←ابولهب در دانشنامه معاصر قرآن کریم
(←منابع) |
|||
| خط ۶۴: | خط ۶۴: | ||
==ابولهب در دانشنامه معاصر قرآن کریم== | ==ابولهب در دانشنامه معاصر قرآن کریم== | ||
عبدالعزی فرزند [[عبدالمطلب | عبدالعزی فرزند [[عبدالمطلب هاشمی]]، کنیهاش "اباعتبه" و "[[ابولهب]]"، عمو و دشمن سرسخت رسول خدا<ref> الطبقات الکبری، ج۱، ص۷۵.</ref>. مادرش لبنی دختر "[[هاجر بن عبد مناف]]" از [[خزاعه]]<ref>السیرة النبویة، ج۱، ص۱۱۰.</ref> است. ابولهب مرکب از "[[اب]] و لهب" در لغت به معنای [[هیجان]] شدید و در اصطلاح [[آتش]] شعلهور شده را گویند<ref>العین، ص۸۸۶.</ref>. برخلاف نظر برخی<ref>اسد الغابة، ج۱، ص۳۹.</ref> گرچه (به احتمال) به خاطر [[حمایت]] از [[بت]] "العزی" نامش العزی است<ref>ابن کلبی، الأصنام، ص۲۳.</ref>؛ اما چون عبدالعزی نوعی [[تأیید]] بت و [[بتپرستی]] است به جای نام، کاربرد [[کنیه]] - یعنی ابولهب - در [[قرآن]] نوعی [[طعنه]] (نسبت آتش شعلهور شده) به اوست<ref>سمعانی، تفسیر، ج۶، ص۲۹۸.</ref>. | ||
ابولهب زنده (در حد مرد صاحب [[کنیز]]) در [[عام الفیل]]<ref>الاستیعاب، ج۱، ص۲۸.</ref>؛ وی چپ چشم، دارای هیکلی بزرگ و خوشچهره، اما عصبی بوده است<ref>الکشف و البیان، ج۱۰، ص۳۲۳.</ref>. از [[زندگی]] [[قبل از بعثت]] او - مثل دیگر [[ثروتمندان]] [[قریش]] - جز بازرگانی {{متن قرآن|مَا أَغْنَی عَنْهُ مَالُهُ وَمَا کَسَبَ}}<ref> «دارایی و دستاوردش به او سودی نبخشید» سوره مسد، آیه ۲.</ref>؛ و همینطور محکومیت به قطع دست به خاطر [[سرقت]] گنجینه [[کعبه]]، چیز دیگری نمیدانیم<ref>فتوح البلدان، ج۴، ص۳۰۴-۳۰۵.</ref>؛ گرچه [[حسادت]] به برادرش - [[ابوطالب]] - به قبل از بعثت باز میگردد؛ اما شواهدی چون شیر خوردن [[پیامبر]] از کنیز ابولهب<ref>الکامل، ج۱، ص۴۵۹.</ref>؛ و [[ازدواج]] دو پسرش با [[دختران پیامبر]] گویای روابطی است بین او و پیامبر، البته حضور پیامبر در درگیری دو [[برادر]] (ابولهب و ابوطالب) و دفاعش از ابوطالب باعث شد که ابولهب همان جا کینهاش را به برادرزاده آشکار کند<ref>فتوح البلدان، ج۱، ص۱۲۹-۱۳۱.</ref>؛ [[تعصب]] شدید به [[دین]] نیاکان و [[کینهتوزی]] موجب شد ابولهب نه تنها در حادثه [[انذار]]، مانع [[دعوت]] رسول خدا{{صل}} شود و از [[زخم زبان]] به برادرش ابا نکند، بلکه پسرش را با خود همراه کرد و تا آنجا پیش رفت که (به کمک همسرش) پسرانش را با [[تهدید]] مجبور کرد [[دختران]] رسول خدا{{صل}} را رها کنند؛ البته این جدایی قبل از [[زناشویی]] بوده است<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۷۴.</ref>. در حادثه [[محاصره اقتصادی]] در حالی همه [[بنیهاشم]] به [[دعوت]] [[ابوطالب]] بر [[حمایت از پیامبر]] [[همداستان]] شدند که [[ابولهب]] [[قریش]] را بر علیه [[قبیله]] خود - یعنی بنیهاشم - [[بسیج]] کرد<ref>الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۴۸ و ۱۶۳.</ref>؛ پس از [[مرگ ابوطالب]]، ابولهب به تحریک دوستانش موجب خروج اجباری [[پیامبر]] از [[مکه]] شد<ref>الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۴.