جنگ خندق در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{پانویس2}} +{{پانویس}}))
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۳: خط ۱۳:


==شکل‌گیری [[احزاب]]==
==شکل‌گیری [[احزاب]]==
طراحان اصلی نبرد، عده‌ای از بزرگان [[یهود]]، از [[بنی‌نضیر]] و [[بنی‌وائل]] چون [[سلام ‌بن ابی‌الحقیق نَضْری]]، [[حیی بن‌ اخطب نضری]]، [[کنانة ‌بن ربیع‌ بن ابی‌الحقیق]] و [[هوذة ‌بن قیس وایلی]] و [[ابوعمار وایلی]] و دیگران، <ref>الثقات، ج‌۱، ص‌۲۶۴؛ السیرة النبویه، ابن‌هشام، ج‌۳، ص‌۲۱۴.</ref> بودند؛ اینان به‌ویژه [[یهودیان بنی‌نضیر]] که پیش از هجرت از موقعیت بالایی برخوردار بوده و پس از [[پیمان شکنی]]، از [[مدینه]] [[رانده شده]]،<ref> الطبقات، ج‌۲، ص‌۵۰؛ شرح الاخبار، ج‌۱، ص‌۲۸۸.</ref> در [[خیبر]] [[پناه]] گرفتند و بر آن شدند تا به هر طریقی [[مسلمانان]] و [[پیامبر]] را از پای درآورند ؛<ref> السیرة النبویه، ابن‌هشام، ج‌۳، ص‌۲۱۴؛ البدایة و النهایه، ج‌۴، ص۷۷؛ الطبقات، ج‌۲، ص‌۵۰.</ref> بدین منظور با [[سفر]] به [[مکه]] و ترجیح [[آیین]] [[مشرکان قریش]] بر [[رسالت پیامبر]]، آنان را به [[جنگ]] با مسلمانان فراخواندند<ref>تاریخ طبری، ج‌۲، ص‌۹۰‌ـ‌۹۱؛ عیون‌الاثر، ج‌۲، ص‌۸۳‌ـ‌۸۴.</ref> و با اعلام [[همراهی]] و [[همکاری]] و<ref> المیزان، ج‌۱۶، ص‌۲۹۲؛ الثقات، ج‌۲، ص‌۸۳.</ref> [[یادآوری]] خاطرات تلخ و [[ناگواری]] که مسلمانان برای [[قریش]] پیش آورده بودند، آنان را به سرعت [[عمل]] [[ترغیب]] کردند.<ref>الارشاد، ج‌۱، ص‌۹۴.</ref> گفته‌اند که [[آیات]] {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ هَؤُلاء أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ آمَنُواْ سَبِيلاً أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَمَن يَلْعَنِ اللَّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ نَصِيرًا أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِّنَ الْمُلْكِ فَإِذًا لاَّ يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيرًا أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُم مُّلْكًا عَظِيمًا فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ بِهِ وَمِنْهُم مَّن صَدَّ عَنْهُ وَكَفَى بِجَهَنَّمَ سَعِيرًا }}<ref>«آیا به کسانی که بهره‌ای (اندک) از کتاب آسمانی داده شده است ننگریسته‌ای (که چگونه) به «جبت»  و «طاغوت»  ایمان دارند و درباره کافران می‌گویند که اینان رهیافته‌تر از مؤمنانند؟! آنانند که خداوند لعنتشان کرده است و برای هر کس که خداوند او را لعنت کند هرگز یاوری نخواهی یافت. آیا ایشان را بهره‌ای از فرمانروایی است؟ که در آن صورت سر سوزنی  به کسی (چیزی) نمی‌دهند. یا اینکه به مردم برای آنچه خداوند به آنان از بخشش خود داده است رشک می‌برند؟ بی‌گمان ما به خاندان ابراهیم کتاب (آسمانی) و فرزانگی  دادیم و به آنان فرمانروایی سترگی بخشیدیم. پس برخی از آنها به آن ایمان آوردند و برخی از ایشان روی از آن برتافتند و (برافروختن) آتش فروزان را، دوزخ بس» سوره نساء، آیه ۵۱-۵۵.