دعوت در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۰٬۴۰۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۷ مارس ۲۰۲۱
خط ۴۵: خط ۴۵:


نتیجه آنکه، دعوت به توحید و [[هدایت الهی]] قاعده‌ای [[ثابت]] و رویکردی همیشگی برای انواع فعالیت‌هاست. در [[روابط]] خارجی با [[ملت‌ها]] و دولت‌های دیگر، هرچند در چارچوب [[منافع ملی]] انجام می‌شود، نمی‌توان از این نکته کلیدی [[غفلت]] ورزید. برای [[گسترش توحید]] و [[اسلام]] باید از همه ابزارهای لازم فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و از طریق سه راهکار یاد شده، استفاده کرد. ابزارهای جدید این رویکرد را تسهیل کرده‌اند، به‌گونه‌ای که برای عمل به [[قاعده دعوت]] موانع کمتری وجود دارد<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۸۷؛ [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص: ۲۸۰-۲۸۲.</ref>
نتیجه آنکه، دعوت به توحید و [[هدایت الهی]] قاعده‌ای [[ثابت]] و رویکردی همیشگی برای انواع فعالیت‌هاست. در [[روابط]] خارجی با [[ملت‌ها]] و دولت‌های دیگر، هرچند در چارچوب [[منافع ملی]] انجام می‌شود، نمی‌توان از این نکته کلیدی [[غفلت]] ورزید. برای [[گسترش توحید]] و [[اسلام]] باید از همه ابزارهای لازم فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و از طریق سه راهکار یاد شده، استفاده کرد. ابزارهای جدید این رویکرد را تسهیل کرده‌اند، به‌گونه‌ای که برای عمل به [[قاعده دعوت]] موانع کمتری وجود دارد<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۸۷؛ [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص: ۲۸۰-۲۸۲.</ref>
==دعوت در فقه سیاسی اسلام==
[[مسلمانان]] و [[رهبر اسلامی]]، باید [[کفّار]] را [[دعوت به اسلام]] و پذیرش [[توحید]] و [[نبوت]] [[حضرت]] [[محمد بن عبدالله]]{{صل}} و دیگر [[مسائل اعتقادی]] [[اسلام]] بنمایند.
بنابراین، “دعوت”، یعنی درخواست [[پذیرش اسلام]] توسط مسلمانان از افراد غیر [[مسلمان]]. درخواست‌کننده اصطلاحاً “داعی” نامیده می‌شود و “داعی” در [[دعوت]] خود باید [[قصد قربت]] داشته باشد؛ یعنی این عمل را به منظور جلب [[رضایت خدا]] و به عنوان یک [[تکلیف الهی]] انجام بدهد. در غیر این صورت مورد قبول [[خداوند]] نمی‌باشد.
دعوت از [[احکام]] منصوصه اسلام و جزء [[ضروریات دین]] است؛ یعنی در مورد آن [[آیه]] و [[دستور]] صریح و روشن در [[قرآن مجید]] آمده است و مسأله‌ای نیست که به طور غیر مستقیم توسط [[اجتهاد]] [[مجتهدان]] [[استنباط]] شده باشد. ولذا اهمیت بسیاری دارد. [[فقها]] معمولاً وقتی از [[جهاد]] بحث می‌کنند، دعوت را نیز در “کتاب جهاد” می‌آورند. چون آن را به عنوان عمل [[واجب]] قبل از جهاد مسلّحانه علیه کفّار [[ظالم]] تلقی می‌کنند. [[روایات]] و [[احادیث]] مربوط به دعوت در [[کتاب‌های حدیثی]] نیز جزء کتاب جهاد گنجانده شده است و [[محدثان]] و [[فقیهان]] کتاب جداگانه و مستقلی برای آن باز نکرده‌اند، اما باتوجه به مسائل متعدد مربوط به بحث دعوت، [[شایسته]] است به طور جداگانه و مستقل مطرح شود.
همان‌طور که گفته شد در تقسیم‌بندی [[فقهی]] دعوت جزء مسائل [[عبادی]] است یعنی باید به قصد قربت به خداوند انجام پذیرد. و اکنون [[نصوص]] مربوط به دعوت را در [[قرآن]] ملاحظه می‌کنیم:
{{متن قرآن|ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ}}<ref>«(مردم را) به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز! بی‌گمان پروردگارت به آن کس که راه وی را گم کرده داناتر است و او به رهیافتگان داناتر است» سوره نحل، آیه ۱۲۵.</ref>.
خداوند در این آیه، با کلمه امر {{متن قرآن|ادْعُ إِلَى...}} [[وجوب]] [[دعوت]] را [[اعلان]] داشته است. باتوجه به اینکه صیغه امر، دلالت بر [[وجوب]] [[مأمور]] به دارد (به جز آن مواردی که با قرینه، استثنا شده باشد) و نیز با توجه به [[سیره]] و [[سنت]] [[سیاسی]] [[پیامبر اسلام]] که مسأله دعوت را در سرلوحه برنامه‌های خود قرار داده بود، وجوب دعوت برای [[مسلمانان]]، [[محرز]] و مسلّم می‌باشد. تنها مسأله‌ای که می‌تواند مورد اختلاف‌نظر بین [[فقها]] قرار گیرد، [[واجب کفایی]] و یا عینی‌بودن آن است؛ چون در [[تکالیف]] [[اسلامی]]، دو نوع وجوب ملاحظه می‌شود؛ یکی وجوب [[عینی]] نام دارد که به شخص مکلّف، عیناً [[واجب]] است و با انجام‌دادن دیگران از [[ذمه]] او ساقط نمی‌شود؛ مانند [[تکلیف]] [[نماز]] و... که هرکس خودش باید آن را به‌جا آورد.
