی [[مدینه]] شد و قصه را برای [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، بیان کرد و آن [[حضرت]] در جواب فرمود: {{متن حدیث| أَمَّا قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ‏: {{متن قرآن|فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً}} يَعْنِي فِي النَّفَقَةِ وَ أَمَّا قَوْلُهُ: {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ}}، يَعْنِي فِي الْمَوَدَّةِ}}: هشام می‌گوید: هنگامی که به پاسخ دادن با این جواب [[اقدام]] نمودم و آن را به ابن‌ابی‌عوجاء خبر دادم، او گفت: والله، این پاسخ از خود تو نیست!»<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۴۳۹، حدیث ۳۶ و ص۵۵۸، حدیث ۶۰۱؛ برهان، ص۲۰۹.</ref>.
[[سید هاشم بحرانی]] در [[تفسیر برهان]]، فی قوله: {{متن قرآن|فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً}}، فرموده: [[محمد بن یعقوب]] با اسنادش از [[نوح بن شعیب]] و [[محمد بن حسن]] [[نقل]] کند که ابن ابی عوجاء از [[هشام بن حکم]] سؤال کرد: آیا [[خدای متعال]] احکم الحاکمین نیست؟ [[هشام]] گفت: [[بلی]]، او احکم الحاکمین است. پس از آن، از او درباره [[آیه]]: {{متن قرآن|فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً}}، پرسید که آیا این فرض نیست؟ هشام گفت: بلی. ابن ابی عوجاء گفت: پس سخن [[خدای عزوجل]]: {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ}}، چیست؟؛ یعنی [[حکیم]] این گونه سخن می‌گوید؟! هشام پاسخی نداشت، و لذا راهی [[مدینه]] شد و قصه را برای [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، بیان کرد و آن [[حضرت]] در جواب فرمود: {{متن حدیث| أَمَّا قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ‏: {{متن قرآن|فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً}} يَعْنِي فِي النَّفَقَةِ وَ أَمَّا قَوْلُهُ: {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ}}، يَعْنِي فِي الْمَوَدَّةِ}}: هشام می‌گوید: هنگامی که به پاسخ دادن با این جواب [[اقدام]] نمودم و آن را به ابن‌ابی‌عوجاء خبر دادم، او گفت: والله، این پاسخ از خود تو نیست!»<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۴۳۹، حدیث ۳۶ و ص۵۵۸، حدیث ۶۰۱؛ برهان، ص۲۰۹.</ref>.
باز [[بحرانی]] در [[تفسیر برهان]] فرموده: [[علی بن ابراهیم]] در تفسیرش آورده که مردی از زنادقه از اباجعفر احول، درباره فرق بین دو آیه پرسید: {{متن حدیث|{{متن قرآن|فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً}} ثُمَّ قَالَ: {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ...}} وَ بَيْنَ الْقَوْلَيْنِ فَرْقٌ؟}}.
باز [[بحرانی]] در [[تفسیر برهان]] فرموده: [[علی بن ابراهیم]] در تفسیرش آورده که مردی از زنادقه از اباجعفر احول، درباره فرق بین دو آیه پرسید: {{متن حدیث|{{متن قرآن|فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً}} ثُمَّ قَالَ: {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ...}} وَ بَيْنَ الْقَوْلَيْنِ فَرْقٌ؟}}.
او گفت: پاسخی برای آن نداشتم تا اینکه در مدینه به [[خدمت]] ابی‌عبدالله، امام صادق{{ع}}، رسیدم و درباره آن سؤال نمودم. آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|أَمَّا قَوْلُهُ: {{متن قرآن|فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا}}، فَإِنَّهُ عَنَى فِي النَّفَقَةِ وَ أَمَّا قَوْلُهُ: {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا}}، فَإِنَّهُ عَنَى فِي الْمَوَدَّةِ فَإِنَّهُ لَا يَقْدِرُ أَحَدٌ أَنْ يَعْدِلَ بَيْنَ امْرَأَتَيْنِ فِي الْمَوَدَّةِ}}. اباجعفر احول گوید: (پس از شنیدن پاسخ) به سوی آن [[مرد]] ([[زندیق]]) مراجعت کرده و آن را به او خبر دادم. او گفت: مطلبی را که بیان کردی، از [[حجاز]] است<ref>مجمع البیان، ذیل آیه ۱۲۹ سوره نساء؛ برهان، ص۲۰۹.</ref>.