</ref> درباره همین [[یهودیان]] نازل شده که برخلاف [[باور]] و داده‌های [[کتاب آسمانی]] خود به [[حقانیت]] [[مشرکان]] نظر داده‌اند؛<ref>اسباب النزول، ص‌۱۳۰؛ جامع‌البیان، مج‌۴، ج‌۵، ص‌۱۸۲؛ لباب النقول، ص‌۵۹‌ـ‌۶۰.</ref> گرچه قول به [[نزول]] این آیات در غیر این مورد، در [[منابع تفسیری]] اندک نیست.<ref> الدرالمنثور، ج‌۲، ص‌۵۶۲‌ـ‌۵۶۴؛ التبیان ج‌۳، ص‌۲۲۳‌ـ‌۲۲۵؛ مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۹۲.</ref> یهودیان در کنار [[کعبه]] با قریش [[پیمان]] بسته، [[سوگند]] [[وفاداری]] یاد‌کردند.<ref>المغازی، ج‌۲، ص‌۴۴۲.</ref> [[ابوسفیان]] با شنیدن این سخنان و پس از [[اطمینان]] از [[انگیزه]] [[جنگ‌افروزی]] یهودیان علیه پیامبر و مسلمانان، [[آمادگی]] خویش را اعلام کرد. سران [[بنی‌نضیر]] [[بنی‌سلیم]] را به همراهی با قریش [[دعوت]] کردند و [[غطفان]] را با [[تطمیع]] محصول یک سال خرمای خیبر، به مساعدت فراخواندند ؛<ref>المغازی، ج‌۲، ص‌۴۴۲‌ـ‌۴۴۳.</ref> بدین‌گونه لشکری انبوه فراهم گردید.<ref> زاد المسیر، ج‌۶‌، ص‌۳۵۶.</ref> [[یعقوبی]] برخلاف نظر همگان، [[قریش]] را طراح اصلی جنگ دانسته و بر آن است که آنان سفیرانی به‌سوی [[یهود]] و دیگر [[قبایل]] فرستاده، آنان را به جنگ علیه [[رسول خدا]] و مسلمانان [[تشویق]] کردند.<ref>تاریخ یعقوبی، ج‌۲، ص‌۵۰.</ref> به هر روی، [[ابوسفیان]] [[پرچم]] [[جنگ]] را در [[دارالندوه]] برپا کرده، به [[عثمان ‌بن طلحه]] از [[بنی‌عبدالدار]] (صاحبان لواء) سپرد و با ۴۰۰۰‌ جنگ‌آور، ۳۰۰ اسب و ۱۵۰۰ <ref>المغازی، ج‌۲، ص‌۴۴۳؛ الطبقات، ج‌۲، ص‌۵۰.</ref> شتر از [[مکه]] حرکت کرده و در مرّالظهران فرود آمد. دیگر تیره‌ها از [[بنی‌سلیم]]، [[اسلم]]، [[اشجع]]، [[بنی‌مره]]، [[کنانه]]، [[فزاره]] و [[غطفان]] نیز به آنان پیوستند و سپاهی ۱۰۰۰۰‌ نفری فراهم آمد.<ref> تاریخ الخمیس، ج‌۱، ص‌۴۸۰؛ بحارالانوار، ج‌۲۰، ص‌۲۱۷.</ref> [[فرماندهی]] و شمار [[احزاب]] با اندک [[اختلاف]] چنین است: بنی‌سلیم با ۷۰۰ نفر به فرمان‌دهی [[پدر]] [[ابوالاعور سلمی]]، [[بنی‌اسد]] با فرمان‌دهی [[طلحة ‌بن خُوَیلد اسدی]]، بنی‌فزاره به‌طور کامل با ۱۰۰۰‌ شتر به فرماندهی عُیَینَة بن حِصْن فَزاری، اشجع با ۴۰۰ نفر به فرماندهی مسعودبن رُخَیله و بنی‌مُرَّة با ۴۰۰ نفر و فرماندهی [[حارث بن عوف]]. مجموع [[سپاه]] به سه [[لشکر]] تقسیم و فرمان‌دهی کل به ابوسفیان واگذار شد ؛<ref> الطبقات، ج‌۲، ص‌۵۰‌ـ‌۵۱؛ المغازی، ج‌۲، ص‌۴۴۳‌ـ‌۴۴۴.</ref> سپس به‌سوی [[مدینه]] حرکت کردند. [[مسعودی]] شمار سپاه احزاب را ۲۴۰۰۰ نفر می‌داند.<ref> التنبیه و الاشراف، ص‌۲۱۶.</ref> با توجه به تیره‌های شرکت‌ کننده شمار [[قطعی]] یا تقریبی آنها، با این دیدگاه نمی‌سازد ؛ هرچند واقدی [[نقل]] کرده که حارث‌بن [[عوف]] از بزرگان بنی‌مره در مرّالظهران جلوی قومش را گرفت و از آنان خواست تا به‌سوی [[محمد]]{{صل}} نروند؛ اما خود آن را نپذیرفته، از حضور آنان در جنگ و هجو [[حسان ‌بن ثابت]] شاعر معروف [[مسلمان]] علیه حارث سخن دارد.<ref> المغازی، ج‌۲، ص‌۴۴۳؛ الطبقات، ج‌۲، ص‌۵۱.</ref><ref>[[سید علی رضا واسعی|واسعی، سید علی رضا]]، [[احزاب / غزوه (مقاله)|مقاله«احزاب»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>