دیگری واجب کفایی است و آن بر همه مسلمانان واجب است، اما اگر عده‌ای از ایشان آن را به جا آوردند، از دیگران نیز کفایت می‌کند و لازم نیست فرد فرد مسلمانان آن را انجام دهند؛ مانند “رباطه”، یعنی [[مرزداری]] و [[حفاظت]] از سر حدات اسلامی. رباطه بر هر فرد [[مسلمان]] بالغ و عاقلی واجب می‌باشد؛ اما وجوب آن “کفایی” است.
در مسأله دعوت نیز ممکن است ما آن را یا واجب کفایی و یا [[واجب عینی]] بدانیم. اما نظر مشهور فقها بر این است که واجب کفایی است. چنان‌که خود [[جهاد]] مسلّحانه با [[دشمنان اسلام]] واجب کفایی است. هیچ [[مسلمانی]] [[حق]] ندارد قبل از آنکه [[کفّار]] را به [[پذیرش اسلام]] دعوت کند با آنان [[جنگ]] و جهاد نماید. دعوت، امر واجبی است که باید قبل از شروع جهاد صورت بگیرد و این نظر همه فقها می‌باشد. شیخ [[بهائی]] از فقهای دوران [[صفویه]]، در کتاب “جامع عباسی” در این‌باره می‌گوید:
“قبل از جهاد، انجام سه امر واجب است: اول [[دعوت به اسلام]] است، زیرا ابتدا به [[قتال]] با کفّار جایز نیست مگر بعد از آنکه [[امام]] با [[نایب]] او، ایشان را به [[شهادتین]] و [[اقرار]] به [[وحدانیّت]] [[خدای تعالی]] و [[عدل]] او و [[نبوّت]] [[حضرت محمد]]{{صل}} و [[امامت]] [[حضرت]] [[امیر مؤمنان]]{{ع}} و [[اولاد]] [[معصوم]] ایشان‌ها{{عم}} و جمیع [[شرایع]] و [[احکام]] آن، [[دعوت]] کند و اگر بی‌آنکه [[امام]]، [[کفّار]] را [[دعوت به اسلام]] نماید، [[مسلمانی]] یکی از ایشان را بکشد، [[معصیت]] کرده است، اما [[قصاص]] و دیه بر او نیست.
این دعوت، برای جماعتی لازم است که دعوت به ایشان نرسیده باشد و به [[بعثت رسول الله]]{{صل}} عالم نبوده باشند. اما جماعتی که دعوت به ایشان رسیده باشد و عالم به دعوت و بعثت رسول الله باشند، لازم نیست، لیکن [[سنّت]] [[مستحب]] است”<ref>جامع عباسی، ص۱۵۵ (کتاب جهاد).</ref>.
[[فقیه]] بزرگ [[شیعه]] [[علامه حلّی]] نیز در کتاب [[ارزشمند]] “تبصرة المتعلمین” از “دعوت” به عنوان مرحله قبل از [[جهاد]] یاد کرده است<ref>تبصرة المتعلمین، ص۸۰.</ref>.
یکی دیگر از [[آیات قرآن]] که [[وجوب]] دعوت از آن استفاده می‌شود [[آیه شریفه]] زیر است:
{{متن قرآن|فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ}}<ref>«پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و از هوس‌های آنان پیروی مکن» سوره شوری، آیه ۱۵.</ref>.
این [[آیه]]، با لحنی بسیار تند و [[قاطع]] [[دستور]] “دعوت” می‌دهد و آن را به عنوان یک [[مأموریت الهی]] که باید انجام پذیرد مطرح می‌سازد و [[بدیهی]] است که تخلّف از این [[فرمان الهی]] با این [[صراحت]]، [[گناه]] خواهد بود و امتثالش [[واجب]].
یکی دیگر از [[آیات]] دعوت، این آیه شریفه است که می‌فرماید:
{{متن قرآن|وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ}}<ref>«و نکوگفتارتر از کسی که به سوی خداوند فرا خواند و کاری شایسته کند و گوید: من از مسلمانانم کیست؟» سوره فصلت، آیه ۳۳.</ref>.
همین‌طور آیه ۱۰۸ [[سوره یوسف]] نیز در زمینه دعوت می‌باشد:
{{متن قرآن|قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>«بگو: این راه من است که با بینش به سوی خداوند فرا می‌خوانم، من و (نیز) هر کس که پیرو من است؛ و پاکاکه خداوند است و من از مشرکان نیستم» سوره یوسف، آیه ۱۰۸.</ref>.
با توجه به منطوق و مفهوم این [[آیات قرآنی]]، [[وجوب]] [[دعوت]] برای [[مسلمانان]]، امری مسلم می‌باشد و [[دولت]] [[اسلام]] باید [[سیاست خارجی]] و [[روابط]] خود با [[ملل]] و کشورهای [[بیگانه]] را بر این اساس، تنظیم نماید و [[استوار]] سازد. [[رسالت]] و نقش سفارت‌خانه‌های [[دولت اسلامی]] در کشورهای [[کافر]]، در [[درجه]] اول “دعوت” رسمی آن دولت و [[ملت]] به اسلام می‌باشد. و اساساً منظور از ارسال [[سفیر]] همین است چنان‌که [[پیامبر]] معظم اسلام{{صل}} چنین کردند.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۳۰۴.</ref>


==پرسش مستقیم==
==پرسش مستقیم==
۸۰٬۴۲۳

ویرایش