او گفت: پاسخی برای آن نداشتم تا اینکه در مدینه به [[خدمت]] ابی‌عبدالله، امام صادق{{ع}}، رسیدم و درباره آن سؤال نمودم. آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|أَمَّا قَوْلُهُ: {{متن قرآن|فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا}}، فَإِنَّهُ عَنَى فِي النَّفَقَةِ وَ أَمَّا قَوْلُهُ: {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا}}، فَإِنَّهُ عَنَى فِي الْمَوَدَّةِ فَإِنَّهُ لَا يَقْدِرُ أَحَدٌ أَنْ يَعْدِلَ بَيْنَ امْرَأَتَيْنِ فِي الْمَوَدَّةِ}}. اباجعفر احول گوید: (پس از شنیدن پاسخ) به سوی آن [[مرد]] ([[زندیق]]) مراجعت کرده و آن را به او خبر دادم. او گفت: مطلبی را که بیان کردی، از [[حجاز]] است<ref>مجمع البیان، ذیل آیه ۱۲۹ سوره نساء؛ برهان، ص۲۰۹.</ref>.


[[ابن‌جمعه عروسی]] در [[تفسیر نورالثقلین]] فی قوله: {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ}}، فرموده: در [[تفسیر عیاشی]] از [[هشام بن سالم]] آورده که از [[ابی‌عبدالله]] [[امام صادق]]{{ع}}، فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ}}، [[روایت]] شده که آن [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|فِي‏ الْمَوَدَّةِ}}<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۵۵۹، حدیث ۶۰۳.</ref>.
[[ابن‌جمعه عروسی]] در [[تفسیر نورالثقلین]] فی قوله: {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ}}، فرموده: در [[تفسیر عیاشی]] از [[هشام بن سالم]] آورده که از [[ابی‌عبدالله]] [[امام صادق]]{{ع}}، فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ}}، [[روایت]] شده که آن [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|فِي‏ الْمَوَدَّةِ}}<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۵۵۹، حدیث ۶۰۳.</ref>.
همچنین فی قوله: {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ}}، به [[نقل]] از [[مجمع‌البیان]] فرموده: و در معنای آن گفته شده: هرگز [[قادر]] نیستید در همه امور از جمیع جهات از قبیل: [[نفقه]]، [[لباس]]، [[مسکن]]، [[مصاحبت]]، [[خوش‌رفتاری]]، [[معاشرت]] و غیر ذلک در بین زنانتان به طور مساوی و به [[عدالت]] [[رفتار]] کنید، و مراد این است که: امر را بر شما سبک نمی‌کند، بلکه آن را سنگین و دشوار می‌نماید، به واسطه تمایلی که شما نسبت به بعضی از آنان دارید: {{متن قرآن|فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ}}. پس با هوا و هوس‌هایتان نسبت به کسانی که محبتی ندارید، کمال [[عدول]] را روا ندارید تا در مورد مصاحبت با آنان، با ترک ادای [[واجب]]، از قبیل: [[حق]] قسمت، نفقه، لباس و معاشرت به معروف، بر خودتان [[ظلم و ستم]] کرده باشید. {{متن قرآن|فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ}}؛ یعنی در نتیجه، آن را که [[تمایل]] و علاقه‌ای به او ندارید مانند کسی که بی‌شوهر یا [[زن]] شوهر مرده است، رهایش می‌کنید. از [[ابن‌عباس]] و دیگران، و از ابی‌جعفر، [[امام باقر]]، و ابی‌عبدالله، امام صادق{{ع}}، نیز این چنین روایت شده است<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۵۵۹، حدیث ۶۰۳.</ref>.