</ref>؛ از موارد دیگر [[اذیت]] و [[آزار]] وی به [[رسول خدا]]{{صل}} میتوان به متهم کردن [[پیامبر خدا]] به [[فریبکار]] و [[دروغگو]]، ریختن خار و خاشاک در [[راه]] آن [[حضرت]]، [[تصمیم]] به [[قتل پیامبر]] در حال [[نماز]]، تداوم و [[اصرار]] بر باز داشتن مکیان از [[پذیرفتن اسلام]]، و در نهایت (به همراه گروه [[چهل]] نفره) تصمیم به [[قتل]] آن حضرت اشاره کرد<ref>فتوح البلدان، ج۱، ص۱۳۱؛ ج۱۱، ص۱۱۹.</ref>. | ابولهب زنده (در حد مرد صاحب [[کنیز]]) در [[عام الفیل]]<ref>الاستیعاب، ج۱، ص۲۸.</ref>؛ وی چپ چشم، دارای هیکلی بزرگ و خوشچهره، اما عصبی بوده است<ref>الکشف و البیان، ج۱۰، ص۳۲۳.</ref>. از [[زندگی]] [[قبل از بعثت]] او - مثل دیگر [[ثروتمندان]] [[قریش]] - جز بازرگانی {{متن قرآن|مَا أَغْنَی عَنْهُ مَالُهُ وَمَا کَسَبَ}}<ref> «دارایی و دستاوردش به او سودی نبخشید» سوره مسد، آیه ۲.</ref>؛ و همینطور محکومیت به قطع دست به خاطر [[سرقت]] گنجینه [[کعبه]]، چیز دیگری نمیدانیم<ref>فتوح البلدان، ج۴، ص۳۰۴-۳۰۵.</ref>؛ گرچه [[حسادت]] به برادرش - [[ابوطالب]] - به قبل از بعثت باز میگردد؛ اما شواهدی چون شیر خوردن [[پیامبر]] از کنیز ابولهب<ref>الکامل، ج۱، ص۴۵۹.</ref>؛ و [[ازدواج]] دو پسرش با [[دختران پیامبر]] گویای روابطی است بین او و پیامبر، البته حضور پیامبر در درگیری دو [[برادر]] (ابولهب و ابوطالب) و دفاعش از ابوطالب باعث شد که ابولهب همان جا کینهاش را به برادرزاده آشکار کند<ref>فتوح البلدان، ج۱، ص۱۲۹-۱۳۱.</ref>؛ [[تعصب]] شدید به [[دین]] نیاکان و [[کینهتوزی]] موجب شد ابولهب نه تنها در حادثه [[انذار]]، مانع [[دعوت]] رسول خدا{{صل}} شود و از [[زخم زبان]] به برادرش ابا نکند، بلکه پسرش را با خود همراه کرد و تا آنجا پیش رفت که (به کمک همسرش) پسرانش را با [[تهدید]] مجبور کرد [[دختران]] رسول خدا{{صل}} را رها کنند؛ البته این جدایی قبل از [[زناشویی]] بوده است<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۷۴.</ref>. در حادثه [[محاصره اقتصادی]] در حالی همه [[بنیهاشم]] به [[دعوت]] [[ابوطالب]] بر [[حمایت از پیامبر]] [[همداستان]] شدند که [[ابولهب]] [[قریش]] را بر علیه [[قبیله]] خود - یعنی بنیهاشم - [[بسیج]] کرد<ref>الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۴۸ و ۱۶۳.</ref>؛ پس از [[مرگ ابوطالب]]، ابولهب به تحریک دوستانش موجب خروج اجباری [[پیامبر]] از [[مکه]] شد<ref>الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۴.</ref>؛ از موارد دیگر [[اذیت]] و [[آزار]] وی به [[رسول خدا]]{{صل}} میتوان به متهم کردن [[پیامبر خدا]] به [[فریبکار]] و [[دروغگو]]، ریختن خار و خاشاک در [[راه]] آن [[حضرت]]، [[تصمیم]] به [[قتل پیامبر]] در حال [[نماز]]، تداوم و [[اصرار]] بر باز داشتن مکیان از [[پذیرفتن اسلام]]، و در نهایت (به همراه گروه [[چهل]] نفره) تصمیم به [[قتل]] آن حضرت اشاره کرد<ref>فتوح البلدان، ج۱، ص۱۳۱؛ ج۱۱، ص۱۱۹.</ref>. | ||