طراحان اصلی نبرد، عده‌ای از بزرگان [[یهود]]، از [[بنی‌نضیر]] و [[بنی‌وائل]] چون [[سلام ‌بن ابی‌الحقیق نَضْری]]، [[حیی بن‌ اخطب نضری]]، [[کنانة ‌بن ربیع‌ بن ابی‌الحقیق]] و [[هوذة ‌بن قیس وایلی]] و [[ابوعمار وایلی]] و دیگران، <ref>الثقات، ج‌۱، ص‌۲۶۴؛ السیرة النبویه، ابن‌هشام، ج‌۳، ص‌۲۱۴.</ref> بودند؛ اینان به‌ویژه [[یهودیان بنی‌نضیر]] که پیش از هجرت از موقعیت بالایی برخوردار بوده و پس از [[پیمان شکنی]]، از [[مدینه]] [[رانده شده]]،<ref> الطبقات، ج‌۲، ص‌۵۰؛ شرح الاخبار، ج‌۱، ص‌۲۸۸.</ref> در [[خیبر]] [[پناه]] گرفتند و بر آن شدند تا به هر طریقی [[مسلمانان]] و [[پیامبر]] را از پای درآورند ؛<ref> السیرة النبویه، ابن‌هشام، ج‌۳، ص‌۲۱۴؛ البدایة و النهایه، ج‌۴، ص۷۷؛ الطبقات، ج‌۲، ص‌۵۰.</ref> بدین منظور با [[سفر]] به [[مکه]] و ترجیح [[آیین]] [[مشرکان قریش]] بر [[رسالت پیامبر]]، آنان را به [[جنگ]] با مسلمانان فراخواندند<ref>تاریخ طبری، ج‌۲، ص‌۹۰‌ـ‌۹۱؛ عیون‌الاثر، ج‌۲، ص‌۸۳‌ـ‌۸۴.</ref> و با اعلام [[همراهی]] و [[همکاری]] و<ref> المیزان، ج‌۱۶، ص‌۲۹۲؛ الثقات، ج‌۲، ص‌۸۳.</ref> [[یادآوری]] خاطرات تلخ و [[ناگواری]] که مسلمانان برای [[قریش]] پیش آورده بودند، آنان را به سرعت [[عمل]] [[ترغیب]] کردند.<ref>الارشاد، ج‌۱، ص‌۹۴.</ref> گفته‌اند که [[آیات]] {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ هَؤُلاء أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ آمَنُواْ سَبِيلاً أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَمَن يَلْعَنِ اللَّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ نَصِيرًا أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِّنَ الْمُلْكِ فَإِذًا لاَّ يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيرًا أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُم مُّلْكًا عَظِيمًا فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ بِهِ وَمِنْهُم مَّن صَدَّ عَنْهُ وَكَفَى بِجَهَنَّمَ سَعِيرًا }}<ref>«آیا به کسانی که بهره‌ای (اندک) از کتاب آسمانی داده شده است ننگریسته‌ای (که چگونه) به «جبت»  و «طاغوت»  ایمان دارند و درباره کافران می‌گویند که اینان رهیافته‌تر از مؤمنانند؟! آنانند که خداوند لعنتشان کرده است و برای هر کس که خداوند او را لعنت کند هرگز یاوری نخواهی یافت. آیا ایشان را بهره‌ای از فرمانروایی است؟ که در آن صورت سر سوزنی  به کسی (چیزی) نمی‌دهند. یا اینکه به مردم برای آنچه خداوند به آنان از بخشش خود داده است رشک می‌برند؟ بی‌گمان ما به خاندان ابراهیم کتاب (آسمانی) و فرزانگی  دادیم و به آنان فرمانروایی سترگی بخشیدیم. پس برخی از آنها به آن ایمان آوردند و برخی از ایشان روی از آن برتافتند و (برافروختن) آتش فروزان را، دوزخ بس» سوره نساء، آیه ۵۱-۵۵.</ref> درباره همین [[یهودیان]] نازل شده که برخلاف [[باور]] و داده‌های [[کتاب آسمانی]] خود به [[حقانیت]] [[مشرکان]] نظر داده‌اند؛<ref>اسباب النزول، ص‌۱۳۰؛ جامع‌البیان، مج‌۴، ج‌۵، ص‌۱۸۲؛ لباب النقول، ص‌۵۹‌ـ‌۶۰.