همچنین فی قوله: {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ}}، به [[نقل]] از [[مجمع‌البیان]] فرموده: و در معنای آن گفته شده: هرگز [[قادر]] نیستید در همه امور از جمیع جهات از قبیل: [[نفقه]]، [[لباس]]، [[مسکن]]، [[مصاحبت]]، [[خوش‌رفتاری]]، [[معاشرت]] و غیر ذلک در بین زنانتان به طور مساوی و به [[عدالت]] [[رفتار]] کنید، و مراد این است که: امر را بر شما سبک نمی‌کند، بلکه آن را سنگین و دشوار می‌نماید، به واسطه تمایلی که شما نسبت به بعضی از آنان دارید: {{متن قرآن|فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ}}. پس با هوا و هوس‌هایتان نسبت به کسانی که محبتی ندارید، کمال [[عدول]] را روا ندارید تا در مورد مصاحبت با آنان، با ترک ادای [[واجب]]، از قبیل: [[حق]] قسمت، نفقه، لباس و معاشرت به معروف، بر خودتان [[ظلم و ستم]] کرده باشید. {{متن قرآن|فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ}}؛ یعنی در نتیجه، آن را که [[تمایل]] و علاقه‌ای به او ندارید مانند کسی که بی‌شوهر یا [[زن]] شوهر مرده است، رهایش می‌کنید. از [[ابن‌عباس]] و دیگران، و از ابی‌جعفر، [[امام باقر]]، و ابی‌عبدالله، امام صادق{{ع}}، نیز این چنین روایت شده است<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۵۵۹، حدیث ۶۰۳.</ref>.


در [[تفسیر]] درالمنثور آمده که [[سعید بن منصور]]، [[عبد بن حمید]]، ابن‌جریر، ابن‌منذر و [[ابن ابی حاتم]] از [[سعید بن جبیر]] [[اخراج]] نمودند که او گفت: {{عربی|بعث الله محمدا{{صل}} و [[الناس]] على امر جاهليتهم، الا ان يؤمروا بشيء و ينهوا عنه، فكانوا يسألون عن اليتامى و لم يكن للنساء عدد و لا ذکر، فانزل [[الله]]: {{متن قرآن|وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا}}، و كان الرجل يتزوج ما شاء فقال كما تخافون ان لا تعدلوا في اليتامى، فخافوا في النساء ان لا تعدلوا فيهن، فقصرهم على الاربع}}: [[خدا]] [[محمد]]{{صل}} را [[مبعوث]] نمود و در حالی که [[مردم]] در [[زندگی]] جاهلی‌شان بودند جز اینکه آنان به چیزی امر، و از چیزی [[نهی]] می‌شدند، پس درباره [[یتیمان]] سؤال می‌کردند و برای [[زنان]] نه تعدادی مطرح بود و نه ذکری. پس خدا نازل فرمود: {{متن قرآن|وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا}}، و مرد از زنان آنچه می‌خواست، به زوجیت خود در می‌آورد، پس فرمود: هم‌چنان‌که [[خوف]] دارید در مورد یتیمان که [[عدالت]] را رعایت نکنید، بترسید از اینکه در بین زنان هم رعایت عدالت نکنید. پس شمار آنان را به چهار تا محدود کرد<ref>درالمنثور، ج۲، ص۱۱۸.</ref>.
در [[تفسیر]] درالمنثور آمده که [[سعید بن منصور]]، [[عبد بن حمید]]، ابن‌جریر، ابن‌منذر و [[ابن ابی حاتم]] از [[سعید بن جبیر]] [[اخراج]] نمودند که او گفت: {{عربی|بعث الله محمدا{{صل}} و [[الناس]] على امر جاهليتهم، الا ان يؤمروا بشيء و ينهوا عنه، فكانوا يسألون عن اليتامى و لم يكن للنساء عدد و لا ذکر، فانزل [[الله]]: {{متن قرآن|وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا}}، و كان الرجل يتزوج ما شاء فقال كما تخافون ان لا تعدلوا في اليتامى، فخافوا في النساء ان لا تعدلوا فيهن، فقصرهم على الاربع}}: [[خدا]] [[محمد]]{{صل}} را [[مبعوث]] نمود و در حالی که [[مردم]] در [[زندگی]] جاهلی‌شان بودند جز اینکه آنان به چیزی امر، و از چیزی [[نهی]] می‌شدند، پس درباره [[یتیمان]] سؤال می‌کردند و برای [[زنان]] نه تعدادی مطرح بود و نه ذکری. پس خدا نازل فرمود: {{متن قرآن|وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا}}، و مرد از زنان آنچه می‌خواست، به زوجیت خود در می‌آورد، پس فرمود: هم‌چنان‌که [[خوف]] دارید در مورد یتیمان که [[عدالت]] را رعایت نکنید، بترسید از اینکه در بین زنان هم رعایت عدالت نکنید. پس شمار آنان را به چهار تا محدود کرد<ref>درالمنثور، ج۲، ص۱۱۸.</ref>.
ابن‌منذر فی قوله: {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ}}، از [[ابن مسعود]] [[اخراج]] نمود که او گفت: {{عربی|فِي‏ الْجِمَاعِ‏}}<ref>درالمنثور، ج۲، ص۲۳۳.</ref>.
ابن‌منذر فی قوله: {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ}}، از [[ابن مسعود]] [[اخراج]] نمود که او گفت: {{عربی|فِي‏ الْجِمَاعِ‏}}<ref>درالمنثور، ج۲، ص۲۳۳.</ref>.
ابن‌جریر، ابن‌منذر، [[ابن ابی‌حاتم]] و [[بیهقی]] در سننش از [[ابن‌عباس]] درباره [[آیه]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ...}}، اخراج نمودند که او گفت: {{عربی|امر الله المؤمنين أن يقولوا بالحق و لو على انفسهم او آبائهم او ابنائهم؛ لا يحابوا غنيا لغناه، و لا يرحموا مسكينا لمسكنته، و في قوله: {{متن قرآن|فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى}}، فتذروا الحق فتجوروا {{متن قرآن|وَإِنْ تَلْوُوا}}: يعني السنتكم بالشهادة او تعرضوا عنها}}<ref>درالمنثور، ج۲، ص۲۳۴.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۷۸.</ref>
ابن‌جریر، ابن‌منذر، [[ابن ابی‌حاتم]] و [[بیهقی]] در سننش از [[ابن‌عباس]] درباره [[آیه]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ...}}، اخراج نمودند که او گفت: {{عربی|امر الله المؤمنين أن يقولوا بالحق و لو على انفسهم او آبائهم او ابنائهم؛ لا يحابوا غنيا لغناه، و لا يرحموا مسكينا لمسكنته، و في قوله: {{متن قرآن|فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى}}، فتذروا الحق فتجوروا {{متن قرآن|وَإِنْ تَلْوُوا}}: يعني السنتكم بالشهادة او تعرضوا عنها}}<ref>درالمنثور، ج۲، ص۲۳۴.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۷۸.</ref>


خط ۱۵۶: خط ۱۷۶:


===بررسی قراین و وجوه اشتراک و افتراق در [[آیات]] اعتدال===
===بررسی قراین و وجوه اشتراک و افتراق در [[آیات]] اعتدال===
====بررسی قراین در آیات ۳ و ۱۲۹ [[سوره نساء]]====
====بررسی قراین در آیات ۳ و ۱۲۹ [[سوره نساء]]====
[[آیه]] های: {{متن قرآن|وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا}}<ref>«و اگر می‌هراسید که در مورد یتیمان دادگری نکنید (با آنان ازدواج نکنید و) از زنانی که می‌پسندید، دو دو، و سه سه، و چهار چهار همسر گیرید و اگر بیم دارید که داد نورزید یک زن را و یا کنیز خود را (به همسری گزینید)؛ این کار به آنکه ستم نورزید نزدیک‌تر است» سوره نساء، آیه ۳.</ref> و {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ}}<ref>«و هرگز نمی‌توانید میان زنان (خود) دادگری کنید هر چند (به آن) آزمند باشید پس، (از یکی) یکسره رو مگردانید که او را سرگردان واگذارید و اگر (میان خود و او را) سازش دهید و پرهیزگاری ورزید بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۱۲۹.</ref>، [[مفسر]] یکدیگرند؛ زیرا آیه {{متن قرآن|فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا}}، به قرینه {{متن قرآن|ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا}}، بنا بر آن‌که {{متن قرآن|تَعُولُوا}}، از ماده عول و به معنای مایه [[معیشت]] شخص یا عیال باشد، [[عدالت]] در معیشت را بیان می‌فرماید و [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ}}، به قرینه {{متن قرآن|فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ}}، و هم‌چنین به قرینه {{متن قرآن|فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ}}، عدالت در [[مودت]] را بیان می‌نماید؛ این‌گونه که برای اجرای [[حکم]] اول: {{متن قرآن|فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ}}، می‌فرماید: {{متن قرآن|فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ}}: برای [[اجرای عدالت]]، همه [[تمایل]] و رغبت خود را معطوف به جانب یکی که مورد مودت شماست، نکنید، که در این صورت، [[زنان]] دیگر به لحاظ نیازشان به شوهر، به تعلیق در می‌آیند: {{متن قرآن|فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ}}، و نیز به قرینه شرط: {{متن قرآن|وَإِنْ تُصْلِحُوا وَتَتَّقُوا}}: اگر مودت و علقه [[عاطفی]] بین زنانتان را [[اصلاح]] کنید و در این امر [[تقوا]] داشته باشید: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا}}: البته، [[خدای متعال]] همیشه بسیار [[آمرزنده]] و [[مهربان]] است (به ویژه نسبت به آن لغزش‌های غیر ارادی‌تان در مودت بیشتر نسبت به یکی از [[زن‌ها]]) و بسیار مهربان است نسبت به شما.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۸۲.</ref>