</ref> گرچه قول به [[نزول]] این آیات در غیر این مورد، در [[منابع تفسیری]] اندک نیست.<ref> الدرالمنثور، ج‌۲، ص‌۵۶۲‌ـ‌۵۶۴؛ التبیان ج‌۳، ص‌۲۲۳‌ـ‌۲۲۵؛ مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۹۲.</ref> یهودیان در کنار [[کعبه]] با قریش [[پیمان]] بسته، [[سوگند]] [[وفاداری]] یاد‌کردند.<ref>المغازی، ج‌۲، ص‌۴۴۲.</ref> [[ابوسفیان]] با شنیدن این سخنان و پس از [[اطمینان]] از [[انگیزه]] [[جنگ‌افروزی]] یهودیان علیه پیامبر و مسلمانان، [[آمادگی]] خویش را اعلام کرد. سران [[بنی‌نضیر]] [[بنی‌سلیم]] را به همراهی با قریش [[دعوت]] کردند و [[غطفان]] را با [[تطمیع]] محصول یک سال خرمای خیبر، به مساعدت فراخواندند ؛<ref>المغازی، ج‌۲، ص‌۴۴۲‌ـ‌۴۴۳.</ref> بدین‌گونه لشکری انبوه فراهم گردید.<ref> زاد المسیر، ج‌۶‌، ص‌۳۵۶.</ref> [[یعقوبی]] برخلاف نظر همگان، [[قریش]] را طراح اصلی جنگ دانسته و بر آن است که آنان سفیرانی به‌سوی [[یهود]] و دیگر [[قبایل]] فرستاده، آنان را به جنگ علیه [[رسول خدا]] و مسلمانان [[تشویق]] کردند.<ref>تاریخ یعقوبی، ج‌۲، ص‌۵۰.</ref> به هر روی، [[ابوسفیان]] [[پرچم]] [[جنگ]] را در [[دارالندوه]] برپا کرده، به [[عثمان ‌بن طلحه]] از [[بنی‌عبدالدار]] (صاحبان لواء) سپرد و با ۴۰۰۰‌ جنگ‌آور، ۳۰۰ اسب و ۱۵۰۰ <ref>المغازی، ج‌۲، ص‌۴۴۳؛ الطبقات، ج‌۲، ص‌۵۰.</ref> شتر از [[مکه]] حرکت کرده و در مرّالظهران فرود آمد. دیگر تیره‌ها از [[بنی‌سلیم]]، [[اسلم]]، [[اشجع]]، [[بنی‌مره]]، [[کنانه]]، [[فزاره]] و [[غطفان]] نیز به آنان پیوستند و سپاهی ۱۰۰۰۰‌ نفری فراهم آمد.<ref> تاریخ الخمیس، ج‌۱، ص‌۴۸۰؛ بحارالانوار، ج‌۲۰، ص‌۲۱۷.</ref> [[فرماندهی]] و شمار [[احزاب]] با اندک [[اختلاف]] چنین است: بنی‌سلیم با ۷۰۰ نفر به فرمان‌دهی [[پدر]] [[ابوالاعور سلمی]]، [[بنی‌اسد]] با فرمان‌دهی [[طلیحه بن خویلد اسدی]]، بنی‌فزاره به‌طور کامل با ۱۰۰۰‌ شتر به فرماندهی عُیَینَة بن حِصْن فَزاری، اشجع با ۴۰۰ نفر به فرماندهی مسعودبن رُخَیله و بنی‌مُرَّة با ۴۰۰ نفر و فرماندهی [[حارث بن عوف]]. مجموع [[سپاه]] به سه [[لشکر]] تقسیم و فرمان‌دهی کل به ابوسفیان واگذار شد ؛<ref> الطبقات، ج‌۲، ص‌۵۰‌ـ‌۵۱؛ المغازی، ج‌۲، ص‌۴۴۳‌ـ‌۴۴۴.</ref> سپس به‌سوی [[مدینه]] حرکت کردند. [[مسعودی]] شمار سپاه احزاب را ۲۴۰۰۰ نفر می‌داند.<ref> التنبیه و الاشراف، ص‌۲۱۶.</ref> با توجه به تیره‌های شرکت‌ کننده شمار [[قطعی]] یا تقریبی آنها، با این دیدگاه نمی‌سازد ؛ هرچند واقدی [[نقل]] کرده که حارث‌بن [[عوف]] از بزرگان بنی‌مره در مرّالظهران جلوی قومش را گرفت و از آنان خواست تا به‌سوی [[محمد]]{{صل}} نروند؛ اما خود آن را نپذیرفته، از حضور آنان در جنگ و هجو [[حسان ‌بن ثابت]] شاعر معروف [[مسلمان]] علیه حارث سخن دارد.<ref> المغازی، ج‌۲، ص‌۴۴۳؛ الطبقات، ج‌۲، ص‌۵۱.</ref><ref>[[سید علی رضا واسعی|واسعی، سید علی رضا]]، [[احزاب / غزوه (مقاله)|مقاله«احزاب»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>


==حفر [[خندق]]==
==حفر [[خندق]]==
۲۲۴٬۸۹۸

ویرایش