[[آیه]] های: {{متن قرآن|وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا}}<ref>«و اگر می‌هراسید که در مورد یتیمان دادگری نکنید (با آنان ازدواج نکنید و) از زنانی که می‌پسندید، دو دو، و سه سه، و چهار چهار همسر گیرید و اگر بیم دارید که داد نورزید یک زن را و یا کنیز خود را (به همسری گزینید)؛ این کار به آنکه ستم نورزید نزدیک‌تر است» سوره نساء، آیه ۳.</ref> و {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ}}<ref>«و هرگز نمی‌توانید میان زنان (خود) دادگری کنید هر چند (به آن) آزمند باشید پس، (از یکی) یکسره رو مگردانید که او را سرگردان واگذارید و اگر (میان خود و او را) سازش دهید و پرهیزگاری ورزید بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۱۲۹.</ref>، [[مفسر]] یکدیگرند؛ زیرا آیه {{متن قرآن|فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا}}، به قرینه {{متن قرآن|ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا}}، بنا بر آن‌که {{متن قرآن|تَعُولُوا}}، از ماده عول و به معنای مایه [[معیشت]] شخص یا عیال باشد، [[عدالت]] در معیشت را بیان می‌فرماید و [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ}}، به قرینه {{متن قرآن|فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ}}، و هم‌چنین به قرینه {{متن قرآن|فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ}}، عدالت در [[مودت]] را بیان می‌نماید؛ این‌گونه که برای اجرای [[حکم]] اول: {{متن قرآن|فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ}}، می‌فرماید: {{متن قرآن|فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ}}: برای [[اجرای عدالت]]، همه [[تمایل]] و رغبت خود را معطوف به جانب یکی که مورد مودت شماست، نکنید، که در این صورت، [[زنان]] دیگر به لحاظ نیازشان به شوهر، به تعلیق در می‌آیند: {{متن قرآن|فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ}}، و نیز به قرینه شرط: {{متن قرآن|وَإِنْ تُصْلِحُوا وَتَتَّقُوا}}: اگر مودت و علقه [[عاطفی]] بین زنانتان را [[اصلاح]] کنید و در این امر [[تقوا]] داشته باشید: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا}}: البته، [[خدای متعال]] همیشه بسیار [[آمرزنده]] و [[مهربان]] است (به ویژه نسبت به آن لغزش‌های غیر ارادی‌تان در مودت بیشتر نسبت به یکی از [[زن‌ها]]) و بسیار مهربان است نسبت به شما.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۸۲.</ref>
خط ۱۶۲: خط ۱۸۱:
====وجوه اشتراک و افتراق در [[آیات]] ۱۳۵ [[نساء]] و ۸ [[مائده]]====
====وجوه اشتراک و افتراق در [[آیات]] ۱۳۵ [[نساء]] و ۸ [[مائده]]====
در آیات ۱۳۵ [[سوره نساء]] و ۸ [[سوره مائده]]، با بیانی [[فصیح]] و [[بلیغ]] به [[شهادت]] از روی عدالت امر نموده است. اگرچه هر دو آیه خطاب به [[مؤمنین]] است، اما در مفردات آنها، در بعضی جهات اشتراک، و از بعضی جهات افتراق است که ما در این جا به طور فهرست‌وار آنها را یادآور می‌شویم.
در آیات ۱۳۵ [[سوره نساء]] و ۸ [[سوره مائده]]، با بیانی [[فصیح]] و [[بلیغ]] به [[شهادت]] از روی عدالت امر نموده است. اگرچه هر دو آیه خطاب به [[مؤمنین]] است، اما در مفردات آنها، در بعضی جهات اشتراک، و از بعضی جهات افتراق است که ما در این جا به طور فهرست‌وار آنها را یادآور می‌شویم.
*'''وجوه اشتراک'''
 
'''وجوه اشتراک'''
#هر دو آیه خطاب به مؤمنین است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا}}.
#هر دو آیه خطاب به مؤمنین است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا}}.
#در هر دو آیه امر به [[اقامه قسط]] و شهادت به [[عدل]] شده است: {{متن قرآن|كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ}}<ref>«به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید» سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref>، {{متن قرآن|كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ}}<ref>«برای خداوند بپاخیزید و با دادگری گواهی دهید» سوره مائده، آیه ۸.</ref>.
#در هر دو آیه امر به [[اقامه قسط]] و شهادت به [[عدل]] شده است: {{متن قرآن|كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ}}<ref>«به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید» سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref>، {{متن قرآن|كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ}}<ref>«برای خداوند بپاخیزید و با دادگری گواهی دهید» سوره مائده، آیه ۸.</ref>.
#هر دو آیه اعلام می‌دارد: خدای متعال نسبت به آنچه شما انجام می‌دهید، بسیار [[آگاه]] است: {{متن قرآن|فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا}}<ref>«بی‌گمان خداوند از آنچه می‌کنید آگاه است» سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ}}<ref>«خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره مائده، آیه ۸.</ref>.
#هر دو آیه اعلام می‌دارد: خدای متعال نسبت به آنچه شما انجام می‌دهید، بسیار [[آگاه]] است: {{متن قرآن|فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا}}<ref>«بی‌گمان خداوند از آنچه می‌کنید آگاه است» سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ}}<ref>«خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره مائده، آیه ۸.</ref>.


*'''وجوه افتراق'''
'''وجوه افتراق'''
#در [[آیه]] [[نساء]]، مشهود له خود شخص، یا [[والدین]] و یا [[خویشاوندان]] نزدیک اویند و در آیه [[مائده]] مشهود له گروه‌های دیگرند: {{متن قرآن|وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ}}<ref>«هر چند به زیان خود یا پدر و مادر و یا نزدیکان (تان) باشد» سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref>، {{متن قرآن|شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا}}<ref>«و نباید دشمنی با گروهی شما را وادارد که دادگری نکنید» سوره مائده، آیه ۸.</ref>.
#در [[آیه]] [[نساء]]، مشهود له خود شخص، یا [[والدین]] و یا [[خویشاوندان]] نزدیک اویند و در آیه [[مائده]] مشهود له گروه‌های دیگرند: {{متن قرآن|وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ}}<ref>«هر چند به زیان خود یا پدر و مادر و یا نزدیکان (تان) باشد» سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref>، {{متن قرآن|شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا}}<ref>«و نباید دشمنی با گروهی شما را وادارد که دادگری نکنید» سوره مائده، آیه ۸.</ref>.
#در آیه نساء، عامل [[بی‌عدالتی]] در [[شهادت]]، ([[رذیله]]) [[هوا و هوس]] است، و در آیه مائده، سبب بی‌عدالتی در شهادت، (رذیله) [[بغض]] و [[کینه]] است: {{متن قرآن|فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا}}<ref>«پس (در گواهی دادن) از هوا (ی نفس) پیروی نکنید که به یک سو‌گرایید» سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref>، {{متن قرآن|شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا}}<ref>«و با دادگری گواهی دهید و نباید دشمنی با گروهی شما را وادارد که دادگری نکنید» سوره مائده، آیه ۸.</ref>.
#در آیه نساء، عامل [[بی‌عدالتی]] در [[شهادت]]، ([[رذیله]]) [[هوا و هوس]] است، و در آیه مائده، سبب بی‌عدالتی در شهادت، (رذیله) [[بغض]] و [[کینه]] است: {{متن قرآن|فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا}}<ref>«پس (در گواهی دادن) از هوا (ی نفس) پیروی نکنید که به یک سو‌گرایید» سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref>، {{متن قرآن|شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا}}<ref>«و با دادگری گواهی دهید و نباید دشمنی با گروهی شما را وادارد که دادگری نکنید» سوره مائده، آیه ۸.</ref>.
۱۱۵٬۲۸۷

ویرایش